سر آغاز
 
شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلين نراقي) دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 98 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است .

همچنین تعداد 48 راننده اتوبوس، مینی بوس، کامیون، بنز خاور، آمبولانس ، وانت و نیسان در طول جنگ عراق بر علیه ایران فعالیت مخلصانه داشته اند .

از ابتدای تشکیل نهادهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 88 پاسدار و 18 جهادگر در جهاد سازندگی(کشاورزی) و 480 بسیجی تا کنون در شهر نراق فعالیت موثر و سازنده داشته اند .
 
شهر نراق اولین منطقه ای است که اکثر شرایط ایثار و فداکاری و مساعدت را در هشت سال جنگ داشته و اولین شهید دفاع مقدس استان مرکزی به نام محمدعلی قجری مربوط به نراق می باشد . به نسبت جمعیت بالاترین رزمنده ، بالاترین شهید ، بالاترین جانباز ، بالاترین آمار آزادگان و بالاترین کمک های اهدای مردمی به جبهه را در سطح استان به خود اختصاص داده است .

قصد داریم به برکت سی و یکمین سالگرد جنگ تحمیلی و دفاع جانانه غیورمردان و سلحشوران ایران زمین و در راستای رهپویی از شهدا و احترام به آزادگان سرافراز و جانبازان عزیز و بسیجیان گرانقدر شهر نراق ، خاطرات و عکسهای دلاور مردانمان و همچنین اطلاعات عمومی شهر را در معرض دید همگان قرار داده تا با رویت آنها خاطراتشان را زنده کرده و غبار فراموشی را از دلها بزداییم .
 

علاقمندان می توانند برای نمایش دادن عکس و خاطراتشان آنها را به آدرس نویسنده وبلاگ (h_ozaee@yahoo.com ) ایمیل نموده و یا حضورا در شهر نراق تحویل نمایند .

آخرین حلقه ی رزم یک رزمنده نه تحویل سلاح به واحد تسلیحات ؛ که نوشتن خاطرات نبرد است . یک رزمنده تا زمانی که خاطراتش را ثبت نکرده ؛ هنوز چیزهایی به تاریخ و آینده و آرمانش بدهکار است .

                                                                                                                                                                                                                                                    رهبر فرزانه انقلاب ، امام خامنه ای

    

 در ایام با میمنت عید سعید قربان عکس ها و خاطرات "وبلاگ سلحشوران شهر نراق" از تاریخ 24 مهر 1392 همزمان در شبکه اجتماعی فیس بوک به همین نام نمایش داده می شود . علاقمندان می توانند از مطالب تازه در خصوص شهر تاریخی و زیبای نراق و منطقه بهره برداری فرمایند .     

 

در سالروز ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) 22 تیر 1393 نیز اخبار و مطالب وبلاگ سلحشوران شهر نراق از طریق نرم افزار واتساپ بر روی گوشی های موبایل قابل دریافت می باشد . عزیزانی که مایل به استفاده از این فضا هستند میتوانند شماره 09213726409 را در گوشی خود ذخیره و یک پیام حاوی نام و نام خانوادگی به این شماره ارسال کنند.

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعــت9:13 تــوسط |
شهیدی از شهر نراق که زنده از اسارت عراقی ها بازگشت

 

شهیدی از شهر نراق که زنده از اسارت عراقی ها بازگشت

سال 1367 در شهر کُهن و مذهبی نراق متولد گردیدم . تیر ماه 1365 به خدمت مقدس سربازی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان معرفی شدم .

.jpg

علی اکبر حیدری

در اوج جنگ عراق بر علیه ایران به اهواز اعزام و در لشکر مهندسی رزمی 42 قدر در قسمت تعمیرگاه وسایط نقلیه راه سازی سازماندهی گردیدم .
مدت بیست و چهار ماه که اکثرا در جبهه فعالیت داشتم بر این منوال گذشت و به دلیل پایان خدمت ، تسویه حسابم را دریافت نمودم .

image5907.jpg

فرمانده درخواست کرد به عنوان آخرین ماموریت به جبهه شلمچه اعزام و مشکل وسیله ای که به گِل نشسته است را حل و فصل کن .

تاریخ 5/4/1367 یعنی بیست و چهار روز قبل از پذیرش آتش بس ایران در جنگ تحمیلی عراق اینجانب علی اکبر حیدری به همراه دو بسیجی به اسامی احمد ... و ابراهیم لربهاری فرزند محمود از اهالی شهرستان دزفول که از مکانیک های با تجربه بودند به سمت خطوط جبهه حرکت کردیم .

scan0007.jpg

در بیست کیلومتری محور خرمشهر و محدوده جبهه های کوشک و طلائیه ، مورد تهاجم نیروهای ارتش بعث عراق قرار گرفته و به شدت مجروح و نهایتا به اسارت نیروهای ارتش بعث عراق قرار گرفتم .

احمد در لحظات ابتدایی مغزش متلاشی و به شهادت رسید و ابراهیم هم به نظرم آمد که به شهادت رسیده و لیکن پس از آزادی متوجه شدم مجروح گردیده و زنده است .

sryufy.jpg

ابتدا به شهر بندری بصره در استان بصره هدایت و ساعاتی بعد بدون مداوا و دادن آب و غذا ، به همراه اسیران دیگر با اتوبوس های تخت دار به راه آهن بصره منتقل و از آنجا با قطار به بغداد پایتخت عراق روانه گردیدیم .

2.jpg

کفن پوش حسینی ، علی اکبر حیدری

به همراه عده ای مجروح در یکی از بیمارستان های بغداد مورد پذیرش ابتدایی قرار گرفته ولیکن آنجا نیز با کمبود جا و کادر پزشکی مواجه بودیم و در نهایت به پادگان تموز متعلق به نیروی هوایی ارتش بعث هدایت شدم .

scan0008.jpg

در سوله های بزرگ که از قبل آماده شده ، استقرار یافتم و بعد به همراه تعدادی از اسرا برای اسکان ثابت به اردوگاه شماره سیزده شهر رمادیه در استان الانبارانتقال داده شدم .

تا حدود چهار ماه روی باسن حرکت می کردم تا به مرور مکان هفت گلوله ای که به بدنم خورده بود بهبود یابند . در این مقطع جنگ ، فشار عراقی ها زیاد بود و باعث اذیت و رنج بیشتری بر اسرای ایران می گردید .

1سلیمانی124.jpg
ده روز پس از ورودم به اردوگاه 13 رمادیه عراق نیروهای صلیب سرخ جهانی از این اردوگاه بازدید و نام علی اکبر حیدری در لیست اسرا ثبت و کارت اسارت به شماره 17104 دریافت و امکان مکاتبه در شرایط محدود با خانواده ام در شهر نراق مهیا گردید .

untitled-17.jpg

نفر سوم نشسته از چپ : آزاده جانباز علی اکبر حیدری


آن سوی صحنه خانواده ام پس از بیست روز اضطراب و دلهره سرانجام با آدرس موجود جنازه ی شهیدی به نام من تاریخ 25/4/1367 به نراق انتقال و پس از تشیع جنازه با شکوه در جوار دیگر قدسیان در گلزار شهدای نراق به خاک سپرده می شوم .
اربعین شهادتم ( علی اکبر حیدری) پنج شنبه مورخ 7/5/1367 از ساعت 17 الی 19 در مسجد جامع شهر نراق برگزار می شود .

image6690.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ده روز بعد تاریخ 17/5/1367 هلال احمر جمهوری اسلامی نامه بنده از عراق را به خانواده ام تحویل می دهند که همه را در بهت و حیرت فرو می برد . باور کردنش مشکل ،و بیان لحظاتش غیر توصیف است .

خانواده و دوستان و مسئولین هلال احمر در عالم شوک و ناباوری متن نامه نوشته شده من را می خوانند که نوشته ام : اینجانب علی اکبر حیدری سالم هستم و در اردوگاه رومادیه 13 عراق به سر می برم .

68.jpg


نوشته های روی سنگ قبرم را را تعویض و شهید به عنوان گمنام به جامعه معرفی می شود .
قطعنامه 598 مورد پذیرش قرار گرفت و پایان جنگ در مرداد 1369 اعلام گردید و رژیم بعث عراق از سوی سازمان ملل به عنوان متجاوز شناخته شد که باید غرامت های سنگین جنگ را بپردازد . اسرای دو کشور مبادله شدند .

image3310.jpg

تاریخ 5/6/1369 است و روز سرنوشت سازی برایم بود . به همراه سایر اسرا از مرز خسروی وارد کرمانشاه شدیم و بر خاک وطن اسلامی بوسه زده و نماز شکر به جای آوردم .
بعد از طریق هواپیما به فرودگاه مهرآباد تهران انتقال یافتم . به مدت سه روز در پادگان لشکرک در منطقه لویزان ، قرنطینه صورت گرفته و به جمع اقوامم پیوستم . ابتدا از ماجرای شهادتم هیچ خبری نداشتم تا اینکه یکی از پسر عموهایم اعلامیه ترحیمم مربوط به دو سال قبل را نشانم داد و شرح ماوقع را برایم نقل کرد .
اولین قدمگاه مورد نظرم زیارت مرقد پاک و نورانی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت آیت الله سید روح الله خمینی (ره) در بهشت زهرای تهران بود .

78214726333476309935.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 



بعد وارد زادگاهم شهر عشق و شور و نشاط یعنی نراق شدم . جمعیت انبوهی ساعت ها چشم انتظار بودند . دسته های گل بر روی شانه هایم انداختند و وارد گلزار شهدای شهر نراق شدم . به روح طیبه شهدا فاتحه ای قرائت کردم آنگاه بر مزار قبری که تا چندی پیش خودم در آن دفن بودم و اکنون شهید گمنامی در آن آرمیده است فاتحه ای قرائت کردم .


بنده اکنون با 30 درصد جانبازی به همراه همسرم سرکار خانم حسینی و فرزندم عارف حیدری از پیروان راستین مکتب اسلام هستیم و برای پیشبرد اهداف مقدس جمهوری اسلامی فعالیت داریم .

 

picture 662.jpg

آزاده جانباز علی اکبر حیدری فرزند رضا اهل شهر نراق 4/3/1391

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعــت21:14 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(23)

 

کتاب " تاریخ اشرار کاشان "

مولف آیت الله ملا عبدالرسول مدنی کاشانی فرزند ملا محمد به اهتمام حسینعلی پورمدنی توسط انتشارات مرسل که نوبت دوم در سال 1378 چاپ گردیده است . آقای مدنی سال 1321 قمری متولد و تاریخ 24 ذی الحجه 1412 برابر با 5 تیر 1371 دعوت حق را لبیک و در بقعه هارون بن موسی(پنجه شاه) شهرستان کاشان استان اصفهان مدفون گردید .

img_1810.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

کتاب تاریخ اشرار کاشان در 103 صفحه و مبارزه با ظلم و قهرمان پروری نراقی ها در جای جای آن به چشم می خورد . نگارش این کتاب در سال 1339 هجری قمری (96 سال قبل) نوشته شده است .


+ صفحه 16 در خصوص آیت الله حاج میرزا فخرالدین نراقی نوشته :
مباحثات ملا عبدالرسول مدنی کاشانی در نزد بزرگانی مانند آیت الله حاج میرزا فخرالدین نراقی و ابوالزجه خودش ملا حبیب الله شریف کاشانی و... بوده است .

+ در صفحه 60 در خصوص کشته شدن نایب حسین خان نراقی توسط عوامل نایب حسین خان کاشی نوشته :
در خلال این اوقات وقتی شد که "مرحوم نایب حسین خان نراقی " که جوان پُر دل و دلیر و با طایفه ای بود اما در ادای فرائض شرع اهتمام تمام داشت ؛ مامور به گرفتن نایب حسین خان کاشی شده به اطراف کاشان با جمعی وارد شده ؛ کاشی ها در اطراف کاشان می زیستند در حالی که نایب حسین نراقی در "جوشقان" (چهار فرسخی کاشان) بود .

img_1816.jpg

کاشی ها شبانه می روند اطراف منزلگاه نراقی ؛ نراقی از نهایت غفلت و غرور و بی خبری در بالاخانه ای نشسته و کسان او متفرقند ؛ کاشی ها در صحرا صدای شغال می کنند که نراقی خوب مطمئن شود که انسان در این اطراف نیست ؛ یک دفعه او را نشان گرفته با گلوله می زنند و بعضی تبعه او را دستگیر ؛ از مقاومت او هم آسوده شدند .


+ در صفحات 67 و 68 و 69 در خصوص شرارت اشرار در اطراف کاشان نوشته :
باید دانست که هر کجا از محوطه کاشان باج به حضرات نمی دادند مورد سخط و غضب آنها بودند ؛ هنگام اقتضای وقت تلافی می کردند ؛ مثل نشلج و بَرزُک و نراق و جاسب .

img_1822.jpg

اما نراق چون چندان اعتنایی نداشتند و تمکین نمی کردند و تقدیم باجی نمی نمودند بالاخره سال گذشته دستخوش طغیان و لگدکوب سم اسبان رجبعلی لرشد که به اشارتی از کاشیها با نهایت اطمینان چند روز در آنجا توطن کرده و"و جعل اعزه اهلها اذله" آنچه نقد و طلاآلات و محمولات قیمتی داشتند بردند و ظلم آنها به جایی رسید که موافق دستورالعمل استاد ؛ تمام دوشیزگان را طوعا او کرها ؛ به حباله نکاح خود و تبعه خود درآورده ؛ موافق ثبت صحیح دویست دختر بکر را به توسط عقد زناشویی در چند روزه اقامت خود بکارت بردند ؛ یک دختر صحیح نمانده بود .

img_1817.jpg

او بعد از آنجا به دهات دیگر و قمصر و نطنز و غیره رفت و به همین دستور به جزئی سبکتر رفتار کرد ؛ در نراق و خارج با ژاندارمری طرف و بعضی آنها را تلف و بعضی را آزاد کرد ؛ بالاخره می شنویم در لرستان زندگانی می کند با اینکه مکرر گفتند کشته شده است.

+ در صفحات 73 و 74 به خیانت و جنایت های نایبیان کاشان از جمله کشتن نایب حسین خان نراقی و آقا علی نراقی پسر میرزا محمد حسین مجتهد نراقی اشاراتی دارد که بعد از شهادت آقا علی افراد خانواده اش به تهران اعلام تظلم کرده ولی اشرار نایب حسین خان کاشی تا چند سال پول خون او را از رعایا می گرفتند و با اولیای امور قسمت می کردند .

img_1823.jpg

+ در صفحه 102 و فصل چهارم به اسامی و تشریح هفت نفر از شخصیت هایی پرداخته که توسط ددمنشان نایبیان کاشان به قتل رسیده اند . از جمله نوشته مرحوم آقا علی پسر مرحوم میرزا محمد حسین مجتهد نراقی ؛ جوان پُر دل بی باکی بود ؛ دخالت زیاد در سیاسیات داشت و با حضرات بی محابا حرکت می کرد .

img_1820.jpg

هر چه آنها با او مداهنه می کردند او یکتنه با آنها مخالفت می کرد و این اندازه را عقل سلیم حکم نمی کند ؛ بالاخره او را دعوت کردند ؛ به تنهایی رفت ؛ همان رفتن و همان بر نگشتن ؛ تا چند روز هم خود آنها به شراکت سائرین جویای او می شدند خبری نمی شد ؛ مادرش صاحب طایفه ؛ مدتها زحمتها کشید نتیجه نبخشید . مگر اینکه مکرر پول خون او را از رعیت گرفته و با مرکزیان شرکت کردند و گذشت ؛ و از این قبیل خیلی است .

img_1827.jpg
دومین فرد نائب حسین نراقی که نیز مهمیز قلم اشک ریز ؛ توسن عزاداری در میدان سوگواری این رساله جولانی نمود .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعــت23:58 تــوسط |
ترک کردن سیگار یک اسیر نراق در عراق

 

ترک کردن سیگار یک اسیر نراق در عراق

دوم فروردین 1361 طی عملیات فتح المبین در جبهه زَعَن منطقه شِلِش شهرستان شوش استان خوزستان به شدت مجروح و به اسارت نیروهای ارتش عراق درآمدم .

 46776343242120946537.jpg

حاج عباس باقری

عملیات فتح المبین همه جبهه ها فتح الفتوح بود ولیکن در شلش رزمنده های نراق و محلات و ... گرفتار هوشیاری عراقی ها شدند .

 38149014284756893053.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حدود 350 نفر در این عملیات اسیر شده بودیم و با اینکه تعدادی از اسرای ایرانی مجروح بودند بدون طبابت و رسیدگی به مدت طولانی در خیابان های بغداد در داخل اتوبوس ها چرخانده شدیم .

 image3325.jpg

بعضا محل زخم اسیران بوی تعفن می داد و عراقی های بی توجه به خاطر شکست سنگین می خواستند به مردمشان روحیه بدهند .

بعد در استخبارات بغداد به نوبت در حال بازجویی بودیم و با همه مشقاتی که داشتیم عراقی ها به توزیع سیکار بین ایرانیان مبادرت ورزیدند .

 image3335.jpg

 همشهری ام قدرت الله ایزدی اهل شهر نراق مخفیانه گفت عباس تو که سیگار نمی کشی بنابراین سهمیه سیگارت را بگیر تا من بکشم .

من هم گفتم قدرت نه من سهمیه سیگار می گیرم و نه تو حق کشیدن سیگار داری . ایزدی هم احترام گذاشت و سیگار را ترک کرد .

60367495331099302521.jpg

آزاده جانباز حاج عباس باقری فرزند حسینعلی اهل شهر نراق 20/2/1392

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه سوم شهریور 1393ساعــت21:23 تــوسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 16
 

image8780.jpg

 شکار در کوه کارد کلنگه (احمدآباد)شهر نراق – پاییز سال 1340
از راست : حسن غفاری فرزند میرزاجواد – مرحوم رمضان عظیمی فرزند ... – مرحوم غلامحسین خسروی فرزند.... – مرتضی رادفر فرزند شکرالله

image4528.jpg

 مزرعه سالوار شهر نراق – سال 1365

از راست : حسن کاظمی فرزند سلطانعلی – علی رمضانی فرزند غلامعلی – ایرج جعفری فرزند فرزند علی اکبر – مصطفی آعلی فرزند علی محمد – مجید ابراهیمی فرزند.... – حمیدرضا قاسمی فرزند غلامرضا -  مهدی کاظمی فرزند محمود-  ابوالفضل آعلی فرزند ابراهیم

image4246.jpg

 مانور بسیجیان شهر نراق در ... – سال حدود 1366

سید عباس موسوی فرزند سید حبیب – مهدی کاظمی فرزند محمود – علی اکبر پور صادقی فرزند محمد – حسن کاظمی فرزند سلطانعلی – سید احمد باشی فرزند سید کاظم – علیرضا پریشانی فرزند حسین – داود مظفری فرزند علی محمد – رضا عابدینی فرزند روح الله – حمیدرضا قاسمی نراقی فرزند حسن – ابوالقاسم احمدی فرزند علی – سید حسن حسینی فرزند سید جلال – سلطانعلی قجری فرزند عبدالرحمن – حسین فروغی فرزند اکبر

image5405.jpg

 کودکان و نوجوانان محله مسجد حاج صغری – سال 1364

ازراست : راضیه صالحی فرزند اصغر - مرضیه لطفی فرزند غلامعلی - داود حبیبی فرزند اکبر - اکرم قجری فرزند قاسم - ریحانه صالحی فرزند اصغر - مهدی رمضانی فرزند علی - ناشناس - محمد قجری فرزند علی - ناشناس - حسن حبیبی فرزند اکبر – اسماعیل حبیبی فرزند اکبر

 

image5270.jpg

 شهر نراق - شهریور 1363

از راست : علی اصغر سعادتی فرزند صفدر علی ، ....ماندنی فرزند حسین ، مرتضی ماندنی فرزند حسین ، ...کاظمی فرزند قاسم ، ناشناس

 

sryzsr.jpg

 مزرعه سالوار شهر نراق - سال

ایستاده از راست : شهریار حیبیب زاده فرزند محمدرضا ، غلامرضا ایزدی فرزند محمود ، غلامعلی رضایی فرزند حسین ، هادی ایزدی فرزند عباس ، اکبر قجری فرزند احمد ، بیژن کارگزار فرزند.... ، محمد حمزه ای فرزند محمدعلی

نشسته از راست : ابوالفضل جعفری فرزند ابراهیم ، غلامرضا عظیمی فرزند رمضان ، سید احمد حسینی فرزند سید رضا ، حسین کارگزار فرزند... ، حسن نباتی فرزند مندعلی ، جعفر حمزه ای فرزند محمد علی

 

image3216.jpg

دومین دوره آموزش بسیجیان شهر نراق و محلات در صفی آباد محلات -تیر1360

از راست : قاسم جعفری فرزند ابراهیم(شهید) – محمد قجری فرزند علی – پاسدار ... اهل محلات – حسن رضوانی فرزند مدیر اهل محلات – سید مجتبی میرکریمی فرزند سید علی – علی رضایی فرزند رضا نظر – محمدرضا(مسلم) شاهرخی فرزند لطف الله اهل محلات(مرحوم) – سید عطاءالله حسینی اهل محلات(شهید)

 

image6821.jpg

اردوی یکروزه بسیجیان حوزه 2 ثارالله شهر نراق - زمستان 1379

 ایستاده از راست : حسن آقاصادقی فرزند شکرالله ، محمدرضا مرادی فرزند احمد، عباس قجری فرزند غلامحسین ، حسین باقری فرزند علیرضا ، امین جعفری فرزند علی ، جعفر حسینی فرزند محمود و.....

نشسته از راست : مجتبی مهدیزاده نراقی فرزند علی محمد ، مجید علی آقایی فرزند....، محسن حیدری فرزند حسین ، مجید صالحی فرزند ماشاالله ٰ مجتبی طهانی فرزند قنبر ، مهدی طالبی فرزند حسین

scan0060.jpg

 مزرعه محمد آباد شهر نراق – سال 1359

مرحومه ام لیلا ابوالحسنی فرزند غلامحسین آذر ماه 1369 فوت و در قطعه 73 بهشت زهرا(س) تهران دفن گردید . ام لیلا مادر بزرگ محمد و احمد ابوالحسنی بود .
یادش به خیر آفتابه مسی های قدیم را .

 

fhucf.jpg

 شهر نراق - سال 1381

 ردیف جلو از راست : عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم ، مرحوم علی بحرینی فرزند حسین ، مرحوم ملک محمد عابدی فرزند رحمت

ردیف عقب از راست : امین فروغی فرزند عزیزالله ، علی اکبر عضایی فرزند عباس ، ... رحیمی فرزند علی ، اصغر صفری فرزند مرتضی

image5497.jpg

 شهر نراق سال 1370

از راست : حسینعلی شریفی فرزند اسماعیل ، سید نظام موسویان فرزند سید علی  ، اسماعیل حبیبی فرزند اکبر ، سیف الله شریفی فرزند اسماعیل ، ابوالفضل قجری فرزند رحمت الله ، علی قجری فرزند رحمت الله ، کودک  ایستاده در وسط : سید موسی موسویان فرزند سید نظام

 

image6870.jpg

مسابقه دومیدانی یادواره شهدای بسیجی - دانش آموزان مدرسه راهنمایی اصفهانی شهر نراق - سال 1372

 

xfyjf.jpg

 عده ای از جوانان شهر نراق - سال حدود 1368

ایستاده از راست : سید تقی نقیبیان فرزند آقا سلطان - داریوش خسروی فرزند غلامرضا - علی اصغر حیدری فرزند ... - احمد ایزدی فرزند لطف الله - علی اکبر عضایی فرزند عباس - قنبر طهانی فرزند...
نشسته ها: سید عباس میرسلطانی فرزند سید احمد - ناشناس - احمد عضایی فرزند یوسف - حسینعلی عضایی فرزند عباس - ناشناس - امیر هوشنگ صالحی فرزند رضا - سلطانعلی مسلمی فرزند حسین
فرد عینکی ناشناس - غلامحسین بیابانگرد فرزند غلامرضا(علی اکبر)

 

 

این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه یکم شهریور 1393ساعــت17:36 تــوسط |
تقی عبدالمحمدی عارفی بود که قبل انقلاب نماز شب می خواند

 

تقی عبدالمحمدی عارفی بود که قبل انقلاب نماز شب می خواند

تقی عبدالمحمدی فرزند غلامرضا سال 1337 در شهرستان محلات استان مرکزی متولد گردید . وی از دوستان و همرزمان سلحشوران شهر نراق بود .

