به نام خدا

 شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلين نراقي) و بیش از 40 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است .

 همچنین تعداد 48 راننده اتوبوس، مینی بوس، کامیون، بنز خاور، آمبولانس ، وانت و نیسان در طول جنگ عراق بر علیه ایران فعالیت مخلصانه داشته اند .

 از ابتدای تشکیل نهادهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 100 پاسدار و 18 جهادگر در جهاد سازندگی(کشاورزی) و 480 بسیجی تا کنون در شهر نراق فعالیت موثر و سازنده داشته اند .

 شهر نراق از توابع دلیجان در استان مرکزی اولین منطقه ای است که اکثر شرایط ایثار و فداکاری و مساعدت را در هشت سال جنگ داشته و اولین شهید دفاع مقدس استان مرکزی به نام محمدعلی قجری مربوط به نراق می باشد . به نسبت جمعیت بالاترین رزمنده ، بالاترین شهید ، بالاترین جانباز ، بالاترین آمار آزادگان و بالاترین کمک های اهدای مردمی به جبهه را در سطح استان به خود اختصاص داده است .

 قصد داریم به برکت سی و یکمین سالگرد جنگ تحمیلی و دفاع جانانه غیورمردان و سلحشوران ایران زمین و در راستای رهپویی از شهدا و احترام به آزادگان سرافراز و جانبازان عزیز و بسیجیان گرانقدر شهر نراق ، خاطرات و عکسهای دلاور مردانمان و همچنین اطلاعات عمومی شهر را در معرض دید همگان قرار داده تا با رویت آنها خاطراتشان را زنده کرده و غبار فراموشی را از دلها بزداییم .

 علاقمندان می توانند برای نمایش دادن عکس و خاطراتشان آنها را به آدرس نویسنده وبلاگ (h_ozaee@yahoo.com ) ایمیل نموده و یا حضورا در شهر نراق تحویل نمایند .

 

آخرین حلقه رزم یک رزمنده نه تحویل سلاح به واحدتسلیحات ؛ که نوشتن خاطرات نبرد است . یک رزمنده تا زمانیکه خاطراتش را ثبت نکرده ؛ هنوز چیزهایی به تاریخ و آینده و آرمانش بدهکار است .                                                                    (رهبر فرزانه انقلاب ، امام خامنه ای)  

  

+نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ساعت9:13توسط |
نشان سال 1356 تا نشانه های سال 1365

 

نشان سال 1356 تا نشانه های سال 1365

سال 1356 چهارده ساله بودم که در محدوده مزرعه طالبه و اطراف بقعه متبرکه زبیده خاتون شهر نراق کمک حال شوهر خواهرم آقای غیاث عابدی بودم .

                  wlh94synr6hs0p1romj.jpg        crdo62te4zl89sbeknq.jpg

                                              عباس باقری                                                   شهید غیاث عابدی

در اثنای دامداری به یکباره عقابی فرود آمد و بزغاله چهار روزه را به پنجه گرفت و راهی آسمان آبی شد .

غیاث که به او غیاثعلی خطاب می کردیم تا دید بهره اش از دست می رود قلاب سنگ که نراقی ها اصطلاحا به آن قلماسنگ می گویند را آماده کرد و یکی دو بار چرخ داده و رها کرد و آنقدر نشانه روی او دقیق بود که به زیر عقاب تیز پرواز خورد و هر دو به سمت زمین فرد آمدند . بزغاله زبان بسته در دم جان داد .

4hxo3etq8nw0ze0e7l8.jpg

10 سال بعد این نشانه روی های شایسته از غیاث بسیجی رزمنده ای ساخت و روانه جبهه نمود . عملیات سهمگین کربلای 5 در سال 1365 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان غیاث با داشتن شش فرزند پس از رشادت های فراوان سرش را به حسین بن علی(ع) تقدیم نمود .

9uwr3qii8hmwc5qds46r.jpg

این شهیدان نشانه و آیات روی زمینند اگر به درستی آنها را بشناسیم .

m2087qz1bh1uwf97exq0.jpg

آزاده جانباز حاج عباس باقری فرزند حسینعلی اهل شهر نراق 30/11/1393

 

+نوشته شده در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت20:50توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(41)

 

کتاب " فرهنگنامه چهره های برتر علمی و فنی تاریخ ایران "

کتاب فرهنگنامه چهره های برتر علمی و فنی تاریخ ایران از قرن دوم تا پانزدهم هجری قمری به وسیله آقای علی معصومی در سال 1385 تالیف و توسط موسسه چاپ و انتشارات آستان مقدس رضوی ؛ شرکت به نشر منتشر شده است . سومین بار این کتاب ارزشمند سال 1392 چاپ مجدد گردید .

 2jbc3e0p018777eqwe4n.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب چهره های برتر تاریخ در دوازده فصل تهیه و فهرست نام دانشمندان به ترتیب الفبا و به ترتیب تاریخی نگارش گردیده است . در فصل دهم تحت عنوان مهندس برتر ؛ معلم اخلاق و خاتم مجتهدان به چهره های قرن سیزدهم از جمله علامه ملا محمد مهدی نراقی و فرزندش ملا احمد فاضل نراقی دو نفر از مشاهیر شهر نراق از توابع دلیجان در استان مرکزی پرداخته است . 

dz8272kvl8lq0ezbild.jpg


در صفحات 446 ؛ 447 و 448 مرقوم گردیده :

مهندس برتر ؛ معلم اخلاق و خاتم مجتهدان

این پدر و پسر ؛ یعنی ملا محمد مهدی نراقی و پسرش ملا احمد نراقی با ظهور خود ؛ نراق کاشان را در تاریخ علم و فرهنگ مشهور کردند . گرچه بیشتر شهرت ملا مهدی نراقی در فقه ؛ اخلاق و دانش فلسفی و دینی است ولی در ریاضت و نجوم نیز در ردیف دانشمندان بزرگ قرار دارد .

ملا مهدی نراقی که عالی ترین سطح ریاضیات و نجوم را تدریس می کرد و استاد مسلّم این دو رشته محسوب می شد ؛ چندین اثر مهم در این زمینه تالیف کرد ؛ نام این تالیفات چنین است : توضیح الاشکال ؛ رساله تحریر اکرثاذر سینوس ؛ رساله عقود انامل ؛ المستقصی ؛ المحصل و معراج السما .

mqy7o0dvuoiqd7zylu.jpg


ملا مهدی نراقی ؛ دانشمندی بود که در عرصه های مختلف دانش تا مراتب بالا و کم نظیر به پیش رفت . او در فقه و اصول به جایی رسید که به خاتم المجتهدین شهرت یافت . در عرفان و اخلاق به مرتبه ای رسید که بزرگ ترین و جامع ترین کتاب اخلاقی را تالیف کرد و نام آن را جامع السعادات نهاد . در ادبیات ؛ اشعار ؛ فلسفه و حکمت ؛ تاریخ ؛ اقتصاد نیز چنان تبحری به دست آورد که در هر یک چندین کتاب مهم و قابل توجه تالیف کرد .

f0kz2vrndy3s5plkhzr.jpg

ملا محمد مهدی نراقی که به افضل المهندسین (برتر مهندسان) نیز شهرت دارد ؛ سال 1128 هجری قمری(صحیح آن 1146 می باشد) در نراق کاشان دیده به جهان گشود . او پس از تحصیل در کاشان و اصفهان و عراق ؛ دانشمندی بزرگ شد .
ملا مهدی نراقی پس از عمری تلاش و پژوهش های علمی و تدریس و تالیف و خدمت به مردم سرانجام 18 شعبان 1209 هجری قمری در نراق کاشان دیده از جهان فرو بست .
پیکر این دانشمند از کاشان به نجف اشرف انتقال یافت و در کنار حرم امام علی (ع) به خاک سپرده شد .

tvund1jyh0b7xao713t.jpg

ملا مهدی نراقی نخستین دانشمند ایرانی است که در تالیفات ریاضی و هندسی و نجومی خود ؛ نظریه ها و اکتشافات دانشمندان ریاضی و نجومی مغرب زمین را مورد توجه قرار داده و به موضوعاتی مثل حرکت وضعی زمین اشاره کرده است .
پسر ملا مهدی نراقی به نام ملا احمد نراقی نیز مثل خود او ؛ هم در دانش ریاضی و نجوم ؛ متبحر بود و هم اینکه در فقه ؛ ادبیات ؛ اخلاق شهرت فراوان یافت . او در علم اخلاق کتاب مشهور معراج السعاده را نوشت . مثنوی طاقدیس ؛ منهاج و مفتاح الاحکام ؛ خزائن و ... نام برخی از آثار متعدد ملا احمد نراقی است .

g4tlpluptaqghu48ieq.jpg

ملا احمد نراقی 23 ربیع الثانی سال 1244 هجری قمری به علت شیوع وبا ؛ دیده از جهان فرو بست .

منابع و ماخذ :

1- ریحانه الادب جلد 6 صفحه 160 تا 165
2- فوائدالرضویه صفحات 41 ؛ 669 ؛ 670
3- گلشن ابرار جلد اول صفحه 285 تا 293
4- لغت نامه دهخدا ؛ مدخل نراقی
5- ملا مهدی نراقی ؛ عبدالرحیم اباذری صفحات 58؛59؛61؛68؛71 و ...

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت20:29توسط |
به یاد سلحشوران جبهه های جنگ شهر نراق

 

به یاد سلحشوران جبهه های جنگ شهر نراق


به نام ربّ الشُّهدا

به یاد جبهه و جنگ می سرایم
به یاد جان نثاران می سرایم

برای ثبت و ضبط این حقیقت
سرودی از دل و جان می سرایم

عجب حال و هوایی داره اینجا
عجب عطر گلابی داره اینجا

cwvrjbw3ln5j2nnpbjd6.jpg

یقین اینجا گلستان نراقه
نماد جنگ ایران و عراقه

شده ذات الصُور اینجا تو گویی
شده ذات الحُنُک اینجا تو گویی

گُلای این گلستان گشته پَرپَر
قدم آهسته نِه در کوی دلبر

برای حفظ خونین شهر و بستان
بنا گردیده روزی این گلستان

dyskqdfo6z5ahkwmwjo.jpg

بکارید سَرو وُ شمشاد و گل یاس
چه بوئی می وزد از دشت عباس

بیارید آبی از کارون و آروَند
که با خون جوانان خورده پیوند

به گوره شیر سردشت هر حرامی
شده مقهور رزم یک نراقی

کنیم یاد از مُحرم های جبهه
شده جسم عزیزان قطعه قطعه

گُلا پَرپَر شدند اندر هویزه
بهشت عاشقان گشته هویزه

شلمچه مشهدی دیگر به پا شد
زیارتگاه مردان خدا شد

گواهی می دهد تنگه چزابه
که خون عاشقان چون شطِ آبه

ea8xt8ekvldxpovt2tnf.jpg

اَلا ای لشکر مخلص بسیجی
تو بودی صف شکن در روز میدان

زده بوسه به دستان تو رهبر
شده دشمن زِ رَزم تو مُکدر

بسیجی و عشایر با سپاهی
شدند همدست و هم جُند الهی

شَبای حمله آن بیدار مردان
نمودند دشمنان را گیج و حیران

ز سنگر ساز بی سنگر چه دانی
که کرد؛در راه یاران جانفشانی

بگو از این عزیزان جهادی
که گشتند نیک مردان جهانی

y8yeqsk4hbly0fnkw6f.jpg

زِ سنگر ساز بی سنگر بکن یاد
که از بی باکیَش دنیا کُند یاد

بِزَن تانک و بِزَن تانک و بزن تانک
دُرود بر همت مردان بی باک

شدند در جبهه های حق فدایی
هوا نیروز و نیروی هوایی

زدند ناپالم و بمب شیمیایی
به روی ارتشی و هم سپاهی

نگون شد میگ و میراژ عراقی
ز نیروی پدافند هوایی

شده دود هوا سوپر اتاندار
درود بر آن پدافندان هوشیار

شدند دریا دلان کابوس دشمن
شده مستاصل و درمانده دشمن

زِ ثامن تا به مرصاد خاک ایران
شده گلگون ز خون شیر مردان

fjn660dj4bryf8l1m90.jpg

شده هشت ساله جنگ حق و باطل
غُرور از خون یاران گشته حاصل

سَر هر کوی و بَرزن با تَبَسم
بخوان نامی ز نام نیک مردان

گلستانی که پُر آوازه گشته
یقینا گوشه ای هم از بهشته

بکن عباس یاد از شیر مردان
قَدم آهسته نِه در این گلستان

                           http://s1.img7.ir/smU5I.jpg   0x9os1rz6u1v1sv5nv.jpg

اشعار تقدیمی از آقای غلامعباس عظیمی فرزند امیدعلی برای هفتمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت19:26توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 24

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل  - 24

کلاس های پیکار با بیسوادی بخش نراق با کوشش آقای عنایت الله تنوتاس دبیر کمیته پیکار شهرستان محلات و آقای مرتضی یوسفی سرپرست پیکار با بیسوادی نراق و آقایان معلمین پیکار پیشرفت قابل ملاحظه ای نموده است .

84fag8yqa4gko37nnyz.jpg

عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

در بازرسی هایی که از این کلاس ها به وسیله سرپرستان و راهنمایان تعلیماتی به عمل آمده است این مطلب را به نحوی روشن می سازد .
فیلم پیوست صحنه ای را نشان می دهد که آقای مرتضی یوسفی و عباس رضایی نماینده آموزش و پرورش و راهنمای تعلیماتی پیکار هنگام بازدید از یکی از کلاس های پیکار با بیسوادی و پاسخ و پرسش از نوآموزان هستند .

 copy.jpg

 

 

 

 


شماره 282
تاریخ 16/12/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت19:10توسط |
پاچنار قاضی شهر نراق رویاها و خاطرات

 

پاچنار قاضی شهر نراق رویاها و خاطرات

در محله پاچنار شهر نراق و در مسیر دره پاطاق مکانی برای روشن کردن شمع و ادای نذر در باورهای سنتی مردم از جمله زنان مرسوم بوده که در اصطلاح عامیانه به پا چنار قاضی مشهور است .

e01sevszb401cshvaca.jpg

دو چنار قدیمی همچنان قامت خود را پس از سالیان طولانی حفظ نموده و پا بر جا مانده اند .
شواهدی از روشن کردن شمع توسط اندکی از زنان در اطراف یکی از چنارها همچنان مشهود است .

سالیان اخیر برای حفظ درختان تنومند چنار فضای آهنی تعبیه شده تا شمع ها در آنجا روشن تا از آسیب به درختان جلوگیری شود .

38mj28di1byry2k3rej3.jpg

مسجدی به نام قاضی بیش از 200 سال قبل در نزدیکی این چنارها وجود داشته که تخریب گردید . سال های بعد با فاصله سیصد متری از مکان تخریب شده مسجد جامع نراق توسط مرحوم حاج علی محمد بن میرزا اسماعیل در سال 1243 هجری قمری(194 سال قبل) ساخته شده است .

3xb7q0lwp6jc3ev82o6n.jpg

مردمان قدیم ابتدا پس از نذر و روشن کردن شمع هایشان به مسجد قاضی وارد می شدند و دعا می خواندند تا به مقاصد مقدس خود برسند . ساده دلی و بی آلایشی درون و زندگی به دور از وساوس شیطان باعث شده بود که مردم عامی باور داشته باشند که مرادشان را با نذر شمع دریافت کرده اند .

zcfr4tuimn9oufu95t9s.jpg

هرگاه شمعي روشن مي کردند احساس خوشايند و خوبي پيدا مي نمودند . چه در معابد ؛ مساجد و كليساها و چه در عزا و چه در عروسي ها شمع جايگاه ويژه خود را در بین مردم دارد .
پاچنار قاضی شب شام غریبان امام سوم شیعیان حسین بن علی(ع) شمع روشن می کردند و آش نذری می داند .

nhuz2bzq7efqzldlg1.jpg

قدما شمع را نماد پرقدرت نور و حرارت و انرژي و نشان جمع چهار عنصر حیاتی می دانستند :
- شعله آن نشان آتش
- بدنه آن نشانه خاک
- اشك روان از ذوب آن نشان آب
- دودي كه از سر آتش بر میخاست نشان باد

شمعی که پای چنار قاضی روشن می شد در فرد رابطه معنوی و انرژی مثبت ایجاد می کرد . این روزها مردمان از شمع و عود مقاصد دیگری را در زندگی دنبال می کنند .

 

hd1phn3mg6k4b9psocqu.jpg

 

از قديم الايام در شهر نراق كاشت درخت چنار مرسوم و جزء اعمال دارای ثواب بوده است . درختان چنار خواص زیست محیطی ؛ دارویی و درمانی دارد و به زیبایی طبیعت کمک زیادی می کند .
چنارهایی در نراق وجود دارند که مورد احترام می باشند از قبیل چنار بقعه متبرک زبیده خاتون ؛ چنار مسجد امام حسن(ع) ؛ چنار مسجد قاضی ؛ چنار مزارع کدورا – حسین آباد – نصرت آباد و... . چنار معروف جنب مسجد جامع که به دلیل بازگشایی مسیر از میان برداشته شد . 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت18:27توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 23

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 23

با اینکه مدت مدیدی است از انتخابات مجلس شورای ملی می گذرد هنوز نماینده شهر نراق آقای رضا مجد در مجلس شورا به این منطقه وارد نشده و شاید هم این موضوع را نداند که نماینده این محل هم هستند و باید برای رفع قسمتی از نیازمندی هایی به این شهر تشریف فرما شوند .

0duh0lpxvvpk70oqw3.png

رضا مجد

از نظر اینکه این منطقه هم از آبادانی عقب افتاده است خوبست آقای رضا مجد به این محل هم بیایند و با جلسه ای نیازمندی های مردم را استماع فرمایند .

 copy.jpg

 

 

 

 



شماره 299
تاریخ 23/12/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری


توضیحات سلحشوران شهر نراق

رضا مجد فرزند محمود متولد 1309 ابتدا معلم و دارای تحصیلات عالی در رشته ی حقوق و ادبیات بود . وی کارمند دولت٬ نماینده ی دوره های ۲۱-۲۲-۲۳ در مجلس شورای ملی از حوزه ی انتخابیه "خمین _محلات"بود . وی شوهر خواهر سپهبد پرویز خسروانی فرزند میرزا محمد هاشم محلاتی بود و دیگر برادران همسرش عطاءالله ؛ شهاب الدین ؛ مرتضی و خسرو خسروانی بود .

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت18:25توسط |
ساخت مخابرات لشکر17علی بن ابیطالب(ع) با مساعدت مردم نراق

 

ساخت مخابرات لشکر17علی بن ابیطالب(ع) با مساعدت مردم نراق


استاد فروغی : محمد آقا آنقدر اصرار نکن ، من چیزی بلد نیستم

محمد : آخه همین ها که گفتی جالبه ؛ همین ها را بنویس

فروغی : چشم چشم دیگه ولم می کنی !

راستی این محمد آقا چی میخواد بگه ؛ چکار میخواد بکنه!! بله ایشان میخواد بگه آره ماها بودیم ؛ الان هم هستیم . خدا براش بسازه

حالا که این آقا میخواد حرف دل شهدا را بما بگه و نشان بده ، بسم الله

 

 داستان از این قرار بود :

در یکی از روزهای خوب خدا در آبان ماه سال 1366 که هوا نسبتا سرد اما آفتابی بود ، حدود ساعت چهار بعد از ظهر که مدرسه تعطیل شده بود خرامان خرامان به سمت منزل می رفتم .

ciz6zp7c9709hxswjg.jpg

 حاج عزیز الله فروغی

روبروی درب پایگاه بسیج شهر که رسیدم نماینده آموزش و پرورش آقای مرتضی محمودی من را صدا کرد و گفت آقای فروغی اگر امکان دارد با جمعی از نراقی ها که برای امر خیری به اندیمشک در استان خوزستان می روند همسفر شو .

lrg8ue6qcq8kvm011orr.jpg 

گفتم فردا کلاس درس دارم . گفت عیبی ندارد من مشکل را حل می کنم . گفتم بنابراین فردا کلاس درس ریاضی را فردا در اندیمشک تشکیل می دهم .

راستی عجب داستانی است .

ملت ایران با تمام تلاش در مقابل دنیای استکبار که دستشان از آستین کشور عراق بیرون آمد ایستاده بودند و به سختی دفاع می کردند .

 jewkylcw8lgzydkjzm78.jpg

هر کس به نوعی در جبهه ، پشت جبهه ، در گوشه و کنار شهر با جان و مال خود از وجب به وجب خاک میهن اسلامی دفاع می کردند .

بالطبع در گوشه ای از این کشور پهناور هم مردمانی عاشق و پر شور به انقلاب و رهبرشان امام خمینی(ره) در یکی از نقاط جغرافیایی این کشور شهری به نراق زندگی می کردند که از آنها در تمام دوران دفاع مقدس با تمام صداقت از همه چیز خود گذشته و پایداری خود را به انقلاب و ایران و تاریخ اثبات نمودند .

esc7pv3xjsqnuab6wbie.jpg 

لذا در این مقطع حساس هم بایستی امتحان پس می دادند که انصافا خوب آزمایش خود را به سرانجام رساندند و قرار شد انجام دهند و انجام دادند .

به هر حال قرار شد کلاس درس را فردا در پادگان شهید زین الدین در شهرک بدر اندیمشک به اتفاق برقرار کنیم لذا با هم به جمع این عزیزان پیوستم.

 mgzs848n1ph6zoik105t.jpg

با یکدستگاه مینی بوس به سمت پادگان حرکت کردیم . شب را در راه بودیم ؛ نیمه شب گذشته بود که وارد پادگان شدیم . شب بسیار جالبی بود . باران با قطرات درشت و پُر شتاب بر سرمان می بارید و گویی به ما خوش آمد می گفت .

 شب سپری شد ؛ پس از صرف صبحانه شخصی با موتور سیکلتش وارد شد با لباس ها و کفش های گِلی که وقتی نزدیک شد متوجه شدیم حاج حسین نباتی است . او ما را به سمت محل کلاس ها راهنمایی کرد اما نه آن کلاس ما داشتیم بلکه کلاسی که آنها داشتند .

 skbo1el11ytqmu6y2j9.jpg

در کلاس ریاضی همه اش آموزش داده بودیم دو تا دو تا می شود چهار تا . امّا در این کلاس این مطلب جواب نمی داد و به عینه می دیدی که دو تا دو تا می شود بی نهایت .
آخه میدانی چرا ؟
برای اینکه خداوند عالم چنان همت و غیرت و شجاعت و شهامتی به این بچه ها عنایت کرده بود که سر دیگرش به بینهایت ختم می شد . 

3ce1mepwqwhcvupfvs.jpg

بگذریم ؛ متوجه شدیم که مقر ستاد لشکر 17 علی ابن ابیطالب علیه السلام در انرژی اتمی حومه دارخوین در محور اهواز – آبادان مورد شناسایی و تهاجم هواپیماهای عراق قرار گرفته و یک سرباز نراقی به نام حسین قجری فرزند علی محمد تاریخ 3 اسفند 1364 طی بمباران دشمن به شهادت رسیده فلذا نیاز به تغییر مکان برای حفظ جان نیروها ضروری بود .

0magwxs02ve98sagap3t.jpg

مقرر شد تغییر کلاس داده و ما را به جای دیگری ببرند . راهنمایی کردند رفتیم داخل کانتینرها ؛ دیدم تعدادی نقشه ساختمانی پَهن شده و فردی اهل اصفهان آنجا بود .

پس از سلام و علیک و حال و احوال نقشه ها را به ما نشان داد و گفت ساختمان که قرار است شما درست کنید این است که عبارت بود از ساختمانی به متراژ حدود 200 متر مربع جهت مخابرات پادگان اندیمشک که متعلق به لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود .

9sibtkbk5qpqp1el8541.jpg

پس از توجیه کردن و توضیحات لازم مقرر شد این ساختمان توسط مردم نیکوکار و خیّر شهر نراق ساخته شود و به پادگان هدیه گردد .
در همان روز با حضور اینجانب و تعدادی از نراقی ها کلنگ ساخت مخابرات توسط حجت الاسلام هبت الله نوروزی فرزند حسنعلی(1310 – 1382) اهل همدان و امام جمعه شهر نراق بر زمین زده شد تا چهار ماهه این بنا را تحویل دهند .

lefnf1kdgowd3dziieyg.jpg
بدین شکل که با جلسه ای که بعد از نماز عشاء در مسجد جامع نراق برگزار شد همشهریان داوطلبانه به صورت نوبتی 10 تا 15 روزه یا بیشتر و بعضا کمتر به اندیمشک ماموریت یافته و کار ساختمان را انجام دهند که این اقدام به نیکویی انجام گرفت .

 هیئت امنایی نیز به اسامی حاج حسین مهدوی فرزند قوام(مرحوم - پدر شهید علی اصغر) - حاج سلطانعلی قجری فرزند عبدالرحمان(پدر شهید علیرضا) - حاج ماشاءالله(نعمت الله)آعلی فرزند رضا(مرحوم) و حاج عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم تعیین گردیدند .

 

k8tsobrrs92vh6ah7tm.jpg

 

طبق هماهنگی خرید مصالح ساختمانی توسط هیئت امنا از نراق و اراک تهیه و با کامیون های موجود در نراق که قبلا هم زحمت هایی در دفاع مقدس داشتند انجام می گرفت . حتی سیمان ؛ میلگرد و آهن و نیازمندی های دیگر از نراق توسط رانندگان مشتاق به جبهه انتقال می یافت . بعضی موقع علاقمندان با همین ماشین ها برای بازدید پشت جبهه و ملاقات رزمندگان به اندیمشگ همراه شده و مجددا باز می گشتند .

sebkd1j6o6r2mu7evq3q.jpg

سه میلیون ریال هزینه اولیه ساخت را خیّر مشهور حاج عباس معصومی فرزند علی و بیش از هفت میلیون ریال دیگر را نیزمردم از مال دنیا گذشته شهر نراق تقبل نمودند .
بقیه قسمت های دیگر ساختمان های پادگان را نیز شهرهای دیگر عهده دار شدند . اعزام این نیروها که اغلب سنین آنها بالای پنجاه تا شصت سال بود ، علی رغم تاثیرات معنوی برای فرد ، باعث تقویت روحیه دیگر نیروهایی بود که در منطقه همدیگر را ملاقات می کردند .

 xjmcjo6vvjxn5ihcqlr8.jpg

تعدادی از این مردان به هنگام ورود به مناطق خوزستان فرزندان رزمنده خود را نیز ملاقات می کردند و باعث شور و شعف آنها می گردید. همچنین قسمت عمده ای از مصالح و آهن آلات مورد نیاز با کامیون های رانندگان دفاع مقدس از نراق به اندیمشک منتقل گردید .


چند پاسدار رسمی سپاه پاسداران از اهالی نراق که در جبهه حضور داشتند نیز به این زحمتکشان سرکشی و از نزدیک مساعدت داشتند . نهایتا ساخت بنای مخابرات به اتمام رسید و با تنظیم صورتجلسه تحویل پادگان زین الدین گردید و فرماندهان لشکر 17 از مردم فداکار نراق تشکر نمودند .

9mh6z9azlxnxd6ji8u.jpg

این فعالیت ها در حالی بود که عده زیادی از ارتشیان و بسیجیان شهر نراق در گردان های رزمی در حال دفاع از کیان اسلام و میهن عزیز بودند .

عده ای از انسان های متدین که به طور نوبه ای از آذر ماه سال 1366 از نراق به جبهه ماموریت یافته و در ساخت ساختمان مخابرات لشکر 17 در پادگان زین الدین اندیمشک زحمت کشیدند در غالب سی و یکمین اعزام نیرو عبارتند از :

1- رضا رضایی فرزند نظر(مرحوم)
2- تقی کمره ای فرزند رضا(مرحوم)
3- محمد نبی زاده فرزند حسین(مرحوم)
4- شعبانعلی حسینی فرزند رضا
5- نورعلی آقاحسینی فرزند رضا
6- محمد حسینی فرزند شعبانعلی
7- ابوالقاسم احمدی فرزند علی
8- مسلم مرادی فرزند نصرالله(مرحوم)
9- علی محمد مرادی فرزند نصرالله
10- محمود ایزدی فرزند حسین
11- عباس(حسینعلی) پیشه ور فرزند غلام محمد
12- حسین اکبری فرزند اکبر (جانباز)
13- عباس ایزدی فرزند محمد
14- شکرالله صادقی فرزند علی محمد
15- اسماعیل سلیمانی فرزند احمد با ماشین بنز خاور(مرحوم)
16- عباس کمره ای فرزند رضا(مرحوم)
17- حسین قجری فرزند محمد تقی
18- قاسم آقا حسینی فرزند رضا
19- حسن رمضانی نراقی فرزند حسین(مرحوم)
20- سید جمال موسوی فرزند سید محمد با ماشین شهرداری
21- غلامحسین قجری فرزند عباس
22- قنبر عابدی فرزند کمال مشهور به قنبرعلی
23- علی اشرف یوسفی فرزند نوروز
24- غلامعلی ماهجان فرزند حسین
25- علی(میرزاعلی) قجری فرزند نعمت الله
26- نعمت الله پیشه ور فرزند فتح الله(مرحوم)
27- غلامحسین میرشکاری فرزند علی
28- رمضان شاطری فرزند غلامعلی(مرحوم)
29- قاسم حمامی فرزند مصیب
30- اکبر جعفری فرزند امیر
31- سید احمد موسوی فرزند سید مهدی
32-

ocbem2a38fwjt5wzz.jpg
با تشکر وافر از استاد عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم که در تهیه این پُست مساعدت ویژه داشت و سه سند معتبر ارائه نمود .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت18:39توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل -22

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 22

ساعت 2 بعد از ظهر روز 25 اسفند 1348 به منظور تشکیل انجمن همکاری خانه و مدرسه از اولیای دانش آموزان دبستان سیاح شهر نراق دعوت به عمل آمد که ابتدا پیرامون وظایف این انجمن به وسیله نماینده آموزش و پرورش و رئیس دبستان سخنانی ایراد شد .

ryg8oa2nuwovdbw2t8vv.jpg

عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

سپس با اخذ آرا آقایان زیر به عنوان اعضای این انجمن با اکثریت آرا انتخاب شدند :

1- آقای یوسف عضایی = رئیس
2- آقای محمد طالبی = نایب رئیس
3- آقای غلامرضا مبینی = منشی
4- آقای حسین پریشانی = خزانه دار

 copy.jpg

 

 

 

 


شماره 300
تاریخ 25/12/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت18:27توسط |
علی رمضانی نراقی به برادر شهیدش محمدرضا پیوست

 

علی رمضانی نراقی به برادر شهیدش محمدرضا پیوست

روزمره از پروردگار عالمیان می خواهیم که در مصائب و مشکلات به  ما صبر عنایت بفرماید ، لکن مصیبت حادی برایمان اتفاق نیفتاده تا خودمان را در مقابل دشواری ها محک بزنیم .

