سر آغاز
 
شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلين نراقي) دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 98 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است .

همچنین تعداد 48 راننده اتوبوس، مینی بوس، کامیون، بنز خاور، آمبولانس ، وانت و نیسان در طول جنگ عراق بر علیه ایران فعالیت مخلصانه داشته اند .

از ابتدای تشکیل نهادهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 88 پاسدار و 18 جهادگر در جهاد سازندگی(کشاورزی) و 480 بسیجی تا کنون در شهر نراق فعالیت موثر و سازنده داشته اند .
 
شهر نراق اولین منطقه ای است که اکثر شرایط ایثار و فداکاری و مساعدت را در هشت سال جنگ داشته و اولین شهید دفاع مقدس استان مرکزی به نام محمدعلی قجری مربوط به نراق می باشد . به نسبت جمعیت بالاترین رزمنده ، بالاترین شهید ، بالاترین جانباز ، بالاترین آمار آزادگان و بالاترین کمک های اهدای مردمی به جبهه را در سطح استان به خود اختصاص داده است .

قصد داریم به برکت سی و یکمین سالگرد جنگ تحمیلی و دفاع جانانه غیورمردان و سلحشوران ایران زمین و در راستای رهپویی از شهدا و احترام به آزادگان سرافراز و جانبازان عزیز و بسیجیان گرانقدر شهر نراق ، خاطرات و عکسهای دلاور مردانمان و همچنین اطلاعات عمومی شهر را در معرض دید همگان قرار داده تا با رویت آنها خاطراتشان را زنده کرده و غبار فراموشی را از دلها بزداییم .
 

علاقمندان می توانند برای نمایش دادن عکس و خاطراتشان آنها را به آدرس نویسنده وبلاگ (h_ozaee@yahoo.com ) ایمیل نموده و یا حضورا در شهر نراق تحویل نمایند .

آخرین حلقه ی رزم یک رزمنده نه تحویل سلاح به واحد تسلیحات ؛ که نوشتن خاطرات نبرد است . یک رزمنده تا زمانی که خاطراتش را ثبت نکرده ؛ هنوز چیزهایی به تاریخ و آینده و آرمانش بدهکار است .

                                                                                                                                                                                                                                                    رهبر فرزانه انقلاب ، امام خامنه ای

    

 در ایام با میمنت عید سعید قربان عکس ها و خاطرات "وبلاگ سلحشوران شهر نراق" از تاریخ 24 مهر 1392 همزمان در شبکه اجتماعی فیس بوک به همین نام نمایش داده می شود . علاقمندان می توانند از مطالب تازه در خصوص شهر تاریخی و زیبای نراق و منطقه بهره برداری فرمایند .     

 

در سالروز ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) 22 تیر 1393 نیز اخبار و مطالب وبلاگ سلحشوران شهر نراق از طریق نرم افزار واتساپ بر روی گوشی های موبایل قابل دریافت می باشد . عزیزانی که مایل به استفاده از این فضا هستند میتوانند شماره 09213726409 را در گوشی خود ذخیره و یک پیام حاوی نام و نام خانوادگی به این شماره ارسال کنند.

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعــت9:13 تــوسط |
تسبیح شهید اصغر رئیسی راهمچنان به یادگاری دارم

 

تسبیح شهید اصغر رئیسی راهمچنان به یادگاری دارم

دی ماه 1365 مقطع عملیات کربلای پنج با عده ای از سلحشوران شهر نراق و منطقه دلیجان در سنگرهای جبهه شلمچه مستقر بودیم .

edtu.jpg

عبدالله لطفی

شب که خواستیم بخوابیم یکی از رزمندگان روستای مشهد اردهال به نام اصغر رئیسی شوخی اش گرفت و اجازه نمی داد بخوابم .

img_0174.jpg

تا خوابم می برد پشم شیشه توی یقه ام می انداخت و اصرار داشت امشب را نخواب و فردا شب هر چه دلت خواست استراحت کن و تلاش داشت تا صبح بیدار بمانیم .

دم دمای صبح که دیگر طاقتم از بی خوابی سر آمد گفت عبدالله اگر مقاومت کنی و نخوابی یک تسبیح نسبتا بزرگ سفید رنگ به تو هدیه می دهم تا همیشه از من یادگاری داشته باشی .

.jpg

شهید اصغر رئیسی

شب بعد خمپاره 60 میلی متری روی سنگرمان فرود آمد و اصغر رئیسی مثل مولایش اباعبدالله قطعه قطعه گردید و به آرزویش شهادت نایل آمد . دیگر رزمنده مشهد اردهال به نام ماشاءالله عظیمی فرزند احمد مجروح گردید .

sptmpxe73f0nje2ztxkm.jpg

وقتی به جنازه مثله اصغر نگاه می کردم با خودم گفتم واقعا رمز و راز نخوابیدن شب قبل و این تسبیح چه بود ؟

.jpg
راستش برادر شهید به نام احمد که لباس سبز سپاه بر تن دارد روزی سراغ آن تسبیح را گرفت که گفتم نگاه به آن تسبیح خاطرات تلخ و شیرینی را در ذهن من زنده میکند و اجازه بده آنچنان که شهید درخواست کرد به یادگار داشته باشم .

.jpg

اصغر رئیسی فرزند اکبر متولد 1350 تاریخ 27/11/1365 طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان به شهادت رسید و پیکر مطهرش در مضجع منور علی بن باقر(ع) در مشهد اردهال استان کاشان در کنار سایر شهدای دفاع مقدس آرام گرفت .

img_0173.jpg

عبدالله لطفی فرزند محمد اهل شهر نراق7/6/1392

 

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعــت20:35 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(27)

کتاب " تاریخ اجتماعی کاشان "

مولف حسن نراقي (تولّد 1273 ـ وفات دي 1368 شمسي) فرزند ميرزا محمّدحسين بن حاج ملاّ محمّدعلي بن ملاّ مهدي آقا بزرگ چاپ اول آن سال 1345 و چاپ دوم آن سال 1365 توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر گردیده است .

img_2001.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق :

تاریخ اجتماعی کاشان در 387 صفحه در هفت بخش تنظیم گردیده است .
بخش اول کلیات و اوضاع طبیعی و اجتماعی کاشان - بخش دوم دورنمای تاریخی – بخش سوم هزاره دوم هجری – بخش چهارم صنایع محلی کاشان و تحولات تاریخی آن – بخش پنجم اوضاع و احوال کاشان و مردم آن در عهد قاجاریه – بخشش ششم دوره مشروطیت و غائله نایب حسین کاشی – بخش هفتم دوره جدید را شامل می شود .

img_2006.jpg

گزینه هایی از کتاب تاریخ اجتماعی کاشان در خصوص نراق و نراقی ها به شرح ذیل می باشد :
+ مولف در صفحه نوزده در خصوص مهدی نراقی نوشته : از نظریه های صائب برادر ارجمند و دانشمندم آقای مهدی نراقی چنانچه در حاشیه صفحه 141 همین کتاب یادآوری شده در بسیاری از موارد برخوردار بوده ام .

img_2009.jpg

+ در صفحه 141 باز در خصوص مهدی نراقی نوشته :
نسخه عکسی از مجله تحقیقات در باره یهود را بدست آورده به کمک و همکاری برادر معظم و دانشمند خود آقای مهدی نراقی (رئیس پیشین کمیسیون ارز) که علاوه بر تسلط کامل به زبان های فرانسه ؛ انگلیسی ؛ عربی و ترکی به خط و زبان عبری هم آشنا هستند مورد استفاده قرار دادم .

+ در صفحه 156 علامه ملا محمد مهدی نراقی سال 1192 در خصوص زلزله کاشان و حومه و کُشته شدن بالغ بر هشت هزار نفر که در خاتمه جلد دوم کتاب جامع الافکارش یادآوری نموده و نگارنده نوشته :
همچنانکه دانشمند یگانه و حکیم ربانی ملا محمد مهدی ابن ابی ذر نراقی نیز در پایان یکی از آثار علمی خود که همزمان با آن حادثه بوده شمه ای از گرفتاری و پریشان حالی خویش را اشعار داشته . وخلاصه ترجمه فارسی آن از این قرار است :

img_2012.jpg

از جمله مصائب و محنت های بیشمار این ایام زلزله سهمگین و بنیاد کن بود که جمیع ابنیه و مساکن مردم کاشان را منهدم ساخت بطوریکه ناچار بقراء و مزارع خارج شهر پناهنده گشته ایم در حالیکه بسیاری از اقربا و دوستان خود را از دست داده و داغ جانسوزی از فقدان یکی از فرزندان دلبندم که بر اثر شیوع بیماری مهلک وبا جان سپرده در دل دارم . و بدتر از همه وحشت و اظطراب عمومی است که اخیرا به واسطه مُردن پادشاه وقت سرتاسر کشور را فرا گرفته امنیت و آسایش را از ملک و ملت سلب کرده است .

+ در صفحات 159 و 160 نقش رهبری ملا محمد مهدی نراقی در جهت جلوگیری از تعدی به مردم کاشان و ملاقاتش با آقا محمد خان نوشته :

img_2020.jpg

پس از مرگ کریم خان زند نیز عبدالرزاق خان از راه وفاداری به خاندان او به دشمنانش تسلیم نشده و سپاهیان آقا محمد خان را به کاشان راه نداد . تا سال 1198 به روزگار پادشاهی جعفرخان برادرزاده کریم خان که آقا محمد خان پس از تسخیر سایر بلاد با اردوی بزرگ و مجهزی بسوی جنوب ایران عزیمت نمود . نخستین برخورد او در قم با نجف خان زند بود که چهار هزار تن مردان جنگی او را شکست داده و متواری ساخت ؛ و خود بسوی کاشان پیشروی می نمود تا حدود نصر آباد و علی آباد کاشان که با نیروهای دوازده هزار نفری احمد خان افغان روبرو شد .

در نبرد سختی که میان آنها در گرفت لشکریان آقا محمد خان قلب سپاه احمد خان را شکافته اردوی او را بطوری پراکنده ساختند که اثاث و اسباب جنگی خود را به کاشان ریخته از راه قهرود بسوی اصفهان گریختند . آقا محمد خان که از عقب آنها به کاشان رسید در خارج شهر فرود آمد و غنائم فراریان را تاراج و تصرف نمود .

img_2018.jpg

عبدالرزاق خان حاکم و مدافعین شهر تا این هنگام در پناه برج و باره مستحکم آنجا پایداری می کردند ؛ اینک که با حریف زورمندی روبرو شده و از پشت سر هم امیدواری و تکیه گاهی نداشتند ناگریز از راه صلح و آشتی درآمده پیشوایان روحانی شهر به رهبری ملا محمد مهدی نراقی به ملاقات آقا محمد خان در اردوگاه خارج شهر رفته تقاضای تامین جانی و مالی برای عبدالرزاق خان و مردم کاشان نمودند ؛ و او هم بنا به مصلحت خویش پذیرفته به اصفهان عزیمت نمود .

+ در صفحات 161 و 162 تعدادی از مشاهیر فرهنگ و دانش سده دهم تا دوازدهم هجری کاشان و نراق نوشته شده و در خصوص فاضلین نراقی و خاندانش آورده است : همچنانکه در آغاز دوران صفویه گفته شد ؛ کاشان بر اثر سوابق تاریخی در مذهب شیعه که هماهنگی کاملی با سیاست مذهبی و اجتماعی پادشاهان آن سلسله داشت ؛ مورد نهایت توجه و بلکه بهره برداری سیاسی آنان قرار گرفت .

img_2022.jpg

در عهد شاه طهماسب این شهر مرکز علمی و مرجع امور دینی و نظارت کلی بر محافل و مشاغل شرعی کشور گردید ؛ و بدنبال آن نیز نهضت بزرگ علمی در آنجا پدید آمد ؛ که تا اوایل سده چهاردهم همچنان توسعه و ادامه یافت .

دانشمندانی نامدار و گرانمایه در علوم و فنون عصری بوجود آورد ؛ که نه تنها مظهر کامل معارف سه قرن متوالی آن دیار بشمار رفته ؛ بلکه هر یک در فن خود سرآمد همکنان و شاخص فرهنگ و دانش ایران در زمان خود شناخته شده اند .

مانند ملا محمد محسن فیض در حکمت الهی و حدیث و کثرت تالیفات سودمند ؛ و ملا محمد مهدی نراقی حکیم اخلاقی و محققی جامع ذوفنون و فرزند وی ملا احمد نراقی فقیهی مسله و بی نظیر و مجتهدی جامع و ادیب ؛ و همچنین اولاد و بازماندگان با دانش و بینش آنان و برخی دیگر از ستارگان فروزان دانش و ادب این دیار (نراق کاشان) که از سده دهم تا دوازدهم تجلی نموده اند .

img_2030.jpg

+ صفحه 166 در معرفی پیشوایان نامی و جامع علوم دینی نراق و کاشان نام علامه ملا محمد مهدی بن ابی ذر نراقی می درخشد :
ملا محمد مهدی بن ابی ذر نراقی (در گذشت 1209) معروف به محقق نراقی که برخی از مترجمین احوالات رجال او را خاتم الحکماء والمجتهدین خوانده اند(1) . آثار علمی و تالیفات او علاوه بر معارف اسلامی در همه اقسام حکمت و فلسفه از الیات و طبیعیات و انواع علوم ریاضی از هیئت و هندسه مسطحه و فضائی و اخلاق و غیره بالغ بر سی مجلد مشروح و مفصل می گردد که اغلب آنها گمنام و شاید منحصر به همان نسخه اصل باشد بطوریکه حتی مترجمین احوالات او هم از نام و نشان فهرست مولفات وی بی اطلاع بوده اند(2) . و از مصنفات مشروح و علمی او فقط دو کتاب چاپ و منتشر گشته ؛ یکی کتاب مشکلات العلوم که نمونه ای ایست از احاطه وی به علوم و فنون گوناگون و دیگر کتاب جامع السعادات در علم اخلاق(3) .
در پاورقی صفحات 166 و 167 کتاب تاریخ کاشان در خصوص دانشمند نامی دنیا ملا محمد مهدی نراقی افزوده شده :

img_2023.jpg

1- صفحه 186 جلد سوم کتاب ریحانه الادب و صفحه 23 و 92 لباب الالقاب و مقدمه کتاب نخبه البیان به قلم حسن نراقی " خاتم الحکماء والمجتهدین " وی تاکید شده است . و نیز داستان مفاضات علمی ملا محمد مهدی نراقی و قاضی بزرگ بغداد( در صفحه 242 کتاب خزائن) نمونه ایست از جامعیت و نبوغ علمی نراقی که در عصر خویش منحصر به فرد و بی نظیر بوده است .
2- از کلیه این قبیل نویسندگان رجالی فقط دو تن از دانشمندان معاصر علامه محمد مهدی نراقی که حضور وی را هم درک کرده اند مصنفات او را در شرح حالی که نوشته اند تمام و کمال ذکر کرده اند . یکی از آنها سید حسن زنوزی در کتاب گرانبهای ریاض الجنه و دیگری ابوالحسن مستوفی غفاری در تاریخ گلشن مراد و هیچ یک از این دو کتاب سودمند تا کنون بچاپ نرسیده است . ولی اکنون مجموعه ای از مصنفات عالم ربانی ملا محمد مهدی نراقی شامل چندین نسخه اصل بخط مصنف و نسخ معتبر خطی و عکسی و همچنین برخی از آثار علمی سایر اعلام خاندان نراقی در اختیار نگارنده(حسن نراقی) می باشد؛ که در یکی از کتابخانه های عمومی در دسترس ارباب دانش و پژوهش گذارده خواهد شد .

img_2025.jpg

3- کتاب جامع السعادات علامه ملا محمد مهدی نراقی که بارها چاپ آن در ایران و نجف تجدید شده مورد توجه دانشمندان دنیای اسلامی قرار گرفته چنانچه یکی از محققین علمای کشور لبنان به نام شیخ حبیب آل ابراهیم در کتاب نفیس خود موسوم به الیتمه(فی بیان البعض من منتخبات الکتب الحدیثه والمقدمه)قدر و منزلت جامع السعادات را تا عالی ترین مرتبه شاهکارهای معدود اسلامی بالا برده .

زیرا که او در نتیجه تتبع و تحقیقات خود از جمیع کتابهای علمای سنی و شیعه عرب و عجم که در کلیه علوم و معارف قدیمه تالیف نموده اند هیجده کتاب ممتاز را به منزله شاهکارهای علمی درجه اول از همه علوم و فنون برگزیده( البته پس از قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه) آنگاه به تعریف و توصیف کتاب و شرح احوالات مولفین آنها پرداخته است. از آن جمله در علم اخلاق جامع السعادت ملا محمد مهدی نراقی را بهترین کتاب این فن شناخته و سپس احیاءالعلوم غزالی را نام برده و بر آن خورده گیریها کرده است .

img_2026.jpg

+ در صفحات 245 و 246 نوشته : در سال 1225 فتحعلی شاه برای بازدید ساختمان های مدرسه و باغ شاه که به انجام رسیده بود به کاشان آمد و رقباتی از املاک خالصه دولتی را هم وقف بر مدرسه کرد و تولیت آنها را به حاجی ملا احمد نراقی واگذار نمود .

+ در صفحه 247 در خصوص حکم جهاد ملا احمد نراقی در جنگ روس نوشته :

سال 1241 قمری(194 سال قبل) هنگام جنگ ایران و روس که پیشوایان روحانی حکم جهاد دادند ؛ از کاشان نیز به گفته نویسندگان آن عصر حاجی ملا احمد نراقی که از تمام علمای اثنی عشری فضیلتش زیادتر بود به اتفاق حاجی ملا محمد نراقی فرزند وی که او نیز از قدوه(پیشوا – مقتدا) مجتهدین بود به تهران آمدند و سپس به آذربایجان عزیمت کرده و در چمن سلطانیه به اردوگاه ایران پیوستند . در آن ایام اسماعیل خان حاکم کاشان نسبت به مخالفین محلی خود با نهایت سختی و شدن عمل رفتار می کرد .

img_2055.jpg
+ در صفحه 248 در خصوص فوت علامه حاج ملا احمد نراقی آورده : سال 1244 قمری(191 سال قبل)بر اثر بیماری وبا که در این سال شیوع پیدا کرد و عده تلفات آن در تهران بالغ بر ده هزار نفر گردید در کاشان هم با آنکه اغلب اهالی پراکنده و متواری شدند معهذا بسیاری تلف شدند از جمله حاجی ملا احمد نراقی نیز بر اثر بیماری وبا جان سپرد .
+ در صفحه 251 در ارتباط با ملاقات محمدشاه قاجار (۱۴ دی ۱۱۸۶ تبریز - ۱۴ شهریور ۱۲۲۷ تجریش) فرزند عباس‌میرزا با حاج ملا مهدی نراقی نوشته :

وقتی محمد شاه به کاشان رسید برای دلجویی مردم به خانه حاجی ملا مهدی بن ملا مهدی فاضل نراقی رفته و بر حسب خواهش وی مالیات نانوایی و قصابی و دباغی کاشان را که مبلغ گزافی بود بخشید و میزبان خود را که تا آن ایام مشهور به آقا کوچک بود به آقا بزرگ ملقب نمود .

img_2032.jpg

متن فرمان محمد شاه که در سنگ نوشته بالای سر درب مسجد و مدرسه آقا بزرگ در کاشان آمده " بحکم محکم شاهنشاه عادل باذل محمد شاه قاجار خلداله ملکه و احسانه ؛ حسب الخواهش جناب شریعت آداب حجت الاسلام ملا محمد مهدی نراقی منال دیوان قصابی و دباغی کاشان بموجب فرمان مبارک و تحفیف مقرر آمده از تکالیف دیوانی معاف خلاف کننده به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شوند . محرم الحرام 1256 (179 سال قبل) .
+ در صفحات 262 و 263 در خصوص ممانعت عالم شیعه حاجی ملا محمد نراقی از بابی گری مردم کاشان نوشته:
در آغاز دعوت بابیه به پیشوایی سید علی محمد شیرازی معروف به باب نخستین مبشر و پیک مذهبی او به نام ملا حسین بشرویه به کاشان آمده ادعای باب را نزد حاجی ملا محمد نراقی رئیس علمای شهر اظهار و مدارک او را ارائه نمود .

img_2039.jpg

ملا محمد نراقی پس از ملاحظه آنها ؛ بطلان دعاوی و سخافت مستندات وی را اثبات و به او اخطار کرد که در کاشان توقف نکند . ملا حسین چند تن از مردم بازاری را به سخنان خود فریفته عازم تهران شد .
+ در صفحه 268 عکسی از نمای گنبد مسجد و مدرسه آقا بزرگ مربوط به خاندان نراقی از بناهای دوره قاجاریه را نمایش داده است .
+ در صفحه 281 اشعاری اثر طبع شاعر کاشانی حسینعلی منشی فرزند محمد صادق(1256 ش – 1349 شمسی )در خصوص گاهواره علم و هنر منطقه کاشان و نقش و اهمیت فاضلین نراقی قید گردیده است :

img_2040.jpg

شهر کاشانست آن شهری که در ایام پیش
داشت در علم و هنر هر جا به عالم اشتهار
اطلس گلدار آن میرفت تا روم و فرنگ
مخمل زرتار آن می بود در چین و تتار
نقش کاشی های زیبایش به چندین آب و تاب
داده زینت بر در و دیوار هر شهر و دیار
این همان شهر است کز آن مردمی برخاستند
کز همه در صفحه تاریخ باشد یادگار
فاضل فحل (بسیار دانا) نراق داشت در بومش مکان
فیض و بابا افضل الدین داشت در خاکش مزار
گه بدامانش صباحی بود گاهی محتشم
گه سپهر و گه صبا را بود مهد و گاهوار
گاه شیبانی نمودی تربیت گاهی کلیم
گه غیاث الدین جمشید آن شهیر نامدار
هم صنیع الملک ها آورد است اندر وجود

هم کمال الملک ها پرورده است اندر کنار


+ در صفحه 282 در خصوص مشاهیر دانشمندان و اساتید بزرگ حوزه های علمی دو قرن اخیر به فاضلین نراقی و خاندانش اشاره کرده و نوشته :

از جمله ضایعات مهم و جبران ناپذیر فتنه افغان پراکندگی محافل بزرگ فرهنگی ایران بود بطوریکه دانشمندان و طلاب علوم عالیه ناگزیر به حوزه های علمی کشور عراق روآور شدند ؛ تا آنکه اواخر سده دوازدهم هجری شهر کاشان در پرتو شخصیت علمی و جامعیت ملا محمد مهدی نراقی مرکز پر مایه ترین حوزه فرهنگی ایران گردید . چنانکه طلاب حوزه های درس عتبات نیز در پایان تحصیلات خود به کاشان آمده علوم و فنون عقلی و نقلی را در محضر وی تکمیل می نمودند .

img_2041.jpg

پس از درگذشت نراقی اول نیز مرکزیت علمی آنجا در پیرامون حاجی ملا احمد نراقی و برادران وی و فرزندان آنها که هر یک مسلم عصر خویش بودند همچنان دایر و پایدار ماند ؛ تا آنکه از محیط علمی آن دیار دانشمندان بزرگ و نامور در علوم و فنون گوناگون پدید آمدند که ترجمه احوالات آنها در مآخذ و منبع عصری آورده شده ( از آن جمله کتاب های : مرآت قاسان ؛ المآثرو الاآثار ؛ لغت نامه دهخدا جلد قاجاریه ناسخ التوایخ و صفحه 89 تا 91 جلد یک زندگانی امام موسی کاظم ؛ مکارم الاآثار و مردان بزرگ کاشان . لباب الاالقاب ؛ مجلدات اعلام الشیعه و الذریعه الی تصانیف الشیعه ؛ العندییل – الحقایق الناصعه و غیره)
+ در صفحه 283 در خصوص مشاهیر دانشمندان و اساتید بزرگ حوزه های علمی دو قرن اخیر به چند تن از علمای شهر نراق اشاره کرده :

img_2047.jpg

- میرزا ابوالقاسم نجل علامه نراقی اول(درگذشت 1256) بعد از حاج ملا احمد مدرس حوزه علمیه آنجا بوده است . و بعد از او نیز حاج ملا مهدی نراقی دوم معروف به آقای بزرگ .
- حاجی ملا محمد نراقی(درگذشت 1297)
- حاجی میرزا فخرالدین نراقی( 1325) مجتهد جامع و مدرس علم فقه

- میرزا محمد حسین نراقی(1319) مجتهد اصولی
+ در صفحه 286 شجره اعلام و مشاهر خاندان نراقی با تاریخ درگذشت آنان را به زیبایی هر چه تمامتر نوشته است .
+ در صفحه 287 در خصوص تجدید رونق شعر و ادب ؛موسیقی و هنر در منطقه کاشان به معرفی تعدادی پرداخته که از جمله آنان حاج ملا احمد نراقی متخلص به صفایی می باشد .
+ در صفحه 292 شجره هنرمندان خاندان غفاری کاشانی و ابوالحسن مستوفی مرقوم شده که در پا ورقی به کتاب "نخبه البیان (تشبیه، استعاره و محسنات بدیعه) اثر علامه ملا محمد مهدی نراقی اشاره شده است .

img_2048.jpg

+ در صفحه 296 آثار و ابنیه مهم دوره قاجاریه در کاشان مرقوم و در خصوص مدرسه آقا بزرگ متعلق ه نراقی ها نوشته : مدرسه و مسجد آقا بزرگ که از ابنیه مجلل و با شکوه کاشان می باشد و بانی آن حاجی محمد تقی خانبان پدر زن آقای بزرگ( نراقی) در سال 1268 بوده است .
+ در صفحه 297 عکس قسمت های بالا و پایین محراب گنبد مسجد و مدرسه آقا بزرگ( متعلق به نراقی ها) یا مجموعه ای از صنایع : کاشی سازی ؛ گچ بری ؛ کتیبه نویسی ؛مقرنس کاری و نقاشی نیمه دوم سده سیزدهم را اشاره کرده است .
+ صفحه 300 در بخش ششم کتاب تاریخ اجتماعی کاشان طی دوره مشروطیت و نقش موثر علمای نراق در مقابله با غائله نایب حسین کاشی نوشته شده :
در آغاز این نهضت هنگامیکه پیشوایان روحانی مرکز به قم مهاجرت کردند از کاشان نیز حاجی میرزا فخرالدین رئیس خاندان نراقی به یاری آنها برخاسته با گروهی از همراهانش رهسپار قم گردیدند . پس از صدور فرمان مشروطیت نخستین اثر آن در کاشان افتتاح مدرسه علمیه بود .

img_2030.jpg

در پاورقی مدرسه علمیه افزوده شده : استاد نظام وفا در صفحه 20 کتاب "یادگار اروپا" می نویسد : سال اول مشروطه مدرسه ای به نام مدرسه علمیه به طرز مدارس امروزه به وسیله دانشمند شهید آقا علی نراقی و چند نفر دیگر تاسیس و غلامرضا معارفی که از آزادیخواهان روشنفکر بود نظامت آن را به عهده گرفت .

+ صفحات 302 و 303 در خصوص گرفتاری آزادیخواهان در استبداد صغیر و دستگیری آقا علی نراقی نوشته شده : پس از توپ بستن به مجلس شورای ملی ؛ محمدعلی میرزا دوباره مدیر السلطنه را با اختیارات تامه برای سرکوبی مشروطه خواهان حاکم کاشان نمود . واو از بدو ورود به منظور ایجاد ترس و وحشت در میان مردم و دست اندازی به آزادیخواهان و پر کردن جیب های خالی خود و دستیارانش با شدت عمل تمام شروع به زدن و بستن و حتی گوش و بینی بریدن نمود . ... آنگاه به کسان و نزدیکان آقا علی نراقی رهبر آزادیخواهان پرداخته ؛ گرفتاری های گوناگون برای آنها فراهم ساختند و حتی گروهی فراش و اوباش به مدرسه علمیه که از آثار مشروطه و از مراکز تجمع آزادیخواهان بود ریخته ؛ اسباب و اثاث آن را شکسته و غارت کرده مدرسه را تعطیل نمودند(شماره 1 سال سوم روزنامه مجلس).

img_2058.jpg

مدیرالسلطنه با گزارش های متعدد خود به مرکز دستور مخصوصی برای دستگیر کردن و تبعید آقا علی نراقی به دست آورده و مترصد وقت بود ؛ تا آنکه پس از فراهم ساختن مقدمات نقشه کار خود یک روز که نراقی عازم رفتن به تلگرافخانه بود قریب یکصد نفر فراش ها و مامورین مسلح حاکم ناگهان به وی و همراهانش هجوم آور شدند و پس از متفرق ساختن اطرافیان آقا علی نراقی را به دارالحکومه کاشان جلب نمودند و بر حسب دستوراتی که داده شده بود در بین راه نیز از ضرب و جرح وی کوتاهی نکردند . اما انعکاس این واقعه در شهر کاشان هیجان بزرگی پدید آورد ؛ به طوری که بلافاصله جمعیت انبوهی از زن و مرد به دارالحکومه هجوم آوردند ؛ مدیر السلطنه وحشت زده به خانه شیخ الاسلام (رئیس انجمن ولایتی سابق) پناه برد و شبانه رهسپار تهران گردید .

دولت که در آن ایام به واسطه استیلای بختیاری ها به اصفهان از خطه جنوب به شدت نگرانی داشت اهالی کاشان را با جواب های مساعد امیدوار ساخته و سید باقر خان مکرم الدوله را که مرد شریف و نیک نفسی بود به حکومت آنجا فرستادند . پس از فتح تهران به درخواست آقا علی نراقی و پیشوایان بزرگ روحانی نجف مدیرالسلطنه در عدلیه مورد تعقیب قرار گرفته و محکمه جزا او را به هفتاد ضربه تازیانه محکوم نمود .

img_2065.jpg

در پاورقی نوشته روزنامه مجلس در شماره 25 سال سوم پس از درج اعلامیه تلگرافی ذل گزارش محاکمه تا صدور و مقدمات اجرای حکم را نگاشته است .
تلگراف از نجف به تهران بعد از عنوان . جناب شرعمدار آقا علی نواده خلد مقام فاضل نراقی طاب ثراه را که مدیرالسلطنه چند ماه قبل به جرم مشروطه خواهی هتک حرمت شنیع نموده بعد از شورش کاشان مجازات نشده به تهران آمده به مرکز عدالت اعلان نمائید که در استنطاق و مجازات مدیرالسلطنه کوتاهی و مسامحه ننمائید و رفع اشرار کاشان نیز بشود . الاحقر عبدالله مازندرانی .