0138bratalikhosro.jpg

 شهید تقی عبدالمحمدی

آذرماه 1360 در جبهه محمدیه دارخوین آبادان در هنگام آتش تهیه بر علیه نیروهای ارتش بعثی عراق از ناحیه سَر مجروح شد و در بیمارستان آپادانا در خیابان خالد اسلامبولی تهران بستری گردید .

688921_im10xxxt.jpg


پس از بهبودی نسبی یکسال بعد تاریخ 16 آبان 1361 طی عملیات محرم در جبهه عین خوش موسیان استان ایلام پس از خلق حماسه های ماندگار به فیض اکمل شهادت نایل آمد .

یکی از دوستان ایشان پاسدار علی پورآغاسی فرزند علی اصغر قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات بود که طی عملیات فتح المبین تاریخ 2 فروردین 1361 به شهادت رسید .

3zk23xu2kuipivykbs0.jpg

شهیدعلی پورآغاسی


پور آغاسی به قرآن و نهج البلاعه مسلط بود و تقی نیز در کنار این شخصیت ممتاز با تربیت قرآنی بیشتر خو گرفت .

.jpg

عبدالمحمدی عارف بود و حتی قبل انقلاب نماز شب می خواند . یقین دارم در مقطعی 40 هفته شب های چهارشنبه به مسجد جمکران شهر قم عزیمت و با خداوند بی نیاز به راز و نیاز می پرداخت . چه بسا امضای شهادتش را از خالق در این عبادتگاه گرفته باشد.

.jpg


تقی عبدالمحمدی محوریت جوانان محلات در مسجد جامع سفلی بود . دعای ندبه را به صورت گل نرگس طراحی و با دست داخل گل و ساقه نوشته و آن را می خواند .

.jpg

آزاده اسدالله احمدعلی بیگ فرزند عزیزالله اهل شهرستان محلات 28/5/1391


+ نوشته شـــده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعــت17:20 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(22)

 

کتاب " هنرمندان کاشان "

تالیف آقای علی اصغر شاطری توسط انتشارات مرسل در سال 1386 چاپ گردید .

img_1783.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در کتاب 232 صفحه ای هنرمندان کاشان به هنرهای سنتی و صنایع دستی و منطقه از جمله آجرکاری ؛ خوشنویسی ؛ سفال ؛ مسگری ؛ قالی بافی و... پرداخته است . همچنین سرگذشتنامه 316 تن از هنرمندان کاشان و حومه اشاره گردیده است . 

img_1791.jpg
در اکثر احوال این کتاب در مقیاس تحقیقات میدانی می توان به کند و کاو در خصوص شهر نراق و منطقه بهره برداری نمود . در چندین مکان از مطالب آقای حسن نراقی فرزند ملا محمد حسین نویسنده کتاب تاریخ کاشان بهره برداری و نام برده شده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعــت16:33 تــوسط |
روزی که مانع بمباران هواپیمای عراق در آلواتان شدم

روزی که مانع بمباران هواپیمای عراق در آلواتان شدم

بسیجی بودم که دفترچه آماده به خدمت دریافت و سربازی ام را از تاریخ 18/4/1361 لغایت 18/4/1363 در لشکر 64 پیاده ارومیه – تیپ 2 سلماس – گردان 109 سپری کردم .

image3213.jpg

علی رضایی

در محور پیرانشهر - سردشت استان آذربایجان غربی و در منطقه آلواتان مستقر بودیم . مدتی بود حمام نرفته بودیم . مقداری چوب جمع کردیم و چند پیت 17 کیلوگرمی روغن نباتی را آب کرده و روی آتش گذاشتیم .

img_2134.jpg

با کمک سایر همرزمان استحمام کردیم . فرد شامپو می زد و دوستی آب روی سرش می ریخت و به نوبت می رفتند تو سنگر تا لباس بپوشند .

image3239.jpgدو نفر آخر مانده بودیم و من شامپو زدم و سر و صورتم با کف یکی شده بود که ناگهان سر و کله دو فروند هواپیمای میگ نیروی هوایی ارتش عراق پیدا شد .

137353135371.jpg

 

 

 

 

 

 

 

سربازی که آب دستش بود به سمت سنگر دوید و بقیه سربازان به هر گنجی پناه بردند تا از آسیب نجات پیدا کنند .

image3224.jpg

وسط پایگاه تک و تنها چاره ای نبود با ساعد و دستان به هر زحمتی کف ها را از مقابل چشمانم پاک کرده و پریدم پشت یک قبضه کالیبر 50 میلی متری و به سمت هواپیماهای دشمن متجاوز تیراندازی کردم .

image3234.jpg

خلبانان ارتفاع را کم کرده و روی پایگاه مانور می دادند و من هم با شهامت به شلیک کردنم ادامه می دادم . سرانجام مانع از بمباران منطقه شدم و آنها مجبور شدند از پایگاه فاصله گرفته و بمب های خود را در منطقه غیر نظامی بریزند و الحمدالله ضرر و زیانی متوجه کسی نشد .

image3211.jpg
این صحنه هم خنده دار بود و دارای حماسه ماندگار گردید که موفق شدیم هواپیمای دشمن را فراری بدهیم .

ee.jpg

علی رضایی فرزند رضا نظر اهل شهر نراق 19/11/1391

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعــت15:3 تــوسط |
سالروز ورود آزادگان شهر نراق به میهن اسلامی گرامی باد
 

 

image3480.jpg

1 (19).JPG

1 (17).jpg

1سلیمانی124.JPG

scan0007.jpg

scan0008.jpg

image4420.jpg

1 (35).jpg

1 (9).jpg

1 (22).jpg

1 (24).jpg

ssf.jpg

اردوگاه عنبر درشهر انبار استان الانبار عراق محل نگهداری اسرای ایرانی – 1362

ا ز راست : ناشناس – آزاده دکتر مجید جلالوند پزشک اردوگاه عنبر  - آزاده جانباز حسین اکبری فرزند اکبر اهل روستای جاسب ساکن شهر نراق

vh.jpg

image3281.JPG

1 (21).jpg

 uipftufgo.jpg

k;hkh.jpg

rtsy.jpg

tt.jpg

fyhf.jpg

yikdxfkdk.jpg

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعــت19:29 تــوسط |
مثل اینکه دیروز اسیر شده ام و به امید خدا 8 سال دیگر باز خواهم گشت

 

مثل اینکه دیروز اسیر شده ام و به امید خدا 8 سال دیگر باز خواهم گشت

24 سال از آزادی اسرای ایران از اردوگاه های زجر آور عراق می گذرد . با همه سختگیری هایی که مامورین ارتش بعث و بعضا مزدوران سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در خصوص کنترل نامه های رزمندگان در بند اعمال می شده ولی سال 1362 یک جوان 18 ساله و برومند شهر نراق با اینکه پنج ماه از دریافت نامه از خانواده اش محروم بوده مکاتبه ای با مادرش داشته که مطالعه آن متحیر کننده است .

ظطبا.jpg

خواندن ده باره این نامه عمق روحیه و مقاومت اسیر نراقی را نمایش می دهد .

 

IMG18472508.jpg

 

 

 

 

 

 

 

آزاده جانباز احمد ابوالحسنی اهل شهر نراق در دیدار یکشنبه 26 مرداد 1393 آزادگان سرافراز با رئیس مجمع تشخیص نظام آیت الله هاشمی رفسنجانی

احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله متولد 1344 اهل شهر نراق از توابع دلیجان 2 فروردین 1361 طی عملیات فتح المبین در سن 16 سالگی در جبهه شِلِش شوش استان خوزستان پس از مجروحیت به اسارت ارتش عراق گرفتار شد و پس از هشت سال و نیم مقاومت دلاورانه 29 مرداد 1369 همراه با سایر اسرا با اسیران عراقی مبادله و به ایران بازگشت .

http://gigpars.com/upload/rbe1_%D8%A8%D9%84%D8%B3.jpg
این نامه از اردوگاه عنبر در شهر انبار در استان الانبار و آسایشگاه شماره 18 به شهر نراق ارسال شده است .

عین متن نامه تقدیم می گردد:

خدمت مادر عزیزم(مرحوم طلعت محمودی) سلام

پس از عرض سلام ؛ سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواستارم و باری اگر از احوالات اینجانب فرزند خود خواسته باشی سلامتی برقرار و به دعاگویی شما مشغول می باشم . باری عرض کنم ؛ مادر عزیزم الان در مدت 5 ماه است که من از شما نامه دریافت نکرده ام و می دانم که شما نامه داده اید اما طول می کشد تا به دست من برسد ؛ اما از آقا مهرزاد(شوهر خواهر) همه ماه نامه دارم .

28-1.jpg

مادر عزیزم انشاءالله که ناراحتی نداشته باشی ؛ ناراحتی جسمی که داری منظورم ناراحتی روحی است . مادر جان هر وقت که سر قبر عبدالله و غیره(شهید عبدالله محمودی و سایر شهدای نراق) می روی یادی نیز از من بکن و سلام من را به او برسان .
خلاصه بگویم مادر ناراحت من نباش چون من هیچ ناراحتی ندارم و در نظرم مثل اینکه دیروز اسیر شده ام و به امید خدا 8 سال دیگر باز خواهم گشت چه عمودی(زنده) و چه افقی(شهید)
غلام محمد(برادرم) را سلام برسان ؛ قاسم و محمد(برادرانم) راسلام برسان . ننه خانم (مادر بزرگش خانم سلطان محمودی تاریخ فوت 23/2/1373) را سلام برسان . دایی علی و دایی رضا را با خانواده سلام برسان .

28-2.jpg
آقا مهرزاد و زهره ؛ آقا رضا و فاطمه ؛ حسن آقا و گوهر و کلیه بچه هایشان را سلام برسان . (سه خواهر و همسرانشان ) کلیه دوستان(بسیجیان) را سلام برسان . مادر جان ناراحت مباش چون طلوع صبح نزدیک است ؛ نزدیک است که حق بر پا و ظلم نابود گردد . مادر جان از ناراحتی و بیماری خود برایم بنویس . از حال دایی علی و زن دایی علی(والدین شهیدان عبدالله و کاظم محمودی) برایم بنویس ؛ روحیه آنها چطور است ؛ خوب است یا نه . حتما حتما خوب و بالاست .
مادر صبر کن چون خدا با صابرین است . دیگر عرضی ندارم به جز یاری و دیدار شما . خداحافظ .

قربانت احمد ابوالحسنی . تاریخ 30/2/1362

 010 - 28.jpg

 

 

 

 

 

 

بازخوانی و تفهیم گذاری از وبلاگ سلحشوران شهر نراق تاریخ 20/05/1393

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعــت17:27 تــوسط |
مرحوم احمد رجبی در بسیج نراق درس قرآن می داد

 

مرحوم احمد رجبی در بسیج نراق درس قرآن می داد


یادی از جوانی کنیم که طعم زندگی را نچشید و در خلوتی و خاموشی خود و خانواده اش فوت نمود .

.jpg

مرحوم احمد رجبی


احمد رجبی فرزند ماشاءالله سال 1336 در شهر نراق متولد شد . او انسان تحصیل کرده و ساکت و خاموش زندگی می کرد .

.jpg

 احمد رجبی در حال اجرای برنامه در سیمای جمهوری اسلامی سال1364


این چند قطعه عکس که در سال 1360 از او به یادگار مانده نشان می دهد که بر اساس فرامین رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی (ه) قدم بر داشته و همگام با جوانان زادگاهش نراق به کشاورزان در برداشت محصولات مساعدت و به قول قدیمی ها درجهاد سازندگی شرکت داشته است .

47091474957053778856.jpgنفر اول ایستاده از راست : مرحوم احمد رجبی

در یکی از عکس ها کنار سردار شهید کاظم محمودی و عده ای از رزمندگان در مزرعه کندقه مشاهده می شود و مشخص است راه رستگاری با این پاک دلان داشته.

00693903929808499093.jpg

 

 

 

 

 

 

 

احمد رجبی در کنار شهید کاظم محمودی

در عکسی دیگر در کنار ورزشکاران قرار دارد و علاقمند به فوتبال بوده است .

rckk_image9225.jpg

نفر اول ایستاده از چپ : مرحوم احمد رجبی


بسیجیان به خوبی یاد دارند که احمد در حیاط ساختمان بسیج روی یک تخته سیاه درس قرآن می داد و یکی از شاگردانش آقای علی اصغر ماهجان فرزند غلامعلی است که اکنون منبع خیر برای همشهریان می باشد.

.jpg

 برادرانش آقایان محمد و  رضا رجبی از بسیجیانی می باشند که به فرمان رهبر آیت الله خمینی(ره) مدتی در دفاع مقدس مردم ایران مقابل ارتش بعث عراق جهاد و مبارزه کرده اند .

                                      gfq10bku7xqmbxyih3cu.jpg   45535115326329446126.jpg
                                                                   رضا رجبی                    محمد رجبی 


احمد رجبی در مقطع جنگ تحمیلی به استخدام سازمان صدا و سیما درآمد و مدتی به اهواز مرکز استان خوزستان اعزام شد . بعد فعالیتش را در مرکز صدا و سیمای مرکز شهرکُرد استان چهار محال و بختیاری را به عنوان مدیر پخش ادامه داد .

.jpg

شایستگی او در کارش باعث شد به تهران آمده و مجری برنامه های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گردد .
بسیاری از همشهریان تصویر ایشان را از سیمای مرکز بارها مشاهده نمودند . مدتی مدیر تولید شبکه 2 سیما بود و فعالیت های موثر و با اهمیت مذهبی و ارزشی را ارائه نمود .

احمد کارمند صدیق سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود که تاریخ 27/09/1376 در اثر تصادف در محور قم – کاشان جان به جان آفرین تسلیم نمود .

.jpg
همسر محترمش خانم رجبی که دختر عمویش می باشد با تلاش و کوشش فرزندان زندگی شان به اسامی جواد و حمیده را به نیکویی تربیت کرد و اکنون آنها از دانشجویان موفق در شهرستان کاشان می باشند .

.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

شادی روح احمد رجبی نراقی حمد و صلواتی می فرستیم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعــت17:32 تــوسط |
شهیدانی که سرهایشان تقدیم امام علی و امام حسین شد

 

شهیدانی که سرهایشان تقدیم امام علی و امام حسین شد


گردان امام صادق(ع)از لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) مملو از سلحشوران شهرهای دلیجان و نراق و دوستی و الفت بین آنان بی حد و حصر بود .

                              total1 copy 41.jpg   total1 copy 76.jpg

دی ماه 1365 عملیات کربلای پنج در جبهه شلمچه و مقابل بصره عراق آغاز شد . غیاث عابدی کمک آر . پی . چی زن عابدین فدایی بود .
نبرد که سنگین شد ترکش بی امان یک قبضه توپ فرانسوی هر دو یار را به دیار عرش پرواز داد . سر و گردنشان تقدیم راه مقدس و عدالت خواهی علی بن ابیطالب(ع) و سید و سالار شهیدان حسین بن علی(ع) گردید .

 42414964100763979326.jpg

پیکر بی سر شهید غیاث عابدی


عابدین فدایی فرزند حسن متولد 1347 اهل شهرستان دلیجان و غیاث عابدی فرزند کمال متولد 1329 اهل شهر نراق با داشتن شش فرزند جانفدا شدند تا ما امروز با سربلندی نام ایران اسلامی را در سراسر گیتی بر زبان آوریم .

1557747kasc003-001.jpg

دست نوشته ای از شهید عابدین فدایی



همه ما در مقابل حفظ خون شهیدان مسئولیت داریم . 

 

 85013629319794785970.jpg

سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا اهل شهر نراق14/10/1390

 

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعــت10:17 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(21)

 

کتاب " راهنمای گردشگری شهرهای ایران . کاشان

ناشر کاروان جهانگردان نویسنده حسن زنده دل در سال 1386 چاپ و منتشر گردیده است .


img_1750.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

فهرست مطالب شامل موقعیت و جغرافیای طبیعی – جاذبه های طبیعی – آثار تاریخی و باستانی – بناها و آثار دینی – امامزاده ها و زیارتگاه ها – آرامگاه ها – و... می باشد .

img_1753.jpg
در صفحه 75 عکس مسجد آقابزرگ متعلق به خاندان نراقی را نمایش داده است .


در صفحه 145 این کتاب ملا محمد بن ابی ذر نراقی را یکی از مشاهیر منطقه نراق و کاشان بر شمرده و در خصوصش نوشته است :


وی معروف به محقق نراقی است ؛ که برخی او را خاتم الحکما و المجتهدین خوانده اند . آثار علمی او علاوه بر معارف اسلامی شامل حکمت ؛ فلسفه ؛ الهیات ؛ طبیعیات ؛ انواع علوم ریاضی از جمله هیئت ؛ هندسه مسطحه و فضایی و اخلاق است ؛ که بالغ بر سی مجلد مشروح و مفصل می گردد ؛ ولی اغلب آن ها گمنام باقی مانده اند . از آثار مشروح علمی او فقط دو کتاب چاپ و منتشر گشته ؛ یکی کتاب مشکلات العلوم که نمونه ای است از احاطه وی به علوم و فنون گوناگون ؛ و دیگری کتاب جامع السعاده در علم اخلاق است .

img_1755.jpg


این کتاب که بارها در ایران و نجف تجدید چاپ شده است ؛ مورد توجه دانشمندان دنیای اسلام قرار گرفته . چنان که یکی از علمای کشور لبنان شیخ حبیب آل ابراهیم در کتاب نفیس خود موسوم به التیتمه ؛ جامع السعاده را از شاهکارهای معدود اسلامی می داند و آن را یکی از هجده کتاب ممتاز و شاهکار مسلم علوم اسلامی قلمداد می کند .

img_1756.jpg

وی در علم اخلاق جامع السعاده نراقی را بهترین کتاب شناخته و سپس احیاءالعلوم غزالی را نام برده است . علامه ملا محمد ابی ذر نراقی در 1209 هجری قمری در گذشته است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعــت23:57 تــوسط |
همایش بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس نراق و خاوه

 

همایش بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس نراق و خاوه

پنج شنبه 16 مرداد 1393 بیش از 20 نفر از رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق و عده ای از بسیجیان در غالب گروه های جهادی حوزه مقاومت بسیج ثارالله نراق در روستای خاوه اردهال مهمان پایگاه شهید سبزه ای و مردم با صفای این خطه بودند .

 img_2919.jpg

در بین این عده حاج محمود مرادی شهردار مردمی و دو نفر از اعضای بسیجی شورای شهر آقایان سید مسعود موسوی و مجتبی عابدی نیز حضور پر ثمر داشتند .

 img_2972.jpg

 همچنین دو نفراز آزادگان جانباز حاج عباس باقری و حاج قدرت الله ایزدی از بین هشت آزاده نراق نیز در این محفل زیبا حضور سبز داشتند .

img_2935.jpg

سلحشوران شهر نراق پس از ورود در گلزار شهدای روستا گرداگرد قبور مطهر شهدا حلقه زده و پس از قرائت فاتحه با شهیدان پیمان بستند که تا انتهای راه حضور مقتدرانه خویش را حفظ خواهند نمود .

img_2971.jpg

همایش خاطره گویی رزمندگان تحت نام یاد یاران به طرز باشکوهی پس از اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد جامع روستای خاوه برگزار گردید .

img_2996.jpg

اولین راوی حجت الاسلام سید علی میرخدابخشی امام جماعت خاوه پس از خیر مقدم به مدعوین به نقل خاطره ای با حضور 60 نفر از طلاب از جمله حجت الاسلام علی اکبر حیدری(امام جمعه نراق) در جبهه های غرب کشور (جوانرود کرمانشاه) پرداخت .

img_3000.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 


آقای غلامعلی شریفی (برادر شهید محمد شریفی) که در واحد مخابرات در جبهه ها فعالیت داشته خاطرات خود را بیان نمود .

  img_3012.jpg   img_3005.jpg

در بین راویان جنگ و جبهه دو نفر از ایثارگران نراق آزاده جانباز حاج قدرت الله ایزدی و جانباز علی کمره ای به ذکر نکات جالب توجه از مشاهدات تلخ و شیرین خویش در نبرد حق علیه باطل پرداختند که مورد توجه اهالی متدین خاوه قرار گرفت .

img_2976.jpg

مردم دین مدار و خصوصا جوانان خاوه استقبال شایسته ای از این مراسم خودمانی به عمل آورده و حتی قدیمی های مورد احترام ؛ بیرون از مسجد بر روی پله ها نشسته و به یاد جوانی خود غبطه می خوردند .

picture 626.jpg

 امیرحسین قجری یکی از اعضای گروه جهادی حوزه مقاومت بسیج ثارالله شهر نراق

حق است از تلاش های وافر سرگرد مهدی نباتی جانشین فرماندهی سپاه پاسداران ناحیه دلیجان و سروان محمد شریفی فرمانده ستاد ناحیه 2 ثارالله نراق در برپایی این همایش مثمر ثمر سپاس و قدردانی داشته باشیم .

همچنین از آقای ... میرجعفری مسئول پایگاه شهید محمدرضا سبزه ای خاوه اردهال نیز تقدیر می گردد .

چنین جلساتی اثرات مطلوبی دارد که از جمله آن تالیف قلوب فراموش شده و یاد شهدای گرانقدر نیز گرامی داشته می شود . امید است این مجالس به نیکی ادامه داشته باشد .

    img_2990.jpg 

اسامی نه نفر از شهیدان انقلاب و دفاع مقدس روستای خاوه اردهال از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی و شمه ی تاریخی از این دیار :

img_2951.jpg

1- احمد آقابابایی فرزند عباسعلی شهادت 22/11/1357 جریان پیروزی انقلاب در تهران
2- علی قاسمی فرزند خانعلی شهادت 3/1/1358 آسیب به کلیه و کبد و مرگ در بیمارستان اخوان کاشان
3- محمد رضا سبزه ای فرزند علی متولد 1338 شهادت 2/1/1361 عملیات فتح المبین
4- علی محمد شریفی فرزند روح الله متولد 1341 شهادت 22/2/1362
5- محمد شریفی فرزند سیف الله متولد 1344 شهادت 30/9/1363 پاسگاه شرهانی عراق
6- عباس شریفی فرزند علی اصغر متولد 1345 شهادت 11/3/1365 بندر فاو عراق
7- قاسم خاوه ای فرزند اکبر متولد 1348 شهادت21/1/1366 عملیات کربلای 8
8- غلامعباس کریمی فرزند حسین متولد 1347 شهادت 26/12/1366 عملیات والفجر 10
9- حسن شریفی فرزند علی اکبر متولد 1347 شهادت 27/12/1366 عملیات والفجر10

 img_3011.jpg

روستای خاوه ی اردهال در 13 کیلومتری شهر نراق ؛ ۳۰ کیلومتری شهرستان دلیجان ؛ ۴۸ کیلو متری شمال غربی کاشان و در پنج کیلومتری مشهد اردهال واقع است. به دلالت تاریخ ، نام قبلی آن « خوابق » بوده که در حمله و هجوم افاغنه ، قُلاع آن ویران شده و هنوز آن ویرانه ها باقی است .

 img_2932.jpg

 خاوه ی اردهال دارای مردمی فعال و پر تلاش است که با عرق جبین ، بام تا شام را در مزارع زحمت می کشند . عمدتاٌ نماز مغرب و عشا را در مسجد جامع روستا ، اول وقت بپا می دارند . ارادت مردم این دیار به خاندان عصمت و طهارت پیشینه ای بس درخشان دارد و شاهد گویای آن تقدیم چندین شهید در رکاب فرزند برومند و بلافصل پنجمین کوکب سپهر ولایت ؛ علی بن امام محمد باقر علیه السلام در سال ۱۱۶ هجری قمری (1319 سال قبل) در دشت اردهال است .

img_2923.jpg

ارادتمندان به اهلبیت عصمت و طهارت به نشانه ابراز علاقه ی خود به آستان این نیکان ، هنگامیکه حضرت سلطانعلی بن امام محمد باقر علیه السلام در سنوات حدود 113قمری خاوه را به قدوم پر برکت خویش مزین می سازد ، بخش عظیمی از آب و ملک آن روستا را به حضرتش پیشکش می نمایند .



وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعــت17:52 تــوسط |
معرفی اثر در خصوص شهر نراق
 

معرفی اثر در خصوص شهر نراق(20)

تقویم حدیثی سال 1391 اداره اوقاف دلیجان

 

تقویم حدیثی سال 1391 توسط اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان دلیجان تهیه و بین مردم توزیع گردید.

img_1744.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق :

روی جلد این تقویم عکس بقعه زبیده خاتون که زمان فوتش نُه ساله بوده نقش بسته است .
در صفحه دوم این تقویم بقعه متبرکه زبیده خاتون(س) شهر نراق را اینچنین معرفی نموده است :

img_1749.jpg


نسب شریف امامزاده سیده فاطمه(س) به چهار واسطه به امام جواد(ع) منتهی می گردد که از قرار ذیل است :
سیده فاطمه(معروف به زبیده خاتون) بنت حسین ابی محمد بن احمد بن محمد ابی جعفر بن موسی المبرقع بن الامام محمد التقی الجواد(ع) . وی خاتون مجلله و سیده ای فاضله و بزرگوار بود که مدفن مبارکش در هفت کیلومتری جنوب شهر نراق واقع است .

img_1747.jpg


در این تقویم همچنین بقعه متبرکه شاه سلیمان(ع) شهر نراق را اینگونه معرفی نموده است :
نسب شریف امامزادگان حسین ؛ ابو طیب طاهر ؛ مهدی و مطهر مدفون در نراق با سه واسطه به امام هفتم(ع) منتهی می شود که از قول ذیل است :
سید مهدی و مطهر ابنی ابی طیب طاهرین ابی عبدالله الحسین بن موسی الثانی بن ابراهیم المرتضی بن الامام الکاظم علیه السلام .

 

=============================

معرفی اثر در خصوص شهر نراق(19)

تقویم جیبی گلبرگ سرخ در خصوص دفاع مقدس سال 1392


تقویم دفاع مقدس تحت نام گلبرگ سرخ سال 1392 با موضوع دفاع مقدس توسط موسسه فرهنگی سفیران طلائیه اراک تهیه و بین مردم توزیع گردیده است .

img_1763.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در این تقویم به معرفی فرماندهان شهید استان مرکزی و گزیده ای از وصیت نامه های آنان ؛ سالروز تشیع شهدای گمنام در سطح استان ؛ کارنامه عملیاتی استان مرکزی در دفاع مقدس و... اشاره شده است .

img_1766.jpg
در ماه خرداد عکس سردار شهید قدرت الله کمره ای فرزند رمضان اهل شهر شهید پرور نراق با زیر نویس " فرمانده مخابرات لشکر مهندسی 42 قدر " نمایش شده که تاریخ 4/3/1367 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان به شهادت رسیده است .

img_1767.jpg
همچنین عکس مقبره پنج شهید گمنام را نمایش داده که تاریخ 20/10/1380 مصادف با 25 شوال 1422 سالروز شهادت مؤسّس مذهب شيعه اثنا عشري، حضرت جعفر بن محمّدٍ الصادق(ع) در بلوار ورودی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر نراق خاکسپاری گردیدند .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعــت17:30 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق

 

 معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(18)

 

کتاب " صحیفه عاشقان نور "

مولفین آقایان اسماعیل حبیبی و عباس باقری دو نقر از ایثارگران دفاع مقدس و با مساعدت لیتوگرافی آبرنگ آقای احمد ابوالحسنی به نام جمعی از همرزمان در سال 1378 منتشر گردیده است .

img_1684.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

کتاب صحیفه عاشقان نور اولین کتاب در خصوص زندگینامه و وصیتنامه شهیدان شهر نراق می باشد که مطالب آن به سختی جمع آوری و منتشر گردید . ابتدای کتاب به زندگینامه علامه ملا مهدی و فرزندش ملا احمد نراقی پرداخته است .

img_1687.jpg



==================================

معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(17)

کتاب " نراق در آیینه ی تاریخ "

مولف آقای محمد رضا خسروی فرزند قنبرعلی اهل شهر نراق بازنشسته آموزش و پرورش می باشد و سال 1375 کتاب نراق در آیینه ی تاریخ را منتشر نموده است . این کتاب توسط موسسه ی فرهنگی آفرینه به چاپ رسیده است .

img_1678.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

این کتاب دارای 196 صفحه و پنج فصل می باشد :
1- فصل اول ویژگی های جغرافیایی نراق 2- فصل دوم پیشینه تاریخی نرق 3- فصل سوم تاریخ رجال نراق 4- فصل چهارم مطالعات مردم نگاری و مردم شناسی 5- فصل پنجم اصطلاحات محلی ؛ ضرب المثل ها و گزیده ی اشعار

            img_1679.jpg    img_1680.jpg


=====================================

معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(16)

کتاب " تاریخ نراق "

مولف آقای علی عظیمی فرزند رمضان اهل شهر نراق که بازنشسته ارتش می باشد در سال 1389 کتاب تاریخ نراق را منتشر نموده است . ناشر این کتاب جامعه نگر می باشد .

img_1674.jpg


توضیحات سلحشوران نراق :

این کتاب دارای 456 صفحه و سی فصل می باشد . فصل ها شامل تاریخچه – ادارات – اماکن مذهبی – امامزاده ها – مساجد – آب انبارها – آسیاب ها – بادگیرها – بازار – چشمه های آب – دروازه ها – حمام – شکارگاه ها – سنگ ها – شهادت آقا علی نراقی به دست عمال نایب حسین خان کاشی – غارها – گدار – عصارخانه – محله ها – مشاهیر – منازل شهر نراق و... می باشد .

          img_1675.jpg   img_1676.jpg

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعــت23:51 تــوسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 15
 

8.jpg

مدرسه راهنمایی بامداد شهر نراق - سال 1354

 از راست : حسینعلی عظیمی فرزند رمضان ، عزیز الله فروغی فرزند ابراهیم ، ...صافی اهل شهرستان محلات ، خلیل محمدی فرزند.... اهل دلیجان ، حبیب محمدی فرزند...اهل  دلیجان ، ابوالحسن ابراهیمی فرزند... اهل دلیجان ، ...قادری اهل یزد ، علی اکبر جعفری فرزند غلام

 

image2816.jpg

 گرامیداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در گلزار شهیدان شهر نراق – سال 1377

ایستاده از راست : نعمت الله ایزدی فرزند عباس – رمضان کمره ای فرزند حسین – حسینعلی کمره ای فرزند تقی – علی کمره ای فرزند تقی – حسینعلی محمودی فرزند علی – ماشاالله لطفعلی فرزند حسین – غلامحسین ایزدی فرزند حسن – تقی آعلی فرزند اسماعیل – مرحوم علی کرباسی فرزند علی اکبر
نشسته از راست : محمد حیدری فرزند علی – ....رزاقی فرزند مرتضی - قاسم حیدری فرزند سلطانعلی

 

image4211.jpg

 آیین های عاشورایی شهر نراق مراسم شیرگردانی – سال ...

 

image5372.jpg

 منزل مرحوم اکبر حبیبی فرزند غلام – سال 1364
از راست : حجت الاسلام احمد غریبی (طاهری نژاد) فرزند سلطانعلی – حجت الاسلام سید ابوالفضل بابایی فرزند سید رضا – اسماعیل حبیبی فرزند اکبر – سید عباس باشی(حسینی نژاد) فرزند سید میرزاآقا – مرحوم جانباز حسین حیدری فرزند محمد علی – علی قجری فرزند رحمت الله

 

 قجري002.jpg

 بقعه زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد(ع) - سال 1363

ایستاده از راست : محمد قجری فرزند علی – مرحوم جانباز حسین حیدری فرزند محمد علی – قاسم حیدری فرزند سلطانعلی – غلامعباس حسینی فرزند سلطانعلی – اکبر قجری فرزند احمد – سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا


نشسته از راست : سید محمد باشی(موسویان) فرزند سید احمد – مهدی نباتی فرزند مندعلی – محمدرضا حیدری فرزند رضا - حسین نباتی فرزند مندعلی

rrr.jpg

 مرحوم حاج رضا رضایی فرزند رضا نظر و مرحوم حاج غلامعلی رمضانی فرزند محمد تقی دو نفر از هیئت امنای بقعه شاه سلیمان شهر نراق در کنار درب چوبی و تاریخی آستان متبرک - سال 1364

 

1212.jpg

 مدرسه ابتدایی فاضل نراقی شهر نراق - سال 1373

دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی - آموزگار : حسینعلی محمودی فرزند علی

 

e5yus.jpg

 مراسم بزرگداشت پنج شهید گمنام مدفون در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق - مسجد جامع نراق-19/10/1380

از راست : سید محمود موسویان فرزند سید غضنفر ، مهدی عابدی فرزند غیاث ، سید حسن حسینی نژاد فرزند سید میرزاآقا،سعید قجری فرزند یوسف ، حسین عضایی فرزند اسماعیل ، سید محمد باشی فرزند سید نصرت الله ، محمدجواد قجری فرزند علی اصغر ، عباس حیدری فرزند حسن ، سید مهدی موسوی فرزند سید حسین ، محمدمهدی ایزدی فرزند حسن ، عبدالله قطبی فرزند...

 

image5267.jpg

  شهر نراق – شهریور 1363
مرحوم اکبر حبیبی فرزند غلام – مرتضی ماندنی فرزند حسین – سلطانعلی قیومی فرزند.....(پدر شهید والامقام مهدی قیومی) – حمید قیومی فرزند سلطانعلی - ناشناس

 

1 (22).jpg

  محله منبع آب شهر نراق - سال 1375

راهپیمایی مردم شهید پرور شهر نراق به مناسبت 22 بهمن

 

rre2.jpg

  کارنامه تحصیلی ششم ابتدایی حجت الاسلام علی محمد حیدری نراقی - سال 1343

 

fghh.jpg

 طبیعت شهر نراق - سال1354

از راست : اصغر عضایی فرزند عباس ، اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم ، نفر وسط مرحوم سعید طالبی فرزند اصغر

image4431.jpg

 منزل حاج عباس ایزدی در شهر نراق – سال1356


 از راست : ماشاالله ایزدی –  ناشناس - نعمت الله ایزدی – حاج عباس ایزدی فرزند محمد – معصومه رمضانی فرزند فضل الله
نشسته های جلو : مهدی ایزدی - هادی ایزدی -  حجت الله ایزدی(شهید) –

 

 

 این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه هجدهم مرداد 1393ساعــت22:31 تــوسط |
چون ایمان داشتم برادرم شهید می شود پیشاپیش نامش را برای فرزندم انتخاب کردم

 

چون ایمان داشتم برادرم شهید می شود پیشاپیش نامش را برای فرزندم انتخاب کردم


دو برادرم علی اکبر پاسدار پیمانی و علی اصغر سرباز وظیفه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان همزمان در جبهه بودند .

total1 copy 116.jpg


در طول جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران همیشه احساس می کردم که یکی از برادرانم به شهادت خواهند رسید ؛ بر این اساس نام یکی از فرزندانم را در سال 1366 پیشاپیش " علی " گذاشتم تا نام و بوی معطر شهید در منزلمان نهان باشد .

100683_271.jpg

 

 

 

 

 

 


سرانجام لحظه خدایی بودن و خدایی شدن فرا رسید و دو ماه مانده به آخر دفاع مقدس ؛ علی اصغر حسنی فرزند میرزاعلی تاریخ 15 خرداد 1367 در جبهه به شهادت رسید و در گلزار شهیدان دلیجان آرام گرفت .

image8620.jpg


علی اصغر تخریب چی لشکر 42 مهندسی قدر بود .مردم خداجو و مومن دلیجان همزمان که برای سالگرد مراسم 15 خرداد مراسم داشتند به تشییع پیکر مطهر شهید علی اصغر 20 ساله پرداختند . آنان قدرشناس شهیدان در طول جنگ هستند . 

                                                                                                  total1 copy 116.jpg

 قبل از شهادتش 10 روزی به مرخصی آمده بود . ارتش عراق به مواضع ایرانیان تک زده بود و علی اصغر نتوانست آرام بماند و پس از هفت روز دلیجان را به قصد جبهه ترک کرد و گفت شاید به کمک من نیاز داشته باشند . او احساس مسئولیت در قبال دین و مملکتش داشت .

.jpg

        شهید حبیب حسنی

علی اصغر حسنی وصیت کرده بود جنازه من را کنار پاره تنم و پسر عمویم حبیب حسنی فرزند نظرعلی در گلزار شهدای دلیجان دفن کنید . حبیب حسنی متولد 1347 و بسیجی بود که تاریخ 18/10/1366 در جبهه شلمچه شهادت را در آغوش کشید .

 

با تشکر از خانواده شهید علی اصغر حسنی فرزند میرزاعلی اهل شهرستان دلیجان 10/8/1392

 

+ نوشته شـــده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعــت19:47 تــوسط |
پدر سه رزمنده دفاع مقدس شهر نراق در جوار رحمت حق آرام گرفته است

 

پدر سه رزمنده دفاع مقدس شهر نراق در جوار رحمت حق آرام گرفته است


سربلندم از اینکه پسر ابراهیم ماشاءالله و یا نوه نعمت اوسا هستم . به اسم آنها و یا از روی نام پدرم مرا می شناسند .

 rt.jpg

مرحوم کربلایی ابراهیم عضایی

از ابتدای کودکی راستی و صداقت راه گشای زندگی مان قرار گرفت . آقا ابراهیم به ما می آموخت راست کردار و خدمت گذار خلق باشید . سعی کنید مشکلات مردم را مرتفع و یا کاهش دهید .

 tr.jpg


اتوبوس مفیدی کاشان به رانندگی عبدالله شهرابی پُر از خاطرات تلخ و شیرین زندگی پدرم که بارها به آنها می پرداخت . تازه مردم استفاده از چهارپایان را کنار و به ماشین رو آورده بودند .

 

cam00487.jpg

                 اتوبوس شماره شهربانی 7644 مربوط به مسافربری مفیدی سال...

از راست : محمد اکبری فرزند حسین اهل شهر نراق - عبدالله شهرابی اهل کاشان راننده اتوبوس - سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود - ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله شاگرد اتوبوس


کودک بودم ما را به دلیجان می برد تا هم محموله پُست را انتقال دهد و هم همشهریان را برساند تا به کسب و کارشان بپردازند . بارها گفت هیچوقت به مسافری نگفتم پول بده .

 image۳۰۰۲.jpg

هر کس هر مبلغی ولو اندک می پرداخت با اشتیاق پذیرا بودم و به مردم خصوصا جوانان سختگیری نمی کردم . تعدادی از نوجوانان هم از سر شیطنت می رفتند و کرایه نمی دادند ولی من یاد ندارم صدای آنها زده باشم .

 .jpg


اکثر مردم خداجوی شهرستان دلیجان او را می شناختند و به وی احترام می گذاشتند . ما معمولا فعالیت های اقتصادی نداریم ولی حداقل سعی می کرد تا ما را با بازار کار آشنا کند .

 picture 640.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماشینش را میدان قدیم دلیجان و روبری جایگاه پمب بنزین پارک می کرد و به صاحب پنجرگیری می گفت من باز خواهم گشت و سفارش می کرد فرزندم را یاری کن .

لاستیک های آجدار که به هر دلیل ترکیده و از بین رفته بودند را برداشته و به نراق انتقال و ابتدای بازار شمس السلطنه به کفاشی های مرحومین طالبی به قیمت نازل می فروختم .

 t.jpg

آقای طالبی لاستیک های ماشین را با تیزی های مخصوص برش زده و اندازه های مختلف طراحی و برای مردم گیوه درست می کردند . هر چقدر کف گیوه دارای آج بیشتر بود مسلما گیوه با کیفیت تر آماده می شد .

 

image8653.jpg

 

مسرور بودم که در آن روزهایی که یک بستنی نانی به سختی خریداری می گردید دلی از عزا در می آوردم .
1356 و 1357سال های اوج انقلاب نگران شرایط آینده بود و ما را در مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی بر حذر می داشت تا مبادا برایمان اتفاقی بیافتد . بعد خودش نیز همگام شد .

image8643.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 در جنگ تحمیلی هم نگرانی اش بیشتر شد و احساس می کرد جوان 18 ساله پُر جنب و جوش هستم و احساسات بر عقل حاکم است ولی هر سه فرزند ذکورش در دفاع مقدس شرکت کردند و او و همسر مکرمه اش همراهی خوبی به خرج دادند .

اواسط جنگ برای ملاقات من به کردستان آمده بود . دره قاسملو در محور ارومیه به اشنویه و نقده پاکسازی شده بود ولی مردم واهمه داشتند برای استفاده از طبیعت زیبای خدادادی از آنجا بهره مند گردند .

img_9765.jpg

بهار دلنشینی بود که او را با جمع خانواده آنجا بردم . تا شنید اینجا دره قاسملوست شوکه شد و با بغض گفت اینجا همان جایی ایست که گروه های ضد انقلاب سر از بدن بهترین جوانان ایران جدا کردند . گفتم شما از کجا می دانید؟ گفت من با اخبار و گزارش های رادیو و تلویزیون بیگانه نیستم و گوش می کردم و شش کلاس سواد دارم .

image۳۰۶۰.jpg


وقتی ملاحظه می کرد که من تصمیم جدی خودم برای جلوگیری از اشغال سرزمین پاکم ایران را گرفته ام بی خیال شد و با نظر پاکسرشت و نیکو صفت مادرم همراه شد . یک بار هم آب پاکی را روی دستمان ریخت و گفت بره ای که گرگ قراره دم صبح ببره بذار سر شب ببره .

یعنی من که نمی توانم مانع از حرکت خیره کننده تو باشم پس به راه پاکت ایمان راسخ داشته باش ولو اینکه زودتر به اهدافت نایل کردی که تقدیر خداوند به گونه دیگر رقم خورد .
دیابت یا مرض قند این اواخر برایش آزار دهنده بود . پایش عفونت کرده بود و مجبور بود یکی از انگشتانش قطع شود . ادامه درمانش سختر و روز به روز شرایط را وخیم تر کرد .

j.jpg


فرزندان همه تلاش کردند بهترین خدمتگزار برایش باشند و مقدمات نوکری در مقامش را فراهم کردند . سال های طولانی در زمان جنگ تحمیلی و شرایط ناامنی کردستان و چند کشور از جمله عراق باعث شد از خانواده ام دور باشم و همیشه علاقمند بودم روزی فراهم شود تا اندک خدمتی در مقابل زحمت های طاقت فرسایشان داشته باشم .

_mg_5696.jpg


مادرم راضی بود و راضی تر شد و با دعای خیر برای من و فرزندانش بدرود حیات گفت . حالا نوبت پدر رسیده است . آخ که چه شب های لذتبخشی بود توی این پنج شش بیمارستان تهران . آخ که چه روحیه آور بود هل دادن ویلچر در همه شرایط سخت و عذاب آور . زیباتر از همه دعای نیمه شب های پدر که در حق من و اولاد دیگرش می کرد .

 

iii.jpg

مرحوم کربلایی ابراهیم عضایی و همسر ش مرحومه حاجیه خانم مرحمت اکبری

 

دو سه ماه به سرعت برق گذشت و این لذت های زودگذر برای من و عذاب آور برای او در بیمارستان به سر آمد و دیگر پای تخت خوابیدن و صحبت با او به انتها رسید . آوخ از روزهای زیبای خداوندگار نزد بهترین موجود دنیا .


من تصور می کنم نیمه های شب که درد به سراغش می آمد و گریه و نالان بود عبادت های نماز شب خوان ها برایش نوشته می شد . چون قلب پاکی داشت و در طول عمرم ندیدم که قلب کسی را آزرده باشد و یا نیت داشته باشد که کسی را برنجاند و آسیبی به کسی وارد کند .

image۳۰۹۴.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شوخ طبع و خنده رو و همیشه دلش می خواست همه را شاداب و خندان ببیند . کدورت و ناراحتی در او زود گذر و آنی بود و گذشت و حلم سر لوحه زندگی اش بود .
بدهکار هیچکس نبود و هر شبی تذکر می داد که یادت نره مبلغی به مغازه محمد حمزه ای بدهکارم . ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت داشت .

سالانه برنجی نذر می کرد و می گفت بدهیم به آقای مهدیزاده تا در بقعه زبیده خاتون به مصرف عام برسد تا دعای مردم و خاندان نبوت پشت سرمان باشد .

dsc00280.jpg


با اینکه وضعیت مالی و اقتصادی نسبتا مناسبی داشت ولی به جز یک باب حیاط قدیمی هیچ از دار دنیا باقی نگذاشت . زیرا هر چه درآمد داشت و یا تحصیل می کرد هزینه مهمانی و شب نشینی های سالم و صالح میکرد تا همگان شاد زندگی کنند .

یعنی هزینه می کرد تا شادکام زندگی رونق داشته باشد . هزینه می کرد تا غم و غصه از خانواده دور باشد . به قول خودش اکثر اوقات سر سفره هایش بیشتر از بیست نفر طعام می خوردند و شاکر خداوند بودند .

img_۲۰۱۴۰۷۰۵_۱۰۵۱۵۲.jpg

ولی در عین حال هشت ماه آخر عمرش و دوری از مرگ همسرش زجرآور بود و بارها گفت گریه های مکرر برای همسر نمونه اش مرا دق مرگ خواهد کرد .

پنج شنبه 16 مرداد 1393 چهلمین روز وداعش با دنیاست . مقرر است مراسمی به این مناسبت به همراه سالمرگ خواهرش حاجیه صنعت اوضاعی از ساعت30/15 الی 17 ( پانزده و سی الی هفده ) در مسجد جامع شهر نراق منعقد گردد .

100_9298.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد بر سر مزار پاکشان در وادی السلام صلوات و درود و فاتحه ای قرائت خواهد شد .


دعا می کنیم آنها و امواتی که دستشان از دنیا کوتاه است از سفره جود و کرم خداوند و ائمه هدی بهره مند و عاقبت به خیر شوند . انشاءالله .

 

 اللـــهم صـــل عـــلی محـــمد و ال محـــمد و عـــجل فرجـــهم

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعــت17:26 تــوسط |
17 مرداد روز خبرنگار و سالمرگ حاج سید محمود غفاری

 

17مرداد روز خبرنگار و29 همین سالمرگ حاج سید محمود غفاری


ورود به دهه 40 که کودک بودم ؛ ابتدای بازار شمس السلطنه مغازه ای بود که صاحبش حاج سید محمود غفاری فرزند سید جعفر نام داشت .

image-1402053315896-v.jpg

سید محمود غفاری

دوست صمیمی پدرم و یکی از معتمدین شهر بود . مغازه اش چند پله داشت و لحظاتی داخل آن نشسته و گپی می زدند .

آن موقع ماشین خیلی کم بود و بارها که با ماشین پدرم آقا ابراهیم اوضایی به دلیجان می رفتم بسته فرهنگی را به این مغازه می آورد ؛ بعد متوجه شدم روزنامه اطلاعات است که اولین چاپ آن سال ۱۳۰۵ منتشر گردید .

cam00331-1.jpg


آقای غفاری نمایندگی روزنامه اطلاعات و سپید و سیاه را بر عهده داشت . همچنین حاج محمود سومین خبرنگار شهر نراق پس از مرحومین حاج عباس جعفری فرزند صادق( .- 1355) و حاج مرتضی جعفری فرزند عباس (1317 – 1383) بود .

 

                                  cam00532.jpg  cam00550.jpg

مرحوم سید محمود غفاری


مجله سپید و سیاه قبل انقلاب در این مکان برای علاقمندان توزیع می گردید . تابلوی مجله سپید و سیاه طی سالیان بالای این مغازه در بازار نصب بود که چند ماه قبل به دلیل تغییرات کَنده شد .

