سر آغاز
 
شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلين نراقي) و بیش از 40 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است .

همچنین تعداد 48 راننده اتوبوس، مینی بوس، کامیون، بنز خاور، آمبولانس ، وانت و نیسان در طول جنگ عراق بر علیه ایران فعالیت مخلصانه داشته اند .

از ابتدای تشکیل نهادهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 100 پاسدار و 18 جهادگر در جهاد سازندگی(کشاورزی) و 480 بسیجی تا کنون در شهر نراق فعالیت موثر و سازنده داشته اند .
 
شهر نراق اولین منطقه ای است که اکثر شرایط ایثار و فداکاری و مساعدت را در هشت سال جنگ داشته و اولین شهید دفاع مقدس استان مرکزی به نام محمدعلی قجری مربوط به نراق می باشد . به نسبت جمعیت بالاترین رزمنده ، بالاترین شهید ، بالاترین جانباز ، بالاترین آمار آزادگان و بالاترین کمک های اهدای مردمی به جبهه را در سطح استان به خود اختصاص داده است .

قصد داریم به برکت سی و یکمین سالگرد جنگ تحمیلی و دفاع جانانه غیورمردان و سلحشوران ایران زمین و در راستای رهپویی از شهدا و احترام به آزادگان سرافراز و جانبازان عزیز و بسیجیان گرانقدر شهر نراق ، خاطرات و عکسهای دلاور مردانمان و همچنین اطلاعات عمومی شهر را در معرض دید همگان قرار داده تا با رویت آنها خاطراتشان را زنده کرده و غبار فراموشی را از دلها بزداییم .
 

علاقمندان می توانند برای نمایش دادن عکس و خاطراتشان آنها را به آدرس نویسنده وبلاگ (h_ozaee@yahoo.com ) ایمیل نموده و یا حضورا در شهر نراق تحویل نمایند .

آخرین حلقه رزم یک رزمنده نه تحویل سلاح به واحدتسلیحات ؛ که نوشتن خاطرات نبرد است . یک رزمنده تا زمانیکه خاطراتش را ثبت نکرده ؛ هنوز چیزهایی به تاریخ و آینده و آرمانش بدهکار است .(رهبرفرزانه انقلاب،امام خامنه ای)                                                                                            
در ایام با میمنت عید سعید قربان عکس ها و خاطرات "وبلاگ سلحشوران شهر نراق" از تاریخ 24 مهر 1392 همزمان در شبکه اجتماعی فیس بوک به همین نام نمایش داده می شود . علاقمندان می توانند از مطالب تازه در خصوص شهر تاریخی و زیبای نراق و منطقه بهره برداری فرمایند .     

 در سالروز ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) 22 تیر 1393 نیز اخبار و مطالب وبلاگ سلحشوران شهر نراق از طریق نرم افزار واتس آپ بر روی گوشی های موبایل قابل دریافت می باشد . عزیزانی که مایل به استفاده از این فضا هستند میتوانند شماره 09213726409 را در گوشی خود ذخیره و یک پیام حاوی نام و نام خانوادگی به این شماره ارسال کنند.

+نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت9:13توسط |
اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل

 

اخبار نمایندگی روزنامه اطلاعات در شهر نراق مربوط به 45 سال قبل

کاربران گرانقدر سلام

اگر علاقمند باشید تصمیم داریم هر روز یک خبر از نمایندگی روزنامه اطلاعات در نراق که مطالب آن طی سال های 1348 و 1349 توسط خبرنگار سید مصطفی غفاری فرزند سید محمود تهیه و در اطلاعات سراسری چاپ گردیده است را نمایش دهیم :

.gif
خبر 1

در اثر جریان سیل تاریخ 8/2/1348 بسیاری از منازل مسکونی اهالی که در مسیر بود طعمه سیل قرار گرفت و در حدود 500 نفر را بی خانمان کرد . مردم که همه چیز را از دست داده بودند و هیچ راهی نداشتند تا بتوانند از نو خانه بسازند به منازل بستگان خود رفتند .
سرانجام دو نفر از خیرین نیکوکار شهر نراق به نام های حاج روح الله شنتیایی و حاج عباس معصومی با هزینه شخصی 25 دستگاه خانه طبق نقشه در محل مناسبی بنا نمودند که در حال پایان است تا در اختیار سیل زدگان قرار گیرد . اهالی خواهند توانست با خیال راحت مجددا در منازل خود زندگی کنند .

.jpg

شماره 53
تاریخ 5/5/1348
خبرنگار اطلاعات در شهر نراق سید مصطفی غفاری

 

+نوشته شده در یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت17:2توسط |
چهارمین سال حضور نراقی ها در بزرگترین پیاده روی معنوی جهان از نجف تا کربلا(2)

 

چهارمین سال حضور نراقی ها در بزرگترین پیاده روی معنوی جهان از نجف تا کربلا(2)

حرکتی بسیار متین، آرام و همراه با آرامش تمام. بسیار زیبا و دیدنی. بسیار عمیق و پر محتوی. در دل هر کدام از اینان دنیایی است.

dsc_0126.jpg

دوست داشتم با تمامشان صحبت می کردم. آهای آدم ها بیایید که در این دنیای امروز حرفتان شنیدن دارد.آهای مؤمنان! بیایید که در این دنیای تشنه معنویت حرفتان خریدار دارد.

dsc_0114.jpg

زیدی می گفت: “ما آن قدر پایمان درد می کرد که می خواستیم هر پنج عمود بایستیم اما وقتی بچه ها و خانم ها را می دیدیم که با دمپایی دارند می روند خجالت می کشیدیم و راه میافتادیم.

dscn1819.jpg

در جایی به افرادی که دارای نوزاد بودند شیشه شیر می دادند.برخی خانم ها، کودکان خود را داخل سبد های میوه قرار می دادند و می کشیدند.دوستان طناب را می گرفتند تا عکس بگیریم. به همین منوال چندین ستون این سبد را می کشیدند و آن خانم ها هم با خوشحال می آمدند.

dscn1954.jpg

در طول مسیر یک کاروان شتر دیدیم که می گفتند نماد شترهای بی جهاز است که در سال ۶۱ هجری از کربلا می رفتند.انسان نمی داند کدام بخش از ابعاد این قضیه را بیان کند.

dscn2322.jpg

این نود کیلومتر نجف تا کربلا پر از برخورد انسان هاست. میلیون ها نفر در حال رفت و آمد و رفع حوائج مختلف هستند بدون این که شما یک برخورد ببینی.

dscn1908.jpg

این حرکت عظیم بسیار متین و آرام دارد اتفاق می افتد. همه به یک آرامشی رسیده اند معنوی و باور نکردنی. علت آن چه می تواند باشد؟ وقتی پای معنویت راستین در میان باشد آن هم معنویتی از جنس امام حسین علیه السلام، وقتی همه یک دل و یک زبان باشند همین می شود.

dsc_0434.jpg

خیلی عجیب است تو به این جا که نگاه می کنی تکثر می بینی در عین وحدت. همه یک حرف دارند همه یک صدا هستند همه برای یک چیز آمده اند. شکوه اسلام و شیعه را در این جا باید دید و از این قضیه نباید به سادگی گذشت. مگر شنیده اید که در بهشت دعوا شود؟ این جا بهشت است.

dscn2403.jpg


ابتدا آمدیم این جا را با حج مقایسه کنیم و گفتیم این جا چقدر شبیه حج است؛ فقیر و غنی نمی شناسد همه یک رنگ و یک دل هستند و . اما بعد دیدیم نه بابا حج کجا و این جا کجا؟ گفتیم این جا چقدر شبیه بهشت است.

img-20141219-wa0047.jpg

حالا که دارم فکر می کنم می بینم واقعا این جا بهشت است. هر چه شما می خواهی برایت فراهم است. وقتی این جا مشاجره ای نیست یکی از علائم بهشت است.
این جا شبیه بهشت است.

dscn2107.jpg
در کوهنوردی می گویند اگر کسی عقب ماند او را به سر ستون ببرید تا احساس توان ونیرو کرده و احساس عقب ماندگی نکند و تند برود این کار را در این جا هم می توان انجام داد. بروید علم را بگیرید و بروید. همه این جا دیدنی است انسان دوست دارد همه چیز را ببیند.

dscn1948.jpg

 

اگر فرض کنیم حداقل ۱۰ میلیون کمِ کم در اربعین به صورت پیاده حرکت کنند و سه روز در راه باشند. هر کدام از این افراد سه وعده غذایی می خواهند. می شود روزی ۳۰ میلیون وعده غذایی و در سه روز می شود ۹۰ میلیون وعده غذایی. اگر حداقل میانگین قیمت هر غذا را اگر ۱۰۰۰ دینار بگیریم جمعا می شود:
۹۰.۰۰۰.۰۰۰ ضربدر ۱۰۰۰= ۹۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰


img_6887.jpg
دو سوال مهم در باره این خروش عظیم ذهن هر بیننده‌ای را می‌نوازد؛‌ یکی این که این موج خروشان با چه نیرویی و با چه اذنی پدید آمده است؟ این سوال تنها در صورتی بی‌جواب می‌ماند که اعجاز و ارتباط با غیب عالم را نپذیرفته باشیم. این انرژی متراکم و این حماسه خارق العاده جز به نیروی خون حسین جاری شدنی نبوده و نیست.

img-20141219-wa0044.jpg

دوم این که این داستان به کجا خواهد انجامید؟ اگر این افزایش تصاعدی جمعیت با همین آهنگ و شتاب ادامه یابد این موج خروشان به کجا خواهد رسید؟ آیا انتقام خون حسین در امتداد این پویش پرطنین گرفته خواهد شد؟ آیا این رودخانه‌های خروشان بهم وصل خواهد شد و شبکه حرکت شیعی جهانی را تشکیل خواهد داد و اوضاع جهان را دگرگون خواهد ساخت؟ بی‌تردید …

dscn2399.jpg
گویا ظهور آخرین حجت خدا (عج) به همین حرکت مواج گره خورده است. امام عصر در صبح ظهور، خود را به جدش حسین (ع) معرفی می‌کند. بنابراین پیش از ظهور آن حضرت، حسین بن علی باید شخصیتی جهانی و شناخته شده داشته باشد تا ـ به زبان منطقیان ـ معرِّف از معرَّف اجلی و اعرف باشد.

dscn2347.jpg

یعنی آنگاه زمینه ظهور فراهم می‌گردد که جهانیان با نام حسین آشنا باشند. این تلاطم جمعیت انسانی عزای حسین را در جهان اقامه خواهد ساخت و آوازه سید الشهدا را بر بام جهان منعکس خواهد کرد و زمینه ظهور فرزند رشیدش مهدی را به عنوان منتقم خون او و مصلحی که جریان اصلاحی حسین را به سرانجام می‌رساند فراهم خواهد کرد.

 wcl2am4nrgcozab3gnsi.jpg

به این ترتیب این جریان مستمر تاریخی روز بروز متمرکزتر و فشرده‌تر می‌گردد و سیل خروشانی پدید می‌آورد که بنیان ظلم و کفر و نفاق را بر باد خواهد داد .
سرزمین عراق خصوصا کربلا و نجف ذخیره تاریخ است. چه رازی در این سرزمین وجود دارد که عمده پاکان تاریخ، پیامبران بزرگ فضیلت، و منادیان خوبی‌ها و ارزش‌ها در این سرزمین حضور یافته اند. مسجد سهله و مسجد کوفه سرّ غریبی در دل دارد. مقام حضرت آدم، حضرت نوح، خانه ابراهیم خلیل، مقام امام زین‌العابدین، امام جعفر صادق، …. یادگار عبادت‌ها،‌ مناجات‌ها و نیز کرامت‌ها و قضاوت‌های امیرالمومنین، کشتی نوح، توبه آدم، جان فشانی مسلم بن عقیل و هانی بن عروه، و …

 img_6813.jpg


از طلیعه خلقت انسان، آدم ابوالبشر در نجف اشرف حضور یافته و در مسجد کوفه عبادت کرده است و در پایان تاریخ نیز امام آخرین عج در مسجد سهله اقامت خواهند داشت و مسجد کوفه را مرکز فرماندهی و حکومت خود خواهند ساخت.

dscn2231.jpg

 یک کانون مشترک که خوبان و پاکان در آنجا اعلام حضور و تجدید پیمان می‌کردند و همواره بر روی نوار بلند تاریخ قرارگاهی بوده که همه خوبان را به هم متصل می‌ساخته و دست آنان را در دست یک‌دیگر می‌نهاده و پیوند و اتحادی میان آنان برقرار ساخته است.

img_6684.jpg

حال و هوای عراق با مدینه و مکه هم متفاوت است. توگویی ارتباط با کل تاریخ برقرار می‌کنی. جای همه انبیا و اولیا قرار می‌گیری و به همه انبیا و اولیا اقتدا می‌کنی. احساس پیوند و اعلام پیوند با آنان می‌کنی.

img_6515.jpg

از نوشته آقایان محمد رضا کریمی و محمد عالم زاده نوری استفاده گردید و از هر دو این بزرگواران سپاسگزاریم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم آذر 1393ساعت23:10توسط |
راکت هواپیمای عراق یک بسیجی را به دو نیم تقسیم کرد

 

راکت هواپیمای عراق یک بسیجی را به دو نیم تقسیم کرد

دی ماه 1365 در مقطع عملیات کربلای 5 در مقر تاکتیکی دهکده در شلمچه خرمشهر استان خوزستان بودیم . آن زمان بنده پیک فرمانده لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) سردار غلامرضا جعفری اهل قم بودم .

FIHK7

حسین نباتی

هواپیماهای متجاوز ارتش عراق مقر را راکت باران کردند . بدن یک بسیجی که در حال دویدن به سمت جان پناه بود به وسیله شلیک راکت قطع شد و تنها دو پای باقیمانده اش دو سه متری حرکت کرد و نقش زمین شد .

EaA0w

بعد که سوال کردم گفتند شریان و عصب ثانیه هایی همچنان در حال فعالیت هستند . چنین حادثه ای را ندیده و حتی نشنیده بودم و الان که 28 سال از واقعه می گذرد حیرت زده این صحنه هستم .

JYH9k

از راست : حسین نباتی ، شهید مندعلی نباتی ، سردار شهید مظاهر لطفی

فرزندان سید روح الله(ره) برای حفظ اسلام و راه حسین بن علی(ع) قطعه قطعه می شوند تا این راه پویا و زنده بماند .


kwpht

جانباز حسین نباتی فرزند شهید مندعلی اهل شهر نراق 14/9/1393

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم آذر 1393ساعت19:10توسط |
چهارمین سال حضور نراقی ها در بزرگترین پیاده روی معنوی جهان از نجف تا کربلا

چهارمین سال حضور نراقی ها در بزرگترین پیاده روی معنوی جهان از نجف تا کربلا

جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة از صحابه حضرت محمد(ص) پیامبر اسلام، بود اما نتوانست در کربلا به دلیل نابینایی حاضر شود و از امام حسین (ع) دفاع کند. وی اولین نفر است که قبر امام حسین(ع) را در چهلمین روز شهادتش زیارت کرد و سلام پیامبر را به امام باقر فرستاد .

img_6336.jpg

از هنگامی که نخستین زائر مضجع منور اباعبدالله الحسین(ع)، جابر بن عبدالله انصاری(16 – 78 قمری) در روز اربعین سال 61 قمری از مدینه به سمت کربلا رهسپار شد تا کنون 1375 سال میگذرد.امام صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده میفرماید:

img_6337.jpg


کسى که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمى که برمي‏دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو مى‏فرماید و یک درجه مرتبه‏اش را بالا مى‏برد، وقتى به زیارت رفت، حق تعالى دو فرشته را موکل او مى‏فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتى برگشت با او وداع کرده و به وى مي ‏گویند:

img_6400.jpg

اى ولىّ خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهلبیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد. (کامل الزیارات ص 134)

img_6419.jpg
اربعین حسینی سال 1390 اولین حرکت پیاده روی نراقی ها از محور نجف تا کربلا توسط 10 نفر از رزمندگان دفاع مقدس این شهر شکل گرفت .

img_6576.jpg

اربعین سال 1391 دومین سال پیاده روی با حضور 27 نفر که چهار نفرشان زنان مومنه بودند انجام پذیرفت .

img_6643.jpg

اربعین حسینی سال 1392 سومین سال پیاده روی اهالی شهر نراق به عنوان نایب الزیاره از طرف بقیه مردم با حضور 60 نفر توفیق این ثواب عظیم را کسب نمودند . در این دور هفت نفر از زنان سختکوش نیز شرکت داشتند .

img_6580.jpg

چهارمین سال پیاده روی مردم مومن شهر نراق در اربعین حسینی سال 1393 با حضور 150 نفر در مسیر نجف به کربلا و قبل آن از نوار صفر مرزی مهران ایران تا مناطقی از شهرهای بدره و کوت در استان واصل عراق طی شد . در این دور هفت نفر از زنان با ایمان شرکت داشتند .

img_6842.jpg

اسامی افرادی که در چهارمین سال بزرگترین پیاده روی تاریخ جهان اسلام از نجف تا کربلا در اربعین 1393 از شهر مذهبی و تاریخی نراق حضور داشتند عبارتند از :

img_6861.jpg

1- سید مهدی موسوی فرزند سید احمد
2- اسماعیل حبیبی فرزند اکبر
3- محسن قجری فرزند رحمت الله
4- ایمان قجری فرزند محسن
5- سید تقی سعیدی نیا فرزند سید رضا
6- مرتضی محمودی فرزند علی
7- مرتضی عابدی فرزند غیاث
8- مجتبی عابدی فرزند غیاث
9- مهدی عابدی فرزند غیاث
10- مجتبی حمزه ای فرزند عبدالمبین

img_6962.jpg

11- ابوالفضل جعفری فرزند ابراهیم
12- قاسم کمره ای فرزند حسین
13- ابوالفضل(رضا) صالحی فرزند سلطانعلی
14- مهدی قجری فرزند یوسف
15- حسین اکبری فرزند مهدی(داماد سید مهدی موسوی)
16- غلامرضا قجری فرزند حیدرعلی
17- احمد جعفری نراقی فرزند محمد
18-سید ابوالفضل جوادی فرزند سید ماشاءالله
19- سید عباس جوادی فرزند سید ماشاءالله
20- حامد ایزدی فرزند سلطانعلی

img_7085.jpg
21- مصطفی خاکی فرزند ابوالفضل
22- نصرالله حیدری فرزند رضا
23- سید شمس الدین موسوی فرزند سید آقاضیاء
24- سید مجتبی حسینی فرزند سید تقی
25- محمد طلوعی فرزند ناصر
26- کاظم کاظمی فرزند حسن
27- سید محمدرضا موسوی فرزند سید حبیب
28- عبدالله نوروزی فرزند ماشاءالله
29- سید جمال باشی فرزند سید مصطفی
30- جواد رمضانی نراقی فرزند غلامحسین

img_7087.jpg

31- سید محمد میرسطانی فرزند سید ابوالفضل
32- توحید عضایی فرزند حسین
33- علی اشرف پورصادقی فرزند علی اکبر
34- سید ابوالفضل هاشمی فرزند سید ماشاءالله
35- سید علی هاشمی فرزند سید حسین(فرزند شهید)
36- ماشاءالله رمضانی فرزند علیرضا
37- عباس مطهری فرزند اسدالله
38- امیر محمد مطهری فرزند عباس
39- علی نوروزی فرزند رحمان
40- میثم نصراللهی فرزند محسن

img_7126.jpg

41- قاسم کریمی نراقی فرزند ابوالفضل
42- حسین انصاری شهری فرزند ابوالقاسم(داماد حاج اکبر رضایی نظر)
43- موسی عابدینی فرزند علی
44- مجید عابدینی فرزند علی
45- محمود صالحی سینقانی فرزند غلامعلی
46- محمد قجری فرزند سلیمان
47- آرش(هادی) ابوالحسنی فرزند محمد
48- محمد(محسن) محمودی فرزند ماشاءالله
49- محمد عضایی فرزند علی
50- محسن عضایی فرزند اسماعیل

img_7209.jpg

51- حسین محمدی پور فرزند مصیب
52- میثم قجری فرزند قربانعلی
53- امیر عابدینی فرزند کریم
54- محمد حسین یوسفی فرزند عباس
55- احمد ایزدی فرزند لطف الله
56- علیرضا ایزدی فرزند احمد
57- محسن کاظمی فرزند حسین
58- کیوان کاظمی فرزند حسین
59- وحید کاظمی فرزند حسین
60- علیرضا ایزدی فرزند غلام

img_7344.jpg
61- حسین خاوه ای فرزند اکبر
62- زینب رمضانی فرزند کاظم
63- محمد حسین رمضانی فرزند کاظم
64- محمد علی رمضانی فرزند کاظم
65- حسین قجری فرزند اکبر
66- مهدی پنبه زن فرزند سلطانعلی
67- حمید رضا رجبی فرزند حسین
68- سید علی حسینی فرزند سید مهدی
69- جواد نباتی فرزند محمد
70- امین یوسفی فرزند علی اکبر

img_7212.jpg

71- آرش مظفری فرزند رضا
72- حسین مظفری فرزند رضا
73- سعید محمودی فرزند حسینعلی
74- سید صدر موسویان فرزند سید احمد
75- حسینعلی عظیمی فرزند رمضان
76- زهرا صفری فرزند علی بابا
77- محسن علی آقایی فرزند یوسف
78- سید مهدی میرجعفری فرزند سید اصغر
79- محمود مرادی فرزند علی محمد
80- سید حسین میرسلطانی فرزند سید ابوالفضل

img_7363.jpg

81- امین گودرزی فرزند اکبر(نوه نعمت الله پیشه ور)
82- سید عباس حسینی نژاد فرزند سید میرزاآقا
83- حسین لطفی فرزند علیرضا
84- وحید نصیری فرزند قاسم
85- سید عرفان میرسلطانی فرزند سید عباس
86- محمد رضا عابدینی فرزند علی
87- مظاهر لطفی فرزند عبدالله
88- محمد جواد لطفی فرزند عبدالله
89- امید رمضانی نراقی فرزند یوسف
90- حسین قجری فرزند رمضان

img_7095.jpg
91- سید مرتضی حسینی فرزند سید محمد
92- سید محسن حسینی فرزند سید محمد
93- سید روح الله حسینی فرزند سید محمد
94- سید مهدی حسینی فرزند سید حسین
95- جعفر حسینی فرزند محمود
96- محمد حیدری فرزند حسین
97- محمد تقی ایزدی فرزند محمود
98- حمید رضی فرزند گل محمد
99- سید غلامرضا موسویان فرزند سید تقی
100- رضا کمره ای فرزند رمضان

img_6659.jpg
101- مجید علی آقایی فرزند علیرضا
102- سید بهرام موسوی فرزند سید قاسم
103- سید داود(سید مهیار) موسوی فرزند سید احمد
104- سید محمد صالح پورشرف هاشمی فرزند سیدعلی
105- سید نعیم پورشرف هاشمی فرزند سید علی
106- مهدی ایزدی فرزند هادی
107- علیرضا باقری نراقی فرزند حبیب
108- فرهاد قربانعلی فرزند یزدان
109- ایران آقاصادقی فرزند علی محمد
110- یوسف ایزدی فرزند جابر

img_7176.jpg
111- سید جلال میرقاسمی فرزند سید جمال
112- سید جلیل میرقاسمی فرزند سید جمال
113- مجید باقری فرزند قنبر
114- امین جعفر نژاد فرزند غلام
115- محسن رزاقی فرزند اصغر
116-غضنفر(مهدی) فروغی فرزند حسین
117- قدرت الله ایزدی فرزند عباس
118- مجتبی آقاصادقی فرزند شکرالله
119- حسین نباتی فرزند مندعلی
120- محمد علی نباتی فرزند حسین

img_7071.jpg
121- هادی عظیمی فرزند حسینعلی
122- محمد رزاقی فرزند حسن
123- سید محمدجواد حسینی نراقی فرزند سید محسن
124- علی اصغر رزاقی فرزند حبیب الله
125- حسین باقری فرزند علیرضا
126-ابوالقاسم احمدی فرزند علی
127- علیرضا احمدی فرزند ابوالقاسم
128- زهرا شریفی فرزند حسن
129- علی محمد حیدری فرزند حسین
130-محمد باقری فرزند  عباس

fS1ln131- علی محمد ترابی فرزند نصراله
132- قاسم خاوه ای فرزند اکبر
133- ناصر طلوعی فرزند محمد
134-محمد مبینی فرزند حسن(نوه ابراهیم عضایی)
135- مظاهر پیشه ور فرزند حسین
136- پروانه اوضایی فرزند علی اکبر
137-فاطمه اوضایی فرزند علی اکبر
138-محمد اوضایی فرزند علی اکبر
139-ملکه باقری فرزند غلام
140-مجتبی طهانی فرزند رمضان

toiLv


141 - عرفان کاظمی فرزند علی
142- وحید ابوالحسنی فرزند اسدالله
143- سید سهیل مهرزاد فرزند سید علی و همسرش
144-سید سعید باشی فرزند سید مرتضی
145- محمد حسین دهباشی فرزندحبیب الله
146-علی رمضانی فرزند یوسف
147- مهدی لطفی فرزند عبدالله
148-سجاد خاکباز فرزند... (نوه حاج حسینعلی پیشه ور)
149-سید بهزاد سیدهاشمی فرزند ...(داماد حاج حسینعلی پیشه ور)
150- ابراهیم کریمی فرزند ابوالفضل

151- عماد کاظمی فرزند محمود
152- حسین حبیبی فرزند اکبر
153-

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393ساعت9:44توسط |
جانباز قطع نخاع حاج احمد اصغری سندی به شهادت رسید

 

جانباز قطع نخاع حاج احمد اصغری سندی به شهادت رسید

دوشنبه 24 آذر 1393 با همه مشقاتی که متحمل شدیم از زیارت عتبات عالیات عراق به ایران برگشته و آن را توفیق الهی دانستیم . عده ای به نراق ؛ نفراتی به قم و چند نفر به تهران عزیمت نمودند .

img_4479.jpg

شهید حاج احمد اصغری سندی

هنوز حال و هوای معنوی چهارمین سال پیاده روی نجف به کربلای عزاداران حسینی شهر نراق در اربعین 1393 را در ذهنم مرور می کردم که از دریافت خبری متحیّر شدم :


جانباز قطع نخاع حاج احمد اصغری سندی به شهادت رسید .

تاریخ 29 مهر 1393 با تلاش آقای محمد رئوفی فرزند تقی در مرکز توانبخشی جانبازان حضرت امام خمینی(ره) در منطقه فرمانیه تهران یکی از ایثارگران قطع نخاع بسیجی آقای احمد اصغری سندی فرزند موسی اهل روستای سندی از توابع شهرستان فومن استان گیلان مورد ملاقات قرار گرفت .

img_4474.jpg
ایشان اظهار کرد : هشت سال داشتم که با خانواده به تهران نقل مکان نمودیم . یکی از حرفه های من داوری مسابقات فوتبال بود . در سازمان صنایع دفاع استخدام ولی بعد به عنوان نیروی بسیجی به جبهه اعزام شدم .

img_4476.jpg

آقای اصغری سندی گفت : طی عملیات مسلم بن عقیل با رمز یا ابوالفضل العباس (ع) در محور سومار استان کرمانشاه در مهر ماه 1361 در مصاف با نیروهای ارتش متجاوز عراق مجروح و قطع نخاع گردیدم و دارای 70 % جانبازی هستم . 33سال است که به دلیل مشکلات جسمی و داشتن زخم‌های بستر ناچار هستم بر روی تخت و روی شکم بخوابم .

img_4480.jpg

ایشان در ادامه اظهار داشت متاسفانه بعضی از مسئولین در وظایفشان کم کاری می کنند و صرفا در ایّام های خاص به ملاقات ما می آیند و عکس هایی به یادگار می گیرند تا امورات دنیوی شان بگذرد .

img_4475.jpg

جانباز قطع نخاع حاج احمد اصغری سندی که در بخش آی سی یو بیمارستان خاتم الانبیاء تهران بستری بود دعوت حق را لبیک گفت و به کاروان شهدا پیوست.