+ در صفحه 305 عکسی از اجتماع سران آزادیخواهان و بزرگان شهر در انجمن ولایتی کاشان نمایش داده که شماره 4 آن به آقا علی شهید نراقی ؛ شماره 19 حاجی میرزا محمد نراقی ؛ شماره 21 آقا میرزا حسن مجتهد نراقی تعلق دارد .
+ صفحه 310 به کشته شدن آقا علی شهید نراقی اشاره و عینا نوشته : کسروی در تاریخ مشروطه ایران می نویسد : " عین الدوله وزیر کشور پیوستگی با آنان را بیشتر گردانید تا آنجا که صد تن از سواران نایب را با یک سرکرده به تهران خواست و نزد خود نگهداشت ؛ بدین سان دزدان بی آنکه بیمی دارند دست ستم به جان و دارایی مردم باز کردند و از تاراج خانه ها و گرفتن پول و زمین و کشتن مردم خودداری ننمودند . از کسانیکه کُشتند آقا علی نراقی پیشنماز کاشان بود . این از خاندان بنام نراقی و خود جوان پارسایی بود . و چون بیدادگری نایب و کسانش را می دید دلش به حال مردم می سوخت و نامه ای بنام دادخواهی نوشت و آن را به نزد سید حسن مدرس فرستاد و این نامه ه دست عین الدوله افتاد . او نامه را به کاشان به نزد نایب حسین فرستاد ؛ نایب حسین آقا علی نراقی را به خانه خود خواند ولی کسی دیگر او را ندید و آگاهی از او نیافت .

 img_2047.jpg

 بیچاره مادرش ( فاطمه علویه متوفی به سال 1353 قمری) به دادخواهی برخاست و نامه های پیاپی به تهران فرستاد ولی نتیجه ای به دست نیامد . خود نهانی به تهران آمد و در اینجا نامه و دادخواهی از سرگرفت و یک دسته از کاشانیان تهران همدست شده به یاوری او برخاستند و در روزنامه گفتارهای بسیار نوشتند و... .

در پاورقی متن فوق در صفحه 311 تاریخ اجتماعی کاشان در خصوص شهادت مظومانه آقا علی نراقی فرزند میرزا محمد حسین به دست نایبیان کاشان افزوده : صفحه 570 جلد 2 تاریخ مشروطه ایران نوشته : توضیح آنکه آقا علی نراقی در خانه نایب علی معروف به شجاع لشکر پسر نایب حسین کُشته شد و جسد او را برای نایب حسین به مزرعه دوک بردند که همانجا به چاهی افکندند و پس از پایان غائله اشرار ؛ جنازه را از چاه بیرون آورده در آرامگاه خاندان نراقی(مدرسه آقا بزرگ) به خاک سپرده شد .


قصیده مفصل استاد نظام وفا فرزند میرزا محمود(1267 ش – 1343ش) اهل آران و بیدگل کاشان در مدح و ثنای روحانی شجاع و مبارز شهید آقا علی نراقی :

هزار و سیصد و سی و یک از جفای فلک مَهی فتاد و بناگاه در محاق زوال

علی سرآمد افراد عصر آزادی که در شهامت و آزادگی نداشت هَمال

در آنزمان که بکاشان و شهر شادی و مهر نبود هیچ جز از محنت و بَلا و وَبال

در آنزمان که ز طغیان مردمی خونخوار بهر طرف همه کشتار بود و جنگ و جدال

قیام کرد یکی نهضتی پدید آورد ز جان گذشته جوانان بر گزیده حَصال

بدان گروه جفاکار تاخت از هر سوی چنان برگ خزان صَََر صََر جنوب و شمال

ز بیم جان همه بر تافتند روی از شهر نهان شدند به پیرامُن قلاع و جبال

دوباره شهر شد آرام و خَلق شد راحت نشست مِهر و سلامت بجای قهر و مَلال

و لیک دَرهَم و آشفته کار کشور بود سراسر ایران بودی سراچه اهوال

بِسان آن رَمه ای بود ملت غافل که گرگ جای شبانش فتاده در دنبال

گذشت چندی و باز آن گروه گرگ صفت بشهر حمله نمودند آخته چنگال

شهید حضرت آقا علی شد از ره کمین بدست شعوذه و کید جادویی محتال

به تیغ غدر و خیانت شهید گَشت کسی که غیر حق و حقیقت نداشت نقش خیال

دریغ سینه ای آکنده شد ز آتش و خون که از حرارت و از عشق بود مالامال

+ در صفحه 311 کتاب اشعار آیت الله آقا سید محمد علوی بروجردی(1272 ق – 1362 ق) فرزند حاج سید ابراهیم در خصوص شهید آقا علی نراقی اشاره شده :
علی آن را خردمند چو گردید شهید
آخر ماه رجب بود ز سال غفران
جسدش را بنهفتند بچاهی در دوک
بعد شش سال عیان کرد حق این راز نهان

img_2025.jpg

در آن ایام حوادث ناگوار پی در پی در کاشان روی می داد مانند قتل و غارت دستجمعی در قراء بزرگ ؛ نشلج ؛ مزوش ؛ ورکان ؛ جوشقان و غیره چنانکه تنها در قریه نشلج 36 تن از دهقانان به دست مهاجمین کشته شدند و همچنین رشید دیوان رئیس نظمیه را که به خانه نایب علی دعوت نموده او را کشتند .
پس از سقوط کابینه عین الدوله مستوفی الممالک رئیس الوزراء جدید چراغعلی خان بختیاری را که جوانی دلیر و داوطلب رفع غائله کاشان بود مامور نمود . و او پس از خلع سلاح کردن سوارهای ماشاءالله خان را در حدود نطنز و کاشان که اسلحه کافی بدست آورد به اتفاق 250 ژاندارم به شهر کاشان هجوم آوردند . نایب حسین شهر را تخلیه نموده و به قلعه مستحکم کره شاهی پناه برد . قوای دولتی آنجا را نیز با نبرد خونینی تسخیر کرده در کوه و بیابان بدنبال فراریان شتافتند تا در نبرد شدیدی که در حوالی جوشقان قالی در گرفت نایب علی معروف به شجاع لشکر قاتل آقا علی شهید نراقی کشته شد و سر او را بریده به تهران فرستادند . بعد از این شکست قطعی که اتباع نایب دسته دسته تسلیم سردار صولت شدند . چون راه گریزگاه های همیشگی آنها هم بسته شده بود ؛ نایب حسین و ماشاءالله خان از راه ناچاری رهسپار قم شدند تا در آستانه آنجا پناهنده گردند .

img_2006.jpg

+ در پاورقی صفحه 312 کتاب تاریخ اجتماعی کاشان در خصوص معرفی چراغعلی خان و واقعه شهید آقا علی نراقی فرزند میرزا محمد حسین نوشته :
چراغعلی خان که بعدها از طرف دولت ملقب به سردار صولت شد و از فرماندهان دلیر مجاهدین فتح تهران و نبرد با ارشدالدوله بود در نخستین اعلامیه تلگرافی خود که در شماره 82 روزنامه شهاب ثاقب تاریخ 1333 درج شده پس از شرح تدارکاتی که برای دستگیری اشرار فراهم ساخته و اینکه از دولت به جز دو عراده توپ قلعه کوب تقاضایی ندارد در باره موجبات قیام و اقدام خود می گوید :

"بعد از واقعه مرحوم آقا علی نراقی به شرف و ناموسم سوگند یاد کرده ام که یا به کلی از اینها باقی نگذارم و یا جان خود را در این راه فدا کنم ؛ چراغعلی بختیاری"
و اینک یکی از موارد ناتوانی دولت و بی سر و سامانی امور کشور : هنگامی که به امر رئیس دولت توپ هایی را که چراغعلی خان خواسته بود از انبارها بیرون آورده و آماده شد ؛ دو اشکال بزرگ پیش آمد . اول آنکه برای حرکت دادن آنها اداره توپخانه مبارکه؟ هیچگونه وسیله نقلیه ای نداشت و در ثانی نفرات توپچیان که مامور شدند به علت نرسیدن حقوق یک ساله آنها از حرکت خودداری نمودند .
آنگاه هیئت کاشانیان به پایمردی " میرزا احمد مدیر نراقی" ناگزیر وجهی فراهم کرده و مستوفی الممالک هم حقوق یک ماه خود را حواله داد تا حقوق چهار ماهه توپچیان داده شد و بقیه را هم تعهد کردند که در کاشان پرداخت شود . و برای حرکت توپخانه نیز عاقبت سه عدد کامیونهای متعلق به ضرابخانه که به واسطه گرانی و کمیابی بنزین در ایران بیکار افتاده بود کاشانیان کرایه کرده مبلغ گزافی هم مخارج آن را پرداختند . از این جهت موقع حرکت آنها از تهران جشن گرفته با پنجاه درشگه کرایه به اتفاق رئیس کل توپخانه تا کهریزک آنها را بدرقه نمودند .

img_2032.jpg

+ صفحه 317 در خصوص جنایت و خیانت های بیشمار نایبیان کاشان اشاره شده و در ارتباط با ترور و شهادت دو نراقی اصیل به اسامی نایب حسین نراقی و آقاعلی نراقی نوشته :
باری روزگاری گذشت که نمی توان وصف کرد ؛ گمان نمی برم در هیچ زمانی و در هیچ محلی این وضع پیش آمد شده باشد . از گرد آوردن لوازم ریاست و شریک کردن تجار و کسبه و خواص در امور نامشروع و افنای(نابودی) اشخاصی که گمان مغایرت و از عهده مقاومت بر آیند مانند کُشتن محمد آقا بیک و عربها و دوام دیوان و نایب حسین خان نراقی و آقای آقاعلی نراقی فرزند آقا میرزا محمد حسین مجتهد نراقی که بعد از کُشتن او کسان او درصدد بر آمدند و در طهران تظلم می کردند ولی ماشاءالله خان تا چند سال پول خون او را از رعایا می گرفت و با اولیا امور قسمت می کردند(وضع محکی است).
+ صفحه 319 در ارتباط با روزنامه شهاب ثاقب و نقش یک نراقی نوشته :

روزنامه شهاب ثاقب که به سرپرستی و مدیریت میرزا احمد مدیر نراقی در سال 1333 قمری( 102 سال قبل) منتشر می شد در رفع غائله اشرار کاشان نقش اساسی و بسیار موثری را انجام داد .
+ نویسنده کتاب در صفحات 324 و 325 و 326 پس از نابودی نایبیان کاشان و دوره جدید نوشته :
در سال 1312 فرماندار وظیفه شناس کاشان(اعتمادالدوله احمد صدری) با کوتاه کردن دست اخلاگران فرصت مناسبی جهت اصلاحات عمومی به دست آورد . مانند طرح نقشه اساسی شهر و احداث خیابان های پهلوی و صبا و پیشرفت های مهم فرهنگی به خصوص تعلیم و تربیت دختران که علی رغم تبلیغات مخالف با موفقیت پیشرفت نمود . نخستین آموزشگاه دختران کاشان به نام دبستان و دبیرستان دانش دوشیزگان از تاسیسات نویسنده این سطور(حسن نراقی فرزند میرزا محمد حسین) به سرپرستی و مدیریت بانو رخشنده گوهر نراقی( رخشنده گوهر مشیری فرزند میرسعیدخان مشیرالسلطان) همسرم از سال 1309 تا 1321 شمسی در شرایط بسیار دشوار و با تحمل زحمت و زیان های فراوان خدمات فرهنگی اثر بخشی را انجام داد .

img_2001.jpg

+ صفحه 326 نقش میرزا ابوالقاسم نراقی جهت جلوگیری از قحطی و مجاعه مردم کاشان نوشته : اما دیری نپایید که بر اثر پیش آمدهای جنگ جهانی دوم یکباره همه برنامه های عمرانی در سرتاسر کشور متوقف گردید . به خصوص پس از حوادث ناگهانی شهریور 1320 و مشکلات فراوان آن مانند کنترل شدید نیروهای اشغالگر بر مراکز غله خیز و وسایل نقلیه و راه های ارتباطی که کاشان را گرفتار تنگی و سختی آذوقه و کمبود خواربار ساخت . تا آنکه به وسیله چند تن افراد بلند همت شرکت خیریه خواربار که سرمایه آن از اعانه های ملی تامین گشته بود تشکیل یافته و با فراهم ساختن وسایل و وارد کردن خواربار و غله و توزیع آن بین مستمندان اقدامات موثری به عمل آمد . چنانچه از اهتمام و جدیت حاجی سید شکرالله بروجردی مدیر عامل آن شرکت و تلاش و کوشش میرزا ابوالقاسم نراقی نماینده کاشان در مجلس ملی خطر قحطی و مجاعه بر طرف گردید .

+ در صفحه 330 و پیشرفت های مختلف کاشان باز نام نراق و نراقی می درخشد : توسعه فرهنگ از راه آموزش و پرورش و ایجاد ساختمان های نوبنیاد فرهنگی در شهر و روستا ها و تاسیس دوره آموزش حرفه ای به وسیله هنرستان صنعتی محمد نراقی و مخصوصا با افتتاح هنرستان نساجی علی شهید نراقی که هو اکنون ساختمان مخصوصو و وسایل فنی آن آماده به کار گردیده آینده بس درخشانی را در فرهنگ و صنایع آن شهرستان می توان پیش بینی نمود .
+ در صفحه 332 نوشته : سال 1337 انجمن حفاظت آثار تاریخی کاشان و نطنز رسما تشکیل شد و احمد مدیر نراقی رئیس هیئت عامله انجمن انتخاب گردید . سال 1341 پس از درگذشت آقای احمد مدیر نراقی به جای او حاجی سید محمود لاجوردی به ریاست و مهندس عطاءالله نراقی به عضویت انجمن حفاظت آثار تاریخی کاشان انتخاب شدند . در بین سایر اعضای انجمن نیز نام مهدی نراقی وجود دارد .
+ صفحات 333 و 334 و 335 از میان 17 مورد فعالیت خیرخواهانه کاشاانی ها نقش نراقی ها در 5 ردیف در ارتباط با بنیانگذاران آثار و ابنیه کاشان در عصر پهلوی به چشم می خورد :
1- نخستین بنای نوبنیاد این دوره ساختمان دبیرستان پهلوی بود که اعتبار ساختمانی آن از محل عطایای ملوکانه بر حسب استدعای ابوالقاسم نراقی نماینده کاشان تامین گردید . و زمین آن نیز به اهتمام نگارنده( حسن نراقی فرزند میرزا محمد حسین) این سطور از طرف شرکت سهامی ریسندگی کاشان خریداری و اهدا شده است .
2- هنرستان صنعتی محمد نراقی : بنای آن را آقای محمد نراقی از دانشمندان نامی علوم ریاضی طبق نقشه مصوبه وزارت فرهنگ به منظور ایجاد هنرستان ساخته و به آموزش حرفه ای کاشان اهدا نموده است .
3- هنرستان نساجی علی شهید نراقی را نیز آقای محمد نراقی با تصویب وزارت فرهنگ ساخته و به اتمام رسیده است . همچنانکه ایشان مبلغی هم اختصاص به مرمت مدرسه آقا بزرگ(متعلق به خاندان نراقی ها) که از آثار تاریخی مهم کاشان است داده اند .

4- زایشگاه شیر خورشید سرخ در خیابان پنجه شاه بر حسب وصایای بانو منور فقیه نراقی و از اموال او ساخته شده است .
5- ساختمان نوبنیاد و موزه آثار تاریخی کاشان در باغ شاه فین از محل اعانه های جمع آوری شده به اهتمام شادروان احمد مدیر نراقی رئیس انجمن حفاضت آثار تاریخی کاشان انجام گرفته است .

img_2073.jpg

احمد مدیر نراقی مبلغ یک میلیون ریال از دارایی خود را نیز جهت تعمیرات اساسی مسجد آقای بزرگ اختصاص داده است .
همچنین نگارنده این سطور( حسن نراقی فرزند میرزا محمد حسین) نیز قسمتی از تعمیرات ضروری مدرسه آقای بزرگ و آب مدرسه را با نصب الکتروپمپ و لوله کشی از چاه تامین نموده ام .
+ صفحه 337 نقش نراقی ها در نمایندگی مردم کاشان در دوره های قانونگذاری مجلس شورای ملی . از دوره اول به سال 1324 قمری تا پس از سال 1340 بیست و یک دوره نوشته شده که شش دوره آن نراقی ها موفق بوده اند :
1- بهمن 1302 میرزا احمد مدیر نراقی و میرزا سید حسن کاشانی
اعتبارنامه احمد مدیر نراقی مورد کشمکش اکثریت و اقلیت مجلس قرار گرفته و به تصویب نرسید .
2- شهریور 1316 میرزا ابوالقاسم نراقی و سلیم ایزدی
3- آبان 1318 ابوالقاسم نراقی و سلیم ایزدی
4- آبان 1320 ابوالقاسم نراقی و سید یعقوب شیرازی(انوار)
5- اسفند 1322 ابوالقاسم نراقی و احمد اخوان
6- تیر 1326 عباس نراقی فرزند علی و احمد اخوان

 

 وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعــت15:35 تــوسط |
در نم خانه های نراق چگونه نخود به نخودچی تبدیل می شد

 

در نم خانه های نراق چگونه نخود به نخودچی تبدیل می شد

65 سال قبل در سنه 1330 شمسی 7 ساله بودم که مادرم مرحومه نصرت مداحی مرا به آقامیر موسوی فرزند سید صادق معرفی نمود تا در بازار شمس السلطنه داخل مغازه ایشان کارگری کنم .

 img_3229.jpg

 این مغازه کوچک در چارسوی بازار و مقابل درب ورودی مغازه حلواپزی آقای ماشاءالله عضایی واقع بود . بازار نراق شور و اشتیاقی داشت و همه مغازه ها باز و به کسب و کار حلال مشغول و صاحبان آن به همدیگر احترام ویژه ای قایل بودند .

img_3236.jpg

داخل مغازه دیگ مسی بزرگی بود که به آن تیون می گفتند و بعدها به پاتیل مشهور گشت . داخل تیون چندین کیلوگرم ماسه بادی بود که مخصوص بودادن نخود و ذرت و ... بود . زیر تیون با هیزم و هیمه داغ می شد و گرمای نسبتا زیادی تولید می کرد .

img_3665.jpg

نمایی از نم خانه های قدیمی شهر نراق

90 % زنان نراق ذرت و علی الخصوص نخود های خانگی و محلی خودشان را به مرد متدین آقامیر موسوی می دادند تا برایشان بو دهد . آقامیر یک طناب به من می بست و من را داخل نم خانه می فرستاد .

mi8i9khm.jpg

   مرحوم ماشاالله عضایی

نم خانه از کف مغازه چاله ای به عمق یک تا یک متر و نیم بود و پایین آن به طرفین نیز حفره یا دهلیزی داشت که کیسه های رنگ با رنگ در مدل های مختلف نخودهای مردم چیده می شد . فضای نم خانه تاریک و ترسناک بود فلذا آقامیر یک چراغ موشی (پی سوز یا بادی) دستم می داد تا در جاهای خالی کیسه های نخود را جایگزین نمایم .

img_3258.jpg

سه یا چهار روز کیسه های مردم در رطوبت نم خانه می ماند تا به اصطلاح به خود نم بگیرد . بعد نخودها را به بالا انتقال می دادیم و داخل پاتیل با حرارت بو داده می شد . سپس با وسیله غربیل کوچک نخودچی از ماسه های بادی جدا می گردید .

url.jpg

مرحوم بشیر شفیعی

چند روز بعد مشتری ها می آمدند و به آقامیر می گفتند آقا سید نخودهای من آماده شد ؟
سید کیسه را روی ترازو وزن کرده و مثلا به نرگس خانم نصیری می گفت زن آقا ماشاءالله نخودهای شما نیم مَن و یک چارک گرم است و 30 شاهی بده .

و یا به خانم فاطمه سلطان کریمی(سیاره) می گفت وزن کیسه شما یک مَن و صد دِرَم است و یک قرون (10 تا ده شاهی) بده .

img_3294.jpg

       مرحوم شیخ محمد جعفری
از نمونه های این شغل شریف که یک نوع خدمت صادقانه به مردم بود در مغازه های دیگر بازار از جمله مغازه آقایان شیخ شکرالله(شکری) جعفری و برادرش شیخ غلام فرزندان احمد - بشیر شفیعی فرزند علی – مرحوم محمد جعفری فرزند صادق و... نیز وجود داشت .

 از خشکبارهای نیم قرن قبل در نراق نخودچی ؛ ذرت ؛ تخمه هندوانه ؛ تنده ؛ و کشمش تنقلات غاطبه مردم غنی این دیار را تشکیل می داد .
نوروز باستانی در اکثر منازل این اقلام به اضافه جوزغند یافت می شد که در کمال صفا و صمیمیت مورد استفاده قرار می گرفت .

1 (15).jpgمرحوم سید محمد موسوی فرزند آقامیر

قبل از غروب یکی از روزها که آقامیر موسوی قصد رفتن به مسجد جهت اقامه فریضه نماز جماعت مغرب و عشا را داشت در دَخلَش متوجه شد ده شاهی اضافی است و رو کرد به من و گفت بچه جان حسین ؛ این ده شاهی را لای دَرز آجر مغازه گذاشتم هر وقت صنعت خانم ترابی زن نعمت اوستا از این جا رد شد بهش برگردان تا مدیونش نباشم .

                                                                           img_3265.jpg

حاج حسین قنایی فرزند میرزا اهل شهر نراق 19/6/1393

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعــت8:29 تــوسط |
شهید جمشید سامری در جمع یاوران امام خمینی بود

 

شهید جمشید سامری در جمع یاوران امام خمینی بود

جمشید سامری فرزند حسین تاریخ 20 خرداد 1327 بدنیا آمد. در سايه پدر و مادري فرزانه تربيت يافت و در هفتمين پائيز زندگي به مدرسه رفت . شوق آموختن علم باعث شد بعد از اخذ مدرک ديپلم تحصيلاتش را در دانشگاه ادامه دهد .

sameri11.jpg

شهید جمشید سامری

ایشان در کارخانه کشتي سازي مشغول به کار شد. انقلاب اسلامی و حادثه عظيم تحول يکپارچه ايران او را نيز به اين موج خروشان کشاند تا آنجا که به ياري رهبر کبیر نهضت حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) شتافت.

 img_3655.jpg

سال چهارم دانشگاه و دو هفته از پیروزی شکوهمند مردم بر علیه رژیم منحوس محمد رضا شاه پهلوی گذشته بود که تاريخ 7/12/1357 در سن 30 سالگی در ميدان ونک تهران داخل ماشین فیات شخصی اش به شهادت رسيد.

پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه در قطعه 21 ردیف 40 شماره 4 بهشت زهرا (س) تهران خاکسپاری گردید .

23430.jpg

خانم خدیجه ونکی فرزند حسن متولد 1333 ساکن تهران همسر جمشید و تنها فرزندشان به نام سارا سامری متولد 22 مرداد 1357 در کشور کانادا به سر می برد .


کتاب یادنامه صفحه 916 در خصوص زندگینامه جمشید سامری توضیحاتی ارائه نموده است . روی سنگ قبر شهید نوشته :

بسم رب الشهداوالصدیقین
شهید جمشید سامری فرزند حسین ولادت 1327 شهادت 8/12/1357
ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد
بیا بابا تماشاکن که فرزندت شده داماد
به حجله سپردم شادان ولی زخمی بتن دارم
به جای رخت دامادی لباس خون بتن دارم

===-===

آقای حسین سامری فرزند حبیب الله سال 1296 در روستای شهابیه از توابع خمین استان مرکزی متولد و در طول زندگی دو همسر انتخاب نمود . همسر اولش خانم سکینه لطفی اهل روستای خوگان از توابع شهابیه خمین و فرزندان آنان جمشید ، مجید ، پروین و بتول می باشند .

img_3656.jpg

                        مرحوم حسین سامری
جمشید سامری تاریخ 7/12/1357 شهید و در قطعه 21 ردیف 40 شماره 4 خاکسپاری گردید
پروین سامری تاریخ 19/12/1380 فوت و در قطعه 226 ردیف 13 شماره 49 دفن گردید .
مجید سامری تاریخ 4/4/1382 فوت و در قطعه 227 ردیف 119 شماره 40 دفن شده است .
بتول سامری

خانم سکینه لطفی که همراه با همسرش در شهر نراق نیز تردد داشت احتمالا تاریخ 27/2/1358 فوت و احتمالا در قطعه 22 ردیف 8 شماره 47 بهشت زهرا(س) تهران به خاک سپرده شد .
img_3661.jpg

همسر دومش خانم شهربانو میرمحمدی فرزند حسین سال 1311 در روستای قیدو از توابع شهرستان خمین استان مرکزی به دنیا آمد . دو شهید از هفت شهید روستای قیدو به اسامی داود میرمحمدی فرزند علی و ابراهیم میرمحمدی فرزند محمدعلی از اقوام خانم شهربانو هستند . 

img_3662.jpg

                                                                                                              سعید سامری
حاصل ازدواج خانم میرمحمدی و آقای سامری چهار فرزند به اسامی زینت ، حمید ، افسرالملوک و سعید سامری می باشند .
این زوج کمی قبل از انقلاب اسلامی در شهر نراق سکونت یافته و زندگی آرام و بی دغدغه ای را در خانه باغی که از حاج حسن رزاقی خریداری کردند ادامه دادند . اهالی هم احترام ویژه ای برای آنان قایل بودند .

img_3658.jpg
آقای سامری با اینکه پدر شهید محسوب می شد ولی کمتر کسی شنید که او فخری بفروشد .

ایشان که یک مرد ساکت و زحمتکش بود تاریخ 22/12/1369 فوت و امت با عزت و احترام وی را در وادی السلام نراق به خاک سپردند .همسرش خانم شهربانو میرمحمدی نیز تاریخ 23 شهریور 1393 فوت و در قبرستان نراق خاکسپاری گردید .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعــت17:0 تــوسط |
زمانی ایران روی دوش اسدالله محمدی ها بود

 

زمانی ایران روی دوش اسدالله محمدی ها بود

مردی که روزی شانه های ستبرش ایران را به دوش می کشید اکنون بعد از دفاع مقدس نیاز به کمک تیم پزشکی دارد . سرفه هایی که انگار شکم را پاره پاره می کند و جگر را بیرون می ریزد .

2423765492975213971.jpg

جانباز شیمیایی حاج اسدالله محمدی

تحمل این رنج ها برای این است که چند صباح قبل خاک میهن اسلامی را به دشمن ندهد .

اسدالله ها علاقه دارند وقتی معلم جغرافیا برای دختران و پسران دانش آموز نقشه ایران را ترسیم و توضیح می دهد با قدرت و حشمت بگوید از سال 1359 الی 1367 رژیم بعث عراق با کمک کشورهای قدرتمند جهان تصمیم داشتند ایران را تصاحب و اجازه ندهند نام امام خمینی(ره) و سربازانش درخشش داشته باشد ؛ لیکن دلاور مردانی ایستادگی کردند تا خصم دون از تجاوز پشیمان شود .

97132296995784188166.jpg

اسدالله محمدی ها علاقه دارند معلم تاریخ به دانش آموزان بگوید بر خلاف تاریخ کهن ایران جوانانی بودند که برای حفظ دین و مملکت به دشمن متجاوز تاختند و شیمیایی شدند . خس خس گلویشان و سرفه های ممتد آنان شب روز خود و خانواده را گرفته و تحمل درد می کنند تا ایران سربلند باقی بماند .

.jpg
رزمنده دفاع مقدس و جانباز 70 % جنگ تحمیلی حاج اسدالله محمدی سه شنبه 25 شهریور 1393 برای سومین بار از فرودگاه امام خمینی به آلمان اعزام گردید تا مداوایش ادامه یابد .

15-2_44464_.jpg

ایشان اهل روستای مهدی آباد از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی است که طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان به شدت مجروح شیمیایی شد و تا کنون این عارضه همراه وی به یادگار باقی مانده است .

                                                                          71350672824088490926.jpg

برادرش حاج غلامرضا محمدی از شهدای نامی نبرد حق علیه باطل می باشد .به نظر می رسد در استان مرکزی کسی آسیب پذیر تر از ایشان در بعد مجروحیت شیمیایی وجود نداشته باشد .

8786832671382109753.jpg

دوست داشتیم سوم مهر 1393 در ششمین مراسم خاطره گویی رزمندگان شهر نراق به مناسبت هفته دفاع مقدس از خاطرات تلخ و شیرین روزهای فتوت مردی اش سخن بگوید که مشکلات نای و تنفسی این فرصت را از ما گرفت .

38802723232507802074.jpg

حاج اسدالله محمدی ضمن خداحافظی اعلام نمود سلام من را به همه افرادی که می شناسند برسان و دعا کنند .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق25/6/1393

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعــت16:11 تــوسط |
استحصال کتیرا از گیاه گوَن در بیابان های شهر نراق

 

استحصال کتیرا از گیاه گوَن در بیابان های شهر نراق

شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی یکی از مراکز مهم خواستگاه رویش گیاه گوَن و بهره برداری کتیرا از بیابان های طبیعی و 40 مزرعه ی آن به شمار می رفت .

 10378063_1459666890939393_4452496582035850718_n.jpg

 کاربرد کتیرا را بیشتر از پنج هزار سال تخمین می زنند .بر اساس سندی که پیش رو می باشد سالانه افرادی از نقاط ایران از جمله استان اصفهان و لرستان به شهر کهن و تاریخی نراق آمده و طی قرار دادی با معتمدین و مالکین شروع به استحصال کتیرا می نمودند که اصطلاحا به آن کتیرا زنی می گفتند.

                           katiraaaaaa.jpg   a02617302854102a.jpg

کتیرا محصول اصلی نوعی گیاه به نام گوَن است . کتیرا عبارت است از ترشحات صمغی خشک شده حاصل از گیاه آستراگالوس گومی فرا که آن را تحت عنوان گوم تراگاکانت یا گوَن می شناسند .

7150623573427087594.jpg

آن روز که از مواد پاک کننده امروزی خبری نبود، سدر و کتیرا، در حیات بهداشتی جامعه، نقش عمده‌ای داشتند. در طب گذشته کتیرا جهت مداوای سرفه، برطرف کردن گرفتگی و خشونت صدا توصیه شده است.افزون بر آن مالیدن آن بر روی مو مانع شقه شدن آن می‌دانستند . کتیرا کمی ملین و مسهل نیز هست .

n00069648-b.jpg

از کتیرا در فرآورده های سرماخوردگی به عنوان نرم کننده و ضدسرفه استفاده می شود .
استفاده ی دیگر آن در کنترل اسهال است؛ چون می تواند مقدار زیادی آب را جذب کند و از خروج آن از بدن جلوگیری کند .هم چنین برای افزایش وزن مدفوع و کنترل حداقل زمان توقف مواد در سیستم روده ای – معده ای مورد استفاده قرار می گیرد .

                                                      10322742_649509838431078_1764645161790272342_n.jpg

گزارش هایی مبنی بر جلوگیری از رشد سلول های سرطانی در داخل و خارج از بدن توسط کتیرا، وجود دارد . استفاده ی دیگر از آن به علت خاصیت چسبندگی کتیرا در محصولات چسب دندان می باشد .

کتیرا به عنوان یک ماده ی مطمئن، در آمریکا در محصولات غذایی مصرف می شود. هم چنین به عنوان پر کننده قرص ها، امولسیون ها و سوسپانسیون ها در سطح صنعتی دارای استفاده ی فراوانی است .

n00071161-b.jpg

شروع بهره برداری معمولاً از اواخر فصل بهار و شصت روز تا اوایل شهریور ماه ادامه دارد. بهره برداران ابتدا اطراف ساقه گوَن را خالی می‌کنند و سپس با تیغ‌های مخصوصی برش موازی با ساقه ایجاد می‌کنند.

 

شیرگون (کتیرا) پس از چند روز به مرور بر اثر برشی که به ساقه وارد شده به بیرون تراوش می‌کند و شیره در معرض نور آفتاب، آب خود را از دست می‌دهد و سفت می‌شود.

 url.jpg

 بهره برداران بیست روز پس از برش به جمع آوری کتیرا می‌پردازند و این عمل را مجدداً تکرار می‌کنند. کتیرا 10 تا 15 درصد آب، 3 تا 4 درصد مواد معدنی و 3 درصد نشاسته دارد .در حال حاضر در بازار ایران هر کیلو گرم کتیرا 2800000 ریال معادل دویست و هشتاد هزار تومان قیمت دارد .