             8qo2u704bszgfxed5c0x.jpg  z6wlogufp92w4kc7tahp.jpg  geynahc6lgzvn0s5oup.jpg  2uzmc56bcvzssmid6zrz.jpg

حاج غلامعلی رمضانی و حاجیه خانم نیره قجری در مصیبت فرزندشان حسن در سال 1356 که در اثر بیماری فوت نمود به سوگ نشستند.

8qo2u704bszgfxed5c0x.jpg

   مرحوم حسن رمضانی

در پی عملیات غرورآفرین بیت المقدس در اردیبهشت سال 1361 محمدرضا رمضانی در راه آرمان مقدس کشور ایران به شهادت رسید و باعث مباهات خانواده گردید.

dldvl26ro8mwr13aiyn.jpg

پنج شنبه 30 بهمن 1393 علی رمضانی جوان دیگر این خانواده در اثر سکته قلبی بدرود حیات گفت.

2uzmc56bcvzssmid6zrz.jpg

   مرحوم علی رمضانی

حاج غلامعلی رمضانی پدر خانواده نیز در تاریخ 27/02/1393 قبل از وفات علی دارفانی را وداع گفته بود .

x8dwh4h8162llz072tzl.jpg

  مرحوم حاج غلامعلی رمضانی

حاج علیرضا رمضانی عموی شهید محمدرضا نیز که زحمات طاقت فرسایی در طول زندگی کشیده بود همزمان با برادر زاده اش مرحوم علی رمضانی تشییع و در وادی السلام شهر نراق خاکسپاری گردیدند.

a7fhvdc4rxcywuza3jjc.jpg

   مرحوم حاج علیرضا رمضانی

علی رمضانی در سال 1345 به دنیا آمد و پس از طی دوران نوجوانی به عنوان رزمنده دفاع مقدس ، پرچم برادر شهیدش را بر دوش گرفته و در لباس بسیجیان سلحشور به جبهه اعزام گردید و فعالیت های زیادی در مقطع جنگ در کردستان از خود به یادگار گذاشت.

ttqfcusamikgy4hgshf.jpg

پایگاه روستای بناویله در دهستان باسک کولسه از توابع شهرستان مرزی سردشت آذربایجانغربی یکی از مناطقی بود که علی رمضانی در آنجا چند ماه برای برقراری امنیت و مقابله با نا امن نمودن منطقه توسط گروه های معاند و ضد انقلاب حماسه های جاویدان آفرید .

                       9opjv5z1bc6ipk7mfk5z.jpg   q5ho48v8ahw6dtq8qvkj.jpg

مرحوم علی رمضانی در سالهای دفاع مقدس

مرحوم علی رمضانی و همسر محترمه اش سرکار خانم عزیزی دارای دو پسر به اسامی احسان و ایمان و یک دختر به نام بهار می باشند .

 qrrj2h38b195v1fh6blc.jpg

 مرحوم علی رمضانی

اللـــهم صـــل عـــلی محـــمد و ال محـــمد و عـــجل فرجـــهم

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت9:52توسط |
دیدار مردم نراق با امام خمینی در سال 1361

 

دیدار مردم نراق با امام خمینی در سال 1361

تابستان سال 1361 قرار شد به همراه خانواده ی شهدای شهرستان های محلات ؛ دلیجان ؛ خمین ؛ نراق و حومه به دیدار رهبر کبیر انقلاب امام خمینی رضوان الله علیه برویم .

2ij8xo0bmqbttctvwrwu.jpg

محمد(غلام) ابوالحسنی

در اواخر بهار و شاید در تابستان سال 1361 شمسی زمزمه های درباره ی قولی که حجت الاسلام شیخ فضل الله مهدیزاده نماینده مردم شهرستان های محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی و نماینده امام در سپاه پاسداران به خانواده شهدا مبنی ملاقات با رهبر داده بود، شروع و بعد عملی گردید .

gnr10kg7mdz6c74puy4.jpg

مقرر بود برای حفاظت و مواظبت از پدران و مادران شهدا چند نفر از پاسداران ( حداقل داخل هر اتوبوس دو نفر ) همراه شوند . همه پاسداران سپاه محلات مشتاقانه و بی صبرانه درخواست و تقاضای همراهی را داشتند و به هر نحوی لابی می کردند که از همراهان این کاروان باشند .

 sjbicpyaaueob12vduuc.jpg

چون همه پاسداران متقاضی بودند وعلی الظاهر هیچکس بر دیگری رجحان نداشت و انتخاب کردن که چه افرادی همراه کاروان باشند غوغائی بود . هر کسی نظری می داد و بالاخره به حلال مشکلات قرعه کشی روی آورده شد .

مراسم قرعه کشی شروع شد نفس ها در سینه ها حفظ شده بود سکوت کامل به حدی که صدای بهم خوردن برگهای درختان خیابان را از داخل سالن سپاه می شنیدیم . اسم ها همه با دقت تمام نوشته شده بود و در سبدی قرارداشت ، همه همدیگر را زیرچشمی برانداز می کردند و ذکر می گفتند .

 5l67bevn5spozbcqvbn.jpg

بعد از دعا و ثنا مقرر شد قرعه کشی آغاز شود ، تمامی چشمها بدنبال حرکت دست پاسدار عزیزی که مسئول در آوردن اسامی از سبد بود در حدقه می چرخید و آن را تعقیب می کردند . دست به طرف سبد حرکت و یک گوی را درآورد و آن را بازکرد درصورتیکه چهره اش برافروخته بود اسم یکی از پاسداران عزیز را خواند یکدفعه سالن با صدای دلنشین الله اکبر به لرزه در آمد . دیگر صدا به صدا نمی رسید تا اینکه خوشبختانه نام این حقیر هم از سبد بیرون آمد و دیگرسراز پا نمی شناختم .

 kcfqzb1smye0g5ujvtg.jpg

روز موعود فرا رسید. پدر و مادر شهدا به همراه جمعی از پاسداران سپاه برای دیدار با امام خمینی(ره)عازم تهران شدیم .

وقتی به تهران رسیدیم برای استراحت به هتل پارسیان استقلال (هتل رویال هیلتون سابق) واقع در پارک وی خیابان ولیعصر(عج) رفتیم .هتلی مجهز با رنگ آمیزی های بسیار قشنگ به گونه ای که اکنون بزرگترین هتل بین المللی پنج ستاره ایران به شمار می رود .

عده ای بدو ورود اعتراض داشتند که چرا به چنین مکان اشرافی آمده اند ولی بعد با موضوع کنار آمدند تا حداقل یک شب را دلخوش باشند .

k2zr0b6ozoiujufj4z.jpg

محمد(غلام) ابوالحسنی در کنار برادرش آزاده جانباز احمد ابوالحسنی

راستش تا صبح چشم روی چشم نگذاشتم و در خیالات شیرین دیدار با امام عظیم الشان غرق بودیم که صدای اذان ما را به خود آورد . نماز صبح با صفایی را خواندیم . طلوع خورشید، در صبح آن روز زیباتر از هر روز به نظر می رسید .
کاروان بعد از صرف صبحانه سوار اتوبوس ها شدند. همه سعی می کردند که زودتر سوار اتوبوس بشوند . همه این احساس را داشتند که هر چه جلوتر بنشیند زودتر پیاده شده وبرای زیارت امام نزدیک تر در حسینیه جا پیدا کنند .

aa75mwgcxhh50nl2h.jpg

به جماران که رسیدیم چند نفر از بسیجیان نراق نیز با هر تلاشی خودشان را به بالا رسانده بودند ، همه چشم ها خیس اشک شوق بود. به خدا، دست خودمان نبود. به یاد دوستان شهیدم افتادم که حالا جای خالی شان بدجوری حس می شد . خانواده ها هم به یاد فرزندانشان اشک می ریختند که علاقه داشتند امامشان را ببینند . آخه همه شهیدان سفارش کرده اند خمینی را تنها نگذارید .

xz33g1dcjf1ejb0onvl0.jpg

بعد از گذر از پست های ایست و بازرسی و تحویل اسلحه و فشنگ ها به داخل حسینیه‌ی جماران هدایت شدیم . برخورد پاسداران جماران و محافظین محترمانه و مودبانه بود . ما پاسداران را ایستاده و در یک خط و روبروی دیدارکنندگان زیر سکّویی که امام بر روی آن می ایستاد؛ سازماندهی کردند .

 zmjjggnvkrn1l09m6vn.jpg

شوق دیدار امام خمینی سرتاسر وجودم را تسخیر کرده بود ! در همین حال و احوال بودم که یک لحظه سکوت حسینیه شکست و دری که امام از آن وارد مکان می شد باز شد و قلقله ای بر پا شد. امام در آستانه ی در هویدا شد. فقط خدا می داند آن لحظه چه حالی داشتیم .

6p2tfdkaw9p1h1pxd3mp.jpg

جمعیت در آن فضای محدود حسینیه، مثل موج به این طرف و آن طرف می رفت . هرکس شعاری می داد و مطلبی را در وصف مولایش می سرود .
ما پاسداران که طاقت نیاوردیم تا چهره امام را نبینیم دو قدمی جلوتر آمدیم و سَرچرخاندیم تا امام را ببینیم و چون صحنه جالبی نبود مسئولین حفاظت اشاره کردند که رو بطرف رهبر بنشینیم ما همگی به چالاکی و سریع بصورت دو زانو نشستیم اشکمان بند نمی آمد ؛ دست خودمان نبود . 

lal23kw9yuqacv0ikljk.jpg

این دومین باری بود که به دیدار رهبر و مقتدایم می رفتم . امام چند دقیقه در جایگاه ایستاد و با دست مبارکش احساس خانواده شهدا را پاسخ گفتند . سپس معظم له به طرف صندلی مخصوص خویش رفت تا دقایقی بنشینند. صدای گریه دیدارکنندگان فضای حسینیه را پُرکرده بود.

512qz6tsob4iugzie50w.jpg

امام خمینی رحمت الله علیه در آن روز سخنرانی نکردند ؛ فقط حجت الاسلام شیخ فضل اله مهدیزاده با سخنانی کوتاه مراتب وفاداری مردم شهید پرور شهرستان های محلات ؛ دلیجان ؛ نراق و حومه را به سمع و نظر امام رساندند .

خورشید جماران که از صندلی بلند شد، جمعیت تکانی دیگر خورد و شعار : تا خون در رگ ماست، خمینی رهبر ماست فضای حسینیه را لرزاند و ...
32 سال از آن روز لذت بخش می گذرد لیکن شیرینی و حلاوت آن دیدار در کاممان وجود دارد .

z2s8zpwz80dq9dhx13ji.jpg

محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق 10/10/1393

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت20:30توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(40)

 

کتاب "40 قطب عرفانی "

کتاب 40 قطب عرفانی به معرفی چهل تَن از شخصیت های مجتهد عرفانی و آشنایی با مکاشفات و دستورالعمل های آن ها می پردازد .
این کتاب در 206 صفحه توسط آقای حمید احمدی جلفایی گردآوری و توسط نشر نسیم ظهور چاپ شده است . چاپ دوم کتاب سال 1392 توزیع گردیده است .

 xqyjzaukwt6ucrgmogg.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب چهل قطب عرفانی در پی آن است تا با معرفی چهل قطب از عارفان و سالکان اهل شهود و مکاشفه و کرامت از مجتهدان شیعه ؛ ضمن شناساندن ارج و منزلت عرفان ناب معصومان و ویژگی های خاص آن ؛ مخاطبان گرامی را در تشخیص عارفان واقعی از عارف نمایان بی نصیب ؛ یاری رسانده و عرفان اسلامی را با مسلک های انحرافی آمیخته با افراط و تفریط و بدعت و خرافه ؛ روشن نماید .

f9yp8bci41d0b3z6n0.jpg

قبل از ورود به بحث به اطلاع برسانم تاریخ تولد و فوت علامه ملا محمد مهدی نراقی توسط نویسنده کتاب اشتباه نوشته شده که ابتدا آن را تصحیح می کنیم . تولد این عالم وارسته سال 1146 قمری و فوت ایشان 8 شعبان 1209 قمری می باشد . زمان فوت علامه 63 ساله بوده که نویسنده به اشتباه او را 91 ساله قلمداد نموده است .

در صفحات 115؛116؛117 و 118 کتاب در خصوص علامه ملا محمد مهدی نراقی فرزند ابی ذر اهل نراق نوشته :

او در سال 1128 قمری(صحیح 1146) در نراق یکی از روستاهای اطراف کاشان ؛ به دنیا آمد . از همان اوان نوجوانی ؛ علاقه شدیدی نسبت به تحصیل علم و آگاهی از واقعیت های هستی در او دیده می شد و به همان خاطر ؛ پدرش او را برای تحصیل در مدرسه علوم دینی کاشان ؛ به سوی آن دیار ؛ روانه نمود و او در حلقه درس مرحوم ملا جعفر بیدگلی ؛ آغاز به تحصیل نمود و دوره مقدمات ؛ سطح و مقداری از دروس عالی را در شهر کاشان ؛ از محضر او و برخی اساتید دیگر ؛ به پایان رساند .

9c8ww2jp8plsa8r2bjuf.jpg

سپس او راهی حوزه علمیه اصفهان شد و در آن جا پس از مدتی اقامت و جستجو در بین عالمان تراز اول ؛ حکیمِ پارسا مرحوم مولی اسماعیل خواجویی را به استادی انتخاب نمود و در حدود سی سال توقف در آن شهر ؛ از کرسی درس وی ؛ در زمینه های مختلف ؛ بهره برد .

او همچنین از درس استاد فلسفه ؛ مرحوم محمد زمان کاشانی و نیز از شیخ محمد مهدی هرندی استفاده نمود . تا این که بعد از مدتی خود او به استادی پر آوازه و صاحب اجازه از علمای بزرگ عصر ؛ تبدیل شده و در همان جا ؛ به تدریس و تحقیق و تبلیغ مردم همت گمارد .

بعد از مدتی به زادگاهش نراق و کاشان برگشت و در حوزه علمیه کاشان کرسی درس و بحث ؛ بر پا نمود و مدتی را در سنگر مساجد آن شهر به وعظ و ارشاد مردم و تبلیغ دین مبین اسلام ؛ مشغول شد .
سپس او به سمت نجف اشرف ؛ عزیمت نمود و در نجف و کربلا ؛ از محضر اساتید به نامِ آن دوران ؛ همچون : وحید بهبهانی ؛ شیخ یوسف بحرانی و شیخ محمد مهدی فتونی ؛ بر خرمن دانش و معارف خود افزود و مدارج عالی علمی و معنوی را یکی پس از دیگری پشت سر نهاد و توانست از بیشتر اساتید خود ؛ اجازه نامه های مفصلی دریافت نماید .

d6p4yc1lul7vuqrt11y.jpg

او همچنین در کنار تحصیل و تدریس و تربیت شاگردان بسیار ؛ در عرصه تالیف و تحقیق نیز زبانزد بود و بیشتر آثار بر جای مانده از وی ؛ در نزد اهل تحقیق ؛ معروف و شایسته رجوع هستند .
او در زمینه اخلاق و عرفان اسلامی نیز آثاری را ارائه نموده ؛ که به عنوان نمونه ؛ کتاب جامع السعادات او در اخلاق ؛ جزء بهترین آثار شیعی در قرون متاخره به حساب می آید و در واقع کتاب معروف معراج السعاده از فرزند دانشمندش نیز ؛ تلخیص همین کتاب است و این دو کتاب در زمینه اخلاق اسلامی ؛ همچون دو ستاره تابناک ؛ می درخشد .
از دیگر آثار معروف او عبارتند اند از : لوامع الاحکام ؛ معتمد الشیعه ؛ انیس التجار ؛ انیس الحجاج ؛ صلاه الجمعه ؛ تجرید الاصول ؛ جامعه الاصول ؛ انیس المجتهدین ؛ لمعات العرشیه ؛ توضیح الاشکال(هندسه اقلیدسی) ؛ جامع المواعظ ؛ طائر قدسی(دیوان اشعار) ؛ و ... .

سرانجام آن عالم ربّانی و عارف فرزانه ؛ در 18 شعبان سال 1209 قمری در 81 سالگی( دقیق 8 شعبان و در سن 63 سالگی) ؛ در شهر کاشان ؛ دارفانی را وداع گفت و پیکر مطهرش ؛ به نجف اشرف منتقل شده و در کنار حرم امام علی علیه السلام به خاک سپرده شد .

نمونه ای از مکاشفه و کرامت علامه ملا محمد مهدی نراقی فرزند ابی ذر

از علامه ملا مهدی نراقی نقل شده است که :

روزی از روزهای ماه مبارک رمضان ؛ از منزل‌ بیرون‌ آمده و ‌ به‌ سمت‌ وادی‌ السلام‌ نجف‌ برای‌ زیارت‌ اهل‌ قبور رفتم ؛ وقتی غروب شد در این حال‌ می‌بیند عده‌ای‌ جنازه‌ای‌ را آوردند و قبری‌ برای‌ او حفر نموده‌ و جنازه‌ را در میان‌ قبر گذاشتند و به‌اوگفتند: ما کاری‌ داریم‌، شما بقیه‌ تجهیزات‌ این‌ جنازه‌ را انجام‌ دهید!
علامه نراقی‌ می گوید: من‌ در میان‌ قبر رفتم‌ که‌ کفن‌ را باز نموده‌ و صورت‌ او را بروی‌ خاک‌ بگذارم‌، و بعد بروی‌ او خشت‌ نهاده‌ و خاک‌ بریزم‌ ‌؛ ناگهان‌ دیدم‌ دریچه‌ایست‌، از آن‌ دریچه‌ داخل‌ شدم‌ دیدم‌ باغ‌ بزرگی‌ است‌، درخت‌های‌ سرسبز سر به‌ هم‌ آورده‌ و دارای‌ میوه‌های‌ مختلف‌ و متنوع‌ است‌. از دَرِ این‌ باغ‌ یک‌ راهی‌ است‌ بسوی‌ قصر مجللی‌ که‌ در تمام‌ این‌ راه‌ از سنگ‌ ریزه‌های‌ متشکل‌ از جواهرات‌ فرش‌ شده‌ است .

zai33o2jeu5ekxxav2o.jpg
من‌ بی‌اختیار وارد شدم‌ و یکسره‌ بسوی‌ آن‌ قصر رهسپار شدم‌، دیدم‌ قصر با شکوهی‌ است‌ و خشت‌های‌ آن‌ از جواهرات‌ قیمتی‌ است‌؛ از پله‌ بالا رفتم‌، در اطاقی‌ بزرگ‌ وارد شدم‌، دیدم‌ شخصی‌ در صدر اطاق‌ نشسته‌ و دور تا دور این‌ اطاق‌ افرادی‌ نشسته‌اند. سلام‌ کردم‌ و نشستم‌، جواب‌ سلام‌ مرا دادند. بعد دیدم‌ افرادی‌ که‌ در اطراف‌ اطاق‌ نشسته‌اند از آن‌ شخصی‌ که‌ در صدر نشسته‌ پیوسته‌ احوالپرسی‌ می‌کنند و از حالات‌ اقوام‌ و بستگان‌ خودشان‌ سؤال‌ می‌کنند و او پاسخ‌ می دهد. و آن‌ مرد مبتهج‌ و مسرور به‌ یکایک‌ از سؤالات‌ جواب‌ میگوید. قدری‌ که‌ گذشت‌ ناگهان‌ دیدم‌ که‌ ماری‌ از در وارد شد و یکسره‌ بسمت‌ آن‌ مرد رفت‌ و نیشی‌ زد و برگشت‌ و از اطاق‌ خارج‌ شد .

آن‌ مرد از درد نیش‌ مار، صورتش‌ متغیر شد و قدری‌ به‌ هم‌ برآمد، و کم‌ کم‌ حالش‌ عادی‌ و بصورت‌ اولیه‌ برگشت‌. سپس‌ باز شروع‌ کردند با یکدیگر سخن‌ گفتن‌ و احوالپرسی‌ نمودن‌ و از گزارشات‌ دنیا از آن‌ مرد پرسیدن‌. ساعتی‌ گذشت‌ دیدم‌ برای‌ مرتبة‌ دیگر، آن‌ مار از در وارد شد و به‌ همان‌ منوال‌ پیشین‌ او را نیش‌ زد و برگشت‌.
آن‌ مرد حالش‌ مضطرب‌ و رنگ‌ چهره‌اش‌ دگرگون‌ شد و سپس‌ به‌حالت‌ عادی‌ برگشت‌. من‌ در این‌ حال‌ سؤال‌ کردم‌: آقا شما کیستید؟ اینجا کجاست‌؟ این‌ قصر متعلق‌ به‌ کیست‌؟ این‌ مار چیست‌؟ چرا شما را نیش‌ میزند؟ گفت‌: من‌ همین‌ مرده‌ای‌ هستم‌ که‌ هم‌ اکنون‌ شما در قبرگذارده‌اید، و این‌ باغ‌ بهشت‌ برزخی‌ من‌ است‌ که‌ خداوند به‌ من‌ عنایت‌ نموده‌ است‌، که‌ از دریچه‌ای‌ که‌ از قبر من‌ به‌ عالم‌ برزخ‌ باز شده‌ است‌ پدید آمده‌ است‌. این‌ قصر مال‌ من‌ است‌، این‌ درختان‌ با شکوه‌ و این‌ جواهرات‌ و این‌ مکان‌ که‌ مشاهده‌ می‌کنید بهشت‌ برزخی‌ من‌ است‌، من‌ آمده‌ام‌ اینجا. این‌ افرادی‌ که‌ در اطاق‌ گرد آمده‌اند ارحام‌ من‌ هستند که‌ قبل‌ از من‌ بدرود حیات‌ گفته‌ و اینک‌ برای‌ دیدن‌ من‌ آمده‌اند و از بازماندگان‌ و ارحام‌ و أقربای‌ خود در دنیا احوالپرسی‌ نموده‌ و جویا میشوند، و من‌ حالات‌ آنان‌ را برای‌ اینان‌ بازگو میکنم .‌

گفتم‌ این‌ مار چرا تو را میزند؟ گفت‌: قضیه‌ از این‌ قرار است‌ که‌ من‌ مردی‌ هستم‌ مؤمن‌، اهل‌ نماز و روزه‌ و خمس‌ و زکات‌، و هر چه‌ فکر میکنم‌ از من‌ کار خلافی‌ که‌ مستحق چنین‌ عقوبتی‌ باشم‌ سر نزده‌ است‌، و این‌ باغ‌ با این‌ خصوصیات‌ نتیجه‌ برزخی‌ همان‌ اعمال‌ صالحه‌ من‌ است‌؛ مگر آنکه‌ یک‌ روز در هوای‌ گرم‌ تابستان‌ که‌ در میان‌ کوچه‌ حرکت‌ میکردم‌، دیدم‌ صاحب‌ دکانی‌ با یک‌ مشتری‌ خود گفتگو و منازعه‌ دارند؛ من‌ رفتم‌ نزدیک‌ برای‌ اصلاح‌ امور آنها، دیدم‌ صاحب‌ دکان‌ می‌گفت‌: سیصد دینار (شش‌ شاهی‌) از تو طلب‌ دارم‌ و مشتری‌ می‌گفت‌: من‌ پنج‌ شاهی‌ بدهکارم‌. من‌ به‌ صاحب‌ دکان‌ گفتم‌: تو از نیم‌ شاهی‌ بگذر، و به‌ مشتری‌ گفتم‌: تو هم‌ از نیم‌ شاهی‌ رفعِ ید کن‌ و به‌ مقدار پنج‌ شاهی‌ و نیم‌ به صاحب‌ دکان‌ بده .‌

صاحب‌ دکان‌ ساکت‌ شد و چیزی‌ نگفت‌؛ ولی‌ چون‌ حق با صاحب‌ دکان‌ بوده‌ و من‌ به‌ قدر نیم‌ شاهی‌ به‌ قضاوت‌ خود ـ که‌ صاحب‌ دکان‌ راضی‌ بر آن‌ نبود ـ حق او را ضایع‌ نمودم‌، به‌ کیفر این‌ عمل‌ خداوند عزوجل این‌ مار را معین‌ نموده‌ که‌ هر یک‌ ساعت‌ مرا بدین‌ منوال‌ نیش‌ زند، تا در نفخ‌ صور دمیده‌ و خلائق‌ برای‌ حساب‌ در محشر حاضر شوند، و به‌ برکت‌ شفاعت‌ محمد و آل‌ محمد علیهم‌ السلام‌ نجات‌ پیدا کنم .

0rl21n0u5bb111qtkq4.jpg

چون‌ این‌ را شنیدم‌ برخاستم‌ و گفتم‌: عیال‌ من‌ در خانه‌ منتظر است‌، من‌ باید بروم‌ و برای‌ آنان‌ افطاری‌ ببرم‌. همان‌ مردی‌ که‌ در صدر نشسته‌ بود برخاست‌ و مرا تا در بدرقه‌ کرد، از در که‌ خواستم‌ بیرون‌ آیم‌ یک‌ کیسه‌ برنج‌ به‌ من‌ داد، کیسه‌ کوچکی‌ بود، و گفت‌: این‌ برنج‌ خوبی‌ است‌، ببرید برای‌ عیالتان .
من‌ برنج‌ را گرفته‌ و خداحافظی‌ کردم‌ و آمدم‌ بیرون باغ‌، از دریچه‌ای‌ که‌ داخل‌ شده‌ بودم‌ خارج‌ شدم‌، دیدم‌ داخل‌ همان‌ قبر هستم‌ و مرده‌ هم‌ به‌ روی‌ زمین‌ افتاده‌ و دریچه‌ای‌ نیست‌؛ از قبر بیرون‌ آمدم‌ و خشت‌ها را گذارده‌ و خاک‌ انباشتم‌ و به‌ سوی‌ منزل‌ رهسپار شدم‌ و کیسه‌ برنج‌ را با خود آورده‌ و طبخ‌ نمودیم‌. و مدتها گذشت‌ و ما از آن‌ برنج‌ طبخ‌ میکردیم‌ و تمام‌ نمی‌شد، و هر وقت‌ طبخ‌ میکردیم‌ چنان‌ بوی‌ خوشی‌ از آن‌ متصاعد میشد که‌ محله‌ را خوشبو میکرد. همسایه‌ها می‌گفتند: این‌ برنج‌ را از کجا خریده‌اید؟
بالاخره‌ بعد از مدتها یک‌ روز که‌ من‌ در منزل‌ نبودم‌، یک‌ نفر به‌ میهمانی‌ آمده‌ بود و چون‌ عیال‌ از آن‌ برنج‌ طبخ‌ و آن‌ را دَم‌میکند، عطر آن‌ فضای‌ خانه‌ را فرا می گیرد، میهمان‌ می‌پرسد: این‌ برنج‌ از کجاست‌ که‌ از تمام‌ اقسام‌ برنج‌های‌ عنبر بو خوشبوتر است‌؟
اهل‌ منزل‌، مأخوذ به‌ حیا شده‌ و داستان‌ را برای‌ او تعریف‌ می‌کنند. پس‌ از این‌ بیان‌، آن‌ مقداری‌ از برنج‌ که‌ مانده‌ بود چون‌ طبخ‌ کردند دیگر برنج‌ تمام‌ می شود. آری‌ اینها غذاهای‌ بهشتی‌ است‌ که‌ خداوند برای‌ مقربان‌ درگاه‌ خود روزی‌ میفرماید .

* از بیانات و دستورالعمل ها

1- در میان عدالت ها ؛ از همه حساس تر ؛ عدالت پادشاهان و حاکمان هر جامعه است ؛ چرا که عدالت مردم عادی ؛ همیشه به عدالت حاکمان برگشته ؛ به آن بستگی دارد . اگر حاکمی عادل باشد و عدالت را در جامعه پیاده کند ؛ برای مردم هم اجرای عدالت امکان پذیر می شود . در غیر این صورت ؛ اجرای آن در جامعه مشکل و بلکه محال خواهد شد . پس این تنها حکومت ها هستند که با پیشتازی در اجرای عدالت ؛ زمینه رشد فضایل اخلاقی ؛ اجتماعی ؛ اقتصادی ؛ و فرهنگی جامعه را می توانند فراهم آورند .

2- به راستی ؛ بدن انسان ؛ مادی و فناپذیر ؛ ولی روح او جاودانی است . به همین خاطر ؛ اگر این روح با اخلاق خوب آراسته گردد ؛ در سعادت ابدی از نعمت های الهی بهره مند می شود ؛ و اگر خود را آلوده به پلیدی ها کند ؛ در عذاب همیشگی ؛ غوطه ور خواهد شد .

3- واقعیت و حقیقت انسان ها در روز قیامت ؛ همان تصورهای باطنی و نیت های قلبی و عمل های آنان است که در نفس انسان ؛ به صورت خوی ثابت در آمده است . وقتی روز قیامت ؛ ادراک انسان به حدّ بالا رسید و چشم بصیرت باز کرد ؛ همه آن ها را به طور واضح ؛ در وجود خود حاضر می بیند . 1

1- نک : مقدمه جامع السادات ؛ محمد رضا مظفر
لباب الا لقاب صفحه 93
مشاهیر دانشمندان اسلام جلد 2 صفحه 19
اعیان الشیعه جلد 3 صفحه 402

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت19:25توسط |
محمدرضا شاه پهلوی ترور ولی متاسفانه کشته نشد

 

محمدرضا شاه پهلوی ترور ولی متاسفانه کشته نشد

کلاس دوم ابتدایی مدرسه فاضل نراقی شهر نراق بودم که صبح روز یکشنبه 21 فروردین 1356 وارد مدرسه شدم و ساعت 8 زنگ خورد و همه سر صف ایستادیم .

l7sv33v9v5uzy9dlav.jpg

 مرحوم سید مصطفی هاشمی

کم و بیش جاوید شاه گفتند تا اینکه ناظم زحمتکش و دلسوز مدرسه آقا سید مصطفی هاشمی روی پله های داخل حیاط ایستاد و دست راستش را بلند کرد و با صدای بلند فریاد زد دانش آموزان توجه کنید ؛ توجه داشته باشید ؛ امروز روز بسیار مهمی است ؛ امروز دوازدهمین سالگرد روزی است که شاهنشاه آریامهر ترور گردید ولی متاسفانه تیرها به ایشان اصابت نکرد و سالم ماند .