مراسم تشییع پیکر مطهر این فرزانه سه‌شنبه 25 آذر 1393 از مقابل منزل ایشان واقع در میدان نوبنیاد، شهرک شهید چمران، بلوک چهار به سمت قطعه 24 بهشت زهرا(س) انجام گردید .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت21:20توسط |
اکران فیلم " شیار 143 " در شهر نراق

 اکران فیلم " شیار 143 " در شهر نراق

اکران فیلم " شیار 143 " در سالن آمفی تاتر کتابخانه نراق به همت ستاد یادواره شهدای شهر نراق جمعه 28 آذر 1393 در دو سانس نمایش داده می شود .

sh143.jpg

سانس اول مخصوص خانواده های معظم شهدا و سانس دوم جهت عموم و به صورت فروش بلیط اقدام خواهد شد .


 تهیه بلیط  در مکان های انتشارات حسام و کتابخانه شهر نراق انجام می گیرد .

 

ستاد یادواره شهدای شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت21:8توسط |
شبی گرم در سرمای زمستان در بسیج نراق

 

شبی گرم در سرمای زمستان بسیج نراق

سال 1352 در نراق متولد و سال 1359 به کلاس اول ابتدایی رفتم . آغاز تحصیلی ام با جنگ رژیم بعثی صدام حسین بر علیه ایران شروع شد .

 .jpg

سید محمد میرسلطانی

رادیو و تلویزیون مرتب حماسه های درخشان رزمندگان را نمایش می داد و ما کم کم با نام آیت الله سید روح الله خمینی(ره) آشناتر و این نام برایم زیبا و با مسمی جلوه می کرد و به او عشق می ورزیدم .

                                                                                             291.jpg

مرحوم پدرم سید احمد میرسلطانی فرزند سید محمود و مرحومه مادرم طاهره ترابی فرزند شکرالله با روند انقلاب مردمی و دفاعی کشور آشنا و برای من و برادرم سید عباس سختگیری نمی کردند .

 
خانواده ما دو شهید بزرگوار تقدیم نموده است :

 0036.jpg

 * پسر عمویم سردار سید حسین میرسلطانی فرزند سید آقا نصرت که از فاتحان لانه جاسوسی آمریکا و از فرماندهان دفاع مقدس بود تاریخ 27 آبان 1359 طی عملیات آزاد سازی سوسنگرد پس از مقاومت دلیرانه به شهادت رسید .

 0062.jpg

* پسر دایی ام محمود ترابی فرزند علیرضا که سرباز ارتش بود تاریخ 28 شهریور 1365 در ارتفاعات میمک از توابع شهرستان مهران استان ایلام پس از خلق حماسه های ماندکار به شهادت رسید .


در هر سن و سالی که بودم در تشییع پیکرهای مطهر شهدا حضور داشتم و بعضی از آنها در ذهنم ترسیمی از فتوت و مردانگی و انسانیت ایجاد کرده اند . کوچه کوچک منزلمان چندین شهید تقدیم نموده که از جمله حمیدرضا ابراهیمی ؛ سید حسن جوادی و غیاثعلی عابدی می باشند . همچنین نزدیکی های منزلمان شهیدان عبدالله و کاظم محمودی سکونت داشتند .

 1 (101).jpg

دفاع مقدس پایان یافت و سال 1369 در سن 17 سالگی به عضویت بسیج نراق درآمدم و شب ها برای برقراری امنیت نگهبانی و گشت خیابانی می دادیم .
سرمای دی ماه 1369 با آقای محمد رجبی فرزند مسلم که تازه جذب بسیج شده بود اولین شب شیفتش را با هم بودیم . عصر رفته بود مغازه آقا ولی حمیدی و تخمه خریده بود . شب شد و داخل سنگر مقابل پایگاه مقاومت نوبت نگهبانی مان بود .

.jpg

                                                                                                                         محمد رجبی

آنقدر سرد بود که یک چراغ والور گذاشته بودند تا خودمان را گرم کنیم . رجبی گفت حوصله مان سر رفت و کسی هم که نیست و بقیه توی سالن خواب هستند فلذا بیا تخمه بو دهیم و بخوریم . شبرنگ های روی تابلوی ایست بازرسی که با سختی تهیه کرده بودند را با ظرافت کندیم تا بعد از شاهکارمان مجددا آن را بچسبانیم .

تابلو را روی چراغ نگه داشتیم و تخمه ها را رویش ریختیم و و تلق و تلوق تخمه ها در آمد . در سرمای سرد تخمه های گرم را آرام آرام می شکستیم و خوش بودیم .

img_9433.jpg

نوبت شیفت بعدی فرا می رسید و هر کاری کردیم شبرنگ ها به فلز سیاه شده نمی چسبید . برچسب ها را قلمبه کردیم و انداختیم توی باغچه همسایه بغل بسیج و شیفت را تحویل دادیم .

صبح که مسئول پایگاه پاسدار علی محمد رجبی فرزند بخشعلی اهل ریجان مشهد اردهال آمد و از ماجرا با خبر شد رجبی را اخراج و من را تنبیه نمود . مدتی پس از این ماجرای خاطره انگیز من و محمد رجبی به خدمت سربازی رفتیم .

img_9434.jpg

سال اول دبیرستان را در دبیرستان حاج عباس معصومی تحصیل کردم ولی شرایط به گونه ای شد که ادامه تحصیل میسر نشد . سال 1370 تا 1372 نیز در کلانتری زادگاهم دوران خوش سربازی ام را سپری کردم و راهی تهران شدم .

به روح شهیدان پُر فتوح نراق درود و صلوات می فرستم و به مقام معظم رهبری و ایثارگران هشت سال جنگ احترام وافر می گذارم .

img_7126.jpg

سید محمد میرسلطانی فرزند سید احمد اهل شهر نراق22/10/1391

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت18:15توسط |
2 - منتخب تصاویر پیاده روی زائران نراقی از نجف به کربلای معلی در سالهای 1390-1391-1392

 

ما زائر اربعین و عاشوراییم           از نسل غدیر و حضرت زهراییم

با پای پیاده عازم کرببلا         سرباز سپاه زینب کبراییم

img_7728.jpg

بار بگشایید اینجا کربلاست             آب و خاکش با دل و جان آشناست

اربعین است  اربعین کربلاست               هر طرف غوغایی از غم ها به پاست


j6IUx


ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت0:7توسط |
1 - منتخب تصاویر پیاده روی زائران نراقی از نجف به کربلای معلی در سالهای 1390-1391-1392

 

هر لحظه دعا بهر فرج دارم من        این لطف ز ثامن الحجج دارم من

با پای پیاده میروم کرببلا              در هر قدمی ثواب حج دارم من

 img_2238.jpg

در غمت من سرور می بینم       من فرج را نه دور می بینم

از نجف تا به کربلا را من          جاده ای تا ظهور می بینم 

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت16:48توسط |
محرم شهر نراق از نگاه تصاویر 7 - سال 1393

 

آفرینش را نمی دانم چه شوری در سر است           روز عاشوراست یا غوغای صبح محشر است

انبیاء در این مصیبت خاک بر سر ریختند                  شاهدم روی غبار آلوده پیغمبر است

img_2791.jpg

img_3174.jpg

img_3198.jpg

 

سری به نیزه بلند است در برابر زینب               خدا کند که نباشد سر برادر زینب

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت9:7توسط |
محرم شهر نراق از نگاه تصاویر 6 - سال 1393
 

ای اهل حرم سید و سالار نیامد    علمدار نیامد

سقای حسین سید و سالار نیامد   علمدار نیامد

 

img_5353.jpg

gljlf

img_5351.jpg

 

عزاعزاست امروز   روز عزاست امروز     روز عزای شاه     گلگون قباست امروز

چه کربلاست امروز    چه پر بلاست امروز     سر حسین مظلوم    از تن جداست امروز

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعت19:6توسط |
محرم شهر نراق از نگاه تصاویر 5 - سال 1393

 

از گلوی اصغر شیرین زبان خون می چکد          از دو بازوی ابوالفضل جوان خون می چکد

53Dza

img_5494.jpg

img_5505.jpg

 
کربلا دریای خون شد یا حسین              شمر با خنجر برون شد یا حسین

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت18:5توسط |
محرم شهر نراق از نگاه تصاویر 4 - سال 1393

 

عزای شاه شاهان است و امروز    حسین تا ظهر و مهمان است و امروز

تن قاسم به زیر سم اسبان         که قتل نوجوانان است و امروز

img_5495.jpg

oRF4I

img_0506.jpg

 

من آب را اندر حرم از بهر طفلان میبرم            دستم جدا شد از تنم با دست دیگر میبرم

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت18:4توسط |
محرم شهر نراق از نگاه تصاویر 3 - سال 1393

 

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است      مکن ای صبح طلوع!

 
  عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است               مکن ای صبح طلوع!

 

img_0785.jpg

img_0715.jpg

j9pDq

 

به ابی انت و امی یا حسین                              به فدای لب عطشان حسین

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت20:3توسط |
آقا سید نظام باش همانگونه که مردان روزگار جاودان ماندند

 

آقا سید نظام باش همانگونه که مردان روزگار جاودان ماندند

چه سخت بود ذره ذره آب شدنت را نظاره کردیم . چه مشکل بود اندک اندک سوختنت به گرد شمع را دیدیم .خانواده ات برای بودن و سلامتیت خیلی تلاش کردند ولی تقدیر اینگونه رقم خورد .

4.jpg

مرحوم سید نظام الدین موسویان

کاش شرایط را به گونه ای رقم می زدی که بتوان واژه زیبای شهادت را برایت برگزینیم .خدا هم راضی بود اگر به بنیاد مراجعه می کردی .دکترها متفقند که شیمیایی آسیب تو را مضاعف کرد .

 image3033.jpg

یکشنبه 15 تیر 1393 که برای فاتحه خوانی پدرم آقا ابراهیم به منزلمان آمدی شرح حال بیماری ات و در کنار آن وجود سموم شیمیایی در بدنت را شرح دادی . قبول نکردی که بروی و به بنیاد جانبازان اطلاع دهی و حاضر شدی هزینه های میلیونی طول درمان را تقبل کنی .

                                    image3037.jpg  image3031.jpg

گفتی کاری هم اگر شده بذار پیش خدا محفوظ بماند که واقعا محفوظ گردید . دعا می کنیم ثواب شهیدان به پایت نوشته شود .

12.jpg

سید نظام الدین باشی(موسویان) فرزند سید علی در شهر نراق متولد گردید . سال 1357 به یاوران رهبر کبیر انقلاب سید روح الله خمینی(ره) پیوست و در پیروزی مردم بر علیه رژیم دیکتاتور محمد رضا پهلوی در 22 بهمن 1357 سهیم بود .

image3041.jpg
اواخر زمستان 1360 به جمع بسیجیان ملحق و در ستاد مقاومت فعالیت نمود .دوم فروردین 1361 برادرش سید غلامرضا باشی از اسطوره های تدین و تقوا طی عملیات فتح المبین شهد شهادت نوشید و ایشان مصمم تر شد که از رهپویان شهید باشد .

006.jpg

برادر دیگرش سید تقی از سبز پوشان سپاه پاسداران در دفاع مقدس نقش فعالی داشت و زخم جنگ در بدن دارد . ایشان در اوایل انقلاب در جهاد سازندگی شهرستان دلیجان استخدام و خدمات خالصانه ای از خود بر جای گذاشت و رضایت مسئولین و مردم را فراهم کرد .

image3055.jpg

آقا نظام از پشتیبانان جبهه و جهاد بود و از دی ماه 1361 خودش مستقیم وارد دفاع مقدس گردید . گواهی تایید شده جبهه ایشان به شرح ذیل می باشد :

1- 27/10/1361 لغایت 5/12/1361 طی پدافندی عملیات والفجر مقدماتی
2- 25/11/1362 لغایت 24/1/1363 طی پدافندی عملیات خیبر
3- 27/12/1363 لغایت 31/1/1364 طی پدافندی عملیات بدر
4- 6/1/1366 لغایت 8/3/1366
5- 9/5/1367 لغایت 2/8/1367 طی پدافندی عملیات مرصاد و قبول قطعنامه

3.jpg
سید نظام الدین تیر ماه 1393 به سلحشوران شهر نراق گفت :

عاشق امام خمینی(ره) و شهدا و ایثارگران هستم . عملیات خیبر با رمز یا رسول الله(ص) در محور هورالهویزه – شمال بصره تاریخ 22 اسفند 1362 آغاز شد .

    image3035.jpg  image3039.jpg

مرحوم سید نظام الدین موسویان در سالهای دفاع مقدس

من به عنوان نیروی جهادگر بسیجی به همراه عده ای از طریق جهاد سازندگی شهرستان دلیجان به جبهه اعزام شدم . راننده وسایط راه سازی و ایجاد خاکریز در جبهه بودم که به آنان سنگرسازان بی سنگرمی گویند .

5.jpg

با رزمندگان اسلام در فاصله یک کیلومتری مرز مشترک در جزیره مجنون از توابع استان بصره عراق و نزدیک میدان نفتی مجنون(دیوانه) و شهر قرنه استقرار داشتیم . دو رود دجله و فرات در نزدیکی این منطقه به هم می‌پیوندند و سرچشمه اروندرود را پدید می‌آورند .

img_4955 - copy.jpg

                 آقا نظام در روزهای آخر زندگی

پس از پیروزی اولیه ظفرمندان ایران ارتش عراق مبادرت به بمباران شیمیایی نمود . تعدادی از ایرانیان مجروح شیمیایی شدند . بنده هم به اتفاق آقایان عزت الله صفری اهل دلیجان و محمد جواد اسماعیلی اهل روستای دربجوقا دو نیروی جهادگر شهرستان دلیجان شیمیایی شدیم .

image3050.jpg

به عقبه جبهه منتقل و سه روز در یکی از بیمارستان های اهواز بستری شدم . چند روز هم در محدوده کارخانه نبرد لوله اهواز یا سپنتا در اورژانس درمانی که داخل یک سوله قرار داشت تحت مراقبت و نظر دکترهای زحمتکش بودم . لباس هایم را آتش زدند و آثار ظاهری شیمیایی را از من زدودند .

image3045.jpg

شب چهارم بستری شدنم تب شدیدی عارض گردید و به دستور پزشک معالج در آب سرد انداخته شدم تا عوارض و سموم آن تاثیراتش کمتر شود .
بعد غدد لنفاوی ام عفونت کرد که درمان کردم ولی اواخر سال 1392 مجددا عفونت کرد و آب آورد . دکترها تشخیص دادند عوارض شیمیایی جبهه در بیماری ات تاثیر پذیر می باشد .

1 (27).jpg

آقا نظام در فعالیت های مذهبی و اجتماعی نیز حضور داشت که از جمله عضو شورای اسلامی شهر نراق در دوره های اول و دوم از سال 1377 لغایت 1385 و عضو موثر هیئت امنای چهارده معصوم(ع) می باشد .

image3030.jpg


حاجیه خانم زهره قجری فرزند علی که خود از زنان مومنه و ولایتمدار می باشد از پشتیبانان دفاع مقدس بود و شوهرش را در امر خدمت رسانی عام المنفعه کمک می کرد . فرزندان این خانواده به اسامی یحیی ؛ موسی و ... نیز تربیت شده دامان پاک آنان هستند که اثرات نان حلال در آنان هویداست .

img_4944 - copy.jpg

آقای سید علی باشی(موسویان) فرزند سید ابراهیم و حاجیه خانم کلثوم مجیدی رضوانی فرزند علی همانگونه که بر شهادت فرزندشان سید غلامرضا از خداوند مدد گرفتند برای مرگ سید نظام نیز صبر و استقامت خواهند گرفت .

image3051.jpg

 شنبه تاریخ 15/09/1393 آخرین نفس های حیات با برکت سید نظام از تپش ایستاد تا برادرش سید شهیدان نراق سید غلامرضا او را در علی علیین در آغوش بگیرد .

image3036.jpg
سلحشوران شهر نراق فوت جهادگر بسیجی و رزمنده دفاع مقدس حاج سید نظام الدین موسویان را به خانواده و خاندانش تسلیت می گوید .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت17:6توسط |
محرم شهر نراق از نگاه تصاویر 2 - سال 1393

 

شیعه بگریید به شور و نوا     بهر غریبی ز شه کربلا

گفته حسین این عجب است این عجب     آب فرات از من و من تشنه لب

 

img_0890.jpg

img_4723.jpg

img_4875.jpg

 

 لعنت به جماعتی که منع ات کردند از آب فرات

یا ابا عبدالله

 

j6IUx

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت0:2توسط |
محرم شهر نراق از نگاه تصاویر 1 - سال 1393

 

 در زمین کربلا بی یار و یاور شد حسین                  بی برادر شد حسین

 کشته شد عباس یعنی بی برادر شد حسین         بی برادر شد حسین

img_4775.jpg

 aKq4O

 JfZEk

 

به خدا حسین غریب است           به خدا کسی ندارد
                    به خدا حسین عطشان است         به خدا کسی ندارد
 
 j6IUx
 
 

ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه چهاردهم آذر 1393ساعت11:31توسط |
قایقرانان نراقی خط شکن مواضع عراقی ها در بدر بودند

 

قایقرانان نراقی خط شکن مواضع عراقی ها در بدر بودند

دومین اعزامم به جبهه های نبرد حق علیه باطل اسفند 1363 با لباس سبز رنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان بود .

 حسيني.jpg

محمود حسینی

بنده به همراه رزمندگان برای عملیات مهمی که پیش رو بود در سد دز در 23 کیلومتری شهرستان اندیمشک استان خوزستان آموزش های لازم را فرا گرفتیم .

 picture 506.jpg

بر اساس سازماندهی هر فرد و تیمی آموزش های حرفه ای خود اعم از قایقرانی ؛ غواصی و شنا را سپری کردیم . از همشهریان حاج حسین نباتی ؛ میرزاعلی کمره ای و ... هم بودند .

scan0010.jpg

تاریخ 20 اسفند 1363 عملیات به نام بدر با رمز مبارک یا فاطمه الزهرا(س) در محور هورالهویزه آغاز و تا یک هفته ادامه یافت و سرانجام منجر به عقب نشینی نیروهای خودی گردید .

ffdtyu.jpg

غواصان جان بر کف و قایقرانان با قایق موتور خاموش و َبَلم بیش از پنج کیلومتر را پارو زدند تا به نزدیک مواضع عراقی ها رسیدند . روحیه ها عالی بود ولی بالاخره توان از نیروها گرفته شده بود .

      scan0003.jpg   image5588.jpg

                  محمود حسینی ، سردار شهید قدرت الله کمره ای                         سردار شهید قاسم جعفری ، محمود حسینی


دشمن بعثی که معمولا از عملیات های ایران مطلع بود با زیرکی یک لِنج نسبتا بزرگ را وسط جزیره مجنون و بین نیزارها مخفی کرده بود . بیش از 50 نیروی عراقی بر بالای لِنج که دور تا دور آن را با گونی سنگر بندی نموده بودند مانع پیشروی سپاهیان اسلام می شدند .

scan0008.jpg

از اولین قایق هایی که مورد هدف نیروهای داخل این لنج قرار گرفت متعلق به فرمانده یک گروه از قایقرانان به نام پاسدار حسن دلاوری فرزند حسین اهل شهرستان دلیجان بود که قایقش به آتش کشیده شد و پس از شهادت پیکر مطهرش در آب افتاد .

                      4449781359169565510.jpg  2417577422098240472.jpg

شهید حسن دلاوری

شهید دلاوری مفقود الجسد گردید که چند روز بعد پیکرش توسط حاج حسین نباتی نراقی از آب گرفته شد و به عقبه خطوط و نهایتا به دلیجان منتقل گردید .

hDoO0

                                                                                                                                 عبدالله عراقی

مقاومت و ایستادگی دشمن در این لنج باعث گردید عده ای از ایرانی ها از جمله پاسدار جانباز محمود منصوری فرزند ذبیح الله اهل دلیجان و سرتیپ پاسدار عبدالله عراقی اهل روستای آقابابا از توابع بخش کوهین قزوین که فرمانده محور 2 به نام جَمَل متعلق به لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) بود به اسارت درآمده و با دستان بسته در گوشه ای از این لنج نگهداری شوند .

picture 510.jpg

              جواد و جعفر پسران آقا محمود حسینی در لبنیاتی بهار شهر نراق

ایرانی ها وضعیت را که اسفبار دیدند با هوشیاری از مسیر و آبراه دیگری به خط اول عراقی ها نفوذ کردند و پس از درگیری و حماسه آفرینی موفق شدند این لنج و نیروهایش در جزیره مجنون را محاصره و ضمن آزادی اسرای خودی باقیمانده عراقی ها را به اسارت در آورند .

 scan0002.jpg

یکی از سلحشورانی که در طراحی و از بین بردن لنج دخالت مستقیم داشت فرمانده مخابرات لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) سردار پاسدار قدرت الله کمره ای فرزند رمضان(شهادت 4/3/1367) اهل شهر نراق بود .

scan0007.jpg 

دیگر دلاور منطقه دلیجان هادی ایزدی فرزند عباس اهل نراق بود که بی سیم چی فرمانده تیپ یک از لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) محمود اخلاقی بود که هر دو در عملیات بدر مجروح شدند . محور عملیاتی آنان به سوی عراقی ها به محور نینوا مشهور بود .

 scan0009.jpg

پاسدار جانباز حاج محمود اخلاقی فرزند عبدالمحمد متولد 1335 اهل سمنان تاریخ 5/5/1367 طی عملیات ظفرمند مرصاد توسط اعضای سازمان تروریست مجاهدین خلق(منافقین) در اسلام آباد غرب با داشتن همسر و سه فرزند به شهادت رسید .

picture 511.jpg

محمود حسینی فرزند علی اهل شهر نراق 17/6/1391

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت23:55توسط |
پختن نان رزمندگان جبهه توسط زنان شهر نراق

 

پختن نان رزمندگان جبهه توسط زنان شهر نراق

فرمان حضرت سید روح الله برای دفاع مقدس واجب کفایی بود و همه مردم خود را مکلف و ملزم می دانستند که به این سید اولاد پیغمبر لبیک بگویند .

http://statics.imam-khomeini.ir/UserFiles/fa/Images/NewsPhoto/2012/6_Untitled-3.jpg

مادر پیری داشتم به نام خانم صغری خاتون سلیمانی فرزند اسماعیل که در شهر نراق به صغری بگم مشهور بود . زنی مومنه و زحمتکش که لحظه ای از تلاش و کوشش باز نماند . زن نیکوکرداری که در تنورهای محلی منازل خصوصا منازل قدیم نان پخت می کرد .

xnXok


جنگ که شروع شد مادرم همپای زنان قهرمان نراق برای رزمندگان که در مرزهای کشور به حراست و دفاع مشغول بودند نان پخت می کرد و پس از خشک کردن آن توسط ستاد پشتیبانی جنگ به سرحدات فرستاده می شد .

fSlop

خیلی از رزمندگان نراق نیز از همین نان ها در خطوط مقدم جبهه استفاده می کردند . رفتار شایسته رهبر کبیر انقلاب امام خمینی رحمت الله علیه به گونه ای بود که همه عاشقانه برای حفظ دین و مملکت فعالیت می کردند .

روحش شاد مشارالیها تاریخ 22/10/1376 فوت نمود و در وادی السلام شهر نراق در خاک ماموا گرفت .

644fk

جواد جوادی فرزند صفر اهل شهر نراق 26/5/1391

 

 

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت20:6توسط |
هر لحظه آماده جانفشانی برای دین و خاک وطن هستم

 

هر لحظه آماده جانفشانی برای دین و خاک وطن هستم

روزمرگی های زندگی و خوش و بش کردن های داخل میدان یا خیابان و شوخی هایمان باعث می شود قدر و ارزش فعالیت های افراد را ندانیم .وقتی وضعیت فیزیکی بعضی افراد را مشاهده می کنیم او را سالم قلمداد کرده و غافلیم از اینکه این فرد شبانگاهان تا صبح رنج و ملالت های زمان جنگ را تحمل می کند .

00 (3).jpg

 علیرضا اسماعیلی نراقی

آقای علیرضا اسماعیلی نراقی فرزند باباخان با تنی دردمند و 35 % جانبازی دارای چندین بیماری ناشی از دفاع مقدس می باشد .


ایشان در مصاحبه با سلحشوران شهر نراق اظهار داشت :

سال 1338 در شهر نراق متولد و فوق دیپلم دارم . کمتر از سه ماه از جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران نگذشته بود که تاریخ 18/9/1359 برای مدت دو سال به خدمت سربازی رفتم .

 img_4254.jpg

در لشکر 77 خراسان تیپ 4 سراب گردان 149 گروهان سوم سازماندهی گردیدم .عملیات ثامن الائمه یکی از عملیات‌های مهم در طی جنگ با رمز نصر من الله و فتح قریب در محور آبادان - شرق کارون تاریخ ۵ مهر ۱۳۶۰ انجام شد و منجر به شکسته شدن حصر آبادان و بازپس گیری قسمتی از خاک ایران شد .

1 (11).jpg

سردار شهید سید حسین هاشمی  در کنار علیرضا اسماعیلی

سه روز پس از عملیات ثامن الائمه تاریخ 8 مهر 1360 به خطوط مقدم جبهه اعزام و در جبهه محمدیه دارخوین در نزدیک پُل مارد آبادان استقرار و به پدافند عملیات پرداختیم .

untitled-1.jpg

در همین جبهه بیش از 25 نفر از بسیجیان و پاسداران شهر نراق تحت فرماندهی پاسدار غلام محمد ابوالحسنی مستقر بودند که اغلب جهت دیدار یکدیگر به مواضع و سنگرهای هم می رفتیم .

7.jpg


 سه ماه بعد تاریخ 8 دی 1360 در این خط پدافندی گلوله خمپاره 60 میلی متری در اطرافم فرود آمد و ضمن اینکه موج انفجار گرفتم از ترکش آن به سینه و شکمم بی نصیب نماندم .

                                           11.jpg  8.jpg

علیرضا اسماعیلی در سالهای دفاع مقدس

به بیمارستان طالقانی آبادان منتقل و دوستان بسیجی ام اهل نراق مطلع و بر بالینم آمدند و اظهار ناراحتی می کردند . یک ترکش مماس از روی قلبم عبور کرد و ترکشی هم به روده هایم آسیب جدی زد .