===-===


توضیحات سلحشوران شهر نراق

نیم قرن پیش اعتماد مردم به معتمدین و نمایندگان خود در اوج قرار داشته و نظم و انضباط خاصی حکفرما بوده است . زمان کتیرا زنی در نراق چند نفر از معتمدین به طور قربه الی الله کار همه مالکین و خرده مالکین را انجام می دادند . در نوشتن قرارداد 40 مزرعه با کتیرا زنان نظم و انضباط خاصی وجود داشته و نقطه و مکانی از قلم نیافتاده است . 

1510769_1422487064704331_2009840341541932598_n.jpg

هماهنگی و توزیع مبلغ دریافتی بین شرکا در یک مزرعه آنقدر با دقت و حلال وار تقسیم می شده که انگار مثقال جنس نیز مد نظر قرار داشته است .
نویسنده قرارداد با کتیرا زنان اهل اصفهان مرحوم سید محمود غفاری فرزند سید جعفر(1292 – 1364) بوده که با مساعدت نمایندگان دیگر به اسامی :

احمد قطبی فرزند نصرالله(1276 – 1368) – رحمت الله قجری فرزند غلامحسین(1298 – 1388) – امرالله عزیزی فرزندخیرالله(. - .) – علی قاسمی فرزند عبدالرحیم خدمتگزار خلق بوده اند . دو نفر به اسامی احمد احمدی فرزند محمد حسین(1288 – 1367) و سلطانعلی کاظمی فرزند عباس(. - .) نظارت بر حسن انجام کار داشته اند .

 13.jpg

رعایت حقوق حقه مردم بر اساس آموزه های دینی در تمام شئونات این قرارداد که آقای غفاری تنظیم کرده به چشم میخورد . درآمد قسمتی از سود حاصله برای فعالیت عام المنفعه از جمله لوله کشی آب ؛ سیمان کردن مسیر جوی آب برای جلوگیری از هدر رفتن آب ؛ کاشی کاری بقعه شاه سلیمان و غیره مد نظر قاطبه مردم بوده است .

اعتماد بین مردم آنقدر زیاد بود که پول حاصله از محصول کتیرا در اختیار حاج سید محمود غفاری بود و ریالی از آن حیف و میل نمی شد .


اسناد 50 ساله استحصال کتیرا از گیاه گوَن در شهر نراق

بسم الله الرحمن ارحیم

نظر به اینکه بعضی مخارجات محلی جهت عمران و آبادی قصبه نراق با توجه به خشکسالی و کم آبی مورد لزوم فوری می باشد و از طرفی لوله کشی یا احداث جوی سیمانی مسیر آب علیا و سفلای نراق از مبدا الی مقصد برای رفع کم آبی در درجه اول قرار دارد ؛ لذا اکثریت خرده مالکین قصبه نراق و مزارع مربوطه هر یک نسبت به سهم خود بهره برداری از منافع کتیرای صحاری متعلق به نراق و مزارع مربوطه را در سال هزار و سیصد و چهل و چهار(1344 شمسی یعنی نیم قرن قبل) که طبق پرونده ثبتی و حدود مشخصه آن به موجب ماده 10 قانون ثبت اسناد به ثبت رسیده است به آقای سید عبدالله میرعلایی دارای شناسنامه شماره 622 صادره از میرآباد اصفهان ساکن میرآباد به مبلغ یکصد و نود هزار ریال(نوزده هزار تومان) وجه نقد واگذار می نمایند .

 15.jpg

 بنابراین خریدار متعهد می باشد به محض تنظیم قباله و قبل از ورود به صحرا مبلغ 190000 ریال را نقدا پرداخت نماید .
چون طبق مقررات قبلی و رسوم محلی دو سهم از مبلغ کل متعلق به آب علیا و سفلی می باشد و یک سهم متعلق به مزارع توابع نراق با در نظر گرفتن اینکه در سال جاری کلیه مزارع دچار بی آبی می باشد و زارعین آن که اغلب مالک هم می باشند دچار فقر و مسکنت گردیده قرار شد مبلغ شصت هزار ریال که متعلق به مزارع تابعه نراق می باشد طبق سوابق موجود و صورت ریز تنظیمی سال قبل در کمال عدالت بین مالکین مزارع (به منظور تنقیه قنوات" بیرون آوردن گل ولای از مجاری قنات" مربوطه خود) که شخصا آنجام خواهند داد تقسیم گردید .

14-14.jpg

مبلغ سهمیه آب بالا طبق تصمیم متخذه باید منحصرا به مصرف جوی سیمانی یا لوله کشی آب علیا و سفلا از ابتدا تا انتها برسد . لذا اکثریت خورده مالکین پنج نفر به شرح ذیر :

1- آقای محمود غفاری 2- احمد قطبی 3- حاج رحمت الله قجری 4- آقای امرالله عزیزی 5- آقای علی قاسمی

تعیین می گردند که با نظارت دو نفر ناظر آقای احمد احمدی و آقای سلطانعلی کاظمی پس از اینکه مالکین آب علیا و سفلا قباله فروش منافع کتیرا را امضاء نمودند هر یک نسبت به سهم خود از قرار هر سراجه هفتاد ریال دریافت و عینا تحویل معتمدین نامبرده نموده رسید دریافت دارند .
14.jpg
معتمدین مربوطه باید پس از دریافت کلیه وجوه نسبت به انجام و متصرفات امر لوله کشی یا احداث جوی اقدام نماید . بقیه چهار هزار ریال مازاد سیزده هزار ریال باید به مصرف کاشی شاه سلیمان واقع در قصبه نراق منظور شود که طبق نظر معتمدین نامبرده به مصرف برسد .

توضیح اینکه مبلغ شصت هزار ریال سهم مزارع را نقدا تحویل آقای محمود غفاری بنمایند که با نظارت دو نفر از مالکین مزارع طبق صورت ریز قبلی در اختیار صاحبان مزارع گذاشته شود که شخصا به لای روبی قنوات خود اقدام نمایند .


7-7.jpg
خریدار فوق با تمام شرایط متن توافق نمود و مدت اعتبار برای بهره برداری از منافع کتیرا تا آخر شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و چهار خواهد بود . این قرارداد در چهار نسخه تنظیم گردید که یک نسخه آن تسلیم خریدار و نسخه دیگر به آقایان معتمدین مذکور داده شد و دو نسخه اضافی با صورت ریز مالکین آب علیا و سفلا و صورت ریز تقسیم سهمیه مزارع در شهرداری سپرده می شود که نگهداری و همیشه در دسترس باشد .

به تاریخ دوم خرداد ماه سال هزار و سیصد و چهل و چهار خورشیدی(2/3/1344)

===-===


چون درآمد وجه بهره برداری از فروش کتیرا منحصرا به نفع امور عمرانی عامه ساکنین و مالکین جزء نراق و مزارع مصرف می شود در صورت موافقت اکثریت مالکین نسبت به سهم خود امضا داریم :

9-9.jpg


احمد امینیان – تقی رئوفی – عبدالقدیر محمدی از طرف دکتر حسینعلی صفایی – احمد احمدی – نظرعلی رضایی – محمد طالبی از طرف عامری به سهم خود – علی قاسمی از طرف علی معصومی – محمد رئوفی – رضا عابدینی - علی حمیدی - سید محمود غفاری نسبت به سهم آقای حسین دستمالچی – سلطانعلی حیدری – سلیمان قجری – استاد یوسف رضایی – احمد قاسمی - سید مهدی موسوی – علی حیدری – سلطانعلی قجری – رحمت الله قجری – قاسم ایزدی – حاجی خیرالله(عزیزی) – حاج غلامرضا(قاسمی) – حسن یوسفی از طرف حاج غلام قاسمی – حبیب الله قجری – سلطانعلی کاظمی – حاج رضا آعلی از طرف خود و ورثه مرحوم محمد رضا خان – سید عباس موسوی – رمضان نوروزی – محمد جعفری – از طرف نعمت الله محمدی و علی محمدی و نصرالله فروغی – حاج محمد رجبی – علیرضا جعفری – اسماعیل صالحی – از طرف سرهنگ ابوالحسنی – علی اکبر رزاقی – عبدالکریم جعفری نسبت به سهم آب بالا و مزارع – عباس قجری - حسن مهدوی از طرف خودم و پدرم و اخوی حاج عباس و عیال حاج اسدالله یوسفی – سلطانعلی پنبه زن – مزارع احمد آباد و عباس آباد – استاد محمد اوضایی – نادعلی حیدری از طرف میرزا عبدالحسین مهدوی و عزیزالله خان – محمد رضایی – یوسف غفاری – غلامحسین رحمانی – علیرضا ابراهیمی – از طرف عباس شاه حمزه – از طرف حاج علی غفاری و ورثه حاج غلامرضا و سلطانعلی کاظمی و حاج رضا آعلی – حاج حسن انصاری

2.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه پاسنجده نراق شصت ریال هر دانک یکصد ریال

سید حسن سید جلال حسینی یکدانک 150 ریال
--------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شازده بالا نراق هر دانگ 4650 ریال

مشهدی حسن رزاقی پنج سهم 140 ریال
علی اصغر رزاقی 9 سهم 260 ریال
-------------------------------------------------------

9.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه اوفرزی نراق هر دانگ سال 1344

استاد حسن شریفی ششدانک 50 ریال
-------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شازده پایین نراق هر دانگ 200 ریال


عباس حاج ابوالقاسم ششدانک 200 ریال نصرالله یوسفی دریافت نمود

-------------------------------------------

04_0002.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه زین الدین(زعین)هر دانگ 146 ریال جمعا یکصد تومان

مشهدی علی آقا و مشهدی حسن کریمی یک دانک 146 ریال
حاج غلامرضا قاسمی نیم دانک
ولدان کربلایی یوسف نیم دانک 83 ریال
مشهدی حسن رزاقی دو دانک و سه ربع ریال
شهباز خسروی ربع دانک
عباس حاجی ابوالقاسم یک دانکی 146 ریال
--------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه نصرت آباد نراق هر دانگ 200 ریال

اسدالله احمد خان ابوالحسنی یک دانک و نیم 300 ریال
رضا خان امینیان دو دانک و ربع 450 ریال
احمد خان امینیان دو دانک و ربع 450 ریال
-------------------------------------------------

6-6.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه منظریه نراق هر دانگ 250 ریال سال 1344

مشهدی مصطفی قجری یک دانک 250 ریال
مشهدی قاسم (طهماسبی) دو دانک 500 ریال
کربلایی حسین لطفعلی یک دانک و نیم 375 ریال
محمد شاه حمزه ای و پسر کربلایی حسین یک دانک و نیم 375 ریال
---------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه حسین آباد قاشمیان نراق هر دانگ 300 ریال

حسین عبدالله رحیمی شش دانک 300 ریال
-------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه چاله کوشکه نراق هر دانگ 200 ریال

حاج محمود رزاقی یک دانک 200 ریال
حاج علی غفاری پنج دانک 1000 ریال
------------------------------------------------------------------

6.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شریف آباد نراق 200 ریال

سید قاسم بابایی شش دانک 200 ریال
----------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه یوسف آباد نراق 420 ریال

آمنصور رضی شش دانک 420 ریال
------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه صادق آباد نراق 1200 ریال

حاج رضا آعلی یک دانک 200 ریال
روح الله میرشکاری یک دانک و نیم 300 ریال
محمودخان صدقی سه دانک و نیم 700 ریال
----------------------------------------------------------------- 

5-5.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه رضاییه نراق 1500 ریال سال 1344

آقای علی اشرف خان توکلی سه دانک 750 ریال به وسیله حسین خان یوسفی پرداخت شد
ابراهیم خداداد پنبه زن یک دانک 250 ریال
مشهدی عباس شاه حمزه ای یک دانک 250 ریال
-------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه گنداب نراق نهصد ریال(90 تومان)

آقای عبدالکریم جعفری و اخوی سه دانک و ربع 48750 ریال
حسین ماه بانو(جعفری) یک دانک و ربع 18750 ریال
رضا کمره یک دانک و نیم 225 ریال
-----------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کُدار نراق جمعا 400 ریال

اسماعیل رجبی فرزند عبدالله سه دانک 200 ریال
حاج احمد خان امینیان دو دانک 133 ریال
-----------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کریم آباد نراق سال 1344

آقای عبدالکریم جعفری شش دانک 600 ریال
-------------------------------------------------------------

7.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا مزرعه بیدشک پایین نراق 26 طاق هر طاق 34 ریال

کمال عابدینی سه طاق و سه ربع 127 ریال
عبدالکریم جعفری یک طاق 34 ریال
رضا حسینی دو طاق و سه ربع 93 ریال
زوجه آقا محمد عبدالکریم سه ربع به وسیله پسرش علی پرداخت شد
فتحعلی کمره ای سه طاق و نیم 119 ریال
آ منصور قاسمی 2 طاق
میرزا عبدالحسین فروغی چهار طاق و نیم 153 ریال به وسیله میرزا غلامحسین پرداخت شد
میرزا محمود فروغی هفت طاق و ربع 246 ریال
------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه لانه نراق 720 ریال سال 1344

آقای رضا حسینی یک ربع 30 ریال
فتحعلی کمره ای یک دانک و نیم 180 ریال
حاج اسماعیل عباسی یک دانک 120 ریال
رمضان جعفر قلی کمره ای نیم دانک 60 ریال
آمنصور قاسمی دو دانک
سلطانعلی ماه جهان نیم دانک
-----------------------------------------------------------------------

3.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه بهشت آباد نراق در 20 طاق هر طاق 40 ریال

آسید کاظم باشی نه و نیم طاق 380 ریال
علی اکبر رزاقی چهار طاق 160 ریال
سید حسین نقیبیان(سید عباس) سه طاق 120 ریال
مشهدی حسین ولدان سه طاق و نیم 140 ریال
------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه آقا نراق 9000 ریال هر دانگ 1500 ریال

آقای غلامحسین خان نراقی سه دانک 4500 ریال
حاج احمدخان امینیان سه دانک و .. 4310 ریال
آقای حسینعلی خان صفایی دو ...
--------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه عباس آباد نراق چهارصد ریال سال 1344

آقای غلامحسین خان نراقی شش دانک 400 ریال
-------------------------------------------------------------------

5.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه احمد آباد نراق دویست و هفتاد تومان

آقای غلامحسین خان نراقی شش دانک 2700 ریال
----------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه بیدشگ بالا نراق در 28 طاق هر طاق 107 ریال

عبدالرحمن رضایی پنج طاق و سه ربع 720 ریال
عبدالرحمن رضایی از موقوفه یک طاق
آحبیب الله فروغی به وسیله سلطانعلی حیدری پنج طاق 1070 ریال
آفتح الله فروغی به وسیله سلطانعلی حیدری
حسین فروغی دو و نیم طاق 26750 ریال
آمیرزا محمود فروغی هشت طاق و سه ربع 936 ریال
----------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کندقه نراق 26 طاق از قرار هر طاق 176 ریال

سلطانعلی حیدری بابت آحبیب الله فروغی شش طاق 1056 ریال
آقای غلامرضا(احتمالا حبیبی) سه طاق 528 ریال
ورثه محمود آقا معتقدی دو طاق و نیم 440 ریال(محمود معتقدی بهایی بود)
حاج عبدالکریم احمدی چهار طاق و نیم 792 ریال
آقای حسین خان یوسفی پنج طاق 880 ریال
آقای میرزا ابوالقاسم خان نراقی یک طاق 176 ریال
غلامرضا حسینی و عباس رمضانی دو طاق 352 ریال
ولدان اسدالله معتقدی دو طاق 352 ریال به وسیله شکرالله یزدانی پرداخت گردید
------------------------------------------------------------------------------------

11-11.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه گلیجه پایین نراق شش دانگ 200 ریال

حسین قجری و نعمت الله سه دانک 100 ریال
آقا حسین آقا محمد ایزدی سه دانگ 100 ریال
---------------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کالدر بالا نراق از قرار هر دانگی 50 ریال

آقای استاد شکرالله ترابی سه دانک و نیم 175 ریال
رمضان محترم(نوروزی) دو دانک و نیم 125 ریال به وسیله علیمحمد چارپاداران دریافت شد
------------------------------------------------------------------------------

11.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کالدر پایین نراق سیصد ریال

آقای سید محمد موسوی سه دانک 150 ریال
آقای حاج غلامرضا رحمانی سه دانک 150 ریال
----------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه لطف آباد نراق ششدانک هر دانک 57 ریال

حسینعلی لطفی دو دانک 114 ریال
---------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه پودنا نراق 350 ریال سال 1344

آقای غلامحسین خان نراقی دو دانگ 700 ریال
ولدان کربلایی یوسف 1050 ریال
------------------------------------------------------------------

1.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه دره بالیجان نراق هر دانگ 133 ریال

آقای غلامحسین خان نراقی یک دانک و سه ربع 224 ریال
حاج محمود رزاقی یک دانک 133 ریال
مشهدی حسین رزاقی دو دانک 266 ریال
مشهدی حسن رزاقی یک دانک و ربع 166 ریال
----------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه قاشمیان نراق از قرار هر دانگ 500 ریال

آقای حاج محمد رجبی سه دانک و نیم 1750 ریال
حاجی رضا رمضانی یک دانک و نیم 750 ریال
حسین عبدالله رجبی یک دانک 500 ریال
------------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه خندان آباد بالا نراق هر دانگ 330 ریال

آقای حاج محمد رجبی دو دانک 660 ریال
حاجی رضا رمضانی چهار دانک 1320 ریال
-------------------------------------------------------------------------------

10.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه خندان آباد پایین نراق هر دانگ 165 ریال

حسین قجری دو دانک 330 ریال
آقای حاجی رضا رمضانی چهار دانک 660 ریال
---------------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شورکان نراق هر دانگی 50 ریال

حسین قجری یک دانک و نیم 75 ریال
عبدالرحمن قجری سه دانک 150 ریال
علی قجری یک دانک ونیم 75 ریال
----------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه حسین آباد نراق 24 طاق هر طاق 50 ریال

1- آقای غلامحسین مهدوی توسط حسن مهدوی دو طاق 100 ریال
2- حاج محمود رزاقی نیم طاق 25 ریال
3- هدایت الله محمدی نیم طاق 25 ریال
4- آقای نعمت الله تیموری یک طاق 50 ریال توسط امرالله تیموری
5- آقای محمد رضایی نیم طاق 25 ریال
6- آقای سلطانعلی کاظمی از آقای یوسف ... و احمد رضایی دو طاق و نیم
7- آقای اسماعیل صالحی نیم طاق 25 ریال
8- سید مصطفی موسوی دو طاق 100 ریال
9- سید قاسم بابایی یک طاق 50 ریال
10- علیرضا قجری یک طاق 50 ریال
11- حاج علی غفاری دو طاق 100 ریال
12- ورثه آقای علی رضایی نیم طاق 25 ریال
13- حسین شکرالله خسروی دو طاق و نیم 125 ریال
14- مهدی حسن رزاقی از طرف طبیب زاده یک طاق 50 ریال
15- نظرعلی رضایی یک طاق 50 ریال
16- حاج آقا هادی اردهالی یک طاق 50 ریال
-------------------------------------------------------------------

12.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه روکیه نراق از قرار هر سراچه یک ریال سال 1344

1- عبدالکریم صفری وافری 165 سراچه 165 ریال
2- آقای حاجی غلامرضا رحمانی 5/108 سراچه 50/108 ریال توسط علیمحمد چارپاداران
3- شاطر عبدالله نوروزی 50/51 سراچه 50/51 ریال
4- شیخ عباس جعفری 16 سراچه 16 ریال
5- استاد محمد اوضایی 43 سراچه 43 ریال
6- حبیب الله خان یوسفی 68 سراچه 68 ریال توسط استاد محمد اوضایی پرداخت شد
7- حاج محمود رزاقی 78 سراچه 78 ریال
8- ورثه مرحوم آقا محمد فاضلی چهار طاق 300 ریال حسن مهدوی پرداخت شد
9- محمد رضا رزاقی 30 سراچه 30 ریال
10- سید مهدی و صدیف شجاع 162 سراچه 162 ریال
11- سید قاسم بابایی و میرزاعلی 33 سراچه 33 ریال
12- ... زوجه تقی جمال 55 سراچه 55 ریال
13- حاج رضا آعلی 85 سراچه 85 ریال
14- زوجه شکرالله آقا حسین 18 سراچه 18 ریال
15- اسدالله خان یوسفی 68 سراچه 68 ریال به وسیله استاد محمد اوضایی پرداخت شد
16- سید ماشاءالله موسوی 58 سراچه 58 ریال
17- عیال آقا علی یوسفی 75 سراچه 75 ریال
18- رمضان شاطری 10 سراچه 10 ریال
19- مشهدی حسین رزاقی 5 سراچه 5 ریال
20- مشهدی حسن رزاقی 36 سراچه 36 ریال
21- سید عباس نقیبیان 70 سراجه 75 ریال به وسیله سید خلیل نقیبیان پرداخت شد
22- استاد رحمن شریفی 14 سراچه 14 ریال
23- علی اصغر رزاقی 37 سراچه 37 ریال
24- سید رضا بابایی 50/61 سراچه 50/61 ریال
25- محمد علی توکلی 40 سراچه 40 ریال
26- ورثه استاد علی استاد قاسم 37 سراچه 37 ریال به وسیله سید علی میرکریمی پرداخت شد
27- حیدر علی کربلایی مهدی صادقی 71 سراچه 71 ریال توسط سید محمود پسر سید مهدی
28- عزیزالله استاد علی اصغر 5 سراچه 5 ریال توسط سید محمود پسر سید مهدی پرداخت شد
----------------------------------------------------------------------

12-12.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه لاستان نراق سال 1344

1- استاد ماشاءالله رضایی دو طاق 150 ریال
2- غلام حبیبی 10 سراچه 10 ریال
3- حاجی رضا رمضانی 35 سراچه 35 ریال
4- آقای غلامحسین مهدوی 45 سراچه 45 ریال
5- یدالله حیدری 12 سراچه 12 ریال
6- اسماعیل صالحی 12 سراچه 12 ریال
7- زوجه حسین شهباز 12 سراچه 12 ریال
8- رضا صالحی 12 سراچه 12 ریال
9- آقای حسین خان یوسفی 48 سراچه 48 ریال
10- آقای احمد قطبی 37 سراچه 37 ریال
11- حاج محمود رزاقی 50/18 سراچه 50/18 ریال
12- ورثه مرحوم آقا احمد نراقی پور 50/40 سراچه 50/40 ریال
13- احمد قاسمی مال عیالش 50/37 سراچه 50/37 ریال
14- حاج علی غفاری 130 سراچه 130 ریال
15- ورثه علی کمره ای 135 سراچه 135 ریال
16- علی ملا فروغی 50/38 سراچه 50/38 ریال
17- همشیره آقای غلامحسین خان 48 سراچه 48 ریال
18- آمیرزا محمود فروغی 15 سراچه 15 ریال
19- محمد صفر اسماعیل 14 سراچه 14 ریال
20- آمحمد استاد غلام حمزه ای 61 سراچه 61 ریال
21- استاد علی آمیرزا آقا یوسفی و محمدعلی 25 سراچه 25 ریال
22- محمود استاد غلام حمزه ای 50 سراچه 50 ریال
23- خانم تیمسار سالم 37 سراچه 37 ریال
24- آقای حاج آقا احمد دستمالچی 111 سراچه 111 ریال توسط حشمت الملوک صفایی پرداخت شد
25- مشهدی غلامعلی آباقر قجری 109 سراچه 109 ریال
----------------------------------------------------------------------

8-8.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه قنات نو نراق از قرار هر طاق یکصد ریال سال1344

1- آیوسف استاد نصرالله غفاری یک طاق 100 ریال
2- آقای سلطانعلی حیدری فرزند یدالله یک طاق و ربع 125 ریال
3- غلامحسین مهدوی توسط آقا حسن مهدوی یک طاق 100 ریال
4- استاد شکرالله ترابی یک ربع 25 ریال
5- هدایت الله محمدی نیم طاق 50 ریال
6- آیوسف صالحی سه ربع 75 ریال
7- غلام حبیبی یک طاق و نیم 150 ریال
8- حسین کمالی نیم طاق 50 ریال
9- غلامعلی یوسفی نیم طاق 50 ریال
10- اسماعیل صالحی یک طاق و نیم و شش سراچه 156 ریال
11- مشهدی علی حمیدی نیم طاق 50 ریال
12- حاج آقا هادی اردهالی یک طاق 100 ریال توسط حیدرعلی پسر مشهدی علی حمیدی داده شد
13- بانو خاور خانم ابوالحسنی نیم طاق 50 ریال توسط قنبر ولد علی حمیدی پرداخت شد
14- ورثه مرحوم نراقی پور و فاضلی دو طاق 200 ریال توسط حسن مهدوی پرداخت شد
15- خانم حاج رضا آعلی نیم طاق 50 ریال
16- رضا کربلایی صادق صالحی یک طاق 100 ریال
17- اقدس حمیدی نیم طاق 50 ریال
18- مشهدی نعمت الله کربلایی قاسم قجری نیم طاق 50 ریال
19- آسید حسین میرسلطانی نیم طاق 50 ریال
20- مشهدی علی قجری نیم طاق 50 ریال
21- آحبیب الله آکاظم قجری یک طاق و نیم 150 ریال به وسیله رمضان پسرش پرداخت شد
22- حسین کربلایی قاسم قجری نیم طاق 50 ریال
23- آمیرزا غلامحسین فروغی نیم طاق 50 ریال
24- آمیرزا محمود فروغی نیم طاق 50 ریال
25- عیال مرحوم حاج محمد علی یک طاق 100 ریال
26- آقای مهدوی یک طاق 100 ریال
----------------------------------------------------------------------

8.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا مزارع نراق طی رسید جداگانه در سال 1344

1- سید محمد موسوی قنات بیچاره 600 ریال
2- سید محمد سید حبیب موسوی موسی آباد 200 ریال
3- سید رضا نقیبیان جنت آباد 100 ریال
4- استاد محمد اوضایی جنت آباد 150 ریال
5- آقا حسن مهدوی کدورا 800 ریال
6- سلطانعلی پنبه زن مزرعه عباس 1400 ریال
7- سید مصطفی باقری کشه مجید 100 ریال
8- علی یدالله مرادی ... 150 ریال
9- عباس مجید مجیدی محمود آباد 500 ریال
-----------------------------------------------------------------------------------

           img_2914.jpg  dryiryi.jpg

سید مجتبی غفاری                                            مرحوم سید مهدی غفاری


از آقای سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود در ارائه اسناد نیم قرن استحصال کتیرا در شهر نراق تشکر وافر داریم .

انشاءالله روح بلند حاج محمود غفاری و همسر مکرمه اش حاجیه خانم کوکب غفاری فرزند میرزا جواد و فرزند بزرگوارش سید مهدی غفاری قرین رحمت الهی باشد .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق23/6/1393

 

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعــت16:34 تــوسط |
رزمنده نراقی شکارچی تانک های عراقی

 

رزمنده نراقی شکارچی تانک های عراقی

اوایل زمستان 1364 برای چهارمین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدم . دو ماهی در پادگان الغدیر اصفهان دوره آموزش شکار تانک را فرا گرفتم .

scan10021.jpg

سید تقی باشی(سعیدی نیا) در سالهای دفاع مقدس

بهمن ماه 1364 طی عملیات سرنوشت ساز والفجر 8 و فتح شهر بندری فاو عراق با رمز یا زهرا(س) شبانه به قلب دشمن بعثی یورش بردیم .

img_8935.jpg
مسئولیت من آر . پی . چی زن و شکار تانک های دشمن بود . منطقه فاو نمک زار و انکار رزمنده ها در آب نمک راه می رفتند و لباس هایمان به رنگ سفید شده بود . شب عملیات تا ساعت 3 بامداد در حال خاموش کردن تیربارهای عراقی ها بودیم .

                                        scan10035.jpg   scan10006.jpg

سمت چپ کارخانه نمک من باموشک آر پی جی و حسین کرباسی یکی از رزمندگان دلاور شهر نراق با خمپاره 60 میلی متری خط را پوشش می دادیم . شجاعت و شهامت حسین و پایمردی اش در صحنه کارزار مثال زدنی بود .

scan10010.jpg

به سمت دشمن متجاوز پیشروی را ادامه دادیم و آنقدر موشک شلیک کردم تا اینکه لوله قبضه ام ترکید و مجبور شدم برای نبرد از اسلحه کلاشینکف استفاده کنم . کمی از سلحشوران جلو افتادم و بر این اساس کنار خاکریز به استراحت پرداختم .

scan10034.jpg

از فرط خستگی خوابم برد تا اینکه ساعتی بعد متوجه شدم زیر سرم را یکی تکان می دهد . بیدار شدم و مشاهده کردم چند عراقی اطرافم کشته شده اند و بر حسب اتفاق موقع استراحت سرم را روی پای مجروح عراقی گذاشته بودم که آن موقع بی هوش افتاده بود .

scan10028.jpg

تا خواستم بلند شوم ترسید و گفت ماء ماء و آب درخواست نمود . پایم را محکم گرفت و باز التماس آب کرد که به او آب دادم .
در همان لحظه دیدم صدای یکی از رزمندگان به نام احمد صالحی  می آید که اسیر عراقی ها شد . آنجا بود که منوجه شدم بین عراقی ها گرفتار شده ام و چیزی نمانده تا اسیر شوم .

scan10016.jpg

با شتاب رفتم پشت خاکریز و مخفی شدم و نیروهای دشمن احمد را اسیر و با خود بردند . بعد هم نیروهای ایرانی سر رسیدند و من به آنان ملحق شدم .

اجازه می خواهم قطعه ای از دلنوشته هایم را تقدیم شهیدان شهر نراق کنم :

مادر از بهر من شیون مکن من یک شهیدم
بلبلی آزاده بودم که از زندان این دنیا پریدم

سالها مشتاق دیدار وصال یار بودم
گر که جان دادم ولی اینک به معبودم رسیدم

گرمی جسمم در خاک و روحم در جنان است
ناظرم من شاهدم اما ز چشمان ناپدیدم

نقشه هایی را که دشمن می کشید از بهر اسلام
من همی با خون سرخ خود خط بطلان کشیدم

من به فرمان خمینی رهبرم پا در این سنگر نهادم
من چه خوش بختم که نزد رهبر خود رو سپیدم

img_7887.jpg

سید تقی باشی(سعیدی نیا) فرزند سید رضا اهل شهر نراق3/10/1392

 

+ نوشته شـــده در شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعــت18:18 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(26)

 

کتاب " گزیده معراج السعاده ملا احمد نراقی "

 بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به اهتمام آقای احمد احمدی بیرجندی چاپ پنجم این کتاب را سال 1392 منتشر نموده است .

 img_1656.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

 مرحوم احمدی توانسته به زیبایی کتاب ارزشمند معراج السعاده را 234 صفحه خلاصه نویسی و به رشته تحریر در آورد .