 12.jpg                                                                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

این مجله هفتگی از سال 1332 الی 1353 به مدیریت دکتر علی بهزادی (1304 رشت – 1389 تهران) در حال فعالیت بود .
کم کم با آقای غفاری و مغازه اش خو گرفته و از پدرم پول می گرفتم و خرید خود و منزل را از آنجا تهیه می کردم .

132.jpg

داخل قوطی تایید ورق های جایزه بود . داخل بسته های چای یک عدد قاشق بود . یک جایزه ای که مورد علاقه ام بود برنامه هفتگی مدرسه بود که می شد تغییرات دروس را داخل آن جابجا کرد . خلاصه با هر خریدی جایزه ای نصیب می گردید که تا اوان نوجوانی همچنان لذتبخش و مفرح در زندگی و خاطرم مانده است .

cam00543.jpg

مرحوم سید احمد غفاری فرزند سید جعفر در کنار برادرش مرحوم سید محمود غفاری


سال های منتهی به انقلاب انتهای بازار در مکانی که قدیم نانوایی شاطر عبدالله نوروزی بود و به آن سنگکی می گفتند نفت توزیع می گردید .

پیت های مختلف 4 تا 20 لیتری را برداشته و در صف ایستاده تا نوبت خرید نفت فراهم گردد . حاج سید محمود به هر کس که جوان تر بود سفارش تلمبه زدن می کرد . یعنی میله ای به عقب و جلو به حرکت در می آمد و به این طریق از مخزن اصلی نفت داخل بشکه 200 لیتری می گردید و بعد با ظرف های مخصوص که لیترهای آن مشخص بود توسط شیر از بشکه پُر گردیده و نهایتا در ظرف مشتری ریخته می شد .

cam00533-1.jpg


راستش بعضی موقع که حال داشتیم کمک حال آقای غفاری می شدیم و زمانی که بی حوصله بودیم و قصد داشتیم بپیچونیم دست درد را بهانه می کردیم . ولی خوب همیشه افرادی که از بازوی قوی تری برخوردار بودند در صف نفت تلمبه زنی را انجام می دادند .

img_1731.jpg


حاج محمود غفاری انسان مومن و مذهبی و مورد احترام قاطبه مردم نراق و منطقه بود . دیانتش زبانزد عام و خاص بود و به روحانیت و علما از سر صدق و صفا احترام ویژه ای قایل می شد .
همسر آقای غفاری حاجیه خانم کوکب غفاری فرزند میرزا جواد و فرزندانشان سید مرتضی ، سید مصطفی ، سید مجتبی ومرحوم سید مهدی همیشه مورد احترام و تکریم اهالی نراقی بودند .

img_1732.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بیست و نهمین ساگرد فوت آقای حاج سید محمود غفاری با روز خبرنگار(17 مرداد) و تاریخ فوتش(16/5/1364) تقارن دارد .
آقای غفاری متولد1292 هجري شمسي و تاریخ16/05/1364 در سن 72 سالگی بدرود حیات گفت و در وادی السلام شهر نراق سر بر آستان تراب نهاد .

 

محمد اوضایی  12/05/1393


+ نوشته شـــده در یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعــت23:12 تــوسط |
سید احمد جلالی مسئول تعاون گردان و شهادتش در کربلای 5

 

سید احمد جلالی مسئول تعاون گردان و شهادتش در کربلای 5

پاسدار سید احمد جلالی فرزند سید حسینعلی 20 خرداد 1341 متولد شد .زمانی که دیپلم ریاضی را دریافت نمود ، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان استان مرکزی در آمد و از مردان نیک صفت روزگار گشت .

total1 copy 4.jpg

سید احمد دارای سجایای اخلاقی بیشماری است که اهالی مردم شهید پرور دلیجان بیشتر آگاهی دارند . دارای همسر و یک فرزند می باشد .
سید احمد مسئول تعاون گردان امام صادق(ع) جمعی لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) بود که رزمندگان نراق و منطقه دلیجان در آن سازماندهی شده بودند .

 1191549mzea002-001.jpg

شب عملیات کربلای پنج شوهر خواهرم سردار قاسم جعفری که فرمانده دسته ما بود به شهادت رسید . صبح که شد تاریخ 29/10/1365 سردار سید احمد جلالی داخل سنگری پشت خاکریز توسط ترکش خمپاره به شهادت رسید و دوستان و همرزمانش را غمزده کرد .

پیکر مطهرش توسط مردم با ایمان و خداپرست دلیجان با حضور گرمشان در سرمای زمستان تشییع گردید و در گلزار شهیدان دلیجان آرام گرفت .

          1191549kakz001-001.jpg  84733527297724652459.jpg

سردار شهید سید احمد جلالی


دقایقی بعد در ادامه عملیات کربلای پنج تاریخ 29 دی 1365 پاسدار محسن حسنی فرزند ذبیح الله اهل روستای پنداس از توابع بخش برزک شهرستان کاشان استان اصفهان که ساکن شهرستان دلیجان بود شربت شهادت نوشید .

1191549kaka003-001.jpg

محسن با پاسدار ابوالفضل بابایی فرزند عباس اهل پنداس در یک سنگر در حال نبرد با ارتش بعث بودند که سنگر آنان مورد هدف یک قبضه خمپاره قرار گرفت و منهدم گردید . سریعا به کمک آنها شتافتم که محسن در دَم به شهادت رسید ولی ابوالفضل را از زیر خاک سنگر بیرون آوردم و خدا خواست زنده بماند و اکنون بازنشسته می باشد .

http://www.gigpars.com/upload/246k_dsc00305.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا اهل شهر نراق 14/10/1390

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعــت20:46 تــوسط |
جانباز عباس حیدری نراقی از عملیات رمضان می گوید

 

جانباز عباس حیدری نراقی از عملیات رمضان می گوید

 

قبلا برای اعزام به جبهه ثبت نام کرده بودم ولی به دلیل صغر سن و کوچک بودن قد و قیافه و شاید نداشتن آشنا موفق نشدم .

ejy_1_(31).jpg

 عباس حیدری

پدرم آقای حسن حیدری مرد زحمتکش و طرفدار آیت الله خمینی(ره) بود و با جبهه رفتن من مخالفتی نداشت . برای اولین بار 30 خرداد 1361 با جمعی از بسیجیان نراق از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات عازم جبهه های نبرد نور علیه ظلمت شدم .

us54_3698.jpg

پاسدار غلام محمد ابوالحسنی آن مقطع فرمانده بسیج نراق بود که با تبلیغات شایسته توانست در فاصله کوتاه سه گروه قریب به 40 نیروی مستعد را به سرحدات میهن اسلامی اعزام کند و جملگی در پدافندی یا عملیات رمضان شرکت داشتند .

ymti_123.jpg

من در گروه اول بودم که روبروی پاسگاه زید مقابل ارتش عراق سازماندهی شدیم . من کمک آر . پی . جی زن بودم . گرمای بالای 45 درجه خوزستان تاب و تحمل زیادی می خواست .

روزها چفیه هایمان را مرتب خیس می کردیم و روی صورت می انداختیم تا تب گرما کمی فرو بنشیند . روزی همسنگرم محمد اوضایی که سابقه جبهه بیشتر داشت گفت انبار مهمات در فاصله 200 متری است برو و تا می توانی گلوله آر پی جی هفت بیار .

         kxst_1_(64).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

من هم رفتم و کوله ام را پُر کردم و تعدادی هم دست گرفتم و به سمت سنگرها در حال بازگشت شدم . هنوز 10 متری نیامده بودم که اولین خمپاره را مشاهده کردم که چگونه منفجر شد .

به حرکتم ادامه دادم و خمپاره ها همچنان می بارید و تا به سنگرمان رسیدم فقط یک گلوله در دستانم بود و از سینه خیز زدن و بدو و بایست و ترس همه را انداخته بودم .

5om_img_2523.jpg

محمد گفت پس موشکات گو ؟ گفتم همین یک موشک را آوردم و او خنده ای کرد و گذشت .
مدت کوتاهی از حضورمان در خط مقدم جبهه نگذشته بود و کم کم با انفجار و سر و صداهای مختلف تیر و ترکش و توپ آشنا شدم .

y8yf_1_(13).jpg

عباس حیدری در سالهای دفاع مقدس

روزی با همرزمان شکرالله شریفی و سید مرتضی میرسلطانی مشغول گپ و گفت بودیم که من گفتم اگر زنده برگشتیم که فبها المراد ؛ شهید بشویم خیلی خوبه ؛ اگر اسیر شویم بالاخره به وطن باز می کردیم ولی اگر مجروح شویم خیلی بده و طاقت تحمل درد و مداوا را ندارم .

youz_1_(22).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
سه شنبه 22 تیر 1361 مصادف با 21 رمضان 1402 عملیات رمضان با رمز یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی در شرق بصره به مدت دو هفته آغاز شد .
گردان ما خط شکن بود و در مرحله اول عملیات من به همراه محمد و علی قاسمی – پسر دایی ام مهدی جعفری – محمد جواد مهدیزاده محلاتی(مرحوم) و... مجروح و یک سرباز نیز به شهادت رسید . خمپاره نامرد 60 میلی متری در ورودی سنگر ما فرود آمد .

3ala_یادواره_منطقه_(2).jpg


احساس کردم میخ آهنین سرخ داخل شکمم رفت وجگرم را سوزاند . صدای جز جز آن هنوز در گوشم زمزمه می کند . همزمان یک ترکش کوچک به اندازه نخود رگ دست راستم را پاره کرد و خون مثل فواره بالا می جهید .

ui5u_1_(25).jpg


فریادهای مهدی جعفری را می شنیدم که پی در پی می گفت آمبولانس ؛ آمبولانس تا زودتر به اولین مرکز درمان برسد .
محمد تمرین مجروحیت داشت پا شد و به همراه مهدی و علی و دوستان رفتند سوار اتوبوسی که صندلی هایش را برداشته و مثل آمبولانس شده بود و به سمت اورژانس حرکت کردند .

6lf2_1_(27).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 
پسر خاله ام محمد رضا بخشی آمد بالای سرم و ضمن اینکه به من روحیه می داد بغلم کرد تا به سمت ماشین راه بروم . یک رزمنده اهل ساوه نیز به کمک او آمد ولی من تا خواستم حرکت کنم دیدم راه نمی توانم بروم و پایم نیز آسیب دیده است .

با هر زحمتی من را بغل کرد و گذاشتند عقب ماشین تویوتا و یک گونی خالی زیر سرم گذاشت و به راننده اشاره کرد حرکت کن . بین مسیر با هر تکانی دادم به آسمان می رفت . راننده خدمتگزار با هر ترمز یا گاز دادن مورد توهین من قرار می گرفت تا به اورژانس خط رسیدیم .

4k81_یففا.jpg

عباس حیدری در کنار سردار شهید قاسم جعفری

 

مداوای موقت و پد گزاری انجام و متوجه شدند بوی الرحمن من بلند است فلذا سریعا نسبت به اعزامم به شیراز مرکز استان فارس اقدام کردند .


کمتر از دو ماه در بیمارستان شهید بهشتی شیراز بستری و تحت مداوا قرار گرفتم . بعد دو هفته در بیمارستان آیت الله گلپایگانی قم و یک هفته در بیمارستان کامکار قم و سپس مدتی در بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به مداوا مشغول بودم . دکترها تلاش زیادی کردند تا شرایط نسبی بهبودی حاصل شد .

fe96_1_(18).jpg

جانباز عباس حیدری


عدم تحمل درد باعث شد در بیمارستان شیراز انگشت خانم پرستاری را گاز بگیرم ولی او با اینکه اذیت شد با محبت با من برخورد کرد .
خیلی از اقوام و دوستان به ملاقاتم می آمدند و لباس مشکی بر تن داشتند و مدام سراغ پسر خاله ام محمد رضا بخشی را می گرفتم که جواب درستی دریافت نمی کردم و متوجه هم نمی شدم که چرا جمعیت مشکی بر تن دارند . خوب سنی هم که نداشتیم که همه چیز را از هم تمیز دهیم .

 hn9e_1_(10).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عباس حیدری کنار مزار پسر خاله شهیدش محمد رضا بخشی در گلزار شهدای شهر نراق

از بیمارستان فیروزآبادی ترخیص شدم و در شهر ری منزل عمویم آقای طوقان حیدری استراحت می کردم که محمد و اسماعیل حبیبی که خودشان طی عملیات رمضان مجروح شده بودند به ملاقاتم آمدند .

اسماعیل که همیشه از افاضاتش بهره مند هستیم گفت خدا رحمت کند محمد رضا بخشی و عباس رمضانی را که آنجا متوجه شدم چه خاکی بر سرمان شده است .

 gi64_1_(153).jpg

این شش نفر طی عملیات رمضان 1361 به فیض جانبازی و شهادت نایل آمدند :
ایستاده از راست : مرحوم محمد جواد مهدیزاده محلاتی - جانباز عباس حیدری - جانباز محمد رضا قاسمی نراقی
نشسته از راست : شهید محمد رضا بخشی - جانباز اسماعیل حبیبی - جانباز محمد

عباس و محمدرضا نخبه تحصیل و از اعضای اولیه تشکیل دهندگان بسیج نراق و الگوی رفتاری و اخلاقی تعدادی از جوانان بودند .

مادرم سرکار خانم سکینه جعفری که زحمت های وافری برای مداوای تک فرزند ذکورش کشید گفت یک یا دو روز بعد از مجروح شدنت محمد رضا تاریخ 24 تیر به آرزویش شهادت نایل آمد و دو هفته بعد 7 مرداد 1361هم عباس به شهادت رسید .

 fb7w_1_(245).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


محمد رضا خیلی نگران من شده بود و گفته بود خاله ام یک پسر بیشتر ندارد و او را نزد من سپرده و حالا چگونه تو صورتش نگاه کنم . ولی دست تقدیر الهی بخشی را نزد فرشتگان برد و من را از شهادت بی لیاقت دانست .

 pgb2_1_(169).jpg


خوشحالم که حداقل به شرف جانبازی نایل آمدم . 31 سال هست که هر شب مزاحمت های ترکش خمپاره دشمن بعثی خواب زیبا را از من می گیرد و در دل شب خداوند قادر را شاکرم که توفیق شکرگزاری از برکات و نعمت هایش را به من عطا فرموده است .

 g5hw_vhklvnk.jpg


تا پایان جنگ به عنوان سرباز مطیع امر رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بودم و در دفاع مقدس مردم ایران حضور داشتم . اکنون نیز در رکاب رهبر معظم انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای(حفظه الله) آماده جانفشانی در راه اعتلای دین و مملکت می باشم .

2w7l_gcgi_mg_5717.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جانباز عباس حیدری فرزند حسن اهل شهر نراق23/8/1392

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه ششم مرداد 1393ساعــت20:23 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(13)

 

کتاب " خاطرات نورالدین کیانوری "


این کتاب توسط موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی دیدگاه وابسته به انتشارات اطلاعات در سال 1371 چاپ گردیده است .

uevf_img_1834.jpg


نویسنده نورالدین کیانوری سال 1294 شمسی در شهر بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران متولد گردید . پدرش شیخ مهدی نوری فرزند شیخ فضل الله و مادرش زهرا سلطانی نوری بودند. وی نوهٔ شیخ فضل‌الله نوری و سکینه محدث نوری بود .


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

نورالدین کیانوری اسفند ۱۳۵۷ به عنوان دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران انتخاب شد .
16 بهمن ۱۳۶۱ بیش از ۵۰ نفر از اعضای رهبری و کادرهای فعال حزب منحله توده از جمله نورالدین کیانوری و همسرش مریم فیروز، توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اتهام «جاسوسی و خیانت و کودتا» دستگیر و در زندان توحید تهران مورد بازجویی قرار گرفتند .

qtbm_250px-kianuri_ghazie.jpg

         نورالدین کیانوری

نهایتاً در ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۶۲ در ضربه دوم نیروهای امنیتی به بقیه رهبران، کادرها و اعضا بیش از ۱۰۵۰۰ نفر از اعضای حزب خائن توده دستگیر شدند. کیانوری در اعترافات تلویزیونی اظهار داشت : «حزب توده از آغاز تأسیس در ۱۳۲۰ تا به حال، ابزاری برای جاسوسی و خیانت بوده‌است».
کیانوری در خاطراتش چند جا در خصوص وابستگی عباس نراقی فرزند شهید حجت الاسلام آقا علی نراقی به حزب توده ایران مطالبی دارد .

jffl_img_1841.jpg

+ کیانوری در صفحه 67 خاطراتش در خصوص تاسیس حزب توده و عباس نراقی نوشته :

حزب توده ایران در دهم مهر ماه 1320 تاسیس شد و نام " توده " برای آن انتخاب شد تا یک جبهه وسیعی را در بر بگیرد و فقط به کمونیست ها محدود نباشد . موسسین حزب توده را می توان به چهار گروه تسیم کرد :
یک گروه ؛ بخشی از 53 نفر بودند . همانطور که گفتم 53 نفر چهار بخش شدند . یک بخش ؛ که تعدادشان خیلی زیاد نبود ؛ به حزب توده ایران پیوستند . بخش دوم ؛ چند نفری بودند که علیرغم تمایل؛ در آغاز در کنار حزب ماندند ولی در آن شرکت نکردند ؛ مثل خلیل ملکی ؛ انور خامه ای ؛ محمد رضا قدوه و چند نفر دیگر .

بخش سوم کسانی بودند مثل مهدی لاله و چند نفر دیگر که به دنبال پول رفتند . بخش چهارم ؛ افرادی بودند که به طرف شرکت نفت و جریانات راست رفتند و حزب سوسیالیست را تشکیل دادند ؛ مثل عباس نراقی و چند نفر دیگر .

w9hu_img_1843.jpg


+ در صفحه 75 مرقوم گردیده : این موضوع که پس از شهریور 1320 مصطفی فاتح رئیس شرکت نفت انگلیس در ایران ؛ عده ای از 53 نفر را که بیکار بودند به شکلی در شرکت نفت و یا در سازمانهای فرهنگی وابسته به انگلیسی ها شاغل کرد ؛ در کتب گوناگون نوشته شده است و از جمله بزرگ علوی ؛ احسان طبری ، عباس نراقی برده می شود . از میان اینها عباس نراقی بطور کلی به طرف همکاری با انگلیسی ها رفت .

ol0_img_1845.jpg

+ در صفحه 76 نوشته شده : علی جواهر کلام مسلما یکی از عمال سفارت انگلیس در ایران بود . من از شرکت او در هیئت تحریریه روزنامه مردم تا حال خبر نداشتم . ولی ممکن است ؛ چون امتیاز روزنامه ضد فاشیست مردم به کمک مصطفی فاتح ؛ که به عنوان نماینده منافع انگلستان در ایران خود را ضد فاشیست می دانست ؛ گرفته شد .

فاتح شرط کرده بود که عباس نراقی ؛ که از 53 نفر بود و پس از آزادی به خدمت فاتح و اربانش در آمده بود ؛ به عنوان مدیر داخلی روزنامه مردم کار کند و شاید جواهر کلام هم مقاله می نوشته است . ولی این وضع خیلی کوتاه بود و دوستان ما دست او را کوتاه کردند و روزنامه مردم کاملا در اختیار حزب توده قرار گرفت .

hte_img_1847.jpg


+ در صفحه 89 در خصوص عباس نراقی و حزب سوسیالیست نوشته : حزب سوسیالیست از اولین احزابی بود که بلافاصله بعد از شهریور 1320 همزمان با حزب توده ایران تشکیل شد و تا آنجا که به یاد دارم موسسین آن مصطفی فاتح ؛ علی شهید زاده و عباس نراقی بودند . این حزب حزبی بود که فقط علیه حزب توده ایران مبارزه می کرد و توسط شرکت نفت انگلیس حمایت می شد .

q6xw_img_1848.jpg


+ در صفحه 91 در خصوص عباس نراقی آمده : ... مرحله بعد ؛ یافتن محلی برای انتشار روزنامه بود . ما مکان ؛ اثاثیه و امکانات برای انتشار روزنامه نداشتیم . تنها دفتر روزنامه سیاست عباس اسکندری بود که مرکز حزب هم بود . پیشنهاد دیگر مصطفی فاتح این بود که در هیئت تحریریه چهار نفر از شما و یک نفر از ما باشد . از ما ؛ ایرج اسکندری ؛ دکتر رضا رادمنش ؛ عباس نراقی و یک نفر دیگر شرکت کردند .

مدیر مسئول روزنامه ؛ صفر نوعی و مدیر داخلی ؛ عباس نراقی ؛ هر دو از ما بودند . البته ما هنوز نراقی را نمی شناختیم > او جزء گروه 53 نفره بود و ما هنوز روابط او با فاتح را نمی دانستیم . پس از اینکه روزنامه اندکی سر و سامان پیدا کرد ؛ فاتح سر آنها کلاه گذاشت .

dejy_img_1853.jpg

عباس نراقی


+ در انتهای کتاب خاطرات نورالدین کیانوری در قسمت تصاویر عکس عباس نراقی فرزند علی به عنوان یکی از اعضای گروه 53 نفر حزب توده وجود دارد .

 

 وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعــت20:43 تــوسط |
گذری به مسجد و مدرسه آقا بزرگ نراقی و مقبره خاندان نراقی در کاشان

 

گذری به مسجد و مدرسه آقا بزرگ نراقی و مقبره خاندان نراقی در کاشان



آن روزی که مرحومه مادرمان مرحمت خانم اکبری در بیمارستان کاشان بستری بود و صدقه سر ایشان فرصتی حاصل شد تا از مسجد و مدرسه آقا بزرگ کاشان که متعلق به خاندان نراقی است ماه ها می گذرد .

4thb_img_2718.jpg

عطش شناساندن این مکان و قبور انسان های آزادیخواه و شجاعی همچون شهید آقا علی نراقی فرزند ملا محمد حسین و مادر مکرمه اش فاطمه علویه برایم هیجان ایجاد نموده بود .
یکی از یاوران همیشگی ام حاج محمود مرادی شهردار فرهیخته نراق است .

pto7_img_2696.jpg

با او مطرح کردم که با اشتیاق اعلام آمادگی کرد که در هر شرایطی آماده ام با جمعی از دوستان برای بیشتر آشنا شدن به تاریخ و فرهنگ نراق به کاشان برویم .
ساعت 15 یکی از روزهای زیبای خداوند در ماه مبارک رمضان دقیقا من را به یاد عملیات ناموفق رمضان در پاسگاه زید انداخت .

e8fr_img_2697.jpg

متلک های بعضی از دوستان مرا خسته نکرده و نمی کند که در این گرمای سوزان چه وقت این کارهاست ؟
با هر زحمتی بود دو ماشین و مجموعا 8 نفر از بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس راهی شدیم . عده ای هم جا ماندند و توفیق از آنان سلب شد .

zyb1_img_2727.jpg
قبلا با آقای اصغر مصدق با شماره تلفن 03155241619 یکی از متصدیان میراث فرهنگی و گردشگری کاشان در مسجد آقا بزرگ هماهنگ کرده بودیم ولی برای احتیاط بار دیگر تماس حاصل شد که ایشان فرمود نه برای شما بلکه این مکان به روی همه مشتاقان باز است .

vrt6_img_2753.jpg
خیابان فاضل نراقی در کاشان هویدا و کمی جلوتر مسجد آقا بزرگ نمایان گردید . واقعا حیرت برانگیز است . این بنا آنقدر زیباست که بدون عکس گرفتن نمی شود از کنارش گذشت .


این بنای اسلامی سال 1258 تا 1265(170 تا 177 سال قبل) هجری قمری به همت مرحوم حاج محمد تقی خانبان و به احترام دامادش عالم جلیل القدر ملا محمد مهدی نراقی فرزند ملا مهدی ( برادر ملا احمد نراقی) معروف به آقا بزرگ ساخته شده است .

              upm_img_2706.jpg   5c2a_img_2710.jpg

حجره و یا مقبره نراقی ها بسته است و باید از متصدی درخواست کرد تا درب را باز کند . اتاقی دلنشین و حاوی تاریخ مبارزات دلیر مردان شهر نراق در کاشان به خوبی درخشش دارد.

wsay_img_2714.jpg


مقبره شهید آقا علی نراقی و پدر روحانی و جلیل القدرش و مادر مبارزش ساعتی انسان را به تامل می اندازد .