 9.jpg

از آنجا به بیمارستانی در امیدیه اهواز متعلق به ارتش جمهوری اسلامی اعزام شدم و تحت مداوای اولیه قرار گرفتم و پس از آن به بیمارستان های فقیهی ؛ سلمان فارسی و نمازی شیراز در استان فارس انتقال یافتم .

img_1204.jpg

کمی که حالم رو به بهبودی رفت به بیمارستان مصطفی خمینی تهران فرستاده شدم و مجموعا سه ماه تحت درمان قرار داشتم تا اینکه بهبودی نسبی حاصل شد . با اینکه امکان معافیت وجود داشت و حتی استفاده از مرخصی استعلاجی میسر بود و می توانستم در مناطق آرام ادامه سربازی ام را سپری کنم حس وظیفه شناسی و عشق به سید روح الله(ره) و خدمت به میهن اسلامی مجددا به منطقه بازگشته و در جبهه چزابه مستقر شدم .

 13.jpg

تنگه چَزّابه نام منطقه‌ای در ۱۷ کیلومتری شهرستان بستان در استان خوزستان است و تا مورخ 18/9/1361 در این مکان و مناطق دیگر انجام وظیفه نمودم .

untitled-4.jpg

از مجموع دو سال سربازی ام قریب 15 ماه آن را با احتساب مجروحیتم در مناطق عملیاتی توسط نزاجا مورد تایید قرار گرفت .تیر ماه سال 1364 با خانم عصمت ایزدی فرزند یوسف ازدواج و دارای دو فرزند نیکو و ارزشمند به اسامی جواد و زهرا می باشیم .

image027.jpg

پدرم مرحوم باباخان اسماعیلی فرزند یوسف و مادرم خانم صنعت صادقی فرزند رحمت الله ستم های بیشماری در زمان مجروحیت من متحمل شدند و چون عشق ائمه معصومین در سینه داشتند خدا را شکر می کردند .

در ادامه دفاع مقدس دست بردار از ارزش هایم نبودم و به فرمان فرماندهی کل قوا آیت الله سید روح الله خمینی(ره) با داشتن همسر و فرزند سه نوبت هم در لباس بسیج به جبهه ها اعزام شدم که در فرصت مناسب بیان می کنم .

 

untitled-3.jpg

مرحوم جانباز حاج محمود رزاقی - علیرضا اسماعیلی نراقی

جنگ پایان یافت ولی اذیت مجروحیت در بدنم وجود داشت تا اینکه عمل جراحی اصلی من 23 سال بعد سال 1384 در بیمارستان ساسان تهران انجام گرفت و همچنان بیماری با من است .
تاریخ 17/10/1385 دکتر محمد علی عدل پرور متخصص بیماری های اعصاب و روان گواهی نمود که بنده به علت مجروحیت دچار بیماری اعصاب و روان شده ام .

vgyfgy.jpg

همچنین دکتر محمد حسین ماندگار فوق تخصص نیز گواهی کرده که ایشان چون تحت عمل جراحی شکمی قرار گرفته و درد سینه و دیابت دارد در قسمت هایی از بدنش از کار افتادگی دارد .

untitled-5.jpg

اکنون تحت فرمان امام سید علی خامنه ای آماده جانفشانی برای دین و خاک وطن اسلامی ام هستم و در گردان عاشورای بسیج حضور فعال دارم و در این رابطه سال 1373 طی حکمی به درجه رزمجو نایل گردیده ام .

img_4253.jpg

جانباز علیرضا اسماعیلی فرزند باباخان اهل شهر نراق 24/5/1392

 

 

+نوشته شده در دوشنبه دهم آذر 1393ساعت18:41توسط |
سوگواری ایّام محرم اسرای ایران در اردوگاه موصل عراق

 

سوگواری ایّام محرم اسرای ایران در اردوگاه موصل عراق

قدرت الله ایزدی فرزند عباس اهل و ساکن شهر نراق در حال حاضر پنجاه و پنج ساله می باشد .

در سن 22سالگی (2 فروردین 1361) با جسمی نیمه جان به اسارت دشمن در آمد و مدت صد و یک ماه از بهترین دوران عمرش را در اردوگاه های عنبر شهر الانبار و موصل استان نینوا عراق به سر برد .

rZlXE

حاج قدرت الله ایزدی

ایشان در خاطرات خود از محرم در اسارت گفت : ایّام سوگواری سالار شهیدان ما بیشتر در اردوگاه موصل به صورت مخفیانه مراسم برگزار می کردیم ، از طرف عراقی ها عزاداری ممنوع بود چرا که مامورین اردوگاه اکثرا غیر شیعه بودند و ما مجاز به عزاداری نبودیم .

YPjlI

بنابراین از اسرای خودمان فردی را جلوی درب آسایشگاه نگهبان می گذاشتیم ، مامور عراقی که از آسایشگاه ما دور می شد نوحه خوانی و سینه زنی صورت می گرفت .

cBxD2

گاهی دسته سینه زنی در آسایشگاه راه می انداختیم و در حالی که نگهبان عراقی بر می گشت و نزدیک آسایشگاه می شد نگهبان خودمان اعلام وضعیت قرمز می کرد و اسرا که در حال عزاداری بودند هر کدام دراز می کشیدند گویا هیچ صدا و خبری نیست .

JJI6e

خیلی با سختی عزاداری بر پا می کردیم اما عشق و علاقه مان به اهل بیت نمی گذاشت آرام و بی تفاوت باشیم .

xBZlf

چندین سال روز عاشورای حسینی برای جلو گیری از عزاداری ایرانیان در بند ؛ ساعت ده صبح که می شد عراقی ها فیلم عربی با آن تشکیلات قدیم یعنی همان دستگاه نوار فیلم حلقه ای که می چرخید تصویر را بر روی دیوار می انداختند و جمعیت بالای چهار صد نفر را جمع می کردند برای تماشا و این جمع کردن و تماشا کردن اجباری بود و اگر کسی نگاه نمی کرد با کشیده و لگد بر سر و صورت او می زدند و ما حق نداشتیم حتی چشممان را ببندیم .به طور پراکنده بعضی از اسرا کتک می خوردند ولی فیلم را خوب نگاه نمی کردیم .

8nITv


این آزاده سر افراز اظهار داشت :


حسین جان بگو چه کرده ای که گفته تو بر دل و جان نشسته "که نه ظلم کن و نه زیر بار ظلم برو" و این منطق حسین است . درسته که اسیران در دست دشمن بودند ولی تن به ذلّت ندادند . خدا را شاکرم که بهترین لحظات عمرم برای دین و اسلام و عترت صرف گردید .

a2QzG

از بسیجی آقای میثم کاظمی فرزند غلامرضا جهت تهیه و انتشار این خاطرات سپاسگزاریم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نهم آذر 1393ساعت18:54توسط |
جای جای شلمچه محل شهادت عاشقان است

 

جای جای شلمچه محل شهادت عاشقان است

عملیات غرور آفرین کربلای پنج از 10 دی 1365 لغایت 4 اسفند 1365 انجام گرفته بود و 10 نفر از همشهریان نراقی مان به شهادت رسیدند .

1 (6).jpg

محمود (قاسم) جعفری

پس از آن اواسط اسفند 1365 به همراه عده ای از بسیجیان برای اولین بار از نراق به جبهه اعزام شدم و در خط پدافندی شلمچه خرمشهر استان خوزستان مستقر شدیم .

                              001.jpg   1 (1).jpg

در گردان ولیعصر(عج) ؛ گروهان ما به فرماندهی علی سروش(معلم) اهل شهرستان محلات و جانشین گروهان پاسدار جانباز محمد رضا عابدینی اهل شهر نراق سازماندهی گردیدیم .

img_1081.jpg
جای جای شلمچه محل شهادت عاشقان است . سه ماه در شرایط دشوار دفاع مقدس در مقابل ارتش متجاوز عراق صف آرایی داشتیم تا اینکه ماموریتمان پایان یافت .

                                     image2817.jpg   .jpg

                                                     محمود (قاسم)جعفری                غلامرضا جعفری

برادرم غلامرضا جعفری نیز از زمره بسیجیانی است که ندای هل من ناصرا ینصرنی امام زمان خویش را لبیک گفت و در دفاع مقدس شرکت نمود .

img_1028.jpg

محمود(قاسم) جعفری فرزند محمد اهل شهر نراق25/4/1391

 

 

+نوشته شده در شنبه هشتم آذر 1393ساعت20:16توسط |
شب عید نوروز راهی جبهه شدم

 

شب عید نوروز راهی جبهه شدم

چند روز بعد از عملیات بدر دقیقا 29 اسفند 1363 شب عید نوروز برای اهداف مقدس و اینکه مرزداران در جبهه تنها نباشند از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دلیجان ماموریت گرفتیم و عازم مناطق عملیاتی شدیم .

cgxtV

       سید مهدی موسوی

برای اعزام با سید عباس و سید مظفر باشی اهل شهر نراق و عده ای دیگر هم پیمان شدیم .

X2DDA
دوست خوبم محمد که حکم برادر برایم دارد از قم به نراق آمده بود . آمدیم گلزار شهیدان و با صالحین آنجا وداع کردیم و لحظه خداحافظی از دوستان و خانواده خیلی سخت و سنگین بود . آن موقع تنها برادرم سید مجتبی نیز در لباس سربازی در جبهه بود .

LewmQ

محمد که تنها شده بود با رفتن ما بیشتر غصه دار می شد و گریه می کرد و چند روز بعد در اثر فشار روحی سر از کردستان و قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) در آورد .

                             Vr0nP  NW2HW
مادرم خانم سیده بتول(خانم آقا) فرزند سید عباس و پدرم آقا سید احمد موسوی و سایر اعضای خانواده ام نالان و گریان گفتند حداقل شب عید را با هم باشیم و فردا عزم سفر کن .

vMIhq

عشق بود و احساس و وظیفه و نهایتا فرامین رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله صادر شده بود . آنان نیز مشقات را برای رضایت حقتعالی و پیشرفت کشور در دفاع مقدس تحمل کرده و ما را از زیر قرآن عبور داده و آب سبزی پشت سرمان ریختند .

xQkEk
لحظات جدایی سخت بود . هوا سرد و دوستان همه با اورکت های سپاه در آغوش گرم یکدیگر عکس های یادگاری گرفتیم که همچنان این عکس ها باعث تسکین قلبهاست .

CysyN 

سید مهدی موسوی فرزند سید احمد اهل شهر نراق 19/12/1391

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه ششم آذر 1393ساعت22:37توسط |
من از نراقم و نراق خانه من است

 

من از نراقم و نراق خانه من است



                      من از نراقم و نراق خانه من است
                                                                       آن هم چو جان واين آشيانه من است

                      هر كس كه بد بگويد از اين آب و خاك پاك
                                                                      هم دشمن نراق و هم دشمن من است

                      اين خاك ،خاك بزرگان است و عالمان
                                                                      اين جا نراق خاك ،شهداي دلاور است

                     اين جا نراق به قدمت چندين هزاره است
                                                                     در آسمان منطقه چون شمس روشن است

                    آثار مانده به جاي مي دهد گواه
                                                                     كه اين جايگاه و منزل تجار بوده است

                   اين جا مكان و مامن مردي چو فاضل است
                                                                     اين جا مكان و مشهر خانم زبيده است

                  اين جا هواي پاك و لطيفش چه دلرباست
                                                                      اينجا نراق بهتر از هر جاي ديگر است

                  خاكش ببوسم و آن را سرمه ام كنم
                                                                      زيرا نراق در منطقه سالار و سرور است


                   از غار چال نخجيروكوه آل و وليجيا
                                                                     در امتداد آن گدارو دره خليل از آن ماست

                 احمدآباد و صادق آباد تا به كوه عرش
                                                                    گنداب و كاه گندم و بيد شك هم از آن ماست

                دشت بهشت و مسيرِ در آسياب
                                                                    جايي براي گردش و تجمع آدينه هاي ماست

smU5I


اشعار خودمانی از غلامعباس عظيمي فرزند اميدعلي اهل شهر نراق12/1/1393

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت23:57توسط |
سَرِ کارتش به سلامت باشد

 

سَرِ کارتش به سلامت باشد

بابام را به تهران آورده بودیم . به خاطر اینکه اذیت نشه پای ماشین ایستاد تا من و ننه ام یه زیارت فوری در امامزاده صالح تجریش داشته باشیم . برگشتم دیدم یه ماشین از عقب زده به ماشینم و بابام ناراحت شده که چرا بد پارک کرده ام .

18.jpg

 مرحوم کربلایی ابراهیم عضایی ، مرحومه حاجیه خانم مرحمت اکبری

تا رسیدم گفت بدبخت شدی هم مقصر شناخته شدی و هم الان ماشینتا می برن پارکینک ناجا .افسر به قیافه و ظاهر ما نگاهی کرد و گفت چکاره ای ؟ گفتم از همکارا هستم و رو کرد به راننده طرف مقابل و گفت شما مقصری . یا رضایت از هم بگیرید و یا کروکی بکشم مورد را تعقیب کنید .

.jpg

چون آسیب ها جزئی بود از هم گذشتیم ولی آقام حفظ آبرو می کرد و به فامیل و دوستان می گفت سر کارتش به سلامت باشد .


حالا زود قضاوت نکنید خواستم به یاد شوخ طبعی های پدرم یادی کرده باشیم و برای روح کربلایی ابراهیم عضایی و همسرش مرحمت خانم اکبری یه صلواتی نثار کنیم .



ارادتمند همه کاربران محمد



+نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت20:28توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(32)

 

کتاب " اسناد مطبوعات از سال 1286 الی 1320 شمسی "

کتاب اسناد مطبوعات توسط انتشارات سازمان اسناد ملی ایران در سال 1372 به چاپ رسید . این کتاب به کوشش آقایان کاوه بیات و مسعود کوهستانی نژاد در 2 جلد تهیه گردیده است . جلد اول 630 و جلد دوم 567 صفحه و مجموعا 1197 صفحه را شامل می شود .

img_6045.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق
کتاب " اسناد مطبوعات از سال 1286 الی 1320 شمسی " طی 35 سال مطبوعات را مورد بررسی قرار داده است .در صفحات 254 - 255 و 256 به تاریخ 28 اسفند 1288 ( 105 سال پیش) فعالیت عده ای از مردم دلسوز نراق را نشان می دهد که برای احقاق حقوق خود تلاش نموده و باعث توقیف روزنامه نو در تهران شده اند .
اسناد :

مجلس شورای ملی ؛ سواد عریضه مصطفی با شانزده نفر محلاتی از نراق ؛ نمره 3139 ؛ مورخه 7 شهر ربیع الاول 1328(28 اسفند 1288) 

img_6047.jpg

در روزنامه شریفه ایران نو چند لایحه از محلات زیارت شد که هیچ یک معنویت نداشت . من جمله با این پست نمره یکصد و سی و نه روزنامه مزبور رسید نوشته بود که قریب شصت نفر به اداره از حاکم محلات شکایت کرده اند که انجمن داشتیم از تضییقات جناب حاکم استعفا داد در صورتی که جهت پراکندن انجمن را هیچ سببی حاصل نشد جز حکم وزارت داخله که مرقوم فرمودند انجمن ولایتی حق حوزه انتخابیه که گلپایگان است می باشد و اگر بخواهند انجمن در محلات تشکیل دهند می توانند بلدی دائر نمایند .

img_6048.jpg

اولا استدعا داریم که مقرر فرمایید جریده ایران نو مکتوبات از محلات را بی تحقیق درج نفرماید . در ثانی امضا ء صاحب مکتوب را در صورت درج کردن بنویسد که کسانی که لوایح بر خلاف واقع می دهند اگر بخواهند با آنها در عدلیه گفتگو نمایند مشخص باشند . من جمله استدعا داریم که اسامی آن شصت نفر را مقرر فرمایید ایران نو در نامه اش درج کند معلوم باشد حکومت مشروطه طلب را کدام یک از مغرضین مستبد قلمداد کرده اند که پس از تحقیق آن اشخاص با وکیل حکومت که به عدلیه فرستاده می شود گفتگو نمایند اگر استبدادش را معلوم کردند اولیاء امور مشارالیه را از حکومت محلات معزول و دیگری را منصوب فرمایند و اگر فقط شرف حکومت را تضییع کرده اند قانونا آنچه حکم عدلیه اعظم شد مجازات شوند و بعدها خلقی را از فساد و غرض ورزی خود آسوده بگذارند .

img_6049.jpg

به وحدانیت احدی بی غرضی و بی طمعی این حکومت به قدری است که دوازده سال است در محلات حکومت می نمایند و احدی از او شاکی نیست. استدعا از حضور مبارک وکلای محترم داریم که سلب نعمت حکومت مشارالیه را نفرمائید .
سواد مطابق اصل است
=-=----------------------------
مجلس شورای ملی ؛ نمره 3139 ؛ مورخه دوازدهم ربیع الاول 1328 (3 فروردین 1289)

وزارت جلیله علوم : اهالی نراق شرحی مبنی بر شکایت از مدیر جریده ایران نو به مجلس شورای ملی نوشته اند سواد آن را لفا ملاحظه و به هر طور که مقتضی است اقدامات لازمه فرمایند .
رئیس مجلس شورای ملی – امضای مستشار الدوله
در حاشیه آمده است سوادی برای اداره ایران نو فرستاده بپرسند که جواب حضرات را چه باید داد .
=-=--------------------
وزارت معارف و فوائد عامه ؛ نمره کتاب ثبت 4279 ؛ تاریخ خروج 19 ربیع الاول 1328 (10 فروردین 1289)

تهران . مدیر محترم جریده ایران نو
اهالی نراق شرحی به مجلس مقدس شورای ملی شیداله ارکان شکایت نوشته که در نمره (139) بعضی انتشارات از قول جمعی در باب حکومت انجام داده است از مجلس سواد شکایت نامه را به وزارت معارف فرستاده توضیح خواسته اند که جواب عارضین را مرقوم فرمایید . این است که سواد عریضه مزبور را فرستاده ملاحظه نمائید جوابی که لازم است به وزارت معارف توضیحا نوشته که به مجلس مقدس جواب داده شود . امضا ناخوانا
=-=-----------------------------------
تهران ؛ ایران نو ؛ نمره 295 تاریخ 31 برج اسد 1329(4 شهریور 1290)

مقام منیع وزارت جلیله داخله . چند روز پیش به موجب اخطاری که اداره نظمیه مستند به حکم هیئت محترم وزراء نموده بود ؛ ایران نو توقیف شد ؛ ولی نظر به اینکه در آن اخطار معلوم نبود که مدت توقیف تا کی و از برای مندرجه کدام نمره بوده ؛ از آن وزارت خانه محترم تمنی می شود ؛ که علت و مدت را معین نمایند .
و نیز معین نمائید که منع از باز نمودن اداره و مراقبت پلیس آیا به موجب حکم وزرای محترم بوده یا خیر ؟
امضا سید مهدی افجه ای . اداره روزنامه ایران نو . تهران

img_6051.jpg
در حاشیه این سند آمده : مرقوم شود علت توقیف جریده ایران نو را خواسته اید ؛ چون مندرجات نمرات اخیر آن را هیئت وزرای عظام منافی مصالح و مقتضیات وقت دیدند ؛ حکم به توقیف شد ؛ ولی مدت آن را در ابلاغی که به اداره نظمیه شده است معلوم نگردیده است .
و این هم که نوشته اید ؛ که باز نمودن اداره منع شده است ؛ توقیف راجع به روزنامه است ؛ در باز نمودن اداره مانعی در کار نیست ؛ و چنین حکمی صادر نشده است .

img_6052.jpg


در صفحات 257 و 258 کتاب اسناد مطبوعات نوشته :
مسولین امر تلاش کردند که روزنامه توقیف شده ایران نو را با نام ایران نوین مجددا در چرخه جرائد قرار دهند که موفق نمی گردند . آخر الامر که " وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه" به درخواست آقای میرزا اسدالله خان رسا در مهر ماه 1309 مجوز انتشار روزنامه می دهد برایش نوشته اند :
حسب الامر تا قانون جدید مطبوعات از تصویب مجلس شورای ملی نگذرد در آن موضوع اقدام نخواهد شد .

 وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت20:17توسط |
گل مالی آیین مردمان لر در شهادت امام حسین(ع)

 

گل مالی آیین مردمان لر در شهادت امام حسین(ع)

لرستان هر ساله در عزای امام حسین (ع) رخت سیاه بر تن می کند و این جامه سیاه رنگ را با گل متبرک روز عاشورا آذین می بخشد .ده ها آیین عاشورایی در استان لرستان وجود دارد که با رخصت از کاربران و مردم صرفا به آیین گل مالی پرداخته می شود .

131693_2.jpg

آئین خاص گل مالی در لرستان دارای چند مرحله است که از روز هفتم محرم که به روز " تراش عباس" موسوم است، شروع می شود .در روز هفتم محرم همه عزاداران حسینی به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت کامل، لباسهای تمیز می پوشند که این روز را "تراش عباس" می نامند .

image635500114274369735.jpg
از این روز به بعد، عده ای برای افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع کردن و گردآوری هیزم در سطح شهر می پردازند تا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و احیانا هوا سرد باشد عزادارانی که درگِل می افتند (مراسم گِل افتادن) از سرما حفظ شوند .

images.jpg

به این منظور عده ای در محل دوره افتاده و با خواندن جملاتی از خانه ها تقاضای هیزم می کنند که مردم نیز با کمال میل بسته به نذری که دارند به آنان هیزم می دهند .
در روز تاسوعا نیز عزاداران خاک نرم و مخصوصی بنام گل باغچاله (گل رس) را محیا کرده و در میدانهای بزرگ و کوچک که معمولا با آجر چینی در جلوی خیمه ها و تکیه های شهر درست می شود می ریزند و در روز عاشورا این خاک را با گلاب مخلوط کرده و گل روز عاشورا را محیا می کنند .

131693_3.jpg

غروب روز تاسوعا خرم آباد سراسر اندوه و ماتم است. همه بی تابند و حادثه ای ناگوار را انتظار می کشند. حوضچه های خاک رس در سطح شهر آماده شده است و هیزم های جمع آوری شده نیز کنار حوضچه های خاک رس دپو شده است .
این رسم دیرین هر چند که امروز دیگر به قوت گذشته برقرار نیست نمونه ای از مشارکت مردم در عزاداری سرور و سالار شهیدان است و به نوعی بار فرهنگی عمیقی در خود دارد .
شهر خرم آباد در شب عاشورا پر از سکوت است. صبح فردا هیئت های سینه زنی و زنجیر زنی قبل از طلوع آفتاب بی تابتر از هر روز محرم شب را به صبح پیوند می دهند .

.jpg
عزاداران فراخوانده شده با حضور در تکیه های محله و "گل مالی " کردن خود گرد آتش می ایستند تا از سرما محفوظ مانده و شروع به سینه زنی و عزاداری می کنند .
سرما و گرما و تابستان و زمستان ندارد. تنها چیزی که مردم را در غم حسین گل اندود کرده است عشق است و محبتی که مردمان لر به اهل بیت و حسین(ع) و ابوالفضل(ع) دارند .

img_1129.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مردم خرم آباد و استان لرستان ماندن در خانه را در روز عاشورا ناثواب می دانند. آنها از ابتدای روز در اولین خیمه گاه گل بر سر و شانه می گذارند و پس از مراسم عزاداری در تکیه های محلات شهر در قالب دستجات سینه زنی و زنجیر زنی به سمت مرکز شهر حرکت می کنند .

صبح عاشورا در این محلات غوغایی به پاست. بازار شهر تعطیل شده و بر سر در همه مغازه ها پرچم سیاه افراشته شده است. همه عزاداران حسینی خود را گل مالی کرده اند و برخی نیز در نوبت هستند تا میاندار سرتاپایشان را با گل معطر روز عاشورا آذین ببندد .

img_5397.jpg

برخی دور آتش ایستاده اند تا گل روی لباسشان خشک شود، برخی دیگر نیز در نوبت هستند تا در گل عزای حسینی غلت بخورند و برخی دیگر نیز دوره زده اند و سینه می زنند و دستهایشان را گاهی در آسمان می چرخانند و سوزناک فریاد برمی آورند: هی روو...هی روو...هی روو

یکی از اساتید خبره حوزه علمیه الغدیر شهر نراق به نام حجت الاسلام سید اصغر موسوی فرزند سید نورمراد اهل کوهدشت استان لرستان روز عاشورای حسینی در نراق تحولی شگرف آفرید .

img_5522.jpg

حجت الاسلام سید اصغر موسوی

ایشان سخنران زبر دست و اهل مطالعه می باشد و مورد محبوبیت اهالی نراق خصوصا جوانان قرار گرفته است . نامبرده روز عاشورا در داخل هیئات نراق مختصری گل بر عمامه و عبای خود مالید و چنان با سوز و گداز و اشک و ناله برای سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و شهیدان کربلا سوگواری می کرد که افراد دیگر را نیز متاثر نمود .

هر روستا و شهر و استانی یک جور آیین های عزاداری دارند که باید مورد احترام سایر بلاد باشد .

img_0954.jpg

آقای سید اصغر موسوی به همه سلام می کند و به سمت نوجوانان و جوانان دست بلند کرده و یا دست می دهد و به پیرمردان احترام می گذارد .

img_5401.jpg

برای سخنرانی در هر منبرش برنامه و مطالعه دارد بر این اساس از خرافه گرایی و تعریف خواب های واهی به شدت فاصله دارد . به شهدای نراق عشق می ورزد و به هر رزمنده دفاع مقدس که بر می خورد با او مصاحفه کرده و او را تکریم می کند .

img_5523.jpg

همیشه در مواجه با مردم تبسم بر صورت دارد و انسان خوش خُلق و خوش خَلق می باشد . دست کسی را رد نمی کند و چیزی را که علمش را ندارد شبهه ناک نمی پندارد .

img_5524.jpg

با بسیجیان هست و در مراسم های آنان حضور دارد ؛ نماز میت می خواند ؛ برای مجالس زنان سخنرانی دارد ؛ مجالس متوفیان را در مسجد جامع اداره می کند ؛ پیشنماز می ایستد ؛ در ادعیه های مختلف حضور فعال دارد ؛ پاسخ سوالات عمومی از جمله جوانان را می دهد و ده ها فعالیت های عام المنفعه برای دین و دنیای اهالی انجام می دهد .

img_5526.jpg

حجت الاسلام سید اصغر موسوی با اینکه روحانی غیر بومی است ولیکن افتخار حوزه علمیه الغدیر شهر نراق می باشد . 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سوم آذر 1393ساعت19:30توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(31)
 

کتاب " کاشان نگین انگشتری تاریخ ایران "

توسط نشر پژواک کیوان و نویسنده آن دکتر پرویز رجبی در 636 صفحه در سال 1390 چاپ گردیده است .

 

img_6054.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق

* در صفحه 284 کتاب " کاشان نگین انگشتری تاریخ ایران "آقای حسن نراقی فرزند میرزا محمد حسین متولد 1233 که اصالتا اهل شهر نراق می باشد مورد توجه قرار گرفته و در خصوص ایشان نوشته شده :

img_6066.jpg

حسن نراقی برای همه ی آن هایی که به تاریخ کاشان می پردازند ؛ نامی آشناست . او در چند دهه ی گذشته ؛ بیش تر از هر مورخی کوشیده است تا به قدر توان خود ؛ زادگاهش(کاشان) را از تاریکی های تاریخ بیرون بکشد .