 

+ نوشته شـــده در شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعــت17:59 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(25)

 

کتاب دو جلدی " انقلاب اسلامی در کاشان "

 مولف سید اصغر ابن الرسول در سال 1383 طی دو جلد توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر گردیده است .

img_1645.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

 در دو مجلد این کتاب از نراق و نراقی بحث به میان آمده است . در یکی از اقدامات روز قالی شویان سال 1357 که انقلابیون نراق همزمان با فینی ها اولین شعار مرگ بر شاه را فریاد برآوردند نیز توسط ساواک گزارش گردیده و سند آن منتشر شده است .

 

 

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعــت17:51 تــوسط |
آزاده حسین اکبری مرد مقاوم و مورد احترام مردم خونگرم نراق

 

آزاده حسین اکبری مرد مقاوم و مورد احترام مردم خونگرم نراق

سال 1345 در دهستان جاسب از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد شدم . تاریخ 17/11/1361 طی عملیات ناموفق والفجر مقدماتی پس از مجروحیت شدید به اسارت نیروهای ارتش بعث عراق درآمدم .

dfdf.jpg

حسین اکبری

سه ماه به صورت بیهوش در بیمارستان کمپ الرشید بغداد بودم . به هوش هم که آمدم تا پنج ماه مثل یک مرده روی تخت افتاده بودم و در این هشت ماه فاقد هر نوع حرکتی بودم و عراقی ها توجه لازم به حالم نداشتند .

dsc00149.jpg

اواسط سال 1362 به اردوگاه عنبر در شهر انبار در استان الانبار منتقل و توسط اسرای ایرانی که از طبابت سررشته داشتند و سایر اسرا درمان شدم . دکتر مجید جلالوند که درجه دار ارتش و خودش اسیر بود زحمت زیادی برایم کشید .

30ny_ssf.jpg

اکبری در اردوگاه عنبر

در همین موقعیت با یکی از اسرای شهر نراق به نام احمد ابوالحسنی آشنا شدم که جوان زیرک و چالاکی بود و مرتب سر به سر نگهبانان عراقی می گذاشت .

2.jpg

شماره کارت اسارت من در عراق 6795 بود و بیشتر از 40 نامه در زمان اسارت برای خانواده ام ارسال نمودم که متاسفانه یک فقره آن پیدا نشد و آن موقع کسی نسبت به جمع آوری آن اقدام نکرد و به مرور زمان از بین رفت .

4.jpg

20 تا 25 نفر اسیر معلول در عنبر بودیم و متاسفانه فقط دو ویلچر در اختیارمان بود که کفاف نمی داد . عدم رسیدگی کادر پزشکی عراق به حدی ضعیف بود که موش ها به آسایشگاه ما وارد شده و زخم های چهار نفر از اسرا از جمله زخم پای حسینعلی صبوری صابونی را جویده بودند و او متوجه نشده بود . new image.jpg

 حسینعلی متولد 1320 و اصالتا اهل شهرستان فریمان استان خراسان رضوی بود که سال ها در تهران و خوزستان در کارگاه ریخته گری مشغول بود . دهه 1340 به اصفهان مهاجرت و سال 1351 در کارخانه ذوب آهن استخدام می گردد . طی عملیات بیت المقدس مجروح و آسیب جدی می بیند به گونه ای که قطع نخاع می شود .

56513_496.jpg

شهید حسینعلی صبوری اسوه مقاومت و ایستادگی

حسینعلی 19 ماه اسیر بود تا اینکه زودتر از ما در اسفند 1362 با اسرای معلول عراق مبادله شدند . با خبر شدم که ایشان پس از 30 سال زجر و ناراحتی از زخم جنگ تاریخ 13 فروردین 1393 به شهادت رسید .

2011-09-11 (10).jpg
اسیر معلول دیگر از دوستانم غلامعلی محمدی اهل فاریاب از توابع شهرستان کهنوج استان کرمان می باشد که فروردین 1362 طی عملیات والفجر1 قطع نخاع و اسیر عراقی ها شد . شماره کارت اسارتش 7139 بود و با همدیگر در خرداد 1364 مصادف با ماه مبارک رمضان 1405 با 28 نفر دیگر از معلولین ایرانی با اسرای عراقی مبادله شدیم .

2011-09-11 (13).jpg

 حسین اکبری در سالهای دفاع مقدس

با نظارت صلیب سرخ جهانی از بغداد به فرودگاه ترکیه و از آنجا به مرز هوایی مهرآباد ایران آمدیم .سه روز در خانه کودک تهران قرنطینه بودم تا اینکه برادرم ابوالفضل اکبری به دنبالم آمد . با آمبولانس به شهرستان دلیجان عزیمت و مورد استقبال مردم عزیز و مسئولین این شهرستان قرار گرفتم و روز بعد در نماز جمعه دلیجان شرکت کردم .

     dum_vh.jpg    hhr.jpg

سپس به زادگاهم روستای بیجیگان جاسب رفتم و مردم دوست داشتنی هفت پارچه این خطه سرسبز از من به شایستگی استقبال نمودند . در مدت یک هفته خانواده های زیادی از سراسر کشور به ملاقاتم آمدند و عکس فرزندان مفقود یا اسیر خود را نشانم می دادند تا اثری از جوانشان را بیابند .

                                          كاظمي.jpg   06082012023.jpg

مرحوم اکبر اکبری پدر آزاده جانباز حسین اکبری

کمی که استراحت کردم به دعوت حاج مسلم مرادی(1328 – 1381) به نمایندگی از مردم مهربان شهر نراق وارد اجتماع کم نظیر آنها شدم و حلقه گل به گردنم آویختند و من را شرمنده محبت های خود نمودند .

 27072012016.jpg

 سال 1365 نیز در شهر مذهبی نراق با حاجیه خانم فاطمه حبیبی ازدواج و ساکن گردیدم . اکنون جانباز 70 % می باشم و حاصل ازدواجمان سه فرزند می باشد .


img_1593.jpg

آزاده جانباز حاج حسین اکبری فرزند اکبر اهل جاسب ساکن شهر نراق 1/6/1392

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعــت6:5 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(24)

 

کتاب " خاطرات حاج سیاح یا دوره خوف و وحشت "

چاپ اول سفرنامه حاج سیاح محلاتی سال 1346 چاپ دوم 1356 و چاپ سوم آن سال 1359 به کوشش حمید سیاح و به تصحیح سیف الله گلکار منتشر گردیده است .


img_1670.jpg
توضیحات سلحشوران نراق :

حاج محمد علی فرزند حاج محمد رضا معروف به حاج سیاح سال 1215 شمسی ( 178 سال قبل ) در شهرستان محلات استان مرکزی متولد گردید . در سال 1238 در سن 23 سالگی دختر عمویش که در مهاجران اراک سکونت داشتند را به عقد ایشان در می آورند .عمویش فردی متمول و مقرر بوده زندگی دخترش و برادر زاده اش محمد علی را تامین کند .
این موضوع سازگار محمد علی قرار نمی گیرد و از ایران به سوی قفقاز متواری می گردد .

img_1669.jpg

دور دنیا گردیده و به زبان های ترکی ؛ ارمنی ؛ روسی ؛ انگلیسی ؛ فرانسه و آلمانی مسلط می شود . 18 سال بعد سال 1256 شمسی به ایران باز گشته و از طریق بندرعباس ؛ بوشهر ؛ شیراز ؛ اصفهان ؛ کاشان ؛ نراق به زادگاهش محلات می رسد و در آغوش مادر و اقوام قرار می گیرد .

آنچه که مورد نظر است روز پنج شنبه تاریخ دهم شوال 1294 هجری قمری برابر با 26 مهر 1256 شمسی(137 سال قبل) و مصادف با 18 اکتبر 1877 میلادی حاج سیاح در آخرین روزهای بازگشتش وارد نراق می گردد و آنچه در سفرنامه اش مرقوم شده عینا اشاره می گردد :

img_1660.jpg


فردا حمل اثقال کرده به راه افتادیم و تا ابودردا (ابودردا از اصحاب حضرت محمد(ص) پیامبر اسلام در سال ۳۲ هجری در مدینه درگذشت و نقل است که محل دفن ایشان در شهر کاشان می باشد )رفته در آنجا نزول کردیم .

img_1664.jpg

بعد از صرف غذای شام ؛ باز به راه افتاده اول طلیعه صبح وارد قریه حسن رود(حسنارود) شدیم . مسجد فوقانی خوبی در کنار نهری جاری داشت به آنجا نزول کردیم . ذبیح الله در آنجا آشنایان متعدد داشت مکرر آمده خواهش کردند بمنزل ایشان نرفتیم . از ماکولات(خوردنی ها) و نان خوب به منزل ما آوردند ؛ انعامی در حق آنان نمودم .

img_1661.jpg

روز را در همان مسجد استراحت کردم و سه ساعت از شب گذشته بار کرده به قصد نراق به راه افتادیم . در بین راه ؛ مشهد قالی شویان معروف را دیده اهل آن مزار ( علی بن باقرعلیه السلام و سایر شهدا)را به فاتحه یاد کرده بلا توقف عبور کردیم و صبح بسیار زود از گردنه نراق سرازیر شدیم . این گردنه غالبا محل توقف قطاع الطریق(راه زنان) و جای مخوفی است لیکن ما به سلامت گذشته ؛ یک ساعت از آفتاب رفته وارد نراق شدیم .

img_1663.jpg

در کاروانسرای حاجی مهدی که نظیر کاروانسراهای خوب کاشان بود منزل کردیم لیکن تمام حجرات را خالی دیدم ؛ تعجب کردم . بعد بیرون آمدم دیدم نراق آن نیست که در جوانی دیده بودم بالکلیه خراب و ویران شده ؛ از دَه خانه یکی باقی نمانده ؛ مردم کمی که هستند فقیر و پریشان و اوضاع تمام عوض شده . نراق بسیار جای آباد ؛ پُر منفعت با صفایی بود که آن را هند کوچک نام داده بودند .از یک نفر پرسیدم : کو آن نراق که من قبل از سفر دیده بودم ؟

img_1662.jpg

گفت : دو بلای بزرگ نراق را به این حال افکنده . اول اینکه می دانید اسم بابی در ایران برای دولتیان و مردم مغرض بی دیانت ؛ بی انصاف یک وسیله و بهانه برای تمام کردن مردم بی تقصیر شده و می دانید اینجا امام زاده ایست(امامزاده سلیمان) یک نفر خبیث که با چند نفر عداوت و غرض داشت روزی در آنجا چند ورق از قرآن نیم سوخته بیرون آورد که از قرار معلوم خودش سوزانده و فریاد زد بابیان قرآن را سوزانده اند .

img_1667.jpg

بابیان کیستند ؟ فلان و فلان و جمعیت دیگر و جمعی را به این متهم ساختند . پس به دولت اطلاع دادند که در اینجا بابیان طلوع کرده اند قدرت و قوت دارند . دولت ؛ مصطفی قلی خان عرب را مامور تحقیق کرد . او هم محض اینکه مال مردم را غارت کند حاجی میرزا محمد را که ملای اینجا بود با خود شریک و همدست کرد . آن ناپاک اغلب اهالی را خصوصا آنهائیکه مال دار بودند متهم کرده ؛ مردم بیچاره را به اسم تحقیق به یک جا جمع کردند .

img_1666.jpg

به محض اجتماع بدون سوال و جواب همه را دستگیر کرده بسیاری را قتل نمودند و تمام خانه ها را غارت کردند ؛ زن و مرد و صغیر و کبیر ؛ آواره به اطراف متفرق شده به جاهای دیگر و بسیاری به همدان رفتند . بعد از آن بقیه السیف(کسانی که از دَم تیغ دشمن جان به در برده اند) باز مشغول کار شدند قحط عمومی هجوم کرده ، باقیمانده هم تلف و با مال متفرق شدند و باینحال افتاده .

img_1665.jpg

واقعا متاثر و منقلب شدم نظیر تاثیری که در کاشان از دیدن خرابه حمامی که امیر کبیر اتابیک را به تهمت و عداوت درباریان ؛ در آنجا کُشته بودند . چه می توان کرد با استبداد و فساد اخلاق ؛ نه قانون در ایران هست نه عدلیه و نه محاکمه و نه استنطاق و نه تحقیق ؛ مردم به یک بهانه و یک حرف سُست ؛ چنان مرد بزرگی را از دست ایران گرفتند که تا حال دیگر ایران مثل او ندیده ؛ اگر مجال می دادند مایه نجات ایران بود .

img_1668.jpg

مثل نراق جایی را به یک تهمت بیجا ویران کردند . بسیار بی گناهان را عمدا و بعضی را اشتباها به تهمت بابی بودن نابود کرده اند . ناصرالدین شاه به این بهانه بسیاری اغراض خود را پیش برد .
دو ساعت به غروب مانده به مکاری گفتم : خواهش دارم مرا پیش از صبح ؛ بی خبر وارد محلات کنی . قبول کرده فورا حمل اثقال کرده به راه افتادیم . و...

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعــت23:58 تــوسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 17
 

ffssaehg.jpg

 دبیرستان امینیان شهر نراق - سال 1342

از راست : سید کاظم میرسلطانی فرزند سید حسن - محمد علی ترابی فرزند حبیب الله - سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود - محسن خانعلی زاده فرزند قاسم

نشسته : مرحوم سید محمود موسوی فرزند سید حسن

 

image5143.jpg

مراسم تاسوعای حسینی عزاداران شهر نراق در مضجع علی بن باقر(ع) در مشهد اردهال - سال 1375

ذاکر اهل بیت حاج سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله

مرحومین قابل شناسایی : حسین حیدری فرزند محمدعلی - نعمت الله پیشه ور فرزند فتح الله - رحمت الله قجری فرزند غلامحسین - علی نصیری فرزند ...

 

ftguouo.jpg

 اتوبوس شهر نراق در مسیر قم - سال 1341

از راست : مرحوم حاج حسن بصیری فرزند محمد اهل قم - ناشناس - ناشناس - علیرضا علی اکبری فرزند شکرالله مشهور به رضا عشقی

اتوبوس شورلت به شماره شهربانی 6252  به صورت شراکتی متعلق به مرحوم حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل و مرحوم حاج حسن بصیری فرزند محمد راننده این اتوبوس بوده است .

 

2.jpg

 

1.jpg

 جوانمردان قدیم شهر نراق – سال حدود 1356

از راست : ... اسماعیلی فرزند...(برادر مرحوم حسن آقا) – علیرضا عضایی فرزند عباس – علی اکبر عضایی فرزند عباس – ناشناس – حسین کاظمی فرزند احمد

 

4.jpg

آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر نراق و مراسم علامت گردانی – شهریور ماه 1366

از راست : رضا عابدی فرزند عابدین - احمد عابدی فرزند ماشاالله - اصغر اشرفی فرزند حسین - ناصر خسروی فرزند غلامرضا - قاسم علی اکبری فرزند علی اکبر

 

1625518_1418012425117901_460538127_n.jpg

شهر نراق - سال....

 مرحومه کوکب لطفعلی فرزند .... به همراه همسرش مرحوم عباس شاه حمزه ای فرزند رضا

image6696.jpg

 آزادی و بازگشت اسرا از عراق به ایران و حضور در جمع با صفای خانواده – مرداد 1369

آزاده جانباز حاج عباس باقری در جمع خانواده و پدرش حاج حسینعلی و مادر مرحومه اش حاجیه خانم بتول رزاقی

 

img_7516.jpg

 مدارس آموزشی و فراگیری سوادآموزی دهه 1340 و نظارت آقای مرتضی یوسفی(رادفر) فرزند شکرالله از زحمتکشان و دوستداران فرهنگ شهر نراق

 

sdutsdt.jpg

آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر مذهبی نراق و اجرای مراسم کفن پوشان – ظهر عاشورای سال 1366

 

untitled-20.jpg

 مراسم .... در شهر نراق – سال ...

از راست : ناشناس – مرحوم دکتر داریوش نراقی فرزند عباس – ناشناس – مرحوم عبدالقدیر محمدی فرزند عبد الله – مرحوم علیرضا فروغی فرزند نصرالله – رمضان معصومی فرزند علی – دکتر قاسمی فرزند علی – مرحوم حاج علی قاسمی نراقی فرزند عبدالرحیم – حاج عباس معصومی فرزند علی – مرحوم اصغر حاج حمزه ای – سرهنگ مسعود یوسفی فرزند حسین

img_7545.jpg

 مرحوم غلامرضا مبینی فرزند محمد – علی اکبر جعفری فرزند غلام – سال حدود1352 

 

3.jpg

کاروان راهیان نور بسیج شهر نراق - فروردین 1381

ایستاده از راست : حمید رضی فرزند گل محمد - سید محمد باشی فرزند سید نصرت الله - سید قاسم حسینی نژاد فرزند سید حسن - غلامحسین قجری فرزند عباس

نشسته از راست : مرحوم ماشاالله نوروزی فرزند عبدالله - محمد مهدی ایزدی فرزند حسن

 

این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعــت19:16 تــوسط |
شاهدان نراقی واقعه جمعه سیاه 17 شهریور 1357

 

شاهدان نراقی واقعه جمعه سیاه 17 شهریور 1357

پدرم سید شکرالله مهرزاد فرزند سید باقر یکی از روحانیون شهرستان محلات و ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت بود . ایشان سال 1386 در سن 100 سالگی بدرود حیات گفت و در قبرستان وادی السلام محلات خاکسپاری گردید .

img_3256.jpg

مرحوم حجت الاسلام سید شکرالله مهرزاد

در مقطع مبارزه مردم به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) با رژیم ستم شاهی محمد رضا پهلوی و واقعه 17 شهریور 1357 که به جمعه سیاه مشهور گشت ما در تهران خیابان خراسان کوچه محتشم حومه مسجد لرزاده سکونت داشتیم .

img_3248.jpg

                       سید علی مهرزاد
دیوار به دیوار منزل ما حاج غفار آلادپوش (فرزند غلامحسین متوفی 1377) و همسرش بتول خانم زندگی می کردند که صاحب شش دختر و شش پسر بودند .

چهار فرزند این خانواده و دو عروسشان در دهه 1350 به دلیل فعالیت سازمانی توسط ساواک شاه کشته شدند(حسن آلاد پوش و همسرش محبوبه متحدین – سُرُور آلاد پوش و همسرش محمد حسین اکبری آهنگران – مجتبی و مرتضی(حسین) آلادپوش) .

1504978_120.jpg

پنج شنبه شب کاظم محمودی فرزند علی(1338 – شهادت 1361) و محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله و نصرالله محمودی فرزند حسین در منزل ما جمع شدند تا صبح 17 شهریور در میدان ژاله که به شهدا تغییر نام یافت در راهپیمایی اعلام شده شرکت کنیم .

 

                     img_3284.jpg     94401886620938998574.jpg     img_3281.jpg 

      نصرالله محمودی       سردار شهید کاظم محمودی        محمد(غلام)ابوالحسنی

صبح اول وقت ساعت شش که نیمی از جمعیت انقلابی در میدان حضور یافته بودند ارتشبد غلامعلی اویسی( فرزند غلامرضا متولد1297 فردو قم – 1362 پاریس) فرماندار نظامی تهران و حومه حکومت نظامی صادر و مقررات منع عبور و مرور اعلام کرد .

 1_8706161418_l600.jpg

 انقلابیون پُر شور گوششان بدهکار دربار شاه نبود و پُشت در پُشت هم به میدان ژاله و خیابان های اطراف که توسط نظامیان مسدود شده بود سرازیر شدند .
غلام محمد با یک دستگاه موتور سیکلت یاماها 100 سی سی همراه با کاظم از منزل خارج و به سمت میدان حرکت کردند . آقا نصرالله هم که یک نظامی ضد رژیم بود از آبیک قزوین به تهران آمده بود و با لباس شخصی به میان موج خروشان امت رفت .

img_3282.jpg

نصرالله محمودی

ما دو نفر هم مثل سابق وارد جریان تظاهرات شدیم . تظاهرکنندگان بدون توجه به مقررات حکومت نظامی، با شهامت و از جان گذشتگی و ایثار، شعارهای خود را که علیه نظام و شاه بود با صدای رسا، بیان می کردند و کوچک ترین توجهی به سربازان که به حالت آماده باش در خیابان ها و پشت بام ها سنگر گرفته بودند نداشتند.

96154.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

به یکباره از زمین و هوا تیراندازی شروع شد و در آن شلوغی غوغایی به پا بود . جمعیت زیادی به شهادت رسید و عده ای بیشتر مجروح شدند . فریاد «اللّه اکبر» و «لا اله الا اللّه» همه جا را پُر کرد، جمعیت وحشت زده و هراسان به سوی عقب هجوم بردند و گروهی روی زمین دراز کشیدند. دژخیمان با شقاوتِ هرچه بیشتر، شلیک می کردند.

 img_3260.jpg

           سرکار خانم زهره ابوالحسنی

ما به سمت منزلمان فرار کردیم و همسرم رفت پشت بام و تا نفس داشت شیون سَر داد . زنان دیگر در لابلای صدای تیراندازی مامورین شاه همنوا با هم شیون می کردند و یا حسین و یا حسین می گفتند .

شیون یکنواخت زنان به نشانه اعتراض واهمه ای در مامورین ایجاد می کرد . مشخص بود که رژیم شاه گور خود را کَند و نمی بایست به روی شهروندان آتش می گشود .

 .jpg

سردار شهید کاظم محمودی

برای نگهداری شهدا و بعد دفن آنان نیاز به یخ بود تا در گرما بو نگیرند که ما یخ تهیه کردیم . از طرفی به درب منازل مراجعه کردند تا برای کفن و دفن شهیدان ملحفه جمع آوری کنند که ما ملحفه های داخل منزلمان را تحویل دادیم .

ما با همدیگر روز شنبه 18 شهریور 1357 برای مساعدت به سایر انقلابیون به بهشت زهرا(س) تهران رفتیم. لباس های شهیدان را سوزاندیم تا میکرب زدایی شود و آسیبی به محیط و افراد نشود .17 شهریور زمینه سقوط اهریمن پهلوی در بهمن 1357 شد .


                   img_3258.jpg  img_3246.jpg
سید علی مهرزاد فرزند سید شکرالله اهل شهرستان محلات و همسرش خانم کبری(زهره) ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق 22/6/1392

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعــت18:41 تــوسط |
عملیات کربلای 5 و شکستن دیوار صوتی هواپیماهای عراق در نراق

 

عملیات کربلای 5 و شکستن دیوار صوتی هواپیماهای عراق در نراق

پیروزی های اولیه رزمندگان ایران طی عملیات کربلای 5 در شلمچه خرمشهر استان خوزستان به جهت دستیابی به شهر بصره عراق باعث شد نیرو هوایی عراق قسمتی از شکست خود را با بمباران شهرهای ایران جبران کند .

59149168120231233157895124017121110816853250.jpg

هواپیماهای متجاوز بعث عراق تاریخ 26 دی 1365 چند شهر ایران از جمله اراک ؛ اصفهان و کاشان را مورد حمله ناجوانمردانه قرار دادند . هواپیماهای عراق هنگام عبور از آسمان شهر نراق دیوار صوتی شکستند که موجب اضطراب و آسیب روحی به همشهریان شد .

98599_161.jpg

آن روز من و حمید یوسفی فرزند سلطانعلی از مقابل کاروانسرای بازار شمس السلطنه در حال عبور به سمت میدان نراق بودیم که دو فروند میگ عراقی در ارتفاع پایین دیوار صوتی شکستند که صدای غرش آن دست کمی از بمباران نداشت .

l6u6_img_2766.jpg

ابوالفضل (رضا)صالحی

آنقدر وحشتناک بود که ما سریع خودمان را داخل جدول آب کنار خیابان انداختیم . شیشه های اکثر مراکز و منازل مردم شکسته شد .

دو نفر از شیشه بُران زحمتکش آقایان مسلم و علی محمد مرادی فرزندان نصرالله دست به کار شدند و شبانه روز کوشش کردند تا مردم در سرمای زمستان اذیت نشوند .

 vua_scan.jpg

 دولت تامین هزینه را بر عهده داشت و به جهت گستردگی کار و کمبود شیشه و نوبت بندی ؛ مردم با نایلون پنجره ها را پوشش دادند تا از سرماخوردگی نجات یابند .

 

2fdr_img_2765.jpg 

ابوالفضل(رضا) صالحی فرزند سلطانعلی اهل شهر نراق 6/12/1392

 

+ نوشته شـــده در شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعــت21:59 تــوسط |
مادران اسرای نراق صبور در مقابل مشکلات و اسطوره های مقاومت

 

مادران اسرای نراق صبور در مقابل مشکلات و اسطوره های مقاومت

سه شنبه تاریخ 11/6/1393 روز صنعت چاپ می باشد . بهانه ای شد این روز را به دوستداران این صنعت علی الخصوص حاج احمد ابوالحسنی نراقی یکی از فعالین این رشته مهم تبریک و تهنیت عرض کنیم .

img_2856.jpgآزاده جانباز حاج احمد ابوالحسنی

شایسته است از این فرصت استفاده کرده و هدف و استراتژی احمد ابوالحسنی رزمنده دفاع مقدس شهر نراق که در دومین بار اعزام به جبهه اش در عملیات سرنوشت ساز فتح المبین مجروح و به اسارت ارتش عراق درآمد را از روی یکی از نامه های اسارتش به اطلاع افکار عمومی برسانیم :

نامه احمد ابوالحسنی از اردوگاه موصل عراق به مادرش خانم طلعت محمودی در شهر نراق


                          شماره کارت اسارت 3050           تاریخ نامه 3/11/1363

                                                       بسم الله الرحمن ارحیم

ای مادرعزیزم و ای صبر کننده در مقابل مشکلات زمانه و ای اسطوره مقاومت سلام علیکم و به ما صبرتم .

ait0qoirycqlbarz0e3.jpg
سلام و صد سلام بر روی ماهت . امید است که این سلام فرزند کوچک خود را که از راه دور و دراز و با ماجرای تلخ و شیرین از سرزمینی که در آن حسین ها و علی ها و ... جان دادند پذیرا باشی .

41-1.jpg

هر چند که من کوچکتر از آنم ولی ... (کوچکتر از آنم که بتوانم قلب شما را شاد کنم) . خلاصه روزگار را می گذرانیم در کنار برادران عزیز و ارجمند خود . (اسرای نراق و محلات و بلاد ایران)

3.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

همینطور که ماها شاد هستیم انشاءالله که شما هم شاد باشید و من اکنون که دارم نامه می نویسم قدرت الله ایزدی(اسیر اهل شهر نراق) نیز در کنار من نشسته است و دارد برای برادرش ماشاءالله نامه می نویسد . نامه ای را که برای عباس باقری(اسیر اهل شهر نراق) داده بودید به دستش رسید و بسیار خوشحال شد .

 4.jpg

 مادرجان من را از دعاهای خیرت فراموش مکن و دعا کن که من نیز به درجه فرزندان برادرانت برسم (چهار تن از پسر دایی های اسیر به اسامی نصرت الله و احمدرضا محمودی فرزندان یوسف ؛ عبدالله و کاظم محمودی فرزندان علی در جبهه های مختلف دفاع مقدس به شهادت رسیده و احمد آرزوی شهادت شبیه آنان را نموده است) هر چند که لیاقتش را ندارم ولی خیلی دوست دارم که همچون آنها چند روز زودتر از این دنیا رفته و با باری سبک تر .

 1.jpg

 چون اگر نظر به گذشتگان کنیم می بینیم که همه رفته اند از آدم تا محمد(ص) و علی(ع) و حسین(ع) و ... پس راهی است که باید رفت هر چه زودتر بهتر ؛ پس چه نیکوست که مثل حسین ها ؛ حسین وار بمیریم و همچون زینب وار صبر کنیم .

41-2.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مادر جان حالت چطور است ؟ چرا ناراحت شدی ؟ نه ناراحت نباش ؛ بگذر ؛ ببین ؛ نگاه کن ؛ گوش بده مادر ؛ مادر ؛ مادر خوبی الحمدالله .

2.jpg

خوشحالم ؛ آری شما هم همینطور ؛ خُب من چون دیدم شما خوشحالی من هم خوشحال هستم ؛ و اِلاّ من نیز ناراحت خواهم شد .

 5.jpg

 راستی من خیال می کردم که شما ناراحت هستی ؛ الحمدالله که شاد زیارتت کردم(خوشحال و راضی شدی از من) . قدرت الله و عباس سلام می رسانند .

خداحافظ . قربانت احمد ابوالحسنی

img_2858.jpg

بازخوانی و تفهیم گذاری از وبلاگ سلحشوران شهر نراق 10/06/1393

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعــت19:57 تــوسط |
زیباترین عکس جبهه و قویترین رزمنده نراقی

 

زیباترین عکس جبهه و قویترین رزمنده نراقی

دی ماه 1365 مقطع عملیات کربلای پنج بیش از 75 نفر از بسیجیان و پاسداران شهر نراق در جبهه جنوب در استان خوزستان حضور داشتیم .

 (13).jpg

علیرضا اسماعیلی

عملیات مهمی در پیش بود و همه در حالت آمادگی دفاعی به سر برده و روزانه آموزش می دیدیم . برای ایجاد تنوع بین رزمندگان شرط بندی شد و من گفتم سه نفرتان را می توانم همزمان بلند کنم .

 شهدای نراق.jpg

 اسماعیلی در سالهای دفاع مقدس

هیچکس باور نمی کرد . ابتدا موفق شدم سه نفر را بلند کنم . کف پا و دستانم را روی زمین اهرم کرده و دو رزمنده نراقی به اسامی موسی عابدینی فرزند علی و کاظم جعفری فرزند ابراهیم را روی پاها و شانه هایم بلند کردم . برای مرحله بعد مثل شرایط سابق سه نفر به وزن تقریبی 180 کیلوگرم را بلند کرده و دوستان ضمن تشویق من عکس یادگاری گرفتند .

1 (3).jpg

البته من عکس بلند کردن سه نفر را در نمایشگاه های عکس دفاع مقدس مشاهده کرده ام و علی الظاهر دسترسی به این عکس هنوز میسر نشده است .

1 (28).jpg
بنده در شهرداری شهر نراق شاغل هستم و در شرایط سخت مسئولیت های دشواری که بر عهده ام سپرده می شود را انجام وظیفه می کنم .

img_2229.jpg

علیرضا اسماعیلی فرزند عباس اهل شهر نراق 17/5/1392

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعــت18:38 تــوسط |
نقش آفرینی نعمت الله ابراهیمی راننده دفاع مقدس شهر نراق

 

نقش آفرینی نعمت الله ابراهیمی راننده دفاع مقدس شهر نراق

همه آحاد امت در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس نقش آفرینی داشتند . بنده نیز از پیروان رهبر کبیر انقلاب آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بودم و در توزیع اعلامیه و عکس های ایشان در تهران فعالیت داشتم .

image4913.jpg

نعمت الله ابراهیمی

قبل از انقلاب در بیمارستان رضا شاه کبیر که بعدا به نام هفت تیر تغییر نام یافت اشتغال داشتم که اواخر عمر ننگین حکومت پهلوی به زادگاهم نراق بازگشتم .
22 بهمن 1357 مردم و رهبر بر رژیم ظالم محمد رضا شاه پیروز و خوشحال و جشن شادی گرفتیم .

img_1431.jpg
یکسال و نیم پس از پیروزی دشمنان ایران تاب تحمل نیاوردند و توسط رژیم متجاوز عراق جنگ هشت ساله را بر ایران تحمیل کردند . همه موظف بودیم از آب و خاک و دین و مملکتمان دفاع کنیم و این اقدام را وظیفه می دانستیم .

image4912.jpg

نعمت الله ابراهیمی در مقطع سربازی

بنده منهای پشتیبانی هایی که از رزمندگان و رهبر عزیزمان امام خمینی داشتم دو نوبت نیز در غالب نیروهای مردمی بسیج به جبهه های حق علیه باطل ماموریت داشتم .