                                                      j5mfs1zt8weqyd7d2izp.jpg

دانش آموزان نیز با کف و سوت گفته های ایشان را مورد ستایش قرار دادند . آقای هاشمی فرد مذهبی بود و خدا می داند پس از اینکه به جای خوشبختانه گفت متاسفانه ؛ مورد حساسیت پاسگاه ژاندارمری نراق و نهایتا دستگاه امنیتی ساواک استان مرکزی قرار گرفت یا نه ؟

9wku8n0w4kh20mg7wcdq.jpg

انقلاب که پیروز شد همه به آقا سید مصطفی می گفتند تو واقعا انقلابی هستی و اولین فردی هستی که با وجود خفقان رژیم پهلوی از کشته نشدن شاه اظهار تاسف نمودی !


مطلب رسیده به وبلاگ سلحشوران شهر نراق 22/11/1392

 


توضیحات سلحشوران شهر نراق

1* آقا سید مصطفی هاشمی فرزند سید عباس متولد 1303 از فرهنگیان بازنشسته بود که تاریخ 21/11/1376 در سن 73 سالگی بدرود حیات گفت و در وادی السلام نراق خاکسپاری گردید . 

  nc0ed5bfdslqc63huz4v.jpg

شهید سید حسین هاشمی فرزند سید ماشاءاله برادر زاده مرحوم سید مصطفی و شهید سید محسن هاشمی فرزند سید حسن از این طایفه می باشند .


2* تاریخ 21/1/1344 محمد رضا پهلوی(1298 – 1359) پادشاه ایران در محوطه کاخ مرمر تهران ترور نافرجام گردید .
ضارب سرباز وظیفه گارد جاویدان آقای رضا شمس آبادی بیدگلی فرزند علی اکبر اهل نوش آباد آران و بیدگل از توابع کاشان بود که پس از ناموفق ماندن کشتن محمد رضا توسط محافظین دربار به رگبار بسته و کشته شد .

18t9ef7hs0fwpkbl4o.jpg

در اثنای تیراندازی دو نفر از درجه داران گارد جاویدان به اسامی استوار بابایی و استوار آیت لشگری توسط این جوان کاشانی کشته شدند .

lhyq16qjpyn7loufyj7.jpg

محل دفن جنازه او همچنان نامعلوم است لیکن سنگ یادبود وی در شهر نوش آباد در ج‍وار ام‍‍ام‍زاده م‍ح‍م‍د ب‍ن زی‍د ب‍ن ح‍س‍ن م‍ج‍ب‍ت‍‍ی و دارالسلام کاشان و گلزار شهدای امام زاده هادی بیدگل مد نظر قرار گرفته و به عنوان شهید آزادیخواه وطن به تاریخ معرفی گردیده است.

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت17:45توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 21

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 21

ساختمان غسالخانه شهر نراق پس از مدت ها از طرف شهرداری مرتب گردید و غسالخانه مخروبه قبلی به علت بهداشتی نبودن آن از طرف شهرداری بسته شد .

mg78a5iltyxhp2vczb.jpg

غسالخانه نراق - عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

غسالخانه جدید در حدود 500 متر از شهر فاصله دارد و برای بهره برداری و استفاده از آن مقدمات اولیه از طرف شهرداری تهیه شده و اکنون برای این منظور آماده است .

 copy.jpg

 

 

 

 


شماره 7
تاریخ 12/1/1349
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت17:8توسط |
ضرب المثل های رایج در شهر نراق

 

ضرب المثل های رایج در شهر نراق

ضرب المثل های رایج در شهر نراق که آقای حسام الدین نراقی پور در زمان حیاتش سال 1378 جمع آوری نموده است :

fputitj8o1wryfg9fxl5.jpg


1) این خر نشد یک خر دگر پالان بدوز رنگی دگر .
2) جایی که شتر بود به یک غاز ؛ خر قیمت واقعی ندارد
3) آب که سر بالایی بره غورباقه ابوعطا می خونه
4) از خر میپرسی شنبه کی است .
5) زمستان میرود اما سیاهی به ذغال می ماند .
6) شتر گم کرده پی افسارش می گردد .
7) خر لخت را پالانش را بر نمی دارد .
8) طغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه لیسان .
9) گر صبر کنی ز غوره حلوا سازند .
10) خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی 

zbbx7ngrarxq8ju0fi3h.jpg

11) علف باید به دهن بزی شیرین باشه .
12) آسیاب به نوبت است .
13) دیگ به دیگ می گه رویت سیاه سه پایه میگه صل علاء .
14) آفتابه خرج لحیم .
15) تو سرش بزنی پهن میشه .
16) شاید کاسه ای زیر نیم کاسه باشه .
17) جوجه را آخر پاییز می شمارند .
18) کافر همه را به کیش خود پندارد .
19) دوستی خاله خرسه .
20) خلاف مسیر آب شنا کردن عاقلانه نیس .

cjxgpvvdwsniy0g518ji.jpg

21) قورباغه سربالایی آب ؛ ابو عطا میخواند .
22) علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد .
23) اگر نخوردیم نان گندم دیدیم دست مردم .
24) سرنا را از سر گشاد میزنند .
25) فرزند عزیز نور دیده ؛ از دبه کسی ضرر ندیده.

26) مرغ را برای تخمش می خواهند نه غدغدش .
27) آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد .
28) فلانی را به ده راه نمی دادند سراغ خانه کدخدا را می گرفت .
29) از فلانی غیظم میگرفت .
30) دماغتون چاقه .

uodcmock6ifvghkd1d58.jpg

31) کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم می رسه .
32) آش کشک خالته بخوری پاته نخوری پاته .
33) هر که به فکر خویشه کوسه به فکر ریشه .
34) آش نخورده و دهن سوخته .
35) هر میمونی که زشتره ؛ ادا و اصولش بیشتره .
36) چاه نکن بهر کسی اول خودت دوم کسی .
37) یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به دیگران .
38) یک چیزی میدهم سرونه دخترم خونه نمونه .
39) کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی .
40- کَک به تومّانشه ( کَک وقتی داخل لباسهای کسی میرود طرف را حول و ولا بر می دارد .

xwgj3ivfwwwxt7iul4p.jpg

41- طلا که پاکه چه منتش به خاکه. (کنایه به دزد ودست کج نبودن را می رساند)
42- حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی(کنایه از زحمت وخرج کردن برای کسی که قدر شناس نباشد)
43- موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش می بست.
44- وعده سر خرمن (کنایه از وعده های پوچ وبی اساس)
45- جوجه را آخر پاییز می شمارند (کنایه از نتیجه کار آخر مشخص می شود)
46- کوری که عصا کش کور دیگر است. (کنایه از راهنمایی از کسی که خودش راه وچاه را بلد نیست)
47- غوز بالا غوز (کنایه از مشکل یا مصیبتی که در پی مصیبت دیگر رخ دهد)
48- علف دَم آخور تلخه(در مورد چيزي گويند كه انسان بدان دسترسي دارد، اما مورد پسندش نيست)

6o5vw9qwi5h7dxvlnslm.jpg

استاد حسام الدین نراقی پور فرزند احمد تاریخ 20 مهر 1311 در شهر نراق تولد یافت . ایشان فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران و ریاست آموزش و پرورش شهرهای تهران( منطقه 8 )، بروجرد ، محلات ، بابل و گرگان را عهده دار بود تا اینکه بازنشسته گردید . نامبرده تاریخ 2 آذر 1391 در سن 80 سالگی بدرود حیات نمود .

xn6n11tblykcekdwisvu.jpg

از مهندس کامران نراقی پور فرزند برومند آقا حسام الدین از بابت تحویل این اسناد و از سرکار خانم زینب السادات موسویان فرزند سید تقی نیز از بابت تایپ این مجموعه کمال تشکر را داریم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت19:4توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(39)

 

کتاب "سوخته" در سیر و سلوک عارف توحیدی آیت الله محمد جواد انصاری همدانی

کتاب "سوخته" در سیر و سلوک عارف توحیدی آیت الله محمد جواد انصاری همدانی در 337 صفحه به همراه ضمائم توسط هیات تحریریه موسسه فرهنگی مطالعاتی شمس الشموس چاپ شده است .
چاپ پانزدهم کتاب آبان 1391 تجدید گردیده است .

 vt2ihigumng6uu6bfte.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق

آیت الله سید روح الله خمینی(ره) در خصوص روحانی محمد جواد انصاری همدانی فرموده اند :
مرحوم انصاری همدانی وقت خودشان را در خداپرستی و توحیه خدا صرف کردند .
کتاب سوخته بعد از پیش گفتار دارای 14 فصل می باشد و در انتها مصاحبه ها و تصاویر نمایش داده است . در فصل هشتم که به سیره تربیت پرداخته است در صفحات 128 و 129 در خصوص علامه ملا احمد نراقی نوشته است :

بدبینی به علمای شریعت

اشخاصی که مخالف با این طریق ؛ یعنی راه معرفت هستند یا از روی عناد و هوای نفس است یا از روی عقیده ؛ اگر از روی هوای نفس باشد مجازات و خسارات و زیان فراوانی دارد .
بعد فرمودند : ملا احمد نراقی مرد متمول و متشخصی بود . یکی از علمای اخباری مدت ها مراقبت می نمود و هر وقت مرحوم ملا احمد را می دید آب دهان به صورت او می انداخت .

 1mvv72rg8hqik5ywpg9.jpg

مرحوم ملا احمد آب دهان را به صورتش می مالید و متعرض او نمی شد . وقتی آن مرد فوت کرد ؛ پسرش به جای او نشست و روز اولی که مرحوم ملا احمد را ملاقات نمود ؛ آب دهان به صورت او انداخت . مرحوم نراقی به خدمه خود فرمود : او را بگیرید !

6xy7fprpb10u1z7x4f4.jpg

او را گرفتند و بردند به منزل و چوب مفصلی به او زدند . به مرحوم نراقی اعتراض شد که شما مدت ها از پدر این مرد اهانت دیدید و چیزی نفرمودید ولی در باره پسرش این چنین کردید !

فرمود : جهتش این است که پدرش از روی عقیده این عمل را انجام می داد و این جوان از روی هوای نفس !

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:52توسط |
پس گردنی محمود رزاقی نراقی به اردشیر زاهدی داماد شاه

 

پس گردنی محمود رزاقی نراقی به اردشیر زاهدی داماد شاه

یکی از روزهایی که در دفتر کارم در شهرداری شهر نراق نشسته بودم حاج محمود رزاقی وارد شد. به احترامش بلند شده و صورتش را بوسیدم.

1yhazz4mdd534mtm8l5i.jpg

 محمود مرادی

حاج محمود برای من همیشه در این سال‌ها درمقام یک فرمانده بود چون ما در بسیج در گروه ایشان سازماندهی شده بودیم.

دردهه شصت هرهفته یک شب باید می‌رفتیم بسیج. این بزرگ بسیجی تاریخ نراق که قدرش هنوزهم بین نراقی‌ها و حتی بسیجی هامغفول مانده را دعوت کردم به نشستن .

ztngvioddv99rk9bihh.jpg

    مرحوم جانباز حاج محمود رزاقی

حاجی فرمودند : کارخاصی نداشتم فقط آمده‌ام به شما سری بزنم و خسته نباشیدی عرض کنم . من هم که خوشحال بودم از حضورش فرصت را غنیمت شمرده وبردمش توی خاطرات سال‌های دور. دراین جلسه خاطراتی از دوران سربازی اش حدودا مربوط به سال 1320 را به صورت مختصراشاره کرد.

pg41mump6t0wj07me3v.jpg

راستش را بخواهید فکرش را نمی کردم به این زودی حاجی از بین ما برود.چند روزی ازاین ماجرا گذشت، تا اینکه دوشنبه 27 اردیبهشت ایّام سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) توی گلزار شهدا دیدمش که داشت بین قبور شهیدان آرام راه می‌رفت و فاتحه می‌خواند.

dbcxkl432c5s2py9u64p.jpg

به طرف همدیگر رفتیم و دستم را گرفت ، نشستیم روی یکی از نیمکت‌های گلزار ، لبخندی زد و گفت خواب دیدم که دوباره داشتم می‌رفتم جبهه و آقای اسدالله خاکی فرزند جعفر هم یک گوسفند آورده بود واصرارداشت این را با خودتان ببرید برای رزمندگان، حالا باید به فرزندش حاج ابوالفضل خاکی بگم برای بابای مرحومش یه خیراتی بفرسته.

z0ec8um7y8vbidkpvkb0.jpg

بعد چند دقیقه از صحبتمان هیئت عاشقان ثارالله ستاد ناحیه مقاومت عزاداری را از گلزار شروع کردند ومن و او رفتیم داخل هیئت عزاداران .

صبح روز بعد سه شنبه تاریخ 28/2/1389 که داشتم می‌رفتم شهرداری تا خودم را آماده کنم برای ماموریتی به تهران و از آنجا به مشهد مقدس عزیمت نمایم . سر پُل شهرک فاضل دیدم موتور زرد رنگ حاج محمود روی زمین افتاده. به قول ما نراقی‌ها ناگهان بند دِلم سَلید. از مأمورکلانتری سؤال کردم چی شده؟

dy5i5pnwplxpb65a7noj.jpg

گفت: راننده موتوربا یه ماشین تصادف کرد و بُردنش درمانگاه. سریع خودم را رساندم به درمانگاه. حاجی روی تخت خوابیده بود. خانم دکتر امیرپور بالای سرش بود و هادی ایزدی هم مساعدت می کرد .

مزاحم معاینه خانم دکتر نشدم از آقای ایزدی پرسیدم حالش چطورِه ؟ گفت : کتفش شکسته و سرش هم کمی ضربه خورده ولی به هوش است. چند دقیقه ای از دور نگاهش کردم ؛ نفس می کشید و ناله می‌کرد و مقرر بود به دلیجان انتقال یابد .

ei5iujkvc393h6tvh0k9.jpg

خیالم راحت شد با خودم گفتم خدا را شکر چیز خاصی نیست. به آقای ایزدی گفتم من دارم میرم مأموریت مشهد سلام من را به حاجی محمود برسان و بهش بگو مرادی هم اینجا بود.

سریع آمدم شهرداری و به سمت تهران حرکت کردم تا به پرواز مشهد برسم . نزدیکی‌های تهران تلفن همراهم زنگ خورد یادم نیست کی پشت تلفن بود ولی گفت: حاجی محمود توی بیمارستان امام صادق(ع) دلیجان فوت کرد.

sdjprelyzj0xg4pg9k5k.jpg

حاج محمود رزاقی از بین ما پرکشید و رفت پیش دوستان شهیدش. با خودم گفتم حاجی دیروز توی گلزار روزشهادت حضرت زهرا(س) حتماً ازشون خواسته که دیگه دعا کنن این عقب مانده از قافله شهدا به جمع آن‌ها برسه .
چند روزی که مشهد بودم فقط کارم شده بود دعا و ذکر به نیابت از طرف حاج محمود.

s5qofine2o0wltghju1b.jpg


اما خاطره حاجی محمود رزاقی از اردشیر زاهدی فرزند فضل الله داماد شاه :

آن روز حاجی محمود در دفتر کارم تعریف کرد من سرباز که تهران بودم مدتی توی خونه تیمسار فضل الله زاهدی کار می‌کردم. وقتی تیمسارزاهدی متوجه شد من نراقی هستم خیلی تحویلم گرفت و گفت من هم نراقی هستم و اجدادم از نراقی‌های ساکن همدان هستن.

 

iiro3xneck8bdpseoq35.jpg

                                                                                                                             تیمسار فضل الله زاهدی

حتی اسم چند نفرازنراقی‌های قدیمی را آورد و گفت ، فرزندان این افراد را اگر دیدی سلام من را بهشون برسان و برای ما ماست و نون نراق را بیار که طعم آن در هیچ کجا پیدا نمیشه.

wzs1m7shzpaarwql4j.jpg

بعد تعریف کرد یک روز تیمسار زاهدی فرزند 14 ساله اش اردشیر را به من سپرده بود که مواظبش باشم تا برسه به مدرسه وبعدهم که تعطیل شد تا خونه بیارمش . یک روز به حرف من گوش نکرد ودرعبورازخیابان نزدیک بود بره زیرماشین.

من هم باعصبانیت یک پس گردنی به اردشیر زدم. اردشیرکه زورش به من نمی رسید گفت: حالا که بریم خونه میگم بابام پدرت را دربیاره.

mto2hm80dwtse0pxpqdv.jpg

راستش را بخواهی خیلی ترسیده بودم وقتی رسیدیم خونه اردشیرماجرا را برای پدرش تعریف کرد. تیمسارهم علت کتک زدن را از من پرسید و من هم عرض کردم به حرف من گوش نداد و نزدیک بود با یه ماشین تصادف کنه. تیمسار هم لبخندی زد و گفت خوبش کردی این پدر سوخته را.

xztufbcvre1bvz63xvas.jpg

                                                                                                                                     اردشیر زاهدی

مدت‌ها بود قصد داشتم این خاطره جالب وجذاب حاجی محمود را به گونه ای مستند کنم ولی فرصت و مجالی دست نمی‌داد. بالاخره با کمک مهندس محمد رزاقی نوه حاج محمود و پدر بزرگوارش جناب آقای مرتضی رزاقی فرزند ارشد حاجی مدارک و شواهدی به دست آمد که صحت این خاطره را تأیید می‌کرد.

n0fnh20jfj6nywy8n6au.jpg
عین این خاطره ای را که بنده مکتوب کردم حاجی برای فرزندان خود هم نقل کرده بود.
طی تماسی که با برخی نراقی‌های ساکن همدان ازجمله جناب آقای مهندس ناصر نراقی داشتم تأیید کردند که تیمسارزاهدی با آن‌ها نسبت فامیلی داشته و زن عموی آن‌ها (مرحوم صادق نراقی نماینده دور هجدهم مجلس شورای ملی) حشمت خانم خواهر زاده تیمسار زاهدی بوده است .

                                                                                              d89hhlorei40ln0m12j.jpg

حاج محمود مرادی فرزند علی محمد اهل شهر نراق 16/11/1393

 

توضیحات سلحشوران شهر نراق

* حاج محمود رزاقی فرزند صفرعلی متولد 1303 و از بسیجیان نمونه و زحمتکش استان مرکزی بود که فعالیت های موثری در بسیج و ستاد پشتیبانی جنگ در زادگاهش نراق داشت . عمری در جبهه های جنگ در مقطع دفاع مقدس حضور فعال داشت تا اینکه اسفند 1362 طی عملیات خیبر از ناحیه پا مجروح شد .

4ouzjkrlhototpqb12y.jpg

دومین بار دی 1365طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه از ناحیه چشم مجروح و یک چشمش نابینا گردید . ایشان از جانبازان 55 % جنگ تحمیلی بود که نهایتا تاریخ 28/2/1389 در اثر تصادف بدرود حیات گفت و پس از تشییع جنازه باشکوه در قسمت ایثارگران جنب گلزار شهیدان نراق سر بر آستان تراب نهاد .

nt5rdo2opleun9xsswdh.jpg

* تیمسار سپهبد فضل‌الله زاهدی فرزند ابوالحسن ملقب به بصیردیوان سال 1271 در شهر همدان متولد شد . وی نظامی و سناتور همدان در مجلس سنا و نخست‌وزیر ایران در سال‌های ۱۳۳۲ و ۱۳۳۳ شمسی بود.

ابوالحسن زاهدی از مالکان همدان و از تبار شیخ زاهد گیلانی بود . فضل الله زاهدی در شهریور ۱۳۴۲ در ژنو سوئیس فوت نمود و جنازه اش را به تهران انتقال و در مقبره رضاشاه در شهر ری به خاک سپردند. این آرامگاه پس از انقلاب به دست آیت الله صادق خلخالی تخریب گردید. همسرش موتمن الملک دختر حسین پیرنیا و دارای دو فرزند به اسامی اردشیر و هما زاهدی بودند .

e7rvuvabn3z6me3y1ebk.jpg

* اردشیر زاهدی فرزند فضل الله سال 1307 متولد گردید . ایشان وزیر خارجه ایران و آخرین سفیر ایران در آمریکا در دورهٔ محمدرضا پهلوی بود و اکنون در شهر مونترو سوئیس مقیم می باشد . سال 1337 با شهناز پهلوی دختر محمد رضا شاه و فوزیه ازدواج و هفت سال بعد به جدایی انجامید . حاصل این ازدواج دختری به نام مهناز زاهدی می باشند .

 

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ساعت21:45توسط |
انقلاب مردم شهر نراق از قاب تصاویر سلحشوران

 

انقلاب مردم شهر نراق از قاب تصاویر سلحشوران

از میان انبوه عکس هایی که تا کنون جمع آوری کرده ایم تصاویر در خصوص وقایع تاریخی انقلاب در شهر مذهبی نراق به رهبری آیت الله خمینی(ره) خیلی محدود است .

pfjubyb1e25eo69nd53f.jpg

در صورتی است که زنان و مردان شهر نراق در عرصه های مبارزات ستم شاهی پیشتاز بوده اند .

اینک چند عکس جذاب و با شکوه از حضور مردم نراق قبل و اندکی بعد از پیروزی انقلاب به پشتیبانی از رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) ارائه می گردد :

 7kl3qh4fg5sbj9c9tkj.jpg

* عکس اول دو برادر روحانی حجج اسلام شیخ علی محمد و شیخ علی اکبر حیدری فرزندان حسین از اهالی شهر نراق که از زمره انقلابیون منطقه بودند در جمعیت وفادار به انقلاب در شهرستان محلات در ابتدای صفوف به هم فشرده در سال 1357مشاهده می شود .

علاوه بر دو روحانی نراقی سایر روحانیون محلاتی قابل مشاهده در عکس عبارتند از :

حجج اسلام آقایان : عبدالعلی(طه)مقدسی ؛ فضل الله مهدیزاده محلاتی(شهید) ؛ علامی ؛ ناظری ؛ صدر ؛ قدس ؛ سید باقر انصاری ؛ موسوی ؛ طاهری و غضنفری . ضمنا حامل پلاکارد سکوت فرمایید در دستان آقای عباس رضایی محلاتی می باشد .

 

jqntwhvexib646jexlj9.jpg

* عکس دوم حضور حجت الاسلام علی اکبر حیدری فرزند حسین اهل شهر نراق(امام جمعه محترم نراق) در راهپیمایی با شکوه مردم روستای ور سفلی محلات قبل از پیروزی انقلاب در سال 1357 می باشد .

بعضی از روحانیون نراق به دلیل شجاعتی که در سخنرانی بر بالای منبر بر علیه دیکتاتوری شاهنشاهی داشتند به روستاها و شهرهای توابع استان مرکزی دعوت می شدند . بهترین مقطع منتهی به پیروزی انقلاب ماه های محرم و صفر سال 1357 بوده است .

 

frq8d7l1xrwov6u98xn.jpg

* عکس سوم مربوط به آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر مذهبی نراق و اجرای مراسم کفن پوشان همزمان با اعتراض بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی در روزعاشورا تاریخ 30 آذر 1356 برابر 10 محرم 1398 می باشد . این قطعه عکس در داخل بازار شمس السلطنه گرفته شده است .

چوب نمادی از حرکت کنار گذاشته ای است که در مقطع پیروزی انقلاب به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره)پشت مامورین شاه را به لزره می انداخت . آن مقطع کفن پوشان حسینی حیدر حیدر کنان اعتراض خود را با قاطبه مردم انقلابی اینگونه مطرح می کردند . در حال حاضر کفن پوشان مومن و عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) با آرایش متحیر کننده به جذابیت آیین های عاشورایی می افزایند و به دستور علما اقداماتی را انجام می دهند که مکتب اسلام مورد احترام بیشتر قرار می گیرد .

 

w3kmnbmibh5jb5pd0pg.jpg

* عکس چهارم مربوط به آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر مذهبی نراق و اجرای مراسم کفن پوشان همزمان با اعتراض بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی در روزعاشورا تاریخ 30 آذر 1356 برابر 10 محرم 1398 می باشد . این قطعه عکس مقابل مسجد حاج تیموری گرفته شده است .

شاخص ترین عزادار که ابتدای هیئت چوب بدست دارد مرحوم سید محمود موسوی فرزند سید حسن پدر شهید بزرگوار سید بهرام موسوی می باشد .

 

aphyghuc7yzw3srbms3.jpg


* عکس پنجم تظاهرات ضد رژیم استبداد شاهنشاهی مردم شهر نراق با چوب و سر دادن شعار یا مرگ یا خمینی در دی ماه 1357 می باشد .

عکس های قابل شناسایی عبارتند از :

مرحوم علی بحرینی فرزند حسین - عباس(غلامعباس) حسینی فرزند علی – محمد رضا رحمانی فرزند نصرالله – محمد کمالی فرزند رمضان – محسن شریفی فرزند رحمان

 

uxe0dpekhsif0s0j0t3v.jpg

9utqddkhlwcaq0mhx.jpg

* عکس های ششم و هفتم راهپیمایی زنان شجاع نراق که فعالیت های آنان بر علیه رژیم پهلوی در سطح منطقه مثال زدنی بود . زنان پا به پای مردان در تمام صحنه های پشتیبانی از رهبری حضوری فعال داشتند .

 

gojzwiv35h9734eiwehu.jpg

* عکس هشتم محمد رضا بحرینی فرزند حسین اهل شهر نراق به دستور امام خمینی(ره) مبنی بر لغو حکومت نظامی رژیم شاهنشاهی در روز 21 بهمن 1357 به میان سنگرهای نیروهای مسلح ارتش شاهنشاهی در پادگان پشتیبانی مرکز نیروی هوایی نفوذ کرده است .

روزنامه کیهان در خصوص این عکس نوشته است :

چند سرباز نیروی هوایی بر پشت بام خانه ای در فرح آباد(خیابان پیروزی) در پشت سنگری از کیسه های شِن که مردم فراهم کرده اند ؛ لحظه بعدی زد و خورد را تدارک می بینند . یک غیر نظامی هم در سنگر ایستاده است .

 

oet96k8b130yem27k3k.jpg

* عکس نهم مرحوم علیرضا اکبری فرزند حسینعلی(فوت 25/8/1383) قدرت خود را با بلند کردن علامت در روز عاشورای حسینی در شهر نراق نمایان می سازد . آقای رضا مهدیزاده نراقی فرزند ابوالفضل در حال شعار درود بر خمینی بت شکن در کنار علامت مشاهده می شود .

عکس های روی علامت آذین بندی شده یک قاب از رهبر عظیم الشان امام خمینی و دو عکس کنار علامت مربوط به رهبر کبیر انقلاب و آیت الله سید موسی صدر فرزند سید صدرالدین(1307 در قم – شهادت در لیبی 1357 ) و دکتر علی شریعتی مزینانی فرزند محمد تقی (1312 در کاهک سبزوار – 1356 در ساوت همیتون انگلیس) می باشد .

دوشنبه 20/9/1357 مصادف با 10 محرم 1399 روز عاشورا مردم نراق در هیئات عزاداری پشتیبانی خود را از آیت الله سید روح الله خمینی رحمت الله علیه اعلام و برکناری رژیم محمد رضا شاه را فریاد زدند .

 ba2gwmkhghbki0csf3.jpg

عکس دهم مربوط به ظهر عاشورا تاریخ 20 آذر 1357 می باشد و به اصطلاح نراقی ها پای نخل است که انقلابیون ضمن عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) مشغول شعار دادن بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی می باشند .

تصاویر قائد اعظم امام خمینی(ره) بین مردم مشاهده می شود . آن مقطع بوق یا بلندگو را به سَر چوبی وصل می کردند و در دستان فردی حمل می شد تا صدا به سمع مردم برسد .

 

e7ig04k1lu0kzp53odpg.jpg

عکس شماره یازدهم آقای ذوالفقار قجری فرزند مصطفی یکی از افراد مذهبی در شهر نراق در حال مطالعه روزنامه کیهان سه روز پس از پیروزی انقلاب به رهبری آیت الله خمینی(ره) مشاهده می شود .

در تیتر روزنامه نوشته شده : امام پایان کلیه اعتصاب ها را اعلام کرد . روز 25 بهمن 1357 امام خمینی (ره) پایان اعتصاب ها را اعلام و 28 بهمن مقرر شد همه به سر کارهایشان برگردند .

تیتر دیگر روزنامه که در دستان آقای قجری است مربوط به چهارشنبه 25 بهمن 1357 است که چریک های فدایی به اصطلاح خلق سفارت آمریکا را تصرف می کنند و بعد با ورود نیروهای انقلابی کمیته شرایط به روال عادی باز می گردد .

اقدام دیگر حاج ذوالفقار در محل کارش مرکز مخابرات نراق چسباندن عکس رهبر به جای شاه بر روی اسکناس شاهنشاهی می باشد و همچنین بر روی آرم شیر و خورشید روی پرچم جمله مبارک لااله الاالله را نوشته است .

 

6wbdtk4ljbxb3t5mqgh.jpg

تصاویر قابل شناسایی از راست : حسینعلی هدایتی فرزند محمد(مرحوم) – علی اصغر عابدینی فرزند شکرالله – غلام محمد حیدری فرزند علی(مرحوم) – بشیر شفیعی فرزند علی(مرحوم) - ... قجری فرزند ... – عبدالله پریشانی فرزند عباس(مرحوم)

* عکس های دوازدهم ؛ سیزدهم و چهاردهم کفن پوشان شهر نراق و حمایت از فتح لانه جاسوسی

در تاریخ 1358/08/13 دانشجویان پیرو خط امام سفارتخانه آمریکا " لانه جاسوسی" در تهران را تسخیر نمودند .یکی از این دانشجویان متعهد سید حسین میرسلطانی فرزند سید آقا نصرت اهل شهر نراق بود که بعدا در دفاع مقدس تاریخ 27 آبان 1359 در عملیات آزاد سازی سوسنگرد مظلومانه به شهادت رسید .

امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب ضمن حمایت از دانشجویان این اقدام را انقلاب دوم نامید . اهالی انقلابی و خمینی دوست شهر نراق همگام با سراسر کشور از این حرکت دانشجویان پشتیبانی نموده و به صورت کفن پوش راهپیمایی باشکوهی را در شهر به راه انداختند .