شهید نراقی در مقابل ظلم و جور و طغیان اشقیای زمان نایب حسین خان کاشی و فرزندانش مظلومانه به شهادت رسید و هفت سال بعد با پافشاری مادرش بقایای پیکر مطهرش از چاهی در مزرعه دوک کاشان بیرون و در مقبره خاندان نراقی در مسجد آقا بزرگ مدفون گشت و جنایتکاران و نایبیان کاشان به دار مجازات آویخته شدند .

ytge_img_2739.jpg


در حجره نراقی ها این انسان های شریف و خداجو مدفون هستند :

آرامگاه مرحوم ملا محمد علی مجتهد نراقی(فرزند آقا بزرگ) متوفی به سال 1285 و مرحوم میرزا محمد حسین نراقی (متوفی بسال 1319 قمری) و فرزند شهیدش مرحوم آقا علی نراقی( تاریخ شهادت 1331 هجری قمری)

همچنین داخل حجره بر سینه دیوار شبه سنگ قبری تعبیه شده و روی آن اسامی مدفون در قبر و اتاق را معرفی و نوشته شده :

درگذشت حاج محمد علی مجتهد نراقی فرزند آقای بزرگ متوفی سال 1285 ق (150 سال قبل)

درگذشت میرزا محمد حسین مجتهد نراقی سال 1319 ق (116 سال قبل)
درگذشت بانو فاطمه علویه مادر شهید آقا علی نراقی سال 1353 ق (82 سال قبل)

2nse_img_2686.jpg

آقای محمود مرادی برای دوستان تاریخ شکوفایی فاضلین نراق و نوه هایشان از جمله شهید آقا علی نراقی را به زیبایی بر شمرد که انکار این تاریخ و فرهنگ را خود بوده و نوشته است .

اغراق نمی کنم ولی تسلط ایشان به تاریخ منطقه و خصوصا نراق مثال زدنی است .مسجـد و مـدرسـه آقـابـزرگ در تاريخ 11/09/1330 به شماره 382 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است .

36by_img_2683.jpg    r268_img_2715.jpg


جنب مسجد آقا بزرگ بنای تاریخی و 700 ساله خواجه تاج الدین و مرقد مطهر امامزادگان اسحق و ابی طالب(ع) فرزندان حمزه بن موسی بن جعفر(ع) وجود دارد .


بازارچه مانندی با هوای خنگ در گرمای زیاد و زبان روزه به خودی خود آرامشی را ایجاد می کند .

راهنما قبری را نشان می دهد که نوه دختری فاضل نراقی رحمت الله علیه می باشد .
مقبره حاج محمد حسن قطب کاشانی عارف بزرگ که نوه دختری ملا احمد فاضل نراقی نیز بر علم و تحقیق آدم می افزاید .

su8x_img_2754.jpg


مدت ها در تهران دنبال خرید کتاب های کاشان و نراق بودم ولیکن در این بازارچه در کمال حیرت کتاب های ارزشمندی به راحتی در معرض فروش بود که با پشتیبانی آقای مرادی مجلدهای متفاوتی خریداری شد که مطالب آنها به مرور به اطلاع کاربران خواهد رسید .


pwdx_img_2751.jpg

یک درخواست از اهالی محترم شهر نراق و منطقه دلیجان دارم که هر وقت برای گردش و یا کاری به کاشان مسافرت می کنند یک سری هم به مسجد و مدرسه آقا بزرگ بزنند تا به تاریخ و ارزش های محل سکونتمان پی ببریم .



وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعــت17:2 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(12)

 

کتاب " خاطرات حسام الدوله معزی(نجفقلی میرزا – آقا سردار) "


کتاب 320 صفحه ای خاطرات نجفقلی میرزا معزی با مساعدت فرزندش فیروز معزی و به کوشش ایرج افشار سال 1379 توسط انتشارات ثریا چاپ گردید .

rfw9_img_2075.jpg



توضیحات سلحشوران شهر نراق :

نجفقلى حسام ‏الدوله معزى فرزند ابراهیم میرزا مشهور به حسام الدوله و آقا سردار تحصیلات خود را در انگلستان به پایان برد و در وزارت مالیه عضو بود. وى در دوره‏ سوم مجلس شوراى ملى از ملایر و محلات نماینده بود. سال 1261 در نجف اشرف متولد و اردی بهشت 1359 در تهران فوت نمود .

vs6o_img_2090.jpg



در صفحات 149 و 150 خاطرات کتاب در خصوص حاجی محمد نراقی نوشته :


حاجی محمد نراقی خوش محضر و بذله گو از معامله با خوانین املاک و ثروت خوبی داشت . بعد از مرگ پدر با پسران هم طرف معامله و دارای املاک مرغوبی شده بود . وارث واقعی امیر نظام دویم و سردار اکرم بود . پسر عموها را با آقای مظفرالملک آشتی دادم و مبلغی از ایشان برای رئیس تلگراف گرفتم .

 

rfw9_img_2075.jpg

 

محمد علی خان فرزین رئیس مالیه همدان مردی درستکار و فهمیده چند بار به دیدنم آمد . دو سه شب هم مهمان حاج محمد نراقی بودم .
ضمنا در صفحات 64 و 137 کتاب از حاج سیاح محلاتی (حاج محمد علی فرزند حاج محمد رضا اهل محلات )ذکر مطلب شده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعــت16:47 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(11)

 

کتاب " از کاشان تا کاناری(جزایر قناری)


مولف آقای امین الله رشیدی و ناشر انتشارات سنایی سال 1372 به چاپ رسانده است .

kbd0_img_1769.jpg


رشیدی اهل راوند و ساکن کاشان بوده و علاوه بر اینکه خواننده و آهنگساز بوده به شغل سر دفتری هم مشغول بوده است . همسرش دختر ادیب بیضایی و دو فرزندش افسانه و صباح نام دارند .

8v0n_img_1771.jpg


این کتاب 415 صفحه ای شامل سه بخش است : بخش اول گذری شتاب آهنگ در دیار فرنگ ؛ بخش دوم عبور از اسکاندیناویا و بخش سوم سفر به سرزمین آزادگان می باشد .

 



توضیحات سلحشوران شهر نراق :

کتاب از کاشان تا کاناری گزارش سه سفر در سه مقطع مختلف در سال های 1352 – 1357 و 1364 می باشد .

 

 

 


+ در صفحه 295 و 349 از آقای حسن نراقی (تولّد 1273 ـ وفات دي 1368 شمسي) فرزند ميرزا محمّدحسين بن حاج ملاّ محمّدعلي بن ملاّ مهدي آقا بزرگ (پدر دکتر احسان نراقی) و کتاب تاریخ اجتماعی کاشان از بنیانگذاران موسسات فرهنگی کاشان به نیکی یاد شده است .

eojd_img_1775.jpg


+ در صفحه 318 در خصوص خاندان نراقی نوشته شده :
نگارنده در اینجا اضافه می کند که در عصر ما نیز مردان بزرگ و نیکوکاری همچون نراقیها... و غیره بودند و هستند که در عین داشتن نبوغ اقتصادی ؛ موسسات عام المنفعه ای مانند مدارس و بیمارستان و درمانگاه و غیره در کاشان و توابع آن احداث نمودند که یاد همه شان بخیر باد .

n1pn_img_1776.jpg

در صفحه 339 و 341 مرقوم شده :
بعد از کشته شدن نادر در سال 1160 هجری(275 سال قبل) و کناره گیری میرزا معزالدین از حکومت کاشان ؛ عبدالرزاق خان داماد وی جانشین او گردید و در حادثه زلزله کاشان در سال 1192 (243 سال قبل)عبدالرزاق خان ؛ این مرد دلیر و نیکوکار به بازسازی خرابیهای زلزله پرداخته و بناهای دیگری نیز به هزینه خود احداث نمود .

zjxt_img_1774.jpg

 

آغا محمدخان قاجار نیز پس از مرگ کریمخان زند به کاشان هجوم آورد و همین عبدالرزاق خان حاکم کاشان که با حریف زورمندی رو به رو شده بود از راه صلح و آشتی با او در آمد و پیشوایان روحانی شهر به رهبری ملا محمد مهدی نراقی به ملاقات آغا محمد خان در اردوگاه خارج شهر رفته و تقاضای تامین جانی و مالی برای عبدالرزاق خان و مردم کاشان نمودند .

ixp7_img_1777.jpg


در سال 1225 ( 210 سال قبل ) فتحعلی شاه برای بازدید ساختمانهای مدرسه سلطانی و باغشاه فین که به انجام رسیده بود به کاشان آمد و رقباتی از املاک خالصه دولتی را هم وقف بر مدرسه کرد و تولیت آن را به حاجی ملا احمد نراقی واگذار نمود و آخرین مسافرت شاه به کاشان در سال 1249 هجری( 186 سال قبل) صورت گرفت .

 

 

بعد از فتحعلی شاه محمد شاه به سلطنت رسید و شخصا در راس اردوی عظیمی برای فرو نشاندن هرج و مرج و تنبیه اشرار وارد کاشان شد و به خانه آقای ملا مهدی بن مهدی قاضی نراقی رفته و میزبان خود را که تا آن زمان به آقا کوچک مشهور بود آقابزرگ ملقب نمود .
+ در صفحه 343 در خصوص ممانعت حاجی ملا محمد نراقی از بابی گری مردم کاشان نوشته :

 

uqu_img_1778.jpg

 

در آغاز دعوت بابیه به پیشوایی سید علی محمد شیرازی معروف به باب نخستین مبشر و پیک مذهبی او به نام ملا حسین بشرویه به کاشان آمده ادعای باب را نزد حاجی ملا محمد نراقی رئیس علمای شهر اظهار و مدارک او را ارائه نمود . ملا محمد نراقی پس از ملاحظه آنها ؛ بطلان دعاوی و سخافت مستندات وی را اثبات و به او اخطار کرد که در کاشان توقف نکند . ملا حسین چند تن از مردم بازاری را به سخنان خود فریفته عازم تهران شد .

w3p0_img_1773.jpg


+ در صفحه 368 در خصوص عظمت آیت الله العظمی حاج میرزا فخرالدین نراقی نوشته :

میرزا علی محمد بیضایی مشهور به ادیب سال 1299 هجری(136 سال قبل) در آران متولد گردید . پدرش میرزا محمد رضا متخلص به روح الامین بود . تحصیلات مقدماتی او نزد پدر و عالم و فقیه عالیقدر ملا محمد باقر آرانی بوده و بعدا به توصیه آن فقیه به لباس روحانیت در آمده و به کاشان منتقل گردیده و در خدمت آیت الله العظمی حاج میرزا فخرالدین نراقی ؛ یکی از نیکنام ترین و بزرگترین علمای قرن اخیر ؛ به تکمیل معلومات خویش پرداخت .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در جمعه سوم مرداد 1393ساعــت14:29 تــوسط |
رزمنده جانباز رئیس شورای شهر نراق می باشد

 

رزمنده جانباز رئیس شورای شهر نراق می باشد


سال 1344 در شهر نراق از توابع دلیجان متولد شدم .در بسیج نراق به فرماندهی پاسدار غلام محمد ابوالحسنی فعالیت داشتم .

isv9_1_(40).jpg

سید عباس حسینی نژاد

بعد از مدتی با جمعی از سلحشوران شهر نراق تاریخ نهم تیر سال 1361 در هشتمین روز ماه مبارک رمضان برای اولین بار عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شدم . مرحله سوم عملیات رمضان در جبهه پاسگاه زید از ناحیه پای راست تیر خوردم و مجروح گردیدم .

   7zn_1_(49).jpg  c5o8_1_(88).jpg xsoz_1_(23).jpg


مقدمات اولیه درمان را در اهواز مرکز استان خوزستان سپری و برای ادامه مداوا به شهر یزد منتقل شدم .

1pjp_1_(78).jpg

دهم رمضان مطابق با 11 تیر 1361 آیت الله محمد صدوقی پس از ادای نماز جمعه توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به شهادت رسید و پس از مدت کوتاهی از این جنایت به بیمارستان یزد وارد شدم و هنوز مردم مومن این استان عزادار امام جمعه خود بودند .

rv9b_1_(47).jpg

سید عباس حسینی نژاد در سالهای دفاع مقدس

پس از سه چهار روز بستری و مداوا به زادگاهم نراق بازگشتم . تاریخ 9/7/1362 در اوج جنگ عراق و ایران به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان درآمدم و لباس مقدس سبز این نهاد را بر تن کردم . به همین منوال تا پایان جنگ در دفاع مقدس شرکت داشتم .

vg4v_1_(57).jpg

  سید عباس در کنار سردار شهید حمید آذین پور


لیسانس مدیریت دولتی را از دانشگاه آزاد اسلامی نراق دریافت نمودم . سال 1391 در پُست فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات بازنشسته شدم و اکنون در شورای شهر نراق خدمتگزار مردم می باشم .

nv6x_img_2738.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 سید عباس باشی(حسینی نژاد) فرزند سید میرزاآقا اهل شهر نراق 27/11/1389

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعــت16:46 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(10)

 

کتاب : شرح زندگانی و شهادت حضرت سلطانعلی بن محمد باقر(ع) "



مولف آیت الله ملا عبدالرسول مدنی کاشانی فرزند ملا محمد(1242 – 1325 ه.ق) و توسط انتشارات مُرسل در چاپ های متعدد منتشر و چاپ دهم آن سال 1383 منتشر گردیده است .

oaa_img_1740.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

سه سال از حضور علی بن باقر(ع) به منطقه اردهال کاشان گذشته و مردم زیادی به گرد حضرتش جمع شدند . "حارث" اهل بارکرسف مشهد حاکم منطقه اردهال ملقب به "زرین کفش" یا "زرین نعل" به والی آن ولایت " ازرق ابرح " (احتمالا قم مسند ایالت بوده و بعضی دارالسلطنه را قزوین گفته اند)خطر حضور فرزند امام پنجم شیعیان را اعلام می کند .

d6vb_img_1741.jpg

او هم ناراحت شده و نامه ای به ارقم شامی نوشته و وی را منصوب می کند که فرزند امام باقر(ع) به قرای خوابق(خاوه) و بارکرسف مردم را مورد توجه قرار داده است ؛ فلذا لشکر خود را برداشته به نراق برو و مکتوبی علی حده به زبیر عرب تبار اهل بصره حاکم نراق که مخالف اهل بیت بوده می نویسد و سفارش می کند تشریک مساعی نموده نزد زرین کفش رفته تا تدبیر قتل اولاد بوتراب را کشیده و سرش را برای من بفرستید و عذر ابدا مسموع نیست .

2ooj_457.jpg
ارقم شامی نامه را دریافت و فورا با ششصد نفر برای قتل علی بن باقر(ع) شبانه وارد نراق می گردد . به خانه زُبیر عرب که حاکم نراق بوده وارد و پس از طراحی قتل به سمت منطقه درگیری روانه می شوند .

achc_main2.png

زرین کفش در توطئه شهادت حضرت سلطانعلی(ع) نقش اصلی را داشت و سرانجام نیز به دست یاران امامزاده علی کشته شد . ارقم تاریخ بیست و هفتم جمادی الثانی سال 116هجری قمری(1319 سال قبل) سر از پیکر مطهر فرزند بلافصل امام باقر(ع) جدا کرد و به نزد ازرق ابرح برد .


در جریان جنگ ؛ زبیرعرب حاكم مستبد نراق توسط خواجه نصیر، جوان 25 ساله علمدار سپاه حضرت کُشته می‌شود.

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعــت16:16 تــوسط |
ابوالفضل بیابانگرد نراقی مردی نا آرام در مقابل تجاوز ارتش عراق

 

ابوالفضل بیابانگرد نراقی مردی نا آرام در مقابل تجاوز ارتش عراق


نور دیده ام ابوالفضل بیابانگرد عاشق رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بود .

oodh_عکس۰۶۰۴.jpg

به خاطر همین در انقلاب مردمی شرکت داشت تا پیروزی نصیب گردید . جنگ عراق بر علیه ایران که آغاز شد به فرمان رهبر درس و مشق را در دبیرستان حاج عباس معصومی نراق رها کرد و با دوستان و همکلاسی هایش راهی دفاع مقدس شدند .

6y9y_عکس۰۶۰۷.jpg

سال چهارم دبیرستان بود و می خواست دیپلم بگیرد و درسش خوب بود ولی جبهه را برتر از تحصیل تشخیص داد . در واقع تحمل چکمه بیگانگان در خاک ایران را نداشت .

بار دوم در جبهه محمدیه دارخوین به همراه مصطفی طالبی(شهید) و عباس باقری(آزاده جانباز) مجروح شد .

e9el_شصثقغ.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در دو بیمارستان لبافی نژاد و فارابی تهران بستری بود تا اینکه یکی از چشمانش را تقدیم راه مقدسش نمود .

s1o_url.jpg

 

         حاجیه خانم نیره قاسمی در کنار مزار فرزندش

پدرم حاج علی قاسمی برای ملاقاتش آمد منزلمان و ابوالفضل را بوسید و گفت فعلا ضرورت نداره به جبهه بروی و استراحت کن تا خوب شوی . اما او در جواب پدر بزرگش گفت وطنم در خطر دشمن است و چگونه می توانم آرام باشم .

puvi_urlصقغشق.jpg

شهید ابوالفضل بیابانگرد


با اینکه هنوز بهبودی کامل پیدا نکرده بود برای سومین بار راهی جبهه شد . دومین روز عید نوروز 1361 همه مردم در شادی و شادکامی بودند .

خبر آمد رزمنده های نراق و محلات در جبهه شوش با مشکل روبرو شده و جملگی شهید و زخمی و اسیر شده اند . دو پسرم محمد رضا و ماشاءالله و دو برادرم سلطانعلی و نصرالله قاسمی برای پیدا کردن جنازه ها رهسپار اندیمشک و شوش شدند .

dcta_عکس۰۶۱۰.jpg


عبدالله محمودی را دوازدهم فروردین تشیع کرده و اولین شهیدی بود که در گلزار شهدای نراق به خاک سپردیم . روز سیزده بدر بود که پیکر مطهر سه جوان گلگون کفن یعنی سید غلامرضا باشی ؛ مهدی عباسی و ابوالفضل بیابانگرد را آوردند . ممنون مردم نراق و حومه هستیم ؛ همه برای ادای احترام و دلگرمی ما آمده بودند .

li7j_ppbe_68576006093843690249.jpg

هیاهویی به پا بود . کجا سراغ داری در یکی دو روز چهار جوان که رخت دامادی بر تن داشتند در جنگ نابرابر مقابل دشمنان اینگونه جانفشانی کرده باشند ؟

lnzk_58080669634745024106.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


آمدم سر قبر پسرم ؛ جگر گوشه ام ؛ دُردانه ام ؛ ته تغاری ام ؛ او که خود را خمس خانواده محسوب می کرد ؛ پیکر را نزدیک قبر آوردند و خواستند آن را داخل قبر بگذارند ؛ خداوند صبر و شکیبایی زیبایی در من ایجاد کرد ؛ در آن قیل و داد و هیاهو و گریه ؛ چادر را به کمرم محکم بستم و دستانم را بالا آورده و با مشت های گره کرده فریاد برآوردم :


خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما

 
دیگر خانواده ها هر کدام مشغول کاری بودند . یکی غش می کرد ؛ یکی گریه و یکی شگرگذار و بعضا مور می گفتند . نمی دانم خداوند چه قدرتی به من داده بود که روحیه حماسی گرفته بودم .

lmts_008.jpg

زنان نراقی دورم حلقه زدند و می گفتند نیره خانم گریه کن ؛ جیغ بزن تا به قول معروف در خودم نریزم و دچار ناراحتی روحی نشوم .
اجازه دیدن صورت ابوالفضلم را ندادند ؛ خوب این پیکرها بیشتر از یک هفته در صحنه کارزار مانده بودند و 12 روز طول کشید تا به نراق انتقال دادند . ولی دستش را بوسیدم .

c7ov_img_2218.jpg

 

حاج حسینعلی بیابانگرد و حاجیه خانم قاسمی در کنار مزار شهیدشان

روی آستین لباسش با ماژیک شعار نوشته بود مثلا رهسپاریم به کربلا . حتی کِش گِت شلوارش را هم به پایش دیدم ولی علاقمند بودم صورت نازنینش را مشاهده کنم . به اتفاق پدرش حاج حسینعلی بیابانگرد شاخه های گل را روی جنازه اش گذاشتیم . او و دوستانش تازه داماد بودند که برای دین و وطنشان اینگونه پر پر شدند .

ir82_d8a8_1_(138).jpg


خداوند را شاکرم که تنها دختر و سه پسر دیگرم ماشاءالله ؛ اصغر و محمد رضا راه و مسیر برادر شهیدشان را دنبال می کنند و اجازه نمی دهند خون شهیدان پایمال شود .

ما به رهبری آیت الله خامنه ای پایبندیم و خواستاریم خون شهیدان مورد احترام مردم و مسئولین قرار داشته باشد .
xbbf_img_1915.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


حاجیه خانم نیره قاسمی نراقی فرزند علی اهل شهر نراق 12/12/1390

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعــت21:45 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(9)

 

کتاب " اسنادی از مدارس دختران از مشروطه تا پهلوی "


ناشر انتشارات سازمان اسناد ملی جمهوری اسلامی ایران در سال 1378 به کوشش خانم سهیلا ترابی فارسانی منتشر گردیده است .

2oql_img_1634.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در صفحه 95 این کتاب صورت بودجه یک ماه و نیم مدرسه دولتی ابتدایی نمره 150 از پانزدهم برج جدی تا آخر دلویونت ئیل 1297 نوشته شده که آقای آقا میرزا حسین خان نراقی زاده رئیس مدرسه می باشد . مبلغ هزینه نیز مرقوم گردیده است .

nkv1_img_1636.jpg

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعــت21:15 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(8)

 

کتاب چهار جلدی " مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه دوره قاجار"



مولف محمد حسن رجبی (دوانی) توسط نشر نی در سال 1389 در چهار جلد منتشر گردیده است .

ijrg_img_1652.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در مجموعهٔ چهارجلدی حاضر، نگارنده کوشیده تا مواضع سلبی و ایجابی علما و روحانیون برجستهٔ شیعه را نسبت به رویدادهای مهم سیاسی و اجتماعی ــ و بعضاً جهان اسلام از سال 1200 الی 1326 ق (از آغاز قاجار تا انحلال مجلس اول)، از خلال مکتوبات و بیانات آنان که در منابع خطی، چاپ سنگی و چاپی و به‌صورت کتاب، رساله، اعلامیه، نامه، روزنامه و... موجود بوده، با تصحیح متون و توضیحات لازم در پانویس‌ها، در معرض نظر خوانندگان قرار دهد .

3dzp_img_1651.jpg


نگارنده کوشیده است حداقل یک و گاه چند نمونهٔ گزیده از آثار هر فرد را معرفی کند که تعدّد آن‌ها، عمدتاً به شأن علمی، دینی و سیاسی آنان، میزان مشروعیت و مقبولیت سیاسی و نفوذ کلام و مرجعیت ایشان در میان مردم و درجهٔ اهمیت واکنش‌های سیاسی آن‌ها به رویدادهای سیاسی و اجتماعی بستگی داشته است.