سال 1360 به مدت یک ماه از طریق جهاد سازندگی شهرستان دلیجان با دو نفر از رانندگان دفاع مقدس شهر نراق به اسامی قدرت الله سلیمانی فرزند احمد و علی اکبر علی اکبری فرزند شکرالله به عنوان راننده و تعمیرکار ماشین به منطقه اهواز استان خوزستان ماموریت یافتیم .

 image4800.jpg

حمید رضا ابراهیمی فرزند علی متولد 1341 که تاریخ 1/9/1362 در جبهه پنجوین عراق طی عملیات والفجر 4 به شهادت رسید برادر زاده من است و برای طایفه ما باعث موهبت و افتخار می باشد . شهرداری محترم نراق نیز به پاس احترام سنگ یادبودی در گلزار شهدای نراق مدّ نطر قرار داده است که از زحمات آنها تشکر می کنیم .

0055.jpg
باید راه و مسیر شهدا و شهید حمید رضا ابراهیمی حفظ می شد بر این اساس دومین ماموریت بنده از ناحیه " ستاد پشتیبانی مناطق جنگی (حمزه) استان مرکزی از تاریخ 1/12/1362 الی 30/12/1362 جهت انجام امورات محوله صورت پذیرفت .

 .jpg

در این ماموریت رانندگانی از شهرستان دلیجان نیز همراه بودند و اینجانب با گواهینامه 399028 راننده آمبولانس شماره شهربانی 22047 بودم .

zgzsa2hq7qc25jgvu0.jpg
مقطع عملیات مهم خیبر در محورهای طلائیه و جزیره مجنون بنده و سایر راننده های آمبولانس زیر آتش پُر حجم دشمن بعثی تلاش مضاعف نمودیم تا مجروحین را از خط مقدم درگیری به اورژانس پشت جبهه منتقل تا مورد مداوای اولیه قرار بگیرند .

 image4914.jpg

یادم می آید حاج اسماعیل حبیبی یکی از رزمنده های نراق که در واحد تعاون فعالیت می کرد را در جبهه ملاقات کردم .
گرچه 70 ساله می باشم ولی همچنان برای هر گونه دفاع از میهن اسلامی ایران آماده جانفشانی هستم .


img_1443.jpg

راننده دفاع مقدس نعمت الله ابراهیمی فرزند علی اکبر اهل شهر نراق1/2/1391

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعــت18:24 تــوسط |
جا ماندن نخ بخیه داخل شکم رزمنده نراقی در بیمارستان شریعتی اصفهان

 

جا ماندن نخ بخیه داخل شکم رزمنده نراقی در بیمارستان شریعتی اصفهان

تاریخ 27 دی 1365 طی عملیات غرور آفرین کربلای 5 خمپاره 60 میلی متری ارتش عراق فی ما بین سه رزمنده شهر نراق فرود آمد .

image5138.jpg

 سید حسین جوادی

غلامرضا یوسفی فرزند نوروز در دم به آرزویش شهادت نایل آمد . سید مرتضی بابایی کمی موج انفجار گرفت و من از ناحیه شکم به شدت آسیب دیدم .
در بیمارستان شریعتی اصفهان بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفتم تا بهبودی نسبی حاصل گردید .

image5146.jpg

درمانم در بهداری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان ادامه یافت و پاسدار صُدیف جوشقانی (مرحوم)اهل روستای جوشق از توابع مشهد اردهال هفته ای دو یا سه نوبت با دقت و حوصله پانسمان های شکمم را تعویض می کرد . دل دردهایم آرام و قرار را از من ربوده بود .

image5161.jpg
روزی مرحوم صُدیف مشاهده کرد که از محل بخیه خونابه بیرون آمده و نگران شد و نوک نخ بخیه را به آرامی کشید و دید همینطور نخ بیرون می آید .

image5176.jpg  

نخ را کشید و کشید تا بیش از یکی دو متر را از شکم من بیرون آورد و کاشف به عمل آمد که دکتر اتاق عمل نخ بخیه را داخل شکمم جا گذاشته بود .

img_6749.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ذاکر اهل بیت جانباز سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله اهل شهر نراق 25/5/1392

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعــت18:21 تــوسط |
قدرت نراقی آویزان بر پنکه آسایشگاه موصل عراق

 

قدرت نراقی آویزان بر پنکه آسایشگاه موصل عراق

قدرت الله ایزدی سال 1339 در شهر مذهبی و تاریخی نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد شد .

image4442.jpg

 قدرت الله ایزدی

22 بهمن 1360 ازدواج و 28 روز بعد تاریخ 20/12/1360 عازم جبهه های نور علیه ظلمت گردید . تاریخ 2/1/1361 طی عملیات غرور آفرین فتح المبین در روستای زعن در منطقه شلش شهرستان شوش استان خوزستان به شدت مجروح و به اسارت نیروهای ارتش عراق گرفتار گردید .

jjhh.jpg

اولین تصویر پخش شده از حاج قدرت بعد از اسارت از تلویزیون عراق

 

وی در بیان خاطراتش در اسارت اینگونه روایت می کند :


تاریخ 18 آذر 1361 در اردوگاه موصل 3 عراق مطلع شدم که خداوند در شهر نراق مرا صاحب دختری کرده که نامش را مرضیه گذاشته اند .

 86841495500754533483.jpg

اولین دیدار مرضیه ایزدی 9 ساله با پدرش 29/5/1369


در اردوگاه موصل 4 محل نگهداری اسرای ایرانی همچنان مقاومت و مبارزه می کردیم . اغلب مسئول کارهای برقی آسایشگاه موصل بودم . با کمترین وسایل در حلب های روغن نباتی و ساخت المنت برای اسرا آب جوش می ساختم تا مورد استفاده قرار دهند .

image4433.jpg

سرباز عراقی به نام نذیر عبید عباس که به دلیل بد رفتاری و بد اخلاقی و توهین های ناروا نسبت به اسرای ایرانی به خنزیر مشهور بود از راه رسید . سریع مقابل پیت آب جوش ایستادم ولی بخار آب باعث شد که به شکنجه گاه بروم .

40871618845484755055.jpg
یک بار هم برای وصل کردن سیم برق به پنکه سقفی آسایشگاه در موصل روی شانه دو نفر از اسرا بودم که نگهبان خودی وضعیت را قرمز اعلام کرد . ثانیه ای صبر کردم تا کارم تمام شود ولی دو اسیر از ناچاری و مشاهده صحنه زیر پایم را خالی کردند .

79936797832909803337.jpg

برای اینکه سقوط نکنم به پنکه آویزان شدم و سرباز عراقی در کمال خونسردی از زیر پایم گذشت و متوجه موضوع نشد .
این موضوع باعث انبساط خاطر اسرا در آسایشگاه شد و تا ساعاتی خنده بر لبانمان بود .


image4417.jpg

آزاده جانباز قدرت الله ایزدی فرزند عباس اهل شهر نراق 2/7/1390

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعــت17:41 تــوسط |
چهل دختران شهر نراق

چهل دختران شهر نراق

داخل بقعه متبرک شاه سلیمان شهر نراق زیر زمینی وجود دارد که در افکار عمومی مردم قدیم به " چهل دختران " مشهور است .

img_0210.jpg

 نمایی از چهل دختران

دریچه ای باز می شود که با پا چیدن اطراف حفره وارد زیر زمینی می شوی . قبل انقلاب که توجه کمتری به این نمونه مکان های متبرک و مذهبی می شد ؛ این ناحیه نیز به دلیل تاریک بودنش و تعریف های عجیب و غریب مخوف جلوه می کرد و اغلب کسی جرات نمی کرد داخل آنجا شود .

img_0211.jpg

مردم نراق همزمان با سراسر کشور مشغول فعالیت بر علیه رژیم دیکتاتور و وابسته محمد رضا شاه پهلوی بودند . اواخر بهار 1357 روز پنج شنبه چند نفر از دوستان شلوغ و کنجکاو تصمیم گرفتیم شمع خریداری و داخل چهل دختران شویم .

img_0191.jpg

دریچه را بلند کردیم و از طریق جای پایی که درست کرده بودند وارد زیرزمین شدیم . شمع ها روشن بود ولی ترس سراپای وجودمان را فرا گرفته بود ولی هر کدام تلاش می کرد خود را نترس و با شجاعت نشان دهد .

img_0212.jpg

مشاهده کردیم که کف این مکان چهار دیواری زیلویی پهن است و جانماز و چند کتاب ادعیه و قرآن وجود دارد .

متوجه شدیم که چند نفر از مومنین در این فضا خلوت کرده تا با خدای عز و وجل به راز و نیاز می پردازند . کمی گفتیم و خندیدیم و کم کم ترس از ما فاصله گرفت . چون صدا می پیچید چند نوبت هم آواز کودکانه خواندیم .

img_4383.jpg

سالیان طولانی است که اهالی نراق عصرهای پنج شنبه برای ادای احترام به بقاع متبرک شاه یحیی و شاه سلیمان و همچنین فاتحه خوانی برای متوفیان به گورستان های شهر می روند و با توزیع نذریات مختلف از جمله حلوا ؛ میوه ؛ آش ؛ شربت و ... صوابی برای آخرت خویش تحصیل می کنند . بر این اساس خروج از چهل دختران برای ما مشکل بود . چاره ای نبود باید به هر صورت بیرون می آمدیم .

img_0209.jpg

شمع ها داشت به انتها می رسید و تصمیم گرفتیم از زیر زمین چهل دختران خارج شویم . دریچه را که بلند کردیم دیدیم چندین زن و دختر در حال عبادت و زیارت کردن شاه سلیمان مشغول هستند و تا دیدند که درب باز شد شیون کنان فرار کردند .

         img_0218.jpg

 

 

 

 

 

 

 

                                                 

                                                                                             امامزاده سلیمان (ع) شهر نراق

آقای عباس کریمی در شبستان در حال قرائت قرآن بود و به ایشان مراجعه می کنند و آقای کریمی به آنها می گوید چهل دختران خرافاتی بیش نیست نترسید . زنان می گویند خودت بیا ببین و متوجه می شوی که ما اشتباه نمی کنیم .

img_0211.jpg

 آقای کریمی آمد و تا دریچه را بلند کرد گفت این که عباس پسر آقا ماشاءالله ست ؛ اینم که علی پسر اصغر برقییه و اینم احمد پسر غلامعلییه و همیطور که بیرون می آمدیم اسامی افراد را می گفت . هر فردی هم بیرون می آمد از خجالت پا به فرار می گذاشت .

image۲۹۲۷.jpg

احمد رمضانی فرزند غلامعلی اهل شهر نراق 15/12/1392

 

+ نوشته شـــده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعــت15:50 تــوسط |
شهیدی از شهر نراق که زنده از اسارت عراقی ها بازگشت

 

شهیدی از شهر نراق که زنده از اسارت عراقی ها بازگشت

سال 1347 در شهر کُهن و مذهبی نراق متولد گردیدم . تیر ماه 1365 به خدمت مقدس سربازی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان معرفی شدم .

.jpg

علی اکبر حیدری

در اوج جنگ عراق بر علیه ایران به اهواز اعزام و در لشکر مهندسی رزمی 42 قدر در قسمت تعمیرگاه وسایط نقلیه راه سازی سازماندهی گردیدم .
مدت بیست و چهار ماه که اکثرا در جبهه فعالیت داشتم بر این منوال گذشت و به دلیل پایان خدمت ، تسویه حسابم را دریافت نمودم .

image5907.jpg

فرمانده درخواست کرد به عنوان آخرین ماموریت به جبهه شلمچه اعزام و مشکل وسیله ای که به گِل نشسته است را حل و فصل کن .

تاریخ 5/4/1367 یعنی بیست و چهار روز قبل از پذیرش آتش بس ایران در جنگ تحمیلی عراق اینجانب علی اکبر حیدری به همراه دو بسیجی به اسامی احمد ... و ابراهیم لربهاری فرزند محمود از اهالی شهرستان دزفول که از مکانیک های با تجربه بودند به سمت خطوط جبهه حرکت کردیم .

scan0007.jpg

در بیست کیلومتری محور خرمشهر و محدوده جبهه های کوشک و طلائیه ، مورد تهاجم نیروهای ارتش بعث عراق قرار گرفته و به شدت مجروح و نهایتا به اسارت نیروهای ارتش بعث عراق قرار گرفتم .

احمد در لحظات ابتدایی مغزش متلاشی و به شهادت رسید و ابراهیم هم به نظرم آمد که به شهادت رسیده و لیکن پس از آزادی متوجه شدم مجروح گردیده و زنده است .

sryufy.jpg

ابتدا به شهر بندری بصره در استان بصره هدایت و ساعاتی بعد بدون مداوا و دادن آب و غذا ، به همراه اسیران دیگر با اتوبوس های تخت دار به راه آهن بصره منتقل و از آنجا با قطار به بغداد پایتخت عراق روانه گردیدیم .

2.jpg

کفن پوش حسینی ، علی اکبر حیدری

به همراه عده ای مجروح در یکی از بیمارستان های بغداد مورد پذیرش ابتدایی قرار گرفته ولیکن آنجا نیز با کمبود جا و کادر پزشکی مواجه بودیم و در نهایت به پادگان تموز متعلق به نیروی هوایی ارتش بعث هدایت شدم .

scan0008.jpg

در سوله های بزرگ که از قبل آماده شده ، استقرار یافتم و بعد به همراه تعدادی از اسرا برای اسکان ثابت به اردوگاه شماره سیزده شهر رمادیه در استان الانبارانتقال داده شدم .

تا حدود چهار ماه روی باسن حرکت می کردم تا به مرور مکان هفت گلوله ای که به بدنم خورده بود بهبود یابند . در این مقطع جنگ ، فشار عراقی ها زیاد بود و باعث اذیت و رنج بیشتری بر اسرای ایران می گردید .

1سلیمانی124.jpg
ده روز پس از ورودم به اردوگاه 13 رمادیه عراق نیروهای صلیب سرخ جهانی از این اردوگاه بازدید و نام علی اکبر حیدری در لیست اسرا ثبت و کارت اسارت به شماره 17104 دریافت و امکان مکاتبه در شرایط محدود با خانواده ام در شهر نراق مهیا گردید .

untitled-17.jpg

نفر سوم نشسته از چپ : آزاده جانباز علی اکبر حیدری


آن سوی صحنه خانواده ام پس از بیست روز اضطراب و دلهره سرانجام با آدرس موجود جنازه ی شهیدی به نام من تاریخ 25/4/1367 به نراق انتقال و پس از تشیع جنازه با شکوه در جوار دیگر قدسیان در گلزار شهدای نراق به خاک سپرده می شوم .
اربعین شهادتم ( علی اکبر حیدری) پنج شنبه مورخ 7/5/1367 از ساعت 17 الی 19 در مسجد جامع شهر نراق برگزار می شود .

image6690.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ده روز بعد تاریخ 17/5/1367 هلال احمر جمهوری اسلامی نامه بنده از عراق را به خانواده ام تحویل می دهند که همه را در بهت و حیرت فرو می برد . باور کردنش مشکل ،و بیان لحظاتش غیر توصیف است .

خانواده و دوستان و مسئولین هلال احمر در عالم شوک و ناباوری متن نامه نوشته شده من را می خوانند که نوشته ام : اینجانب علی اکبر حیدری سالم هستم و در اردوگاه رومادیه 13 عراق به سر می برم .

68.jpg


نوشته های روی سنگ قبرم را را تعویض و شهید به عنوان گمنام به جامعه معرفی می شود .
قطعنامه 598 مورد پذیرش قرار گرفت و پایان جنگ در مرداد 1369 اعلام گردید و رژیم بعث عراق از سوی سازمان ملل به عنوان متجاوز شناخته شد که باید غرامت های سنگین جنگ را بپردازد . اسرای دو کشور مبادله شدند .

image3310.jpg

تاریخ 5/6/1369 است و روز سرنوشت سازی برایم بود . به همراه سایر اسرا از مرز خسروی وارد کرمانشاه شدیم و بر خاک وطن اسلامی بوسه زده و نماز شکر به جای آوردم .
بعد از طریق هواپیما به فرودگاه مهرآباد تهران انتقال یافتم . به مدت سه روز در پادگان لشکرک در منطقه لویزان ، قرنطینه صورت گرفته و به جمع اقوامم پیوستم . ابتدا از ماجرای شهادتم هیچ خبری نداشتم تا اینکه یکی از پسر عموهایم اعلامیه ترحیمم مربوط به دو سال قبل را نشانم داد و شرح ماوقع را برایم نقل کرد .
اولین قدمگاه مورد نظرم زیارت مرقد پاک و نورانی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت آیت الله سید روح الله خمینی (ره) در بهشت زهرای تهران بود .

78214726333476309935.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 



بعد وارد زادگاهم شهر عشق و شور و نشاط یعنی نراق شدم . جمعیت انبوهی ساعت ها چشم انتظار بودند . دسته های گل بر روی شانه هایم انداختند و وارد گلزار شهدای شهر نراق شدم . به روح طیبه شهدا فاتحه ای قرائت کردم آنگاه بر مزار قبری که تا چندی پیش خودم در آن دفن بودم و اکنون شهید گمنامی در آن آرمیده است فاتحه ای قرائت کردم .


بنده اکنون با 30 درصد جانبازی به همراه همسرم سرکار خانم حسینی و فرزندم عارف حیدری از پیروان راستین مکتب اسلام هستیم و برای پیشبرد اهداف مقدس جمهوری اسلامی فعالیت داریم .

 

picture 662.jpg

آزاده جانباز علی اکبر حیدری فرزند رضا اهل شهر نراق 4/3/1391

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعــت21:14 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(23)

 

کتاب " تاریخ اشرار کاشان "

مولف آیت الله ملا عبدالرسول مدنی کاشانی فرزند ملا محمد به اهتمام حسینعلی پورمدنی توسط انتشارات مرسل که نوبت دوم در سال 1378 چاپ گردیده است . آقای مدنی سال 1321 قمری متولد و تاریخ 24 ذی الحجه 1412 برابر با 5 تیر 1371 دعوت حق را لبیک و در بقعه هارون بن موسی(پنجه شاه) شهرستان کاشان استان اصفهان مدفون گردید .

img_1810.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

کتاب تاریخ اشرار کاشان در 103 صفحه و مبارزه با ظلم و قهرمان پروری نراقی ها در جای جای آن به چشم می خورد . نگارش این کتاب در سال 1339 هجری قمری (96 سال قبل) نوشته شده است .


+ صفحه 16 در خصوص آیت الله حاج میرزا فخرالدین نراقی نوشته :
مباحثات ملا عبدالرسول مدنی کاشانی در نزد بزرگانی مانند آیت الله حاج میرزا فخرالدین نراقی و ابوالزجه خودش ملا حبیب الله شریف کاشانی و... بوده است .

+ در صفحه 60 در خصوص کشته شدن نایب حسین خان نراقی توسط عوامل نایب حسین خان کاشی نوشته :
در خلال این اوقات وقتی شد که "مرحوم نایب حسین خان نراقی " که جوان پُر دل و دلیر و با طایفه ای بود اما در ادای فرائض شرع اهتمام تمام داشت ؛ مامور به گرفتن نایب حسین خان کاشی شده به اطراف کاشان با جمعی وارد شده ؛ کاشی ها در اطراف کاشان می زیستند در حالی که نایب حسین نراقی در "جوشقان" (چهار فرسخی کاشان) بود .

img_1816.jpg

کاشی ها شبانه می روند اطراف منزلگاه نراقی ؛ نراقی از نهایت غفلت و غرور و بی خبری در بالاخانه ای نشسته و کسان او متفرقند ؛ کاشی ها در صحرا صدای شغال می کنند که نراقی خوب مطمئن شود که انسان در این اطراف نیست ؛ یک دفعه او را نشان گرفته با گلوله می زنند و بعضی تبعه او را دستگیر ؛ از مقاومت او هم آسوده شدند .


+ در صفحات 67 و 68 و 69 در خصوص شرارت اشرار در اطراف کاشان نوشته :
باید دانست که هر کجا از محوطه کاشان باج به حضرات نمی دادند مورد سخط و غضب آنها بودند ؛ هنگام اقتضای وقت تلافی می کردند ؛ مثل نشلج و بَرزُک و نراق و جاسب .

img_1822.jpg

اما نراق چندان اعتنایی نداشتند و تمکین نمی کردند و تقدیم باجی نمی نمودند .او بعد از آنجا به دهات دیگر و قمصر و نطنز و غیره رفت و به همین دستور به جزئی سبکتر رفتار کرد ؛ در نراق و خارج با ژاندارمری طرف و بعضی آنها را تلف و بعضی را آزاد کرد ؛ بالاخره می شنویم در لرستان زندگانی می کند با اینکه مکرر گفتند کشته شده است.

img_1817.jpg

+ در صفحات 73 و 74 به خیانت و جنایت های نایبیان کاشان از جمله کشتن نایب حسین خان نراقی و آقا علی نراقی پسر میرزا محمد حسین مجتهد نراقی اشاراتی دارد که بعد از شهادت آقا علی افراد خانواده اش به تهران اعلام تظلم کرده ولی اشرار نایب حسین خان کاشی تا چند سال پول خون او را از رعایا می گرفتند و با اولیای امور قسمت می کردند .

img_1823.jpg

+ در صفحه 102 و فصل چهارم به اسامی و تشریح هفت نفر از شخصیت هایی پرداخته که توسط ددمنشان نایبیان کاشان به قتل رسیده اند . از جمله نوشته مرحوم آقا علی پسر مرحوم میرزا محمد حسین مجتهد نراقی ؛ جوان پُر دل بی باکی بود ؛ دخالت زیاد در سیاسیات داشت و با حضرات بی محابا حرکت می کرد .

img_1820.jpg

هر چه آنها با او مداهنه می کردند او یکتنه با آنها مخالفت می کرد و این اندازه را عقل سلیم حکم نمی کند ؛ بالاخره او را دعوت کردند ؛ به تنهایی رفت ؛ همان رفتن و همان بر نگشتن ؛ تا چند روز هم خود آنها به شراکت سائرین جویای او می شدند خبری نمی شد ؛ مادرش صاحب طایفه ؛ مدتها زحمتها کشید نتیجه نبخشید . مگر اینکه مکرر پول خون او را از رعیت گرفته و با مرکزیان شرکت کردند و گذشت ؛ و از این قبیل خیلی است .

img_1827.jpg
دومین فرد نائب حسین نراقی که نیز مهمیز قلم اشک ریز ؛ توسن عزاداری در میدان سوگواری این رساله جولانی نمود .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعــت23:58 تــوسط |
ترک کردن سیگار یک اسیر نراق در عراق

 

ترک کردن سیگار یک اسیر نراق در عراق

دوم فروردین 1361 طی عملیات فتح المبین در جبهه زَعَن منطقه شِلِش شهرستان شوش استان خوزستان به شدت مجروح و به اسارت نیروهای ارتش عراق درآمدم .

 46776343242120946537.jpg

حاج عباس باقری

عملیات فتح المبین همه جبهه ها فتح الفتوح بود ولیکن در شلش رزمنده های نراق و محلات و ... گرفتار هوشیاری عراقی ها شدند .

 38149014284756893053.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حدود 350 نفر در این عملیات اسیر شده بودیم و با اینکه تعدادی از اسرای ایرانی مجروح بودند بدون طبابت و رسیدگی به مدت طولانی در خیابان های بغداد در داخل اتوبوس ها چرخانده شدیم .

 image3325.jpg

بعضا محل زخم اسیران بوی تعفن می داد و عراقی های بی توجه به خاطر شکست سنگین می خواستند به مردمشان روحیه بدهند .

بعد در استخبارات بغداد به نوبت در حال بازجویی بودیم و با همه مشقاتی که داشتیم عراقی ها به توزیع سیکار بین ایرانیان مبادرت ورزیدند .

 image3335.jpg

 همشهری ام قدرت الله ایزدی اهل شهر نراق مخفیانه گفت عباس تو که سیگار نمی کشی بنابراین سهمیه سیگارت را بگیر تا من بکشم .

من هم گفتم قدرت نه من سهمیه سیگار می گیرم و نه تو حق کشیدن سیگار داری . ایزدی هم احترام گذاشت و سیگار را ترک کرد .

60367495331099302521.jpg

آزاده جانباز حاج عباس باقری فرزند حسینعلی اهل شهر نراق 20/2/1392

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه سوم شهریور 1393ساعــت21:23 تــوسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 16
 

image8780.jpg

 شکار در کوه کارد کلنگه (احمدآباد)شهر نراق – پاییز سال 1340
از راست : حسن غفاری فرزند میرزاجواد – مرحوم رمضان عظیمی فرزند صفر – مرحوم غلامحسین خسروی فرزند.... – مرتضی رادفر فرزند شکرالله

image4528.jpg

 مزرعه سالوار شهر نراق – سال 1365

از راست : حسن کاظمی فرزند سلطانعلی – علی رمضانی فرزند غلامعلی – ایرج جعفری فرزند فرزند علی اکبر – مصطفی آعلی فرزند علی محمد – مجید ابراهیمی فرزند.... – حمیدرضا قاسمی فرزند غلامرضا -  مهدی کاظمی فرزند محمود-  ابوالفضل آعلی فرزند ابراهیم

image4246.jpg

 مانور بسیجیان شهر نراق در ... – سال حدود 1366

سید عباس موسوی فرزند سید حبیب – مهدی کاظمی فرزند محمود – علی اکبر پور صادقی فرزند محمد – حسن کاظمی فرزند سلطانعلی – سید احمد باشی فرزند سید کاظم – علیرضا پریشانی فرزند حسین – داود مظفری فرزند علی محمد – رضا عابدینی فرزند روح الله – حمیدرضا قاسمی نراقی فرزند حسن – ابوالقاسم احمدی فرزند علی – سید حسن حسینی فرزند سید جلال – سلطانعلی قجری فرزند عبدالرحمن – حسین فروغی فرزند اکبر

image5405.jpg

 کودکان و نوجوانان محله مسجد حاج صغری – سال 1364

ازراست : راضیه صالحی فرزند اصغر - مرضیه لطفی فرزند غلامعلی - داود حبیبی فرزند اکبر - اکرم قجری فرزند قاسم - ریحانه صالحی فرزند اصغر - مهدی رمضانی فرزند علی - ناشناس - محمد قجری فرزند علی - ناشناس - حسن حبیبی فرزند اکبر – اسماعیل حبیبی فرزند اکبر

 

image5270.jpg

 شهر نراق - شهریور 1363

از راست : علی اصغر سعادتی فرزند صفدر علی ، ....ماندنی فرزند حسین ، مرتضی ماندنی فرزند حسین ، محمود کاظمی فرزند قاسم ، ناشناس

 

sryzsr.jpg

 مزرعه سالوار شهر نراق - سال

ایستاده از راست : شهریار حیبیب زاده فرزند محمدرضا ، غلامرضا ایزدی فرزند محمود ، غلامعلی رضایی فرزند حسین ، هادی ایزدی فرزند عباس ، اکبر قجری فرزند احمد ، بیژن کارگزار فرزند.... ، محمد حمزه ای فرزند محمدعلی

نشسته از راست : ابوالفضل جعفری فرزند ابراهیم ، غلامرضا عظیمی فرزند رمضان ، سید احمد حسینی فرزند سید رضا ، حسین کارگزار فرزند... ، حسن نباتی فرزند مندعلی ، جعفر حمزه ای فرزند محمد علی

 

image3216.jpg

دومین دوره آموزش بسیجیان شهر نراق و محلات در صفی آباد محلات -تیر1360

از راست : قاسم جعفری فرزند ابراهیم(شهید) – محمد قجری فرزند علی – پاسدار ... اهل محلات – حسن رضوانی فرزند مدیر اهل محلات – سید مجتبی میرکریمی فرزند سید علی – علی رضایی فرزند رضا نظر – محمدرضا(مسلم) شاهرخی فرزند لطف الله اهل محلات(مرحوم) – سید عطاءالله حسینی اهل محلات(شهید)

 

image6821.jpg

اردوی یکروزه بسیجیان حوزه 2 ثارالله شهر نراق - زمستان 1379

 ایستاده از راست : حسن آقاصادقی فرزند شکرالله ، محمدرضا مرادی فرزند احمد، عباس قجری فرزند غلامحسین ، حسین باقری فرزند علیرضا ، امین جعفری فرزند علی ، جعفر حسینی فرزند محمود و.....

نشسته از راست : مجتبی مهدیزاده نراقی فرزند علی محمد ، مجید علی آقایی فرزند....، محسن حیدری فرزند حسین ، مجید صالحی فرزند ماشاالله ٰ مجتبی طهانی فرزند قنبر ، مهدی طالبی فرزند حسین

scan0060.jpg

 مزرعه محمد آباد شهر نراق – سال 1359

مرحومه ام لیلا ابوالحسنی فرزند غلامحسین آذر ماه 1369 فوت و در قطعه 73 بهشت زهرا(س) تهران دفن گردید . ام لیلا مادر بزرگ محمد و احمد ابوالحسنی بود .
یادش به خیر آفتابه مسی های قدیم را .

 

fhucf.jpg

 شهر نراق - سال 1381

 ردیف جلو از راست : عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم ، مرحوم علی بحرینی فرزند حسین ، مرحوم ملک محمد عابدی فرزند رحمت

ردیف عقب از راست : امین فروغی فرزند عزیزالله ، علی اکبر عضایی فرزند عباس ، ... رحیمی فرزند علی ، اصغر صفری فرزند مرتضی

image5497.jpg

 شهر نراق سال 1370

از راست : حسینعلی شریفی فرزند اسماعیل ، سید نظام موسویان فرزند سید علی  ، اسماعیل حبیبی فرزند اکبر ، سیف الله شریفی فرزند اسماعیل ، ابوالفضل قجری فرزند رحمت الله ، علی قجری فرزند رحمت الله ، کودک  ایستاده در وسط : سید موسی موسویان فرزند سید نظام

 

image6870.jpg

مسابقه دومیدانی یادواره شهدای بسیجی - دانش آموزان مدرسه راهنمایی اصفهانی شهر نراق - سال 1372

 

xfyjf.jpg

 عده ای از جوانان شهر نراق - سال حدود 1368

ایستاده از راست : سید تقی نقیبیان فرزند آقا سلطان - داریوش خسروی فرزند غلامرضا - علی اصغر حیدری فرزند ... - احمد ایزدی فرزند لطف الله - علی اکبر عضایی فرزند عباس - قنبر طهانی فرزند...
نشسته ها: سید عباس میرسلطانی فرزند سید احمد - ناشناس - احمد عضایی فرزند یوسف - حسینعلی عضایی فرزند عباس - ناشناس - امیر هوشنگ صالحی فرزند رضا - سلطانعلی مسلمی فرزند حسین
فرد عینکی ناشناس - غلامحسین بیابانگرد فرزند غلامرضا(علی اکبر)

 

 

این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه یکم شهریور 1393ساعــت17:36 تــوسط |
تقی عبدالمحمدی عارفی بود که قبل انقلاب نماز شب می خواند

 

تقی عبدالمحمدی عارفی بود که قبل انقلاب نماز شب می خواند

تقی عبدالمحمدی فرزند غلامرضا سال 1337 در شهرستان محلات استان مرکزی متولد گردید . وی از دوستان و همرزمان سلحشوران شهر نراق بود .