 07q3w7n760m4gim2ha89.jpg

تصاویر قابل شناسایی :
قنبرعلی عابدی فرزند کمال - یوسف کاظمی فرزند محمد(مرحوم) - سید حسین موسوی فرزند سید حبیب(مرحوم - کلاه سبز بر سَر) - مندعلی نباتی فرزند حسین(شهید) - سید جمال موسوی فرزند سید محمد(مشت گره کرده در حال شعار دادن پشت تصویر) - عباس بحرینی فرزند عبدالباقی(مرحوم)

بعد با چند دستگاه اتوبوس و وسایط نقلیه دیگر به تهران عزیمت و در مسجد اکباتان در خیابان ملت ( چراغ برق ) مورد استقبال کم نظیر نراقی های مقیم مرکز قرار می گیرند . صبح روز جمعه آبان 1358 بالغ بر دويست نفر از اهالی نراق کفن پوشان و سازماندهی شده خود را به میدان آزادی رسانده و حرکت خود را به سمت دانشگاه تهران آغاز می کنند .

چندین پلاکارد در دستان اهالی که روی آنها نوشته" جانبازان نراق و الثوره ، الثوره حتی النصر مبارزه ، مبارزه تا پیروزی" فضا را مزین نموده بود . شعار های این راهپیمایی به دفاع از امام خمینی و دانشجویان بوده و آرایش کفن پوشان که بر روی کفنشان نوشته بود " جان بر کفیم خمینی" مردم و خبرنگاران را متحیر می کند و در بین مسیر از آنها عکس و فیلم تهیه می شود .

 emslqf0jf76d2mb0hyci.jpg

از راست : علی حیدری فرزند غلامحسین –سید جمال موسوی فرزند سید محمد – قدرت یوسفی فرزند محمد – مرحوم بشیر شفیعی فرزند علی – مرتضی خسروی فرزند حسین– غلام محمد حیدری فرزند علی– احمد عضایی فرزند یوسف

 نزدیکی های ظهر به مقابل دانشگاه تهران رسیده و مورد استقبال نمازگزاران قرار می گیرند. آنگاه نماز جمعه را به امامت آیت الله سید محمود دعایی طالقانی اقامه می کنند.سپس به سمت لانه جاسوسی راهپیمایی ادامه یافته و در پایان مقابل سفارتخانه اشغال شده حجت الاسلام علی محمد حیدری یکی از روحانیون نراق به ایراد سخنرانی افشاگرانه بر علیه چپاولگری دولتمردان ایالات متحده آمریکا می پردازد که مورد توجه حضار قرار می گیرد .

این حرکت خودجوش و مردمی که در سطح استان مرکزی بی نظیر بود ، نقطه عطفی در مبارزات انقلابی و هوشمندانه مردم شهید پرور و با بصیرت شهر نراق می باشد.

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت9:48توسط |
برگزاری هفتمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق

 

برگزاری هفتمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق

مقاومتم در راستای بومی سازی و استفاده از استعدادهای نهفته در سطح منطقه دلیجان همچنان ادامه دارد و ابرام دارم که نیاز است از خلاقیت های موجود استفاده بهینه شود .

q98rn0d3icanrgrjh0.jpg

شور و شعفم بیشتر شد زمانیکه در سالن سوم خرداد دلیجان تاریخ 16 بهمن 1393 نخبه و نخبگان شهرستان شناسایی و به مردم و افکار عمومی معرفی می شد و نام سردار شهید سید نظام جلالی بر سر درب ورودی این شهرستان نقش بست .

ciifllyva6o2srflz8h.jpg

باز باید ادامه داد و از پتانسیل های توانا و توامند بهره جست و از پدیده های خلاق استفاده نمود . زمانیکه منطقه نراق و دلیجان این همه مشاهیر و چهره های متوفی و خصوصا در قید حیات دارد چه لزومی دارد عکس های افراد مربوط به استان های دیگر در کوی و برزن خودمان نقش ببندد.

djmnz5siu6r9x043wksq.jpg

ابتدا سعی کنیم داشته های خودمان را شناسایی و معرفی کنیم و در صورت فرصت به چهره مکان های دیگر بپردازیم ؛ کما اینکه بعضی از آن چهره های غیر بومی بارها و پی در پی در حال معرفی هستند .

اگر کمی بیشتر تامل و مطالعه کنیم نکوداشت های فراوانی نیاز است در منطقه دلیجان از انسان های فرهیخته و علمی و ... که اکنون در حال تولید فکر و اندیشه و ایثارهستند داشته باشیم .


*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#*#

هفتمین همایش بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق پنج شنبه 16 بهمن 1393 از ساعت 30/18 در سالن کتابخانه مولی الموحدین نراق برگزار گردید .

kioqkap5jsnh6vzmvihv.jpg

تلاش کردیم از سرداران وارداتی که تحلیل های عجیبی می دهند و به جای پرداختن به فرهنگ ایثار و شهادت به مسایل حاشیه ای و وقت پُر کن می پردازند جلوگیری و از سرداران واقعی موجود که در شهرمان گمنام و ناشناخته هستند استفاده بهینه صورت گیرد . اگر هر بار یک چهره هم معرفی کنیم پدیده ی مناسبی است .

 au7az5ihapc5f9bl4kyn.jpg

 * طلبه بسیجی محمد حسین رمضانی تلاوت روح بخش قرآن مجید را قرائت و طراوت زیبایی بر سالن حکمفرما شد .

rqtiysaj7ia5by9vh0h.jpg

* حجت الاسلام علی اکبر حیدری امام جمعه گرانقدر شهرمان ضمن تشکر از دست اندرکاران به ذکر خاطراتی از انقلاب پرداخت . ایشان به برپایی مراسمی سال 1356در خصوص رحلت آقا سید مصطفی خمینی در مسجد جامع نراق و عدم مداخله پاسگاه ژاندارمری پرداخت .

 h6jpr23o2h4cx3t0b9.jpg

* مهندس محمود مرادی شهردار محترم به ذکر خاطراتی از زبان جانباز متوفی حاج محمود رزاقی در مقطع سربازی اش در منزل سپهبد فضل الله زاهدی و اینکه پس گردنی خوبی به فرزندش اردشیر زاهدی داماد محمد رضا شاه زده است را بازگو کرد که مورد توجه حضار قرار گرفت .

eiciyavscthwe5i19oga.jpg

* استاد علی اکبر جعفری مثل همیشه اشعاری خودمانی در وصف امام امت و مناسبت آن با دهه فجر انقلاب اسلامی خواند . ایشان پدر دو رزمنده دفاع مقدس می باشد که اصغر جعفری از زمره جانبازان جنگ تحمیلی می باشد .


این اشعار توسط استاد جعفری قرائت گردید :

ز یُمن ماه بهمن کشور ایران گلستان شد
طلوع فجر پیروزی بتابید و بهاران شد

درخشان اختر تابنده ای در ملک ما تابید
که از نور وجودش کشور ایران فروزان شد

همان بدری که جاءالحق بُرو بُردش دگر باطل
ز بانکِ جاءالحقّش همه عالم خروشان شد

همه خسته دلان شاد و همه ملت شدند خوشحال
ز نور آن مه تابان جهانی پرتو افشان شد

شب تاریک و دژخیمان همه رفتند
به جایش نور ایمان گوهرِ غلطان درخشان شد

هزار افسوس آن گوهر بِرفتا از بَر ملت
ولی راه و مرام و مسلکش بر ما نمایان شد

نهالانی بدست آن امام راستین شد غَرس
ثمر دادند از فیضش همانا خَلق درمان شد

تو ای خُنیاگر خوشخوان بخوان سرود پیروزی
که جمع عاشقان خوشحال و بلبل هم غزلخوان شد

 

 z6rhat9cim44qfsn5j9z.jpg

 * پخش کلیپ از مصاحبه مادر سردار شهید قاسم جعفری حاجیه خانم مرحومه عذرا شریفی جمعیت حاضر در سالن را متحیّر کرد . در هنگام پخش سی دی حاضرین به رشادت های این زن مومنه احسنت گفتند . بعضی از قسمت های گفتاری مشارالیها اشک و آه تماشگران را به دنبال داشت.

6v89qxacjdgfkceo0g7h.jpg

* خاطرات سرهنگ کاظم رمضانی از وقایع انقلاب در نراق و منطقه جالب توجه بود . حاج کاظم از چهره هایی است که زحماتی زیادی در انقلاب و هم در دفاع مقدس کشیده است و کمتر خاطرات ایشان مورد توجه بوده است .

55k9npuefp2tuuqt2x82.jpg

* خاطرات نوروز علی آقایی افسر مهندس پرواز نیروی هوائی ؛ مدعوین در سالن همایش را به وجد آورد . ایشان مختصری به شرح حال ربایش هواپیمای مقصد تهران به کیش اشاره کرد که همکارش رضا جباری در آسمان ربایش و نهایتا در اسراییل فرود آمد .

در فرودگاه اسراییل نماز خواندند و اتفاقات مهییجی را توضیح داد . خواهران و برادران اعتراض داشتند که چرا وقت آقای علی آقایی کم بود که مقرر شد در فرصت های دیگر همراه با خاطرات جذاب دیگرش مورد توجه قرار گیرد .

59jzarzzx71xqhk17uvd.jpg

* یکی از کلیپ های جالب توجه دیگر که توسط آقای محمد شریفی و بسیجیان گردآوری شده بود مربوط به مصاحبه مرحوم حاج یوسف قجری بود که علاقمندی حاضرین را به دنبال داشت . ایشان پدر بزرگوار اولین سردار شهید دفاع مقدس استان مرکزی و شهر نراق می باشد .

 nvkgiw41zccvqslfgkjh.jpg

* جانباز و آزاده سرافراز شهرمان حاج قدرت الله ایزدی از پرپایی این همایش و استقبال مردم شهید پرور تشکر ویژه داشت و به ذکر خاطره کوتاهی از روز 12 بهمن 1357 به همراه برادرش هادی در مقطع تشریف فرمایی آیت الله خمینی(ره) به میهن اسلامی مطالبی ابراز داشت .

                       15ujebj4bng1o9wchou.jpg    cqqrqs928zeip3cxgf2x.jpg

* از مجریان توانمند بسیجیان ولایتمدار مجتبی عابدی و مسعود قجری که به زیبایی هر چه تمامتر مراسم را اداره کردند تشکر داریم .

 l85dvnchfl9esg45eqf4.bmp

* از بسیجی خانم فهیمه لطفعلی عضو شورای اسلامی شهر و مسئول کتابخانه های عمومی شهرستان دلیجان و همکارانشان در کتابخانه فاضلین نراقی که فضای سالن همایش را مهیا کردند کمال امتنان را داریم . مشارالیها علاوه بر ایجاد نمایشگاه کتاب دفاع مقدس در بیرون سالن به توزیع کتاب طنز جبهه به سخنرانان و بر پاکنندگان مبادرت نمودند .

psuju4amavvime543okl.jpg

* جا دارد از تلاش های موفقیت آمیز سروان محمد شریفی و همکارانش و بسیجیان در حوزه ثارالله شهر نراق در برپایی شایسته هفتمین همایش بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس تشکر و قدردانی به عمل آید .

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ساعت7:22توسط |
سردار شهید آقا نظام جلالی و لحظه های شیدایی در دلیجان

 

سردار شهید آقا نظام جلالی و لحظه های شیدایی در دلیجان

دبیرستان نوساز آماده شد تا جوانان برای تحصیل بدانجا بروند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان در آنجا استقرار یافت و زودهنگام هم ساختمان را تخلیه و در اختیار آموزش و پرورش قرار گرفت و دبیرستانی به نام شهید بهشتی در آنجا مستقر شد .

eu8jww6j3sgzfblxtbt.jpg

شهید سید نظام جلالی

وقتی به ساختمان معنوی سپاه دلیجان وارد می شدی معلم قدیمی به نام حجت الاسلام علیرضا نظری فرمانده این سپاه و پاسدار محمد قهاری جانشین وی انجام وظیفه می کردند که بعدا علی رعیتی راد مسئولیت قائم مقامی را بر عهده گرفت .

ejugam1vrpucypdnmwnd.jpg

حسن صادقی ؛ محمدرضا پاینده ؛ صمدی ؛ دلاوری ؛ طباطبایی ؛ توکلی ؛ و ده ها نیروی سرشار از ایمان و فداکاری دیگر از دلیجان در نوبت رشادت برای دین و مملکت صف آرایی می کردند .

prsghd48vxiazrc5ec.jpg

سید احمد جلالی(شهید) سرود صبحگاهی می خواند و در صبگاه های مشترک نهج البلاغه و حدیث قرائت می کرد و استاد زبر دستی بود که اگر زنده بود کمتر از ازغدی نبود .

28i22hf64zcv5hnudsnv.jpg

چنین پتانسیل هایی در همه روستاها و شهرها وجود داشت که جنگ تحمیلی هشت ساله بعضی از این استعدادها را از ما گرفت و شهیدان فدای آرمانشان شدند تا آینده ای بهتر برای مردم رقم بخورد .

jlxfwazqkr9a0qlowozt.jpg

          سید مقداد در دستان پدر

آن سوی دیگر که می نگریستی جوان قاطع ؛ متبسم ؛ مصمم ؛ آرام و کم حرف ؛ متواضع و متین را مشاهده می کردی که به آن سید نظام جلالی می گفتند . کمی بیشتر که انس می گرفتی و خودمانی می شدی در جمع به آقا نظام خطاب می شد چون آقایی از سر و رویش نمایان بود .

xyhf4vn150sml69cnmch.jpg

مسئول واحد عملیات سپاه پاسداران دلیجان بود و چند نفر زیر مجموعه اش فعالیت داشتند . در همان ابتدای آشنایی مشاهده شد گروهی را آماده کرد و از مغازه ای در دلیجان یک ماشین برنج احتکار شده را به محل کار منتقل و نهایتا با مجرم تحویل دادگاه نمود .

gfv59003quxs7lrg28nr.jpg

در ادامه به همراه سایر مردم انقلابی و مومن دلیجان با افراطیون سازمان مجاهدین(منافقین) و هواداران چریک های فدایی خلق مبارزه ای جانانه ای داشتند تا زمانیکه عده ای از آنان دستگیر و بازداشت و اعدام شدند و سید نظام ها توانستند بر اوضاع فایق آیند .

ciifllyva6o2srflz8h.jpg

امنیت شهر خودشان که فراهم شد ناامنی در بعضی از استان های مرزی کشور هویدا شد . یکی از این استان ها که گروه های زیادی مثل قارچ سر در آوردند از قبیل کومله ، دمکرات ؛ خبات ؛ رزگاری و... تا ضمن بدست آوردن خودمختاری در مقابل حکومت نوپای جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) مقابله کنند.

          3iqsd4suk40avm20n3r.jpg  q3dmt8b7v37rxz4r0skr.jpg


آقا نظام جلالی و همفکرانش به منطقه غائله آفرین در کردستان ماموریت یافتند تا به حفظ ثبات و امنیت پایدار منطقه کردستان کمک کنند . سید نظام در یکی از مراکز ناامن یعنی سقز حماسه های جاویدان بر جا گذشت و به سهم خود اثرات ماندگار خَلق نمود .

بیش از سی سال از آن زمان خاطره انگیز گذشت تا اینکه پنج شنبه 16 بهمن 1393 در دلیجان یکی از روزهای خوب خدا مهیا شد تا لحظه های شیدایی را با آقا سید نظام جلالی سپری کنیم .

2rb0hb5dxfeg2jbc7203.jpg

با وجود نواقصاتی که در برنامه قابل مشاهده بود ولی بی انصافی و نامردی است که چراغ قوه در تاریکی بیاندازیم و فقط ضعف ها را ببینیم . در مجموع برنامه زیبا و اثر بخش و تاثیر گذار بود .

             she7900kxwwovhpneizl.jpg   r9loyu2ofkz6c7etf9qo.jpg

حاجیه خانم معصومه قهاری مادر سردار شهید جلالی و سید مقداد فرزند برومندش

نمونه های چنین همایش هایی به ندرت در دلیجان شاهد بوده و هستیم و مخصوصا کتابی در ارتباط با شهدا اصلا چاپ نشده بود که برای سید نظام تحریر گردیده است .

gah0m8ie75qir0b61t7.jpg

آقا وحید حسنی گردآورنده کتاب از جوانان نسل سوم است و بهتر است از زحمات طاقت فرسایش تقدیر و تشکر نمود و به مردم متدین دلیجان تبریک گفت که جوانانی مثل آقا سید نظام پرورش داده اند .

sxyshox1z4rfjzw019.jpg

امید است در معرفی ایثارگران دیگر دلیجان و فلسفه ایثار و فداکاری کوشا باشید .

c5gfvcn9ed7sys81zvht.jpg

در پایان از همه نوع زحمت هایی که دست اندرکاران برای لحظه های شیدایی کشیدند به نوبه خود تشکر و قدردانی داریم و انتظار داریم چنین همایش هایی ادامه داشته باشد .

klvvnp5o0s5qwk5ek1t.jpg

            وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت14:47توسط |
اولین شهدای نراقی استان مرکزی در مقطع انقلاب

 

اولین شهدای نراقی استان مرکزی در مقطع انقلاب

علاوه بر اینکه اولین سردار شهید دفاع مقدس محمدعلی قجری فرزند یوسف اهل شهر نراق از توابع دلیجان می باشد ؛ در بین 80 شهید نراق 3 نفرشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) توسط دژخیمان محمد رضا شاه پهلوی به درجه شهادت نایل آمده و آنان نیز جزء اولین شهدای انقلاب در استان مرکزی می باشند .

ga3iuof8y94qz13jqpdw.jpg

1- علیرضا صادقی فرد متولد 1338 که در قیام تاریخی 17 شهریور 1357 بر علیه رژیم سفاک پهلوی به شهادت رسید .

شهید دارای دیپلم ریاضی بود و قبولی تحصیل در دانشگاه پلی تکنیک(دانشگاه صنعتی امیر کبیر) را داشت که می بایست از مهر 1357 وارد دانشگاه شود که دو هفته قبل از آن به شهادت رسید .

9w73k4zq1nnvfanvdez3.jpg

پدرش امرالله صادقی فرد فرزند حسین و مادرش خانم فرخ السادات سوداگر فرزند سید رضا هر دو اهل شهر نراق می باشند .

pb0k7iczbmsixcdxxn1e.jpg

2- مهدی اسماعیلی متولد 1337 که تاریخ 20 بهمن 1357 در حین تصرف کلانتری 21 نبرد تهران مورد تهاجم ماموران رژیم سلطنتی و خون آشام شاهنشاهی قرار گرفت و به شهادت رسید .

                                                                                          5whplql5rntrxwim4azb.jpg

                                                                                                                            شهید مهدی اسماعیلی

پدرش حسن اسماعیلی فرزند محمد اهل شهر نراق و به حسن محمد جعفر مشهور می باشد و مادرش معصومه ابوالحسنی فرزند مصطفی اصالتا اهل روستای بیجگان جاسب است .

شهید محصل سال آخر هنرستان نمونه وابسته به دانشگاه علم و صنعت بود که قصد داشت وارد تحصیلات دانشگاهی شود که به شهادت نائل آمد .

qo00jlitntla6z9x1ko9.jpg

3- لطف الله صادقی متولد 1332 که تاریخ 22 بهمن 1357 حین تصرف کلانتری 6 میدان ثریا تهران با شلیک گلوله مامورین حکومت ستم شاهی پهلوی شربت شهادت نوشید .
پدرش غلامرضا صادقی فرزند حیدرعلی و مادرش خانم عزت سلیمانی فرزند یوسف هر دو اهل شهر نراق می باشند .

mrwkzy5gk28jqzpifapj.jpg

                                                                                                                          شهید لطف الله صادقی

شهید ضمن اینکه کارگر شرکت واحد اتوبوسرانی بود برای دریافت دیپلم تحصیل می کرد . پدر شهید سال 1342 در اثر بد مستی تیمسار سرلشکر حسن طوفانیان فرزند مهدی کُشته شد .

  avjwigitpn4n5gwu2n.jpg  4ooo1p1395frj761nw.jpg  iyjw5tpkimmm5kjwx1g.jpg

 یادبود سه شهید نراقی دوران انقلاب در گلزار شهدای شهر نراق

قبر مطهر هر سه شهید نراقی دوران انقلاب در بهشت زهرا(س) تهران می باشد و سه صورت قبر به عنوان یادبود توسط شهرداری در گلزار شهدای نراق مد نظر قرار گرفته است .

0xweg3vselqbfqqfhh.jpg

در سی و ششمین سالگرد دهه فجر انقلاب سلام و درود می فرستیم به روح شهدا و امام شهدا با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد . همه مدیون جانفشانی شهدا هستیم . آنان منتظر پشتیبانی ما از خون های آرمانی شان می باشند .

ما در قبال خون شهدا مسئولیم .

 5ezbktue5uhi8bm5z92.jpg

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:41توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 20

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل  - 20

چندی قبل طی مسابقه جالب والیبال که بین تیم های کلاس اول و دوم و سوم دبیرستان امینیان نراق برگزار شد والیبالیست های تیم کلاس اول با ارائه بازی درخشانی که با حضور آقای مرتضی یوسفی نماینده آموزش و پرورش و آقای رضایی رئیس دبیرستان و عده ای از روسای ادارات و فرهنگیان از خود نشان دادند بر تیم حریف (کلاس سوم) پیروز شدند .

nu9u95mh4nnpqqsal381.jpg

عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

بازیکنان تیم برنده عبارتند از :
ولی الله طالبی – محمود رزاقی – حسینعلی محمودی – غضنفر اسماعیلی – قدرت الله سلیمانی – محمد حیدری

داوری این مسابقه را آقای سید مصطفی غفاری به عهده داشت و در نتیجه تیم پیروز 3 بر 2 تیم حریف را شکست داد . دانش آموزان کلاس اول مقام نخست و تیم های کلاس سوم و دوم به ترتیب دوم و سوم شدند .

w80rvypifyahca8tck10.jpg

فیلم ضمیمه اعضا تیم والیبال کلاس اول و سوم را به اتفاق سرپرستان تیم نشان می دهد .
خواهشمند است دستور فرمایید در صفحه مخصوص شهرستان های اطلاعات هفتگی چاپ نمایند .

 copy.jpg

 

 

 



شماره 10
تاریخ 15/1/1349
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:35توسط |
فریدون فروغی نراقی مخالف رژیم دیکتاتوری محمدرضا پهلوی بود

 

فریدون فروغی نراقی مخالف رژیم دیکتاتوری محمدرضا پهلوی بود

فریدون فروغی تاریخ ۹ بهمن ۱۳۲۹ هجری خورشیدی متولد شد . وی آهنگساز، نوازنده (گیتار، پیانو، درامز)، ترانه سرا و از خوانندگان مشهور موسیقی پاپ ایران بود.

                        puuyfwwzv52j524ktqav.jpg   cb5z1cqinbdehqh4k5f.jpg

فریدون فروغی در کودکی

پدرش فتح الله فروغی فرزند علی محمد کارمند اداره دخانیات و از شهروندان متمکن شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی بود . آقا فتح الله بهمن 1356 در اثر بیماری ذات الریه در بیمارستان بانک ملی فوت و در گورستان مسگر آباد تهران دفن شد .

z7gy180mzp5g0tsykpef.jpg

فتح الله فروغی به همراه فریدون در نراق

مادر فریدون خانم فخریه غفاری فرزند حاج محمد علی اهل شهر نراق 10 تیر 1381 در منزل دخترش پروانه بدرود حیات گفت . مشارالیها در قطعه 213 ردیف 48 شماره 43 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

y6edqz3j0c7wa7nvmif.jpg
فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ فروغی دارد .فریدون در سال ۱۳۳۵ و در شش سالگی تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال ۱۳۴۷ مدرک دیپلم علوم طبیعی را نتوانست دریافت کند فلذا تحصیل را برای همیشه ترک کرد .

6b7qdeu05ciske56voh.jpg

این خانواده و به ویژه فریدون علاقه وافر به نراق داشتند . تابستان ها و ایام تعطیل شهر نراق با باغات زیبا و آب و هوای مناسب و کوه سترک اُل پاتوغی برای سرگرمی های فریدون بود . طبیعت نراق را پاک و صمیمی دانسته و به آن دل می بندد .

سال 1354 به علت اجراي ترانه "سال قحطي" از طرف رژيم منحوس پهلوی دو سال ممنوع الصدا مي شود . در همين ايام جشن شاهنشاهي در شمال برگزار مي شود و از خوانندگان خواسته مي شود به اجراي برنامه بپردازند .

                effyryjnemhp4di7terv.jpg  9z44ulxr7jeqioo0nm1.jpg

منزل فروغی ها در شهر نراق و محل اسکان فریدون فروغی

نقل شده است زماني كه نوبت به فريدون مي رسد ، او با دوستانش در ساحل برای خودشان ترانه می خواندند که سرانجام به مجلس آورده می شود . رهبر اركست از او مي پرسد : "چه آهنگي ميخواهي؟ فريدون اشاره مي كند كه نيازي نيست و با گيتارش مي رود جلو .

بر خلاف بقيه ، بي آنكه به محمد رضا شاه تعظيم كند ، با اشاره سر شروع مي كند به ترانه ی همیشه غایب :

یک نفر میاد که من منتظر دیدنش ام
یک نفر میاد که من تشنه ی بوییدنش ام
مث یک معجزه اسمش تو کتابا اومده
تن اون شعرهای عاشقانه گفتن بلده
خالی ی سفره مون و پر از شقایق می کنه
واسه موج های سیا، دست ها رو قایق می کنه
مث یک معجزه اسمش تو کتاب ها اومده
تن اون شعرای عاشقانه گفتن بلده

پس از اجراي ترانه "هميشه غايب" اثر شهریار قنبری از برابر شاه بلند مي شود و مي رود . ساواك او را تحت پيگرد قرار مي دهد .

xyzw9hxps50mfwkt23c0.jpg

پس از مدتي ساواك يه پاكت حاوي شعر و يك پاكت حاوي يك چك به فروغي مي دهد كه شعر را بخواند و از اتهام برهد . او چك را پاره مي كند و شعر را به خانه مي برد . مدتي بعد او شعر را مي خواند و خوشش مي آيد ، بر روي آن ترانه مي گذارد و ترانه "خاك" اينگونه متولد مي شود . پس اعلام فضاي باز سياسي او سومين كاست خود تحت عنوان "سال قحطي" را به بازار عرضه مي كند

isj20i4fpc7jfl1ui5.jpg
زندگی این خواننده در بحبوحه انقلاب و پس از آن دگرگون می شود . سال ۱۳۵۷ با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به دستگاه جابر پهلوی با انتشار آلبوم بت‌شکن اعلام می‌دارد و در همین سال ترانه‌ای به نام روسپی را اجرا می‌کند .

ylsbqzvv4lwjax4f02a.jpg

درسال ۱۳۵۸، کنسرت اجرا می‌کند که ترانه‌های این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای می‌دهد . سال ۱۳۵۹، فروغی ترانهٔ یار دبستانی من را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا می‌کند که در تیتراژ فیلم استفاده می‌شود. ولی به دلایلی آقای جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده می‌گیرد .

                uqyf55slls3ojmcvrf95.jpg  g5o0o0wkt8nqtlwq9qe4.jpg

فریدون فروغی نراقی روز جمعه، سیزدهم مهر ۱۳۸۰ در منزلش تهران پارس درگذشت. به دلیل وجود اقوام خواهرش و بنا به سفارش خودش جنازه اش را در روستای قرقرک در حومه بوئین زهرا استان قزوین(جاده اشتهارد کرج) خاکسپاری می گردد .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:40توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(38)

 

کتاب " معراج السعاده "

 مولف علامه ملا احمد بن ملا محمد مهدی نراقی(1185 – 1245 قمری)

 wvxl4i81blyk2sdvcydo.jpg

 

توضیحات سلحشوران نراق :

 معراج السعاده کتابی در اخلاق اسلامی است. این کتاب خلاصه و ترجمهٔ فارسی کتاب عربی جامع السعادات از ملا مهدی نراقی پدر نویسنده است.

yo5x75ynpae3h9bqockb.jpg

چنان که محمد حسن قزوینی نیز همین جامع السعادات را به عربی خلاصه نموده و نام آن را کشف الغطاء عن وجوه مراسم الاهتداء نام نهاده است. معراج السعاده جهت فهم مردم عادی ساده نویسی شده و مطالبی نیز بر آن افزوده شده.

m1tz974krxwuv9c8ysj3.jpg

در سخن ناشر آمده «به طوری كه مرحوم نراقی در مقدمه كتاب اشاره كرده‌اند، كتاب «معراج السعادة» راكه در واقع ترجمه «جامع السعادات» مرحوم پدرش می‌باشد به درخواست فتح عليشاه ‌قاجار به رشته تحرير در آورده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:18توسط |
بیعت ارتشیان شهر نراق با امام خمینی در زمان خفقان رژیم شاه

 

بیعت ارتشیان شهر نراق با امام خمینی در زمان خفقان رژیم شاه

تاریخ 11 آذر 1357 از سوي امام خميني رحمت الله علیه به مناسبت آغاز ماه محرم پيامي انتشار یافت که در قسمتی از آن نوشته بود :

« اخبار طاقت‌فرساي ايران عزيز تا اين ساعت كه يك روز از محرم نگذشته، روح و جان اينجانب را معذب نموده است . من از سربازان سراسر كشور خواستارم كه از سربازخانه ها فرار كنند . اين وظيفه‌اي است شرعي كه در خدمت ستمكار نبايد بود.

 mjt4v9c0zoxz4e0ds7qo.jpg

 اعتصاب بزرگ خود را هر چه بيشتر ادامه دهيد و دستگاه اين خائنين ياغي را فلج كنيد و اگر كسي از سياسيون با بودن شاه خائن در صدد به دست گرفتن حكومت باشد مطرود و مخالف اسلام است .»