در این کتاب ؛ نامه و بیانیه های علمای شهر نراق از جمله علامه ملا محمد مهدی و ملا احمد نراقی و نظام الدین نراقی و ... مرقوم گردیده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعــت16:54 تــوسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 14
 

 

i5zg_image6077.jpg

 منزل آقای حاج علی محمودی در شهر نراق - سال 1364

محمد نصیری فرزند علی - مرحوم علی محمودی فرزند حسین(پدر شهیدان عبدالله و کاظم محمودی) - باقر کمره ای فرزند علی - اسماعیل حبیبی فرزند اکبر - علی کمره ای فرزند تقی - مرحوم تقی کمره ای فرزند ... - سید احمد باشی(موسویان) فرزند سید کاظم

 

za36_image5806.jpg

تشییع پیکر مطهر پنج تن از شهدای گمنام دفاع مقدس مدفون در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق -سال 1380

فرد مشهود : سید مهدی موسوی فرزند سید حسین

 

8ghc_image4542.jpg

 مزرعه پودنا - شهر نراق - سال 1365

از راست : مجید ابراهیمی فرزند.... - حسن کاظمی فرزند سلطانعلی - مهدی کاظمی فرزند محمود - علی رمضانی فرزند غلامعلی - مصطفی آعلی فرزند علی محمد - ایرج جعفری فرزند علی اکبر - فردین رحیمی فرزند ماشاءالله - ابوالفضل آعلی فرزند ابراهیم

 

50a8_image6167.jpg

نمای قدیمی از بقعه متبرکه زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد(ع) در شهر نراق - سال1377

 

ic9v_image6528.jpg

 مزرعه منظریه شهر نراق - سال 1363

 از راست : علیرضا لطفعلی فرزند قربانعلی ، مرحوم حاج مصطفی قجری فرزند محمد در حال چای خوردن از سماور زغالی های قدیم

3siw_gfhfy.jpg

میدان امام خمینی شهر نراق - جشن نیمه شعبان - سال 1378

ایستاده از راست : محمود مرادی فرزند علی محمد ، مصطفی محمودی فرزند محمود ، مهدی حیدری فرزند رضا ، مجیدآقاحسینی فرزند نورعلی ، محمود کاظمی فرزند علی ، محمد کریمی فرزند جعفر

 

نشسته از راست : سلمان عابدی فرزند علی(نجات) ، حمید رضی فرزند گل محمد ، علی حیدری فرزند رضا ، مهدی رمضانی فرزند علیرضا ،  مجید باقری فرزند قنبر ، قدرت الله کمره ای فرزند محمدرضا

 

5hqs_image4353.jpg

 جشن ازدواج محمد رضا عابدینی در شهر نراق - زمستان 1362

ایستاده از راست : محمد حسینی فرزند شعبانعلی - محمد رضا عابدینی فرزند علی - شهید جعفر علی کمره ای فرزند فتحعلی

نشسته از راست : سید ابوالفضل میرسلطانی فرزند سید قاسم - موسی عابدینی فرزند علی - احمدعلی حسینی فرزند سلطانعلی - شعبانعلی حسینی فرزند رضا - شمسعلی کمره ای فرزند فتحعلی - نجات عابدی فرزندکمال

 

saob_img_2063.jpg

 ایست و بازرسی مقابل حوزه 2 ثارالله شهر نراق - سال 1386

از راست : سید محمد باشی فرزند سید نصرت الله ، سید قاسم حسینی نژاد فرزند سید حسن ، مصطفی کمره ای فرزند فتحعلی ، احمد مرادی فرزند علی محمد ، مسعود قجری فرزند مهدی ، جعفر حسینی فرزند محمود

bz0w_10.jpg

 بازسازی شهر هویزه استان خوزستان - سال 1366

از راست : قاسم قجری فرزند علی ، عباس آقاصادقی فرزند علی محمد ، علیرضا سرطاقی فرزند شیرعلی، سید احمد موسویان فرزند سید کاظم ، قنبر عابدی فرزند کمال ، ابوالقاسم احمدی فرزند علی ، مصطفی رزاقی فرزند حسن

 gmz3_image5278.jpg

 سر دهنه آصیف آباد شهر نراق - شهریور 1363

 خانواده آقایان قیومی ؛ ماندنی و حبیبی
سمت چپ نوجوانی که هندوانه می خورد حسین حبیبی فرزند اکبر و فرد مقابلش شهید مهدی قیومی فرزند سلطانعلی

v81_8846_231859583612718_1326519402_n.jpg

  طبیعت شهر نراق - سال 1372

از راست : مهدی عضایی فرزند علی اکبر ، حسین جعفری فرزند علی اکبر ، حسین سرطاقی (آرمان) فرزند علیرضا ، سید مهدی حسینی فرزند سید تقی ، سید روح الله حسینی فرزند سید محمد

 

ub_img_2126.jpg

  مزرعه آبشتا - نراق - سال 1386

از راست : محمدرضا ترابی فرزند حسن ، سید محمد حسن جوادی فرزند سید عباس ، میثم پریشانی فرزند مهدی ، علی آعلی فرزند تقی

lv5m_image5243.jpg

مزرعه کدورا - شهر نراق - شهریور 1363

 از راست : کودک ناشناس - ناشناس - غلامعلی رحمانی فرزند... - مرحوم اکبر حبیبی فرزند غلام - مرحوم غلامحسین حیدری فرزند علی

 

 

این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعــت16:1 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(7)

 

کتاب " حماسه ی طغیان – برسی جنبش نایبیان کاشان بر اساس اسناد "

 

مولف امیر هوشنگ آریانپور توسط نشر کتاب آمه در سال 1388 منتشر گردیده است .

 

tiwy_img_1654.jpg

 
توضیحات سلحشوران نراق :

آریان پور بر خلاف آنچه که از خیانت نایبیان در تاریخ ثبت گردیده سوابق آنان و شخصیت فکری این خبیثان را روحیه آزادمنش و در مسیر حرکت تاریخی شان نشان می دهد که یکسر با تصویر مجعول مورد نظر دستگاه تبلیغاتی دروغ محور وثوق الدوله و بعدها پهلوی متفاوت و بلکه متضاد است .
امیر هوشنگ آریان پور که نیاکانش از طرفداران خیانت و جنایت بر علیه بشریت بوده اند در بیان چگونگی شکل گیری جنبش نایبیان می نویسد طایفه بیرانوندی که در عصر نادرشاه افشار از لرستان به کاشان تبعید شده بودند، از فشارهای سیاسی و اقتصادی حکومت و گروه های متنفذ محلی رنج می بردند.

jxss_img_1655.jpg

بی گمان این فشارها زمینه طغیان آن طایفه را فراهم آوردند. جنبش نایبیان با طغیان طایفه بیرانوندی کاشان در سال ۱۲۸۸ هجری قمری(147 سال قبل ) آغاز شد. محرک نهایی این طغیان اجحاف مسعود ظل السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه نسبت به مردم کاشان بود. ولی سلسله یی از علل نزدیک و دور در این طغیان دخالت داشت و اجحاف ظل السلطان صرفاً جرقه انفجار آن شمرده می شد. عواملی دیگر مانند استیلای جو نافرمانی و وفور یاغیان در ناحیه کاشان و تهور ایلی طایفه بیرانوندی که به عنوان پهلوان و عیار، خود را در برابر مردم مسوول می دانستند، در آن طغیان موثر افتادند.

tiwy_img_1654.jpg


در این کتاب نویسنده مذبوحانه شهادت مظلومانه عالم مبارز و روحانی با شجاعت آقا علی نراقی فرزند ملا محمد حسین بدست اشقیای زمان یعنی نایب حسین خان و فرزندش ماشاالله که جنایتشان روی تاریخ را سیاه کرده را نادیده گرفته و به گونه ای خودخواهانه و متکبرانه تفسیر به رای می کند و بیشرمانه از قول خود و دیگران به خاندان مبارز نراقی توهین می کند .

jxss_img_1655.jpg

 

 

 

 

 

 

 


جناب امیر هوشنگ آریانپور طغیان بر علیه اموال و نوامیس مردم و ناامنی و کُشتن روزمره مردم در بلاد کاشان و مناطق اشغال شده توسط نایبیان کجایش حماسه است ؟
مسلما اسنادی که ادعا شده از مراکز اسناد انگلیس و آمریکا تهیه شده مغایر با روح مبارزه خاندان نراقی می باشد زیرا اکثر آنان از روحانیون و علمای طراز اول بوده اند . روشننفکران لرستان به صراحت به ظلم و تعدی نایبیان نسبت به مردم اشاره دارند .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعــت15:54 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(6)

 

کتاب " اسنادی از تاراج کتابخانه سلطنتی از سال 1288 الی 1315 هجری شمسی "


ناشر سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران در سال 1390 با تصحیح و پژوهش توسط خانم فاطمه قاضی ها منتشر گردیده است .

lxq1_img_1641.jpg


در صفحه 323 این کتاب نوشته شده :
جلد کتاب سیف الامه اثر ملا احمد نراقی عوض شده و به تاراج رفته است .


توضیح سلحشوران شهر نراق :

كتاب سيف الامة و برهان الملة اثر علامه ملا احمد بن محمد مهدی نراقی از مهم ترين آثار كلامي قرن 14 هجري به شمار مي رود كه در دفاع از اسلام و اتمّيت نبوّت پيغمر اعظم(ص) و اثبات معجزات آن بزرگوار نوشته شده است .

uhm3_img_1642.jpg


هانري مارتين انگليسي معروف به «پادري نصراني» كتابي در ردّ اسلام و انكار نبوت پيغمبر خاتم وشت و شبهات بسياري پيرامون معجزه بودن قرآن كريم وارد ساخت، كه علماي شيعه در پاسخ و ردّ آن كتاب هاي بسياري نوشتند و كتاب سيف الامة از جمله مهم ترين آثار شناخته شده در اين موضوع است .

torg_img_1643.jpg


مؤلف كتاب علامه ملا احمد نراقي(ره) باتوجه به آشنايي و تسلط به زبان عبري و با بررسي تاب هاي مقدس يهود و نصاري (عهد قديم و عهد جديد) و استدلال به براهين عقلي و نقلي به شايستگي از عهده پاسخ گويي و دفاع از اسلام و اثبات اعجاز قرآن و خاتميت نبوت حضرت محمد(ص) برآمده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعــت21:55 تــوسط |
شهیدان نراق تا ابد همچون فانوس دریایی هدایت گرند

 

شهیدان نراق تا ابد همچون فانوس دریایی هدایت گرند


بین سال های 1356 تا 1357در دبیرستان حاج عباس معصومی نراق همگام با مردم فعالیت انقلابی داشتند . در اعتصاب دبیرستان به درخواست یکی از انقلابیون به نام علی رعیتی راد نقش داشتند . انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) در بهمن 1357 پیروز شد .

26kp_یادواره_(10).jpg


13 – 14 نفر بودند که در دبیرستان همدیگر را پیدا کرده و فعالیت هایشان را مستمر ادامه دادند . مهر ماه 1358 که سال تحصیلی جدید آغاز شد انجمن اسلامی را راه اندازی کردند .

کتابخانه دبیرستان که برایشان از اهمیت برخوردار بود را مجددا بازگشایی و کتاب های مضره را پاکسازی کردند . فعالیت های موثر و خوبی در کنار درس و مشقشان داشتند . آنان نخبه تحصیل بودند و در سطح استان مرکزی بالاترین معدل را داشتند .

xhcy_image2861.jpg


5 آذر 1358 به فرمان رهبر کبیر انقلاب بسیج مستضعفین تشکیل شد و آنان نیز خود را بسیجی یافتند .
سال سوم و چهارم دبیرستان بودند که 31 شهریور 1359 ارتش عراق به مرزهای ایران تجاوز نمود . این عده ای بسیجی و افکار بسیجیان در سر داشتند ولی هنوز مقری برایشان وجود نداشت .

qe3b_گلزار11.jpg


اواخر آذر ماه 1359 در میدان اصلی شهر نراق کتابفروشی به نام " شهید مطهری" را راه اندازی نمودم که پاتوغ عده ای از این جوانان پاکسرشت بود .
مطیع رهبر و ولایت بودند و بر این اساس پایان سال تحصیلی و کلاس را رها و به ندای رهبر لبیک گفتند و اولین اعزام جبهه آنها شکل گرفت و در پدافندی " عملیات فرمانده کل قوا خمینی روح خدا " به مناسبت عزل سید ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا حضور داشتند .

 

eii9_image2838.jpg

 چهل و پنج روز از تاریخ 29/2/1360 لغایت 1/5/1360در کنار ما در انرژی اتمی و سه راه دارخوین حضور داشتند . اسامی داوطلبین اعزام جبهه عبارت بودند از :

1- سید غلامرضا باشی فرزند سید علی(شهید)
2- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی(شهید)
3- مهدی عباسی فرزند غلام محمد(شهید)
4- محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی(شهید)
5- محمد رضا بخشی فرزند عباس(شهید)
6- عباس رمضانی فرزند حسن(شهید)
7- مظاهر لطفی فرزند محمد(شهید)
8- پاسدار کاظم محمودی فرزند علی (شهید)
9- قدرت الله کمره ای فرزند رمضان (شهید)
10- پاسدار محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله(جانباز)
11- پاسدار مصطفی قجری فرزند رمضان
12- عباس باقری فرزند حسینعلی(آزاده جانباز)
13- مهدی جعفری فرزند علی(جانباز)
14- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی(جانباز)
15- احمد غریبی(طاهری نژاد) فرزند سلطانعلی 

 

3r0t_گلزار2.jpg
وقتی بازگشتند هر روز در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات بودند و تقاضای مقر و امکانات برای فعالیت هایشان داشتند . ما متعجب از آن همه شور و عشق بودیم .

چند مکان مثل کتابخانه ولیعصر(عج) که جنب مسجد جامع بود(اکنون تخریب شده) و مسجد حاج تیموری و... را پیشنهاد دادند که ما پس از بررسی متوجه شدیم برای کار و حضور آنها کوچک هست .

 we2s_39900495.jpg

 نهایتا درمانگاه بلا استفاده دکتر صفایی پیشنهاد شد که ما با مسئولین امر وارد صحبت شدیم که توجه لازم صورت نگرفت . سرانجام با اذن سید هاشم فراهانی فرمانده سپاه پاسداران محلات وارد عمل شدیم .

 yd3s_img_1407.jpg

 بنده جانشین سردار احمد نیکویی در واحد روابط عمومی بودم . رفتم چندین قبضه اسلحه ام یک و ژ 3 از پاسدار غلامعلی عطاالهی مسئول تسلیحات سپاه محلات دریافت کردم و تاریخ 10/5/1360 با پاسدار حجت الاسلام حیدر زهرابی(ظهرابی) از مسئولین آموزشی و یکی دو پاسدار محلاتی با یک دستگاه پیکان آبی رنگ وارد نراق شدیم .

 7smw_wdqeznztewt4iq3kc1.jpg

 از طرفی دو پاسدار نراقی آقایان مصطفی قجری و حسین نباتی هم در جمع بسیجیان در زادگاهشان حضور یافته و نهایتا دوستان از طریق قوه قهریه زنجیری که به دور درب بسته شده بود را شکسته و وارد ساختمان بلا استفاده درمانگاه و قبرستان عمومی شهر شدند .

 

همانگونه که بسیجیان سرگرم پاکسازی و تمیز کردن فضا بودند درب صندوق عقب پیکان را باز کرده و یک قبضه ام یک خالی از شانه و فشنگ را به بسیجی مهدی جعفری دادم و گفتم تو برو جلوی درب ساختمان و نگهبانی بده و از نیروها محافظت داشته باش و به بقیه نیز گفتم اینم پایگاه ستادتان .

e475_czin5bdhxjmim5rntnr.jpg
خیلی خوشحال بودند و برای پیشبرد اهداف خود احساس غرور می کردند .واقعا پایگاه بسیج را از خانه و مدرسه خود بیشتر دوست داشتند و بسیج را مدرسه عشق می نامیدند . وقتی دبیرستان تعطیل می شد به جای منزل به ستاد می رفتند .

صورت جلسه ای تنظیم کرده و به امضای دوستان و مسئولین به امضا رسانده شد که تا مدتی قبل نسخه ای از این ورق را در اختیار داشتم . آن مقطع ستاد ناحیه مقاومت نراق زیر نظر بسیج شهرستان محلات و آنان نیز زیر نظر سپاه پاسداران قم اداره می شد . 

8es_img_3146.jpg


هماهنگی صورت گرفت و پاسدار علیرضا خراسانی اهل محلات به عنوان اولین فرمانده ستاد مقاومت بسیج نراق با حکم فرماندهی معرفی گردید . امام جمعه شهر نراق آن موقع آیت الله سید محمد باقر موسوی همدانی مترجم تفسیرالمیزان فی تفسیر القرآن ( تفسیر المیزان) بود .

آقای موسوی رابطه خوبی با بسیجیان داشت و بیشتر ترجمه تفسیر المیزان را در پایین مسجد جامع بر روی کاغذهای چکنویس می نوشت تا بعد تایپ گردد .

byf4_64720614203988032943.jpg

چهل روز بیشتر طول نکشید که مجددا طی فرامین رهبر دومین اعزام آنها از تاریخ 9/8/1360 لغایت 9/11/1360 به مدت 90 روز از طریق بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات صورت گرفت .

1- سید غلامرضا باشی فرزند سید علی (شهید)
2- محمد رضا بخشی فرزند عباس (شهید)
3- محمد رضا رمضانی فرزند غلامعلی (شهید)
4- عباس رمضانی فرزند حسن (شهید)
5- ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی (شهید)
6- مصطفی طالبی فرزند حسین (شهید)
7- مظاهر لطفی فرزند محمد (شهید)
8- قدرت الله کمره ای فرزند رمضان (شهید)
9- قاسم جعفری فرزند ابراهیم (شهید)
10- مهدی عباسی فرزند غلام محمد (شهید)

11- عبدالله محمودی فرزند علی (شهید)
12- مندعلی نباتی فرزند حسین (شهید)
13- عباس باقری فرزند حسینعلی (آزاده جانباز)
14- احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله (آزاده جانباز)
15- مظاهر پیشه ور فرزند حسین (جانباز)
16 - حسین حیدری فرزند محمد علی (جانباز مرحوم)
17- قاسم آقاحسینی فرزند رضا (جانباز)
18- حسین آقاحسینی فرزند رضا
19- محمود حسینی فرزند سلطانعلی
20- احمد خسروی فرزند قنبرعلی
21- مسلم مرادی فرزند نصرالله (مرحوم)
22- عباس ترابی فرزند فتح الله
23- پاسدارغلامرضا قجری فرزند حیدرعلی (جانباز)
24- پاسدار محمد ابوالحسنی فرزند عزت الله مشهور به غلام (جانباز)
25- پاسدارحسین نباتی فرزند مندعلی (جانباز)

ay9z_img_3140.jpg
در طول جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بسیاری از هسته اولیه تشکیل دهندگان بسیج نراق به شهادت رسیدند و یکی از آنان نیز مرحوم شد و چند نفر باقیمانده هم آزاده و جانباز می باشند .
اینان مطیع امام خمینی(ره) بودند و تبعیت از ولایت داشتند و زمانی ولی امر فرمان می داد سر از پا نمی شناختند . جان بر کف گرفتند و راهی جهاد شدند . این بالاترین هنر امام راحل و انقلاب بود که جوانانی اینگونه تربیت شدند . آنان ابهت ابر قدرت ها را به سخره گرفتند . شرق و غرب را پشت سر نهادند .

 

trtc_33130744906936299788.jpg

 

آنان کاری کردند که امام خمینی(ره) در وصفشان فرمود : اینان ره صد ساله را یک شبه طی کردند ؛ از خداوند می خواهم مرا با بسیجیانم محشور گرداند .
رهبر عزیزمان امام خامنه ای این خلف بر حق امام راحل برای همه ما در این دوران فرمودند : با این ستاره ها راه را می توان پیدا نمود .شهیدان نراق تا ابد همچون فانوس دریایی راهنما و هدایت گر هر انسان سعادت طلب می باشند .


درود و صلوات خداوند بر شهیدان گلگون کفن شهر نراق که آبروی زادگاهمان هستند .

 mend_96884565519435745306.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق 31/3/1392

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعــت19:49 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(5)

 

کتاب " یاد یاران – خاطرات حماسه سازان صنعت چاپ "



کتاب یاد یاران توسط دفتر امور چاپ معاونت امور اجتماعی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به چاپ رسیده است .

1xey_img_1695.jpg

دبیرخانه دومین یادواره ایثارگران صنعت چاپ در خرداد 1391 به شهیدان و آزادگان صنعت چاپ پرداخته و توسط آقای منصور حسینی و خانم مونا شیشه گران گردآوری گردیده است .

97kl_img_1701.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در این کتاب به خاطرات جذاب و زیبای آزاده جانباز حاج احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق در مقطع دفاع مقدس و اسارت در اردوگاه های عراق پرداخته است .

via_img_1698.jpg

پشت جلد کتاب حاوی عکس های ایثارگران نراق می باشد که به جذابیت کتاب افزوده است . داخل کتاب هم چند قطعه عکس از حضور جبهه احمد ابوالحسنی وجود دارد .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعــت18:46 تــوسط |
این عصا خاطره آن روزه که ماشینمان چپ کرد

 

این عصا خاطره آن روزه که ماشینمان چپ کرد


خرداد 1360 سرباز نیروی هوایی ارتش بودم که به درخواست خودم در فراخوان عمومی به ستاد جنگ های نامنظم چمران در اهواز پیوستم .

 918f_70579190121373481265.jpg

علی محمد قجری در سالهای دفاع مقدس


روزی با پنج نفر در یک خودرو جیپ که راننده اش بودم در حوالی سپنتای اهواز در حال عبور بودیم که ماشین در اثر چاله چوله هایی که ارتش عراق در اثر خمپاره و توپ باران ایجاد کرده بود از جاده منحرف و شروع به ملق زدن کرد .

             11wy_img_0332.jpg       64op_image4252.jpg           jadz_image4266.jpg


یکی یکی از ماشین پرتاب شدیم و ماشین نزدیک منازل عرب های ساکن متوقف شد . زنان عرب مویه کنان پنجه بر صورت کشیده و ناراحت صحنه را از نزدیک مشاهده و برایشان وحشتناک بود . همه به بیمارستان اهواز منتقل و بهبودی حاصل شد .

 6igb_image4245.jpg


عملیات کربلای 5 در دی ماه سال 1365 در جبهه دوعیجی منطقه بصره عراق در تاریک روشن هوا سرگرم نبرد با ارتش بعثی عراق فردی با داشتن عصا دست به شانه ام زد و گفت علی قجری تو هستی ؟

d2vw_image4263.jpg 

از راست : علی محمد قجری ، سردار شهید مظاهر لطفی ، سردار شهید قدرت الله کمره ای

 

یادت میاد پنج سال پیش نزدیک بود ما را به کشتن بدهی ؟ این عصا خاطره آن روزه که ماشینمان چپ کرد .آن رزمنده اهل شهرستان بندر گز استان گلستان بود که نامش را فراموش کرده ام .

c5fm_62416480470451924928.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 علی محمد قجری فرزند احمد اهل شهر نراق9/4/1391

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعــت17:46 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(4)

 

کتاب " سیمای گردشگری و صنعتی شهرستان دلیجان "



ناشر انتشارات بهریار و توسط آقای وحید حسنی فرزند علی اهل شهرستان دلیجان در سال 1391 منتشر گردیده است .

1bk4_img_1689.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

این کتاب به معرفی جاذبه های گردشگری و صنعتی شهرستان دلیجان مبادرت ورزیده است . ضمن شناساندن همه مراکز توریستی و تفریحی مناطق در خصوص شهر نراق نیز به این مکان ها به صورت مصور پرداخته است :

jdpp_img_1691.jpg


غار چال نخجیر – دره آبشتا – بقعه متبرکه خانم زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد علیه السلام – بقعه شاه یحیی – بقعه شاه سلیمان – مجموعه بازار و کاروانسرا – میل – مسجد پایین(امام حسن ع) – مسجد جامع .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعــت23:15 تــوسط |
اولین خودروهایی که وارد شهر نراق شدند

 

اولین خودروهایی که وارد شهر نراق شدند


+ اولین خودروی خریداری شده در شهر نراق متعلق به آقای محمد رضا خان یوسفی فرزند طوقان در سال 1327 شمسی(66 سال قبل) می باشد . نام این ماشین سواری پابدا و ساخت روسیه بود . راننده آن آقای اسکندر رمضانی فرزند علی اصغر مشهور به اسکندر علی اصغر بود که تصدیق(گواهینامه) پایه یک داشت .

vskr_url.jpg


راننده یوسفی را برای رتق و فتق امورات به اطراف نراق از جمله مزرعه رضاییه و حتی تا تهران انتقال می داد .