0138bratalikhosro.jpg

 شهید تقی عبدالمحمدی

آذرماه 1360 در جبهه محمدیه دارخوین آبادان در هنگام آتش تهیه بر علیه نیروهای ارتش بعثی عراق از ناحیه سَر مجروح شد و در بیمارستان آپادانا در خیابان خالد اسلامبولی تهران بستری گردید .

688921_im10xxxt.jpg


پس از بهبودی نسبی یکسال بعد تاریخ 16 آبان 1361 طی عملیات محرم در جبهه عین خوش موسیان استان ایلام پس از خلق حماسه های ماندگار به فیض اکمل شهادت نایل آمد .

یکی از دوستان ایشان پاسدار علی پورآغاسی فرزند علی اصغر قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات بود که طی عملیات فتح المبین تاریخ 2 فروردین 1361 به شهادت رسید .

3zk23xu2kuipivykbs0.jpg

شهیدعلی پورآغاسی


پور آغاسی به قرآن و نهج البلاعه مسلط بود و تقی نیز در کنار این شخصیت ممتاز با تربیت قرآنی بیشتر خو گرفت .

.jpg

عبدالمحمدی عارف بود و حتی قبل انقلاب نماز شب می خواند . یقین دارم در مقطعی 40 هفته شب های چهارشنبه به مسجد جمکران شهر قم عزیمت و با خداوند بی نیاز به راز و نیاز می پرداخت . چه بسا امضای شهادتش را از خالق در این عبادتگاه گرفته باشد.

.jpg


تقی عبدالمحمدی محوریت جوانان محلات در مسجد جامع سفلی بود . دعای ندبه را به صورت گل نرگس طراحی و با دست داخل گل و ساقه نوشته و آن را می خواند .

.jpg

آزاده اسدالله احمدعلی بیگ فرزند عزیزالله اهل شهرستان محلات 28/5/1391


+ نوشته شـــده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعــت17:20 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(22)

 

کتاب " هنرمندان کاشان "

تالیف آقای علی اصغر شاطری توسط انتشارات مرسل در سال 1386 چاپ گردید .

img_1783.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در کتاب 232 صفحه ای هنرمندان کاشان به هنرهای سنتی و صنایع دستی و منطقه از جمله آجرکاری ؛ خوشنویسی ؛ سفال ؛ مسگری ؛ قالی بافی و... پرداخته است . همچنین سرگذشتنامه 316 تن از هنرمندان کاشان و حومه اشاره گردیده است . 

img_1791.jpg
در اکثر احوال این کتاب در مقیاس تحقیقات میدانی می توان به کند و کاو در خصوص شهر نراق و منطقه بهره برداری نمود . در چندین مکان از مطالب آقای حسن نراقی فرزند ملا محمد حسین نویسنده کتاب تاریخ کاشان بهره برداری و نام برده شده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعــت16:33 تــوسط |
روزی که مانع بمباران هواپیمای عراق در آلواتان شدم

روزی که مانع بمباران هواپیمای عراق در آلواتان شدم

بسیجی بودم که دفترچه آماده به خدمت دریافت و سربازی ام را از تاریخ 18/4/1361 لغایت 18/4/1363 در لشکر 64 پیاده ارومیه – تیپ 2 سلماس – گردان 109 سپری کردم .

image3213.jpg

علی رضایی

در محور پیرانشهر - سردشت استان آذربایجان غربی و در منطقه آلواتان مستقر بودیم . مدتی بود حمام نرفته بودیم . مقداری چوب جمع کردیم و چند پیت 17 کیلوگرمی روغن نباتی را آب کرده و روی آتش گذاشتیم .

img_2134.jpg

با کمک سایر همرزمان استحمام کردیم . فرد شامپو می زد و دوستی آب روی سرش می ریخت و به نوبت می رفتند تو سنگر تا لباس بپوشند .

image3239.jpgدو نفر آخر مانده بودیم و من شامپو زدم و سر و صورتم با کف یکی شده بود که ناگهان سر و کله دو فروند هواپیمای میگ نیروی هوایی ارتش عراق پیدا شد .

137353135371.jpg

 

 

 

 

 

 

 

سربازی که آب دستش بود به سمت سنگر دوید و بقیه سربازان به هر گنجی پناه بردند تا از آسیب نجات پیدا کنند .

image3224.jpg

وسط پایگاه تک و تنها چاره ای نبود با ساعد و دستان به هر زحمتی کف ها را از مقابل چشمانم پاک کرده و پریدم پشت یک قبضه کالیبر 50 میلی متری و به سمت هواپیماهای دشمن متجاوز تیراندازی کردم .

image3234.jpg

خلبانان ارتفاع را کم کرده و روی پایگاه مانور می دادند و من هم با شهامت به شلیک کردنم ادامه می دادم . سرانجام مانع از بمباران منطقه شدم و آنها مجبور شدند از پایگاه فاصله گرفته و بمب های خود را در منطقه غیر نظامی بریزند و الحمدالله ضرر و زیانی متوجه کسی نشد .

image3211.jpg
این صحنه هم خنده دار بود و دارای حماسه ماندگار گردید که موفق شدیم هواپیمای دشمن را فراری بدهیم .

ee.jpg

علی رضایی فرزند رضا نظر اهل شهر نراق 19/11/1391

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعــت15:3 تــوسط |
سالروز ورود آزادگان شهر نراق به میهن اسلامی گرامی باد
 

 

image3480.jpg

1 (19).JPG

1 (17).jpg

1سلیمانی124.JPG

scan0007.jpg

scan0008.jpg

image4420.jpg

1 (35).jpg

1 (9).jpg

1 (22).jpg

1 (24).jpg

ssf.jpg

اردوگاه عنبر درشهر انبار استان الانبار عراق محل نگهداری اسرای ایرانی – 1362

ا ز راست : ناشناس – آزاده دکتر مجید جلالوند پزشک اردوگاه عنبر  - آزاده جانباز حسین اکبری فرزند اکبر اهل روستای جاسب ساکن شهر نراق

vh.jpg

image3281.JPG

1 (21).jpg

 uipftufgo.jpg

k;hkh.jpg

rtsy.jpg

tt.jpg

fyhf.jpg

yikdxfkdk.jpg

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393ساعــت19:29 تــوسط |
مثل اینکه دیروز اسیر شده ام و به امید خدا 8 سال دیگر باز خواهم گشت

 

مثل اینکه دیروز اسیر شده ام و به امید خدا 8 سال دیگر باز خواهم گشت

24 سال از آزادی اسرای ایران از اردوگاه های زجر آور عراق می گذرد . با همه سختگیری هایی که مامورین ارتش بعث و بعضا مزدوران سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در خصوص کنترل نامه های رزمندگان در بند اعمال می شده ولی سال 1362 یک جوان 18 ساله و برومند شهر نراق با اینکه پنج ماه از دریافت نامه از خانواده اش محروم بوده مکاتبه ای با مادرش داشته که مطالعه آن متحیر کننده است .

ظطبا.jpg

خواندن ده باره این نامه عمق روحیه و مقاومت اسیر نراقی را نمایش می دهد .

 

IMG18472508.jpg

 

 

 

 

 

 

 

آزاده جانباز احمد ابوالحسنی اهل شهر نراق در دیدار یکشنبه 26 مرداد 1393 آزادگان سرافراز با رئیس مجمع تشخیص نظام آیت الله هاشمی رفسنجانی

احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله متولد 1344 اهل شهر نراق از توابع دلیجان 2 فروردین 1361 طی عملیات فتح المبین در سن 16 سالگی در جبهه شِلِش شوش استان خوزستان پس از مجروحیت به اسارت ارتش عراق گرفتار شد و پس از هشت سال و نیم مقاومت دلاورانه 29 مرداد 1369 همراه با سایر اسرا با اسیران عراقی مبادله و به ایران بازگشت .

http://gigpars.com/upload/rbe1_%D8%A8%D9%84%D8%B3.jpg
این نامه از اردوگاه عنبر در شهر انبار در استان الانبار و آسایشگاه شماره 18 به شهر نراق ارسال شده است .

عین متن نامه تقدیم می گردد:

خدمت مادر عزیزم(مرحوم طلعت محمودی) سلام

پس از عرض سلام ؛ سلامتی شما را از درگاه ایزد متعال خواستارم و باری اگر از احوالات اینجانب فرزند خود خواسته باشی سلامتی برقرار و به دعاگویی شما مشغول می باشم . باری عرض کنم ؛ مادر عزیزم الان در مدت 5 ماه است که من از شما نامه دریافت نکرده ام و می دانم که شما نامه داده اید اما طول می کشد تا به دست من برسد ؛ اما از آقا مهرزاد(شوهر خواهر) همه ماه نامه دارم .

28-1.jpg

مادر عزیزم انشاءالله که ناراحتی نداشته باشی ؛ ناراحتی جسمی که داری منظورم ناراحتی روحی است . مادر جان هر وقت که سر قبر عبدالله و غیره(شهید عبدالله محمودی و سایر شهدای نراق) می روی یادی نیز از من بکن و سلام من را به او برسان .
خلاصه بگویم مادر ناراحت من نباش چون من هیچ ناراحتی ندارم و در نظرم مثل اینکه دیروز اسیر شده ام و به امید خدا 8 سال دیگر باز خواهم گشت چه عمودی(زنده) و چه افقی(شهید)
غلام محمد(برادرم) را سلام برسان ؛ قاسم و محمد(برادرانم) راسلام برسان . ننه خانم (مادر بزرگش خانم سلطان محمودی تاریخ فوت 23/2/1373) را سلام برسان . دایی علی و دایی رضا را با خانواده سلام برسان .

28-2.jpg
آقا مهرزاد و زهره ؛ آقا رضا و فاطمه ؛ حسن آقا و گوهر و کلیه بچه هایشان را سلام برسان . (سه خواهر و همسرانشان ) کلیه دوستان(بسیجیان) را سلام برسان . مادر جان ناراحت مباش چون طلوع صبح نزدیک است ؛ نزدیک است که حق بر پا و ظلم نابود گردد . مادر جان از ناراحتی و بیماری خود برایم بنویس . از حال دایی علی و زن دایی علی(والدین شهیدان عبدالله و کاظم محمودی) برایم بنویس ؛ روحیه آنها چطور است ؛ خوب است یا نه . حتما حتما خوب و بالاست .
مادر صبر کن چون خدا با صابرین است . دیگر عرضی ندارم به جز یاری و دیدار شما . خداحافظ .

قربانت احمد ابوالحسنی . تاریخ 30/2/1362

 010 - 28.jpg

 

 

 

 

 

 

بازخوانی و تفهیم گذاری از وبلاگ سلحشوران شهر نراق تاریخ 20/05/1393

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعــت17:27 تــوسط |
مرحوم احمد رجبی در بسیج نراق درس قرآن می داد

 

مرحوم احمد رجبی در بسیج نراق درس قرآن می داد


یادی از جوانی کنیم که طعم زندگی را نچشید و در خلوتی و خاموشی خود و خانواده اش فوت نمود .

.jpg

مرحوم احمد رجبی


احمد رجبی فرزند ماشاءالله سال 1336 در شهر نراق متولد شد . او انسان تحصیل کرده و ساکت و خاموش زندگی می کرد .

.jpg

 احمد رجبی در حال اجرای برنامه در سیمای جمهوری اسلامی سال1364


این چند قطعه عکس که در سال 1360 از او به یادگار مانده نشان می دهد که بر اساس فرامین رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی (ه) قدم بر داشته و همگام با جوانان زادگاهش نراق به کشاورزان در برداشت محصولات مساعدت و به قول قدیمی ها درجهاد سازندگی شرکت داشته است .

47091474957053778856.jpgنفر اول ایستاده از راست : مرحوم احمد رجبی

در یکی از عکس ها کنار سردار شهید کاظم محمودی و عده ای از رزمندگان در مزرعه کندقه مشاهده می شود و مشخص است راه رستگاری با این پاک دلان داشته.

00693903929808499093.jpg

 

 

 

 

 

 

 

احمد رجبی در کنار شهید کاظم محمودی

در عکسی دیگر در کنار ورزشکاران قرار دارد و علاقمند به فوتبال بوده است .

rckk_image9225.jpg

نفر اول ایستاده از چپ : مرحوم احمد رجبی


بسیجیان به خوبی یاد دارند که احمد در حیاط ساختمان بسیج روی یک تخته سیاه درس قرآن می داد و یکی از شاگردانش آقای علی اصغر ماهجان فرزند غلامعلی است که اکنون منبع خیر برای همشهریان می باشد.

.jpg

 برادرانش آقایان محمد و  رضا رجبی از بسیجیانی می باشند که به فرمان رهبر آیت الله خمینی(ره) مدتی در دفاع مقدس مردم ایران مقابل ارتش بعث عراق جهاد و مبارزه کرده اند .

                                      gfq10bku7xqmbxyih3cu.jpg   45535115326329446126.jpg
                                                                   رضا رجبی                    محمد رجبی 


احمد رجبی در مقطع جنگ تحمیلی به استخدام سازمان صدا و سیما درآمد و مدتی به اهواز مرکز استان خوزستان اعزام شد . بعد فعالیتش را در مرکز صدا و سیمای مرکز شهرکُرد استان چهار محال و بختیاری را به عنوان مدیر پخش ادامه داد .

.jpg

شایستگی او در کارش باعث شد به تهران آمده و مجری برنامه های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس گردد .
بسیاری از همشهریان تصویر ایشان را از سیمای مرکز بارها مشاهده نمودند . مدتی مدیر تولید شبکه 2 سیما بود و فعالیت های موثر و با اهمیت مذهبی و ارزشی را ارائه نمود .

احمد کارمند صدیق سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود که تاریخ 27/09/1376 در اثر تصادف در محور قم – کاشان جان به جان آفرین تسلیم نمود .

.jpg
همسر محترمش خانم رجبی که دختر عمویش می باشد با تلاش و کوشش فرزندان زندگی شان به اسامی جواد و حمیده را به نیکویی تربیت کرد و اکنون آنها از دانشجویان موفق در شهرستان کاشان می باشند .

.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

شادی روح احمد رجبی نراقی حمد و صلواتی می فرستیم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعــت17:32 تــوسط |
شهیدانی که سرهایشان تقدیم امام علی و امام حسین شد

 

شهیدانی که سرهایشان تقدیم امام علی و امام حسین شد


گردان امام صادق(ع)از لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) مملو از سلحشوران شهرهای دلیجان و نراق و دوستی و الفت بین آنان بی حد و حصر بود .

                              total1 copy 41.jpg   total1 copy 76.jpg

دی ماه 1365 عملیات کربلای پنج در جبهه شلمچه و مقابل بصره عراق آغاز شد . غیاث عابدی کمک آر . پی . چی زن عابدین فدایی بود .
نبرد که سنگین شد ترکش بی امان یک قبضه توپ فرانسوی هر دو یار را به دیار عرش پرواز داد . سر و گردنشان تقدیم راه مقدس و عدالت خواهی علی بن ابیطالب(ع) و سید و سالار شهیدان حسین بن علی(ع) گردید .

 42414964100763979326.jpg

پیکر بی سر شهید غیاث عابدی


عابدین فدایی فرزند حسن متولد 1347 اهل شهرستان دلیجان و غیاث عابدی فرزند کمال متولد 1329 اهل شهر نراق با داشتن شش فرزند جانفدا شدند تا ما امروز با سربلندی نام ایران اسلامی را در سراسر گیتی بر زبان آوریم .

1557747kasc003-001.jpg

دست نوشته ای از شهید عابدین فدایی



همه ما در مقابل حفظ خون شهیدان مسئولیت داریم . 

 

 85013629319794785970.jpg

سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا اهل شهر نراق14/10/1390

 

 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعــت10:17 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(21)

 

کتاب " راهنمای گردشگری شهرهای ایران . کاشان

ناشر کاروان جهانگردان نویسنده حسن زنده دل در سال 1386 چاپ و منتشر گردیده است .


img_1750.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

فهرست مطالب شامل موقعیت و جغرافیای طبیعی – جاذبه های طبیعی – آثار تاریخی و باستانی – بناها و آثار دینی – امامزاده ها و زیارتگاه ها – آرامگاه ها – و... می باشد .

img_1753.jpg
در صفحه 75 عکس مسجد آقابزرگ متعلق به خاندان نراقی را نمایش داده است .


در صفحه 145 این کتاب ملا محمد بن ابی ذر نراقی را یکی از مشاهیر منطقه نراق و کاشان بر شمرده و در خصوصش نوشته است :


وی معروف به محقق نراقی است ؛ که برخی او را خاتم الحکما و المجتهدین خوانده اند . آثار علمی او علاوه بر معارف اسلامی شامل حکمت ؛ فلسفه ؛ الهیات ؛ طبیعیات ؛ انواع علوم ریاضی از جمله هیئت ؛ هندسه مسطحه و فضایی و اخلاق است ؛ که بالغ بر سی مجلد مشروح و مفصل می گردد ؛ ولی اغلب آن ها گمنام باقی مانده اند . از آثار مشروح علمی او فقط دو کتاب چاپ و منتشر گشته ؛ یکی کتاب مشکلات العلوم که نمونه ای است از احاطه وی به علوم و فنون گوناگون ؛ و دیگری کتاب جامع السعاده در علم اخلاق است .

img_1755.jpg


این کتاب که بارها در ایران و نجف تجدید چاپ شده است ؛ مورد توجه دانشمندان دنیای اسلام قرار گرفته . چنان که یکی از علمای کشور لبنان شیخ حبیب آل ابراهیم در کتاب نفیس خود موسوم به التیتمه ؛ جامع السعاده را از شاهکارهای معدود اسلامی می داند و آن را یکی از هجده کتاب ممتاز و شاهکار مسلم علوم اسلامی قلمداد می کند .

img_1756.jpg

وی در علم اخلاق جامع السعاده نراقی را بهترین کتاب شناخته و سپس احیاءالعلوم غزالی را نام برده است . علامه ملا محمد ابی ذر نراقی در 1209 هجری قمری در گذشته است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعــت23:57 تــوسط |
همایش بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس نراق و خاوه

 

همایش بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس نراق و خاوه

پنج شنبه 16 مرداد 1393 بیش از 20 نفر از رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق و عده ای از بسیجیان در غالب گروه های جهادی حوزه مقاومت بسیج ثارالله نراق در روستای خاوه اردهال مهمان پایگاه شهید سبزه ای و مردم با صفای این خطه بودند .

 img_2919.jpg

در بین این عده حاج محمود مرادی شهردار مردمی و دو نفر از اعضای بسیجی شورای شهر آقایان سید مسعود موسوی و مجتبی عابدی نیز حضور پر ثمر داشتند .

 img_2972.jpg

 همچنین دو نفراز آزادگان جانباز حاج عباس باقری و حاج قدرت الله ایزدی از بین هشت آزاده نراق نیز در این محفل زیبا حضور سبز داشتند .

img_2935.jpg

سلحشوران شهر نراق پس از ورود در گلزار شهدای روستا گرداگرد قبور مطهر شهدا حلقه زده و پس از قرائت فاتحه با شهیدان پیمان بستند که تا انتهای راه حضور مقتدرانه خویش را حفظ خواهند نمود .

img_2971.jpg

همایش خاطره گویی رزمندگان تحت نام یاد یاران به طرز باشکوهی پس از اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد جامع روستای خاوه برگزار گردید .

img_2996.jpg

اولین راوی حجت الاسلام سید علی میرخدابخشی امام جماعت خاوه پس از خیر مقدم به مدعوین به نقل خاطره ای با حضور 60 نفر از طلاب از جمله حجت الاسلام علی اکبر حیدری(امام جمعه نراق) در جبهه های غرب کشور (جوانرود کرمانشاه) پرداخت .

img_3000.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 


آقای غلامعلی شریفی (برادر شهید محمد شریفی) که در واحد مخابرات در جبهه ها فعالیت داشته خاطرات خود را بیان نمود .

  img_3012.jpg   img_3005.jpg

در بین راویان جنگ و جبهه دو نفر از ایثارگران نراق آزاده جانباز حاج قدرت الله ایزدی و جانباز علی کمره ای به ذکر نکات جالب توجه از مشاهدات تلخ و شیرین خویش در نبرد حق علیه باطل پرداختند که مورد توجه اهالی متدین خاوه قرار گرفت .

img_2976.jpg

مردم دین مدار و خصوصا جوانان خاوه استقبال شایسته ای از این مراسم خودمانی به عمل آورده و حتی قدیمی های مورد احترام ؛ بیرون از مسجد بر روی پله ها نشسته و به یاد جوانی خود غبطه می خوردند .

picture 626.jpg

 امیرحسین قجری یکی از اعضای گروه جهادی حوزه مقاومت بسیج ثارالله شهر نراق

حق است از تلاش های وافر سرگرد مهدی نباتی جانشین فرماندهی سپاه پاسداران ناحیه دلیجان و سروان محمد شریفی فرمانده ستاد ناحیه 2 ثارالله نراق در برپایی این همایش مثمر ثمر سپاس و قدردانی داشته باشیم .

همچنین از آقای ... میرجعفری مسئول پایگاه شهید محمدرضا سبزه ای خاوه اردهال نیز تقدیر می گردد .

چنین جلساتی اثرات مطلوبی دارد که از جمله آن تالیف قلوب فراموش شده و یاد شهدای گرانقدر نیز گرامی داشته می شود . امید است این مجالس به نیکی ادامه داشته باشد .

    img_2990.jpg 

اسامی نه نفر از شهیدان انقلاب و دفاع مقدس روستای خاوه اردهال از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی و شمه ی تاریخی از این دیار :

img_2951.jpg

1- احمد آقابابایی فرزند عباسعلی شهادت 22/11/1357 جریان پیروزی انقلاب در تهران
2- علی قاسمی فرزند خانعلی شهادت 3/1/1358 آسیب به کلیه و کبد و مرگ در بیمارستان اخوان کاشان
3- محمد رضا سبزه ای فرزند علی متولد 1338 شهادت 2/1/1361 عملیات فتح المبین
4- علی محمد شریفی فرزند روح الله متولد 1341 شهادت 22/2/1362
5- محمد شریفی فرزند سیف الله متولد 1344 شهادت 30/9/1363 پاسگاه شرهانی عراق
6- عباس شریفی فرزند علی اصغر متولد 1345 شهادت 11/3/1365 بندر فاو عراق
7- قاسم خاوه ای فرزند اکبر متولد 1348 شهادت21/1/1366 عملیات کربلای 8
8- غلامعباس کریمی فرزند حسین متولد 1347 شهادت 26/12/1366 عملیات والفجر 10
9- حسن شریفی فرزند علی اکبر متولد 1347 شهادت 27/12/1366 عملیات والفجر10

 img_3011.jpg

روستای خاوه ی اردهال در 13 کیلومتری شهر نراق ؛ ۳۰ کیلومتری شهرستان دلیجان ؛ ۴۸ کیلو متری شمال غربی کاشان و در پنج کیلومتری مشهد اردهال واقع است. به دلالت تاریخ ، نام قبلی آن « خوابق » بوده که در حمله و هجوم افاغنه ، قُلاع آن ویران شده و هنوز آن ویرانه ها باقی است .

 img_2932.jpg

 خاوه ی اردهال دارای مردمی فعال و پر تلاش است که با عرق جبین ، بام تا شام را در مزارع زحمت می کشند . عمدتاٌ نماز مغرب و عشا را در مسجد جامع روستا ، اول وقت بپا می دارند . ارادت مردم این دیار به خاندان عصمت و طهارت پیشینه ای بس درخشان دارد و شاهد گویای آن تقدیم چندین شهید در رکاب فرزند برومند و بلافصل پنجمین کوکب سپهر ولایت ؛ علی بن امام محمد باقر علیه السلام در سال ۱۱۶ هجری قمری (1319 سال قبل) در دشت اردهال است .

img_2923.jpg

ارادتمندان به اهلبیت عصمت و طهارت به نشانه ابراز علاقه ی خود به آستان این نیکان ، هنگامیکه حضرت سلطانعلی بن امام محمد باقر علیه السلام در سنوات حدود 113قمری خاوه را به قدوم پر برکت خویش مزین می سازد ، بخش عظیمی از آب و ملک آن روستا را به حضرتش پیشکش می نمایند .



وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعــت17:52 تــوسط |
معرفی اثر در خصوص شهر نراق
 

معرفی اثر در خصوص شهر نراق(20)

تقویم حدیثی سال 1391 اداره اوقاف دلیجان

 

تقویم حدیثی سال 1391 توسط اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان دلیجان تهیه و بین مردم توزیع گردید.

img_1744.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق :

روی جلد این تقویم عکس بقعه زبیده خاتون که زمان فوتش نُه ساله بوده نقش بسته است .
در صفحه دوم این تقویم بقعه متبرکه زبیده خاتون(س) شهر نراق را اینچنین معرفی نموده است :

img_1749.jpg


نسب شریف امامزاده سیده فاطمه(س) به چهار واسطه به امام جواد(ع) منتهی می گردد که از قرار ذیل است :
سیده فاطمه(معروف به زبیده خاتون) بنت حسین ابی محمد بن احمد بن محمد ابی جعفر بن موسی المبرقع بن الامام محمد التقی الجواد(ع) . وی خاتون مجلله و سیده ای فاضله و بزرگوار بود که مدفن مبارکش در هفت کیلومتری جنوب شهر نراق واقع است .

img_1747.jpg


در این تقویم همچنین بقعه متبرکه شاه سلیمان(ع) شهر نراق را اینگونه معرفی نموده است :
نسب شریف امامزادگان حسین ؛ ابو طیب طاهر ؛ مهدی و مطهر مدفون در نراق با سه واسطه به امام هفتم(ع) منتهی می شود که از قول ذیل است :
سید مهدی و مطهر ابنی ابی طیب طاهرین ابی عبدالله الحسین بن موسی الثانی بن ابراهیم المرتضی بن الامام الکاظم علیه السلام .

 

=============================

معرفی اثر در خصوص شهر نراق(19)

تقویم جیبی گلبرگ سرخ در خصوص دفاع مقدس سال 1392


تقویم دفاع مقدس تحت نام گلبرگ سرخ سال 1392 با موضوع دفاع مقدس توسط موسسه فرهنگی سفیران طلائیه اراک تهیه و بین مردم توزیع گردیده است .

img_1763.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در این تقویم به معرفی فرماندهان شهید استان مرکزی و گزیده ای از وصیت نامه های آنان ؛ سالروز تشیع شهدای گمنام در سطح استان ؛ کارنامه عملیاتی استان مرکزی در دفاع مقدس و... اشاره شده است .

img_1766.jpg
در ماه خرداد عکس سردار شهید قدرت الله کمره ای فرزند رمضان اهل شهر شهید پرور نراق با زیر نویس " فرمانده مخابرات لشکر مهندسی 42 قدر " نمایش شده که تاریخ 4/3/1367 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان به شهادت رسیده است .

img_1767.jpg
همچنین عکس مقبره پنج شهید گمنام را نمایش داده که تاریخ 20/10/1380 مصادف با 25 شوال 1422 سالروز شهادت مؤسّس مذهب شيعه اثنا عشري، حضرت جعفر بن محمّدٍ الصادق(ع) در بلوار ورودی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر نراق خاکسپاری گردیدند .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعــت17:30 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق

 

 معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(18)

 

کتاب " صحیفه عاشقان نور "

مولفین آقایان اسماعیل حبیبی و عباس باقری دو نقر از ایثارگران دفاع مقدس و با مساعدت لیتوگرافی آبرنگ آقای احمد ابوالحسنی به نام جمعی از همرزمان در سال 1378 منتشر گردیده است .

img_1684.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

کتاب صحیفه عاشقان نور اولین کتاب در خصوص زندگینامه و وصیتنامه شهیدان شهر نراق می باشد که مطالب آن به سختی جمع آوری و منتشر گردید . ابتدای کتاب به زندگینامه علامه ملا مهدی و فرزندش ملا احمد نراقی پرداخته است .

img_1687.jpg



==================================

معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(17)

کتاب " نراق در آیینه ی تاریخ "

مولف آقای محمد رضا خسروی فرزند قنبرعلی اهل شهر نراق بازنشسته آموزش و پرورش می باشد و سال 1375 کتاب نراق در آیینه ی تاریخ را منتشر نموده است . این کتاب توسط موسسه ی فرهنگی آفرینه به چاپ رسیده است .

img_1678.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

این کتاب دارای 196 صفحه و پنج فصل می باشد :
1- فصل اول ویژگی های جغرافیایی نراق 2- فصل دوم پیشینه تاریخی نرق 3- فصل سوم تاریخ رجال نراق 4- فصل چهارم مطالعات مردم نگاری و مردم شناسی 5- فصل پنجم اصطلاحات محلی ؛ ضرب المثل ها و گزیده ی اشعار

            img_1679.jpg    img_1680.jpg


=====================================

معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(16)

کتاب " تاریخ نراق "

مولف آقای علی عظیمی فرزند رمضان اهل شهر نراق که بازنشسته ارتش می باشد در سال 1389 کتاب تاریخ نراق را منتشر نموده است . ناشر این کتاب جامعه نگر می باشد .

img_1674.jpg


توضیحات سلحشوران نراق :

این کتاب دارای 456 صفحه و سی فصل می باشد . فصل ها شامل تاریخچه – ادارات – اماکن مذهبی – امامزاده ها – مساجد – آب انبارها – آسیاب ها – بادگیرها – بازار – چشمه های آب – دروازه ها – حمام – شکارگاه ها – سنگ ها – شهادت آقا علی نراقی به دست عمال نایب حسین خان کاشی – غارها – گدار – عصارخانه – محله ها – مشاهیر – منازل شهر نراق و... می باشد .

          img_1675.jpg   img_1676.jpg

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعــت23:51 تــوسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 15
 

8.jpg

مدرسه راهنمایی بامداد شهر نراق - سال 1354

 از راست : حسینعلی عظیمی فرزند رمضان ، عزیز الله فروغی فرزند ابراهیم ، ...صافی اهل شهرستان محلات ، خلیل محمدی فرزند.... اهل دلیجان ، حبیب محمدی فرزند...اهل  دلیجان ، ابوالحسن ابراهیمی فرزند... اهل دلیجان ، ...قادری اهل یزد ، علی اکبر جعفری فرزند غلام

 

image2816.jpg

 گرامیداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در گلزار شهیدان شهر نراق – سال 1377

ایستاده از راست : نعمت الله ایزدی فرزند عباس – رمضان کمره ای فرزند حسین – حسینعلی کمره ای فرزند تقی – علی کمره ای فرزند تقی – حسینعلی محمودی فرزند علی – ماشاالله لطفعلی فرزند حسین – غلامحسین ایزدی فرزند حسن – تقی آعلی فرزند اسماعیل – مرحوم علی کرباسی فرزند علی اکبر
نشسته از راست : محمد حیدری فرزند علی – ....رزاقی فرزند مرتضی - قاسم حیدری فرزند سلطانعلی

 

image4211.jpg

 آیین های عاشورایی شهر نراق مراسم شیرگردانی – سال ...