* از بین سربازان ارتش شاهنشاهی پنج نفر از شهروندان نراق که به فرمان و ندای رهبر کبیر انقلاب لبیک گفتند و از پادگان های نظامی فرار کردند به شرح ذیل می باشند :

n07zfzmg9mhqmgr83xvl.jpg

1- محمد علی قجری فرزند یوسف از پادگان اصفهان(شهید)

egyo3n26gdntxnngqoqk.jpg

2- غلامحسین رمضانی نراقی فرزند حسن از پادگان جی تهران

d3sn4jsv5tdy4s2qr8.jpg

3- احمد عابدی فرزند ماشاءالله از پادگان کرمان

fpprh5gvhubsyh95b02p.jpg

4- نصرت الله اکبری فرزند حسن از پادگان اصفهان

8dly32e5qywvyw3mxr6.jpg

5- غلامعلی رضایی فرزند اکبر از پادگان نیروی هوایی تهران

6-

** روز 19 بهمن 1357 در بین افسران و همافران نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی عده ای در محضر امام خمینی (ره)در مدرسه رفاه سرود خوانده و رژه رفتند و با رهبر بیعت کردند .

5liad7xa7l7rv1r19sh4.jpg

چهره سه انقلابی و مومن شهر نراق در بین درجه داران بیعت کننده به چشم می خورد که باعث مباهات هستند :

fn4t1ab7ihclov2s16ga.jpg

1- سرهنگ علیرضا رضایی فرزند اکبر

7gwqf62mc9ke5l3of.jpg

2- سرگرد ماشاءالله عابدینی فرزند شکرالله

2gzfab2xf057cip8q4o6.jpg

3- همافر محمد قجری فرزند رحمت الله متولد 1337

19 بهمن 1357 وقتی نیروهای مختلف نیروی هوایی از جمله محمد قجری از ملاقات حضرت امام خمینی(ره) به خوابگاه در ستاد کل بر می کردند مورد حمله گارد جاویدان شاهنشاهی قرار گرفته و قجری جهت در امان بودن از دیوار بلند پادگان به پایین می پرد که مورد آسیب قرار می گیرد .

v7dxfbi7uj9qz9uop7d5.jpg

تاثیر داشتن این مشکل و ادامه درمان های ایشان در تبریز و تهران نهایتا باعث مرگ وی در تاریخ 14/3/1362 می شود . مرحوم محمد قجری یکی از مریدان متعصب رهبر کبیر انقلاب امام خمینی رحمت الله علیه بود .

4 -


بارها نوشته ایم زنان و مردان شهر کهن و مذهبی نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی در جای جای تاریخ ایران پهناور به خوشنامی اثری از موفقیت و سلحشوری به یادگار گذاشته اند که آیندگان به آن افتخار می کنند .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت16:59توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 19

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 19

چند شب پیش چند نفر به عنوان زیارت با اتومبیل جیپ به بقعه زبیده خاتون واقع در 6 کیلومتری نراق می روند و از نظر اینکه شب هنگام بوده و این بقعه هم در کوهستان و بر بالای کوهی قرار دارد و زائری دیگر نبوده است ضریح را به کمک یکدیگر از روی قبر کنار گذاشته و تقریبا حدود یک متر جنب قبر را کنده اند ولی معلوم نیست چه قصدی داشته اند .

tl0uh1n7fqt60svtwkm.jpg

نمای قدیمی بفعه زبیده خاتون - تابستان 1354 - عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

در ضمن چند سال قبل هم شخصی به عنوان بازدید به این مکان می آید و اظهار می دارد که بغل قبر چند آجر از طلا و گنج های گران بهایی وجود دارد و می خواهد تا آن را بِکَند و از آن استفاده نماید ولی کسانی در آنجا بوده و مانع شده اند .

ldjtet6jnwelkfq1bo4i.jpg

ولی چند شب قبل که این اتفاق افتاده است ؛ با وجود کوشش و فعالیت های پاسگاه ژاندارمری و اهالی نراق هنوز نتوانسته اند سارقین را دستگیر کنند و محافظت در آن منطقه همیشه ادامه دارد .

 copy.jpg

 

 

 

 


شماره 13
تاریخ 17/1/1349

خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت16:53توسط |
پاسگاه ژاندارمری از تعلیم رانندگی روحانیون خشمگین می شد

 

پاسگاه ژاندارمری از تعلیم رانندگی روحانیون خشمگین می شد

سال 1356 در زادگاهم شهر زیبای نراق آموزش تعلیم رانندگی راه اندازی کردم و به جز من فرد دیگری هنوز به این شغل اقدام نکرده بود .

bw6muadhkggyqsymwz.jpg

 حاج عباس(حسینعلی) پیشه ور

اولین شهید سردار دفاع مقدس نراق و استان مرکزی محمد علی قجری توسط بنده رانندگی آموخت . با بعضی از روحانیون معزز نراق علاوه بر اینکه زمان تحصیل همکلاس بودیم برای تعلیم رانندگی نزد من آموزش می دیدند .

trbz59jbd5px03y8v97w.jpg

وقتی که روحانیون پشت فرمان از مقابل پاسگاه ژاندارمری عبور می کردیم درجه دارها و خصوصا فرمانده پاسگاه ناراحت می شدند . حتی یک بار ماشین را متوقف کرد و از روحانی پرسید شما برای چی در حال فراگیری رانندگی هستید ؟

lsaw322od82eqnbougfz.jpg

چون قبل از انقلاب اغلب روحانیون به ویژه در شهر قم از دوچرخه و موتور سیکلت استفاده می کردند و آموختن فن رانندگی برای ماموران شاه ایجاد حساسیت نموده بود .بارها من را مورد شماتت و تهدید قرار می دادند که از روحانیت فاصله بگیرم .

jhk28i02sbi1rikjqkkb.jpg

مامورین پاسگاه مطلع شده بودند بنده علاوه بر تعلیم رانندگی به روحانیون با آنان نیز فعالیت انقلابی در راستای اهداف رهبر انقلاب آیت الله خمینی(ره) دارم . در توزیع اعلامیه های امام راحل بین مردم منطقه عمومی دلیجان اقدام می کردیم .

5zrflpuvwdo3tru3k0l.jpg

فرمانده پاسگاه نراق روزی با نشان دادن انگشت اشاره با تهدید گفت وای به حالت اگر روزی اطلاعیه ای از ماشینت پیدا کنم به جایی می فرستمت که دیگر نراق را نبینی !

scc26vih0oow03ntk0kz.jpg

حاج عباس(حسینعلی) پیشه ور و همسرش سرکار خانم فاطمه(مهین)پورصادقی

بنده با همسرم خانم فاطمه(مهین)پورصادقی فرزند علی اکبر(خواهر شهید محمدرضا) در راهپیمایی های مردمی بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی شرکت داشتیم تا اینکه 12 بهمن 1357 امام خمینی رضوان الله علیه از هجرت بازگشت و 22 بهمن حکومت پهلوی را در هم پیچید .

dpmos4wg0w2r84d1lnbg.jpg

حاج عباس(حسینعلی) پیشه ور فرزند غلام محمد اهل شهر نراق25/1/1391

 

+نوشته شده در شنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت22:37توسط |
مشاهده روی ماه امام خمینی رهبر فرزانه چه دلنشینه

 

مشاهده روی ماه امام خمینی رهبر فرزانه چه دلنشینه

12 بهمن 1357 حضرت سید روح الله پس از 15 سال هجرت به ایران بازگشت . 28 روز بعد تاریخ 10 اسفند 1357 راهی شهر قم گردیده و سکونت یافت .

3nhfrx9g1q0pyckv4l3.jpg

حاج محمود ایزدی

سال 1358 در شهر قم اشتغال داشتم و به مدرسه فیضیه نیز تردد داشتم تا از محضر علما و خصوصا رهبر کبیر انقلاب اسلامی بهره معنوی ببرم .

tu65i2b2y7byii2317.jpg
روزی در فیضیه که ازدحام جمعیت زیاد بود من در یکی دومتری محل سخنرانی امام خمینی(ره) قرار گرفتم . در جایگاه آیت الله سید احمد خوانساری فرزند سید یوسف(1270 – 1363) در کنار امام روی صندلی نشسته و نوجوانی در حال نقل روایت و حدیث بود و رهبر بعضا به او خیره می شد.

gykuy6h8dbbgu96ozbw.jpg

پس از پایان مطالب آیت الله خمینی رحمت الله علیه دست تفقدی بر سر این نوجوان کشید و گفت اسلام است که این گلها را تربیت و پرورش می دهد ؛ سپس به ایراد صحبت برای حاضرین شد .

r40xdg11njy4q99uxtx.jpg

در همین ایّام یک روز رهبر قصد ملاقات با آیت الله سید رضا بهاءالدینی فرزند سید صفی الدین(1287 – 1376) در بیت ایشان را داشت که مقابل حرم مطهر حضرت معصومه(س) به سمت خیابان ارم مردم مطلع و اطراف خودرو جمع شدند .

3fs0rmcdphygyj5yv8k1.jpg

معظم له داخل یک دستگاه پیکان سفید رنگ بود که آن روز از فاصله بسیار نزدیک توفیق یافتم جمال نورانی و بهشتی وی را زیارت کنم . مشاهده روی ماه امام خمینی رهبر فرزانه خیلی دلنشین بود .

0qxezywb9al9h9h457wu.jpg

یکسال بعد به دلیل بیماری قلبی که برای رهبر پدیدار گشت تاریخ 2 بهمن 1358 به تهران بازگشت و به مدت 39 روز در بیمارستان قلب تحت بررسی و معالجه قرار گرفت و تا آخر عمر شریف از تهران خارج نشدند .

p1z5umv3s3un5bpqjs.jpg

حاج محمود ایزدی فرزند حسین اهل شهر نراق 12/11/1391

 

 

+نوشته شده در جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت17:40توسط |
ماست و دوغ شهر نراق گوارای وجود نازنین امام خمینی

 

ماست و دوغ شهر نراق گوارای وجود نازنین امام خمینی

در منازل سازمانی قصر فیروزه تهران به همراه ارتشیان سکونت داشتیم .

vai8j29y3q0xejpi0fdk.jpg

حاج ماشاالله عابدینی

تابستان 1359 به حجت الاسلام سید مصطفی شاکری امام جماعت مهدیه قصر که مورد محبوبیت بودند مراجعه کردم و گفتم تصمیم دارم دوغ و ماست زادگاهم شهر نراق که از بهترین سوغات محلی است را برای رهبر عزیزم وقلب تپنده پیر جماران ببرم .

2sxih2c548cgbtb2rj.jpg

آقای شاکری که نماینده امام خمینی (ره) در منازل سازمانی قصر فیروزه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی بود (اولین امام جمعه چالوس، امام جمعه اقلید فارس و فعلا مدیر حوزه علمیه آیت الله احمد مجتهدی تهرانی) سفارش به محرمانه بودن اقدام کرده و نامه ای مبنی بر معرفی اینجانب نوشت .

d049o1tmnc2p61ud6w0q.jpg

آمدم نراق و در مزرعه محمد آباد و از خواهرم خانم اقدس عابدینی(مادر بزرگوار شهید اسدالله خسروی) خواستم ماست گوسفند برای دوست صمیمی ام آماده کند . ماست را در کیسه مخصوص ریخته و مقداری آب آن را گرفتم و سپس در دبه 12 کیلوگرمی ریخته و به تهران بازگشتم .

r5pgsw7lv1x0h8tnug.jpg

آقای علی سنگسری مسئول نمازخانه مهدیه قصر فیروزه تا متوجه شد قصد ملاقات با رهبر را داریم با ما همراه شد . من وسیله نداشتم و علی یک دستگاه ماشین پیکان زرد رنگ داشت که سریع طشت پلاستیکی آماده کرد و دَبه را داخل آن گذاشت و اطرافش را پُر از خورده یخ کرد تا ماست سَر نرود .

mjoqa5mhb1rod18rclz7.jpg

آن مقطع بازرسی ها خیلی تشدید نشده بود و پس از ترورهای پی در پی منافقین مامورین مراقبت مجبور شدند ملاحظاتی در نظر بگیرند .

چند دپو را با نشان دادن معرفینامه و کارت شناسایی ام پشت سر گذاشتیم تا رسیدیم به روبروی حسینیه جماران . مسئول آن قسمت گفت ماست را به آشپزخانه تحویل دهید . عرض کردم لازم است این تحفه از نراق را به دفتر معظم له تحویل دهم که موافقت کردند .

x3th4t0e2ri8vnxr6op.jpg

در دفتر امام حجج اسلام سید احمد مصطفوی فرزند سید روح الله ؛ حسن صانعی فرزند محمدعلی ؛ سید هاشم رسولی محلاتی فرزند سید محمد و دو نفر دیگر حضور داشتند .

پارچ آبی تهیه کردم و مقداری ماست داخل آن ریخته و هم زدم تا دوغ شود و در مقابل حضار یک لیوان خوردم و یک لیوان هم به آقای سنگسری دادم تا بخورد . بعد به حاضرین هم هر کدام یک لیوان دوغ تعارف کردم و میل نمودند تا پس از اطمینان به امام خمینی(ره) برسانند.

6xloe7bapde5jzdg0ps.jpg

حجت الاسلام حسن صانعی(برادر یوسف) گفت اهل کجایی؟ گفتم اهل شهر نراق زادگاه فاضلین نراقی هستم . نراق را با مشاهیرش به خوبی می شناخت .

آنگاه ماست ها را در ظرف های دو سه کیلوگرمی ریخته و یک دبه سه کیلویی را گذاشتند داخل یخچال متعلق به رهبر عظیم الشان تا به مصرف ایشان برسد .

yp847gh7522rln8j3v.jpg

آنگاه درخواست ملاقات با امام را کردیم که حاج سید احمد ترتیب ملاقات را داد . وقتی وارد شدیم آیت الله میراسدالله مدنی دهخوارقانی فرزند میرعلی(1293- شهادت شهریور1360) امام جمعه تبریز در حال ارائه گزارش از استان آذربایجان شرقی بود . چون اخبار شامگاهی این مطلب را متذکر شد .


حاج احمد آقا ما را جلوتر برد و دست و صورت آفتاب جماران را بوسه زدیم و خداوند را شاکر شدیم از این موهبت الهی که نصیب ایران و جهان کرده است .

mgy6vnbyxi38ei1dy1p.jpg

سرگرد بازنشسته ارتش ماشاءالله عابدینی فرزند شکرالله اهل شهر نراق 17/11/1392

 

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت23:35توسط |
عشق به خمینی(ره) توکل بر خداوند را در دلم تقویت کرد

 

عشق به خمینی(ره) توکل بر خداوند را در دلم تقویت کرد

بر اساس سُنت دیرین ایّام محرم شهروندان نراقی در هر کجای ایران باشند خودشان را به زادگاهشان می رسانند تا ضمن دید و بازدید در آیین های عاشورایی محرم شرکت فعّال داشته باشند .

756832tgem3wr1nkvb1.jpg

عباس رجبی

بنده یک دستگاه ماشین تویوتا داشتم که شبیه به ماشین های ساواکی ها بود که روز پنج شنبه 16 آذر 1357 مصادف با 6 محرم 1399 با آن همراه با خانواده ام به شهر نراق رفتیم .

ejr6gkr5ezd56059ljlx.jpg

پس از برگزاری مراسم ختمی در مسجد جامع جمعیت به بیرون آمدند و آماده شدیم تا برای فاتحه اهل قبور در قبرستان پایین(وادی السلام) به صورت راهپیمایی حرکت و مخصوصا از مقابل پاسگاه ژاندارمری عبور کنیم .

m4uhvjsw9wqk701vmb6h.jpg

قطعه شعری از تهران همراهم آورده بودم که ابتدای مسیر با اینکه کم رو بودم با صدای بلند خواندم و مردم و خصوصا جوانان انقلابی جواب می دادند :

کاخت کنم زیر و زبر یابن مرجانه
ای ظالم بیدادگر یابن مرجانه
ای دشمن دین و بشر یابن مرجانه
تا کی تو داری شور و شر یابن مرجانه
مردم تو را لعنت کنند یابن مرجانه
هر روز و شب تا به سحر یابن مرجانه

این اشعار پُر شور از شب های بعد محرم خصوصا شب های تاسوعا و عاشورا توسط یکی از انقلابیون نراق به نام شیخ حسین حیدری فرزند غلامحسین ادامه یافت .

ua77v84am9jocxu6fjq6.jpg

نزدیکی های پاسگاه ژاندارمری که رسیدیم یکی از مامورین به زانو نشست و گلنگدن اسلحه ژ3 را کشید و نشان داد که قصد تیراندازی به سمت مخالفین حکومت شاهنشاهی را دارد .


دقیقا یکماه قبل مامور پاسگاه آقای محرم رضایی همین کار را انجام و منجر به تیراندازی هوایی شده بود ؛ بر این اساس مثل دور پیش عده ای در جدول های کنار خیابان دراز کشیدند و تعدادی صحنه را موقتا ترک کردند و تعدادی هم ایستادگی کردند .

o3v7grk2jg6kkpfrub8.jpg

بنده و حاج علی کمره ای فرزند رمضان (پدر شهید محسن) و عده ای ماندیم و با مامورین صحبت کردیم و بعد از پاسگاه دوباره شعارها تکرار تا به وادی السلام رسیدیم و فاتحه اهل قبور را دسته جمعی قرائت کردیم .

0ytza43erd5eklxq3s40.jpg

مرحوم حاج محمد رجبی

شب جمعه که به منزل پدرم حاج محمد رجبی فرزند صادق و مادرم معصومه قاسمی فرزند عبدالرحیم رفتم گفتند عباس تو این رو و جرات را از کجا آورده بودی که اینگونه بین جمعیت شعار می دادی ؟

jkq0cxt0a7z6tgvku55z.jpg

گفتم عشق به امام خمینی(ره) توکل بر خداوند را در دلم تقویت کرد .

روز بعد نیروهای کمکی با ماشین ریو از هنگ ژاندارمری شهرستان محلات ابتدای شهر نراق متوقف بودند که با انقلابیون و شعار دهندگان برخورد کنند که من از طریق جاده زبیده خاتون به سمت دلیجان و سپس تهران صحنه را ترک کردم .

9s2vyl5wecsgtkl3h1d.jpg

حاج عباس رجبی فرزند محمد اهل شهر نراق12/6/1393

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ساعت21:8توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(37)

 

کتاب " ترجمه متن کامل جامع السعادات "

 مولف علامه ملا مهدی نراقی

ترجمه این کتاب توسط آقای کریم فیضی و چاپ سوم آن سال 1392 صورت گرفته است .

 w1gtraujtjp4u0b1np7.jpg

 

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

جامع السعادات مشتمل بر سه باب است :

- باب اول در مقدمات که در آن مباحث کلی و مبانی علم اخلاق مطرح شده است ، از قبیل تجرد و بقای نفس ، تأثیر طبیعت آدمی بر اخلاق ، نقش تربیت در اخلاق ، شرف علم اخلاق به سبب شرافت موضوع و غایتش ، ترکیب حقیقت انسان از جهات متقابل و اینکه غایت سعادت ، تشبه به مبدأ است .

- باب دوم در اقسام اخلاق ، شامل مباحثی چون اجناس فضائل و رذائل ، بحث در بارة فضائل چهارگانه (حکمت ، عدالت ، شجاعت و عفت )، در حقیقت عدالت ، اینکه عقل نظری ادراک کنندة فضائل و رذائل است ، حد وسط (اعتدال ) و اطراف آن (افراط و تفریط ) در اخلاق

wl064nvm3fs067jpg5yg.jpg

- باب سوم در بارة اخلاق پسندیده ، شامل یک مقدمه و چهار مقام . در مقدمه از راه نگهداری اعتدال فضائل ، درمان کلی بیماری نفس و درمان ویژة بیماری نفس بحث می شود و در مقامات ، از قوة عاقله ، امور متعلق به قوة غضب ، رذائل و فضائل قوة شهوت ، پژوهش در باب رذائل و فضائلی که مربوط به این قوای سه گانه یا متعلق به دو قوه از آنهاست ، سخن به میان می آید.

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ساعت20:26توسط |
عکس من مقابل فروشگاه آتش گرفته کورُش تهران

 

عکس من مقابل فروشگاه آتش گرفته کورُش تهران

اینجانب در شهر نراق به نوه جوکار مشهور هستم . پدر بزرگم مرحوم سید احمد جوکار فرزند سید جلال (1270 – 1347) و مادر بزرگم مرحومه فاطمه عابدی فرزند محمد باقر(. – 1382) نام داشتند که مورد احترام قاطبه مردم بودند .

2ffto3uztsfb50b557wz.jpg

علی عابدی

حکومت نظامی از ساعت شش صبح اعلام شده و اجتماع بیش از سه نفر ممنوع گردید ، ولی مردم مومن توجهی به تهدیدات رژیم شاه نداشتند .

vwo8ox35ns3wapmtke8y.jpg

      مرحوم سید احمد جوکار

انقلابیون صبح جمعه 17 شهریور 1357 در میدان ژاله شهدا و مجروحین زیادی تقدیم کرده و از حکومت محمد رضا پهلوی و دولت جعفر شریف امامی برای این شقاوت ناراحت بودند .

مقطع انقلاب به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) من محصل و 14 ساله بودم و با موتور سیکلت یا بدون آن در اکثر راهپیمایی های منطقه انقلابی خیز شرق تهران حضور می یافتم .

stq0hovvbf98a939uv.jpg

عصر روز 17 شهریور 1357 مقابل فروشگاه شعله ور کورُش در خیابان فرح آباد(پیروزی) ایستاده بودم و آتش گرفتن 4 طبقه فروشگاه را تماشا می کردم . عکاس های ایرانی و خارجی تصاویر متعددی از خشم انقلابیون و آتش زدن فروشگاه می انداختند.

u1labxur7yb23ibxqb.jpg

کیوان عابدی و برادرش علی عابدی

بهمن ماه 1361 در مدرسه ی راهنمایی که اکنون به نام زراعتکار نام دارد به آدرس خیابان پیروزی نبش چهارم نیروی هوایی به مناسبت دهه فجر نمایشگاهی از عکس های خبرنگاران در زمان انقلاب مردمی به نمایش گذاشته بودند .

4pji8yf90ps09wlh9ue.jpg

بنده محو تماشای عکس ها بودم که به یک باره تصویر خودم را مشاهده کردم . لحظه ای شوکه شدم و دقت کردم دیدم جوانی 14 ساله و محصل بودم که با موهای سر کاملا کوتاه مقابل فروشگاه کوروش هستم که در حال سوختن است .

lf8g5tcy0h1yovrkcavs.jpg

از شوق رفتم و به خانواده و اقوام گفتم و همه آمدند مدرسه ی زراعتکار و عکس را دیدند . بسیار علاقه دارم آن عکس را داشته باشم و دوباره ببینم .

cq7nhfsx56t3qih1mho8.jpg

علی عابدی فرزند محمد اهل شهر نراق 4/9/1393



توضیحات سلحشوران شهر نراق

فروشگاه‌های کورُش توسط آقای حمید کاشانی اخوان در سال ۱۳۴۹ تاسیس گردیدند و سپس آقای سید احمد خیامی فرزند سید علی اکبر با ایشان شریک شد . پس از چند سال تعداد آنها به 14 فروشگاه‌ در تهران رسید .

j5wz69hr3tpkv1ltjn40.jpg

فروشگاه کورُش واقع در ابتدای خیابان نبرد در چهار راه کوکاکولای تهران در چهار طبقه در بعد از ظهر 17 شهريور 1357 به نشانه اعتراض به کشتار بی رحمانه مردم بی دفاع توسط مامورین شاه در میدان ژاله توسط انقلابیون به آتش کشیده شد .

woejkou1zjs1niq4vj0.jpg

چند سالی است فروشگاه کسا در محل فروشگاه مخروب شده کورُش ابتدای خیابان نبرد در چهار را کوکاکولا ( خیابان پیروزی) احداث و راه اندازی گردیده است .


 

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:34توسط |
چراغ عمر خانم سمیه جعفری خاموش گشت

 

چراغ عمر خانم سمیه جعفری خاموش گشت

خانم سمیه جعفری نراقی با داشتن دو فرزند نازنین به اسامی سارینا 4 ساله و سمانه 15 ساله در اثر بیماری در بیمارستان کاشان بدرود حیات گفت تا رزمنده دفاع مقدس غلامرضا جعفری نراقی فرزند محمد عزادار شود .

5xt09oray32nazi66j1.jpg

مرحومه سمیه جعفری

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

                    سهراب سپهری

غلامرضای عزیز ما هم مثل شما به خدا پناه می بریم و حسابمان را به خودش می سپاریم . رحمت واسعه الهی هیچکس را تاکنون از آینده درخشان و نیکو نا امید نکرده است . 

                                  3cavcisq1tnrlukct165.jpg   wpjxi94mcuhiy7sjczbd.jpg

غلامرضا جعفری

به حسین آقای جعفری و همسر مکرمه و با ایمانش به جهت از دست دادن فرزند جوان و دلبندشان تسلیت می گوییم و برای مرحومه غفران الهی و برای بازماندگاه صبر جزیل آرزومندیم .

                 w0268uxibyyfk6xlnm46.jpg    

                                   حسین جعفری                                   


مقرر است پیکر متوفی صبح روز سه شنبه 14 بهمن 1393  ساعت 10 صبح در شهر نراق تشییع و در وادی السلام خاکسپاری گردد .

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:10توسط |
بازگشت امام خمینی به ایران و اوضاع شهر نراق در 12 بهمن 1357

 

بازگشت امام خمینی به ایران و اوضاع شهر نراق در 12 بهمن 1357

مقرر بود آیت الله سید روح‌الله خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب تاریخ ۶ بهمن ۱۳۵۷ از فرانسه وارد ایران شود ولی دولت شاپور بختیار فرودگاه‌ها را بسته اعلام کرد. بسته شدن فرودگاه‌ها بر دامنه اعتراضات مردمی و اعتصابات انجامید.

 aoaxwpturk6cb9fzap.jpg

امام خمینی(ره) در تبعید اعلام کرد که به محض باز شدن فرودگاه‌ها به کشور بازخواهد گشت و مردم را به ادامه اعتراضات دعوت کرد تا اینکه ۹ بهمن ۱۳۵۷ فرودگاه مهرآباد بازگشایی شد .مردم شعار می دادند :


خمینی خمینی قلب من باند فرودگاه توست

وای به حالت بختیار اگر خمینی دیر بیاد


16 روز از فرار شاه خائن گذشته بود که تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ ساعت ۹ و ۲۷ دقیقه پرواز چارتر هواپیمای بوئینک 747 ایرفرانس که خلبان آن ژان معی بود از فرودگاه شارل دوگل پاریس در باند 11 فرودگاه مهرآباد تهران بر زمین نشست و محبوب قلب ها پس از 15 سال تبعید و دوری به وطن بازگشت .

 1b6669l8eorfje1cy1q3.jpg

پرواز شماره 4721 حدود 500 هزار تومان توسط حاج مهدی عراقی و دوستانش در فرانسه اجاره و هزینه اش را بازاریان مذهبی از جمله علی بابایی و حاج محمد انوری زاده تقبل نمودند . بیمه هواپیما و سرنشینان توسط بازاریان تهران و چند شهر از جمله تاجر مشهور اهل اصفهان آقای علاالدین میرمحمد صادقی عضو حزب موتلفه اسلامی تضمین گردید .

 zlo0364guajo1id6qy5.jpg

زن و کودکی در این پرواز شش ساعته حضور نداشت و همسر محترمه حضرت امام خانم خدیجه ثقفی فرزند میرزا محمد مشهور به قدسی ایران و دیگران با پروازهای بعدی رهسپار وطن شدند . مهمانداران زن هواپیمای فرانسوی نیز به احترام امام از پوشش روسری استفاده کردند .

hfl9ybbok7t9vdqpf5c.jpg

از مجموع 400 صندلی بیش از 250 آن عمدا خالی ماند و حدود 120 خبرنگار خارجی و چند خبرنگار ایرانی و 30 نفر از همراهان و علاقمندان رهبر در پروازی که حداکثر ظرفیت سوخت را داشت حضور داشتند . چون تضمینی وجود نداشت مجبور بودند حداقل افراد در پرواز لحاظ گردد ولی رهبر در همه شرایط آرام بود .

امام ابتدا از پذیرفتن جلیقه ضد گلوله پرهیز داشت ولی به دلیل سفارش اطرافیان از جمله حاج مهدی عراقی و صادق قطب زاده جلیقه را زیر عبایشان پوشید امّا داخل هواپیما ساعاتی آن را به دلیل سنگینی از تَن در آورد .

 7o144mvbjay55meus7u.jpg

این هواپیمای سال 1970(1349 شمسی) وارد ناوگان شرکت ایرفرانس شده و سال 1994(1372 شمسی) به قبرستان اوکلوهماسیتی آمریکا تحویل شد تا اوراق گردد . جمهوری اسلامی علاقه داشت این هواپیما را برای استفاده تاریخی در موزه خریداری نماید که موفقیتی حاصل نگردید .

تعدادی از افرادی که 12 بهمن 1357 در پرواز مشهور به انقلاب همراه با امام خمینی(ره) از پاریس به تهران حضور داشتند برای اولین بار توسط وبلاگ سلحشوران شهر نراق به صورت متمرکز معرفی می گردد .

                                                                                  aqnv9v7n6tcd7wehv90n.jpg

اسامی بیش از نیمی از کسانی که همراه آیت الله سید روح الله خمینی(ره) رهبر انقلاب با مشخصات کامل پس از مطالعه زیاد جمع بندی و در یک لیست به صورت ذیل ارائه می شود :

1- حجت الاسلام سید احمد مصطفوی فرزند سید روح الله(1324 – 1373)
2- حجت الاسلام محمدعلی صدوقی فرزند محمد(1328 – 1390)
3- حجت الاسلام سید محمود دعایی فرزند سید محمد(1320 – 0)
4- حجت اسلام محمد منتظری فرزند حسینعلی (1323 – شهادت 1360)
5- حجت الاسلام سید محمد موسوی خوئینی ها فرزند سید حسین (1320 – 0 )
6- حجت الاسلام حسن لاهوتی اشکوری فرزند نصرالله (1306 – سکته در زندان 1360)
7-محمدمهدی ابراهیمی عراقی فرزند غلامعلی مشهور به حاج مهدی عراقی(1309-شهادت1358)
8- دکتر تقی ابتکار فرزند احمد (1311 – 1379)
9- دکتر سید ابوالحسن بنی صدر فرزند سید نصرالله(1312 – 0)
10- دکتر صادق طباطبایی فرزند محمدباقر(1322 – 0)
11- دکترصادق قطب زاده فرزند حسین(1314 – اعدام 24/6/1361)
12- دکتر ابراهیم یزدی فرزند محمد صادق(1310 – 0)
13- دکتر حسن ابراهیم حبیبی فرزند باقر(1315 – 1391)
14- دکتر احمد غضنفرپور فرزند کریم(1321 – 0)
15- دکتر محمد حسن(محسن) سازگارا فرزند محمدعلی(1333 – 0)
16- دکتر محمد مکری کیوانپور کرمانشاهی فرزند عبدالله(1298 – 1386)
17- دکتر داریوش فروهر فرزند صادق (1307 – ترور1377)
18- سید رسول صدرعاملی فرزند حجت الاسلام والمسلمین سید فخرالدین (برادر شهید سید حسین صدر عاملی) به عنوان خبرنگار فعّال و عکاس با روزنامه اطلاعات همکاری داشت .
19- شاهرخ حاتمی فرزند ... یکی از عکاسان ایرانی که در اروپا نیز فعالیت هنری انجام می داد در پرواز انقلاب حضور و از رهبر و انقلاب ایران عکس های تاریخی انداخته است.
20-

* هنگامی که هواپیما بر زمین فرود آمد آیت الله سید مرتضی پسندیده فرزند سید مصطفی(1275 – 1375) برادر بزرگ رهبر و آیت الله مرتضی مطهری فرزند محمدحسین(1298 – شهادت 1358) به داخل هواپیما رفته و امام خمینی را در آغوش گرفته و خیرمقدم می گویند .