 
+ دومین خودرویی که در نراق پدیدار گشت اتوبوس بنزینی اداره پُست از سال 1328 شمسی(65 سال قبل) بود. مدل این ماشین شورلت و اتاق آن نسبتا چوبی بود .

حرکت آن از محلات به نراق بود و در بازگشت مسیر در دلیجان متوقف و پس از سوار کردن مسافران به سمت دودهک و نهایتا شهر قم مسافرت می نمود .

186_زقغعهزبغ.jpg

راننده و صاحب این وسیله حاجی محمد تقی اهل محلات بود و هفت پسر زورمند داشت . در واقع این ماشین علاوه بر اینکه خدمات به مردم داشت به صورت اجاره ای پست این مناطق را هم جابجا می کرد .

 

+ سومین خودرو سال 1331 شمسی(62 سال قبل) توسط خانم مریم رزاقی فرزند صفر علی به رانندگی فرزندش حاج رمضان طالبی خریداری و در خط نراق به قم و تهران فعالیت می کرد .

kvf7_image8974.jpg

پارک اتوبوس حاج رمضان طالبی در زمین فوتبال شهر نراق که اکنون ساختمان کلانتری است .
هدایت الله رحمانی فرزند نصرالله در عکس مشهود است

 

این اتوبوس زمانی بود که اتوبوس های یک ریالی در تهران در حال جمع آوری بود و شرکت واحد قرار بود راه اندازی شود .


حاج رمضان طالبی طی مصاحبه ای اظهار نمود :


مادرم آن موقع در منزلش مغازه ای داشت که مایحتاج زندگی خود و فرزندان را از طریق کالا به کالا با کشاورزان تامین می نمود .

yxdn_image8757.jpg

           رمضان طالبی

اتوبوس را به قیمت 35 هزار تومان خریداری و این مبلغ از فروش دو باغ ؛ چندین راس از گوسفندان و مبلغ پنج هزار تومان قرض از محمد رضا خان یوسفی تهیه گردید .

                                                                                       8p8e_img_2155.jpg

اعتبار مادرم و دست کرم خان آنقدر زیاد بود که هیچ رسیدی و قبضی دریافت ننمود .

 

 + چهارمین خودرو سال 1338 توسط حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل خریداری و در خط نراق به تهران مورد استفاده قرار گرفت.


اتوبوس حاج رضا تاریخ 5/5/1339 شمسی به رانندگی آقای ... اهل کاشان در محور نیزار- قم تصادف نمود و چهار نفر به این اسامی فوت نمودند :


1- احمد فاضلی(نراقی پور) فرزند ملا محمد – قاضی دادگاه دفن در قبرستان شیخان قم
2- سعید نراقی پور فرزند احمد پسر شش ساله آقا احمد دفن در قبرستان نو قم
3- رضا شریفی فرزند ملا عباس دفن در قبرستان وادی السلام قم
4- علی یوسفی فرزند نصرالله دفن در قبرستان مسگرآباد تهران
عده ی دیگری از زنان و مردان شهر نراق نیز در این تصادف زخمی و مورد مداوا قرار گرفتند .

 

pnhr_gwimqjn81p2dwiybht9b.jpg

مرحوم حاج رضا آعلی

+ پنجمین خودرو تیرسال 1348 یک دستگاه اتوبوس با شراکت حاج رضا آعلی و حاج رمضان طالبی خریداری و در مسیر نراق - تهران برای استفاده عموم به کارگیری شد .

حاج علی محمد آعلی به نمایندگی از پدرش اختیار تام داشت . اتوبوس از مدل اُپی و بی دماغ بود و چهار دانگ حاج رضا و دو دانگ حاج رمضان سهم داشتند . این وسیله صفر کیلومتر از ایران خودرو و به قیمت 70 هزار تومان خریداری گردید که 40 هزار تومان نقد و 30 هزار باقیمانده به صورت قسطی پرداخت گردید .

 zvmo_51630973941620052541.jpg

    مرحوم حاج علیمحمد آعلی

+ ششمین خودرو سال 1349 یک دستگاه اتوبوس توسط حاج عباس عضایی فرزند ماشاءالله به رانندگی فرزندانش خریداری و در مسیر نراق – تهران راه اندازی گردید . ابتدا اتوبوس با حاج رضا آعلی شریک بودند .

 rn4z_sarhzs.jpg

مرحوم حاج عباس عضایی

 + سال 1340 خودروی جیب زرد رنگ ساخت آمریکا متعلق به آقای ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله از کاشان خریداری و در شهر نراق مورد استفاده همگانی قرار گرفت . در واقع اولین مدل ماشین سواری که برای استفاده عموم مردم وارد نراق شد همین ماشین آقا ابراهیم بود .

xrt7_6.jpg

        مرحوم ابراهیم عضایی


کربلایی ابراهیم قبلا چند سالی شاگرد اتوبوس مشهور کاشان به رانندگی عبدالله مفیدی بود . آن زمان که ماشینی وجود نداشته و مسافرت به شهرها کمتر صورت می گرفته این فعل باعث افتخار و خدمتگزاری به مردم باعث افتخار بوده است .


یک الی دو ماه بعد جیپ دیگری از مدل پیکاپ توسط آقای علیرضا علی اکبری فرزند شکرالله مشهور به علی عشقی باز از کاشان خریداری و به نراق انتقال داد .

o7n_evfdckub0kdmu32q4d8.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                                  حاج علی اکبر علی اکبری

یک دستگاه دیگر از این نوع ماشین توسط علی اصغر طالبی فرزند حسین خریداری و همزمان به جابجایی بار و مسافر می پرداختند . بعدا مدل ایرانی این جیپ ها به شهباز مشهور شد .


آقای ابراهیم عضایی طی مصاحبه ای اظهار داشت :


محل پارک ماشینم در گاراژی در محله حصار آبراهیم بود . زمستان های سخت و دشوار دهه 40 و 50 در نراق با آتش و چراغ پریموس و ابزار دیگر یخ های رادیاتور را آب می کردیم تا ماشین روشن شود .

جیپ ها با هندل که میله بزرگ آهنی بود روشن می شد . قبل از انقلاب اسلامی چند جوان متدین اهل مشهد اردهال در مدارس شهر نراق تحصیل می کردند و در بالاخانه حصار آبراهیم زندگی می کردند . وقتی ماشین روشن نمی شد این بندگان خدا را از خواب صبحگاهی بیدار کرده تا هندل بزنند و یا ماشین را هل بدهند . در عوض وقتی با من همسفر می شدند از آنان کرایه نمی گرفتم .

                                           0xpu_یثفغف.jpg    w2vs_ثسفع.jpg

دو نفرشان به اسامی سید مجتبی حسینی تاریخ 21 خرداد 1360 و سید عباس حسینی تاریخ 20 اسفند 1361 در دفاع مقدس به شهادت رسیدند . تلاشم این بود که به مردم خدمت کنم فلذا گرایه ها را نمی گرفتم و یا کمتر حساب می کردم.

خیلی از جوانان نراقی که اکنون میانسال شده اند یادشان می آید که وقتی مثلا به دلیجان می رسیدیم از عقب ماشین پایین پریده و بدون اینکه کرایه بدهند می رفتند و من هم خجالتشان نمی دادم که چرا پول کرایه را نمی دهند . بعدا که کارمند اداره پست شدم این وسیله و ماشین های دیگرم برای انتقال پست مورد استفاده قرار می گرفت .

سال 1351 تمام یا قسمتی از فیلم " گذر اکبر" به کارگردانی محمد علی زرندی و تهیه کنندگی محمد تقی شکرایی در بازار شمس السلطنه شهر نراق ساخته شد .

73na_5سث.jpg

بازیگرانی مثل رضا طایفه (بیک ایمانوردی) در نقش اکبر ؛ فرشته جنابی نمین در نقش مریم ؛ داود رشیدی حائری در نقش حبیب ؛ ایران دفتری در نقش مادر مریم ؛ یدالله شیراندامی در نقش یونس ؛ کبری(مهری) ودادیان ؛ سید حمزه در نقش سید حمزه ؛ توکلی ، ملک ، زهره ، سهراب ، علی دهقان ، محمد فرزین ، تقی نژاد ، محمود تهرانی ، تورج ، و... در این فیلم نقش آفرینی داشتند .

ko5t_image8710.jpg مرتضی رادفر فرزند شکرالله در کنار رضا بیک ایمانوردی و دیگر عوامل فیلم سینمایی" گذر اکبر" در بازار شمس السلطنه شهر نراق - سال 1351


تهیه کننده و عوامل دیگر فیلم نزد من آمدند و گفتند ما نیاز داریم ماشین جیپ شما را به پشت کوه اُل نراق انتقال داده و از کوه شیب دار و زیبای شهرتان به پایین پرتاب و سکانسی را بازی کنیم . ماشین را دوست داشتم وقبول نکردم .

d26c_image8709.jpg

  مرتضی رادفر فرزند شکرالله در کنار عوامل فیلم سینمایی" گذر اکبر" در بازار شمس السلطنه شهر نراق - سال 1351

 

 چون وسیله نقلیه کم بود آنها اصرار کردند که پول خوبی از بابتش می دهیم و هر چی دلت می خواهد از ماشین بردار . فقط ما نقش بازی کنیم کفایت می کند . از خیر پول گذشتم و از پیشنهادشان صرف نظر کردم .

wwm0_image8711.jpg

 

مرتضی رادفر فرزند شکرالله در کنار عوامل فیلم سینمایی" گذر اکبر" در بازار شمس السلطنه شهر نراق - سال 1351


آن زمان تمام مغازه های بازار شمس السلطنه نراق فعال بود و حتی یک مغازه هم بسته نبود و رونقی خوبی داشت . تقریبا اکثر مردم و خصوصا مغازه داران بازار مساعدت کردند تا فیلم گذر اکبر در شهر نراق ساخته شد . سکانس مهمی از فیلم در بازار و مشخصا حجره حلوا پزی متعلق به تاجر نراقی ماشاءالله عضایی بازی شد .

 

یکی از کاربران محترم به نام آقای غفاری مطالب دیگری در خصوص اولین خودروهایی که به شهر نراق آورده شد و یا تردد داشته اند را متذکر گردیده که ضمن تشکر از ایشان عینا نوشته می شود :

1- ماشین سرویس کاشان دلیجان ابتدا مینی بوسی بود که به آن کامونکار می گفتند به رانندگی آقامرتضی که اهل کاشان بود وبعدها داماد خانم حلیمه سوداگر فرزند سیدآقا شد .
2- سواری دوج طوسی رنگ مربوط به حاج احمد خان امینیان حوالی سال 1332 که با آن معمولا هفتگی به محل کارش در شهرستان محلات می رفت
3- سواری اُپل مشکی رنگ مربوط به آقای حسینعلی طبیب زاده حدود سال 1335بود . طبیب زاده کارمند بانک ملی شهرستان دلیجان بود و با اُپل شخصی اش از نراق به محل کارش می رفت.
4- سواری شورلت آبی رنگ مربوط به غلامحسین خان نراقی حدود سال 1339بود .

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعــت20:36 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(3)

 

کتاب " پرونده اللهیار صالح "


کتاب پرونده اللهیار صالح 525 صفحه ای مجموعه ای از نوشته ها ؛ خاطره ها ؛ نامه ها و اوراق دیگری است که زندگی اداری و سیاسی الهیار صالح که یکی از رجال ایران در سالهای 1300 تا 1360 را روشن می سازد .

mxb9_img_1794.jpg

مولف آقای ایرج افشار و سال اول چاپ کتاب سال 1384می باشد .

 


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

صالح آرانی فرزند حسن مشهور به اللهیار صالح در ۲۷ اردیبهشت ۱۲۷۶ در آران و بیدگل از توابع کاشان استان اصفهان به دنیا آمد و 12 فروردین 1360 در ایران بدرود حیات گفت . ایشان وزیر، سفیر، سیاست‌مرد ایرانی و از رهبران جبهه ملی ایران و حزب ایران بود .

66o3_img_1800.jpg

اللهیار از پیروز شدن انقلاب اسلامی ایران خوشحال بود و در همه پرسی 10 فروردین 1358 حاضر گشته و به جمهوری اسلامی رای مثبت داد و مقابل دوربین های تلویزیونی گفت:"خوشوقتم که قبل از مُردن به جمهوری اسلامی رای می دهم" .

1fjm_img_1802.jpg
+ در صفحه 22 نوشته : خانه ای که روبروی مدرسه و مسجد آقا بزرگ (متعلق به خاندان نراقی ها) قرار دارد . ... و دیگری خانه ای است که مرحوم حاج میرزا محمد نراقی در آن میزیسته است .

+ در صفحه 161 به کتاب "تاریخ اجتماعی کاشان اثر حسن نراقی فرزند ملا محمد حسین چاپ سال 1345 اشاره کرده که خانه وسیع و مجللی را مرحوم میرزا حسن خان مبصرالممالک به رایگان برای مدرسه اهدا نموده . 

85l9_img_1803.jpg


+ در صفحه 277 در معرفی حاج میرزا مجدالدین مجتهد نراقی نوشته : یک نسخه از رباعیات کمیاب باباافضل که را به متولی موقوفات آرامگاه " خواجه حکیم مولانا افضل الدین محمد بن حسن مرقی معروف به باباافضل " از حکما و علمای ایران در روستای مرق 40 کیلومتری کاشان تقدیم نمودم .

+در صفحات 285 و 286 نوشته : یکی از مجتهدین کاشان آقای حاج میرزا مجدالدین نراقی از طرف اهالی روستای مرق در بخش برزک کاشان دارای مقام تولیت آرامگاه بابا افضل می باشد .
نیاز است صورت ریز موقوفات بقعه بابا افضل با مراجعه به معمرین روستای مرق و متولی آن آريالای حاج میرزا مجدالدین مجتهد نراقی به دست آورد و در دخل و خرج موقوفه نظارت کند .

zb53_img_1807.jpg


+ در صفحه 296 به تلاش سودمند حسن نراقی برای معرفی مفاخر و مآثیر شهر کاشان همت گماشته است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در جمعه بیستم تیر 1393ساعــت23:27 تــوسط |
سربازان نراقی ارتش در اوج اقتدار و ایثار

 

سربازان نراقی ارتش در اوج اقتدار و ایثار


سربازان وظیفه ارتش جمهوری اسلامی ایران جان بر کفانی هستند که نقش به سزایی در دفاع مقدس ایفا نمودند .

xhy_19191893_10064033baead.jpg

شهر نراق در طول هشت سال جنگ عراق بر علیه ایران دارای سربازانی بود که به نحو شایسته انجام وظیفه کردند .

gpaw_image5912.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

عده ای از سربازان شهر نراق در دو جبهه جنگ های داخلی کردستان و مبارزه با تجزیه طلبان از جمله کومله و دمکرات و جبهه ی دیگر مقابله با تهاجم ارتش بعث عراق فعالیت داشتند .

8w5s_img_9326.jpg

مجتبی قجری


از میان انبوه این افراد سلحشور؛ سرباز وظیفه مجتبی قجری فرزند رمضان از نمونه این فداکاران بود .

و اینک ادامه ماجرا:

از اواسط سال 1360 الی اواسط سال 1362 در اوج درگیری های شهری در کردستانات خدمت سربازی ام ادامه یافت .

3bo9_image5941.jpg

دوره آموزشی را در پادگان ارتش در شهرستان خوی سپری و در لشکر 64 پیاده ارومیه سازماندهی گردیدم . ابتدا در پایگاه های شهرستان مهاباد از توابع استان آذربایجانغربی مستقر و برای حفظ و ثبات امنیت منطقه تلاش داشتیم .

                 567n_image5934.jpg   0u5_image5918.jpg

مجتبی قجری در سالهای دفاع مقدس


بنده و سایر دوستانم در قرارگاه تاکتیکی سازماندهی و به کلاه کج ها معروف بودیم . سه ماه از خدمتم در پادگان ارتش در شهرستان مرزی سردشت سپری شد که هم مرز با کشور عراق می باشد .

p2cu_image5904.jpg

 

 

 

 

 

 

 

به جهت حسن خدمت دارای کارت ایثار از ارتش می باشم .علاقه دارم اعلام کنم من به همراه تعدادی جوان دیگر نراق به خدمت سربازی اعزام شدیم که اسامی بعضی آنها عبارتند از :
اصغر اشرفی فرزند حسین – داود اشرفی فرزند عبدالله – مرحوم عباس بیابانگرد فرزند غلامرضا(علی اکبر) – عباس اکبری فرزند ماشاءالله – مهدی ترابی فرزند نصرالله یا احمد – غلامرضا بیابانگرد فرزند...(پسر عموی شهید ابوالفضل) و ...

      ck6n_image5931.jpg   2jzu_image5936.jpg


مثل سایر عزاداران حسینی(ع) ظهر عاشورا در آیین های سنتی شرکت و به صورت کفن پوش مبادرت به نمایش نمادین اقدام می کردیم .

 

0e4e_image5924.jpg

مجتبی قجری در کنار پدرش مرحوم حاج رمضان قجری

 

لیکن چند سالی به دلیل احترام به نظر علما و مخالفت با این اقدام در ملا عام صرف نظر کرده ایم تا شرایط مطلوب ایجاد گردد .

g91c_image5943.jpg


همیشه به شهیدان و ایثارگران شهر نراق ادای احترام داشته ام .

 

ps6_image5905.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




مجتبی قجری فرزند رمضان اهل شهر نراق10/5/1391

 

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعــت16:29 تــوسط |
تبریک روز معلم توسط فرزند شهید مندعلی نباتی

 

تبریک روز معلم توسط فرزند شهید مندعلی نباتی

معلم مدرسه شهر نراق بودم . دانش آموز مهدی نباتی فرزند شهید مندعلی مقابلم قرار گرفت و از زیر پیراهنش کتابی درآورد و گفت معلم عزیزم روزت مبارک .

74cm_img_2294.jpg

عبدالعلی عبدالله زاده

آن روز 12 اردیبهشت بود و کتاب قصص قرآنش را هنوز به یادگار نگه داشته ام . وقتی دانش آموزان اینگونه قدر شناس بودند اشک شوق می ریختم .

p6cx_im01d5~1.jpg

      سرگرد مهدی نباتی


من یتیم بزرگ شدم و بعثیون عراق مهدی را هم در سال 1361 یتیم کردند . بر این اساس وی را درک می کردم .

اکنون شاگردم در لباس سرگردی باعث مباهات و افتخارم می باشد و به او و لباس پاسداری اش ادای احترام می کنم .

 

 

r94_65156123071608942398.jpg


عبدالعلی عبدالله زاده فرزند احمد علی اهل ممقان آذر شهر ساکن نراق 6/4/1393

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعــت16:44 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(2)

 

معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(2)

کتاب " اسناد پست و تلگراف و تلفن در دوره رضا شاه "


ناشر پژوهشکده سازمان اسناد ملی ایران در سال 1378 به کوشش خانم مرضیه یزدانی منتشر گردیده است .

29zo_img_1639.jpg



توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در صفحه 340 این کتاب اقداماتی در سال 1314 شمسی که برای بهبودی و تسریع پستها و تجدید قرار دادها در قسمت پیکهای سواره و پیاده و حمالان دفاتر پستی به عمل آمده نوشته شده :

3ez6_img_1640.jpg



خط جاسب – دلیجان برای بهیودی و تسریع پستهای جاسب اقداماتی به عمل آمده که در صورت اقتضا مرسولات جاسب با نراق مبادله شود .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعــت16:7 تــوسط |
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام

 

کربلایی ابراهیم عضایی در جوار رحمت الهی آرام گرفت

 

و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکون آغازی بی پایان را می سراید.

http://gigpars.com/upload/hniz_3.jpg s6qr_khfssss.jpg

اندوه ما در غم از دست دادن پدر بزرگوارمان کربلایی ابراهیم عضایی (بزرگ خاندان عضایی ) در واژه ها نمیگنجد. ارزش بودنش را همیشه از اندیشه یک لحظه نبودنش می توانیم بفهمیم و در فراقش اندوهگینیم و سایه صبر را از خداوند متعال خواستاریم.

 

        e4qm_image۳۰۵۹.jpg

     مرحوم ابراهیم عضایی

 

اللـــهم صـــل عـــلی محـــمد و ال محـــمد و عـــجل فرجـــهم

 

 

مراسم هفت نیز پنج شنبه 19 تیر 1393  از ساعت 16/30 الی 18 در مسجد حامع نراق برگزار می گردد.

 

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه چهاردهم تیر 1393ساعــت2:26 تــوسط |
قبرستان نو شهر قم و اموات نراقی های داخل آن

 

قبرستان نو شهر قم و اموات نراقی های داخل آن


در راستای تکمیل تحقیقات گسترده از شخصیت آیت الله آقا حسین فاضلی نراقی فرزند آیت الله ملا محمد رضا بن ملا ابوالحسن بن ملا مهدی نراقی طی سه نوبت مسیرمان به قبرستان نو شهر قم افتاد .

 

w7al_img_1590.jpg

نمایی از قبرستان نو شهر قم

خارج از کنکاش و جستجویمان اطلاعات ذیل تحصیل گردید که به آگاهی همشهریان رسانده می شود .
قدمت قبرستان نو شهر قم که به قبرستان آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری مهرجردی مشهور بوده کمتر از یک قرن می باشد .

9yxu_img_1561.jpg

قبرستان ابو حسین نیز جنب قبرستان نو می باشد . بیش از 40000 قبر در این مکان دفن گردیده که اکثرا دارای شماره می باشد و پیدا کردن قبور را سهل می نماید .

gj90_img_0269.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چند سال است که دفن میت در این نقطه و منازل اطراف ممنوع اعلام شده است .

45 قبر با شهرت نراقی که اکثرا از اهالی شهر نراق می باشند طی 90 سال گذشته در قبرستان نو خاکسپاری گردیده که اسامی شناسایی شده ها در اختیار کاربران قرار می گیرد :

             mkkf_img_1568.jpg    dmim_img_1569.jpg

1 و 2- حجت الاسلام محمد فاضلی نراقی فرزند آیت الله ملا محمد رضا تاریخ 24 اسفند 1319 فوت نمود . دختر این عالم جلیل القدر به نام خاور فاضلی(ابوالحسنی) متولد 1324 قمری تاریخ 23 آذر 1378 فوت و روی قبر پدرش دفن گردید . شماره قبر دو طبقه آنان 39258 می باشد .

              l13r_img_0272.jpg   iurs_img_0273.jpg

3 و 4- توران صفایی نراقی فرزند شکرالله متولد 1336 قمری تاریخ 24 اسفند 1375 فوت و روی قبر خواهرش عفت الملوک صفایی(1294 – 1321) دفن گردید . شماره قبر آنان 39229 می باشد .

              bfy5_img_0280.jpg   0kw_img_0282.jpg

5 و 6- مریم فاضلی نراقی(همسر آیت الله محمد فاضلی) فرزند حاج حبیب الله تاریخ 31 اردی بهشت 1337 فوت نمود . مریم دختر رئیس التجار نراقی بود . خانم بتول فاضلی نراقی فرزند آقا محمد تاریخ 16 آبان 1375 فوت و روی قبر مادرش دفن گردید . شماره های این قبر دو طبقه 21748 و 21747 می باشد .

0ent_img_0285.jpg
7 و 8- بیگم جان تاجر نراقی فرزند حاج میرزا علی اکبر تاجر نراقی وفات 15 ذیحجه 1376 و پسرش حاج رضا مسگری فرزند حاج حسین متولد 1303 و تاریخ 16 اردی بهشت 1376 قمری فوت نمود .

ky8m_img_1575.jpg
9 و 10- کبری حاج ملااحمد نراقی تاریخ 12 فروردین 1360 فوت کرد . روی قبر فاطمه صبیه حاج محمد جعفر همسر آقا نصرالله سال 1359 هجری قمری(77 سال قبل) فوت نمود . شماره قبر دو طبقه 38078 می باشد .

pu8y_img_0277.jpg

11- حاج علی نراقی فرزند محمد رضا تاریخ 27 اردیبهشت 1321 فوت و شماره قبر 30101 می باشد .