* در صفحات 495 و 496 کتاب " کاشان نگین انگشتری تاریخ ایران " به مجتهد جامع الشرایط بودن حجت الاسلام آقا محمد و برادرش آقا حسین فاضلی فرزندان ملا محمد رضا در نراق اشاره شده است .

در این کتاب نامه ای به تاریخ 17 رجب 1325 برابر با یکشنبه 2 شهریور 1286 خورشیدی و مصادف با 25 آگوست 1907 میلادی به شرح ذیل مورد توجه قرار گرفته است :

img_6063.jpg
نامه معاون التجار" پسر آقا محمد جواد نراقی
در تاریخ 17 رجب 1325 به روزنامه ی هفتگی صور اسرافیل

روزنامه صور اسرافیل در شماره ی 14 (10 شعبان 1325) خود نامه ای از فضل الله نراقی پسر آقا محمد جواد نراقی چاپ کرده است که جایش در میان اسناد مربوط به نایبیان نباید خالی بماند . از فحوای سخن پیداست که این نامه برای رفع شر از نویسنده و هم سنگان او نوشته شده است . اما نویسنده ؛ شاکی اصلی را رعایای مظلوم نراق معرفی کرده است :

مدیر صور اسرافیل را به ذات احدیت پروردگار قسم می دهم که این عریضه را در روزنامه درج فرمایید . متظلمین رعایای نراق ؛ سه ماه متجاوز ؛ در طهران ظلم و تعدیات فوق العاده ی حسین مباشر را که به تقویت حاج نظام الدین کاشی چندین سال است نموده ؛ ثابت و از محضر مبارک حضرت مستطابان حجه الاسلامان آیت الله فی الارض آقای آقا سید عبدالله و آقای آقا سید محمد"دامت براکاتهما" و مجلس مقدس شورای ملی"شیدالله ارکانه" و وزارت عدلیه و حضرت والا ظل السلطان ؛ حکم احضار حسین به دارالخلافه برای تحقیق و رسیدگی احقاق حق صادر گشت .

img_6064.jpg

و حسین در کاشان تحاشی نمود و عاقبت در قم متحصن گشت . از طرف ظل السلطان و وزارت داخله حکم بر معاودت متظلمین برای ادای مالیات صادر گشت و اطمینان دادند که حسین را در طهران حاضر می سازیم ؛ شما هم بیایید ؛ احقاق حق شما می شود . اطاعت نموده ؛ عازم نراق شدیم .
بعد از ورود به نراق ؛ حسین مباشر به امر و اجازه ی حاج نظام کاشی از بست قم در آمده ؛ وارد نراق شد . جمعی اشرار و الواط را با تفنگ و حربه و چوب و چماق دور خود جمع کرده و در میان کوچه و بازار شرارت و هرزگی می کنند . روز روشن با اشخاص مفصله که در آخر ذکر شده ؛ به کاروان سرا ریخته ؛ رئیس التجار و اسدالله و معاون التجار و میرزاشکرالله خان و آقا محمد ابراهیم و آقا علی اکبر را سر و دست شکسته ؛ ساعت آن ها را بردند و فریاد زدند که بگویید مجلس مقدس و وزارت داخله و عدلیه و ظل السلطان بیایند . و و و و .

img_6058.jpg

تمام رعیت از بیم جان و آبرو در کنج خانه نشسته ؛ محصولاتشان بی صاحب و عیال و اطفالشان سرگردان و پریشانند . ای آقایان حجج اسلامیان ؛ ای وکلای ملت ایران ؛ ای اولیای دولت ؛ حال بس است ؛ محض رضای خدا ؛ محض آبروی مجلس و دولت ؛ محض حفظ ناموس و مال رعیت به حاج نظام الدین بفرمایید ؛ چه از جان یک مشت رعیت نراقی می خواهی ؟ شما از کاشان چکار به نراقی دارید ؟

img_6059.jpg
نراقی الحمدالله مجتهد جامع الشرایط ؛ که نواده ی مرحوم فاضل نراقی "طاب ثراه" اعنی جناب آقای آقا محمد و آقای آقا حسین مجتهد فاضلی " دامت برکاتهما" را دارد که در عمرشان صدمه شان به موری نرسیده .
اگر رعیت نراق نخواهند حسین در نراق مباشر باشد و چندی جان و مال و ناموسشان محفوظ باشد ؛ به کجا ضرر وارد می آید ؟ چرا دست از جان بیچارگان بر نمی داید ؟ آن قدر مهلت دهند تا مالیات خود را بپردازیم و از نراق جلای وطن کنیم .

img_6060.jpg

ای مجلسیان ؛ الامان ! الامان ! از ظلم و ستم و شرارت و هرزگی حسین مباشر که به تقویت حاج نظام الدین کاشی می نماید . یک نفر را به نراق محرمانه روانه نمایید که هرزگی و شرارت و آشوب آن ها را مشاهده کند و کما هو حقه به عرض مبارکتان برساند .

اشخاص شریر از این قرار است :
حسین مباشر ؛ نعمت الله آقا صادق ؛ پسران حسین دلاک ؛ سید نصرالله قصاب ؛ سید حسن کله پز ؛ میرزای قصاب ؛ نصرالله مراد دشتیان ؛ حسین رحیم ؛ کریم فراش ؛ ماشاءالله کاکلی ؛ کاظم لاله .

اقل التجار ؛ فضل الله معاون التجار بن مرحوم آقا محمد جواد نراقی 17 رجب 1325(110 سال قبل)

img_6062.jpg
* در صفحات 522 و 523 تلگراف های حسن وثوق الدوله به ماشاءالله خان کاشی که ضعف دولت مرکزی است را به نمایش گذاشته است .
تاریخ 8 ربیع الثانی 1337 برابر 20 دی ماه 1337 حدود یک قرن قبل حسن وثوق الدوله از وزارت داخله به ماشاءالله خان کاشی نامه نوشته که در نراق ناامنی و یاغی گری وجود دارد و تمام شدنی نیست و درخواست کمک شده است .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در یکشنبه دوم آذر 1393ساعت18:17توسط |
90روز ماموریت در محاصره ضد انقلاب در کردستان

 

90روز ماموریت در محاصره ضد انقلاب در کردستان

متولد 1338 در شهر نراق هستم . در طول جنگ تحمیلی پشتیبان ستاد جبهه و مدافع رزمندگان اسلام بودم . به فرمان پیر و مرادمان رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) تصمیم گرفتم به جبهه اعزام شوم .

iedOc

سید مرتضی موسوی

مرحوم برادرم حاج سید محمود موسوی(1325 – 5/9/1371) کارمند بانک و خود از بسیجیان نمونه بود که در اعزام بنده و باجناقم قربانعلی احمدی فرزند علی تاثیرگذار بود .

ZW7nL

          مرحوم سید محمود موسوی

زمستان 1363 از طریق یکی از پایگاه های بسیج مستضعفین واقع در خیابان طالقانی تهران سازماندهی و عده ای به منطقه جنوب و عده ای هم به غرب کشور عزیمت نمودیم .
من و آقا قربانعلی در پادگان حُر شهرستان سقز استان کردستان که متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود مستقر شدیم .

iE8Z5

کفن پوش عاشورایی سید مرتضی موسوی

به دلیل تجربه ای که داشتم در واحد پشتیبانی و در آشپزخانه مشغول به کار شدم و تا سه ماه در بدترین شرایط ناامنی به ماموریتم ادامه دادم . هواپیماهای ارتش عراق بعضا به آسمان سقز تجاوز و به بمباران می پرداختند . پدافند ضد هوایی ارتش و سپاه موفق به دفع حملات هوایی می شدند .

QAFWz

از طرفی گروهای ملحد و ضد انقلاب مثل کومله و دمکرات و منافقین نیز در راستای اهداف دشمن بعثی مشکلاتی را برای نیروهای اسلام که برای ثبات و امنیت در منطقه حضور داشتند ایجاد می کردند .

zl90I

درگیری روز و شب ادامه داشت و ضد انقلاب سعی می کرد نیروهای ایران را درگیر داشته باشند تا رزمندگان در جبهه های جنوب نتوانند متمرکز و انسجام داشته باشند .

Jd4Gm

سید مرتضی در سالهای دفاع مقدس

من خود شاهد دستگیری دو سه نفر از نیروهای گروهک تروریستی منافقین در محوطه سپاه پاسداران سقز بودم که پس از بروز خیانت دستگیر شده بودند .

ewQc2

برادر زاده ام سید بهرام(مهدی) موسوی فرزند سید محمود متولد 1349 تاریخ 24/10/1365 طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان شهد شهادت نوشید و به آرزویش رسید .

               CrOOp   Bna2P

                                                                  مرحوم سید محمود موسوی ، مرحوم سید حسن موسوی

روز تشییع پیکر مطهرسید بهرام در نظام آباد تهران پدرم سید حسن عمیقا ناراحت و گریه می کرد ولی برادرم سید محمود که پدر شهید بود بردبار و صبور بود و چون اعتقاد بیشتر به قبر و قیامت داشت این موضوع را مصیبت ندانسته و شهادت فرزند برومندش را افتخار خود و خانواده می دانست .

uifVx

بنده اکنون افتخار دارم که سال هاست بسیجی هستم و کارت فعال این نهاد مقدس را در اختیار دارم و آماده دفاع از دین و مرز کشور عزیزم ایران هستم .


m1MLB

سید مرتضی موسوی فرزند سید حسن اهل شهر نراق 13/5/1391

 

 

+نوشته شده در شنبه یکم آذر 1393ساعت19:4توسط |
دلاوری سربازان برای ایجاد امنیت و حفظ ثبات در کردستان

 

دلاوری سربازان برای ایجاد امنیت و حفظ ثبات در کردستان

از تاریخ 15 تیر 1361 لغایت 15 تیر 1363 به مدت دو سال در مقطع دفاع مقدس و در بدترین شرایط نا امنی در کردستان خدمت مقدس سربازی را با عشق به دین و مملکت انجام دادم .

 0UrsH

اصغر اشرفی

دوره آموزشی ام را در پادگان شهرستان سلماس استان آذربایجانغربی سپری و بعد در لشکر 64 ارومیه تیپ 3 پیاده مهاباد سازماندهی گردیدم .

rvapH

در حین خدمت در پایگاه های زمزیران و ربط در محور مهاباد – سردشت انجام وظیفه می نمودم . آنجا گروه مشترک ضربت به فرماندهی آقای سوسن آبادی دشمنان داخلی اعم از کومله و دمکرات را به زانو در آورده بود .

                                       FNaGR  MvDxq
ارتشیان در کنار بسیج و سپاه فعالیت های موثری برای پاکسازی ضد انقلاب و امنیت در منطقه ایجاد می کردند .بنده همزمان با تعدادی از سربازان جان بر کف شهر نراق برای ایجاد امنیت پایدار در منطقه کردستان کوشش می کردیم .

9kt4I

اصغر اشرفی فرزند حسین اهل شهر نراق 13/6/1393

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393ساعت23:48توسط |
ملاقات رزمندگان نراق با آزاده محمد رضا شریفی در دلیجان

 

ملاقات رزمندگان نراق با آزاده محمد رضا شریفی در دلیجان

بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق پنج شنبه 15 آبان 1393 از آزاده جانباز محمد رضا شریفی در شهرستان دلیجان ملاقات به عمل آوردند .

img_5972.jpg

آزاده جانباز محمدرضا شریفی

محمد رضا شریفی فرزند اکبر سال 1339 در روستای خاوه اردهال از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد گردید . سال 1358 به خدمت سربازی رفت و در لشکر 77 خراسان سازماندهی گردید .

img_5988.jpg

مدت خدمت ایشان 15 ماهه بود که اواخر ماموریت تاریخ 20/9/1359 در محور آبادان – ماهشهر توسط نیروهای ارتش متجاوز و بعثی عراق به همراه چند نفر دیگر به اسارت درآمدند .

img_6007.jpg

شماره کارت اسارت ایشان از سوی صلیب سرخ جهانی 868 اعلام و مجموعا 10 سال در اردوگاه های مختلف موصل در استان نینوا عراق نگهداری شده است .

در آسایشگاه های اردوگاه موصل با دو تن از اسرای جانباز شهر نراق آقایان قدرت الله ایزدی فرزند عباس و عباس باقری فرزند حسینعلی آشنا و طول اسارت را با هم گذرانده اند .

img_6006.jpg

آزادگان سرافراز حاج محمدرضا شریفی و حاج قدرت الله ایزدی


شریفی پس از اجرای قطعنامه 598 جزء اولین گروه اسیران بود که تاریخ 26 مرداد 1369 به کشور عزیزمان ایران وارد و در مرز قصر شیرین استان کرمانشاه مورد استقبال هموطنان قرار گرفتند .

img_6003.jpg
این دلاور مرد همچنین در زادگاهش روستای مذهبی و تاریخی خاوه روی دستان مردم خداجو مورد استقبال خاطره انگیز قرار گرفت . این روز یکی از روزهای بی نظیر تاریخ می باشد که خوشحالی زایدالوصفی در خانواده های ایثارگران و امت به وجود آورد .

img_5965.jpg

ایشان تنها آزاده خاوه اردهال است و دارای 50 % جانبازی می باشد که مدتی پس از ورود به ایران در بانک ملی استخدام و در شعبه دلیجان مشغول به کار گردید .

img_5963.jpg

آقای محمد رضا شریفی پس از انتخاب همسری مومن و متدین صاحب دو فرزند به اسامی محمد حسین و آزاده می باشند که در تحصیل علم و دین موفق می باشند .

img_5998.jpg
این آزاده خاطرات تلخ و شیرین شنیدنی و جذاب برای سلحشوران شهر نراق تعریف کرد که به موقع از مطالب آن بهره مند خواهیم شد .

img_5991.jpg
از رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق آقایان سید تقی سعیدی نیا فرزند سید رضا و مهدی جعفری فرزند علی که مقدمات این ملاقات زیبا را فراهم نمودند تشکر و قدردانی می گردد .

img_5989.jpg

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393ساعت18:20توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(30)

 

کتاب " نایبیان کاشان بر اساس اسناد"

ناشر انتشارات سازمان اسناد ملی ایران به کوشش آقایان دکتر عبدالحسین نوایی و محمد بقایی شیرجینی سال 1379 در 560 صفحه منتشر گردیده است .

U7HgF
نایب حسین کاشی سرکرده گروه اصالتاً لر و از ایل بیرانوند لرستان بود که اجدادش توسط نادرشاه افشار به کاشان تبعید شده بود . پدربزرگ نایب حسین در محله پشت مشهد کاشان ساکن بود با اتمام سلطنت محمد علیشاه قاجار و آغاز سلطنت احمد شاه ، بدلیل انتقال سلطنت کشور دچار هرج و مرج شد و در این میان سودجویان دست به شورش برداشتند .

سهام السلطنه حاکم وقت کاشان بدلیل ناتوانی در اداره امور از حسین کاشی درخواست مساعدت نمود و در عوض حسین کاشی را نایب حکومت کاشان بخشید که از آن تاریخ به بعد به نایب حسین کاشی شهرت یافت .نایب حسین در آغاز در نابودی راهزنان همت گماشت اما دو سال بعد خود نیز به جرگه دزدان آنان پیوست .

NZ74M

نایب حسین با جماعتی که تعداد آنها به هفتصد نفر می رسید شروع به چپاول و غارت کردن و تجاوز و خیانت نمود . او توانست در این راه قلمرو نسبتاً مناسبی برای خود فراهم نموده و تا خور و بیابانک ، نایین و یزد را نیز چپاول نماید .

J4fhn


نایب حسین کاشی دارای پنج فرزند پسر بود به نامهای ماشاالله خان پسر بزرگ ملقب به سالار جنگی ، علی خان ملقب به شجاع لشگری ، اکبر شاه ملقب به سرتیپی ، رضاخان ملقب به سرهنگی و باز رضاخان ملقب به میرپنجی .

mGqvt
نایب حسین و فرزندانشان دلاورانی شجاع و راهزنانی جسور بودند به نحوی که دولت مرکزی را یارای مقابله با آنها نبود تا اینکه در سال ۱۲۹۷ خورشیدی میرزاحسن خان وثوق الدوله که از طرف احمد شاه سمت رییس الوزراء را دریافت کرده بود با نیرنگ و وعده و وعید ابتدا ماشااله خان و سپس نایب حسین را به تهران کشاند و در آنجا اعدام نمود. تاریخ اعدام نایب حسین خان کاشی 18 آبان 1298 شمسی(95 سال قبل) می باشد .

 

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در این کتاب بیش از 40 مرتبه نام نراق و شخصیت های نراقی آورده شده است .

* در صفحات 8 – 30 – 33 و 72 از یکی از شجاعان نراق به نام نایب حسین خان نراقی از خوانین این دیار نام برده که همراه با قوای دولتی به مقابله با حسین خان کاشی و سایر نایبیان راهزن پرداخته و جانش را در این راه از دست داده است .

* در صفحه 50 یکی از معاریف(مشاهیر) نراق به نام مجدالسلطان بیش از یک قرن قبل تاریخ 3 ذیقعده 1328 برابر 14 آبان 1289نامه ای به مجلس شورای ملی نوشته و از حقوق حقه اهالی نراق در خصوص مالیات و عوارض و خطر جان مردم از خیانت های نایب حسین کاشی دفاع نموده است .

http://ketab.ir/DataBase/BookImages/79/79C10141.jpg

* در صفحه 274 مطلبی مربوط به 102 سال قبل به تاریخ 10/6/1291 در ارتباط با میرزا احمد خان نراقی مدیر روزنامه شهاب ثاقب نوشته شده است .

* در صفحات 124 و 278 دو نامه (تلگراف) توسط معاون الممالک نراقی به دولتیان ارسال شده است . نامه اول در خصوص اعتراض به مالیات از اهالی نراق و دومی که مربوط به کمتر از یک قرن قبل به سال 1337 قمری(1297 شمسی) می باشد در ارتباط با تظلم خواهی از مردم نراق نموده است . وی الامان از ظلم و جور نایبیان کرده تا جلوی خیانت و جنایت آنان گرفته شود .
معاون الممالک با هویت اصلی میرزا غلامحسین خان امینیان فرزند میرزا محمد خان تاریخ 11 شوال 1354 قمری برابر با 15 دی 1314 شمسی فوت و در بقعه شاه سلیمان نراق خاکسپاری شده است .


* در مجموع صفحات

8-14-15-16-42-50-51-71-115-116-124-125-214-254-257-258-259-260-262-278-279 در خصوص خیانت های بی شمار نایبیان و راهزنان و خیانت کارانی از جمله رجبعلی خان بهرامسری آسترکی فرزند آرستم نوشته های متفاوتی وجود دارد .

http://gigpars.com/upload/bc7p_33.jpg
یادآوری می گردد مبارز آزادیخواه حجت الاسلام آقا علی نراقی فرزند میرزا محمد حسین در مقابل جنایت های نایب حسین خان کاشی و فرزندش ماشاءالله خان مبارزه و ایستادگی کرد و نهایتا به دست آنان در سال 1331 هجری قمری به شهادت رسید و در مقبره نراقی ها در مدرسه آقا بزرگ نراقی خاکسپاری گردید.

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت20:58توسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 20

 

image553.jpg

مراسم عزاداری سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین شهر نراق - سال 1373

تصاویر قابل شناسایی در صف سمت راست :
حسین قجری فرزند اکبر- محمد رضا علی آقایی فرزند ماشاءالله - حمید شاطری فرزند رمضان - اسماعیل رحمانی فرزند غلامحسین - مرتضی اصفهانی فرزند قاسم
سمت چپ صف : علی اصغر عبدلی فرزند حسین - محمد قجری فرزند اکبر - مهدی قجری فرزند سلطانعلی - داود(مهدی) حبیبی فرزند اکبر - احمد رضایی فرزند رضا نظر - حسین(علی)قجری فرزند علی

 

image645.jpg

تعمیر بقعه شاه سلیمان شهر نراق - سال 1366

 

20141103_122447.jpg

 شهر نراق - سال 1340
مرحوم سید احمد جوکار فرزند سید جلال متولد 1270 که سال 1347 فوت و در گورستان ابن بابویه شهر ری دفن گردید

 

image5530.jpg

شهر نراق - تیر ماه 1368
جشن ازدواج اسماعیل حبیبی فرزند اکبر - اقوام در کوچه حاج صغری منتظر قدوم مبارک ماه داماد هستند

از راست : حسین اکبری فرزند اکبر - غلامعلی رحمانی فرزند ابراهیم - مهدی ایزدی فرزند عباس - اکبر قجری فرزند احمد - کودک جلو : محمدرضا ایزدی فرزند مهدی

از چپ : ابوالفضل جعفری فرزند ابراهیم - مرحوم ابوالقاسم ایزدی فرزند حسین
کودکان : سید مصطفی میرسلطانی فرزند سید کاظم  -  هادی کمره ای فرزند محمد - محمد کمره ای فرزند رمضان - جواد ایزدی فرزند ابوالقاسم - مهدی قجری فرزند ذوالفقار - مرتضی ایزدی فرزند ابوالقاسم - محمدرضا (محسن) ایزدی فرزند ابوالقاسم

 

image564.jpg

آیین نخل گردانی شهر نراق - سال 1373

مرحومین قابل شناسایی : مسلم مرادی فرزند نصرالله - سلیمان قجری فرزند حبیب - سید احمد میرسلطانی فرزند سید محمود  - مرحوم حسین قجری فرزند ... -

 

image8738.jpg

مدارس آموزشی و فراگیری سوادآموزی سال 1349 و نظارت آقای مرتضی یوسفی(رادفر) فرزند شکرالله از زحمتکشان و دوستداران فرهنگ شهر نراق
سپاه دانش و معلم اکابر(نهضت سواد آموزی) خانم گیتی قلی باغشاهی اهل تهران

 

image980.jpg

آیین نخل گردانی شهر نراق - سال 1338( 55 سال قبل)

افراد مشهود در عکس :

عباس اکبری فرزندحبیب الله  ، خسرو اورمزدی فرزند..... ، حسین خان یوسفی فرزند یوسف خان

 

image5371.jpg

طبیعت شهر نراق - سال 1360

از راست : حسینعلی شریفی فرزند اسماعیل - ماشاالله شریفی فرزند اسماعیل مشهور به حاجی - ابوالفضل جعفری فرزند ابراهیم

نفر جلو : محمد شریفی فرزند حسینعلی

45.jpg

 شهر نراق  - مقابل منزل مرحوم سید محمود غفاری -  12/01/1341

از راست : عبدالله شهرابی فرزند ....راننده اتوبوس مفیدی - حاج یوسف عضایی فرزند ماشاالله

 

image6497.jpg

 تهران - سال 1356

از راست : علی لطفعلی فرزند حسین - عباس  علی اکبری فرزند علی اکبر - مرتضی لطفعلی فرزند حسین

 

img1.jpg

 اتوبوس میهن نورد  شهر نراق متعلق به حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل و حاج حسین بصیری فرزند محمد اهل قم شهر نراق - سال 1339

از راست : ناشناس - مرحوم حاج عباس عضایی فرزند ماشاالله - مرحوم حاج قاسم آعلی فرزند رضا - مرحوم حاج امرالله تیموری فرزند علی اکبر - مرحوم حاج حسن بصیری فرزند محمد شریک و راننده اتوبوس

 

 محمد قجري.jpg

  مرحومه کشور رضایی فرزند حسین همسر مرحوم یدالله حیدری فرزند عزیز  -  شهر نراق  سال 1373

 

image9014.jpg

آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر مذهبی نراق و اجرای مراسم کفن پوشان همزمان با اعتراض بر علیه رژیم ستم شاهی پهلوی – عاشورای سال 1356
چوب نمادی از حرکت کنار گذاشته ای است که در مقطع پیروزی انقلاب به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره)پشت مامورین شاه را به لزره می انداخت . آن مقطع کفن پوشان حسینی حیدر حیدر کنان اعتراض خود را با قاطبه مردم انقلابی اینگونه مطرح می کردند . در حال حاضر کفن پوشان مومن و عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) با آرایش متحیر کننده به جذابیت آیین های عاشورایی می افزایند و به دستور علما اقداماتی را انجام می دهند که مکتب اسلام مورد احترام بیشتر قرار می گیرد .

نفر مشهود در عکس : ذوالفقار قجری فرزند مصطفی

 

.jpg

 تفرجگاه آصیف آباد شهر نراق -  13 فروردین 1343

ایستاده از راست : غلام مرادی فرزند یدالله - علی اکبر علی اکبری فرزند شکرالله - حسین دستمالچی فرزند احمد - عباس دستمالچی فرزند احمد  - سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود

نشسته از راست : سید حسن موسوی فرزند سید حبیب - سید جمال موسوی فرزند سید مصطفی - کریم جعفری فرزند....- سید عباس موسوی فرزند سید حبیب - مرتضی سهرابی رئیس پاسگاه ژاندارمری شهر نراق اهل گلپایگان

 

 این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت21:49توسط |
ترحم نراقی نسبت به اسرای عراقی

 

ترحم نراقی نسبت به اسرای عراقی

علی محمد پیشه ور فرزند حسین متولد 1343 در شهر نراق می باشم . اواخر دی ماه 1365 طی عملیات کربلای 5 شب عاشورایی در شلمچه خرمشهر استان خوزستان پدیدار گشت که توصیف حماسه آفرینی رزمندگان اسلام مشکل است .

1.jpg (69).jpg

علی محمد پیشه ور

فاصله ما با نیروهای ارتش متجاوز عراق خیلی کم بود . در سنگینی آتش و دود و حین عملیات چند نفر عراقی را به اسارت گرفتیم.

img_4693.jpg

چون امکان انتقال اسرا به عقبه خط میّسر نبود و نگهداری آنان نیز مشکل بود یکی از نیروها فکری در سر پرورانید که رزمنده نراقی حاج محمود رزاقی فرزند صفر علی(جانباز متوفی) از موضوع مطلع شد .

 مهاباد (medium).jpg

سردار شهید قدرت الله کمره ای ، علی محمد پیشه ور

حاج محمود آمد جلو و گفت هر ایرانی آنها را بکشد من هم او را خواهم کشت ؛ چون اینها اسیر ما هستند فعلا از آنها نگهداری می کنیم تا فرجی حاصل شود .

 اله پیشه ور.jpg
از مهندس روح الله پیشه ور فرزند علی محمد اهل شهر نراق از بابت تهیه و ارسال خاطره های پدر جانبازش متشکریم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت21:32توسط |
من تک تیراندازم نه مهندس

 

من تک تیراندازم نه مهندس

زمستان 1365 طی عملیات کربلاهای 4 و 5 در شلمچه با یکی از دوستان بودیم . موقع سازماندهی در واحدها گفت من آمادگی دارم در مهندسی باشم .

image2796.jpg

محمد حیدری

گفتم کارش سخته و اذیت میشی . گفت نه بابا بهتر از کشاورزی و دامداریه . خسته شدم از بس بیل زدم و دنبال گله گوسفند رفتم . بذار حالا که مفت و مجانیه و تحصیلات هم نمیخاد دو سه روز از زندگیمان را مهندس باشیم .
وقتی کار و فعالیت سخت در مهندسی رزمی لشکر را برایش تعریف کردند که باید انجام بده گفت بابا من تک تیراندازم نه مهندس .

img_4338.jpg

محمد حیدری فرزند غلامحسین اهل شهر نراق 4/12/1392

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت20:36توسط |
خیز ای رزمنده شیر خانه از دشمن بگیر

خیز ای رزمنده شیر خانه از دشمن بگیر

طی عملیات محرم دو پاسدار نراقی به اسامی سردار مظاهر لطفی تاریخ11/8/1361 و سردار کاظم محمودی تاریخ 16/8/1361در عین خوش استان ایلام به شهادت رسیدند و در ایوان عرش منزل گرفتند .