63a24lsawixy18o0ezl.jpg

بعد آیت الله پسندیده جلوتر از بقیه پیاده و به دنبال ایشان برادرش آقا سید روح الله و برادر زاده اش آقا سید احمد و آقای مطهری و همراهان از پله های هواپیما پیاده می شوند .

* مهماندار که دست راست آیت الله خمینی(ره) را در دست خود دارد و از پلکان هواپیما پایین می آیند به نام ژرژان فابین باتااوش مشهور به رضا آهی معرفی گردیده و به زبان فارسی نیز مسلط است .

5l0xnd1vhff0hot5eh9v.jpg

بعضا گفته شده او فوت نموده ولی دهه فجر سال 1388 باتااوش معامله خبری با نیروهای دولتی ایران برای منافع مادی را داشته که موفق نمی گردد . باتااوش گفته دارای همسر ایرانی به نام بیتا آهی با دو فرزند بودیم که از هم جدا شده ایم .

* آقای پیتر شول لاتور نویسنده و خبرنگار آلمانی در بین مسیر در طبقه دوم هواپیمای انقلاب با رهبر عظیم الشان ایران مصاحبه نمود . وی مرداد 1393 درگذشت .

9ke33g55h3vx1lrfrvxj.jpg

* یکی از عکاسان فرانسوی به نام میشل ستبون در پرواز بود . ایشان به خاطر عکس گرفتن از آیت الله خمینی(ره) در باغ روستای نوفل لوشاتو در زیر درخت سیب که به پُشتی تکیه داده مشهور گردید . وی عکس های منحصر به فرد دیگری از رهبر و انقلاب ایران گرفت و در جهان ممتاز گردید .

t8kwzoq0m75bckn1566l.jpg

* دکتر نصیر تامارا خبرنگار کشور اندونزی به عنوان تنها خبرنگار اندونزیایی که هنگام مراجعت حضرت امام خمینی (س) به میهن اسلامی در معیت ایشان بود .

معمار انقلاب مورد استقبال بیش از سه میلیون ایرانی مشتاق مسیر 32 کیلومتری فرودگاه تا بهشت زهرا(س) قرار گرفت و ساعت 13در قطعه 17مدفن شهدای انقلاب سخنرانی فرمود .

j3leued74p0nxq1aa9a0.jpg

از شهر نراق تعدادی از انقلابیون مثل علی رعیتی راد فرزند حسین - حسین نباتی فرزند مندعلی – رمضان و علیرضا قجری(شهید) فرزندان سلطانعلی یک دستگاه ماشین پیکان متعلق به آقای غلامحسین آقاعباسی فرزند علی اکبر(1330 – 1368) را کرایه کرده و راهی بهشت زهرا(س) تهران شدند تا رهبر فرزانه را از نزدیک رویت کنند .


انقلابیون دیگری نیز برای استقبال از امام خمینی(ره) به طور انفرادی از نراق راهی تهران شدند که نمونه آن علی(میرزاعلی) کمره ای فرزند فتحعلی بود که شب 12 بهمن در بهشت زهرا(س) سرما را تحمل کرد تا صبح روز بعد به معشوقش برسد .

 

cfyi0y1aro2yhrz2bz4q.jpg

 بر حسب اتفاق دو نراقی دیگر به اسامی علیرضا غفاری فرزند رضا و اصغر طحانی فرزند عزیز را آنجا دیده و همراه هم با جمعیت کلان دیگر شب سرد زمستان را به سر کرده تا 12 بهمن امام وارد قطعه 17 گردید و مورد استقبال بی نظیر مردم قرار گرفت و سخنرانی فرمودند .

از نمونه های دیگر مسلم مرادی فرزند نصرالله(1328 – 1381) بود که ایشان نیز برای استقبال از بازگشت رهبر خود را به تهران رساند و تا روزی که زندانیان سیاسی توسط مردم از زندان های شاه آزاد شدند همچنان بین نراق و تهران تردد می کرد .

ia6oav2f1l5sop54ps26.jpg

عباس باقری فرزند حسینعلی نیز خود را به تهران رساند و در خیابان های منتهی به کشتارگاه و در مسیر بهشت زهرا(س) در جمع مشتاقان و منتظرین رهبر ایستاد . مسیر 32 کیلومتری که قائد عظیم الشان آیت الله خمینی(ره) عبور می کرد شاخه های گل چیده شده بود .

نراقی های ساکن تهران نیز به هر طریقی یا در مسیر 32 کیلومتر فرودگاه تا انتهای مسیر مشغول استقبال بودند و یا در محل سخنرانی حضرت امام در قطعه 17 حضور داشتند .

m8e9dhdg7g798dxd023l.jpg

ایرانیان مشتاق در سراسر میهن پهناور منتظر بودند که دولت شاهنشاهی به طور مستقیم و زنده ورود رهبر را از سیما پخش کند و لیکن برنامه با برفک و پارازیت های زیاد و خرد کردن اعصاب بینندگان به این عمل مبادرت ورزیدند . رادیو شاهنشاهی نیز مراسم را با اخلال پوشش داده بود .

u99d7qsp0g6e36l87dqm.jpg

تا اواخر سال 1356 شش دستگاه تلویزیون در منازل شهروندان نراق وجود داشت و در مقطع پیروزی انقلاب در بهمن 1357 این میزان به بیش از 35 دستگاه افزایش یافت . قبل از انقلاب با توجه به جوّ حاکم بر کشور و رواج فساد و بی بند و باری در سیمای ملی و همچنین دربار پهلوی به افرادی که آنتن روی پشت بام تعبیه کرده بودند می گفتند : پرچم یزید را عَلَم کرده ای .

p8eh6zv6su4akqrd5a8.jpg

ولی پیشرفت انقلاب مردمی و تکنولوژی باعث شد مردم به رسانه های ارتباط جمعی سالم تر از جمله تلویزیون روی بیاورند . شهروندانی که دارای تلویزیون بودند ظهر روز پنج شنبه 12 بهمن 1357 با گشاده رویی از امت درخواست کردند در منازل آنان برنامه جذاب ورود آیت الله سید روح الله خمینی(ره) را نظاره گر باشند .

مجموعا بیست دقیقه برنامه زنده اجرا شد و با نمایش عکس محمد رضا شاه پهلوی و برداشتن سریع آن ادامه مراسم نمایش نگردید .

9udxhyx2qhcqtmo5ga5m.jpg

* سید مهدی موسوی فرزند سید احمد اظهار می دارد :

یکی از مومنینی که دارای تلویزیون بود آقای سید محمود غفاری فرزند سید محمود(1292 – 1364) بود که من و عده ای برای مشاهده تلویزیون در لحظه ورود امام به منزلش رفتیم . حاجیه خانم کوکب غفاری فرزند میرزاجواد از همه مهمان ها پذیرایی نمود و لحظات شاد و مفرحی برایمان رقم خورد .

* سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا بیان نمود :

هشت ساله بودم که 12 بهمن رهبرمان وارد ایران شد . اغلب ساکنین محله پایین در منزل دایی ام حسن آقاجانی فرزند محمد(1309 – 1381) حضور یافتند . حجت الاسلام سید حسین باشی(حسینی نژاد) و عده ای از طایفه سید کاظمی ها نیز در منزل دایی ام جمع شدیم و شور و شعور زاید الوصفی داشتیم .

im9c0twv3fdam8bylidg.jpg

* اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم گفت :

12 بهمن 1357 داخل منزل پدری ام ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله(1307 – 1393) مملو از همشهریان بود و برفک های مداوم تلویزیون که عمدا توسط دولت شاپور بختیار باعث رنجش خاطر مردم می شد . ما می رفتیم تا تلویزیون را دستکاری کنیم تا بلکه تصاویر ورود حضرت امام صاف تر گردد که همه فریاد می زدند دست نزن خرابتر می شود .

* احمد رضایی فرزند رضا نظر بیان داشت :

روز ورود امام امت هفت ساله بودم و با جمعیتی در منزل آقای عبدالله اشرفی فرزند ... از تلویزیون مراسم تشریف فرمایی ایشان را نگاه می کردیم . همگان خوشحال بودند که لحظات تاریخی یک واقعه مهم را به تماشا نشسته اند .

qcfg6h878rvxfsl939ss.jpg

* محمود مرادی فرزند علی محمد اظهار کرد :

ظهر 12 بهمن 1357 بنده و عده ای از نراقی های مشتاق ورود تاریخی امام خمینی(ره) به ایران را از تلویزیون شخصی آقای ماشاءالله اکبری فرزند ... در منزلش مشاهده می کردیم . شیرینی این لحظه ها در سنین کم فراموش نشدنی است .

* خانم زلیخا صالحی فرزندیوسف:

همراه همسرم آقای محمد باقری در منزل آقا تقی خان رئوفی فرزند محمد رضا ( . ) و همسرش خانم معین السادات کُلُری جنب منبع آب سکونت داشتیم . آقای رئوفی شناخت خوبی از رهبر داشت . روزی که امام خمینی آمد عده ای منزل آقا تقی بودند و از تلویزیون برنامه را نگاه می کردند . بیشتر خانواده حاج رحمت الله قجری و همسایه های دیگر بودند . غیر از برفک که دولت نقش داشت صدای تلویزیون به علت خرابی قطع بود و فقط تصویر نشان می داد . شاید باور نکنید همان تلویزیون که دارای درب و مثل کمد کوچک است در قسمتی از منزل پس از 36 سال همچنان وجود دارد .

9wf6ra9pxvb2b31m1fb.jpg

* احمد رمضانی فرزند غلامعلی:

سنم کم بود ولی خاطرم هست یوم الله 12 بهمن 1357 با پدر و مادر و بقیه اعضای خانواده در منزل عمویم غلامرضا رمضانی فرزند محمد تقی( 1313 - 1383 ) در کوچه سرازیری منتهی به رودخانه مشهور به شتران بودیم . روزگار شاد و زیبایی بود که مردم شیفته و علاقمند به رهبرشان بودند و آن روز را جشن گرفتند .

* اسماعیل حبیبی فرزند اکبر فرمود :

روز ورود امام خمینی(ره) به میهن اسلامی را خوب به یاد دارم . بنده به همراه خانواده ام در منزل چهره فرهنگی آقای علی اکبر جعفری فرزند غلام در کوچه حاج شیخ عباس رفتیم .

71g6m4exhihftyfih50b.jpg

* محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله:

یک دستگاه تلویزیون سیاه و سفید کوچک آورده شد و مقابل دبیرستان حاج عباس معصومی روی یک میز گذاشتند و جمعیتی مثل سینما نشستیم و ورود حضرت امام راحل به ایران را مشاهده کردیم . در اثنای برنامه که همراه با برفک و قطع و وصل بود به یکباره برای لحظاتی عکس محمد رضا شاه نمایش گردید که همه ناراحت شدیم . روزنامه های آن زمان نوشتند عده ای در تهران به محض نمایش عکس شاه تلویزیون های خود را از آپارتمانشان به خیابان پرتاب کردند .

* مرتضی محمودی فرزند علی

دوازده بهمن پدرم مرحوم علی و مادرم مرحومه فاطمه رضایی در منزل برادرم حسینعلی محمودی بودیم و اقوام و همسایه ها دور این جعبه جادویی نشستیم و با دشواری که دولت فراهم کرده بود ورود یوسف کمگشته خود را دیدیم . برادرم عبدالله محمودی(شهید) نیز در خانه بود .
بعد از برپایی جمهوری اسلامی از برادرم کاظم محمودی(شهید) که در تهران بود درخواست کردم یک دستگاه تلویزیون بخرد . تلویزیون 14 اینچ به قیمت 1360 تومان خریداری و در منزلمان نصب گردید .این تلویزیون را برای یادگاری نگه داشته ایم .

pwnti2wy3oh2yd5foimh.jpg

* عده ای در منزل خانم آمنه جعفری فرزند جعفر(همسر مرحوم عبدالکریم قاسمی فرزند...) به تماشای تلویزیون به هنگام ورود آیت الله خمینی(ره) حضور داشتند .

* سید عباس جوادی فرزند سید ماشاءالله :

عده ای در منزل شوهر خاله ام علی قجری فرزند جعفر و همسرش خانم معصومه کریمی بودند و تلویزیون را نگاه می کردند که چگونه رهبر عظیم الشان پس از 15 سال وارد مملکت گردید .

cb2sy9xqh81k2s20yliv.jpg

* تعدادی در منزل رضا نظریان فرزند حسین برای مشاهده تلویزیون اجتماع کرده بودند تا ورود چهره محبوبشان را ببینند .

* جماعتی در منزل پدری خانم معصومه کمالی فرزند هاشم(1328 – 1386) از تلویزیون لحظه های تاریخی ورود رهبر پس از 15 سال تبعید به کشور را نظاره گر بودند . مرحوم هاشم کمالی و مرحومه نسترن خسروی والدین خانم کمالی با خشرویی مهمان نوازی می کردند .

go74uckjla3ipjly0hce.jpg

* محسن قجری فرزند رحمت الله :

ظهر بود که گفتند ورود آیت الله خمینی(ره) را از تلویزیون نمایش می دهند و ما جماعتی رفتیم منزل خانم عزت(حشمت) اشرفی فرزند حسین(0 – 1392) و مراسم را مشاهده کردیم . البته تلویزیون برفک و خَش زیاد داشت ولی در کل با هر زحمتی این روز مهم تاریخ کشورمان در 12 بهمن را در سن 14 سالگی دیدیم .

* علی کمره ای فرزند تقی :

12 بهمن 1357 من در منزل آقای عبدالله بخشی فرزند رضاحیدر پای تلویزیون بودم . منزل ایشان در محله شنگولی های نراق بود و انصافا آنقدر شلوغ شده بود که جا برای نشستن نبود . هنوز رژیم شاه سقوط نکرده بود ولی همه خوشحال از تشریف فرمایی رهبرمان پس از 15 سال تبعید به ایران بودیم .

s1ksxy34ksqfl571t1.jpg

* حسین قنایی فرزند میرزا :

بنده افتخار داشتم که در کمیته استقبال مقابل دانشگاه تهران حضور داشته باشم . بازوبند سبز رنگی که هنوز به یادگار نگه داشته ام به بازو داشتیم و در حفظ امنیت و نظم منطقه تلاش می کردیم . وقتی ماشین بلیزری که راننده اش محسن رفیقدوست از خیایان عبور می کرد به دشواری چهره مصمم نور چشممان خمینی کبیر رحمت الله علیه را دیدم . ازدحام و استقبال به حدی بود که لحظه ای ماشین حامل امام دقایقی توسط مردم از زمین بلند شد .

* مهدی جعفری فرزند علی :

قبل انقلاب در محله نراق نو چهار تلویزیون مورد استفاده بود . در منزل پدری من ابتدا تلویزیون شاولورنس بود که لامپ تصویرش سوخت و در زمان ورود امام امت فیلیپس خریدیم . 12 بهمن خیلی از همسایه ها ورود رهبر را تماشا می کردند . امام در بهشت زهرا فرمود من توی دهن این دولت می زنم که مردم ابتدا همه کف زدند .

آقای اسماعیل میهن دوست اهل فراهان اراک نیز در بحبوبه انقلاب فرمانده پاسگاه ژاندارمری شهر نراق بود که ایشان نیز از داشتن تلویزیون بهره مند بود . همسرش خانم پری ... و دارای چهار فرزند به اسامی امیر ؛ علیرضا ؛ شهره و شهلا میهن دوست بودند .

quzkya97qu0s2tp4frh.jpg

* خانم اعظم بلالی فرزند علی محمد :

جمعیت زیادی ظهر روز 12 بهمن 1357 در منزل پدری ام آقای علی محمد بلالی فرزند نوروز(1311 – 1376) در نراق نو اجتماع کرده بودند و با شادگامی به تماشای تلویزیون نشسته بودند . مسیر تردد آقا از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا گل چیده بودند .

* سید اکبر کاظمی فرزند سید محمد:

منزل پدرم آقای سید محمد کاظمی فرزند سید عباس در نراق نو دارای تلویزیون بود که در روز سرنوشت ساز ورود رهبر به ایران درب منزلش به سوی مشتاقین باز بود و عده ای از اقوام و همسایگان صحنه های شگفت انگیز و تاریخی 12 بهمن را مشاهده نمودند .

 f1fiuy82813vafcwi2f.jpg

* خانم سَروَر محمودی فرزند علی :

روزی که رهبر قدوم مبارکش را به خاک دلیران ایران نهاد ما در منزل آقای ناصر خسروی فرزند غلامرضا(برادر شهید جهانگیر) بودیم و از تلویزیون مشاهده می کردیم . به دستور بختیار اختلال در برنامه ها وجود داشت ولی خوشحال بودیم که پیروز شدیم .

* یک دستگاه تلویزیون در نانوایی بازار بود که شاطر علی ... اهل نوش آباد کاشان از آن استفاده می کرد و روز 12 بهمن 1357 مورد استفاده جمعیت قرار گرفت .

* تقی آعلی فرزند اسماعیل :

یکی از اولین فرستنده های تلویزیونی در نراق در منزل آقای مرتضی یوسفی(رادفر) فرزند شکرالله نصب و مورد استفاده اش قرار گرفت لیکن 12/11/1357 که آیت الله خمینی(ره) به کشور بازگشت ایشان در اصفهان سکونت یافته بود . بنده در این روز بابرکت در سن 13 سالگی در منزل آقای علی اکبر جعفری فرزند غلام این صحنه های دلنشین را تماشا کردم .

* روزی که امام خمینی (ره) پس از سال ها رنج و مشقت به میهن بازگشت تعدادی از شهروندان در منزل آقای مسلم رجبی فرزند عبدالله از تلویزیون برنامه های ورود ایشان را نظاره گر بودند .

 s4toidniipffbkay3y1.jpg

 * نصرالله حیدری فرزند رضا :

بنده در زمان بازگشت از هجرت حضرت سید روح الله روحی له الفدا با دوستان به منزل آقای بشیر شفیعی فرزند علی رفتیم و از رویت چهره امام از صفحه تلویزیون مشعوف شدیم .

* چند نفر از همشهریان در منزل علیرضا خان یوسفی فرزند یوسف از طریق گیرنده تلویزیون بازگشت آیت الله خمینی به میهن اسلامی را جشن گرفتند .

* اکبر قجری فرزند احمد :

ایّامی که رهبر عظیم الشان قصد بازگشت از هجرت 15 ساله به وطن را داشتند و مشخصا روز 12 بهمن من در تهران منزل اقوام بودم . خبردار بودم در نراق منزل آقای نادعلی حیدری فرزند عباس چند نفر از همشهریان ورود امام را از تلویزیون تماشا و خوشحال بوده اند .

 biisa33x0cr3ujri5ru.jpg

* غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی :

بنده و تعدادی در منزل آقای بشیر شفیعی فرزند علی از گیرنده تلویزیون بازگشت معمار انقلاب اسلامی را به تماشا نشسته بودیم .

* احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله :

بنده با مادر دلبندم خانم طلعت محمودی پایان هجرت رهبرمان را از تلویزیون منزل آقا تقی خان رئوفی در محله بالا نگاه می کردیم .

 3yq8d33upusfyxvhjbp.jpg

 *حجت الاسلام علی اکبر حیدری فرزند حسین :

ششم بهمن 1357 با روحانیون و مردم خمین رفتیم تهران برای استقبال از امام خمینی رحمت الله علیه ولیکن بختیار فرودگاه ها را بسته اعلام کرد و غمگین برگشتیم . روز 12 بهمن 1357 که امام از هجرت 15 ساله به ایران بازگشتند بنده در نراق حضور داشتم . خانواده ام در منزل آقای حسین قجری فرزند قاسم مشهور به حسین کربلایی قاسم از تلویزیون تشریف فرمایی رهبر را به نظاره نشستند .

* کاظم رمضانی فرزند حبیب الله :

اینجانب 12 بهمن روز تشریف فرمایی خمینی کبیر پای تلویزیون منزل آقای جواد رجبی اهل نخجیروان بودم که ساکن نراق شده بود و در آتشکوه محلات معدن داشت . همسرش خانم رقیه کاظمی فرزند حسین اهل نراق بود و در منزل حاج یوسف رمضانی مستاجر بودند .
یک دستگاه تلویزیون نیز در سال 1356 در منزل معلم جغرافیای ما به نام آقای ... جباری بود که در منزل آقای عبدالله پریشانی مستاجر بود . نمی دانم بهمن 1357 نیز در نراق بود که از تلویزیونش استفاده شده باشد یا خیر ؟

v72daqdagwnebitdn0e.jpg


* عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم :

روزی که رهبر معظم از هجرت طولانی بازگشتند بنده تازه ازدواج و تلویزیون خریده بودم و به همراه چند نفر از اقوام قدوم مبارک ایشان را از این فرستنده به نظاره نشستیم .

 

* علی محمد میرشکاری فرزند علی :

يكي از مهمترين تصاوير ذهني بنده از انقلاب اسلامي در تاريخ 12/11/1357همان لحظات تماشاي ورود امام از تلويزيون سياه وسفيدي است كه در مدرسه حاج عباس معصومي نراق در معرض نمايش عموم قرار گرفت . با توجه به اعلان قبلي و انتظار بي وقفه مردم چشمان همه از فرط اشتياق در آستانه گريستن بود و تپش قلبها تند تر از حركت زمان احساس مي شد .
از طرفي خاطرم هست مراسم استقبال امام از تلويزيون با برفك و پارازيت همراه و آنهم پس از حدود 20 دقيقه پخش ٰ ناگهان عكس شاه ظاهر و برنامه قطع و عصبانيت و هياهوي مردم را برانگيخت .

5exq2jxju2xtbufriwz.jpg


* مهدی قجری فرزند سلطانعلی :

با مادرم مرحومه حاجیه خانم ملوک رحمانی فرزند نصر الله 12 بهمن به نراق آمده بودیم . بنده 7 ساله بودم که در منزل آقای نادعلی حیدری فرزند عباس اولین روز دهه فجر و آمدن امام به ایران را از طریق تلویزیون تماشا می کردیم . منازل برادران حیدری با اتاق های زیاد وحیاط بزرگ ظاهرا قدیم ها در اختیار رئیس التجار نراقی بود .


* محمد قجری فرزند علی(میرزاعلی) :

من به همراه مادر بزرگم مرحومه کوکب کمره ای فرزند رضا(همسر حاج نعمت الله قجری) به منزل خانم فاطمه ... فرزند ... در اطراف مسجد جامع رفتیم و صحنه های خاطره انگیز ورود رهبر گرانقدرمان را از تلویزیون نگاه کردیم .

 

 * سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی :

بنده و چند نفر دیگر زمان ورود رهبر انقلاب در منزل آقای حسینعلی محمودی فرزند علی در کوچه حاج شیخ عباس از طریق تلویزیون نگاه می کردیم . لحظات تاریخی و به یاد ماندنی بود .

 

 شما کاربر گرامی یا خانواده ات روز بازگشت امام خمینی از تبعید و هجرت 15 ساله کجا بودید و آن روز چگونه بر شما گذشت تا به لیست اضافه گردد .

 

 y2lj7a6fjmtv93m6wtho.jpg

                                                            وبلاگ سلحشوران شهر نراق

                                                             دهه فجر انقلاب بهمن 1393 

 

+نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت19:29توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 18

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 18

... برای کارهای آبادانی و عمرانی و نوسازی قدم های موثری برداشته شده از جمله در شهر نراق که از قدیم الایام مهد جمع کثیری از رجال بزرگ و دانشمندانی چون ملا محمد مهدی و ملا احمد فاضل نراقی داشته و مرکز داد و ستد بوده است .

rxrcrjbbom1y3g6258lj.jpg

عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

نراق بعد از انقلاب سفید با توجه به حضور و بذل توجه آقای دکتر ضیاءالدین شادمان استاندار استان مرکز باعث شد که برنامه های عمرانی وسیعی در راه پیشرفت نراق انجام شود که از جمله آن می توان کارهای زیر را نام برد :

1- خرید 2 دستگاه موتور مولّد برق 50 و 100 کیلوواتی و تامین برق شهر
2- ساختمان موتورخانه برق
3- تسطیح وشن ریزی خیابان ها و کوچه ها
4- آسفالت کوچه ها و معابر عمومی از محل کمک های بلاعوض استانداری مرکز
5- ساختمان کشتارگاه و تامین آب و برق آن
6- ساختمان غسالخانه مدرن و تامین آب و برق آن
7- نصب چراغ های حبابدار در نقاط مختلف شهر
8- مراقبت لازم در فراوانی ارزاق عمومی
9- غرس 5000 اصله اشجار در پارک کودک و اطراف کشتارگاه و غسالخانه و خانه های سیلزده

ضمنا علاوه بر کارهای عمرانی فوق که شهرداری انجام داده است ساختمان های مجهزی به وسیله مردم خیّر در شهر ساخته شده از قبیل :
1- لوله کشی آب مزروعی این منطقه از 7 کیلومتری تا اول شهر که اولین کلنگ آن را جناب آقای استاندار مرکز(دکتر ضیاءالدین شادمان) بر زمین زدند و به نام نهر شادمان نامگذاری گردید .
2- ساختمان یک باب مسجد مدرن با هزینه 150 هزار تومان به وسیله حاج عباس معصومی
3- حفر یک حلقه چاه نیمه عمیق و لوله کشی داخل شهر با هزینه 120 هزار تومان به وسیله حاج روح الله شنتیایی
4- ساختمان 25 دستگاه خانه مدرن و تامین آب و برق آن برای افراد سیلزده نراق به وسیله آقایان حاج روح الله شنتیایی و حاج عباس معصومی

7sdaqsdlo4m5lyr9bi.jpg

مرتضی یوسفی(رادفر) در روز افتتاح ساختمان شهرداری شهر نراق - بهمن 1351  - عکس از آرشیو

آقای مرتضی یوسفی سرپرست شهرداری نراق اظهار داشتند امیدواریم با همکاری های مردم و توجهات دکتر شادمان استاندار استان مرکز قدم های مفیدتری در راه آبادانی و کارهای عمرانی این شهر برداریم.

به ضمیمه یک حلقه فیلم مربوط به کارهای عمرانی انجام شده و در حال انجام تقدیم می گردد . خواهشمند است نسبت به چاپ آن اقدام لازم مبذول فرمائید .

 copy.jpg

 

 

 

 

شماره 257
تاریخ 18/11/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت18:24توسط |
واژه و اصطلاحات رایج بین مردم شهر نراق(4)

 

واژه و اصطلاحات رایج بین مردم شهر نراق(4)

به نام او که خرد را ترازومان ساخت و خدمت را آرزومان . به یاد همه آموزگاران بزرگ خردورزی و خدمتگزاری در سراسر تاریخ .

ibkax4mni79g3xxp9alx.jpg

روزی بر آن شدم که گویش ها و لهجه های مردم زادگاه با بصیرتم را در حدی که بضاعت آن را در خود حس نمایم به رشته تحریر درآورم . شاید این اقدام خود دلیل بارز و عشقی وافر به زادگاهم شهر نراق باشد . امیدوارم دیگران هم به تکمیل و پُربار نمودن آن بیفزایند .

wvyv2k66uccr0eae3pg8.jpg

بعد از این مقدمه باید اذعان نمایم زیاد نیست در جهان پاره خاکی که به اندازه ایران ماجرا به چشم دیده باشد . زیرا قحطی و خشکسالی و هوس بازی امیران و پادشاهان و سالوس موبدان و زاهدنمایان به وفور آزموده است .

همه این انبوه عظیم یادگار دسترنج مردمی است که به تعداد ده ها میلیون این سرزمین را آباد کردند ؛ و آن را دوست داشتند و به آن عشق می ورزیدند . لذا در راهش جنگیدند و چه پیکرهای جوانی که هوده (با هدف و فایده) بر این خاک افتاده است و چه چشم هایی به راه آنکه می بایست بیاید و هرگز نیامد .

nwxrt2oxe984y6bt3a4.jpg

دانشکده حقوق دانشگاه تهران - 20/12/1337

نفر اول از سمت چپ : حسام الدین نراقی پور


این سرزمین مقدس در برابر تازه به دوران رسیده های عباسی و مروانی و نِخوت غلامان ترک ، تحقیر و توهین ها دیده ولی باز مردانی آزاده سر بلند کرده اند و به هم وطنان ستم کشیده خود گفته اند شما آزادگان و سرافرازان بوده اید ؛ این رادمرد فردوسی بود که کتاب او اخلاقی ترین و انسانی ترین کتابی است که تاکنون در زبان فارسی نوشته شده است و به قول نظامی عروضی : "سخن را به آسمان علین برده" .

pgl4x10wp3n1tt2kpwfa.jpg

                                                                                       تهران - 12/02/1347 - جلسه امتحانات - مراقب آقای حسام الدین نراقی پور

مولوی بزرگترین کتاب عرفانی و اشراقی زبان فارسی را آفرید و به گمان من پهناورترین مغزی است که تاکنون زبان به گفتن باز کرده . سعدی و حافظ هم هر یک در جای خود منزلتی رفیع دارند که حافظ آخرین بزرگ است .