1lt4_img_1582.jpg
12- حاج محمود نراقی فرزند حسین تاریخ 7 اردیبهشت 1350 فوت و شماره قبرش 35797 می باشد .

hx2n_img_1562.jpg
13- رقیه فروزان نراقی شهریور 1329 فوت و شماره قبرش 29237 می باشد .
14- ابوالقاسم نراقی شماره قبر25972
15-غلامرضا رحمانی نراقی شماره قبر 8649

8vdj_img_1593.jpg

16- رضا صفایی نراقی شماره قبر 37414
17- سلطان صفایی نراقی شماره قبر 25241
18- آسیه صفایی نراقی شماره قبر 21436
19- سید اسماعیل طراوتی نراقی شماره قبر 20780
20- علی طهانی نراقی شماره قبر 16589
21- مهدی عبادی نراقی شماره قبر20911

3ouu_img_1589.jpg


22- ساراخاتون نراقی شماره قبر 34570
23- محمد گلنراقی فرزند محمد رضا شماره قبر 15997
24- گلین گلنراقی شماره قبر 13885
25- محمد نراقی شماره قبر شماره قبر 2377
26- تقی نراقی شماره قبر 2677
27- علی اصغر نراقی شماره قبر3151

25l6_img_1565.jpg



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

28- مصطفی نراقی شماره قبر 4431
29- فاطمه نراقی فرزند علی تاریخ دفن 1367 قمری شماره قبر 27952
30- علی نراقی سال دفن 1343 شمسی شماره قبر 36111
31- جواهر سلطان نراقی فرزند محمد تقی سال فوت 1325 شماره قبر 40893
32-عبدالله نراقی فرزند حسین سال فوت 1360 شماره قبر 15426
33- نصرت نراقی فرزند محمد حسن سال فوت 1336 شماره قبر 15803
34- نوش آفرین نراقی فرزند رمضان سال فوت 1336 شماره قبر 16590
35- ربابه نراقی فرزند حسین سال فوت 1337 شماره قبر 16627

ro6s_img_0284.jpg
36- فاضل نراقی فرزند غلامرضا سال فوت 1368 شماره قبر 19939
37- عذری نراقی فرزند جمال الدین سال فوت 1376 قمری شماره قبر 13172
38- فاضل نراقی سال دفن 1352 شماره قبر 22860

8wqj_img_1572.jpg
39- قمرخانم نراقی فرزند حسین سال فوت 1343 شمسی شماره قبر 24597
40- محمد تقی نراقیان سال فوت 1382 قمری شماره قبر 26419
41- محمد حسن نراقی باقر پور سال فوت 1334 شماره قبر 5498

                                                                             vuh7_img_1579.jpg
42- ربابه نراقی رضایی فرزند ابراهیم سال فوت 1318 شمسی شماره قبر 35704
43- میرزا عباس(مهدوی) فرزند حاج ابراهیم
44- میرزا قوام(محمدی) فرزند سلیمان

45-

 

شصت متر بالاتر از قبرستان نو در خیابان امیر کبیر(خیابان اراک مقابل پل آهنچی) کوچه یازدهم(نام سابق راغبیان) پلاک 7 منزل قدیمی و زیبا به نام صفایی وجود دارد .

ejnj_img_1551.jpg

این خانه حدود سال 1333 ساخته شده است . داخل اغلب خانه های اطراف بر اساس سنت گذشته متوفیان دفن می باشند .
داخل یکی از اتاق ها که فرش کرده و زندگی در آن رایج است دو قبر مادر و فرزند از طایفه بزرگ صفایی نراقی وجود دارد .

2xu_img_1547.jpg

روی سنگ قبر عینا مرقوم شده :

آرامگاه شادروان مرحوم مغفور حاج دکتر حسینعلی صفایی مستشار پاکدامن و خیر دیوانعالی کشور و وکیل مُبرز با تقوی دادگستری فرزند خلد آشیان مرحوم مغفور حاج شکرالله صفایی نراقی که با خدمات صادقانه در احقاق حق مظلومین عمری را سپری و در سن 73 سالگی(متولد 1301) تاریخ 9/11/1374 دار فانی را وداع نمود . روحش شاد .

          vq5f_img_1535.jpg   vdf0_img_1538.jpg


روی دیوار بالای قبر عکس مرحوم حسینعلی صفایی نصب می باشد . داخل همان اتاق با فاصله کمی قبر دیگری وجود دارد که روی سنگ آن عینا نوشته شده :

dpw3_img_1543.jpg

آرامگاه مرحومه مغفوره حاجیه خانم نصرت الملوک صفایی صبیه مرحوم غلامحسین نراقی متوفی خرداد 1362 شمسی . (همسر مرحوم میرزا شکرالله خان صفایی)

در اتاق قاب عکسی با این اشعار نصب می باشد :

بنام خدا
باورم نیست که ناگه زجهان رفتی و خاموش شدی
ترک ما کردی و با خاک هم آغوش شدی
ای چراغ دل من از چه چنین زود تو مدهوش شدی
تو مپندار برادر که از دیده من دور شدی
در بهاران که همه چیز سبز ورق می گردد
ناگهان از نظرم رفتی و در خاک تو مدفون شدی

از طرف خواهرت آفاق صفایی(همسر مرحوم عبدالقدیر محمدی)

3kl_img_1541.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حجت الاسلام سید اسحاق حیدری اهل افغانستان به همراه همسر و فرزندان در این منزل سکونت دارند و از همکاری ایشان متشکر هستیم .

xxkl_img_1546.jpg

    حجت الاسلام سید اسحاق حیدری

 در قبرستان نو شهر قم چند قبر هم وجود دارد که مورد توجه مردم و علاقمندان می باشد :

1- محمد کاظم کریمی فرزند عبد الواحد مشهور به کربلایی کاظم ساروقی در سال 1262 در روستای ساروق از توابع فراهان اراک استان مرکزی متولد شد . کشاورز و بی سواد بود که در سن 27 سالگی در امامزادگان 72 تن ساروق به یکباره حافظ قرآن گردید .

 

j5xq_img_0288.jpg

 

سال 1339 در سن 54 سالگی فوت و در قبرستان نو داخل مقبره مدفون می باشد . ادعای وی توسط بسیاری از علما، مقامات دولتی و فرهنگیان وقت امتحان و توسط آنان مورد تایید قرار گرفت .

2- میر محمد ذاکری طباطبایی فرزند میر حبیب مشهور به سید جواد ذاکر سال 1355 در شهرستان خوی آذربایجانغربی متولد گردید .

0m1n_img_9143.jpg

از مداحان معروف ایران بود که در اثر ابتلا به بیماری سرطان ریه تاریخ 15 تیر 1385 در بیمارستان شهید بهشتی کاشان و بعد بیمارستان میلاد تهران بستری و نهایتا فوت کرد . جنازه اش به قم منتقل و در قبرستان نو به خاک سپرده شد .

3- علی کاشانی در سال 1349 هجري قمري برابر با 1309 هجري شمسي در محله گذر حاجي، يکي از محله هاي قديمي کاشان به دنيا آمد . آيت الله سيد محمد علوي بروجردي (1262 - 1362ق) به خاطر نبوغي که در شيخ علي ديد، لقب "فريدة الاسلام" را به او داد. سال 1374 قمری به علت سکته قلبي فوت کرد .

3iht_img_1586.jpg

                                  2ht0_img_1584.jpg

 جنازه وی به قم منتقل ودر قسمت جنوبي قبرستان نو قم به خاک سپرده شد . مقبره و گنبد و بارگاهش در قبرستان چشمگیر می باشد .
به دستور آيت الله نجفي مرعشي بر روي سنگ قبر شیخ علی کاشانی عبارات ذيل حک شده :

الناس موتي و اهل العلم احياء
مضجع العالم التقي و الفاضل الکامل النقي حجة الاسلام الشيخ علي المدعو به فريدة الاسلام الکاشاني المجاز من العلماء و الحجج فقها و رواية و لامجاب عن ولي العصر(عج) في المنام و( عليک السلام يا شيخ الشهيد) وله(ره) تصانيف في الاصول و الکلام و النحو و في بعض الفروعات الفقهية و توفي بسکتة القلب شابا في ليلة الرابعة عشر من شهر محرم الحرام 1374.

4- آیت الله سید محمد کاظم شریعتمداری تاریخ 15 دی 1284 در تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی متولد گردید .

mjt3_kazem_shariatmadari.jpg

وی یکی از مراجع تقلید و موسس حزب منحله جمهوری خلق مسلمان و موسس دارالتبلیغ اسلامی بود . ایشان 14 فروردین 1365 در بیمارستان مهراد تهران فوت و پس از انتقال جنازه به قم در قبرستان ابو حسین جنب قبرستان نو خاکسپاری گردید .

1ap4_img_9144.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5- حاج رسول دادخواه خیابانی تبریزی فرزند مشهدی جعفر مشهور به رسول ترک



6- سید محمد سلطان الواعظین متولد 1314 قمری تاریخ 16 مهر 1350 در تهران رحلت نمود و پس از انتقال جنازه به قم در قبرستان ابوحسین دفن گردید . وی نویسنده چندین اثر از جمله "شبهای پیشاور" می باشد .

7- قبر سه نفر از شهدای 15 خرداد 1342

http://mw2.google.com/mw-panoramio/photos/medium/51420969.jpg

 

 

 

 

 

                                                                                    

                                                                                   وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعــت13:57 تــوسط |
حاج محمد علی ، معدن داری از دیار نراق

 

حاج محمد علی ، معدن داری از دیار نراق

 

سه شنبه 10 تیر 1393 روز صنعت و معدن نامگذاری شده است . از سری معرفی کتاب های در خصوص نراق و نراقی ها اولین کتاب معرفی می گردد :

معرفی کتاب در خصوص نراق - 1

" اسناد معادن ایران از 1300 الی 1332 هجری شمسی "

8xr8_img_1625.jpg



ناشر انتشارات سازمان اسناد ملی جمهوری اسلامی ایران درسال 1376 به کوشش خانم مهشید لطیفی نیا منتشر گردیده است .


در صفحه 203 این کتاب در تاریخ 20/3/1307 به وزارت فلاحت و تجارت و فواید عامه آقای امیر لشکر احمد خان فرمانده لشکر غرب نوشته شده که حاج محمد علی نراقی راجع به کنترات سنگ رازان دعاوی دارد و نیاز به بررسی و پاسخ است . امضا دکتر علامیر

2rvs_img_1627.jpg



توضیحات سلحشوران شهر نراق :

86 سال قبل حاج محمد علی نراقی اهل نراق با درایت و پشتکار موفق به استخراج سنگ معدن نمود . رازان یک اندیس فلزی است که در استان لرستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه دهم تیر 1393ساعــت23:55 تــوسط |
آمپول آتروپین و مرحوم علی اکبر عبدلی نراقی

 

آمپول آتروپین و مرحوم علی اکبر عبدلی نراقی

 

زمستان سال 1366 و قبل از عملیات والفجر 10 مسئول آموزش گردان عاشورا از لشکر 17 علی ابن ابیطالب(ع) کلاس آموزشی ش. م . ه که همان شیمیایی،میکروبی و هسته ای بود را تشکیل داد .

 9gwt_url.jpg

احمد مرادی

آموزشهای مقدماتی را در این خصوص ارائه می نمود و یکی از این آموزش ها طریقه استفاده از آمپول آتروپین بود . این آمپول با یک ضربه عمل کرده و مواد خود را در بدن خارج می کند .

 

ounw_atropengrp.jpg

 

ابتدا باید از روی آمپول درپوش ضامن را برداشت و از طرف دیگر آن سوزن خارج می شود.

زمانی که مربی در حال آموزش بود این نکته را فراموش کرد بگوید که سوزن از طرف دیگر خارج می شود و فقط به صورت ظاهری آن را توضیح داد.

xone_ahmad-nasirpour.jpg

بعد از اتمام کلاس رزمنده ها به چادر گروهی بازگشتند و از آقای علی اکبر عبدلی پرسیدند که زدن این آمپول را یاد گرفتی ؟
ایشان که خیلی ساده، جسور و شیرین زبان بود گفت بله که یاد گرفتم می خواهید امتحان کنم.

82zk_img_2063.jpg


همه گفتند بله و ایشان از کیسه ماسکش یک آمپول آتروپین برداشت و ضامن آن را خارج کرد و فکر کرد سوزن از همان جای ضامن خارج می شود و وقتی با انگشت شصتش طرف دیگر را فشار داد ناگهان سوزن به دستش فرو رفت ولی سریعا آنرا خارج کرد و محتویات آمپول وارد انگشتش نشد و این سوژه ای شد برای چند تا از دوستان نراقی که بعضا خنده ای بر چهره ایجاد کنند .

                            b59r_zsrt.jpg  qux_21574383743834851965.jpg

مرحوم علی اکبر عبدلی


علی اکبر متولد 1348 و تاریخ 23 خرداد 1370 در اثر اتفاق ناگوار فوت نمود . بیست و سومین سالگرد نبودنش را با این خاطره و ذکر صلوات و فاتحه یادآور شویم .

doz_img_2098.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




احمد مرادی فرزند علی محمد اهل شهر نراق22/12/1390

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه نهم تیر 1393ساعــت22:5 تــوسط |
به انتظار فیض شهادت ؛ مقاومت می کنم

 

به انتظار فیض شهادت ؛ مقاومت می کنم


قدرت الله ایزدی فرزند عباس سال 1339 در شهر نراق متولد شد . 22 بهمن 1360 با خانم زهرا صالحی ازدواج و 28 روز بعد تاریخ 20/12/1360 ندای رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله خمینی(ره) را لبیک گفته و عازم جبهه های نور علیه ظلمت گردید .

0u4c_image4420.jpg

حاج قدرت الله ایزدی


دوم فروردین 1361 طی عملیات غرور آفرین فتح المبین در روستای زَعَن در منطقه شِلِش شهرستان شوش استان خوزستان به شدت مجروح و به اسارت نیروهای ارتش عراق گرفتار گردید .
در اردوگاه موصل 3 عراق از طریق نامه با خبر شد رحمت الهی شامل حالش گردیده و تاریخ 18/9/1361 در شهر نراق صاحب دختری شده که نامش را مرضیه گذاشتند .

cqor_img_9281.jpg

 

قدرت الله به همراه سایر اسرا تاریخ 29 مرداد 1369 پس از هشت سال و نیم مقاومت دلیرانه به میهن اسلامی و زادگاهش شهر نراق بازگشته و بر دستان مردمان شاکر قرار گرفت .


تاریخ شجاعت و دلیری فرزندان نراق همین بس یک تازه داماد در این نامه که از قلب اردوگاه دشمن به خانواده ارسال شده نوشته ما در اینجا مقاومت حماسه آفرین داریم و مشکلات و مشقات آزارمان نمی دهد که هیچ بلکه برایم دعا کنید تا به فیض شهادت نایل کردم .

s7uj_image4792.jpg


بنگرید :

نامه خانم زهرا صالحی به همسرش قدرت الله ایزدی
تاریخ نامه 5/4/1361

بسمه تعالی
خدمت همسر گرامی سلام عرض می کنم . امیدوارم که حالت خوب باشد و هیچ ناراحتی نداشته باشی . اگر از احوالات اینجانب خواسته باشی حال من خوب است .

انشاءالله که بزودی جنگ تمام می شود ؛ شما هم بزودی آزاد می شوید و به سلامتی بر می گردید به خانه و کاشانه خود . (تلاش برای حفظ و بالا بردن روحیه اسیر در عراق) پدر و مادرم ؛ پدر و مادرت خدمت شما دعا می رسانند . فامیلها یک به یک سلام و دعا می رسانند . بچه ها یک به یک سلام می رسانند .

infc_uiu.jpg

ما خیلی ناراحت بودیم تا اینکه نامه شما به دست ما رسید و خوشحال شدیم که شما با هم اسیر شدید . ( شهر نراق طی عملیات فتح المبین چهار شهید تقدیم نمود و عده ای خوشحال شدند که قدرت الله ایزدی ؛ عباس باقری و احمد ابوالحسنی و تعدادی از نیروهای شهرستان محلات به جای شهادت ؛ اسیر شده اند)
انشاءالله به زودی آزاد می شوید . امیوارم که هیچ ناراحتی و نگرانی نداشته باشی . دیگر عرض ندارم . خدا نگهدارتان .


زهرا صالحی از شهر نراق 5/4/1361

 

=-=-=-=-=-=-


پاسخ نامه اسیر قدرت الله ایزدی به همسرش
تاریخ نامه : 28/8/1361
شماره کارت اسارت: 3083

بسم الله الرحمن ارحیم

ِمنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
سوره احزاب ؛ آبه ۲۳

 

از مومنان مرداني هستند که به پيماني که با خدا بسته بودند وفا کردند . بعضي بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضي چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نکرده‏ اند .

به انتظار فیض شهادت ؛ مقاومت

من چیزی مهم برای شما ندارم که بنویسم بجزء اینکه یک سلام و دعایی و چند آیه هایی از قرآن کریم بنویسم که این خود نشان دهنده این است که اسارت هم خود کلاس است برای درس زندگی . رسالت زینب گونه که کتاب آن قرآن است . این آیه ها خود نشان می دهد و هم صفحه را کاملا پُر کرده ؛ اما امید است که شما هم از این آیه ها برداشت کافی بنمایید و به دیگران هم بیاموزید .

viw2_yut.jpg

به قلم بیاورم که الان ساعت 2 نیمه شب 27/8/1361 مصادف با 2 ماه صفر است . من بیدار و مشغول نامه هستم ؛ شاید شما باورتان هم نشود ؛ روزها را روزه می گیرم ؛ به جای قضاهای گذشته تا خدا از تقصیرات ما بگذرد .

تا این روز(هشت ماه از اسارت) 47 روزه قضا از سال های پیش گرفته ام ؛ غیر از 30 روز ماه مبارک رمضان 1361 که اینجا بودیم . امید است دنباله اش را هم که 4 یا 5 ماه است جبران کنم . دیگر عرض اینکه خدمت فامیل ها ؛ دایی ؛ خاله ها ؛ عمه و علیرضا و علی محمد با خانواده هایشان سلام و دعای فراوان می رسانم .

862b_image4791.jpg


برای ما 2 نامه در ماهیانه بیشتر نیست ؛ مگر اینکه جواب نامه هایی که از طرف شما ها بیاید بنویسم . دیگر امیدوارم که صاحب فرزند هم شده باشم تا به حال و عکسش را برایم بفرستی .
راجع به بدهکاری هایم بنویسید که چه کار کرده اید ؟ پرداخت شده یا نه ؟
خطهای نامه هایتان را بیشتر بنویسید از بالا تا خط قرمز نصف نامه است .
همه شما را به خدای بزرگ سپرده و التماس دعا دارم .
دیگر عرض ندارم به جزء رسیدن به هدف بالا : به انتظار فیض شهادت ؛ مقاومت .

قدرت الله ایزدی 28/8/1361
اردوگاه موصل عراق

 

1eo_picture_753.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 تنظیم و تفهیم گذاری از وبلاگ سلحشوران شهر نراق 31/3/1393

 

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعــت17:10 تــوسط |
مجتمع خدمات بهزیستی شهدای شهر نراق

 

مجتمع خدمات بهزیستی شهدای شهر نراق


همه جای شهر نشان و آوازه ایثارگری مردم هویداست . نام شهدای شهر نراق بر سر درب مجتمع خدمات بهزیستی به آراستگی محیط افزوده است .

4p82_img_1524.jpg

این بنا به نام " خانه فرهنگ روستایی " تاریخ 26/10/1351 با تامین اعتبار توسط اداره کشاورزی شهرستان محلات(آقای دالایی اهل خمین) احداث گردید .

زمین آن توسط شهرداری نراق(زمانی که آقای مرتضی رادفر سرپرست شهرداری بوده) واگذار شد . همچنین دو نفر از خیرین مشهور مرحوم حاج روح الله شنتیایی(متوفی شهریور 1390 ) و حاج عباس معصومی نسبت به تکمیل راه اندازی مساعدت نمودند . پس از انقلاب مهد کودک و به نام خدمات بهزیستی نامگذاری شد.

s1bj_img_1527.jpg
در اواخر سال تحصیلی به دعوت سرکار خانم اشرف السادات بابایی(همسر مکرمه رزمنده قاسم عظیمی و خواهر سید مرتضی بابایی و مرحوم حجت الاسلام سید ابوالفضل بابایی از رزمندگان دفاع مقدس) از مجتمع بازدید به عمل آمد .

vn1_img_1531.jpg

چهره های معصوم کودکان در حال آمادگی اولیه برای کسب علم و تعقل نمایان بود . لحظات لذتبخش بود و به درخواست مربی سرکار خانم مینا سادات موسوی نونهالان ادای احترام کرده و همخوانی کوتاهی را اجرا کردند .
اوقات کوتاه ولی فرحبخش به سرعت سپری و عکس های یادگاری انداخته شد .
در حال گرفتن عکس و در بین شادی مهد کودکی ها ؛ لنز دوربین متوجه آسیه عضایی در بین جمع شد که به طور استثنایی عکس جداگانه ای گرفته شد .

rwsj_img_1532.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                               آسیه عضایی


حیاط بهزیستی در کوران انقلاب خاطره انگیز است . علتش اینکه نوجوان 15 ؛ 16 ساله بودیم و قبل یا بعد از تظاهرات ضد شاهنشاهی در زمین فوتبال خاکی(کلانتری فعلی) جنب این ساختمان فوتبال بازی می کردیم و هر از چندی توپ وارد حیاط بهزیستی می شد . چاره ای جز دق الباب درب ساختمان نبود .

777h_img_1530.jpg

آقای حسین صادقی فرد فرزند ... (پدر بزرگ شهید علیرضا صادقی فرد) و همسرش سرکار خانم آقا موسوی فرزند سید محمد آقامیر که در این ساختمان حضور داشتند با خوشرویی و بعضا نیز با ترشرویی توپ را به زمین بر می گرداند تا شور و نشاط و زندگی ادامه یابد . آن زمان این خانواده دختر کوچولویی به نام معصومه داشتند که متاسفانه پس از تشکیل زندگی و در میانسالی فوت نمود .


از همکاری خانم اشرف السادات بابایی فرزند رضا مدیر مجتمع خدمات بهزیستی شهدای شهر نراق و نیز جناب آقای محمد کاظمی فرزند محمود کارمند این مجتمع تشکر می کنیم .

eqid_img_1525.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه هفتم تیر 1393ساعــت21:39 تــوسط |
سردار قدرت الله کمره ای نراقی با شجاعت و کم حرف بود

 

سردار قدرت الله کمره ای نراقی با شجاعت و کم حرف بود



آنقدر محو تماشاي قفسها شده ايم يادمان رفت كه ياد دوست كردن چه صفايي دارد.

fbmf_image4306.jpg
سردار شهيد قدرت الله كمره اي مرد با صفايي بود . طی عمليات خيبر که اسفند 1362در محور هورالهویزه – شمال بصره انجام گرفت فرماندهان دستور عقب نشینی دادند ؛ لیکن ایشان حاضر نمي شد با آن شرايط سخت به عقب بر گردد.

uaqx_0032.jpg
هميشه سعي مي كرد در خطوط جبهه به رزمندگان كمك كند . روحيه بشاش ومظلومي داشت .عكسهایش را که مشاهده می کنم خاطرات زیبای با ایشان بودن در ذهنم مجسم می گردد . با ایمان و با شجاعت و کم حرف بود .

8tjm_image4326.jpg


فرمانده مخابرات بود که تاریخ 4 خرداد 1367 در پدافندی جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان جاودانه و به شهادت رسید .

پیکر مطهرش در گلزار شهدای شهر نراق آرام گرفت .خداوند روحش را با صالحین و شهیدان محشور گرداند .

 r0zt_img_1517.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



مهدی جعفری فرزند علی اهل شهر نراق 27/12/1392

 

 

+ نوشته شـــده در جمعه ششم تیر 1393ساعــت14:4 تــوسط |