                                               1 (180).jpg

اسماعیل رحمانی

چهار روز بعد صدای بلندگوی بسیج بلند شد که حاج صادق آهنگران می خواند :

                              خیز ای رزمنده شیر           خانه از دشمن بگیر 

در بسیج شهر نراق ثبت نام کردیم و تاریخ 20 آبان 1361 گروه 22 نفره تحت نام راهیان کربلا عازم جبهه های حق علیه باطل شدیم .


به هنگام اعزام به جبهه نیز مانور باشکوهی همراه با استقبال کم نظیری از سوی مردم نراق و دلیجان صورت گرفت . غیر از 22 نفر دو نفر از بسیجیان روستای مهدی آباد به اسامی محمد طهماسبی فرزند جواد و ابوالفضل آقابابایی فرزند محمد نیز با ما بودند .

1 (182).jpg

اسماعیل رحمانی در سالهای دفاع مقدس

نیروها به پادگان امام حسن(ع) در اتوبان بسیج تهران منتقل و تاریخ 26/8/1361 با قطار به اندیمشک حرکت کردیم و روز بعد در پادگان دوکوهه مستقر شدیم .
بعد از سازماندهی با ماشین کمپرسی به مناطق آزاد شده توسط رزمندگان در عملیات محرم به خط مقدم عزیمت تا پدافند کنیم . در جبهه پاسگاه شرهانی و مشرف به شهر زبیدات عراق استقرار یافتیم و به سنگر بندی و ایجاد خط اقدام کردیم .


1 (174).jpg

عصرها که نیروهای دشمن کمی منطقه را آرام می گذاشتند از سنگرها بیرون آمده و با دوستان لحظاتی را به شادی و شعف می گذراندیم که اکنون دقیقه به دقیقه اش خاطره انگیز است .

خط پاسگاه شرهانی عراق که تثبیت شد متاسفانه تاریخ 17 آذر 1361 دو نفر از نیروهایمان به اسامی علیرضا رزاقی فرزند مصطفی و مندعلی نباتی فرزند حسین به اتفاق هم در یک سنگر و با یک خمپاره به شهادت رسیدند و ما را غمگین ساختند .


17.jpg

گروهان ما جابجا شد و دوباره سازماندهی شدیم و نیروها خودشان را برای عملیات والفجر مقدماتی آماده کردند که من در واحد پشتیبانی بودم .


.jpg

مرحوم حسین رحمانی

برادرم علی محمد رحمانی فرزند غلامحسین از پاسداران انقلاب اسلامی در تهران بود و چند ماهی در کشورهای لبنان و سوریه بر علیه اقدام های خصمانه اسراییل مبارزه و فعالیت داشت .


img_5863.jpg.

مرحوم علی محمد رحمانی

علی محمد سال 1389 فوت و در قطعه 311 ردیف 72 شماره 53 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

دو پسر به نامهای علیرضا و حسین و دو دختر دارم که باعث سربلندی من می باشند.

img_2126.jpg

اسماعیل رحمانی فرزند غلامحسین اهل شهر نراق 22/8/1392



+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آبان 1393ساعت22:33توسط |
در حال تعمیر تلفن قورباغه ای مجروح شدم

در حال تعمیر تلفن قورباغه ای مجروح شدم


سال 1344 در نراق متولد شدم . زمستان 1360 زودهنگام در بسیج زادگاهم عضویت یافتم . آن موقع اعضای اولیه تشکیل دهندگان این نهاد مقدس کسی شهید نشده بود .

17.jpg
حسین عابدینی


اسفند 1360 با جمع با صمیمیت آنها عازم جبهه شدم . من بار اول اعزامم بود ولی آنان برای بار سوم مدرسه و درس را رها کرده و به جبهه عزیمت نمودند . تاریخ 2 فروردین 1361 طی عملیات فتح المبین چهار نفر نراقی به شهادت و سه نفر هم اسیر شدند .


1 (37).jpg
        حسین عابدینی در سالهای دفاع مقدس
از نیروهای باقیمانده هفت نفر مجروح که یکی از آنها بنده بودم . ترکش به سرم آسیب وارد کرد و مدتی باند پیچی بود ولی خیلی عمیق نبود . تصمیم داشتم با گروه هایی در اردیبهشت 1361 از بسیج نراق به جبهه اعزام شوم تا در عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر شرکت داشته باشم که مجروحیت مانع شد و نامم را حذف کردند .

1 (91).jpg
از راست : شهید محمد رضا بخشی ، شهید عباس رمضانی ، حسین عابدینی

سال 1362 دفترچه آماده خدمت دریافت و به سربازی در ارتش جمهوری اسلامی در آمدم . به خطوط مقدم جبهه اعزام شدم و در سال 1363 در محور خسرو آباد – آبادان منطقه دروازه به طرف نهر عبود در حال تعمیر خطوط تلفن های قورباغه ای بودم که چهار خمپاره در کنارم اصابت و علاوه بر مجروحیت دچار موج گرفتگی ناشی از انفجار شدم .

img_2403.jpg

خیلی در قید و بند تشکیل پرونده در بنیاد جانبازان نبودم و ظاهرا این اقدام باعث خوشحالی بنیادی هاست تا دردسرشان کمتر باشد .

 

1 (53).jpg
بیشترین آسیب زندگی خانوادگی مان فوت سه خواهرم است که دو نفرشان به اسامی ملک و مریم عابدینی در فاصله سه هفته از همدیگر در فروردین سال 1392 و در ایام سال نو اتفاق افتاد . اکنون فقط من یار و یاور پدرم علیرضا عصار و مادرم حاجیه خانم ..... می باشم که از خداوند برایشان صبر و سلامتی خواستارم .

 

img_2404.jpg
حسین عابدینی فرزند علیرضا اهل شهر نراق 15/1/1392 


+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت15:33توسط |
بعضی از کارها آنقدر بزرگ هستند که برای اثباتش باید قسم خورد

بعضی از کارها آنقدر بزرگ هستند که برای اثباتش باید قسم خورد

 

بعضی وقت ها سوژه هایی به دست می آید که زمان های طولانی وقت صرف بررسی صحت و سقم آن می شود و دنبال اسناد آن باید گشت .


                                    img_4442.jpg

محمد رئوفی

یک روزی دوست جدیدم آقای محمد رئوفی فرزند آقا تقی خان گفت آیت الله سید مصطفی مصطفوی(آذر 1309 – آبان 1356) فرزند رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) و آیت الله سید رضا بهاءالدینی فرزند سید صفی الدین (1287 – 1376) و آیت الله عبدالرحیم شیرازی فرزند بمونعلی معروف به ربانی(۱۳۰۱-۱۳۶۰) و عالمان دیگر به شهر نراق تردد داشتند و در منزل پدری ام با تقی خان نشست و برخاست می کردند .


img_0128.jpg

مرحوم تقی خان رئوفی

آن مقطع ساواک در تعقیب آقا مصطفی بود ولی آقا تقی این ریسک را پذیرفت و با وجود پاسگاه ژاندارمری و راپُرت کنندگان از روحانیون استقبال کرد . علما در منازل دیگر از جمله حاج رضا آعلی و عبدالقدیر محمدی و غیره نیز اطراق می کردند .

img_4424.jpg    img_4423.jpg

با احترامی که به افراد از جمله آقا محمد وجود دارد ولی کار ما بیشتر جنبه تحقیقاتی و ارائه اسناد و مدارک مستدل می باشد فلذا یک آدرس دقیقی که ارائه داد مربوط به آبان 1343 شبی که حاج اسماعیل آعلی فرزند حاج رضا فوت نمود و آقا مصطفی و چند روحانی بلند مرتبه در تشییع جنازه و ختم او در مسجد جامع سخنرانی و حضور داشتند . آیت الله سید رضا بهاءالدینی که در نراق پیشنماز و به آقای آقا رضا مشهور بود بر پیکر متوفی نماز خواند .

img_4432.jpg

                                                                                                               محمد رئوفی نراقی

حاج تقی آعلی به کمک مادر مکرمه اش حاجیه عفت غفاری مطالبی پیرامون این قضیه را مکتوب نمود که عینا توسط آقای رئوفی بیان شده بود که به انعکاس آن در وبلاگ سلحشوران پرداختیم .


img_4444.jpg

موارد دیگری هم آقای محمد رئوفی در چند ملاقات و مصاحبه اظهار داشتند که پس از کنگاش مورد تایید قرار گرفت .

 برابر سندی که ارائه می گردد آقای رئوفی خادم افتخاری حرم مطهر و منور علی بن موسی الرضا علیه السلام در مشهد خراسان بوده است .

 img_0100.jpg

آقا محمد دو موضوع مهم دیگر را با قوت و قدرت با ادله و شاهد بیان می دارد که اشاره می شود :

 1- زمستان سال 1356 پدرم با همسرش خانم معین السادات کُلُری(مشهور به مهین) اهل لنگرود استان گیلان و برادرش محمد رئوفی و عمه ام خانم منیره السادات سیدی برای زیارت عتبات عالیات راهی عراق شدند .

تعدادی از مسئولین مملکتی زمان سلطنت محمد رضا پهلوی نیز برای انجام ماموریت و یا زیارت در این سفر حضور داشتند . از جمله آنان دکتر اسدالله نصر اصفهانی فرزند رحیم(1306 – در حال حیات ) وزیر کشور کابینه دکتر جمشید آموزگار و تیمسار امیر خطیبی رئیس شهربانی استان مازندران و... در این کاروان بودند .

img_4456.jpg

با وجودی که نیروهای استخبارات کنترل امور را در اختیار داشتند تقی خان رئوفی با آدرسی که بدست آورد مکان حضور معمار انقلاب آیت الله سید روح الله خمینی(ره) در مقبره آیت الله سید نصرالله موسوی بنی صدر فرزند سید صالح (1274 قمری در همدان – 1391 قمری در پاریس) را پیدا کرد . 


                                                          img_4443.jpg

محمد رئوفی نراقی فرزند تقی - آقای .... مجری اخبار ورزش - حاج محمد رضا طالقانی فرزندکاظم

آیت الله بنی صدر پدر اولین رئیس جمهور اسلامی ایران است که سال 1351 شمسی در بیمارستانی در پاریس فوت و پیکرش از فرانسه به عراق منتقل و در مضجع منورعلی بن ابیطالب(ع) به خاک سپرده شد . پنج سال بعد سال 1356 پیکر آقا مصطفی مصطفوی(آذر ۱۳۰۹-آبان ۱۳۵۶) در این آرامگاه سر به تیره تراب نهاد .


img_4459.jpg

حضرت امام کنار قبر مرحوم آقا سید مصطفی به نماز و ادعیه مشغول بود که پس از پایان عبادت متوجه حضور آقا تقی خان می گردد . معظم له می فرمایند آقای رئوفی شمایید ؟ حال شما چطوره ؟

از آقا تقی و مردم مهربان نراق تشکر می کند که فرزندش آقا مصطفی را مورد تکریم و احترام قرار داده اند . تنها سفارشی هم که امام خمینی(ره) به آقا تقی می فرمایند اینکه در قم سلام من را به آیت الله سید رضا بهاءالدینی برسان .

img_4435.jpg

2- 12 بهمن 1357 امام خمینی رحمت الله علیه پس از سال ها تبعید و مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی از نوفل لوشاتو پاریس به تهران وارد شد و مورد استقبال بی شائبه مردم انقلابی قرار گرفت . 12 روز بعد 22 بهمن انقلاب پیروز شد .

رهبر کبیر انقلاب لیستی در اختیار داشت که بیش از 150 نفر افراد مورد نظرش را در تهران متناوبا به حضور می پذیرفت . حاج حسین بهی اهل قم از چهره های انقلابی که در نراق به استاد حسین معمار مشهور و ساخت چند بنا از جمله حسینیه و حمام پایین را درست کرد با آدرسی که از پدرم در تهران داشت و با او آشنا بود به سراغش آمد .


img_4434.jpg

روز بعد و دو هفته به عید نوروز مانده و احتمالا تاریخ 15 اسفند 1357 ساعت 10 صبح بود که یک ماشین بنز جلوی منزل پدری ام توقف کرد . ایشان آماده شد و در مدرسه رفاه به دیدار رهبر انقلاب مشرف شد .


img_4426.jpg

گروه ها و افراد زیادی منتظر ملاقات بودند . پدرم افرادی از جمله حجت الاسلام سید محمد جعفری ورامینی و حجت الاسلام صادق خلخالی و افراد دیگر را دیده و با آنان صحبت کرده بود . جعفری ورامینی دهه چهل به مدت سه سال روحانی شهر نراق بود و اهالی را خوب می شناخت و بعد از بازگشتش به قم علاوه بر فعالیت های حوزوی یک باب مغازه ماست بندی نیز راه اندازی کرد .

 

ملاقات با حجت الاسلام نورالله شاه آبادی فرزند میرزا محمد علی

 

تاریخ 29 مهر 1393 آقای محمد رئوفی مقدمات ملاقات با حجت الاسلام حاج نورالله شاه آبادی متولد 1308 را در منزلش واقع در منطقه دزاشیب تهران فراهم کرد .


img_4467.jpg  img_4468.jpg

مشارالیه فرزند میرزا محمد علی شاه آبادی( 1251 – 1328 ش ) فرزند محمد جواد می باشد .

محمدعلی بیدآبادی، فقیه و مجتهد شیعی مشهور به شاه‌آبادی و معروف به فیلسوف فطرت، در محله حسین‌آباد اصفهان به دنیا آمد. وی استاد آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بوده است .

 

ملاقات با جانباز قطع نخاع احمد اصغری سندی

تاریخ 29 مهر 1393 با تلاش آقای محمد رئوفی در مرکز توانبخشی جانبازان حضرت امام خمینی(ره) در منطقه فرمانیه تهران یکی از ایثارگران قطع نخاع مورد ملاقات قرار گرفت .


img_4481.jpg

در این مرکز بیش از 40 نفر جانباز قطع نخاع وجود دارد که آقای رئوفی احساس مسئولیت کرده و بر اساس حس وظیفه شناسی و قدردانی با جانبازان ملاقات می کند . نگهبانان درب ورودی و جانبازان او را می شناسند و به نام او را صدا می زنند . خودش می گوید خود را ملزم می دانم که متناوبا به این قهرمانان سر بزنم .


                       img_4475.jpg

یکی از این جانبازان ؛ بسیجی آقای احمد اصغری سندی فرزند موسی اهل روستای سندی از توابع شهرستان فومن استان گیلان می باشد . ایشان اظهار نمود هشت ساله بودم که با خانواده به تهران نقل مکان نمودیم . یکی از حرفه های من داوری مسابقات فوتبال بود . در سازمان صنایع دفاع استخدام ولی بعد به عنوان نیروی بسیجی به جبهه اعزام شدم .

عملیات مسلم بن عقیل با رمز یا ابوالفضل العباس (ع) در محور سومار استان کرمانشاه در مهر ماه 1361 در مصاف با نیروهای ارتش متجاوز عراق مجروح و قطع نخاع گردیدم و اکنون دارای 70 % جانبازی هستم .

 

 img_4457.jpg

با تشکر از محمد رئوفی فرزند تقی و حاج احمد رضایی فرزند رضا نظر از اهالی شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت21:41توسط |
افتخار من جانباز این است که رهبری جانباز دارم


افتخار من جانباز این است که رهبری جانباز دارم


اولین بار که به جبهه اعزام شدم تاریخ 13 فروردین 1367 در پدافندی عملیات والفجر 10 در حلبچه عراق مجروح شیمیایی شدم .


img_5819.jpg

احمد مرادی

برای دومین بار از بسیج شهر نراق به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردیدم . مرداد 1367 در روزهای پایانی جنگ عراق بر علیه ایران در گردنه حسن آباد کرمانشاه و منطقه عملیاتی مرصاد بودیم . فرمانده گروهان ما پاسدار محمد رضا عابدینی فرزند علی اهل شهر نراق و مسئول تدارکات گروهان هم داود محمودی فرزند حسن از جنگ زدگان آبادانی بود که خانواده اش از اوایل جنگ در نراق سکنی گزیدند .


img_5830.jpg

با توجه به اینکه از کفش هایم که کتانی بود و لباس هایمان بیش از حد استفاده کرده بودیم مندرس و حتی پاره شده بود و وسایل لازم نیز وجود نداشت که بتوان دوخت و دوز کرد. برای گرفتن لباس و کفش پیش آقای عابدینی رفتم و هر چه اصرار کردم می گفت نداریم و کف دستش را نشان داد و گفت بکن.

img_5838.jpg

من هم گفتم از این به بعد بدون لباس نظامی وارد صبحگاه می شوم و نباید اعتراضی داشته باشی چون نه کفش دارم و نه لباس.
وقتی دید من این تصمیم را دارم و آن را اجرا می کنم و سابقه ما را هم داشت گفت برو پیش محمودی و یک دست لباس و یک جفت کتانی بگیر ولی به کسی چیزی نگویی. 

img_5841.jpg

ما که گوش به این حرف ها نمی دادیم رفتم داخل چادر و به ابوالفضل عابدی و اکبر عظیمی دو نفر از رزمنده های نراقی کفش و لباس را نشان دادم و گفتم بروید به آقا محمد رضا بگویید که ما داخل کیف احمد مرادی لباس و کفش نو دیدیم ؛از کجا آورده است ؟ فلذا مجبور می شود برای اینکه دهن شما را هم ببندد لباس و کفش به شما هم بدهد .

img_5409.jpg

همین کار را کردیم و هر سه نفر لباسمان نو شد ولی نمی توانستیم مقابل سایر رزمندگان بپوشیم چون همه می فهمیدند که آقای عابدینی به همشهریانش توجه بیشتری دارد .

هر سه نفر پیش فرمانده گروهان رفتیم و درخواست مرخصی داخل شهری کردیم . اول گفت نمی شود . ما توضیح دادیم که می خواهیم به شهر برویم و بعد از برگشت لباس هایمان را نشان بدهیم تا شاید بقیه فکر کنند از شهر خریداری کرده ایم .


          09748278663206532727.jpg     img_5835.jpg

ایشان هم قبول کرد و به شهر رفتیم و بعد از برگشت کیف خود را باز کردیم و لباس ها و چیزهای دیگری که از شهر خریداری کرده بودیم را نشان دادیم کسی هم متوجه این دودره بازی ما نشد. بعد به آقای عابدینی گفتیم که می شود از کف دست هم مو کند.

البته ما جوان بودیم و دوستان رعایت شیطنت های ما را می کردند والا بزرگترها و فرماندهان برای این چور مسایل خودشان را درگیر نمی کردند و توجه به این نوع احوالات ما نداشتند .

گرامی باد یاد شهیدان هشت سال دفاع مقدس شهر نراق و بلند و پایدار باد طول عمر مقتدایمان حضرت آیت الله خامنه ای .


افتخار من جانباز این است که رهبری جانباز دارم .

img_5836.jpg

جانباز احمد مرادی فرزند علی محمد اهل شهر نراق 11/11/1390 


+نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان 1393ساعت20:52توسط |
واژه و اصطلاحات بین مردم شهر نراق(3)


واژه و اصطلاحات بین مردم شهر نراق(3)

شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . زبان مردم شهر نراق فارسی است ولی گویش های متفاوتی بین آنان رایج است.

10313838_556436244472297_5902525976917297584_n.jpg

قسمت سوم از اصطلاحات که بیشتر در قدیم بین مردم بیان می شد را به دوستاران فرهنگ زادگاه دوست داشتنی و زیبایمان تقدیم می کنیم :



آن آله : آن طرف                                            آن گُله : آنجا

اَدارواردار : آماده کردن                                  آق عمو : پسر عمو

آق دایی : پسر دایی                                     آق خاله : پسر خاله

آلش : عوض                                                 آلشی : عوضی

اَکوله : نوعی بیماری در گلو                           اَقومه : دور هر چیزی را گویند
422911_244439255643479_341611135_n.jpg
آله : نصف                                                       اَم پسا : این دفعه

اَنقَذَه : مقداری ؛ خیلی کم                                 این آله : این طرف

اومَحَلیَه : آن وقت                                             اَلجَک : دستکش

اَلنگاز : معطل کردن                                           پرقاشه : کم

اِبیا : در بیان تعجب                                            ارسی : کفش



1473030_1397453247160758_788066101_n.jpg


ارس : در بالا رو و قدیمی                                         بوخ : وای
بُنَه : اساس                                                            بِجه : بدو

بی را : بی رویه                                                      باوجودا : با اینکه

بخته کور : بیچاره                                                    بِپا : مواظب باش

بُرّه : دسته ای از اشخاص                                       بِجور : پیدا کن



1016570_1511936892379059_6122089813390317445_n.jpg

بلک : آهسته بیا                                           بدقاره : انجام کارهای کوچک

پندری : مثل اینکه                                        پَک و پوره : چیزی

پَرک گذاشتن : فریب دادن                            حلاشه : حمله کردن

پابه زار : کفش ؛ گیوه                                  پلیز : پهن شدن

تاش : قدری                                                تِنگُل : ترنگل

536618_3004180104687_559170890_n.jpg


تلاش : تکه ای از چوب                                     تَق : نوعی طناب

تاریک شنگول : دیدن اشیا در ابتدای شب            توفیر : تفاوت

جاز : جهیزیه                                                    جَختی : تا اندازه ای

جَلدی : زود                                                     جِستن : دویدن

جُستن : پیدا کردن                                            چِکّوله : خیلی کم

چَنگه لوزه : وارسی در خاک                              سقومت : استقامت

چَنقضه : چه مقدار                                           چنزیل : به هم پیچیده


                                .jpg

کِز : جمع شدن                                          کَشَه : گوشه

کِرکِر : کاری را سست انجام دادن               کَلَچَه : زیاد حرف زدن

گابشه : شاید                                         خانه خواه : دوست؛آشنا

دَم : نزدیک                                              دایی قزی : دختر دایی

دِقز : شکاف                                            دولاب : شکاف یا حفره در دیوار اتاق

دَم آب : توالت                                          رودِم : عزیزم

.jpg

رَعیت : کشاورز                                        رَسَن : طناب

راحتی : قیف                                           سِمِنت : سیمان

سعلا : حتی                                             سِلخ : استخر

عَم قزی : دختر عمو                                 فیومه : بهانه

قاچ : قسمت                                           قورتاسه : جمع شدن با فشار


                            1426726_10200760029584254_2050412051_n.jpg

لََمپا : نوعی چراغ نفتی                                      مظنه : مثل اینکه

مقبول : قشنگ                                                 گاس : شاید

گشنه : گرسنه                                                 گاگوله : جستجو کردن

گُرم " گردن                                                      گلامون : نوعی بیماری

لَچَر : کثیف                                                       هِنه بو : خبر

 یخته : مقداری                                               مارونه : ورم

نوچه : خدمتکار                                                نطق : حرف زدن

یامون : نوعی بیماری                                        می بس : می بایست

       img_1678.jpg   img_1680.jpg

اصطلاحات فوق الذکر از کتاب " نراق در آیینه تاریخ " استخراج گردید و بعضی از واژه ها طی دو دوره قبل نمایش شده فلذا چون عینا از کتاب مذکور بهره برداری گردید حذف نشد و نسبت به تکرار آن صبور باشید .

.jpg

از معلم بازنشسته آقای محمد رضا خسروی فرزند قنبرعلی مولف کتاب " نراق در آیینه تاریخ چاپ بهار 1375 " قدردانی می گردد .



همشهریان دوست داشتنی : اگر شما هم تمایل داشتید اصطلاحات دیگر را معرفی نمایید تا به این لیست بیافزاییم . مواظب باشیم مطالب عامه پسند و در خور شان و فرهنگ شهرمان باشد .

 

10259740_10201792754002023_7005964682273958172_n.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                             وبلاگ سلحشوران شهر نراق

       

+نوشته شده در شنبه هفدهم آبان 1393ساعت21:53توسط |
آقا حسین فاضلی عالم پُر آوازه و برکت شهر نراق 1

 

آقا حسین فاضلی عالم پُر آوازه و برکت شهر نراق 1

حجت الاسلام آقا حسین فاضلی عالم پُر آوازه و برکت شهر نراق


شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . بیش از 40 نفر از عالمان بزرگ دینی تا کنون از این شهر مذهبی ثبت تاریخ شده اند که قویترین چهره های جهانی آن علامه ملا محمد مهدی و ملا احمد فاضل نراقی هستند .


تاریخ 28 محرم 1296 برابر 2 بهمن 1257(136 سال قبل) در شهر عالم پرور نراق از مجتهد ذی نفوذ و با کرامتی به نام ملا محمد رضا فاضلی و زن مومنه ای به نام خاور سلطان خانم فرزندی به عالم هستی راه یافت که نام نکویش را به تاسی از سرور شیعیان جهان "حسین" گذاشتند .

.jpg

آغاز زندگی گهربار آقا حسین در اواخر حکومت احمد شاه قاجارفرزند محمد علی(1275 تبریز– 1308پاریس فرانسه) و شروع حکومت رضا پهلوی فرزند عباسعلی داداش بیگ (1256 آلاشت مازندران – 1223 ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی) بود .

با روی کار آمدن حکومت رضا شاه داشتن سجل و نام خانوادگی در ایران اجباری گردید . سجل یا ورقه هویت ایشان با آرم وزارت داخله توسط حکومت محلات به نمره 1277 (شماره شناسنامه) و روز پنج شنبه تاریخ 10 دی 1304 شمسی مطابق با 15 جمادی الثانی 1344 قمری صادر گردید و آقا حسین آن زمان که شناسنامه دار شد 47 ساله بود .

 2.jpg

 مشخصات روی شناسنامه آقای آقا حسین فاضلی فرزند مرحوم آقای ملا محمد رضا مجتهد و خاور سلطان خانم به ثبت رسیده است . در قسمت شغل پدرش را مجتهد و خودش را عالم نوشته اند . سال 1371 شمسی که برای افراد زنده و مرده دارای سند کُد ملی صادر شد شماره 0579421309 نیز برای وی معین گردید .


نیاکان و جد پدری حسین فاضلی نراقی

* پدر ایشان عالم برجسته ملا محمد رضا فاضلی مجتهد فرزند ملا ابوالحسن بن ملا محمد مهدی نراقی (نوه ملا محمد مهدی) در نراق و مناطق اطراف مورد احترام و روحانی بزرگواری بود .

1.jpg

پدر بزرگ آقا حسین به نام ملا ابوالحسن نراقی پس از فوت به وسیله تخت روان و چهار پایان از نراق به نجف عراق منتقل و در قبرستان وادی السلام دفن گردید . پیکر پاک ملا محمد رضا مجتهد پس از فوت از نراق به شهر قم منتقل و در قبرستان شیخان در کنار سایر علما دفن گردید .
10 مرداد 1339 ملا احمد فاضلی (نراقی پور) فرزند آقا محمد طی تصادف با ماشین فوت و در بالای قبر پدربزرگش ملا محمد رضا دفن گردید .