سخن کوتاه ؛

یکی از ویژگی های مردم ایران تنوع و تعدد گویش ها و لهجه های مردمان در نقاط مختلف این سرزمین پهناور است و شاید در سایر جهان و کشورهای دیگر هم چنین باشد . این تنوع در حد خود بسیار جالب و دلپسند است و موجب ایجاد سوژه ها و مطالب مفرّح و نشاط آور و سرگرم کننده می شود که ذیلاً به درج آن می پردازم.

 vx8nj37vuenausguhft.jpg

در ضمن متذکر می شوم که وظیفه هر ایرانی وطن پرستی است خصوصاً آنان که قلم گویا و بیان پویا دارند که به مردم مملکت خود خدمت کنند و خفتگان وادی غفلت را از کابوس جهالت بیدار نمایند . زیرا قدم به قهقرا گذاشتن راه ترقی معکوس پیمودن است .

fw4b4tr5nkj38dgkce80.jpg

حسام الدین نراقی پور 25/2/1378

 
اصطلاحات رایج در شهر نراق که توسط آقای حسام الدین نراقی پور فرزند احمد چهره فرهنگ دوست که زمان حیاتش در سال 1378 جمع آوری نموده است :

10313838_556436244472297_5902525976917297584_n.jpg


• ماجون : مادربزرگ                              • خصرو : مادرزن،مادرشوهر

• باقصوره : پدرزن،پدرشوهر                  • هم دوماده : باجناق

• دائیزه : خاله                                      • دوتی : دختر

• دادا : خواهر                                       • جوجون : مادربزرگ

• پور : پسر                                            • آبجی : خواهر

• عجوزه : پیرزن پرمدعا                          • پِتیاره : زن وقیح

 

qogjjxxwqxpvhh9ib0o.jpg


• شِلَخته : نامنظم                                    • هالو : بی مغز و بی سواد

• گَر : کچل                                               • بیچی : بچه شیرخوار

• پوشاب : ادرار                                         • زهراب : ادرار

• مَوال : مستراح                                      • خَلا : مستراح

• اَلِنگاز : معطّل                                        • اَلدنگ : بی عار

• پاپَتی : گدا                                             • یک نمازی : خسیس

qs2748dekkzfjvctuws.jpg


• های و هو : سرو صدا                                • آغور بخیر : کجا میروی

 اوسّا : دلاک حمام                                     • بدسرشت : بد ذات و بد اخلاق .

• سَرجومه : شماتت                                    • نازک دردونه : نازک نارنجی

• پاپی شدن : پی گیری                                • تُمّون : شلوار

• وِروِر کردن : مبهوت نگاه کردن                     • تو زِکِش زدن : خیط کردن

• پس صبا : پس فردا                                      • پَسّا : نوبت

jt9c3z8mu86is0iok2vu.jpg


• آله کردن : دو قسمت کردن                            • پوشه : هسته

• اَلگ : نوعی هلو                                             • تُرشاله : برگه زرد آلو

• دلواپسی : اضطراب                                        • دَم دادن : حرف زدن

• دَم نده : حرف نزن                                               • دَمِش نده : حرفی به او نگو

• شید : باز کردن                                                    • شید کردن : پهن کردن

• بَرانداز : کنار کردن                                               • سُدِّه : سرما خوردی

0yy7re8f9rni6v15epf.jpg


• ناخوش : بیمار                                            • سَوا کردن : جدا کردن

• پامیل : فامیل                                             • خرت و پرت : وسایل ناقابل

• شارلاتان : حقه باز                                      • داغون : منهدم

• پیومِه : بهانه                                              • کج و کوله : ناموزون

• قُرِّه : رعد و برق                                         • تاقار : ظرف ماست

• بَستو : کوزه                                                • سِرکو : هاون سنگی

6d1qgkk1ptrybxcmsz.jpg


• سِلخ : استخر                                        • دَول : وسیله چرمی برای آب کشیدن ازچاه

• یَختِه : مقدار کم                                     • رِِجه : بند لباس

• ماسوره : قرقره                                     • چُلمو : دَماغو

• چُس دماغ : متکبر                                  • بُغ : گونه

• تخم اذا زلزله : بچه شرور                        • ناساز : بیمار

• پَنگاندن : بهم پیوستن                              • بُرمه : غذا پز سنگی

w6elnl1g31dlzz439ma.jpg


• تُکِ پا : یک لحظه                                            • دَبّه در آوردن : بی جهت ایراد گرفتن

• آغوز : شیرگاو تازه زاییده                                • هوای گرگ و میش : تاریک و روشن

• طاس : لگن حمام                                           • گیجگاه : شقیقه

• پَسین : بعدازظهر                                           • چِنقُلوسه : قلقلک

• زی یَسمان : زن تازه زا                                    • شَلتاق کردن : شلوغ کردن

• تخم دو زرده کرده : پر مدعا                            • مُشت در کونی : قضیه سربریدن گوسفند

• قُمپوز : لاف زدن                                • چُلمَنه : کسیکه آب دماغش همیشه بیرون است

 

agp6sehdzfnsw3ptd5ik.jpg


• ورانداز کردن : با دقت اندیشیدن                                        • چاخان : دروغ

• چوخط : چوبی که از روی آن جنس نسیه می گرفتند         • گاه : صبح

• شُوم : شب                                                                     • مشت و مال : ماساژ

• غُرولَند : اعتراض                                                              • عَروگوز : هوچی گری

• پَستو : صندوق خانه                                                         • بِجِّه : بدو

• چِکّوله : مقدار کم                                                             • درگیرانه : آتش روشن کن

• کُلوم دان : قفل چوبی درب ورودی خانه                             • پاتَمَرد : بلند شو

vx8nj37vuenausguhft.jpg


• پامیر : بلند شو                                             • بِِدَرون : پاره کن

• دَرید : پاره شد                                              • بُلُوق : چشم درشت

• پردا : فردا                                                    • رُفتنِ سردرختی : چیدن

• دِقِز : شکاف ، تَرَک                                        • ته طَغاری : آخرین فرزند

• حُکماً : حتماً                                                 • گُرم : گردن

• آخاله : پسرخاله                                           • آقاعمه : پسر عمه

• آقادائی : پسردائی                                        • آقا عمو : پسرعمو

• بچه نحس : بچه شلوغ و ناراحت                    • لوغوز : متلک

• در را پیش کن : درب را ببند                             • پاتیل : دیگ

qv3wezi2c4i2rmgqgb6p.jpg


• آغُل : طویله                                                   • لیسیدن : زبان زدن

• جِر دادن : پاره کردن                                         • طَبوله : جایگاه احشام

• رباط : کاروانسرا                                               • آغوندن : پُر کردن

• اومعَلیه : آن وقت                                             • خَرَند : بالکن، زمین جلو اتاق

• چوقُلی : شکایت ، گله کردن                              • بِستانَم : گرفتن

• رودِم : عزیزم                                                    • توله : بچه سگ

• اُتُل : ماشین                                                     • گُرده : گردن

• هرز : هدر                                                         • پِِشک : قرعه کشی

 زاوارشدن : از خواب پریدن                                 • هُرم : گرمای زیاد

 

zz1x0jj9wkb180yajap.jpg


• غُراب : پُز ، تعریف بیش از واقعیت                      • غُرّه : مغرور

• قِی : استفراغ                                                   • کُلّی : زیاد

• بیلچه : بیل کوچک                                             • پِی : دنبال کردن

• کلنجار رفتن : ضد ونقیض گفتن                           • آشغال کله : بی شعور

• تق ولق : نامرتب                                                • تَلَق وتُلوق : سروصدا

• کِز کردن : جمع شده و خوابیده                           • هَرَزگاهی : بعضی مواقع

• تک و توک : مقداری                                            • به جُم : زود باش ، تکان بخور

• سَلید : پاره شد                                                  • باباجی : پدربزرگ

• کُل : کوتاه                                                          • کوتوله : قدکوتاه

• واهمه : ترس                                                      • چَموش : سرکش

• کُشتن : خاموش کردن                                        • درب و داغون : متلاشی

• مَنگ : گیج

3png9y3a3whfnihknv7q.jpg

استاد حسام الدین نراقی پور فرزند احمد تاریخ 20 مهر 1311 در شهر نراق تولد یافت . ایشان فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران و ریاست آموزش و پرورش شهرهای تهران( منطقه 8 )، بروجرد ، محلات ، بابل و گرگان را عهده دار بود تا اینکه بازنشسته گردید . نامبرده تاریخ 2 آذر 1391 در سن 80 سالگی بدرود حیات گفت .

از مهندس کامران نراقی پور فرزند برومند آقا حسام الدین از بابت تحویل این اسناد و از سرکار خانم زینب السادات موسویان فرزند سید تقی نیز از بابت تایپ این مجموعه کمال تشکر را داریم .

 

10259740_10201792754002023_7005964682273958172_n.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ساعت11:56توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(36)

 

کتاب " مثنوی طاقدیس "

 مولف علامه ملا احمد بن ملا محمد مهدی نراقی(1185 – 1245 قمری)

 ef0mgdn8123hn0v40sh.jpg

توضیحات سلحشوران نراق

 

مثنوى «طاقدیس» اثر طبع و قریحه مرحوم حاج ملااحمد فاضل نراقى، متخلص به «صفائى» است . این منظومه گهربار، شامل مواعظ عارفانه و روحانى، آمیخته به لطایف و ظرایف ادبى است . سراینده خوش ذوق و فاضل این مثنوى بلند، توانسته است بسیارى از احكام و اوامر الهى و فصل‎هایى از مبانى اصول و فروع دین مبین اسلام را با زبان شعر و ذوق در هم آمیزد و بر ملاحت و حلاوت مفاهیم دینى بیفزاید .

7gjcvzrf67rs2d7ud86.jpg

این مثنوى عرفانى، به جهات فراوانى، شبیه و دنباله‏روى مثنوى معنوى، اثر مولانا جلال الدین رومى است .

گفتنى است «طاقدیس» كه در لغت به معناى «طاق مانند» است. نام تخت «خسرو پرویز» بوده كه بر آن جمیع حالات فلكى و نجومى نقش بسته است. نراقى، طاقدیس را در چهار «صفه» ترتیب داده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ساعت10:51توسط |
احمد ابراهیمی نراقی و شهدا امامزادگان عشقند

 

احمد ابراهیمی نراقی و شهدا امامزادگان عشقند

اینجانب محمود ترابی فرزند قاسمعلی اهل روستای خاوه اردهال از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی تاریخ 10 تیر 1359 به خدمت سربازی اعزام شدم .

s99ifdie91hmpnths2d3.jpg

از خاوه 13 نفر و از شهر نراق 3 نفر به اسامی احمد ابراهیمی فرزند عباس ؛ اصغر جعفری فرزند امیر و اصغر جعفری فرزند ... بودیم .

دوره آموزش را درمرکز آموزشی ۰۳ عجب‌شیر از واحدهای مراکز آموزش نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در استان آذربایجانشرقی سپری کردیم .

p7ytqyag0nesiegtxuy.jpg

30 شهریور 1359 پس از پایان دوره در لشکر 81 زرهی کرمانشاه – تیپ 3 - گردان 211 تانک سازماندهی و به پادگان ابوذر در 20 کیلومتری شهرستان سر پل ذهاب منتقل شدیم .
چند مرحله برای دفع تجاوز دشمن بعثی به خطوط مقدم اعزام شدیم و سلحشوری سربازان ارتش مثال زدنی بود .

p2ji7kwzr9o0tiz1cjx.jpg

احمد ابراهیمی برای برپایی آیین های عاشورایی زادگاهش شهر نراق به مرخصی رفت و تاریخ 26 و 27 آبان 1359 یعنی تاسوعا و عاشورای حسینی(ع) را پشت سر گذاشت و چهارشنبه 28 آبان 1359 برابر با 11 محرم 1401 به پادگان محل خدمتش بازگشت .

تاریخ 20 آذر 1359 الی 27 آذر 1359 به مدت یک هفته تعدادی از سربازان از جمله ابراهیمی در جبهه آب باریک حضور فعّال داشتیم و پس از پایان ماموریت مجددا به پادگان ابوذر بازگشتیم .

sf978sj2idyn7lfpz29h.jpg                                             rox06kelswz9ytqcm.jpg

مجددا نام تعدادی از ما در لیست خط مقدم جبهه نوشته و اعلام شد که چند نفر از سربازان به فرمانده گروهان اعتراض کردند ولی دشمن در حال تهاجم به کشورمان بود و می بایست با متجاوزین وارد جنگ شویم .

d2g7w5ech85ib330qqm.jpg

شهید احمد ابراهیمی

تاریخ 2 دی 1359 سی سرباز برای استقرار به منطقه سرآبگرم سرپل ذهاب اعزام شدیم . نیروهای ارتش متجاوز عراق برای جمع آوری اطلاعات به پشت خط تانک های ایرانی نفوذ می کردند .

من و احمد هم پُست بودیم . شب که از ارتفاع به جبهه کوره موش نگاه می کردیم آتشبارهای سنگین عراق را به اتفاق تماشا می کردیم .

u52w3kb1kni9mc3qd0sg.jpg

مورخ 4 دی 1359 فرمانده اعلام کرد امروز نوبت ترابی و ابراهیمی است که غذای نیروها را بیاورند و توزیع کنند . آمدیم سر جاده آسفالته که یک استخر آب آنجا بود . احمد گفت محمود چند لحظه صبر کن تا من غسل کنم و درون آب سرد رفت .

لباس هایش را پوشید که در همین اثنا ماشین غذا از راه رسید و از طرفی توپخانه ارتش عراق بی رحمانه منطقه را زیر آتش گرفت و گلوله باران می کرد . ما غذا را تحویل گرفتیم و تا خواستیم حرکت کنیم که یک گلوله توپ دشمن کنار ماشین از سمت راننده به زمین خورد .

cro8ryxq12gmrfcpdtb.jpg

خاک که فرو نشست نظاره کردیم که چند نفر مجروح و من از ناحیه شکم زخمی شدم و در کمال حیرت احمد ابراهیمی را دیدم که بال در بال فرشتگان گشود و به شهادت رسید .

کاش سوال می کردم همین دقایق قبل چه موضوع با اهمیتی برایت روشن شد که در این سرمای زمستان غسل کردی و کاش سوال می کردم غسل شهادت یعنی چه و برای چه زمانی است ؟

ndfj7lu3cg3mw7127jg5.jpg

خانم بهجت عظیمی مادر اولین سرباز شهید در نراق

احمد ابراهیمی فرزند عباس متولد سال 1340 دومین شهید شهر نراق و اولین سرباز شهید بود که پس از شش ماه خدمت سربازی به عند ربهم یرزقون پیوست . پیکر مطهرش پس از تشییع بر روی دستان مردم منطقه خداجو و شهید پرور دلیجان در بقعه شاه سلیمان نراق در ایوان عرش منزل گرفت .

cr78ownp68kedn4ms5n.jpg

شهید ابراهیمی و سایر شهدا امامزادگان عشقند زیرا رهبر انقلاب امام خمینی(ره) فرمود :
شهدا امامزادگان عشق اند که مزارشان زیارتگاه اهل یقین است .

dzmjm03a7rv4mucpxeba.jpg

محمود ترابی فرزند قاسمعلی اهل خاوه اردهال خادم حضرت علی بن باقر(ع) 16/5/1393

 

+نوشته شده در پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت7:45توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 43 سال قبل - 17

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 43 سال قبل - 17

در یک مسابقه فوتبال دوستانه که بین تیم های شرق و غرب شهر نراق در زمین فوتبال آموزش و پرورش انجام گرفت که پس از معرفی بازیکنان به وسیله کاپیتان ها مسابقه در ساعت 17 آغاز و در نتیجه تیم غرب با نتیجه یک بر صفر بر تیم شرق پیروز شد .

 

g02pilcpk42ased1fu00.jpg

عکس از آرشیو سلحشوران شهر نراق

بازیکنان تیم برنده عبارتند از :

سلطانعلی بخشی – علی اشرف رحیمی – محمود رزاقی – جواد علیئی(آعلی) – ولی الله طالبی – عباس سبزه ای – عبدالمجید هِنری پور – محمد غفاری – حسینعلی حیدری


داوری این مسابقه را آقای مرتضی یوسفی مربی تربیت بدنی به عهده داشت . این مسابقه با حضور عده ای از فرهنگیان و جوانان برگزار گردید .

 copy.jpg

 

 

 

 


شماره 59
تاریخ 4/5/1350
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت23:28توسط |
هفتمین همایش خاطره گویی بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق

 

هفتمین همایش خاطره گویی بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق

نراقی ها در همه عرصه های مختلف پیشتاز و پیش قراول بوده و هستند . این مطلب در روزگاران معاصر به ثبت تاریخ رسیده است.

47aoha5wnjhc2pvpcj.jpg

باز علاقمندیم زنان و مردان این دیار از قهرمانی ها و رشادت های شهرمان مطالبی بگویند تا در تاریخ گنجانده شود .


به همت بسیج و به مناسبت سی و ششمین سالگرد شکوهمند انقلاب اسلامی ؛ بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق برای هفتمین بار گرد هم می آیند تا در برنامه های مختلف ساعتی را به ادامه بندگی خداوند بگذرانند .

 

بنا به درخواست های متعدد شهروندان عزیز مقرر است این مراسم در جمع عموم مردم انجام گیرد .

زمان : پنج شنبه 16 بهمن 1393


مکان : سالن اجتماعات کتابخانه امیرالمومنین(ع) نراق


ساعت :18

 

حوزه مقاومت 2 ثارالله شهر نراق                                        وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت13:27توسط |
شهید محسن عابدینی نراقی :هیچ کاری بالاتر از نماز اوّل وقت نیست

 

شهید محسن عابدینی نراقی :هیچ کاری بالاتر از نماز اوّل وقت نیست

خانم شمسی حیدری فرزند علی اهل شهر نراق در خصوص یکی از سجایای اخلاقی فرزند شهیدش محسن عابدینی فرزند علی اکبراظهار داشت :

jin0ovz9n3qf2g3au0bw.jpg

فرزندم وقتی برای چرای گوسفندان در بیابان های با صفای واران جاسب می رفت به موقع بانگ اذان به هر طریق آب تهیه و وضو می گرفت و نمازش را اوّل وقت به جای می آورد .

 5mnu8ou002bk33f5v93.jpg                               nadw36t2ldf0mh8qns0k.jpg

اگر هوا مناسب بود در فضای باز و اگر بارانی و نامساعد بود زیر تخته سنگ ها نماز اول وقت را اقامه می کرد .محسن همیشه می گفت هیچ کاری بالاتر از نماز اوّل وقت نیست .

             85oay1ambaivurxvz1h.jpg       czkhs0unegglbvaaami.jpg

                     مزار مطهر شهید عابدینی در روستای واران جاسب                       یادمان شهید عابدینی در گلزار شهدای شهر نراق

ایشان 18 ساله و سرباز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان بود که تاریخ 31 تیر 1364 در جبهه شیخ صله شهرستان ثلاث باباجانی استان کرمانشاه در اثر انفجار مین به شهادت رسید و پیکر مطهرش در روستای واران جاسب در ایوان عرش منزل گرفت .

 nug32pajrdkpv9jbax.jpg

همسرم علی اکبر عابدینی فرزند ... اهل روستای واران جاسب دو ماه پس از شهادت فرزندمان در اثر بیماری فوت نمود .

کوچه منزل ما در شهرستان دلیجان به نام شهید محسن عابدینی نام گذاری گردیده و در گلزار شهدای زادگاهم نراق نیز سنگ یادبودی از طرف شهرداری به پاسداشت ایثارگری های شهید مدّ نظر قرار گرفته است .

xtrx5x9zkjyd8mvc00m.jpg

خانم شمسی حیدری فرزند علی اهل شهر نراق 7/1/1392

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت19:49توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(35)

 

کتاب " سفر نامه ابن بطوطه "

  محمد بن عبدالله بن محمد بن إبراهیم لَواتی طَنجی  مشهور به ابن بطوطه و ابوعبدالله  سال ۷۰۳ قمری برابر با ۱۳۰۴ میلادی در شهر طنجه مغرب (مراکش) به دنیا آمد . سفر او ۲۷ سال به درازا کشید (۱۳۲۵-۱۳۵۲ میلادی) و در مراکش سال ۷۷۹ هجری برابر با ۱۳۷۷ میلادی در سن 76 سالگی درگذشت.

 49a5ssdmnxhhy4hdsngg.jpg

 

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

 در کتاب دو جلدی سفرنامه ابن بطوطه  آثاری از مسافرت ایشان به نراق و علی الخصوص به کاشان که مهمتر بوده وجود ندارد ولی در کتاب تاریخ نراق اثر آقای علی عظیمی  نوشته شده که ابن بطوطه  قدمت نراق در زمان حیاتش را 700 ساله اعلام نموده است .

jc9tlzam08mpiis8qa4h.jpg

در صفحه 57 این کتاب عینا نوشته : ابن بطوطه که چند روزی را در نراق به سیاحت پرداخته می گوید نراق بیش از هفتصد سال قدمت دارد . تاریخ ورود این سیاح به شهر نراق قید نگردیده است . باید توجه داشت که در آن زمان از علم باستان شناسی استفاده نمی شد و سیاحان از بناهای موجود حدس می زدند که فلان جا چند سال قدمت دارد .

3c54h1ted7erar9u456.jpg

همچنین در چند سایت فضای مجازی که مجموعا به شهرداری نراق وابستگی دارد نیز موضوع سفر ابن بطوطه سیاح مراکشی نوشته شده است . 

در صفحه 195 کتاب تاریخ اجتماعی کاشان به نویسندگی حسن نراقی نوشته :

ابن بطوطه سیاح طنجی مراکش که در سال 777 هجری (658 سال قبل) به ایران مسافرت نموده کاشیهای زرین فام ساخت کاشان را که در نجف و مشهد ؛ تبریز و اصفهان دیده وصف نموده و آنها را از حیث رنگ و نقش و جلوه بهتر از کاشیهای ساخت اسپانیا معرفی می کند .

anxernww52cbw4hipbv2.jpg                                                                            u72p7bo2t4e1di9mjnc9.jpg

ویکی پدیا : ابن‌بطوطه بار سوم، از ناحیه جنوب (هرمز) و بار چهارم از ناحیه شرق از راه آسیای وسطی به گونه‌ای که خواهیم گفت وارد ایران گردیده است.

 

ziief5s1szj661t1km9.jpg

او پس از ادای مناسک حج نوبت دوم، از راه دریا و بحراحمربه سودان رفته، سپس از راه دریا به بلاد یمن آمده آنگاه باز هم از راه دریا به بلاد (بربر) مقیدیشو مگادیشو در سومال امروز) رفته از آنجا به (ظفار) منتهی‌الیه بلادیمن در ساحل دریای هند منظور(دریای عرب)امروزی است رفته و از آن‌جا در حالی که از چند جزیره گذشته به شهر (عُمان) وارد شده، و از آنجا به ناحیه (هرمز) در ساحل خلیج فارس رسیده، می‌گوید: آنجا بندر هند و سند است و از این بندر متاع و مال‌التجاره به هند و عراقین (عراق عجم اراک - عراق عرب اراک) و فارس و خراسان حمل می‌گردد .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت18:16توسط |
دمکراتها جعفر کمره ای را به جرم برقراری امنیت در کردستان مثله کردند

 

دمکراتها جعفر کمره ای را به جرم برقراری امنیت در کردستان مثله کردند

فرزندان فتحعلی کمره ای از مبارزین و با شجاعت ترین افراد روزگار حضرت سید روح الله خمینی(ره) هستند . قبل انقلاب سرباز رهبر و جانفدای او بودند و وقتی جنگ و دفاع مقدس پیش آمد در صفوف مقدم پیش قراول شدند .

 xrmdf7tzs2k9cvjx3e.jpg

جز به رضایت حق تعالی اندیشه ای نداشتند و با اینکه می توانستند شرایط بهتر زندگی را داشته باشند به پای ارزش های معنوی ایستادگی کردند .

rva7gdffcca6s1mmhf92.jpg

القصه ؛ وقتی به شهرستان مرزی سردشت آ . غ می رفتم پس از پایان کار به پادگان شهید بروجردی می رفتم تا گمشدگانم سید مهدی و اسماعیل را بیابم .

در اثنای شب نشینی نراقی ها که در سردشت زیاد بودند یکی از دوستانم که هم سن و سال بودیم کناری می نشست و فقط خنده بر چهره داشت .

dvs0gozkueidcgo9bsq.jpg

جعفر کمره ای را کسی عبوس ندید و از بس می خندید صورتش سرخ تر می شد . ایمان بالایی داشت و دل شیر که بسان او کمتر پیدا می شود . دشمنان از فعالیت های سالم و صحیح او و چند نفر در منطقه سردشت به ذله آمده بودند .

 sf17dskvp80eji68l6.jpg

بی ریا و بی تکلف فقط به مقتدایش و فرمان او می اندیشید . اگر در لحظه به او آماده باش می دادند فقط نیاز بود کتانی اش را به پا کند ؛ یعنی بشمار 3 آماده دفاع از دین و مملکت بود .روزی او را در زمستان سخت دیدم ساق بند پشمینه ای پوشیده به او گفتم جعفر توی برف و بوران پوتین بهتر جواب میده .

گفت نه با کتانی راحتر می دوم و راه می روم و پوتین مزاحمم است و سرعتم را می گیرد . در عوض این ساق بند پایم را گرم نگه می دارد .

 ak4rfkrtn7qu3c6n5mu9.jpg

صحبت از نوجوانان و جوانان فریب خورده به دامان گروه ها مثل کومله و دمکرات شد که گفت دلم به حالشان می سوزد سرکردگان مزدور آنان در بهترین شرایط زندگی در اروپا و عراق زندگی می کنند و برای شعار فریبنده خودمختاری جوانان این مرز و بوم را به کشتن می دهند .

 w3op5lrewzqzvjn56yg.jpg

اینها همه دارای خانواده های اصیل کردستان و با غیرت هستند که با کوچکترین اختلاف خانوادگی به دامان ناپاک این گروه ها می پیوندند .

مثلا برای نخریدن دوچرخه و موتور یا فرار از تحصیل و یا ازدواج ناموفق فرار کرده و دو ساعت بعد در شمال عراق نزد این احزاب می روند . شعارهای این گروه ها رنگ و لعاب خوبی داره و افراد را دچار وسوسه می کند .

 biomhjxcnp275tgq2g3.jpg

 جعفر گفت جوانانی که به آنان ملحق می شوند هنوز دو ماه نگذشته که پشت صحنه تزویر و دروغ مسئولین آنها کشف شده و خود را تسلیم می کنند . بیشترین آسیب را خانواده آنان می بیند .

 جعفر خوشحال بود و می گفت الان نسبت به گذشته شرایط خیلی متفاوت شده و مردم کردستان به خصوص جوانان متوجه شده اند که دیگر گرفتار تبلیغات عوام فریبانه احزاب را نخورند . اشتغال و تحصیل دو اهرم موفقی است که در کردستان جوانان را حفظ می کند .

 p9skhqonpb5zbhjpda6l.jpg

     سرداران شهید قدرت الله و جعفر  کمره ای

رفتار و کردار جعفر مثل آنچه که در نهج البلاغه در صفات متقین نوشته مصداق پیدا می کرد .
برادرش محمد کمره ای از دوستان دیرینم می باشد که او هم موفقیت هایی در کردستان داشت . تهذیب نفس سر لوحه امور زندگی اش می باشد . روزها و ماها با او بودن به جزء آرامش و افزایش ایمان اشکالی در روزمرگی ات پیش نمی آورد .او نیز در کردستان ایده های داشت که حفظ امنیت مردم از جنایت و خیانت ضد انقلاب یکی از آنها بود .

8aj8ol4rszfyjqnbn2q.jpg

از راست : سردار شهید قدرت الله کمره ای - علی(میرزاعلی) کمره ای - محمد کمره ای - سردار شهید حمید آذین پور اهل شاهین دژ

شمسعلی کمره ای هم از سربازان ولایت بود که سال ها لباس سبز سپاه بر تن داشت و باقی الصالحاتی برای خود بر جای گذاشت . 

مصطفی کمره ای با اینکه 27 سال از شهادت برادرش می گذرد هنوز به دنبال انواع شجاعت های جعفر می گردد . نام سردشت و کردستان او را به وجد می آورد و علاقه دارد مطلب جدیدی بشنود . 

x8tx8eljq1jbs10wfd.jpg

فروردین 1366 برادرشان میرزاعلی کمره ای برای اولین بار به مناطق محروم در شمالغرب آمد و در سردشت مستقر شد . او از جبهه های جنوب به غرب آمده بود تا ببیند برادرش جعفر کیست و چکار می کند که سلطان منطقه سردشت لقب گرفته است .

 ywlluapoyr81nqx1393a.jpg

آمده تا ببیند در منطقه سردشت چه چیزی نهفته است که برادرش دلبسته آنجا شده است .
پله های دفتر فرماندهی که ناصر صفر زاده اهل خوی(1338 - 1375) آنجاست را نفس زنان بالا رفته و در دل می گوید این همه پله برای چی در این شیب قرار گرفته است .

 xpt0g0mu88y8lcklqii2.jpg

جانباز گرانقدر مجتبی شریفی رئیس دفتر فرماندهی سپاه سردشت که در کردستان به کاک مجتبی مشهور است از میرزاعلی به گرمی استقبال نموده و او را به پادگان شهد بروجردی راهنمایی می کند .