 

image5372.jpg

 منزل مرحوم اکبر حبیبی فرزند غلام – سال 1364
از راست : حجت الاسلام احمد غریبی (طاهری نژاد) فرزند سلطانعلی – حجت الاسلام سید ابوالفضل بابایی فرزند سید رضا – اسماعیل حبیبی فرزند اکبر – سید عباس باشی(حسینی نژاد) فرزند سید میرزاآقا – مرحوم جانباز حسین حیدری فرزند محمد علی – علی قجری فرزند رحمت الله

 

 قجري002.jpg

 بقعه زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد(ع) - سال 1363

ایستاده از راست : محمد قجری فرزند علی – مرحوم جانباز حسین حیدری فرزند محمد علی – قاسم حیدری فرزند سلطانعلی – غلامعباس حسینی فرزند سلطانعلی – اکبر قجری فرزند احمد – سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا


نشسته از راست : سید محمد باشی(موسویان) فرزند سید احمد – مهدی نباتی فرزند مندعلی – محمدرضا حیدری فرزند رضا - حسین نباتی فرزند مندعلی

rrr.jpg

 مرحوم حاج رضا رضایی فرزند رضا نظر و مرحوم حاج غلامعلی رمضانی فرزند محمد تقی دو نفر از هیئت امنای بقعه شاه سلیمان شهر نراق در کنار درب چوبی و تاریخی آستان متبرک - سال 1364

 

1212.jpg

 مدرسه ابتدایی فاضل نراقی شهر نراق - سال 1373

دانش آموزان کلاس چهارم ابتدایی - آموزگار : حسینعلی محمودی فرزند علی

 

e5yus.jpg

 مراسم بزرگداشت پنج شهید گمنام مدفون در دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق - مسجد جامع نراق-19/10/1380

از راست : سید محمود موسویان فرزند سید غضنفر ، مهدی عابدی فرزند غیاث ، سید حسن حسینی نژاد فرزند سید میرزاآقا،سعید قجری فرزند یوسف ، حسین عضایی فرزند اسماعیل ، سید محمد باشی فرزند سید نصرت الله ، محمدجواد قجری فرزند علی اصغر ، عباس حیدری فرزند حسن ، سید مهدی موسوی فرزند سید حسین ، محمدمهدی ایزدی فرزند حسن ، عبدالله قطبی فرزند...

 

image5267.jpg

  شهر نراق – شهریور 1363
مرحوم اکبر حبیبی فرزند غلام – مرتضی ماندنی فرزند حسین – سلطانعلی قیومی فرزند.....(پدر شهید والامقام مهدی قیومی) – حمید قیومی فرزند سلطانعلی - ناشناس

 

1 (22).jpg

  محله منبع آب شهر نراق - سال 1375

راهپیمایی مردم شهید پرور شهر نراق به مناسبت 22 بهمن

 

rre2.jpg

  کارنامه تحصیلی ششم ابتدایی حجت الاسلام علی محمد حیدری نراقی - سال 1343

 

fghh.jpg

 طبیعت شهر نراق - سال1354

از راست : اصغر عضایی فرزند عباس ، اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم ، نفر وسط مرحوم سعید طالبی فرزند اصغر

image4431.jpg

 منزل حاج عباس ایزدی در شهر نراق – سال1356


 از راست : ماشاالله ایزدی –  ناشناس - نعمت الله ایزدی – حاج عباس ایزدی فرزند محمد – معصومه رمضانی فرزند فضل الله
نشسته های جلو : مهدی ایزدی - هادی ایزدی -  حجت الله ایزدی(شهید) –

 

 

 این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه هجدهم مرداد 1393ساعــت22:31 تــوسط |
چون ایمان داشتم برادرم شهید می شود پیشاپیش نامش را برای فرزندم انتخاب کردم

 

چون ایمان داشتم برادرم شهید می شود پیشاپیش نامش را برای فرزندم انتخاب کردم


دو برادرم علی اکبر پاسدار پیمانی و علی اصغر سرباز وظیفه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان همزمان در جبهه بودند .

total1 copy 116.jpg


در طول جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران همیشه احساس می کردم که یکی از برادرانم به شهادت خواهند رسید ؛ بر این اساس نام یکی از فرزندانم را در سال 1366 پیشاپیش " علی " گذاشتم تا نام و بوی معطر شهید در منزلمان نهان باشد .

100683_271.jpg

 

 

 

 

 

 


سرانجام لحظه خدایی بودن و خدایی شدن فرا رسید و دو ماه مانده به آخر دفاع مقدس ؛ علی اصغر حسنی فرزند میرزاعلی تاریخ 15 خرداد 1367 در جبهه به شهادت رسید و در گلزار شهیدان دلیجان آرام گرفت .

image8620.jpg


علی اصغر تخریب چی لشکر 42 مهندسی قدر بود .مردم خداجو و مومن دلیجان همزمان که برای سالگرد مراسم 15 خرداد مراسم داشتند به تشییع پیکر مطهر شهید علی اصغر 20 ساله پرداختند . آنان قدرشناس شهیدان در طول جنگ هستند . 

                                                                                                  total1 copy 116.jpg

 قبل از شهادتش 10 روزی به مرخصی آمده بود . ارتش عراق به مواضع ایرانیان تک زده بود و علی اصغر نتوانست آرام بماند و پس از هفت روز دلیجان را به قصد جبهه ترک کرد و گفت شاید به کمک من نیاز داشته باشند . او احساس مسئولیت در قبال دین و مملکتش داشت .

.jpg

        شهید حبیب حسنی

علی اصغر حسنی وصیت کرده بود جنازه من را کنار پاره تنم و پسر عمویم حبیب حسنی فرزند نظرعلی در گلزار شهدای دلیجان دفن کنید . حبیب حسنی متولد 1347 و بسیجی بود که تاریخ 18/10/1366 در جبهه شلمچه شهادت را در آغوش کشید .

 

با تشکر از خانواده شهید علی اصغر حسنی فرزند میرزاعلی اهل شهرستان دلیجان 10/8/1392

 

+ نوشته شـــده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعــت19:47 تــوسط |
پدر سه رزمنده دفاع مقدس شهر نراق در جوار رحمت حق آرام گرفته است

 

پدر سه رزمنده دفاع مقدس شهر نراق در جوار رحمت حق آرام گرفته است


سربلندم از اینکه پسر ابراهیم ماشاءالله و یا نوه نعمت اوسا هستم . به اسم آنها و یا از روی نام پدرم مرا می شناسند .

 rt.jpg

مرحوم کربلایی ابراهیم عضایی

از ابتدای کودکی راستی و صداقت راه گشای زندگی مان قرار گرفت . آقا ابراهیم به ما می آموخت راست کردار و خدمت گذار خلق باشید . سعی کنید مشکلات مردم را مرتفع و یا کاهش دهید .

 tr.jpg


اتوبوس مفیدی کاشان به رانندگی عبدالله شهرابی پُر از خاطرات تلخ و شیرین زندگی پدرم که بارها به آنها می پرداخت . تازه مردم استفاده از چهارپایان را کنار و به ماشین رو آورده بودند .

 

cam00487.jpg

                 اتوبوس شماره شهربانی 7644 مربوط به مسافربری مفیدی سال...

از راست : محمد اکبری فرزند حسین اهل شهر نراق - عبدالله شهرابی اهل کاشان راننده اتوبوس - سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود - ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله شاگرد اتوبوس


کودک بودم ما را به دلیجان می برد تا هم محموله پُست را انتقال دهد و هم همشهریان را برساند تا به کسب و کارشان بپردازند . بارها گفت هیچوقت به مسافری نگفتم پول بده .

 image۳۰۰۲.jpg

هر کس هر مبلغی ولو اندک می پرداخت با اشتیاق پذیرا بودم و به مردم خصوصا جوانان سختگیری نمی کردم . تعدادی از نوجوانان هم از سر شیطنت می رفتند و کرایه نمی دادند ولی من یاد ندارم صدای آنها زده باشم .

 .jpg


اکثر مردم خداجوی شهرستان دلیجان او را می شناختند و به وی احترام می گذاشتند . ما معمولا فعالیت های اقتصادی نداریم ولی حداقل سعی می کرد تا ما را با بازار کار آشنا کند .

 picture 640.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماشینش را میدان قدیم دلیجان و روبری جایگاه پمب بنزین پارک می کرد و به صاحب پنجرگیری می گفت من باز خواهم گشت و سفارش می کرد فرزندم را یاری کن .

لاستیک های آجدار که به هر دلیل ترکیده و از بین رفته بودند را برداشته و به نراق انتقال و ابتدای بازار شمس السلطنه به کفاشی های مرحومین طالبی به قیمت نازل می فروختم .

 t.jpg

آقای طالبی لاستیک های ماشین را با تیزی های مخصوص برش زده و اندازه های مختلف طراحی و برای مردم گیوه درست می کردند . هر چقدر کف گیوه دارای آج بیشتر بود مسلما گیوه با کیفیت تر آماده می شد .

 

image8653.jpg

 

مسرور بودم که در آن روزهایی که یک بستنی نانی به سختی خریداری می گردید دلی از عزا در می آوردم .
1356 و 1357سال های اوج انقلاب نگران شرایط آینده بود و ما را در مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی بر حذر می داشت تا مبادا برایمان اتفاقی بیافتد . بعد خودش نیز همگام شد .

image8643.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 در جنگ تحمیلی هم نگرانی اش بیشتر شد و احساس می کرد جوان 18 ساله پُر جنب و جوش هستم و احساسات بر عقل حاکم است ولی هر سه فرزند ذکورش در دفاع مقدس شرکت کردند و او و همسر مکرمه اش همراهی خوبی به خرج دادند .

اواسط جنگ برای ملاقات من به کردستان آمده بود . دره قاسملو در محور ارومیه به اشنویه و نقده پاکسازی شده بود ولی مردم واهمه داشتند برای استفاده از طبیعت زیبای خدادادی از آنجا بهره مند گردند .

img_9765.jpg

بهار دلنشینی بود که او را با جمع خانواده آنجا بردم . تا شنید اینجا دره قاسملوست شوکه شد و با بغض گفت اینجا همان جایی ایست که گروه های ضد انقلاب سر از بدن بهترین جوانان ایران جدا کردند . گفتم شما از کجا می دانید؟ گفت من با اخبار و گزارش های رادیو و تلویزیون بیگانه نیستم و گوش می کردم و شش کلاس سواد دارم .

image۳۰۶۰.jpg


وقتی ملاحظه می کرد که من تصمیم جدی خودم برای جلوگیری از اشغال سرزمین پاکم ایران را گرفته ام بی خیال شد و با نظر پاکسرشت و نیکو صفت مادرم همراه شد . یک بار هم آب پاکی را روی دستمان ریخت و گفت بره ای که گرگ قراره دم صبح ببره بذار سر شب ببره .

یعنی من که نمی توانم مانع از حرکت خیره کننده تو باشم پس به راه پاکت ایمان راسخ داشته باش ولو اینکه زودتر به اهدافت نایل کردی که تقدیر خداوند به گونه دیگر رقم خورد .
دیابت یا مرض قند این اواخر برایش آزار دهنده بود . پایش عفونت کرده بود و مجبور بود یکی از انگشتانش قطع شود . ادامه درمانش سختر و روز به روز شرایط را وخیم تر کرد .

j.jpg


فرزندان همه تلاش کردند بهترین خدمتگزار برایش باشند و مقدمات نوکری در مقامش را فراهم کردند . سال های طولانی در زمان جنگ تحمیلی و شرایط ناامنی کردستان و چند کشور از جمله عراق باعث شد از خانواده ام دور باشم و همیشه علاقمند بودم روزی فراهم شود تا اندک خدمتی در مقابل زحمت های طاقت فرسایشان داشته باشم .

_mg_5696.jpg


مادرم راضی بود و راضی تر شد و با دعای خیر برای من و فرزندانش بدرود حیات گفت . حالا نوبت پدر رسیده است . آخ که چه شب های لذتبخشی بود توی این پنج شش بیمارستان تهران . آخ که چه روحیه آور بود هل دادن ویلچر در همه شرایط سخت و عذاب آور . زیباتر از همه دعای نیمه شب های پدر که در حق من و اولاد دیگرش می کرد .

 

iii.jpg

مرحوم کربلایی ابراهیم عضایی و همسر ش مرحومه حاجیه خانم مرحمت اکبری

 

دو سه ماه به سرعت برق گذشت و این لذت های زودگذر برای من و عذاب آور برای او در بیمارستان به سر آمد و دیگر پای تخت خوابیدن و صحبت با او به انتها رسید . آوخ از روزهای زیبای خداوندگار نزد بهترین موجود دنیا .


من تصور می کنم نیمه های شب که درد به سراغش می آمد و گریه و نالان بود عبادت های نماز شب خوان ها برایش نوشته می شد . چون قلب پاکی داشت و در طول عمرم ندیدم که قلب کسی را آزرده باشد و یا نیت داشته باشد که کسی را برنجاند و آسیبی به کسی وارد کند .

image۳۰۹۴.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شوخ طبع و خنده رو و همیشه دلش می خواست همه را شاداب و خندان ببیند . کدورت و ناراحتی در او زود گذر و آنی بود و گذشت و حلم سر لوحه زندگی اش بود .
بدهکار هیچکس نبود و هر شبی تذکر می داد که یادت نره مبلغی به مغازه محمد حمزه ای بدهکارم . ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت داشت .

سالانه برنجی نذر می کرد و می گفت بدهیم به آقای مهدیزاده تا در بقعه زبیده خاتون به مصرف عام برسد تا دعای مردم و خاندان نبوت پشت سرمان باشد .

dsc00280.jpg


با اینکه وضعیت مالی و اقتصادی نسبتا مناسبی داشت ولی به جز یک باب حیاط قدیمی هیچ از دار دنیا باقی نگذاشت . زیرا هر چه درآمد داشت و یا تحصیل می کرد هزینه مهمانی و شب نشینی های سالم و صالح میکرد تا همگان شاد زندگی کنند .

یعنی هزینه می کرد تا شادکام زندگی رونق داشته باشد . هزینه می کرد تا غم و غصه از خانواده دور باشد . به قول خودش اکثر اوقات سر سفره هایش بیشتر از بیست نفر طعام می خوردند و شاکر خداوند بودند .

img_۲۰۱۴۰۷۰۵_۱۰۵۱۵۲.jpg

ولی در عین حال هشت ماه آخر عمرش و دوری از مرگ همسرش زجرآور بود و بارها گفت گریه های مکرر برای همسر نمونه اش مرا دق مرگ خواهد کرد .

پنج شنبه 16 مرداد 1393 چهلمین روز وداعش با دنیاست . مقرر است مراسمی به این مناسبت به همراه سالمرگ خواهرش حاجیه صنعت اوضاعی از ساعت30/15 الی 17 ( پانزده و سی الی هفده ) در مسجد جامع شهر نراق منعقد گردد .

100_9298.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

بعد بر سر مزار پاکشان در وادی السلام صلوات و درود و فاتحه ای قرائت خواهد شد .


دعا می کنیم آنها و امواتی که دستشان از دنیا کوتاه است از سفره جود و کرم خداوند و ائمه هدی بهره مند و عاقبت به خیر شوند . انشاءالله .

 

 اللـــهم صـــل عـــلی محـــمد و ال محـــمد و عـــجل فرجـــهم

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393ساعــت17:26 تــوسط |
17 مرداد روز خبرنگار و سالمرگ حاج سید محمود غفاری

 

17مرداد روز خبرنگار و29 همین سالمرگ حاج سید محمود غفاری


ورود به دهه 40 که کودک بودم ؛ ابتدای بازار شمس السلطنه مغازه ای بود که صاحبش حاج سید محمود غفاری فرزند سید جعفر نام داشت .

image-1402053315896-v.jpg

سید محمود غفاری

دوست صمیمی پدرم و یکی از معتمدین شهر بود . مغازه اش چند پله داشت و لحظاتی داخل آن نشسته و گپی می زدند .

آن موقع ماشین خیلی کم بود و بارها که با ماشین پدرم آقا ابراهیم اوضایی به دلیجان می رفتم بسته فرهنگی را به این مغازه می آورد ؛ بعد متوجه شدم روزنامه اطلاعات است که اولین چاپ آن سال ۱۳۰۵ منتشر گردید .

cam00331-1.jpg


آقای غفاری نمایندگی روزنامه اطلاعات و سپید و سیاه را بر عهده داشت . همچنین حاج محمود سومین خبرنگار شهر نراق پس از مرحومین حاج عباس جعفری فرزند صادق( .- 1355) و حاج مرتضی جعفری فرزند عباس (1317 – 1383) بود .

 

                                  cam00532.jpg  cam00550.jpg

مرحوم سید محمود غفاری


مجله سپید و سیاه قبل انقلاب در این مکان برای علاقمندان توزیع می گردید . تابلوی مجله سپید و سیاه طی سالیان بالای این مغازه در بازار نصب بود که چند ماه قبل به دلیل تغییرات کَنده شد .

 12.jpg                                                                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

این مجله هفتگی از سال 1332 الی 1353 به مدیریت دکتر علی بهزادی (1304 رشت – 1389 تهران) در حال فعالیت بود .
کم کم با آقای غفاری و مغازه اش خو گرفته و از پدرم پول می گرفتم و خرید خود و منزل را از آنجا تهیه می کردم .

132.jpg

داخل قوطی تایید ورق های جایزه بود . داخل بسته های چای یک عدد قاشق بود . یک جایزه ای که مورد علاقه ام بود برنامه هفتگی مدرسه بود که می شد تغییرات دروس را داخل آن جابجا کرد . خلاصه با هر خریدی جایزه ای نصیب می گردید که تا اوان نوجوانی همچنان لذتبخش و مفرح در زندگی و خاطرم مانده است .

cam00543.jpg

مرحوم سید احمد غفاری فرزند سید جعفر در کنار برادرش مرحوم سید محمود غفاری


سال های منتهی به انقلاب انتهای بازار در مکانی که قدیم نانوایی شاطر عبدالله نوروزی بود و به آن سنگکی می گفتند نفت توزیع می گردید .

پیت های مختلف 4 تا 20 لیتری را برداشته و در صف ایستاده تا نوبت خرید نفت فراهم گردد . حاج سید محمود به هر کس که جوان تر بود سفارش تلمبه زدن می کرد . یعنی میله ای به عقب و جلو به حرکت در می آمد و به این طریق از مخزن اصلی نفت داخل بشکه 200 لیتری می گردید و بعد با ظرف های مخصوص که لیترهای آن مشخص بود توسط شیر از بشکه پُر گردیده و نهایتا در ظرف مشتری ریخته می شد .

cam00533-1.jpg


راستش بعضی موقع که حال داشتیم کمک حال آقای غفاری می شدیم و زمانی که بی حوصله بودیم و قصد داشتیم بپیچونیم دست درد را بهانه می کردیم . ولی خوب همیشه افرادی که از بازوی قوی تری برخوردار بودند در صف نفت تلمبه زنی را انجام می دادند .

img_1731.jpg


حاج محمود غفاری انسان مومن و مذهبی و مورد احترام قاطبه مردم نراق و منطقه بود . دیانتش زبانزد عام و خاص بود و به روحانیت و علما از سر صدق و صفا احترام ویژه ای قایل می شد .
همسر آقای غفاری حاجیه خانم کوکب غفاری فرزند میرزا جواد و فرزندانشان سید مرتضی ، سید مصطفی ، سید مجتبی ومرحوم سید مهدی همیشه مورد احترام و تکریم اهالی نراقی بودند .

img_1732.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


بیست و نهمین ساگرد فوت آقای حاج سید محمود غفاری با روز خبرنگار(17 مرداد) و تاریخ فوتش(16/5/1364) تقارن دارد .
آقای غفاری متولد1292 هجري شمسي و تاریخ16/05/1364 در سن 72 سالگی بدرود حیات گفت و در وادی السلام شهر نراق سر بر آستان تراب نهاد .

 

محمد اوضایی  12/05/1393


+ نوشته شـــده در یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعــت23:12 تــوسط |
سید احمد جلالی مسئول تعاون گردان و شهادتش در کربلای 5

 

سید احمد جلالی مسئول تعاون گردان و شهادتش در کربلای 5

پاسدار سید احمد جلالی فرزند سید حسینعلی 20 خرداد 1341 متولد شد .زمانی که دیپلم ریاضی را دریافت نمود ، به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان استان مرکزی در آمد و از مردان نیک صفت روزگار گشت .

total1 copy 4.jpg

سید احمد دارای سجایای اخلاقی بیشماری است که اهالی مردم شهید پرور دلیجان بیشتر آگاهی دارند . دارای همسر و یک فرزند می باشد .
سید احمد مسئول تعاون گردان امام صادق(ع) جمعی لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) بود که رزمندگان نراق و منطقه دلیجان در آن سازماندهی شده بودند .

 1191549mzea002-001.jpg

شب عملیات کربلای پنج شوهر خواهرم سردار قاسم جعفری که فرمانده دسته ما بود به شهادت رسید . صبح که شد تاریخ 29/10/1365 سردار سید احمد جلالی داخل سنگری پشت خاکریز توسط ترکش خمپاره به شهادت رسید و دوستان و همرزمانش را غمزده کرد .

پیکر مطهرش توسط مردم با ایمان و خداپرست دلیجان با حضور گرمشان در سرمای زمستان تشییع گردید و در گلزار شهیدان دلیجان آرام گرفت .

          1191549kakz001-001.jpg  84733527297724652459.jpg

سردار شهید سید احمد جلالی


دقایقی بعد در ادامه عملیات کربلای پنج تاریخ 29 دی 1365 پاسدار محسن حسنی فرزند ذبیح الله اهل روستای پنداس از توابع بخش برزک شهرستان کاشان استان اصفهان که ساکن شهرستان دلیجان بود شربت شهادت نوشید .

1191549kaka003-001.jpg

محسن با پاسدار ابوالفضل بابایی فرزند عباس اهل پنداس در یک سنگر در حال نبرد با ارتش بعث بودند که سنگر آنان مورد هدف یک قبضه خمپاره قرار گرفت و منهدم گردید . سریعا به کمک آنها شتافتم که محسن در دَم به شهادت رسید ولی ابوالفضل را از زیر خاک سنگر بیرون آوردم و خدا خواست زنده بماند و اکنون بازنشسته می باشد .

http://www.gigpars.com/upload/246k_dsc00305.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا اهل شهر نراق 14/10/1390

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه یازدهم مرداد 1393ساعــت20:46 تــوسط |
جانباز عباس حیدری نراقی از عملیات رمضان می گوید

 

جانباز عباس حیدری نراقی از عملیات رمضان می گوید

 

قبلا برای اعزام به جبهه ثبت نام کرده بودم ولی به دلیل صغر سن و کوچک بودن قد و قیافه و شاید نداشتن آشنا موفق نشدم .

ejy_1_(31).jpg

 عباس حیدری

پدرم آقای حسن حیدری مرد زحمتکش و طرفدار آیت الله خمینی(ره) بود و با جبهه رفتن من مخالفتی نداشت . برای اولین بار 30 خرداد 1361 با جمعی از بسیجیان نراق از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات عازم جبهه های نبرد نور علیه ظلمت شدم .

us54_3698.jpg

پاسدار غلام محمد ابوالحسنی آن مقطع فرمانده بسیج نراق بود که با تبلیغات شایسته توانست در فاصله کوتاه سه گروه قریب به 40 نیروی مستعد را به سرحدات میهن اسلامی اعزام کند و جملگی در پدافندی یا عملیات رمضان شرکت داشتند .

ymti_123.jpg

من در گروه اول بودم که روبروی پاسگاه زید مقابل ارتش عراق سازماندهی شدیم . من کمک آر . پی . جی زن بودم . گرمای بالای 45 درجه خوزستان تاب و تحمل زیادی می خواست .

روزها چفیه هایمان را مرتب خیس می کردیم و روی صورت می انداختیم تا تب گرما کمی فرو بنشیند . روزی همسنگرم محمد اوضایی که سابقه جبهه بیشتر داشت گفت انبار مهمات در فاصله 200 متری است برو و تا می توانی گلوله آر پی جی هفت بیار .

         kxst_1_(64).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

من هم رفتم و کوله ام را پُر کردم و تعدادی هم دست گرفتم و به سمت سنگرها در حال بازگشت شدم . هنوز 10 متری نیامده بودم که اولین خمپاره را مشاهده کردم که چگونه منفجر شد .

به حرکتم ادامه دادم و خمپاره ها همچنان می بارید و تا به سنگرمان رسیدم فقط یک گلوله در دستانم بود و از سینه خیز زدن و بدو و بایست و ترس همه را انداخته بودم .

5om_img_2523.jpg

محمد گفت پس موشکات گو ؟ گفتم همین یک موشک را آوردم و او خنده ای کرد و گذشت .
مدت کوتاهی از حضورمان در خط مقدم جبهه نگذشته بود و کم کم با انفجار و سر و صداهای مختلف تیر و ترکش و توپ آشنا شدم .

y8yf_1_(13).jpg

عباس حیدری در سالهای دفاع مقدس

روزی با همرزمان شکرالله شریفی و سید مرتضی میرسلطانی مشغول گپ و گفت بودیم که من گفتم اگر زنده برگشتیم که فبها المراد ؛ شهید بشویم خیلی خوبه ؛ اگر اسیر شویم بالاخره به وطن باز می کردیم ولی اگر مجروح شویم خیلی بده و طاقت تحمل درد و مداوا را ندارم .

youz_1_(22).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
سه شنبه 22 تیر 1361 مصادف با 21 رمضان 1402 عملیات رمضان با رمز یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی در شرق بصره به مدت دو هفته آغاز شد .
گردان ما خط شکن بود و در مرحله اول عملیات من به همراه محمد و علی قاسمی – پسر دایی ام مهدی جعفری – محمد جواد مهدیزاده محلاتی(مرحوم) و... مجروح و یک سرباز نیز به شهادت رسید . خمپاره نامرد 60 میلی متری در ورودی سنگر ما فرود آمد .

3ala_یادواره_منطقه_(2).jpg


احساس کردم میخ آهنین سرخ داخل شکمم رفت وجگرم را سوزاند . صدای جز جز آن هنوز در گوشم زمزمه می کند . همزمان یک ترکش کوچک به اندازه نخود رگ دست راستم را پاره کرد و خون مثل فواره بالا می جهید .

ui5u_1_(25).jpg


فریادهای مهدی جعفری را می شنیدم که پی در پی می گفت آمبولانس ؛ آمبولانس تا زودتر به اولین مرکز درمان برسد .
محمد تمرین مجروحیت داشت پا شد و به همراه مهدی و علی و دوستان رفتند سوار اتوبوسی که صندلی هایش را برداشته و مثل آمبولانس شده بود و به سمت اورژانس حرکت کردند .

6lf2_1_(27).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 
پسر خاله ام محمد رضا بخشی آمد بالای سرم و ضمن اینکه به من روحیه می داد بغلم کرد تا به سمت ماشین راه بروم . یک رزمنده اهل ساوه نیز به کمک او آمد ولی من تا خواستم حرکت کنم دیدم راه نمی توانم بروم و پایم نیز آسیب دیده است .

با هر زحمتی من را بغل کرد و گذاشتند عقب ماشین تویوتا و یک گونی خالی زیر سرم گذاشت و به راننده اشاره کرد حرکت کن . بین مسیر با هر تکانی دادم به آسمان می رفت . راننده خدمتگزار با هر ترمز یا گاز دادن مورد توهین من قرار می گرفت تا به اورژانس خط رسیدیم .

4k81_یففا.jpg

عباس حیدری در کنار سردار شهید قاسم جعفری

 

مداوای موقت و پد گزاری انجام و متوجه شدند بوی الرحمن من بلند است فلذا سریعا نسبت به اعزامم به شیراز مرکز استان فارس اقدام کردند .


کمتر از دو ماه در بیمارستان شهید بهشتی شیراز بستری و تحت مداوا قرار گرفتم . بعد دو هفته در بیمارستان آیت الله گلپایگانی قم و یک هفته در بیمارستان کامکار قم و سپس مدتی در بیمارستان فیروزآبادی شهر ری به مداوا مشغول بودم . دکترها تلاش زیادی کردند تا شرایط نسبی بهبودی حاصل شد .

fe96_1_(18).jpg

جانباز عباس حیدری


عدم تحمل درد باعث شد در بیمارستان شیراز انگشت خانم پرستاری را گاز بگیرم ولی او با اینکه اذیت شد با محبت با من برخورد کرد .
خیلی از اقوام و دوستان به ملاقاتم می آمدند و لباس مشکی بر تن داشتند و مدام سراغ پسر خاله ام محمد رضا بخشی را می گرفتم که جواب درستی دریافت نمی کردم و متوجه هم نمی شدم که چرا جمعیت مشکی بر تن دارند . خوب سنی هم که نداشتیم که همه چیز را از هم تمیز دهیم .

 hn9e_1_(10).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عباس حیدری کنار مزار پسر خاله شهیدش محمد رضا بخشی در گلزار شهدای شهر نراق

از بیمارستان فیروزآبادی ترخیص شدم و در شهر ری منزل عمویم آقای طوقان حیدری استراحت می کردم که محمد و اسماعیل حبیبی که خودشان طی عملیات رمضان مجروح شده بودند به ملاقاتم آمدند .

اسماعیل که همیشه از افاضاتش بهره مند هستیم گفت خدا رحمت کند محمد رضا بخشی و عباس رمضانی را که آنجا متوجه شدم چه خاکی بر سرمان شده است .

 gi64_1_(153).jpg

این شش نفر طی عملیات رمضان 1361 به فیض جانبازی و شهادت نایل آمدند :
ایستاده از راست : مرحوم محمد جواد مهدیزاده محلاتی - جانباز عباس حیدری - جانباز محمد رضا قاسمی نراقی
نشسته از راست : شهید محمد رضا بخشی - جانباز اسماعیل حبیبی - جانباز محمد

عباس و محمدرضا نخبه تحصیل و از اعضای اولیه تشکیل دهندگان بسیج نراق و الگوی رفتاری و اخلاقی تعدادی از جوانان بودند .

مادرم سرکار خانم سکینه جعفری که زحمت های وافری برای مداوای تک فرزند ذکورش کشید گفت یک یا دو روز بعد از مجروح شدنت محمد رضا تاریخ 24 تیر به آرزویش شهادت نایل آمد و دو هفته بعد 7 مرداد 1361هم عباس به شهادت رسید .

 fb7w_1_(245).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


محمد رضا خیلی نگران من شده بود و گفته بود خاله ام یک پسر بیشتر ندارد و او را نزد من سپرده و حالا چگونه تو صورتش نگاه کنم . ولی دست تقدیر الهی بخشی را نزد فرشتگان برد و من را از شهادت بی لیاقت دانست .

 pgb2_1_(169).jpg


خوشحالم که حداقل به شرف جانبازی نایل آمدم . 31 سال هست که هر شب مزاحمت های ترکش خمپاره دشمن بعثی خواب زیبا را از من می گیرد و در دل شب خداوند قادر را شاکرم که توفیق شکرگزاری از برکات و نعمت هایش را به من عطا فرموده است .

 g5hw_vhklvnk.jpg


تا پایان جنگ به عنوان سرباز مطیع امر رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بودم و در دفاع مقدس مردم ایران حضور داشتم . اکنون نیز در رکاب رهبر معظم انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای(حفظه الله) آماده جانفشانی در راه اعتلای دین و مملکت می باشم .