رزمندگان نراقی مثل سید مهدی موسوی – سید مرتضی بابایی - محمد کمره ای - سید حسن و سید عباس حسینی نژاد - سید مظفر موسویان - حسین و اسماعیل حبیبی - محمدرضا قاسمی - حسن ترابی - تقی باقری - قدرت الله آقاصادقی – نصرالله حیدری و ده ها سلحشور دیگر در سردشت مشغول انجام وظیفه هستند .

rwf2bgmxu717abs0knjv.jpg

از راست : سردار شهید جعفر  کمره ای - حسین کریمی اهل مشهد اردهال - میرزاعلی کمره ای

میرزاعلی کم کم با محیط خو می گیرد و متوجه می شود پیشمرگان اهل تسنن کرد پا به پای رزمندگان و از جمله جعفر به تکاپو هستند . میرزاعلی هنوز 20 روز نگذشته و از ایثار و حماسه آفرینی و قهرمانی های برادرش برداشت کاملی دریافت نکرده که خبر ناگواری سریع منطقه را پُر می کند و مشت هایی است که بر سر فرود می آید .

uyc7j16d8l6r2jh82fd.jpg

        پیکر مطهر سردار شهید جعفر کمره ای

ایستگاه رادیوی حزب منحله و تجزیه طلب دمکرات ایران که از شمال عراق برنامه پخش می کند با شادمانی اعلام نمود که پیشمرگان حزب ما موفق شدند در نوار مرزی عراق در روستای گوره شیر سردشت تعدادی از نیروهای گردان جندالله از جمله یکی از سرکردگان آن جعفر کمره ای را از پای در آوردند .

fmub878ob9wyjazbzmx.jpg

رادیو بی بی سی که از انگلستان اجرای برنامه می کند به نقل از گزارش دمکرات پیروزی پیشمرگان حزب خیانت پیشه دمکرات را تکرار می کند که دو شهروند نراقی به اسامی قدرت الله کمره ای(شهید) در محلات و مسلم مرادی(مرحوم) در نراق این خبر بی بی سی را استماع می کنند و شوک عجیبی به آنان وارد می شود .

sw3eukn9ia6swoejix5g.jpg


بنده هم از طریق رفیقان مطلع شدم که جعفر کمره ای دوست نازنین و گرانقدرم تاریخ 11 اردیبهشت 1366 و جمع 15 نفری دوستانش از جمله صادق کلهر فرزند پرویز اهل روستای گورخانه از توابع دهستان خندان شهرستان طارم سفلی استان قزوین در گوره شیر سردشت به شهادت رسیده اند .

bxkzge418cr0yu8vr9ue.jpg

     شهید صادق کلهر

گورخانه محل تولد صادق کلهر در سرشماری سال 1385 دارای 9 خانوار و 25 نفر جمعیت داشته(اکنون حدود 135 نفر جمعیت دارد). دوستانی هم گفتند محل تولد شهید کلهر روستای نظام آباد قزوین است .

 ضد انقلاب حتی بر بدن های معصوم و بی جان جوانان ایران زمین از جمله صادق و جعفر رحم نکردند .

 uyu0tro6bp81ek68oq2i.jpg

میرزاعلی به ناصر صفر زاده(1338 - 1375) اهل خوی فرمانده سپاه سردشت مراجعه می کند که نباید دست روی دست گذاشت که ناصر می گوید قول هایی دریافت کرده ام و اگر تا فردا پیکرهای شهدا نیامد خودمان عملیات می کنیم .پیکر مطهر جعفر پس از دوازده روز از طریق تطمیع قاچاقچیان از کوره شیر به سردشت منتقل و پیکر کلهر کمتر از سه هفته انتقالش به طول انجامید .

b1w5imqwt8vvw5hd0ya.jpg 

پیکر مطهر جعفر به معراج ارومیه منتقل گردید . با هماهنگی قبلی پاسدار میرزاعلی را در ارومیه ملاقات کردم . چاره ای نداشتم تا بغضم را از ایشان پنهان کنم ولی او با ایمان راسخ و قلبی مطمئن رفتار و گفتارش را کنترل می کرد و انگار پیام می دهد که این راه منتخب جعفر و خودمان است .

 188xz5vhn5xzl0pa0v12.jpg

  پیکر شکنجه شده سردار شهید جعفر کمره ای توسط مزدوران حزب منحله دمکرات کردستان ایران در منطقه سردشت

ماشین شخصی یا اداری ام را حرکت داده و به اتفاق آقا میرزاعلی راهی معراج سپاه که حدودا در کیلومتر 15 جاده مهاباد می شویم . دلم لحظه ای آرام و قرار ندارد و تا کی باید جانفشانی و شهادت غرورآفرین دوستانم را نظارگر باشم .

 1wnargf38eohwe0k32e.jpg

دو نفری نازنین پیکر را از سردخانه بیرون آوردیم و نگاه های پی در پی به این فرزند رشید مادر مرحومه مرصع رضایی تاب و توانم را می برد .
برادران و خانواده شهید ناراحت نشوند الان 27 سال از شهادت این راد مرد تاریخ ایران می گذرد اجازه دهید همگان بدانند که قسمت هایی از بدن جعفر توسط خصم دون مُثله شده بود . او را شکنجه کرده بودند .

 3yydilgrgcz8l1yqcx.jpg

ضد انقلاب دوست ندارد واقعیت ها روشن شود و دوست دارد جنایت های بیشمار آنان در کردستان از دید حقوق بشر و اذهان مردم پنهان بماند . چته های بی سواد حزب منحله دمکرات که رهبرانشان دَم از حقوق خَلق کرد و خودمختاری کردستان می زنند باید منفور تاریخ باشند .

        0uj2popgavi8e090tuvs.jpg  znwm879hkybr2glpz.jpg

وصیتنامه سردار شهید جعفر  کمره ای

جعفرها در سنگر نشسته بودند تا از دست آوردهای نظام اسلامی پاسداری و دفاع کنند ولی شما در اردوگاه اجنبی و با پول و تجهیزات صدام حسین و پشتیبانی تبلیغاتی چند کشور اروپایی غائله و ناامنی در کردستان را به پا کردید .

 92mmelreqx61mpg313h.jpg

از راست : شهید جعفر کمره ای - بسیجی سید... موسوی اهل شهرستان نور مازندران

اکنون نیز پول های هنگفت حکومت اقلیم کردستان عراق به شما تزریق می شود تا نفس های نامطمئن خود را ادامه دهید . شما فقط جعفرها را مثله نکردید ؛ حتی بسیاری از جوانان برومند خلق کرد را نیز شکنجه و به آنان آسیب رساندید .

اولین و شقی ترین افرادی که سر از بدن پاک جوانان ایرانی در سرزمین سبز کردستان بریدند شماها بودید . داعش امروز این حرکت ناپسند و ددمنشانه را از شماها آموخت .

 71ehv3r8zavxcsehp10q.jpg

پیکر شکنجه شده سردار شهید جعفر کمره ای توسط مزدوران حزب منحله دمکرات کردستان ایران در منطقه سردشت

 من برای این پیکر مثله شده بمیرم که برای امنیت مردم و منطقه گلگون گردید . اعتقادم این است که عکس های خیانت حزب منحله دمکرات را بر بدن مطهر شهید جعفر را پنهان نکنیم به صرف اینکه خانواده شهید بزرگوار احساسات پاکشان جریحه دار می شود . فقط بدانید بیشترین سود را دمکرات ها می برند که جنایتشان مخفی می ماند .

fe702bpuoahmu9lghk3.gif

درنگی نمانده لذا قامت رشید این پاسدار ولایت را معطر کردیم و صلوات و فاتحه ای نثارش کردیم و ناراحت بودم که ما تنها شدیم . میرزاعلی دل رئوف است ولی مصمم بودن چهره اش انسان را مقهور خود می کند .

mm8i8zcseebz25ljndp3.jpg
آمبولانس کم تجهیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سربازی که راننده اش بود آماده شد و آقا میرزاعلی با این وسیله راهی شهرستان دلیجان شدند . پاسدار علی رعیتی راد قائم مقام سپاه تلاش می کند مردم وفادار دلیجان در تشییع جنازه این دلاور مرد منطقه حاضر شوند و بعد به زادگاه جعفر آمدند و مردم آنچه که در توان داشتند از راه و رسم این شهید بزرگوار در زیر تابوت به نمایش گذاشتند .

wm6syuwsge5t31oqwq13.jpg

از راست : مرحوم حسین رضایی اهل اراک - سردار شهید جعفر  کمره ای اهل نراق


جوان رعنا و تازه داماد ایران در گلزار شهیدان نراق در خاک ماموا گرفت و ننگ و نفرین ابدی برای شقی ترین انسان های نادان و تجزیه طلب حزب منحله دمکرات کردستان ایران در تاریخ ثبت گردید .

qs9h45ylzerxpztweo.jpg

جعفرها همچنان برای عدالتخواهی و مبارزه با کفر و الحاد به دفاع مشغول هستند تا سربلندی بیشتر ایران اسلامی را نظاره گر باشند .

آقا میرزعلی کمره ای نیز پس از تدفین و مراسم های معمول مجددا به محل فعالیت خود و برادرش به سردشت بازگشت و به مدت هفت ماه در واحد تعاون سپاه فعالیت خود را ادامه داد .

              yt9l4y61h9qf5e184cm8.jpg  st2vhf4n8u9l3egarqnl.jpg

                                             میرزا علی کمره ای                                     سردار شهید جعفر کمره ای

اکنون که از نحوه شهادت جعفر و شجاعتش بیشترسوال می شود آهی می کشد و اشکی در چشمانش حلقه می زند و ناگفته هایی را برایم توضیح می دهد که به اصطلاح امروزی ها مو به تن آدم سیخ می شود .

ufpgkywvq474idldclw.jpg

پنج شنبه 25 دی 1393 که آقا میرزاعلی را در گلزار شهدای علی بن جعفر شهر قم ملاقات کردم مطلبی را گفت که مسئولیت ما را خطیر و سنگین تر کرد .

 pge285g2pmi2elvzovx.jpg

ایشان گفت همیشه دلم می خواست کاغذ و قلمی دست بگیرم و بنویسم از آنچه که جعفرها داشتند و برای چه این مسیر را انتخاب کردند و ده ها مطلب دیگر ولی شرایط و روزمرگی برایم میسر نشد تا اینکه سر و کله سلحشوران نراق پیدا شد و تشکر وافر دارم که از مظلومترین انسان های تاریخ با ارزش های والایشان می نویسند .

 

خدایا؛الطافت را بیشتر مقدر فرما تا بیشتر بنویسیم از مظلومترین انسان های تاریخ

 ne9x7p2235jjki09efbh.jpg

محمد 25/10/1393

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت21:18توسط |
شاه فِرارِش کَرّدََه تُنُکَه جورابِش کَرّدََه

 

شاه فِرارِش کَرّدََه      تُنُکَه جورابِش کَرّدََه

یادتان هست سلحشوران شهر نراق سال 1392 دو پُست از خاطرات آقایان علی محمد صادقی فرزند علیرضا اهل دلیجان و احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل نراق نوشت و به شرح این شعار پرداخت:

شاه فِرارِش کَرّدََه      تُنُکَه جورابِش کَرّدََه

tdq7nqh2b77bnpyb5xn.jpg

نراقی ها در بحبوبه پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی(ره) به دلیجان رفته و با اهالی انقلابی آنجا راهپیمایی کردند . روز 26 دی 1357 هم دلیجانی ها با شادی زاید الوصف با ماشین و موتورهای زیاد به نراق آمدند و فرار محمد رضا شاه پهلوی از کشور را به اتفاق جشن گرفتند .

8g9mfj0zaidmf6xpeop.jpg


توی میدان شهر نراق مردم شورانگیز دلیجان با لهجه بسیار زیبا شعار می دادند :


شاه فِرارِش کَرّدََه      تُنُکَه جورابِش کَرّدََه

 

8l8kxqmkuv1eumze2lf.jpg
36 سال از آن واقعه تاریخی گذشته و سالروز این اتفاق در 26 دی 1393 بَنر قابل توجه و خاطره آوری توسط روابط عمومی شهرداری و شورای اسلامی دلیجان در معرض دید عموم قرار گرفت که روی آن نوشته است :


شاه فِرارِش کَرّدََه      تُنُکَه جورابِش کَرّدََه

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت20:30توسط |
تقدیم به هشت آزاده سربلند شهر نراق به ویژه احمد ابوالحسنی

 

تقدیم به هشت آزاده سربلند شهر نراق به ویژه احمد ابوالحسنی


چِسان خود را نکو می آزمودم                  
اگر نُه سال من تنها نبودم

اگر چه دوستان بودیم با هم
سکوت از طفل خُردم می شنودم

 
نَه مامم پیش من بود و نه بابا
خدایا دَم به دَم غم می ربودم

میان آتش حِرمان گرفتار
سراسر شعله ور شد تار و پودم

 

           8zx15lg6lzix40rgcub.jpg   h40b3wtepzq3yt0negt6.jpg   1pbvn6ueqmzvpl24zmd.jpg  c1voomnp2tt3915c7v0l.jpg

                        علیرضا کاظمی                     حسین اکبری                   احمد ابوالحسنی              قدرت الله ایزدی

 

چه امیدی بجز مهر تو یا رب
مَرارت می زده است از وجودم

بُدست خشتی گلین بالینم آنجا
خدا را شکر کرده می غُنودم

حقیرم می نمودند و به تلخی
دفاع از حرمت خود می نمودم

تنم سرخ و کبود و زخم کردند
لب خود را به خنده می گشودم

تلاشم شادی همسنگرم بود
دگر بر آسمان می خواست دودم

 

          5hf0532ltbsa0t9gbpj.jpg  scinaff71vidyb292y29.jpg  68jtqn0fmtbi037i9pv1.jpg  cgbakddak6is7n6nph.jpg

                       عباس باقری                       مرتضی عابدینی              علی اکبر حیدری                   سعید سلیمانی


من از رنج اسارت در گذشتم
کنون سیال و پویا همچو دودم

اسارت با فلاکت فرق دارد
هر آنچه کاشتم اکنون دُرودم

دگر مفهوم عالم نابتر گشت
ندارد ارزشی بودم و سودم



اشعار از خانم ارغوان(جمیله) شاهکوهی 4/12/1384

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت19:15توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 16

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل - 16

موفقیت های چشم گیری که بعضی کودکان خردسال در امتحانات بدست می آورند نویدی است برای آینده کشور ؛ آینده ای که این کودکان با استعداد سازنده آن هستند . به همین جهت دانش آموزی که توانست از کلاس پنجم به کلاس هفتم ارتقاء یابد و با موفقیت و کوشش سال ششم را امتحان دهد .

xso401bt1pxzgdyed29i.jpg

مرحوم غلامعلی لطفی(عکس از آرشیو)

این دانش آموز آقای غلامعلی لطفی است که اکنون در کلاس هفتم دبیرستان امینیان نراق تحصیل می کند و اولیای دبیرستان آینده درخشانی برای نامبرده پیش بینی می کنند که عکس آن به پیوست است .

 copy.jpg

 

 

 

 

شماره 263
تاریخ 22/11/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت18:21توسط |
مرادی هایی که مرادشان را از اهل بیت می گیرند

 

مرادی هایی که مرادشان را از اهل بیت می گیرند

دوستی گفت توی این سه سال فعالیت سلحشوران شهر نراق چه میزان پیشرفت حاصل کرده اید؟ گفتم راستش را بخواهی هنوز ابتدای راهیم .  تعجب کرد و گفت چرا ؟

4emjy2b5rxc1kf1tzza.jpg

گفتیم هنوز عده ای از خانواده های زحمتکش در انقلاب و دفاع مقدس وجود دارند که تا کنون حتی یک بار کسی سراغشان را نگرفته و یا اصلا با خبر نیستند که آنها نیز برای پیشرفت کشور و پشتیبانی از رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله (ره) چه مشقاتی را متحمل شده اند .

می خواهید نمونه اش را به شما معرفی کنیم :

علیرضا مرادی نراقی فرزند یدالله در زادگاهش به علی یدالله مشهور است . سالیان دراز به عنوان نیروی صدیق و زحمتکش شهرداری نراق به مردم خدمات داشت و عاشقانه برای زیبا نشان دادن شهر فعالیت می کرد .

8wery1mg5vy5yes29t.jpg

مرحوم علیرضا مرادی نراقی

از او تقدیر کردند و بازنشسته شد تا اینکه تاریخ 22/04/1378 پایان حیاتش فرا رسید و در خاک ماوا گرفت .

on2qyqe37zsoudbwmks4.jpg

       خانم معصومه(صغری) فلاحی

همسرش خانم معصومه(صغری) فلاحی فرزند علی میرزا می باشد . در جریان انقلاب و از سال 1359 الی 1367 که جنگ 8 ساله عراق بر علیه ایران در جریان بود فرزندان این خانواده در جبهه بودند و در راه حفظ وطن و علاقه به امام خمینی(ره) با دشمن متجاوز مقابله می کردند .

                                                                                                        c2dguk9y4d18s1yjiao.jpg
* ابوالفضل مرادی نراقی : سروان متعهد پایگاه هوایی شهید محمد نوژه ( پایگاه سوم شکاری کبودرآهنگ یا پایگاه هوایی شاهرخی) یکی از پایگاه‌های شکاری نیروی هوایی ارتش بود. و همچنین مدتی در پایگاه دوم شکاری تبریز خدمت می کرد .

isjxrjch6fiy2qvmvpx1.jpg

ابوالفضل مرادی نراقی

جنگ که شروع شد در مکان های مختلف از جمله در جبهه گیلانغرب استان کرمانشاه زحمات زیادی در واحد پدافند موشکی متقبل شد .

8be1x8jog50xueeicjp3.jpg

آن زمان همسر وفادارش خانم فاطمه یوسفی فرزند سلطانعلی در شرایط سخت و در غربت در منازل متعلق به پایگاه شهید نوژه ساکن بود . آقا ابوالفضل بیشتر از مدت زمان جنگ گواهی جبهه دارد .

tz9geuyfcj4i6gylsckt.jpg

                                                                                                                                   حسین مرادی نراقی

* حسین مرادی نراقی : قبل و حین انقلاب اسلامی به رهبری آیت الله خمینی(ره) سرباز ارتش بود و در استان سیستان و بلوچستان خدمت می کرد . آن مقطع دوره خدمت یک ساله بود .

0a2ohvj4mpy1qgthywbd.jpg

اولین انتخابات جمهوری اسلامی ایران تاریخ 12 فروردین 1358 ایشان به همراه آقای منصور حیدری فرزند جعفر انتخاب گردیدند تا با تفنگ ژ3 حفاظت از صندوق آرا در مدرسه فاضل نراقی(اکنون تخریب شده) را بر عهده داشته باشند . 98 % مردم به جمهوری اسلامی رای مثبت دادند .

حسین آقا که بازنشسته اداره گاز شهرستان کاشان می باشد به همراه همسرش سرکار خانم صادقی و دو فرزندش در راه آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی گام بر می دارند.

                                                                                                  had5chjgkbng8qxqz7z.jpg

                                                                                                                                     حسن مرادی نراقی

* حسن مرادی نراقی : سال 1362 به خدمت سربازی رفت و در لشکر 58 تکاور ذوالفقار ارتش جمهوری اسلامی خدمت را آغاز کرد . ایشان همراه با لشکریان ذوالفقار در جبهه ها حماسه آفریدند تا اینکه تاریخ 18 خرداد 1363 در جبهه پاسگاه شرهانی عراق از ناحیه دست و پا مجروح و به شدت آسیب دید . مجموعا 15 ماه خدمت سربازی انجام داد .

e4lq138i6o7fvrefpq.jpg

یک سال و نیم در بیمارستان نیروی دریایی تهران بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفت . حسن آقا که بازنشسته بانک می باشد دارای 35 % جانبازی است و بر خود می بالد که خداوند لطفش شامل حال او شده تا در زمره جان فدایان وطن و ولایت نامش ثبت گردیده است .
همسرش خانم عابدی و دو فرزندشان همراه با موفقیت در تحصیل کمک حال دردهای زمان دفاع مقدس پدر می باشند .

3yq35qvm36rrgnueq8j.jpg

                                                                                                                                  محمود مرادی نراقی

* محمود مرادی نراقی : ابتدا تحت زعامت رهبر انقلاب امام خمینی(ره) بسیجی بود و آموزش لازم را فرا گرفت و در میدان تیر شهرستان محلات با هسته اولیه تشکیل دهندگان بسیج نراق حضور داشت .

 

dqg93y5wrabmpj9ynn2m.jpg

ایستاده ها : مصطفی قجری فرزند رمضان - مربی آموزش سید محمد حسینی فرزند سید عباس
بسیجیان در حال تیراندازی : شهید ابوالفضل بیابانگرد فرزند حسینعلی – محمود مرادی نراقی فرزند علیرضا – کاپشن سفید شهید مهدی عباسی فرزند غلام محمد

 

بعد به خدمت سربازی در ارتش جمهوری اسلامی رفت و اکثر زمان خدمت دو ساله اش در اوج دفاع مقدس را در حال جانفشانی و فعالیت برای دفع تجاوز دشمن بعثی بود .

g51nzxe6m238333emz8.jpg

حضور وی بیشتر در سرحدات فی مابین دو کشور به خصوص جبهه زبیدات در خاک عراق بوده است .

 

* محسن مرادی نراقی : ایشان از بسیجیان سرافراز شهر نراق می باشد.

ec0vub5myxap0kok1.jpg

                                                                                                                                     محمد مرادی نراقی

* محمد مرادی نراقی  : ایشان از بچه های نسل سوم  انقلاب و از بسیجیان شهر نراق می باشد.

یکی از اعضای این خانواده اظهار داشت ما هیچ سهم خواهی نداشته و نخواهیم داشت ولی خیلی ها که سهمی در پشتیبانی از رهبر و مملکت نداشتند بیشتر مورد توجه قرار گرفته و خود را انقلابی مطرح کردند .

1nnapfixwr3a5ddie1.jpg

خانم فلاحی مادر این رزمندگان گفت چه شب های پی در پی که خواب آسوده نداشتم و نگران فرزندانم در جنگ بودم . زمانی هم که فرزندم حسن در جبهه مجروح شد چه مصیبت هایی را با همسرم علی آقا متحمل شدیم و دَم بر نیاوردیم .

5sjji7qtbfw8rvvci5ow.jpg
به اسامی اعضای خانواده ما توجه کنید : علی ؛ حسن ؛ حسین ؛ محسن ؛ ابوالفضل ؛  محمد ؛ معصومه و ... و به هر کدام از این نام ها منتسب به خاندان معصومین و اهل بیت متوسل شویم مرادمان را می گیریم چون ما مرادی هستیم .

6wukuq37q6hggu1hx7xb.jpg
برای مرحوم علیرضا مرادی نراقی طلب مغفرت و آمرزش می کنیم و برای این مادر فداکار و فرزندان آنها شادکامی و عاقبت به خیری از درگاه احدیت تمنا می کنیم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت19:2توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(34)

 

کتاب " راهنمای گردشگری شهرهای ایران . کاشان "

 کتاب راهنمای گردشگری شهرهای ایران . کاشان توسط آقای حسن زنده دل  متولد سال 1331 در 151 صفحه تهیه و توسط نشر کاروان جهانگردان در سال 1385 چاپ گردیده است .

 z2eqjzr28ga8zgotf4ng.jpg

به جاذبه های طبیعی – آثار تاریخی و باستانی – بناها و آثار دینی – امام زاده ها و زیارتگاه ها – آرامگاه های شهرستان کاشان و حوالی نراق مثل مشهد اردهال ؛ نیاسر و ... پرداخته شده است .

 

توضیحات سلحشوران شهر نراق

 بدلیل نزدیکی شهر نراق به شهرستان کاشان اکثر مطالب کتاب در خصوص راهنمای گردشگری کاشان مورد استفاده این دیار نیز می باشد . 

 - در صفحه 102  کتاب به مدرسه آقا بزرگ نراقی اشاره و مشخصات سازه آن را توضیح داده است .

 این بنای اسلامی سال 1258 تا 1265(170 تا 177 سال قبل) هجری قمری به همت مرحوم حاج محمد تقی خانبان و به احترام دامادش عالم جلیل القدر ملا محمد مهدی نراقی فرزند ملا مهدی ( برادر ملا احمد نراقی) معروف به آقا بزرگ ساخته شده است .

wrduqr0t6qrdlobt5pv1.jpg

 در مدرسه آقابزرگ حجره نراقی ها وجود دارد و انسان های مشهوری در آن مدفون می باشند :

آرامگاه مرحوم ملا محمد علی مجتهد نراقی(فرزند آقا بزرگ) متوفی به سال 1285 و مرحوم میرزا محمد حسین مجتهد نراقی (متوفی بسال 1319 قمری) و فرزند شهیدش مرحوم آقا علی نراقی ( تاریخ شهادت 1331 هجری قمری) و قبر بانو فاطمه علویه مادر شهید آقا علی نراقی سال 1353 قمری

ixpqg3kzqegapq4uwd7.jpg

 - در صفحه 145 اسامی مشاهیر کاشان نام برده شده که متاسفانه از بین تعداد زیاد مشاهیر نراقی در کاشان فقط به علامه ملا محمد بن ابی ذر نراقی پرداخته شده و ضمن اینکه اسم این عالم را کامل ملا محمد مهدی ننوشته و در پسوند این نام مرقوم شده نراقی کاشانی .

ixsnpep1si2psz2hmoc.jpg

 در معرفی این مشاهیر نوشته :

 وی معروف به محقق نراقی است ، که برخی او را خاتم الحکما و المجتهدین خوانده اند . آثار علمی او علاوه بر معارف اسلامی شامل حکمت ؛ فلسفه ؛الهیات ؛ طبیعیات ؛ انواع علوم ریاضی از جمله هیئت ؛ هندسه مسطحه و فضایی و اخلاق است ؛ که بالغ بر سی مجلد مشروح و مفصل می گردد ؛ ولی اغلب آن ها گمنام باقی مانده اند .

 

 از آثار مشروح علمی او فقط دو کتاب چاپ و منتشر گشته ؛ یکی کتاب مشکلات العلوم که نمونه ای است از احاطه وی به علوم و فنون گوناگون ؛ و دیگری کتاب جامع السعاده در علم اخلاق است . این کتاب که بارها در ایران و نجف تجدید چاپ شده است ؛ مورد توجه دانشمندان دنیای اسلام قرار گرفته . چنان که یکی از علمای کشور لبنان به نام شیخ حبیب آل ابراهیم در کتاب نفیس خود موسوم به التیتمه ؛ جامع السعاده را از شاهکارهای معدود اسلامی می داند و آن را یکی از هجده کتاب ممتاز و شاهکار مسلم علوم اسلامی قلمداد می کند .

p67u8curevzwp1e5wkvj.jpg

 وی در علم اخلاق جامع السعاده نراقی را بهترین کتاب شناخته و سپس احیاء العلوم غزالی را نام برده است . ملا محمد مهدی نراقی در سال 1209 هجری قمری در گذشته است . 

 وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت18:51توسط |
پنجمین شهید خانواده محمودی در شهر نراق

 

پنجمین شهید خانواده محمودی در شهر نراق

برادرانم عبدالله و کاظم محمودی در سال 1361 به فاصله کمتر از هشت ماه در عملیات های فتح المبین و محرم به شهادت رسیدند .

                                           jnl9ysrge6s3n2zv60nk.jpg  w0w92byztcfdyr6kreb.jpg

پسر عمه طلعتم بسیجی احمد ابوالحسنی نیز دومین روز عید نوروز 1361در فتح المبین مجروح و به اسارت نیروهای متجاوز ارتش بعث عراق گرفتار شد .دو پسر عمویم به اسامی نصرت الله و احمد رضا محمودی نیز در سال های 1359 و 1361 در دفاع مقدس مردم ایران به شهادت رسیدند .

                                             ua91r4wzi28k2d24yavn.jpg  u1ljpe5w5dbl6b7vhi.jpg
سید محمد جوادی جوان رعنای من تازه 16 ساله شده بود و لباس بسیجی دایی ها و پسر عموهایم را به تن کرد .

e1ck6mmb7xkc86vot411.jpg

مرحومه مادرم حاجیه خانم فاطمه رضایی یکبار که چهره نازنینش را دید گفت دخترم مواظب فرزندت باش ؛ گویی او و پدرم حاج علی محمودی که تجربه شهید پروری داشتند در چهره معصوم سید محمد عشقی را می دیدند که تاوانش سوختن به گرد پروانه بود.

                              7x5zc5z89mbqmjp9qrx.jpg   ocjmg5nwbeoisapxs28.jpg

                                         حاجیه خانم افسر محمودی                مرحومه حاجیه خانم فاطمه رضایی

روزی هم محمدم به عمویم حاج یوسف محمودی پدر دو شهید گفت هر کس لباس بسیجی پوشید دیگر باید آماده شهادت باشد .

hdz8m9207t9dt3ujpwxk.jpg

                    شهید سید محمد جوادی

خانه را برای شادی ایّام نوروز باستانی فراهم می کردیم که بهار خیبر فرا رسید و خداوند تاریخ 18اسفند 1362 پنجمین شهید خانواده را بر ما منت نهاد . سید محمد جوان اوّل خانواده من و همسرم آقا سید رضا موفق شد نام خود را در جرگه ی لایقان لقاءالله ثبت نماید .

                    eqiecoahbl9z7ni41jo.jpg   xj1a8r495ljnlvpt7y7.jpg

سید رضا جوادی پدر بزرگوار شهید سید مجمد جوادی

13 سال پیکر مطهرش در جزیره مجنون از ارزش های والای انسانیت و عدالت خواهی دفاع می کرد تا اینکه 28 تیر 1376 تفحص گردید و در امام زاده محمد کرج سر به تیره تراب نهاد .

            pv6tvwe6wd3y6j3j8bn.jpg  mh602d5ajawov2l9f2x2.jpg  2mjg21h8mh6rgn1wzkim.jpg  8ket7vk7hewakp7g0ss.jpg

                        سید احمد                        سید محمود                        سید کاظم                                 سید مهدی

حالا چهار فرزندمان سید احمد – سید محمود – سید مهدی و سید کاظم جوادی لباس بسیج بر تن دارند تا در زعامت رهبر عالیقدر آیت الله سید علی خامنه ای(حفظه الله) در سنگرهای تحصیل و تولید و اشتغال و فن آوری نام برادر شهیدشان و ارزش های والای او را آوازه ایران و جهان کنند .

k8n9dkb348qqlm2fnnk.jpg

حاجیه خانم افسر محمودی فرزند علی اهل شهر نراق 26/2/1392

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ساعت19:5توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 40 سال قبل - 15

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 40 سال قبل - 15

 دبیرستان نراق افتتاح گردید

ساختمان دبیرستان پسرانه ای که چندی پیش به وسیله یکی از اشخاص خیراندیش نراق به نام آقای حاج عباس معصومی در دست ساختمان بود به پایان رسید .

1umfif9ksjaw962idlp.jpg

 31zujqo50h0sft789k9.jpg

در جشن باشکوهی که در محل دبیرستان نوبنیاد بر پا گردید دبیرستان به وسیله آقای کجوری مدیر کل فرهنگ و عده ای از شخصیت های محلی افتتاح گردید و مورد بازدید آقای کجوری قرار گرفت .

این دبیرستان به نام حاج عباس معصومی نامگذاری گردید . 

 

  copy.jpg

 

 

 

شماره 74

تاریخ 10/9/1353

خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ساعت18:57توسط |