2w7l_gcgi_mg_5717.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جانباز عباس حیدری فرزند حسن اهل شهر نراق23/8/1392

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه ششم مرداد 1393ساعــت20:23 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(13)

 

کتاب " خاطرات نورالدین کیانوری "


این کتاب توسط موسسه تحقیقاتی و انتشاراتی دیدگاه وابسته به انتشارات اطلاعات در سال 1371 چاپ گردیده است .

uevf_img_1834.jpg


نویسنده نورالدین کیانوری سال 1294 شمسی در شهر بلده از توابع شهرستان نور استان مازندران متولد گردید . پدرش شیخ مهدی نوری فرزند شیخ فضل الله و مادرش زهرا سلطانی نوری بودند. وی نوهٔ شیخ فضل‌الله نوری و سکینه محدث نوری بود .


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

نورالدین کیانوری اسفند ۱۳۵۷ به عنوان دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران انتخاب شد .
16 بهمن ۱۳۶۱ بیش از ۵۰ نفر از اعضای رهبری و کادرهای فعال حزب منحله توده از جمله نورالدین کیانوری و همسرش مریم فیروز، توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به اتهام «جاسوسی و خیانت و کودتا» دستگیر و در زندان توحید تهران مورد بازجویی قرار گرفتند .

qtbm_250px-kianuri_ghazie.jpg

         نورالدین کیانوری

نهایتاً در ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۶۲ در ضربه دوم نیروهای امنیتی به بقیه رهبران، کادرها و اعضا بیش از ۱۰۵۰۰ نفر از اعضای حزب خائن توده دستگیر شدند. کیانوری در اعترافات تلویزیونی اظهار داشت : «حزب توده از آغاز تأسیس در ۱۳۲۰ تا به حال، ابزاری برای جاسوسی و خیانت بوده‌است».
کیانوری در خاطراتش چند جا در خصوص وابستگی عباس نراقی فرزند شهید حجت الاسلام آقا علی نراقی به حزب توده ایران مطالبی دارد .

jffl_img_1841.jpg

+ کیانوری در صفحه 67 خاطراتش در خصوص تاسیس حزب توده و عباس نراقی نوشته :

حزب توده ایران در دهم مهر ماه 1320 تاسیس شد و نام " توده " برای آن انتخاب شد تا یک جبهه وسیعی را در بر بگیرد و فقط به کمونیست ها محدود نباشد . موسسین حزب توده را می توان به چهار گروه تسیم کرد :
یک گروه ؛ بخشی از 53 نفر بودند . همانطور که گفتم 53 نفر چهار بخش شدند . یک بخش ؛ که تعدادشان خیلی زیاد نبود ؛ به حزب توده ایران پیوستند . بخش دوم ؛ چند نفری بودند که علیرغم تمایل؛ در آغاز در کنار حزب ماندند ولی در آن شرکت نکردند ؛ مثل خلیل ملکی ؛ انور خامه ای ؛ محمد رضا قدوه و چند نفر دیگر .

بخش سوم کسانی بودند مثل مهدی لاله و چند نفر دیگر که به دنبال پول رفتند . بخش چهارم ؛ افرادی بودند که به طرف شرکت نفت و جریانات راست رفتند و حزب سوسیالیست را تشکیل دادند ؛ مثل عباس نراقی و چند نفر دیگر .

w9hu_img_1843.jpg


+ در صفحه 75 مرقوم گردیده : این موضوع که پس از شهریور 1320 مصطفی فاتح رئیس شرکت نفت انگلیس در ایران ؛ عده ای از 53 نفر را که بیکار بودند به شکلی در شرکت نفت و یا در سازمانهای فرهنگی وابسته به انگلیسی ها شاغل کرد ؛ در کتب گوناگون نوشته شده است و از جمله بزرگ علوی ؛ احسان طبری ، عباس نراقی برده می شود . از میان اینها عباس نراقی بطور کلی به طرف همکاری با انگلیسی ها رفت .

ol0_img_1845.jpg

+ در صفحه 76 نوشته شده : علی جواهر کلام مسلما یکی از عمال سفارت انگلیس در ایران بود . من از شرکت او در هیئت تحریریه روزنامه مردم تا حال خبر نداشتم . ولی ممکن است ؛ چون امتیاز روزنامه ضد فاشیست مردم به کمک مصطفی فاتح ؛ که به عنوان نماینده منافع انگلستان در ایران خود را ضد فاشیست می دانست ؛ گرفته شد .

فاتح شرط کرده بود که عباس نراقی ؛ که از 53 نفر بود و پس از آزادی به خدمت فاتح و اربانش در آمده بود ؛ به عنوان مدیر داخلی روزنامه مردم کار کند و شاید جواهر کلام هم مقاله می نوشته است . ولی این وضع خیلی کوتاه بود و دوستان ما دست او را کوتاه کردند و روزنامه مردم کاملا در اختیار حزب توده قرار گرفت .

hte_img_1847.jpg


+ در صفحه 89 در خصوص عباس نراقی و حزب سوسیالیست نوشته : حزب سوسیالیست از اولین احزابی بود که بلافاصله بعد از شهریور 1320 همزمان با حزب توده ایران تشکیل شد و تا آنجا که به یاد دارم موسسین آن مصطفی فاتح ؛ علی شهید زاده و عباس نراقی بودند . این حزب حزبی بود که فقط علیه حزب توده ایران مبارزه می کرد و توسط شرکت نفت انگلیس حمایت می شد .

q6xw_img_1848.jpg


+ در صفحه 91 در خصوص عباس نراقی آمده : ... مرحله بعد ؛ یافتن محلی برای انتشار روزنامه بود . ما مکان ؛ اثاثیه و امکانات برای انتشار روزنامه نداشتیم . تنها دفتر روزنامه سیاست عباس اسکندری بود که مرکز حزب هم بود . پیشنهاد دیگر مصطفی فاتح این بود که در هیئت تحریریه چهار نفر از شما و یک نفر از ما باشد . از ما ؛ ایرج اسکندری ؛ دکتر رضا رادمنش ؛ عباس نراقی و یک نفر دیگر شرکت کردند .

مدیر مسئول روزنامه ؛ صفر نوعی و مدیر داخلی ؛ عباس نراقی ؛ هر دو از ما بودند . البته ما هنوز نراقی را نمی شناختیم > او جزء گروه 53 نفره بود و ما هنوز روابط او با فاتح را نمی دانستیم . پس از اینکه روزنامه اندکی سر و سامان پیدا کرد ؛ فاتح سر آنها کلاه گذاشت .

dejy_img_1853.jpg

عباس نراقی


+ در انتهای کتاب خاطرات نورالدین کیانوری در قسمت تصاویر عکس عباس نراقی فرزند علی به عنوان یکی از اعضای گروه 53 نفر حزب توده وجود دارد .

 

 وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+ نوشته شـــده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعــت20:43 تــوسط |
گذری به مسجد و مدرسه آقا بزرگ نراقی و مقبره خاندان نراقی در کاشان

 

گذری به مسجد و مدرسه آقا بزرگ نراقی و مقبره خاندان نراقی در کاشان



آن روزی که مرحومه مادرمان مرحمت خانم اکبری در بیمارستان کاشان بستری بود و صدقه سر ایشان فرصتی حاصل شد تا از مسجد و مدرسه آقا بزرگ کاشان که متعلق به خاندان نراقی است ماه ها می گذرد .

4thb_img_2718.jpg

عطش شناساندن این مکان و قبور انسان های آزادیخواه و شجاعی همچون شهید آقا علی نراقی فرزند ملا محمد حسین و مادر مکرمه اش فاطمه علویه برایم هیجان ایجاد نموده بود .
یکی از یاوران همیشگی ام حاج محمود مرادی شهردار فرهیخته نراق است .

pto7_img_2696.jpg

با او مطرح کردم که با اشتیاق اعلام آمادگی کرد که در هر شرایطی آماده ام با جمعی از دوستان برای بیشتر آشنا شدن به تاریخ و فرهنگ نراق به کاشان برویم .
ساعت 15 یکی از روزهای زیبای خداوند در ماه مبارک رمضان دقیقا من را به یاد عملیات ناموفق رمضان در پاسگاه زید انداخت .

e8fr_img_2697.jpg

متلک های بعضی از دوستان مرا خسته نکرده و نمی کند که در این گرمای سوزان چه وقت این کارهاست ؟
با هر زحمتی بود دو ماشین و مجموعا 8 نفر از بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس راهی شدیم . عده ای هم جا ماندند و توفیق از آنان سلب شد .

zyb1_img_2727.jpg
قبلا با آقای اصغر مصدق با شماره تلفن 03155241619 یکی از متصدیان میراث فرهنگی و گردشگری کاشان در مسجد آقا بزرگ هماهنگ کرده بودیم ولی برای احتیاط بار دیگر تماس حاصل شد که ایشان فرمود نه برای شما بلکه این مکان به روی همه مشتاقان باز است .

vrt6_img_2753.jpg
خیابان فاضل نراقی در کاشان هویدا و کمی جلوتر مسجد آقا بزرگ نمایان گردید . واقعا حیرت برانگیز است . این بنا آنقدر زیباست که بدون عکس گرفتن نمی شود از کنارش گذشت .


این بنای اسلامی سال 1258 تا 1265(170 تا 177 سال قبل) هجری قمری به همت مرحوم حاج محمد تقی خانبان و به احترام دامادش عالم جلیل القدر ملا محمد مهدی نراقی فرزند ملا مهدی ( برادر ملا احمد نراقی) معروف به آقا بزرگ ساخته شده است .

              upm_img_2706.jpg   5c2a_img_2710.jpg

حجره و یا مقبره نراقی ها بسته است و باید از متصدی درخواست کرد تا درب را باز کند . اتاقی دلنشین و حاوی تاریخ مبارزات دلیر مردان شهر نراق در کاشان به خوبی درخشش دارد.

wsay_img_2714.jpg


مقبره شهید آقا علی نراقی و پدر روحانی و جلیل القدرش و مادر مبارزش ساعتی انسان را به تامل می اندازد .

شهید نراقی در مقابل ظلم و جور و طغیان اشقیای زمان نایب حسین خان کاشی و فرزندانش مظلومانه به شهادت رسید و هفت سال بعد با پافشاری مادرش بقایای پیکر مطهرش از چاهی در مزرعه دوک کاشان بیرون و در مقبره خاندان نراقی در مسجد آقا بزرگ مدفون گشت و جنایتکاران و نایبیان کاشان به دار مجازات آویخته شدند .

ytge_img_2739.jpg


در حجره نراقی ها این انسان های شریف و خداجو مدفون هستند :

آرامگاه مرحوم ملا محمد علی مجتهد نراقی(فرزند آقا بزرگ) متوفی به سال 1285 و مرحوم میرزا محمد حسین نراقی (متوفی بسال 1319 قمری) و فرزند شهیدش مرحوم آقا علی نراقی( تاریخ شهادت 1331 هجری قمری)

همچنین داخل حجره بر سینه دیوار شبه سنگ قبری تعبیه شده و روی آن اسامی مدفون در قبر و اتاق را معرفی و نوشته شده :

درگذشت حاج محمد علی مجتهد نراقی فرزند آقای بزرگ متوفی سال 1285 ق (150 سال قبل)

درگذشت میرزا محمد حسین مجتهد نراقی سال 1319 ق (116 سال قبل)
درگذشت بانو فاطمه علویه مادر شهید آقا علی نراقی سال 1353 ق (82 سال قبل)

2nse_img_2686.jpg

آقای محمود مرادی برای دوستان تاریخ شکوفایی فاضلین نراق و نوه هایشان از جمله شهید آقا علی نراقی را به زیبایی بر شمرد که انکار این تاریخ و فرهنگ را خود بوده و نوشته است .

اغراق نمی کنم ولی تسلط ایشان به تاریخ منطقه و خصوصا نراق مثال زدنی است .مسجـد و مـدرسـه آقـابـزرگ در تاريخ 11/09/1330 به شماره 382 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است .

36by_img_2683.jpg    r268_img_2715.jpg


جنب مسجد آقا بزرگ بنای تاریخی و 700 ساله خواجه تاج الدین و مرقد مطهر امامزادگان اسحق و ابی طالب(ع) فرزندان حمزه بن موسی بن جعفر(ع) وجود دارد .


بازارچه مانندی با هوای خنگ در گرمای زیاد و زبان روزه به خودی خود آرامشی را ایجاد می کند .

راهنما قبری را نشان می دهد که نوه دختری فاضل نراقی رحمت الله علیه می باشد .
مقبره حاج محمد حسن قطب کاشانی عارف بزرگ که نوه دختری ملا احمد فاضل نراقی نیز بر علم و تحقیق آدم می افزاید .

su8x_img_2754.jpg


مدت ها در تهران دنبال خرید کتاب های کاشان و نراق بودم ولیکن در این بازارچه در کمال حیرت کتاب های ارزشمندی به راحتی در معرض فروش بود که با پشتیبانی آقای مرادی مجلدهای متفاوتی خریداری شد که مطالب آنها به مرور به اطلاع کاربران خواهد رسید .


pwdx_img_2751.jpg

یک درخواست از اهالی محترم شهر نراق و منطقه دلیجان دارم که هر وقت برای گردش و یا کاری به کاشان مسافرت می کنند یک سری هم به مسجد و مدرسه آقا بزرگ بزنند تا به تاریخ و ارزش های محل سکونتمان پی ببریم .



وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعــت17:2 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(12)

 

کتاب " خاطرات حسام الدوله معزی(نجفقلی میرزا – آقا سردار) "


کتاب 320 صفحه ای خاطرات نجفقلی میرزا معزی با مساعدت فرزندش فیروز معزی و به کوشش ایرج افشار سال 1379 توسط انتشارات ثریا چاپ گردید .

rfw9_img_2075.jpg



توضیحات سلحشوران شهر نراق :

نجفقلى حسام ‏الدوله معزى فرزند ابراهیم میرزا مشهور به حسام الدوله و آقا سردار تحصیلات خود را در انگلستان به پایان برد و در وزارت مالیه عضو بود. وى در دوره‏ سوم مجلس شوراى ملى از ملایر و محلات نماینده بود. سال 1261 در نجف اشرف متولد و اردی بهشت 1359 در تهران فوت نمود .

vs6o_img_2090.jpg



در صفحات 149 و 150 خاطرات کتاب در خصوص حاجی محمد نراقی نوشته :


حاجی محمد نراقی خوش محضر و بذله گو از معامله با خوانین املاک و ثروت خوبی داشت . بعد از مرگ پدر با پسران هم طرف معامله و دارای املاک مرغوبی شده بود . وارث واقعی امیر نظام دویم و سردار اکرم بود . پسر عموها را با آقای مظفرالملک آشتی دادم و مبلغی از ایشان برای رئیس تلگراف گرفتم .

 

rfw9_img_2075.jpg

 

محمد علی خان فرزین رئیس مالیه همدان مردی درستکار و فهمیده چند بار به دیدنم آمد . دو سه شب هم مهمان حاج محمد نراقی بودم .
ضمنا در صفحات 64 و 137 کتاب از حاج سیاح محلاتی (حاج محمد علی فرزند حاج محمد رضا اهل محلات )ذکر مطلب شده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعــت16:47 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(11)

 

کتاب " از کاشان تا کاناری(جزایر قناری)


مولف آقای امین الله رشیدی و ناشر انتشارات سنایی سال 1372 به چاپ رسانده است .

kbd0_img_1769.jpg


رشیدی اهل راوند و ساکن کاشان بوده و علاوه بر اینکه خواننده و آهنگساز بوده به شغل سر دفتری هم مشغول بوده است . همسرش دختر ادیب بیضایی و دو فرزندش افسانه و صباح نام دارند .

8v0n_img_1771.jpg


این کتاب 415 صفحه ای شامل سه بخش است : بخش اول گذری شتاب آهنگ در دیار فرنگ ؛ بخش دوم عبور از اسکاندیناویا و بخش سوم سفر به سرزمین آزادگان می باشد .

 



توضیحات سلحشوران شهر نراق :

کتاب از کاشان تا کاناری گزارش سه سفر در سه مقطع مختلف در سال های 1352 – 1357 و 1364 می باشد .

 

 

 


+ در صفحه 295 و 349 از آقای حسن نراقی (تولّد 1273 ـ وفات دي 1368 شمسي) فرزند ميرزا محمّدحسين بن حاج ملاّ محمّدعلي بن ملاّ مهدي آقا بزرگ (پدر دکتر احسان نراقی) و کتاب تاریخ اجتماعی کاشان از بنیانگذاران موسسات فرهنگی کاشان به نیکی یاد شده است .

eojd_img_1775.jpg


+ در صفحه 318 در خصوص خاندان نراقی نوشته شده :
نگارنده در اینجا اضافه می کند که در عصر ما نیز مردان بزرگ و نیکوکاری همچون نراقیها... و غیره بودند و هستند که در عین داشتن نبوغ اقتصادی ؛ موسسات عام المنفعه ای مانند مدارس و بیمارستان و درمانگاه و غیره در کاشان و توابع آن احداث نمودند که یاد همه شان بخیر باد .

n1pn_img_1776.jpg

در صفحه 339 و 341 مرقوم شده :
بعد از کشته شدن نادر در سال 1160 هجری(275 سال قبل) و کناره گیری میرزا معزالدین از حکومت کاشان ؛ عبدالرزاق خان داماد وی جانشین او گردید و در حادثه زلزله کاشان در سال 1192 (243 سال قبل)عبدالرزاق خان ؛ این مرد دلیر و نیکوکار به بازسازی خرابیهای زلزله پرداخته و بناهای دیگری نیز به هزینه خود احداث نمود .

zjxt_img_1774.jpg

 

آغا محمدخان قاجار نیز پس از مرگ کریمخان زند به کاشان هجوم آورد و همین عبدالرزاق خان حاکم کاشان که با حریف زورمندی رو به رو شده بود از راه صلح و آشتی با او در آمد و پیشوایان روحانی شهر به رهبری ملا محمد مهدی نراقی به ملاقات آغا محمد خان در اردوگاه خارج شهر رفته و تقاضای تامین جانی و مالی برای عبدالرزاق خان و مردم کاشان نمودند .

ixp7_img_1777.jpg


در سال 1225 ( 210 سال قبل ) فتحعلی شاه برای بازدید ساختمانهای مدرسه سلطانی و باغشاه فین که به انجام رسیده بود به کاشان آمد و رقباتی از املاک خالصه دولتی را هم وقف بر مدرسه کرد و تولیت آن را به حاجی ملا احمد نراقی واگذار نمود و آخرین مسافرت شاه به کاشان در سال 1249 هجری( 186 سال قبل) صورت گرفت .

 

 

بعد از فتحعلی شاه محمد شاه به سلطنت رسید و شخصا در راس اردوی عظیمی برای فرو نشاندن هرج و مرج و تنبیه اشرار وارد کاشان شد و به خانه آقای ملا مهدی بن مهدی قاضی نراقی رفته و میزبان خود را که تا آن زمان به آقا کوچک مشهور بود آقابزرگ ملقب نمود .
+ در صفحه 343 در خصوص ممانعت حاجی ملا محمد نراقی از بابی گری مردم کاشان نوشته :

 

uqu_img_1778.jpg

 

در آغاز دعوت بابیه به پیشوایی سید علی محمد شیرازی معروف به باب نخستین مبشر و پیک مذهبی او به نام ملا حسین بشرویه به کاشان آمده ادعای باب را نزد حاجی ملا محمد نراقی رئیس علمای شهر اظهار و مدارک او را ارائه نمود . ملا محمد نراقی پس از ملاحظه آنها ؛ بطلان دعاوی و سخافت مستندات وی را اثبات و به او اخطار کرد که در کاشان توقف نکند . ملا حسین چند تن از مردم بازاری را به سخنان خود فریفته عازم تهران شد .

w3p0_img_1773.jpg


+ در صفحه 368 در خصوص عظمت آیت الله العظمی حاج میرزا فخرالدین نراقی نوشته :

میرزا علی محمد بیضایی مشهور به ادیب سال 1299 هجری(136 سال قبل) در آران متولد گردید . پدرش میرزا محمد رضا متخلص به روح الامین بود . تحصیلات مقدماتی او نزد پدر و عالم و فقیه عالیقدر ملا محمد باقر آرانی بوده و بعدا به توصیه آن فقیه به لباس روحانیت در آمده و به کاشان منتقل گردیده و در خدمت آیت الله العظمی حاج میرزا فخرالدین نراقی ؛ یکی از نیکنام ترین و بزرگترین علمای قرن اخیر ؛ به تکمیل معلومات خویش پرداخت .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در جمعه سوم مرداد 1393ساعــت14:29 تــوسط |
رزمنده جانباز رئیس شورای شهر نراق می باشد

 

رزمنده جانباز رئیس شورای شهر نراق می باشد


سال 1344 در شهر نراق از توابع دلیجان متولد شدم .در بسیج نراق به فرماندهی پاسدار غلام محمد ابوالحسنی فعالیت داشتم .

isv9_1_(40).jpg

سید عباس حسینی نژاد

بعد از مدتی با جمعی از سلحشوران شهر نراق تاریخ نهم تیر سال 1361 در هشتمین روز ماه مبارک رمضان برای اولین بار عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شدم . مرحله سوم عملیات رمضان در جبهه پاسگاه زید از ناحیه پای راست تیر خوردم و مجروح گردیدم .

   7zn_1_(49).jpg  c5o8_1_(88).jpg xsoz_1_(23).jpg


مقدمات اولیه درمان را در اهواز مرکز استان خوزستان سپری و برای ادامه مداوا به شهر یزد منتقل شدم .

1pjp_1_(78).jpg

دهم رمضان مطابق با 11 تیر 1361 آیت الله محمد صدوقی پس از ادای نماز جمعه توسط اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به شهادت رسید و پس از مدت کوتاهی از این جنایت به بیمارستان یزد وارد شدم و هنوز مردم مومن این استان عزادار امام جمعه خود بودند .

rv9b_1_(47).jpg

سید عباس حسینی نژاد در سالهای دفاع مقدس

پس از سه چهار روز بستری و مداوا به زادگاهم نراق بازگشتم . تاریخ 9/7/1362 در اوج جنگ عراق و ایران به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان درآمدم و لباس مقدس سبز این نهاد را بر تن کردم . به همین منوال تا پایان جنگ در دفاع مقدس شرکت داشتم .

vg4v_1_(57).jpg

  سید عباس در کنار سردار شهید حمید آذین پور


لیسانس مدیریت دولتی را از دانشگاه آزاد اسلامی نراق دریافت نمودم . سال 1391 در پُست فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات بازنشسته شدم و اکنون در شورای شهر نراق خدمتگزار مردم می باشم .

nv6x_img_2738.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 



 سید عباس باشی(حسینی نژاد) فرزند سید میرزاآقا اهل شهر نراق 27/11/1389

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعــت16:46 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(10)

 

کتاب : شرح زندگانی و شهادت حضرت سلطانعلی بن محمد باقر(ع) "



مولف آیت الله ملا عبدالرسول مدنی کاشانی فرزند ملا محمد(1242 – 1325 ه.ق) و توسط انتشارات مُرسل در چاپ های متعدد منتشر و چاپ دهم آن سال 1383 منتشر گردیده است .

oaa_img_1740.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

سه سال از حضور علی بن باقر(ع) به منطقه اردهال کاشان گذشته و مردم زیادی به گرد حضرتش جمع شدند . "حارث" اهل بارکرسف مشهد حاکم منطقه اردهال ملقب به "زرین کفش" یا "زرین نعل" به والی آن ولایت " ازرق ابرح " (احتمالا قم مسند ایالت بوده و بعضی دارالسلطنه را قزوین گفته اند)خطر حضور فرزند امام پنجم شیعیان را اعلام می کند .

d6vb_img_1741.jpg

او هم ناراحت شده و نامه ای به ارقم شامی نوشته و وی را منصوب می کند که فرزند امام باقر(ع) به قرای خوابق(خاوه) و بارکرسف مردم را مورد توجه قرار داده است ؛ فلذا لشکر خود را برداشته به نراق برو و مکتوبی علی حده به زبیر عرب تبار اهل بصره حاکم نراق که مخالف اهل بیت بوده می نویسد و سفارش می کند تشریک مساعی نموده نزد زرین کفش رفته تا تدبیر قتل اولاد بوتراب را کشیده و سرش را برای من بفرستید و عذر ابدا مسموع نیست .

2ooj_457.jpg
ارقم شامی نامه را دریافت و فورا با ششصد نفر برای قتل علی بن باقر(ع) شبانه وارد نراق می گردد . به خانه زُبیر عرب که حاکم نراق بوده وارد و پس از طراحی قتل به سمت منطقه درگیری روانه می شوند .

achc_main2.png

زرین کفش در توطئه شهادت حضرت سلطانعلی(ع) نقش اصلی را داشت و سرانجام نیز به دست یاران امامزاده علی کشته شد . ارقم تاریخ بیست و هفتم جمادی الثانی سال 116هجری قمری(1319 سال قبل) سر از پیکر مطهر فرزند بلافصل امام باقر(ع) جدا کرد و به نزد ازرق ابرح برد .


در جریان جنگ ؛ زبیرعرب حاكم مستبد نراق توسط خواجه نصیر، جوان 25 ساله علمدار سپاه حضرت کُشته می‌شود.

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+ نوشته شـــده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعــت16:16 تــوسط |
ابوالفضل بیابانگرد نراقی مردی نا آرام در مقابل تجاوز ارتش عراق

 

ابوالفضل بیابانگرد نراقی مردی نا آرام در مقابل تجاوز ارتش عراق


نور دیده ام ابوالفضل بیابانگرد عاشق رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بود .

oodh_عکس۰۶۰۴.jpg

به خاطر همین در انقلاب مردمی شرکت داشت تا پیروزی نصیب گردید . جنگ عراق بر علیه ایران که آغاز شد به فرمان رهبر درس و مشق را در دبیرستان حاج عباس معصومی نراق رها کرد و با دوستان و همکلاسی هایش راهی دفاع مقدس شدند .

6y9y_عکس۰۶۰۷.jpg

سال چهارم دبیرستان بود و می خواست دیپلم بگیرد و درسش خوب بود ولی جبهه را برتر از تحصیل تشخیص داد . در واقع تحمل چکمه بیگانگان در خاک ایران را نداشت .

بار دوم در جبهه محمدیه دارخوین به همراه مصطفی طالبی(شهید) و عباس باقری(آزاده جانباز) مجروح شد .

e9el_شصثقغ.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در دو بیمارستان لبافی نژاد و فارابی تهران بستری بود تا اینکه یکی از چشمانش را تقدیم راه مقدسش نمود .

s1o_url.jpg

 

         حاجیه خانم نیره قاسمی در کنار مزار فرزندش

پدرم حاج علی قاسمی برای ملاقاتش آمد منزلمان و ابوالفضل را بوسید و گفت فعلا ضرورت نداره به جبهه بروی و استراحت کن تا خوب شوی . اما او در جواب پدر بزرگش گفت وطنم در خطر دشمن است و چگونه می توانم آرام باشم .

puvi_urlصقغشق.jpg

شهید ابوالفضل بیابانگرد


با اینکه هنوز بهبودی کامل پیدا نکرده بود برای سومین بار راهی جبهه شد . دومین روز عید نوروز 1361 همه مردم در شادی و شادکامی بودند .

خبر آمد رزمنده های نراق و محلات در جبهه شوش با مشکل روبرو شده و جملگی شهید و زخمی و اسیر شده اند . دو پسرم محمد رضا و ماشاءالله و دو برادرم سلطانعلی و نصرالله قاسمی برای پیدا کردن جنازه ها رهسپار اندیمشک و شوش شدند .

dcta_عکس۰۶۱۰.jpg


عبدالله محمودی را دوازدهم فروردین تشیع کرده و اولین شهیدی بود که در گلزار شهدای نراق به خاک سپردیم . روز سیزده بدر بود که پیکر مطهر سه جوان گلگون کفن یعنی سید غلامرضا باشی ؛ مهدی عباسی و ابوالفضل بیابانگرد را آوردند . ممنون مردم نراق و حومه هستیم ؛ همه برای ادای احترام و دلگرمی ما آمده بودند .

li7j_ppbe_68576006093843690249.jpg

هیاهویی به پا بود . کجا سراغ داری در یکی دو روز چهار جوان که رخت دامادی بر تن داشتند در جنگ نابرابر مقابل دشمنان اینگونه جانفشانی کرده باشند ؟

lnzk_58080669634745024106.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


آمدم سر قبر پسرم ؛ جگر گوشه ام ؛ دُردانه ام ؛ ته تغاری ام ؛ او که خود را خمس خانواده محسوب می کرد ؛ پیکر را نزدیک قبر آوردند و خواستند آن را داخل قبر بگذارند ؛ خداوند صبر و شکیبایی زیبایی در من ایجاد کرد ؛ در آن قیل و داد و هیاهو و گریه ؛ چادر را به کمرم محکم بستم و دستانم را بالا آورده و با مشت های گره کرده فریاد برآوردم :


خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما

 
دیگر خانواده ها هر کدام مشغول کاری بودند . یکی غش می کرد ؛ یکی گریه و یکی شگرگذار و بعضا مور می گفتند . نمی دانم خداوند چه قدرتی به من داده بود که روحیه حماسی گرفته بودم .

lmts_008.jpg

زنان نراقی دورم حلقه زدند و می گفتند نیره خانم گریه کن ؛ جیغ بزن تا به قول معروف در خودم نریزم و دچار ناراحتی روحی نشوم .
اجازه دیدن صورت ابوالفضلم را ندادند ؛ خوب این پیکرها بیشتر از یک هفته در صحنه کارزار مانده بودند و 12 روز طول کشید تا به نراق انتقال دادند . ولی دستش را بوسیدم .

c7ov_img_2218.jpg

 

حاج حسینعلی بیابانگرد و حاجیه خانم قاسمی در کنار مزار شهیدشان

روی آستین لباسش با ماژیک شعار نوشته بود مثلا رهسپاریم به کربلا . حتی کِش گِت شلوارش را هم به پایش دیدم ولی علاقمند بودم صورت نازنینش را مشاهده کنم . به اتفاق پدرش حاج حسینعلی بیابانگرد شاخه های گل را روی جنازه اش گذاشتیم . او و دوستانش تازه داماد بودند که برای دین و وطنشان اینگونه پر پر شدند .

ir82_d8a8_1_(138).jpg


خداوند را شاکرم که تنها دختر و سه پسر دیگرم ماشاءالله ؛ اصغر و محمد رضا راه و مسیر برادر شهیدشان را دنبال می کنند و اجازه نمی دهند خون شهیدان پایمال شود .

ما به رهبری آیت الله خامنه ای پایبندیم و خواستاریم خون شهیدان مورد احترام مردم و مسئولین قرار داشته باشد .
xbbf_img_1915.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


حاجیه خانم نیره قاسمی نراقی فرزند علی اهل شهر نراق 12/12/1390

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعــت21:45 تــوسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(9)

 

کتاب " اسنادی از مدارس دختران از مشروطه تا پهلوی "


ناشر انتشارات سازمان اسناد ملی جمهوری اسلامی ایران در سال 1378 به کوشش خانم سهیلا ترابی فارسانی منتشر گردیده است .

2oql_img_1634.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در صفحه 95 این کتاب صورت بودجه یک ماه و نیم مدرسه دولتی ابتدایی نمره 150 از پانزدهم برج جدی تا آخر دلویونت ئیل 1297 نوشته شده که آقای آقا میرزا حسین خان نراقی زاده رئیس مدرسه می باشد . مبلغ هزینه نیز مرقوم گردیده است .

nkv1_img_1636.jpg

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

 

+ نوشته شـــده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعــت21:15 تــوسط |