                       101.jpg

 به علت ساییدگی نوشته ها تاریخ 25/2/1381 در آستانه برگزاری کنگره فاضلین نراقی سنگ قبر مشترک این بزرگواران توسط آقای محمد نراقی پور فرزند احمد تعویض و لیکن فقط مشخصات مرحوم احمد نراقی پور روی سنگ قبر مرقوم شد .

.jpg

* علامه ملا محمد مهدی فاضل نراقی سال 1146 قمری(289 سال قبل) مطابق با سال 1113 شمسی و برابر 1734 میلادی در نراق متولد و روز شنبه تاریخ هشت شعبان 1209 قمری(226 سال قبل) مطابق 9 اسفند 1173 شمسی و برابر 28 فوریه 1795 میلادی در سن 63 سالگی وفات یافت و پس از انتقال جنازه اش به نجف عراق در آستان قدس علوی مضجع منور امام علی بن ابیطالب(ع) به خاک سپرده شد . پدرش ابوذر یا ابی ذر نراقی کارمند دولتی و پاکار (مأمور محلی در سطح روستا و زیردست کدخدا) بوده که طی درگیری با حمله محمود افغان در زادگاهش به قتل رسید .

.jpg

* علامه ملا احمد فاضل نراقی فرزند برومند ملا محمد مهدی روز سه شنبه 14 جمادی الثانی سال 1185 هجری قمری (250 سال قبل) مطابق با 2 مهر 1150 هجری شمسی و برابر با 24 سپتامبر 1771 میلادی در عهد سلطنت فتحعلی شاه قاجار در نراق متولد و روز پنج شنبه 23 ربیع الثانی 1245 هجری قمری(190 سال قبل) مطابق با 30 مهر 1208 هجری شمسی و برابر با 22 اکتبر 1829 میلادی درسن 60 سالگی بر اثر وبای عمومی در نراق حومه کاشان وفات نمود . پیکر پاک ایشان با زحمات زیاد از نراق به نجف عراق منتقل و در مضجع با فضیلت امام اول شیعیان علی بن ابیطالب(ع) نزد پدر بزرگوارش در ایوان علما به خاک سپرده شد .

 

منزل تاریخی فاضلین نراقی

خانه ابتدا متعلق به ابی ذر نراقی نایب الحکومه ؛ سارالبلوک و مامور وصول مالیات نراق بود که اکنون به خانه تاریخی فاضلین معروف است . این بنا یکی از اصیل ترین و قدیمی ترین بنا های تاریخی به شمار رفته و جدای از ویژگی های منحصر به فرد معماری دارای ارزش بسیار بالای فرهنگی می باشد .

7.jpg

بخشی از بنا توسط شهرداری مرمت و از سال 1387 به پایگاه معرفی آثار و اندیشه فاضلین تبدیل گردید . در سقف این بنا تاریخ 1139 هجری قمری(296 سال قبل) به چشم می خورد که روی آن نوشته :


گشاده باد به دولت همیشه این درگاه به حق اشهد ان لا الا الا الله

102.jpg

در همین منزل حجج اسلام آقا حسین و آقا محمد فاضلی فرزندان آقا ملا محمد رضا رشد و نمو نموده اند . شش دانگ خانه فاضلین نراقی با پلاک ثبتی 376 فرعی از 4224 اصلی واقع در شهر نراق قطعه هفت شهرستان محلات به نام محمد مجتهد فاضلی نراقی که در سال 1319 شمسی به ثبت رسیده و از سال 1370 اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان دلیجان نسبت به مالکیت خانه به وراث قانونی آن اقدام نمود و این موضوع در حال انجام است .

                                                 8.jpg

این بنا که نیاز به مرمت و بازسازی بیشتر دارد از سال 1392 با حفظ مالکیت ورثه احمد نراقی پور و بدون حق مالکیت در اختیار شهرداری نراق قرار گرفت تا این اثر تاریخی حفظ و مرمت گردد .
منزل فاضلین نراقی اسفند 1390 به شماره 20138 در فهرست آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی ایران به ثبت رسید .

تحصیلات آقا حسین فاضلی

تحصیلات ابتدایی را در مدرسه حوزه علمیه نراق که توسط نیاکانش و مشخصا توسط علامه ملا محمد مهدی فاضل نراقی بنا شده بود سپری کرد و به فراگیری علم و تربیت مشغول گردید .

9.jpg

آقا حسین عطش زیادی برای فراگیری علم از جمله علوم دینی داشت . به مانند نیاکانش در نوجوانی وارد حوزه علمیه گردید . وی در سن 14 سالگی سال 1271 خورشیدی برای تکمیل دروس و استفاده از اساتید مجرب به مانند جدشان وارد حوزه علمیه (احتمالا چهار باغ ) اصفهان گردید و حدود هشت سال در این شهر تحصیل نمود .

10.jpg

آقا حسین عظیم المنزله در حوزه های اصفهان و نجف ارتباط نزدیکی با آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی فرزند سید علی(1254 در بروجرد – 1340 در قم) داشت . آیت الله العظمی بروجردی از مراجع شیعه در سده چهاردهم و هم سن و دوست آقا حسین فاضلی درحوزه های علمیه اصفهان و نجف بود . بنابر این به احتمال قوی تحصیل ایشان به مانند تحصیلات آیت الله بروجردی بوده است .
سطوح فقه و اصول و ادبیات را از محضر آیت الله سید محمد باقر دُرچه ای( 1264 ق – 1342 ق) ؛ آیت الله میرزا ابوالمعالی کلباسی فرزند حاج محمد ابراهیم(1247 ق – 1315 ق) و میرزا سید محمد تقی مدرس فرزند سید حسن(1273 ق – 1333 ق) مستفیض شد . همچنین فلسفه ؛ حکمت ؛ کلام و منطق را نزد حکیم میرزا جهانگیرخان قشقایی فرزند محمدخان(1243 ق – 1328 ق) گذراند .

                                                                       11.jpg

آن مقطع اکثر روحانیون و علما تحصیلات و سطوح را در اصفهان فرا گرفته و برای تکمیل علوم به حوزه علمیه نجف که مجددا رونق یافته بود مهاجرت می کردند . آنان پس از یک دوره حداکثرهشت ساله و کسب مدارج علمی به اصفهان بازگشته و به تدریس و تصدی سایر شئون دینی می پرداختند . بر این اساس حوزه علمیه اصفهان در پرورش مجتهدان و علمای طراز اول پیش گام بود .
آقا حسین رحمت الله علیه پس از پایان تحصیلات در حوزه علمیه اصفهان حدود سال 1279 خورشیدی به عتبات عالیات در کشور عراق مشرف و در حوزه علمیه نجف اشرف به تحصیل پرداخت . یکی از استادان وی شیخ فتح الله شریعت اصفهانی فرزند ملا محمد جواد(1266 – 1339 ق) بود .

12.jpg

معظم له اکثرا پس از زیارت منور و مشعشع علی بن ابیطالب(ع) در ایوان علما حضور یافته و بر قبور اجداد خود ملا محمد مهدی و ملا احمد فاضلی نراقی فاتحه و صلوات می فرستاد . همچنین در شهرهای کربلا ؛ کاظمین و سامرا به زیارت قبور ائمه هدی مشرف می گردید . سال 1287 خورشیدی پس از هشت سال با کوله باری از علم و تجربه و اندوخته های علمی از نجف به زادگاهش نراق بازگشت و بعد در حوزه علمیه اصفهان تحصیلات را ادامه داد .

13.jpg

این دو برادر(آقا حسین و آقا محمد) همچنین مدتی در حوزه عملیه کاشان که به مدرسه آقا بزرگ مشهور و نیاکانش آن را بنا نهاده اند به تحصیل و تدریس پرداخته اند . در هر صورت پس از تحصیل و جهد و کوشش و تهذیب نفس به زادگاهشان نراق بازگشته و آقا حسین از عرفای بزرگ منطقه محسوب گردید . آقا حسین تا آخر عمر به تزکیه روح و راهنمایی مردم آن دیار همت گماشت و در بین علمای منطقه قم ؛ اصفهان و کاشان سر آمد بود .

 

ازدواج های آقا حسین فاضلی و فرزندانش

زمانیکه آقا حسین از نجف بازگشت و در حوزه علمیه اصفهان تحصیل و تدریس می کرد حدود سال 1285 خورشیدی در 28 سالگی با خانم مومنی از اهالی اصفهان صیغه محرمیت به ثبت رساندند و بعد صاحب یک فرزند پسر می شوند . دو سه سال بعد آقا به نراق باز می گردد . دوستان و اقوام به دلیل عدم آگاهی از ازدواج وی پیشنهاد تشکیل زندگی را به نامبرده می دهند .

.jpg

سال 1287 خورشیدی در سی سالگی با مریم خانم فاضلی فرزند آقا محمد رضا دارای شناسنامه شماره 1278 و متولد سال 1296 قمری(1257 شمسی) ازدواج می کند . مریم خانم قد کوتاه و از طایفه پنج پولی ها بود . شکوفه نام مادر مریم و پدرش تاجر که به تجارت می پرداخت . این خانم نسبتا جوان قبلا همسری داشت که در اثر بیماری فوت می کند و ازدواج دومش را با آقا شروع می کند.

همسر اصفهانی با فرزند خردسال و دو سه ساله اش به نراق آمد و فرزند را به پدرش تحویل و پس از ادای حق و حقوقش زندگی مشترک را خاتمه می دهند . پسر نزد نامادری اش مریم خانم بزرگ و حدود 12 ساله گردید . این نوجوان که نامش مشخص نشد به سبک پدرش عبا به تن کرده و دستار گونه ای به شکل عمامه بر سر می گذاشت و علاقمندی خودش را به طلبگی دانش دینی نشان می داد . شیوع بیماری به سراغش آمد تا اینکه فوت و در نراق دفن گردید .

14.jpg

سال 1292 خورشیدی آقا حسین از همسرش مریم خانم صاحب دختری به نام خدیجه سلطان شد . سال 1344 قمری که شناسنامه در ایران رایج شد برای خدیجه سلطان فاضلی در سن 12 سالگی شناسنامه ای به شماره 1279 و تولد 1332 قمری(1292 شمسی) صادر گردید . سالی که مردم شناسنامه دار شدند اغلب فامیلی زنان را از روی شهرت همسرشان انتخاب می کردند فلذا شهرت فاضلی نیز برای مریم خانم انتخاب شد .

زمانی که جوانی به خواستگاری خدیجه سلطان صبیه 15 ساله اش می آید از او فرصت می خواهد و نقل است که رخصت طلبیده و فرموده عمر دخترم شاید به دنیا نباشد و خدیجه سال 1307 شمسی در عنفوان جوانی در اثر بیماری فوت و در نراق دفن می شود . پدر و مادرش در غم از دست دادنش صبر و شکیبایی پیشه کرده و تا آخر عمرشان تنها زندگی کردند .

                                                                          15.jpg

زن آقا(مریم خانم) نیز سال 1325 شمسی در سن 68 سالگی بدرود حیات گفت و در گورستان چهار طاق نراق دفن گردید . روی قبرش سنگ مرمر و نامش حکاکی شده بود . چهار طاقی بعدا به پارک و کتابخانه تبدیل شد . مریم خانم فرزند آقا محمد رضای تاجر ؛ خواهری داشت که مدتی همسر محمد حسین احمدی فرزند حاج میرزا کوچک بود و فامیلی های " فزونی نراقی " از این ازدواج است .

دومین همسر محمد حسین به نام سلطنت احمدی فرزند میرزاتراب می باشد . مریم خانم فاضلی زن مومنه و متمولی بود که بعد از فوت ارثیه اش به اقوامش تعلق گرفت .

سال 1371 شمسی که برای افراد زنده و مرده دارای سند کُد ملی صادر شد شماره 0579421317 برای مریم خانم فاضلی فرزند آقا محمد رضا و شماره 0579421325 نیز برای خدیجه سلطان فاضلی معین گردید .

باغ میرک در دشت لاستان شهر نراق

باغ میرک متعلق به آقا حسین بود . خودش کشاورزی نمی کرد و لیکن درختان از جمله بادامش را به رعیت ها اجاره می داد . یکی از رعیت های این باغ آقای باقر کاظمی فرزند ابراهیم بود . پس از سال های طولانی از فوت وی همچنین درخت انجیر این باغ طعام شیرین رهگذران است .

16.jpg

اتاق مورد استفاده ایشان و دوستانش همچنان پابرجاست و با گذشت 80 سال از مرگش از بین نرفته است . حومه این باغ آسیاب آبی وجود دارد که مندعلی نباتی فرزند حسین(1305 – شهادت 1361) در آن گندم تحویلی مردم را به آرد تبدیل می کرد و تنها آسیابی است که همچنان ساختمان آن سالم مانده است .

 

در چند متری باغ میرک و آسیاب ؛ سلخ(استخر آب برای مصرف کشاورزی) نسبتا بزرگی است که به زیبایی دشت لاستان با درخت های سر به فلک کشیده اش می افزاید و هم اکنون درخت چناری وجود دارد که تنومند و قدمت 200 ساله دارد . آقا حسین زیر این چنار و سَر دهنه چشمه آن با دوستانش به مباحثه های علمی می پرداخت .

                                                                           img_3357.jpg
اسفند 1387 تریلی هوو ساخت کشور چین حامل سنگ آهن در اثر نقص فنی در نراق حادثه آفرید و واژگون شد . روز سیزده فروردین سال 1388 که مردم نراق به مناسبت سیزده بدر از شهر خارج شدند نقص فنی یک دستگاه ماشین تریلی هوو ساخت کشور چین وحشت تمام شهر را در بر گرفت و نهایتا داخل رستوران عمو حسن متعلق به آقای حسن حبیبی متوقف شد . در پی آن 28 نفر شتر در هنگام سقوط از این وسیله تلف شده و سه نفر مسافر غیر بومی کشته و به وسایط نقلیه و اشجار خیابان خسارت وارد شد .

17.jpg

سال 1384 نیز ترمز یک دستگاه تریلی بریده و در خیابان اصلی وارد مغازه قنادی آقای ولی الله حمیدی گردید و خساراتی وارد نمود . همچنین 13 مرداد 1389 نقص فنی در همین نوع تریلی باعث آسیب به منازل و ماشین ها گردید . دو سه بار هم حوالی شهر اتفاقاتی از این دست رخ داد که خسارت متوجه رانندگان خودرو گردید .
در پی حوادث های غیر مترقبه مردم متعصب دست به کار شدند و با فروش و یا هدیه باغ و زمین هایشان به دولت جاده کمربندی در پیرامون نراق احداث گردید . باغ میرک نیز از صاحبش خریداری و به دو شقه تبدیل گردید .

خدمت کاران بیت آقا حسین و همسرش مریم خانم

 آقا و همسرش که اکثرا به زن آقا خطاب می شد در طول حیاتشان چندین خدمتکار داشتند :

 18.jpg

 * رضا برزُکی فرزند حسنعلی مشهور به رضا سوری(1242 – 1347) که قبرش اکنون به دلیل بازسازی آرامگاه ها در جوار گلزار شهیدان قرار گرفته از پیشخدمت های مشهور بیت دو برادر بود .


* خانم ها فاطمه و جواهر محمودی فرزندان باقر که هنر طبخ غذا داشتند از خدمتکاران بیت آقا بودند .

19.jpg

* محمد شاه حمزه یی فرزند اسدالله مشهور به محمد ربابه غذاهای طبخ شده را جهت استفاده به دره پاطاق محل عبادت آقاحسین منتقل می نمود .محمد تاریخ 12/12/1390 فوت و در قطعه 312 ردیف 165 شماره 43 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

 

محل سکونت آقا حسین در نراق

اتاقش چندین طاقچه داشت که اشعاری با قلمی شبیه آب طلا نوشته شده بود . یکی از دوستانش که با هم در یک حیاط و در اتاق های جداگانه زندگی می کردند حاج میرزا عباس فرزند حاج محمد ابراهیم بود .

 20.jpg

 همسران آنها مریم خانم و سلطان خانم نیز با هم دوست و اغلب با هم معاشرت داشتند . حاج میرزا عباس خواهر زاده آقا حسین بود . یکی از برادران میرزا عباس ؛ آقا حسن نام داشت .

21.jpg

81 سال پیش اولین درمانگاه در سال 1312 شمسی با نام صحیّه نراق راه اندازی و دکتر حسنعلی عادلخانی فرزند ملا محمد هاشم اهل روستای آمره از توابع شهرستان خلجستان استان قم پزشک حاذق این درمانگاه بود . ساختمان آن منزل استیجاری حاج محمد علی (اکنون تخریب شده ) بود .
مدتی پس از فوت آقا حسین یک یهودی به نام فرج الله هیّمیان فرزند داود که به فرج یهودی مشهور بود
با وجود پزشک و درمانگاه مخفیانه به حکیمی گری پرداخته و با مردم انس و الفت داشت . فرج بن داود زیرکانه و بدون جلب توجه عتیقه جات مردم و از جمله اجناس گرانبهای منزل آقا حسین را خریداری می نمود .

22.jpg

                                                                                                                                                         اسفندیار کریمی
منزل ایشان از سال حدود 1371 توسط آقای اسفندیار کریمی فرزند حسین مشهور به اسفندیار بابا کریم خریداری گردید و در اختیار سازمان میراث فرهنگی قرار نگرفت .

 

احوال معنوی و فضایل اخلاقی حجت الاسلام حسین فاضلی

عبادت های فراوان و شبانه روزی آقا حسین اعلی الله مقامه باعث شده بود علاقمندان زیادی دور او حلقه بزنند . وی انسانی عابد ؛ زاهد ؛ عارف ؛ خوشرو ؛ خوش سیما و نورانی ؛ خوش خَلق و شاداب؛ مردم دوست ؛ متعبد ؛ هیکلی با هیبت و چهار شانه ؛ ریش های متوسط و آنکارد شده ؛ لباس های تمیز و عمامه سفید و از کفش ارسی استفاده می کرد . بسیار قرآن می خواند . در زمان فوت با اینکه 60 بهار از عمرش گذشته بود ولی هنوز ریشش نسبتا سیاه مانده بود .

23.jpg

او عاشق عبادت، تهجد و سجده هاي طولاني، ناله و زمزمه هاي شبانه بود . علاقمند به ائمه هدی و امام زمان(عج) و نسبت به دنيا و امور دنيوي بي توجه بود .

عشق به عبادت و اذکار در او زیاد بود . به ائمه معصومین علاقه زیادی داشت . کمتر حاضر بود پیشنماز مسجد بایستد و در مکان های بلند مرتبه نمی نشست . با اینکه وضعیت مالی نسبتا مناسبی داشت ولی در منزلش به جای فرش از زیلو و حصیر استفاده می کرد . تمامی مساعی و هم و غم وی صرف ارشاد و امور دینی ؛ مذهبی و اجتماعی مردم بود .

                                                                                                           24.jpg

در منزلش اتاق مخصوصی برای عبادت داشت تا حال خوشش خدشه دار نشود . فاضلی رحمت الله علیه برای خواندن دعا و راز و نیاز با خداوند متعال اغلب به بیرون نراق و در فضاهای رو باز می رفت . ایشان از چراغ بادی (فانوس) و یا پی سوز برای تردد شبانگاهی به پیرامون نراق استفاده می کرد . این چراغ ها در 110 سال قبل در اختیار همگان نبوده و اغلب مورد استفاده بزرگان آبادی قرار می گرفت .

25.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مریدان او بارها از راه دور اعمال و رفتار نیکویش را تعقیب می کردند که باعث رنجش ایشان می شد . گذشته از مقامات معنوی، از محبوبیت فوق العاده‌ای در بین عام و خاص برخوردار و صاحب مقام کشف و شهود باطنی، کرامات روحانی بود . از دید مردم او صاحب کرامات و دنیا در دستش بود نه در دلش .

 

شش مکان مشهور عبادت حجت الاسلام آقا حسین فاضلی رضوان الله علیه در نراق

1- دره پاطاق : دره پاطاق در مسیر دسترسی به بقعه متبرک زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد(ع) یکی از محل های عبادت معظم له بود . این دره مثلثی شکل حدود 700 متر ارتفاع دارد و با کمک مردم مکان عبادت به صورت شگفت انگیزی با سنگ ساخته شده که با وجود گذشت حدود 120 سال همچنان پابرجاست .

 26.jpg

 در دامنه کوه کم ارتفاع دو ردیف سنگچین به ارتفاع سه متر و به عرض شش متر به زیبایی طراحی و ساخته شده است . روی سنگچین فضایی صافی برای حدود 20 نفر مومن جهت عبادت وجود دارد . در اطراف محل عبادت چشمه آبی است که در سال های پُر آبی دارای آب و بقیه سال ها آب کم دارد .

 27.jpg

 از بلندای دره پاطاق به نراق جلوه ای از زیبایی خدادادی مشاهده می شود .از سال های پیش زنان نراقی در دامنه و خصوصا پای دره پاطاق به پخت آش نذری می پرداختند و زمانی که مردم از دعاخوانی از دامنه پایین می آمدند از آنان پذیرایی می کردند .

                                                        28.jpg

بارها مردم مسلمان از آقا حسین درخواست می کردند برای حفظ جانش به دره پاطاق نرود تا از گزند حیوانات وحشی و یا خزندگانی مثل مار در امان باشد ؛ لیکن ایشان توجه ای به این تقاضا نداشت و به عبادت خاص خودش می پرداخت . دره پاطاق اکثرا در بهار و تابستان مورد استفاده قرار می گرفت .


2- پا سنگ ملا : حومه حوزه علمیه الغدیر فعلی از مکان های دیگر عبادت آقا حسین بوده است که با ساخت جاده کمربندی در سال 1391 آثار سنگ مشهور به ملا از بین رفته است . همچنین با حضور آقا حسین عبادت ترک شده نماز و دعای طلب باران(استسقاء) خوانده می شد .

29.jpg

 مشهور است که زمین های این محل به آقا حسین بخشیده شده بود . چون آن مقطع زمین ها ارزش مالی نداشت . این مکان به پشت باغ عزیز نیز مشهور است . پا سنگ ملا معروف ترین مکان رو باز بوده که نماز عید فطر تا قبل انقلاب در آنجا اقامه می شد .

 30.jpg

 حجت الاسلام سید ابوالحسن موسوی همدانی (دبستانی) فرزند سید محمد ( 1308 – 1386 ) امام جمعه فقید همدان که از سال 1342 الی 1353 به مدت 11 سال امام جماعت شهر نراق بود آخرین نمازهای عید فطر را در عبادتگاه رو باز پا سنگ ملا انجام می داد .

 

3- شریف آباد : پای کوه سترک و استوار اُل مزرعه ای وجود دارد که نام آن همچنان شریف آباد هست . چشمه آب و درختان کهنسال قدیم و فضای سبز به زیبایی این مکان افزوده است .

                                                                           32.jpg

 فاصله از نراق باعث شده بود که آقا حسین اغلب شب های جمعه به آنجا رفته و در فضای آزاد پای سنگی که همچنان وجود دارد به عبادت به خالق هستی بپردازد .

سه سال پس از فوت آقا حسین رحمت الله علیه آقای اسماعیل صادقی فرزند عبدالحسین (متولد 1276 – فوت 1350) در سال 1318 شمسی بر اساس علاقه و احترام ؛ محل عبادت این عالم وارسته در شریف آباد را از پای سنگ به عرض و طول دو در دو اتاقکی درست و بالای آن را به شکل هرم می سازد .

33.jpg
پرچمی که اغلب رنگ سبز داشت نیز بر بلندای آن نصب می کند . داخل بنا نیز با کتیبه های پارچه ای پوشانده شده و فضای معنوی به آن بخشیده می شود . از آن به بعد عده ای از زنان و مردان به قصد تبرک جستن از محل عبادت آقا حسین به آنجا رفته و ضمن فاتحه خوانی به راز و نیاز با خداوند می پرداختند .

 34.jpg

 شمع روشن کرده و نذورات توزیع می کردند . یکی از مریدان مشهور شریف آباد هاجرخانم همسر کربلایی محمد نبات ریز(مادربزرگ شهید مندعلی نباتی ) بود . اکنون این بنا تخریب و پس از انقلاب کسی به آنجا برای اعمال مذهبی مراجعه نمی کند .


4- مسجد پایین(امام حسن ع) : در افکار عامه مردم این بنا از فضای مقدسی برخوردار است . شاید یکی از علت هایش عبادت های آقا حسین در آن باشد . تقدس آن به حدی است که یکی از پایه های مسجد به نام آقا پیران لقب داشته و بعضا مردم قدیم از سَر صدق و صفا به پایه پیران قسم می خوردند .

 35.jpg

 قدیمی ها به نورباران آسمانی و برکت مسجد پایین اعتقاد داشتند . آقا حسین عبادت های زیادی در این مسجد انجام داده است . بسیاری از مردم از جمله زن مومنه ای به نام سیده نساء موسوی (خواهر سید مهدی و سید ماشاالله و همسر اسدالله نباتی) نقل متواتر داشته اند که معظم له در مسجد پایین زیر نور ضعیف چراغ لَمپا با سوز و گداز به عبادت عارفانه می پرداخت .

 36.jpg

 عبادت هایش باعث نورانیت خَلق و خُلق وی شده بود به گونه ای که مردم به او روی می آوردند . مسجد پایین که قدمت بیش از 600 ساله دارد در سال 1381 به مسجد امام حسن (ع) تغییر نام یافت . این بنا تاریخ 25 اسفند 1379 به شماره 3534 در فهرست میراث فرهنگی به ثبت رسید .

 

5- بقعه شاه سلیمان : بر اساس آنچه که نقل شده در این بقعه شش قبر متبرک به نام‌های‌ هادی و سلیمان از نوادگان امام علی بن ابی‌طالب‌(ع) و مهدی، مطهر، طاهر و حسین از نوادگان امام کاظم(ع) مدفون می باشند .

 37.jpg

 آقا حسین فاضلی کرارا در تنهایی و خلوت خود در این زیارتگاه به راز و نیاز با خداوند مشغول بود . در این مکان زیر زمین یا سردابه ای وجود دارد که به چهل دختران مشهور است و محلی برای عبادت مومنین بوده و لیکن در حال حاضر بلااستفاده می باشد . قدمت این بقعه بیش از 700 سال می باشد و تاریخ 25 اسفند 1379 به شماره 3536 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .



6- مضجع منور علی بن باقر (ع) مشهد اردهال در 20 کیلومتری شهر نراق نیز به تناسب وقت و زمان محلی ارزشمند برای عبادت مخلصانه معظم له بود . زیارت حضرت سلطانعلی فرزند بلافصل محمد باقر (ع) امام پنجم شیعیان که سال 116 هجری قمری به شهادت رسید قطعا بهره های معنوی زیادی برای ایشان در مدح و ثنای خداوند داشته است .

38.jpg

امامزاده سلطان‌علی‌بن محمد باقر(ع) در روستای مشهد اردهال از توابع شهرستان کاشان در استان اصفهان واقع و بنای این اثر تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۳۴ با شماره ۳۹۹ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .

 

یادداشت و خاطراتی از زندگانی آقا حسین فاضلی

* سال 1311 شمسی آقا حسین از باغش در دشت لاستان به نام میرک با آقا حسن فرزند حاج محمد ابراهیم که خواهر زاده اش بود در حال عبور بودند . یک زردآلو پای درختش افتاده بود . آقا حسین برداشته و به آن فوت کرد و با دست تمیز کرده و دست پسر بچه سه چهار ساله ای به نام علی اکبر پورصادقی فرزند محمد تقی داده و گفته بچه جان زردآلو را بخور تا کفران نعمت نشود .

 39.jpg

 * روزی دو نفر از کشاورزان موقع برداشت محصول دو هندوانه را زیر پُل دشت پایین مخفی کرده و بقیه محصولات را روانه منزل آقا حسین می کنند . وقتی مقابل منزل می رسند آقا حسین اصرار می کند که برای رفع خستگی داخل منزل شوند . وقتی می نشینند متوجه می شوند هندوانه ها که پنهان کرده بودند داخل منزل است . پس از پذیرایی آن دو هندوانه به آنها هدیه می شود تا برای اهل خانواده خود ببرند .

 40.jpg

* در زمان آقا حسین خانواده هایی از دین بهاییت نیز در نراق زندگی و چند نفر در همسایگی او سکونت داشتند . این روحانی بیشتر به فعالیت های دینی مشغول و مکتب اسلام را معرفی می کرد .

 42.jpg

 آیت الله العظمی سید حسین طباطبایی بروجردی فرزند سید علی (1254 – 1340) که از دوستان آقا حسین فاضلی بود میرزا احمد خان نراقی را می شناخت . احمد خان زمانی کارمند اداره دارایی و در شهرستان بروجرد استان لرستان اشتغال و سال 1336 در تهران فوت نمود .


* سال 1295 شمسی(98 سال قبل) که در نراق قحطسالی شده بود به دلیل اینکه شرایط زندگی بهتری داشته به مردم کمک می کرده و به منازل آنان سرکشی داشته است .
ضمنا قحطسالی مهلکی که سال 1288 هجری(147 سال قبل) بر اثر خشکسالی و کمبود غله و حبوبات در منطقه کاشان و نراق و حومه پیش آمد آقا حسین حدود هشت ساله بود .

 43.jpg

 تلفات نیروی انسانی به حدی بوده که کتاب تاریخ غفاری موسوم به اندرزنامه می نویسد مردم مسلمان مردار مسلمان تا یهود را می خوردند و خانه های خود را ویران می نمودند و چوب آنرا می فروختند تا خوراکی فراهم کنند . آبادی هایی که هزار نفر سکنه داشت بیش از 200 نفر زنده نماندند که آنها هم آواره گشتند .

این مطلب در کتاب از کاشان تا کاناری صفحه 343 نیز اشاره می کند . آقا حسین در همه این شرایط و سختی ها به علم و رشد دین پرداخته است .

 44.jpg

 * آقا حسین علیه الرحمه همیشه می گفت من طلبه ای بیش نیستم و به کسی فخر فروشی نمی کرد . خود را خدمتگزار می دانست . مکان جلوسش دم درب مسجد جامع بود و عموما مردم دور او حلقه می زدند .

                                                                                            45.jpg

 برای وعظ کمتر بالای منبر می نشست . سعی می کرد پیش نماز نایستد و اغلب آقا محمد و فرزندش آقا احمد نراقی پیشنماز بودند . به جای فرش از زیلو و حصیر در منزلش استفاده می کرد .


* مردی با چوب بلندی در حال چیدن سرشاخه های درخت بود تا گوسفندان از برگش تغذیه شوند و از چیله اش(چوب) برای سوزاندن استفاده نماید . بعضا که به سختی مواجه می شد یا علی گویان برای ادامه کار تلاش می کرد . آقا حسین با دیدن این صحنه به نشانه اعتراض به همراهان گفته بود دزدی با کمک گرفتن از امام علی(ع) چه کریه و ناپسند است .

46.jpg

 
* نراقی ها از جمله آقای رضا برزُِکی فرزند حسنعلی مشهور به رضا سوری( 1242 – 1347) نقل قول های عجیب در ارتباط با شخصیت معنوی آقا حسین در زمان حیاتش بیان داشته که صحت و سقم آن قابل تامل است .

 picture 149.jpg

 * آقای مرتضی رادفر فرزند شکرالله اظهار می دارد : آنگونه که از آثار و اثرات تاریخ شفاهی شهر نراق مشهود است حجت الاسلام آقای آقا حسین فاضلی و رئیس فرهنگ مرحوم شریف بیان الحق قهفرخی در کنار هم در دین و دانش مردم منطقه خیلی تلاش داشته اند .

                                                                                              48.jpg

 * استاد فاضلی از نوجوانان برای بردن طعام به مکان های عبادتش از جمله دره پاطاق استفاده می کرد . بدین منظور بقچه یا ظرف آماده ای را به امانت در اختیار آنها قرار داده و درخواست می کرد به محل معین انتقال دهند .

img_2847.jpg

* آقای سید غلامرضا باشی فرزند سید کاظم اظهار می دارد : حدود هفت ساله بودم که پدرم گفت این ذغال ها را ببر منزل آقا حسین آقا و تحویل بده . وقتی ذغال را تحویل دادم ایشان یک سکه از جنس نقره به من هدیه داد . سکه را دادم مادرم خانم گل بانو رزاقی فرزند علی و او داخل دولاب قایم کرد و گفت دست آقا طلاست و خیر و برکت زندگی مان بیشتر می شود و همانگونه هم شد .

 _mg_5506.jpg

 * حاج سلطانعلی پنبه زن فرزند خداداد اظهار می دارد : یکی از عبادتگاه های آقا حسین با خداوند متعال دره پاطاق بود . دو ردیف پارد سنگ چین شده حاصل دسترنج خود اوست . بیش از 100 سال از عمر این مکان که توسط مشارالیه صاف و همکف گردید می گذرد ولی هنوز این سنگ چین ها مثل سابق مانده و از بین نرفته است . چشمه آبی هم اطراف آن هست که از آب آن می نوشید و وضو می ساخت .

img_0171.jpg

* آقای سید قاسم میرسلطانی فرزند سید حسن اظهار می دارد : زمین باغ میرک 24 مَن است که هر مَن 200 متر و جمعا 4800 متر بود . سال 1377 باغ میرک را از خانم زهرا مهدوی فرزند محمد(همسر حسن مهدوی فرزند محمد ابراهیم) خریداری کردم .

41.jpg

سال 1391 باغ میرک به دلیل احداث جاده کمربندی به دو قسمت تبدیل گردید . من هر وقت داخل اتاق این باغ که یک قرن قبل عالم بزرگی در آن تردد داشته وارد می شوم به روحش فاتحه و صلواتی می فرستم .

 

 

ارتباط آقا حسین فاضلی با رئیس فرهنگ نراق

آقای شریف بیان الحق به همراه همسرش خانم ملوک بلوچی و فرزندانش حسین و فخریه(فخری) و پروین(پری) از سال 1304 لغایت 1329 به مدت 25 سال در نراق و محلات سکونت داشتند . مردم بیان الحق را از اهالی اصفهان می نامند و لیکن اهل شهر فرخ شهر(قَهفرخ) از توابع شهرستان شهر کرد استان چهار محال و بختیاری می باشد .

49.jpg

        مرحوم شریف بیان الحق

شریف بیان الحق قهفرخی سخنران ماهری بود و حق بزرگی بر آموزش و مدارس نراق و روستاهای اطراف دارد . وی دستخط زیبایی داشت و همچنین وقفیات نراق در اختیار او بود . سن شریفش کمتر از آقا حسین بود ولیکن رابطه دوستی عمیقی بین آنان حاکم بود .

 50.jpg

 آقا حسین به عنوان عالم روحانی در کنار شریف که شیفته فرهنگ بود برای نراق باعث مباهات بودند . آن دو برای دین و فرهنگ منطقه فعالیت و زحمت های زیادی کشیدند . اغلب شریف به باغ میرک آقا حسین می رفت و باهم در فضای زیبای طبیعت به مباحثه دینی و علمی مشغول می شدند .

51.jpg

با هماهنگی که صورت گرفته بود سال 1304 شمسی در شب جشن ازدواج احمد نراقی سالم فرزند محمد علی( . – 1371) که نراقی ها به او تیمسار سالم خطاب می کنند و خانم حشمت الملوک صفایی(تاریخ فوت 13/9/1364 در قطعه 96 ردیف 86 شماره 13بهشت زهرا) فرزند میرزا شکرالله خان داخل منزل آقای صفایی در نراق آقای شریف بیان الحق از فرصت استفاده نمود و برای مردم زیادی که در مراسم ازدواج تشریف فرما شده بودند سخنرانی کرد.

.jpg

مرحومه حشمت الملوک صفایی

وی آنان را برای تامین مالی اولین مدرسه ملی در نراق ترغیب و مقدمات کار فراهم وهمان سال 1304 مدرسه راه اندازی گردید .

 http://uploadax.com/images/18084812114827631290.jpg

مرحوم احمد نراقی سالم مشهور به تیمسار سالم

آقای سید احمد جوکار فرزند سید جلال(همسرش فاطمه عابدی فرزند محمد باقر- فوت 1382) که زمانی در مرکز تعلیمات و فرهنگ زادگاهش نراق فعالیت داشت از محبین و دوستان بیان الحق و استاد فاضلی بود .

 

52-1.jpg

      مرحوم سید احمد جوکار

 سید احمد که صاحب یک مغازه کوچک هم بود اغلب در مسیر مزرعه لاستان و باغ میرک با آقا حسین تردد می کردند . جوکار متولد 1/7/1270 بود که سال 1347 فوت ودر گورستان ابن بابویه شهر ری دفن گردید .

 

ارتباط آقای فاضلی با علما و دانشمندان

زمانی که آقا حسین در نراق سکونت دائم داشت از طریق پیک به رتق و فتق امور دینی و مذهبی همت می گماشت .

.jpg

رضا برزُکی که به رضا سوری مشهور بود سوالات و مطالب علمی و مورد نیاز آقا را با پای پیاده به شهرهای محلات و قم می برد و نوشته های مورد علاقه علما را برایش می آورد . برزُکی که فاقد قاطر و اسب بود لازم می شد پیاده این مسافت ها را بپیماید .

 


اتفاقات زمان حیات آقا حسین

* از اواخر سلطنت قاجاریه رشته امور کشوری و لشکری دچار تزلزل گردید . عناصری یاغی و سرکش مثل رجبعلی خان آسترکی فرزند آرستم پدید آمدند و به مردم جفا کردند . از جمله خیانتکاران دیگر نایب حسین کاشی ملقب به سالار اسلام و فرزندش ماشاءالله خان ملقب به سردار جنگ بودند .

نایب حسین از طایفه بیراندوند لرستان بود که پدر بزرگش از خرم آباد به کاشان توطن گزید . سال های 1336 و 1337 هجری قمری(حدود 1297 شمسی) در منطقه نراق و کاشان و حومه اتفاقاتی از قبیل دزدی و غارت و تعدی صورت گرفت و آقا حسین فاضلی 40 ساله بود .

 53.jpg

 با روی کار آمدن دولت حسن وثوق فرزند میرزا ابراهیم مشهور به وثوق الدوله(1252 ش – بهمن 1329) در سال 1337 هجری قمری فرمان دستگيری راهزنان و ياغيان صادر و آنها يکی پس از ديگری دستگير و سرکوب شدند . ماشااله خان ( سردار کاشی ) را به تهران احضار کرد و 3 روز بعد به همراهی چندتن از روسا و همکارانش در باغشاه اعدام گرديدند . تعقیب ادامه داشت و نايب حسين و همراهانش با مشاهده اوضاع به سمت کوههای نشلج و اطراف قم گريختند .

                                                                           54.jpg

 ژاندارمها چند روز به تعقيب آنها پرداختند و پس از مقاومت و زد و خورد سرانجام اکثر آنها را دستگير و بعد از گرداندن در شهر به باغشاه تهران انتقال یافتند . جمعيت زيادی از مردم برای تماشای اعدام جرثومه شقاوت و خونريزی و غارتگری در محل جمع تا اينکه تاریخ 20 ذيحجه سال 1337 (98 سال قبل)نايب حسين کاشی و تنی چند از يارانش اعدام شدند .


* روحانی مبارز شهید آقاعلی نراقی فرزند میرزا محمد حسین معروف به "امام" نوه مرحوم فاضل نراقی است . ایشان یکی از مجاهدان و مبارزان دوران مشروطه در شهرستان کاشان بود که در سال 1321 هجری قمری(114 سال قبل) به دستور نایب حسین خان کاشی و پسرانش مسموم و به شهادت می رسد .

 55.jpg

               شهید آقا علی نراقی

جنازه او را در مزرعه دوک در حوالی کاشان در چاهی می اندازند که هفت سال بعد یعنی 1328 با پی گیری مادرش خانم فخریه علویه قاتل او قصاص می شود و بقایای جنازه شهید آقا علی به مقبره خانوادگی نراقی ها در مسجد آقا بزرگ کاشان منتقل و به خاک سپرده می شود . آقا حسین آن مقطع 25 ساله بود که این جنایت فجیع برعلیه خاندانش صورت گرفت .

 

اسامی خواهران آقا حسین فاضلی

مشارالیه دارای دو خواهر بود :

+ بلقیس فاضلی فرزند ملا محمد رضا : مشارالیها مادر زادی نابینا به دنیا آمد . هیچگاه ازدواج نکرد . با اینکه تحصیلات علمی نداشت ولیکن نزد دو برادرش علوم دینی آموخته و در منزلش برای زنان منبر می رفت و قرآن تعلیم می داد .

                                                                                                                56.jpg

 این منبر کوچک مورد استفاده برادران بود و سال 1349 به مسجد تازه تاسیس بازار انتقال و به مرور از بین رفت . بلقیس اکثرا در منزل برادرش محمد سکونت داشت و در سن 50 سالگی در اثر بیماری فوت و در نراق دفن گردید .


+ سلطان خانم فاضلی فرزند ملا محمد رضا : مشارالیها همسر حاج محمد ابراهیم فرزند حاج میرزا کوچک بن جعفر بود . تصویرعقد نامه سلطان خانم و حاج محمد ابراهیم که در سال 1301 قمری(134 سال قبل) به امضای زوجین رسیده موجود می باشد .

58.jpg

سلطان خانم در سن 80 سالگی فوت و در قبرستان نو شهر قم خاکسپاری گردید و همسرش در قبرستانی در کاشان به خاک سپرده شد . آنها دارای دو پسر به اسامی حسن و میرزا عباس و سه دختر به اسامی ذیل داشتند :

- طلعت همسر میرزا قوام فرزند سلیمان(مادر حاج غلامحسین مهدوی) که میرزا قوام در قبرستان نو قم به خاک سپرده شد .

- شوکت الملوک همسر محمد فزونی فرزند محمد حسین احمدی که تاریخ 30/10/1361 فوت و در قطعه 102 ردیف 123 شماره 44 بهشت زهرا(س) تهران دفن گردید .

- عصمت همسر حاج فتح الله (مادر آقا هدایت الله محمدی) عصمت داخل حرم حضرت معصومه(س) مسجد بالاسر دفن است که اکنون در اثر سنگ کاری از بین رفته و حاج فتح الله در قبرستان نو قم خاکسپاری شد .
حسن و میرزا عباس فرزندان حاج محمد ابراهیم بعدا شهرت مهدوی بر خود نهادند و حسن پس از فوت در قبرستان بهشت معصومه و میزا عباس احتمالا در قبرستان نو قم دفن گردیدند .


نام برادر آقا حسین فاضلی

تنها یک برادر به نام محمد داشت که به شرح حال وی و خانواده اش اشاره می شود :

حجت الاسلام آقا محمد فاضلی فرزند ملا محمد رضا سال 1249 قمری برابر با 1212 شمسی (186 سال قبل) در نراق متولد و دارای شناسنامه شماره 1653 می باشد . وی به آقا محمد مجتهد مشهور و امام جماعت مسجد جامع بود .

 .jpg

 او فردی تحصیل کرده و معمم بود و مثل برادرش آقا حسین در حوزه های علمیه اصفهان و نجف اشرف عراق و کاشان تحصیل نمود .
آقا محمد هشت سال زودتر از برادرش شنبه تاریخ 24 اسفند 1319 مصادف با 16 صفر 1360 (74 سال قبل) فوت کرد . جنازه اش بالای دستان امت مذهبی نراق با شکوهمندی زیادی تشییع گردید .

مردم مومن دلیجان تا بالای مزرعه روحی در بیرون آبادی در انتظار جنازه بودند . آنها نیز پیکر مرحوم را به دوش کشیده و تا مسجد سنگ سفید دلیجان که بعدا به مسجد اعظم تغییر نام یافت انتقال و عزاداری کردند . آنگاه به درخواست علما و فرهیختگان جنازه روی یک دستگاه ماشین گذاشته شد و به قم منتقل و در قبرستان نو خاکسپاری گردید .

61.jpg

روی سنگ قبر وی مرقوم شده : آرامگاه ابدی مرحوم علییّن مکان زهده الفقهاء الکرام العامل الفاضل الکامل آقای آقا محمد نجل مرحوم آقای ملا محمد رضا طاب ثراه شنبه 24 اسفند 1319
پنج شنبه تاریخ 23 آذر 1368 دخترش خاور فاضلی (ابوالحسنی) فوت و روی قبر پدر دفن گردید . شماره قبر دو طبقه آنان 39258 می باشد .

dmim_img_1569.jpg

روی سنگ قبر مشارالیها مرقوم شده : آرامگاه مرحومه مغفوره بانو خاور ابوالحسنی نراقی فرزند مرحوم آقا محمد فاضلی نراقی تولد 1324 قمری وفات 23/9/1368 شمسی مطابق با پنجم(15 صحیح است) جمادی الاول 1410 قمری

آقا محمد دارای همسری به نام مریم فاضلی فرزند حاج حبیب الله صفایی (حاج حبیب الله موسوم به حاج رئیس و رئیس التجار نراقی و نام همسرش بلقیس ) بود . مریم خانم متولد 1267 دارای شناسنامه شماره 1652 در سن 70 سالگی تاریخ 31/2/1337 به علت عارضه قلبی دارفانی را وداع گفت و در قبرستان نو شهر قم به شماره 21748 مدفون است .

 62.jpg

 تاریخ 16/8/1375 دخترش بتول فاضلی فوت و روی قبر مادرش جلوی آب انبار دفن گردید . برادر مریم خانم به نام میرزا شکرالله خان صفایی نام داشت .

 

 0285vayff90kip2dc5xu.jpg

 

 

+نوشته شده در جمعه نهم آبان 1393ساعت11:37توسط |
آقا حسین فاضلی عالم پُر آوازه و برکت شهر نراق2

 

آقا حسین فاضلی عالم پُر آوازه و برکت شهر نراق 2

 

اسامی پنج فرزند آقا محمد و مریم فاضلی شامل دو پسر و سه دختر عبارتند از :

1- رضا فاضلی سال 1302 شمسی در نراق محلات متولد و دارای شناسنامه شماره 1657 می باشد . سال 1307 شناسنامه وی تغییر و آقا از ابتدای نامش حذف و همچنین از ابتدای نام پدرش آقای آقا حذف گردید . طفولیت و ابتدایی را در نراق گذراند .

 63.jpg

 رضا هم سن و سال آقای عبدالقدیر محمدی فرزند عبدالله ( 1301 - 1386) بود . بنا به توصیه پدر برای ادامه تحصیل به نزد برادرش آقا احمد به تهران نقل مکان نمود . تا کلاس نهم را در منطقه جنوب تهران و محدوده نازی آباد گذراند تا اینکه در 19 سالگی دچار عارضه تیفوس گردید . وی در بیمارستان هزار تختخوابی پهلوی(امام خمینی فعلی) بستری و نهایتا تاریخ 29 شهریور 1321 فوت و جنازه اش در قبرستان امامزاده عبدالله شهر ری خاکسپاری گردید . به دلیل بازسازی در شرایط فعلی آثاری از قبر ایشان وجود ندارد .


2- احمد فاضلی سال 1280 شمسی در نراق متولد و دارای شناسنامه شماره 2420 قم بود . ملا احمد معمم و روحانی خبره ای بود که در حوزه علمیه قم تحصیل کرده بود . زمانی که در دادگستری اشتغال یافت و مخالفت های رضا شاه لباس روحانیت را از تن در آورد .

                                                                                 2.jpg

                                                                                                          مرحوم احمد فاضلی(نراقی پور)

قبل از سال 1310 شمسی فامیلی خود و فرزندانش را از فاضلی به نراقی پور تغییر داد . به ترتیب در شهرهای فسا ، لار ، جهرم ، آباده ، شیراز ، بابل ، محلات ، ملایر و کرمان به شغل قضاوت اشتغال داشت .
تاریخ 5/5/1339 شمسی طی تصادف اتوبوس نراق متعلق به حاج رضا آعلی به رانندگی فردی اهل کاشان که روزانه به سمت شهر قم تردد داشت در محور نیزار زخمی گردید .

فرزند شش ساله اش به نام سعید نراقی پور در دَم کشته و در قبرستان نو قم دفن گردید .همچنین دو نفر نراقی دیگر به اسامی رضا شریفی فرزند ملاعباس و علی یوسفی فرزند نصرالله کُشته و در قبرستان های وادی السلام قم و مسگر آباد تهران به خاک سپرده شدند .

 65.jpg

 آقا احمد پس از مجروحیت در بیمارستان نکویی قم تحت معالجه قرار گرفت لیکن تلاش دکتر سید جواد بنی فاطمی بی اثر ماند و تاریخ 10/5/1339 در سن 59 سالگی فوت نمود . او زمان مرگ در حال استفاده از مرخصی بود . با توجه به اینکه فرزند و برادر زاده عالمان بزرگی بود علما و روحانیون و مردم در تشیع جنازه وی شرکت و آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی فرزند سید شمس الدین(1276 – 1369) بر پیکرش نماز خواند .
همچنین با توجه به اشتغالش در دادگستری اکثر مدیران و قضات و مسئولین استانی در مراسمش شرکت داشتند .

66.jpg

بنا به وصیتش و احترامی که اجدادش داشت روی قبر پدر بزرگش عالم برجسته ملا محمد رضا مجتهد فاضلی فرزند ملا ابوالحسن بن ملا محمد مهدی نراقی در قبرستان شیخان شهر قم خاکسپاری گردید . زمان دفن ؛ سنگ قبر چهار گوشه و کوچک ملا محمد رضا برداشته و سنگ آقا احمد به تنهایی کار گذاشته شد .

                                                           66-1.jpg

 نوشته های سنگ قبر آقای نراقی پور پس از 42 سال از بین رفته و صاف شده بود که اردی بهشت 1381 در آستانه برگزاری اولین کنگره فاضلین نراقی توسط فرزندش آقای محمد نراقی پور سنگ قبر جدیدی طی هماهنگی با متولیان امور کار گذاشته شد . با اینکه این قبر دو طبقه می باشد و لیکن در سال های 1339 و 1381 در زمان کار گذاشتن سنگ قبر جدید به مشخصات و وفات ملا محمد رضا فاضلی توجه نشده است .

همسر آقا احمد نراقی پور به نام حاجیه خانم توران صفایی فرزند میرزا شکرالله متولد 1336 قمری دارای شناسنامه شماره 1389 بود .

 67.jpg

 تاریخ 24/12/1375 برابر با 4 ذیقعده 1417 فوت و در قبرستان نو شهر قم روی قبر خواهرش عفت الملوک صفایی (تولد 1292 – فوت 1321) دفن گردید . شماره قبر دو طبقه مشترکشان 39229 می باشد .

یادآوری می شود آقا احمد نراقی پور و احمد سالم نراقی فرزند محمد علی باجناق بودند . پس از فوت نراقی پور در سال 1339 و فوت حشمت الملوک صفایی در سال 1364 تیمسار سالم بعدا با توران صفایی ازدواج و حدود هشت سالی با هم زندگی کردند .

                                                                                  dsc07017.jpg

                                                                                                                  تیمسار سالم

احمد سالم اولین نظامی تحصیل کرده نراقی در مدرسه دارالفنون بود و 15 سال برای تحصیل و تخصص در کشور فرانسه حضور داشت و در رشته مهندسی و دکترای حقوق موفقیت کسب نمود و به درجه تیمساری رسید .

 

دختران و پسران احمد نراقی پور فرزند محمد و توران صفایی :

* پوراندخت نراقی پور مشهور به پوران سال 1388 در شیکاکو آمریکا فوت کرد . همسرش کریم طوسی فرزند عباس اهل ملایر تاریخ 29/12/1385 فوت و در قطعه 205 ردیف 64 شماره 60 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

68.jpg

مرحوم احمد نراقی پور در لباس روحانیت

* آذرمیدخت نراقی پور تاریخ 11/9/1376 فوت و در قطعه 80 ردیف 88 شماره 5 بهشت زهرا(س) تهران دفن می باشد . همسرش آقای ناصر سپید آذین اهل تهران و خلبان بود که سال 1364 در دریا غرق و در قبرستان امام زاده عبدالله شهر ری خاکسپاری شد .


* سُرُورالزمان نراقی پور به همراه همسرش کیوان رهنما در تهران زندگی می کند . آنان دارای دو فرزند به اسامی سام و سارا می باشند .


* حسام الدین نراقی پور فرزند ارشد خانواده متولد 20 مهر 1311 و فارغ التحصیل رشته حقوق از دانشگاه تهران ریاست آموزش و پرورش شهرهای تهران( منطقه 8 )، بروجرد ، محلات ، بابل و گرگان را عهده دار بود تا اینکه بازنشسته گردید .

                                                                                       69.jpg

                                                                                      مرحوم حسام الدین نراقی پور

همسرایشان خانم شهره ماهرویان فرزند ابوالقاسم می باشد . شایان ذکر است که جدّ خانم ماهرویان آیت الله شیخ محمد حسین نجفی فرزند شیخ محمد باقر(1200ق – 1266 قمری) صاحب کتاب " جواهر الکلام " است که 32 سال نوشتنش طول کشید .

69-1.jpg

حاصل ازدواج آقا حسام دو فرزند می باشد : مهندس کیانوش کارشناس ارشد مهندسی برق و در کشورانگلستان اقامت دارد و مهندس کامران ساکن تهران و دارای یک فرزند به نام رادین نراقی پورمی باشد .

           69-3.jpg   69-2.jpg

                              مهندس کیانوش نراقی پور                                        مهندس کامران نراقی پور


مهمترین اقدام آقا حسام تحویل کتاب های نفیس و نایاب کتابخانه فاضلین نراقی در سال 1369 به کتابخانه عظیم آیت الله مرعشی نجفی در قم بود .

 69-4.jpg

 رادین نراقی پور در منزل تاریخی فاضلین نراقی شهر نراق

این کتاب ها که از 170 تا 700 سال قدمت دارد در زمان حیات برادران حجج اسلام آقا محمد و آقا حسین فاضلی مجتهد نراقی هم مورد استفاده و مطالعه بوده است .

 70.jpg

حسام الدین تاریخ 2/9/1391 مصادف با 8 محرم 1434 فوت و در قطعه 320 ردیف 17 شماره 37 بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد .

* مسعود نراقی پور با دو فرزندش به اسامی امید و آرین در کشور آمریکا اقامت دارند .


* محمد نراقی پور متولد 1321 کارمند بازنشسته وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است .

 71.jpg

  همسرش حاجیه خانم مهناز صَحاوی فرزند حسین و حاصل زندگی آنان دو فرزند به اسامی مهندس کوروش و مهندس محمد رضا می باشند و در تهران سکونت دارند .

                                                                                                      .jpg

 فرزندان این خانواده در رشته قرائت و حفظ قرآن دارای امتیاز می باشند .


* مجید نراقی پور فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه ملی می باشد .همسرش خانم یکتا بیات و حاصل ازدواج آنها دو فرزند به نام های مهندس سپهر و خانم سَمَن نراقی پور در تهران سکونت دارند .

 .jpg

 مجید نراقی پور

 

 دختران آقا محمد فاضلی

آقا محمد و مریم فاضلی دارای سه دختر بودند به اسامی :

1- زهرا فاضلی دارای شناسنامه شماره 1075 و شهرت خود را به مهدوی تغییر داد . نام همسرش آقا حسن مهدوی فرزند حاج محمد ابراهیم بود .


2- خاور فاضلی دارای متولد 1324 قمری شناسنامه شماره 1013 و شهرت خود را به ابوالحسنی تغییر داد . نام همسرش نصرالله خان ابوالحسنی فرزند آقا علیخان بن آقا فرج بود که تاریخ 18 مهر 1346 فوت نمود و جنب بقعه شاه سلیمان نراق دفن گردید . خاور تاریخ 23 آذر 1368 مطابق 15 جمادی الاول 1410 قمری وفات یافت و روی قبر پدرش محمد در قبرستان نو شهر قم به شماره 39258 دفن گردید .


3- بتول فاضلی(1299 – 16/8/1375 محل دفن قبرستان نو قم) دارای شناسنامه شماره 1655 و نام همسرش سید علی اردهالی فرزند احتمالا سید نظام اهل مشهد اردهال بود .

 73.jpg

                مرحومه بتول فاضلی

سید مرتضی(1312 – 1384مدفون در نراق) و سید مجتبی اردهالی( . – 1387 مدفون در قطعه 228 بهشت زهرا) که هیچگاه ازدواج نکردند حاصل این زندگی می باشند . بتول خانم پس از فوت آقای اردهالی با اسدالله یوسفی فرزند نصرالله آقا علی ازدواج نمود . فاطمه و هوشنگ یوسفی حاصل این ازدواج و در قید حیات می باشند . قبر بتول به شماره 21747 روی قبر مادرش مریم فاضلی فرزند حاج حبیب الله به شماره 21748 در قبرستان نو شهر قم جلوی آب انبار قرار دارد .

 

 

خدمت کاران منزل آقا محمد فاضلی و فرزندش آقا احمد

آقا محمد و همسرش مریم فاضلی چندین خدمتکار داشتند :

- محمد شاه حمزه یی فرزند اسدالله مشهور به محمد ربابه که تاریخ 12/12/1390 فوت و در قطعه 312 ردیف 165 شماره 43 بهشت زهرا(س) تهران خاکسپاری گردید .

.jpg

  مرحوم محمد شاه حمزه ای

- سید حسین میرسلطانی فرزند سید ابراهیم بن میرسلطان رعیت آقا محمد بود و احتمالا در باغ میرک آقا حسین نیز رعیتی می کرد .


- رضا برزُکی فرزند حسنعلی مشهور به رضا سوری(1242 – 1347) که قبرش اکنون در جوار گلزار شهیدان نراق قرار گرفته از پیشخدمت های مشهور بیت دو برادر بود .


- سید جواد جوادی فرزند سید جعفر( . – 28/8/1370) تا زمان حیات آقا محمد و فرزندش آقا احمد خدمتکار آنان بود .

74-1.jpg

- خانم مرصع ایزدی فرزند آقاعلی میرزاتراب(مادر مرحوم آقا یوسف ایزدی) نیز از خدمت کاران بیت آقا محمد بود و علاوه بر خیاطی برای مردم در دوخت قبا مهارت داشت . مرصع زن مومنه و باسواد بود و برای زنان درس قرآن آموزش می داد . مشارالیها سال 1351 شمسی فوت و در وادی السلام نراق دفن می باشد .


- خانم منور ابراهیمی فرزند نصرالله پیشخدمت آقا محمد و مریم فاضلی بود . مشارالیها دارای یک چرخ کوچک چوبی بود که با آن نخ ریسی می کرد .


- حسین صادقی از خدمت کاران آقا محمد بود . پدر حسین اهل اصفهان و در شهر نراق ژاندارم بود که در این شهر با کشور خانم صبیه عبدالحسین ازدواج نمود .


- خانم ربابه رحیمی فرزند حسین (همسر اسماعیل رجبی فرزند عبدالله )

 

زمان فوت و تشییع جنازه آقا حسین فاضلی

اين عالم وارسته پس از سالها تحصيل وتبليغ و خدمتگزار شایسته در راه اسلام و مردم، چراغ پرفروغ و عمر پر بركتش روز شنبه تاریخ 5 صفر 1355 قمری مطابق 7 اردی بهشت 1315 شمسی برابر 27 آوریل 1936 میلادی(80 سال قبل) خاموش و روح بلند او در جوار رحمت حق آرام گرفت .

                                                               75.jpg

از پشت بام مسجد جامع توسط سید جلال حسینی فرزند سید حسن بانگ صلاة (اذان بی موقع) بلند شد . مردم متوجه شدند آقا حسین دارفانی را وداع گفته و بر سر زنان به کوی و برزن آمدند . ملت ناراحت و بر سرشان گاه می ریختند و از نهایت دل عزادار بودند . تشیع جنازه ای تا آنزمان کسی به خود ندیده و جمعیت آن زمان نیز بیشتر از اکنون بود .

76.jpg

عالمان و بزرگان که با شخصیت جلیل القدر و مقام معنوی آقا رضوان الله علیه آشنا بودند از شهرهای مختلف از جمله قم ؛ اصفهان ؛ کاشان ؛ دلیجان و اکناف به نراق آمدند تا جنازه مطهر این عالم ربانی را برای خاکسپاری در مضجع شریفه حضرت معصومه(س) و عزاداری به قم ببرند . مردم با آه و فغان اجازه انتقال جنازه را ندادند . نمد که جنازه را داخلش بپیچند تا آسیب نبیند و چهار پا آماده شد تا پیکرش را به قم منتقل کنند .

نراقی ها مُصر بودند این برکت الهی را در سرزمین آبا و اجدادی خودش دفن کنند . آنان گفتند همینکه برادرش آقا محمد را به قبرستان نو شهر قم انتقال دادید کفایت می کند .

                                                                 77.jpg

عمامه آقای آقا حسین را روی تابوت بدون پایه قرار دادند و تابوت را داخل محفا گذاشتند . محفا چیزی شبیه به تخت روان فعلی دارای پایه بود که به دوش می کشیدند . میت ها در غسالخانه (مرده شورخانه) در قنات سَرَچه در دشت لاستون شستشو و غسل داده می شدند لیکن جنازه پاک مرحوم صبح ساعت هشت از منزلش به حمام عمومی و خزینه دار جنب مسجد جامع منتقل گردید .

صرفا بزرگان در حمام شستشو و غسل داده می شدند مثل برادرش آقا محمد فاضلی ؛ معاون الممالک(غلامحسین خان امینیان) ؛ یوسف خان و محمد رضا خان یوسفی .مردم مقابل درب حمام و مسجد اجتماع و عزاداری می کردند . آنگاه جنازه بر دستان مردم به سمت بقعه شاه سلیمان تشییع آبرومندانه گردید تا به دروازه ها رسید .

78.jpg

با اینکه فاصله مسیر خیلی زیاد نبود ولی بارها تابوت بر زمین گذاشته شد و دور آن سینه زنی ادامه می یافت .
عََلَم و کُتَل بر روی دوش مردم در اهتزاز بود . اغلب زنان و کودکان از پشت بام و یا پنجره های منتهی به محل تردد جنازه نظاره گر بوده و با جمعیت گریه می کردند . تعدادی از بچه ها نیز روی دوش بزرگترها پشت تابوت قلم دوش بودند .


79.jpg

بیشترین آوایی که مردم گریه کنان زیر تابوت فریاد می زدند این بود :


             شیعیان بر سر زنید ؛آقای قنبر کشته شد 
                                                            در حقیقت معنی آیات قرآن کشته شد


آن مقطع نراق چندین دروازه داشت . یکی از دروازه های منحصر به فرد مشهور به دروازه پایین که دو درب چوبی بزرگ داشت مقابل شاه سلیمان و باغ ملی و پایه دیگرش انتهای دیوار ساختمان فعلی بسیج به سمت رودخانه سالوالیجه و بیل آباد قرار داشت .

                                                        80.jpg

                                                           نمایی از دروازه قدیم شهر نراق

یک برج دیده بانی هم بالای آن قرار داشت که از طریق پلگان سنگی به آن دسترسی ایجاد می شد . بالای این دروازه طاق داشت و محلی برای نگهبانی و نشستن بود . سال 1315 شمسی این دروازه که در محله شاطری ها بود را تخریب کردند و درب های بزرگ و چوبی آن که 2 در 3 متر بود تا مدت ها در منزل میرزا احمد خان نگهداری و به مرور از بین رفت .

دروازه دیگر معروف به دروازه بالا بود که پایه های آن پایین تر از جوشکاری حاج محمود ایزدی و طرف دیگر تا ماست بندی آقای محمود حسینی وجود داشت . دروازه بالا فاقد درب بود و دیوار کوتاهی داشت .

 81.jpg

 مردم مومن مابین این دو دروازه اجتماع کرده و به شدت عزاداری می کردند . مراسم ویژه ای مابین دروازه ها انجام گرفت که هنوز در خاطر قدیمی ها به یادگار مانده و برای نسل آینده تعریف می کنند .
جوان 14 ساله ای به نام محمد لطفی فرزند عباس(1297 – 1378) به نشانه عزا با گٍل و گاه بر سر مردم می مالید . از جمله افرادی که نوحه سرایی و تک بیتی حزن آور می خواندند عبارتند :

 82.jpg

 - غلامحسین قاسمی نراقی فرزند کریم(1290 – 1375 ) در سن 21 سالگی

- مظفر قاسمی فرزند میرزا محمد بن حاج حسین صابونی که فراش مدرسه بود .(برادرش میرزا منصور قاسمی زیر نظر آقا حسین فاضلی در مسجد جامع قرائت قرآن برقرار می کرد و سال 1360 شمسی فوت نمود)

 83.jpg

 - دو نفر معمم به اسامی شیخ محمود (یک پایش شل بود) و سید محمد که که غیر بومی بودند .

اكنون مرقد پاك آقا حسین فاضلی همانند نیاکانش مورد توجه اهالی متدین نراق قرار دارد .

 

نحوه فوت آقا حسین فاضلی و قضیه ستون مسجد جامع

مریم دختر شکوفه خانم در خصوص نحوه فوت همسر 60 ساله خود اظهار داشته : ایشان هر روز سحرگاهان برای اقامه نماز به مسجد جامع می رفت . وقتی از مسجد بازگشت طلب یک لیوان آب جوش نمود . به محض اینکه آوردم تا بخورد از دنیا رفت . راحت و آرام و بی درد سر جان به جان آفرین تسلیم کرد . تا روشن شدن هوا سه نفر از اهالی بر جنازه وی قرآن تلاوت کردند .

84.jpg

خانم سیده هاجر حسینی فرزند سید حسن (خواهر سید جلال) در رویای صادق مشاهده می کند ستون وسط مسجد جامع نراق در حال فرو ریختن است . مشارالیها این موضوع را به آقا حسین مطرح کرد که معظم له می فرماید ستون مسجد من هستم و عنقریب از دنیا خواهم رفت .

یادآوری می گردد مسجد جامع از بناهای قدیمی در سال 1243 هجری قمری(192 سال قبل) توسط بانی مرحوم حاج علی محمد ولد آقا میرزا اسماعیل نراقی ساخته شد . این مسجد با معماری سنتی تاریخ 25 اسفند 1379 به شماره 3535 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .

 

مکان دفن آقا حسین فاضلی

سرانجام جنازه پس از غسل دادن در حمام کنار مسجد جامع کفن گردید و در بازگشت نیز تا محل دفن این بزرگوار در بقعه شاه سلیمان همچنان عزاداری برقرار بود .

85.jpg

اولین حجره اطراف این مکان متبرک توسط آقای تقی رئوفی فرزند محمد رضا ساخته شد و خواهرش مرحومه بتول رئوفی دفن گردید .
دومین حجره را احمد خان و آقا رضا خان برای پدرشان غلامحسین خان امینیان مشهور به معاون الممالک(برادر شمس السلطنه) درست کردند . زمین این حجره و پیرامون آن مقابل گلزار شهدا و قسمت گلخانه شهرداری تا اوایل انقلاب به باغ ملی مشهور بود که خانواده معاون الممالک وقف نمودند .

                                                                      86.jpg

سومین حجره مربوط به ماشاالله عضایی فرزند حسین بن علی اکبر و خاندان اصفهانی ها و به همین ترتیب ساخت حجره ها ادامه یافت . سال 1390 در باز سازی منطقه گلزار شهدا و شاه سلیمان این هفت هشت حجره به دلیل فرسودگی و زیبا سازی تخریب و به شکل فعلی در آمد .

روزی که این عالم ربانی فوت کرد خانواده امینیان که از احترام برخوردار هستند اجازه دادند جنازه این روحانی را کنار معاون الممالک خاکسپاری کنند . اکنون قبر این عالم وارسته و نورانی در جوار بقعه متبرک شاه سلیمان و در چند متری گلزار شهیدان قرار دارد .

 

قبور پیرامون قبر عالم ربانی آقا حسین فاضلی

*بالای قبر آقا حسین قبر مرحوم مغفور علی محمد آقازمانی فرزند میرزا عبدالمبین که در سن 50 سالگی تاریخ 26/1/1352 شمسی فوت نمود .

 

                87.jpg  87-1.jpg

                                                                                                 مرحوم علی محمد  آقازمانی

 ایشان پدر یکی از شهدای مشهور حزب جمهوری اسلامی به نام علی اصغر آقازمانی است که در فاجعه هفت تیر 1360 توسط سازمان منافقین به شهادت رسید .

* پایین قبر آقا حسین قبر مرحوم پرویز امینیان فرزند حاجی احمد متولد 1306 و تاریخ 31/1/1383 وفات یافت .

88.jpg

* سمت راست قبر مرحومه اشرف السادات علوی (1294 – 1377) همسر حاج احمد خان امینیان و همچنین قبر میرزا غلامحسین خان امینیان فرزند میرزا محمد خان مشهور به معاون الممالک قرار دارد . معاون الممالک یک سال قبل از آقا حسین تاریخ 11 شوال 1354 قمری برابر با 15 دی 1314 شمسی فوت نمود .

89.jpg

* سمت چپ قبر مرحومه مغفوره بانو قمر الزمان صفایی فرزند شکرالله خان (نوه دختری معاون الممالک ) که چهارم شعبان 1362 قمری برابر 13 مرداد 1322(سال دقیق فوت 1368 قمری می باشد) در سن 22 سالگی فوت شد .

مشارالیها همسر آقای تقی رئوفی فرزند محمد رضا و پس از فوت دارای دو فرزند به اسامی محمد و محمود رئوفی بود .

 90.jpg

 روی سنگ قبرش اشعاری که توسط دکتر حسینعلی صفایی فرزند میرزا شکرالله (1301 - 1374) سروده و به سبک شعرهای نظامی گنجوی نوشته شده :

هوالحی الذی لایموت
یک بلبلی زگلشن جانان شد خموش
آوخ دگر که ناله او نایدم به گوش
از گلسِتان بلبل این گل مگو سخن
از نو عروس حجله گهش دارم این خروش
بانو قمرالزمان صفایی تو ای عزیز
جانا تو را که گفت که چشم از جهان بپوش
ناکام و نامراد خصوص آنکه نو عروس
در حجله گاه گور کنون خفته ای خموش


سنگ قبر آقا حسین فاضلی

سنگ قبر وی تا 27 سال بعد از فوت به سبک اولیه میزبان فاتحه خوانی علمای قم و اصفهان و منطقه و علاقه مندانش بود . سال 1337 خورشیدی همزمان با ساخت درمانگاه دکتر صفایی یکی از مومنین شهر به نام حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل( 1275- 1366 ) با هزینه شخصی به معمار درمانگاه حاج حسین بهاءالدینی فرزند سید صفی الدین(متولد 1324 هجری قمری و برادر آیت الله سید رضا) سفارش ساخت سنگ قبر تازه را می دهد .

 91.jpg

 سنگ قبر فعلی که به زیبایی هر چه تمامتر طراحی و تراشیده شده از زیبایی ویژه ای برخوردار است .

92.jpg

برآمدگی بالای سر قبر به طرز زیبایی ساخته و به صورت عمامه تراشکاری شده و نشان از این دارد که صاحب این قبر عالم جلیل القدر می باشد .

93.jpg

سمت راست روی سنگ قبر نوشته :

اذا کان الوفود علی الکریم : هنگامی که خواستی بر خدای کریم وارد شوی

 

94.jpg

 سمت چپ روی سنگ قبر نوشته :

فحمل الزاد افتح کل شی : توشه حمل کند و همه تعلقات را باز(رها) کن
(من وفات کردم و ذات و توشه ای ندارم . مهمان خدا شدم و به شخص کریمی مثل خدا وارد می شوم)


روی سنگ قبر نوشته :

وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات والقلب السلیم : بر خدای کریم وارد شدم بدون توشه ای از حسنات و قلب پاک
و فدت علی الکریم بغیر زاد
من الحسنات و القلب السلیم
و حمل الزاد اقبح کل شیء
اذا کان الوفود علی الکریم
بدون ره توشه ای از نیکی ها و قلب سلیم به درگاه خدای کریم وارد شدم و اگر قرار باشد که آدمی به محضر شخص بزرگواری وارد شود برداشتن توشۀ راه زشت ترین چیزهاست. 

95.jpg

نقل متواتر است سال حدود 35 هجری قمری روزبه فرزند بدخشان مشهور به سلمان فارسی اهل جی اصفهان یا رامهرمز خوزستان و از صحابه ایرانی رسول مکرم اسلام حضرت محمد(ص) به رحمت خدا پیوست .

حضرت علی بن ابیطالب(ع) امام اول شیعیان به همراه قنبر غلام مخصوصش پس از طی العرض به مدائن وارد شد و پس از غسل و کفن بر روی قبر و یا کفن سلمان این اشعار را نوشت . 1320 سال بعد هنرمندان قمی همان اشعار را روی سنگ قبر آقا حسین فاضلی نراقی حک کردند که همچنان مثل آفتاب می درخشد .

 96.jpg

 روی سنگ قبر آقا حسین فاضلی عینا نوشته شده :

آرامگاه مرحوم جنت مکان حجت الاسلام آقای آقا ملا حسین فاضلی نراقی فرزند حجت الاسلام مرحوم آقای ملا محمد رضا رضوان الله علیه ابن العالم العامل الکامل ملا ابوالحسن نجل سلیل حضرت آیت الله العظمی فخرالشیعه والمسلمین صاحب تالیفات المعروفه والکرامات المشهوده مرحوم ملا محمد مهدی فاضل نراقی :

95-1.jpg

ترجمه : آرامگاه مرحوم صاحب بهشت حجت الاسلام آقای آقا ملا حسین فاضلی نراقی فرزند حجت الاسلام مرحوم آقای ملا محمد رضا که خوشنودی خدا بر او باد فرزند عالم عامل و کامل ملا ابوالحسن فرزند فرزند (نوه) حضرت آیه الله العظمی افتخار شیعه و مسلمانان و صاحب آثار و کتب معروف و سخاوت های آشکار مرحوم ملا محمد مهدی فاضل نراقی .



آقا محمد و آقا حسین فاضلی مجتهد جامع الشرایط

در صفحات 495 و 496 کتاب " کاشان نگین انگشتری تاریخ ایران " که توسط دکتر پرویز رجبی در سال 1390 توسط نشر پژواک کیوان به چاپ رسیده به مجتهد جامع الشرایط حجت الاسلام آقا محمد و برادرش آقا حسین فاضلی فرزندان ملا محمد رضا در نراق اشاره شده .

                                                                                             97.jpg

 در این کتاب نامه ای به تاریخ 17 رجب 1325 برابر با یکشنبه 2 شهریور 1286 خورشیدی و مصادف با 25 آگوست 1907 میلادی مورد توجه قرار گرفته است که عینا آورده می شود :

نامه معاون التجار" پسر آقا محمد جواد نراقی"

در تاریخ 17 رجب 1325 به روزنامه ی هفتگی صور اسرافیل

روزنامه صور اسرافیل در شماره ی 14 (10 شعبان 1325) خود نامه ای از فضل الله نراقی پسر آقا محمد جواد نراقی چاپ کرده است که جایش در میان اسناد مربوط به نایبیان نباید خالی بماند . از فحوای سخن پیداست که این نامه برای رفع شر از نویسنده و هم سنگان او نوشته شده است . اما نویسنده ؛ شاکی اصلی را رعایای مظلوم نراق معرفی کرده است :

98.jpg

مدیر صور اسرافیل را به ذات احدیت پروردگار قسم می دهم که این عریضه را در روزنامه درج فرمایید . متظلمین رعایای نراق ؛ سه ماه متجاوز ؛ در طهران ظلم و تعدیات فوق العاده ی حسین مباشر را که به تقویت حاج نظام الدین کاشی چندین سال است نموده ؛ ثابت و از محضر مبارک حضرت مستطابان حجه الاسلامان آیت الله فی الارض آقای آقا سید عبدالله و آقای آقا سید محمد"دامت براکاتهما" و مجلس مقدس شورای ملی"شیدالله ارکانه" و وزارت عدلیه و حضرت والا ظل السلطان ؛ حکم احضار حسین به دارالخلافه برای تحقیق و رسیدگی احقاق حق صادر گشت . و حسین در کاشان تحاشی نمود و عاقبت در قم متحصن گشت . از طرف ظل السلطان و وزارت داخله حکم بر معاودت متظلمین برای ادای مالیات صادر گشت و اطمینان دادند که حسین را در طهران حاضر می سازیم ؛ شما هم بیایید ؛ احقاق حق شما می شود . اطاعت نموده ؛ عازم نراق شدیم .

99.jpg

بعد از ورود به نراق ؛ حسین مباشر به امر و اجازه ی حاج نظام کاشی از بست قم در آمده ؛ وارد نراق شد . جمعی اشرار و الواط را با تفنگ و حربه و چوب و چماق دور خود جمع کرده و در میان کوچه و بازار شرارت و هرزگی می کنند . روز روشن با اشخاص مفصله که در آخر ذکر شده ؛ به کاروان سرا ریخته ؛ رئیس التجار و اسدالله و معاون التجار و میرزاشکرالله خان و آقا محمد ابراهیم و آقا علی اکبر را سر و دست شکسته ؛ ساعت آن ها را بردند و فریاد زدند که بگویید مجلس مقدس و وزارت داخله و عدلیه و ظل السلطان بیایند . و و و و .

تمام رعیت از بیم جان و آبرو در کنج خانه نشسته ؛ محصولاتشان بی صاحب و عیال و اطفالشان سرگردان و پریشانند . ای آقایان حجج اسلامیان ؛ ای وکلای ملت ایران ؛ ای اولیای دولت ؛ حال بس است ؛ محض رضای خدا ؛ محض آبروی مجلس و دولت ؛ محض حفظ ناموس و مال رعیت به حاج نظام الدین بفرمایید ؛ چه از جان یک مشت رعیت نراقی می خواهی ؟ شما از کاشان چکار به نراقی دارید ؟

100.jpg

نراقی الحمدالله مجتهد جامع الشرایط ؛ که نواده ی مرحوم فاضل نراقی "طاب ثراه" اعنی جناب آقای آقا محمد و آقای آقا حسین مجتهد فاضلی " دامت برکاتهما" را دارد که در عمرشان صدمه شان به موری نرسیده .
اگر رعیت نراق نخواهند حسین در نراق مباشر باشد و چندی جان و مال و ناموسشان محفوظ باشد ؛ به کجا ضرر وارد می آید ؟ چرا دست از جان بیچارگان بر نمی داید ؟ آن قدر مهلت دهند تا مالیات خود را بپردازیم و از نراق جلای وطن کنیم .

4.jpg

ای مجلسیان ؛ الامان ! الامان ! از ظلم و ستم و شرارت و هرزگی حسین مباشر که به تقویت حاج نظام الدین کاشی می نماید . یک نفر را به نراق محرمانه روانه نمایید که هرزگی و شرارت و آشوب آن ها را مشاهده کند و کما هو حقه به عرض مبارکتان برساند .

20-1.jpg


اشخاص شریر از این قرار است :
حسین مباشر ؛ نعمت الله آقا صادق ؛ پسران حسین دلاک ؛ سید نصرالله قصاب ؛ سید حسن کله پز ؛ میرزای قصاب ؛ نصرالله مراد دشتیان ؛ حسین رحیم ؛ کریم فراش ؛ ماشاءالله کاکلی ؛ کاظم لاله .
اقل التجار ؛ فضل الله معاون التجار بن مرحوم آقا محمد جواد نراقی 17 رجب 1325(110 سال قبل)

 102.jpg

 

منابع : تشکر از پشتیبانان و مساعدت کنندگان و مصاحبه با آقایان و خانم ها :

1- محمد نراقی پور فرزند احمد
2- سید قاسم میرسلطانی فرزند سید حسن
3- علی اکبر پورصادقی فرزند محمد تقی
4- محمد رئوفی فرزند تقی
5- سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی
6- مهدی قجری فرزند سلطانعلی
7- احمد رضایی فرزند رضا نظر
8- علی محمد مرادی فرزند نصرالله
9- مرحوم محمد جعفری فرزند صادق مشهور به شیخ محمد
10- مرحوم ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله
11- مرحومه خانم مرحمت اکبری فرزند نعمت الله
12- مرحومه خانم صنعت عضایی فرزند ماشاءالله
13- رضا حیدری فرزند نصرالله
14- محمد حسین رمضانی فرزند علیرضا
15- حجت الاسلام دکتر روح الله خدادادی فرزند رجب
16- سید حسن حسینی نژاد فرزند سید میرزاآقا
17- سید ماشاءالله جوادی فرزند سید جواد
18- عباسعلی نوروزی فرزند شاطرعبدالله
19- ماشاءالله شاطری فرزند غلامعلی
20- علی اکبر نوری فرزند علی
21- مرحوم قاسم یوسفی فرزند رضا
22- سید غلامرضا باشی فرزند سید کاظم
23- سید احمد موسویان فرزند سید کاظم
24- عباس ایزدی فرزند محمد
25- اسدالله کمالی فرزند ابراهیم
26- علی محمد صادقی فرزند اسماعیل
27- تقی آعلی فرزند اسماعیل
28- خانم عفت غفاری فرزند علی
29- مرتضی رادفر فرزند شکرالله
30- سلطانعلی نوروزی فرزند علی

31- هادی ایزدی فرزند عباس
32- مرحوم عباس طالبی فرزند علی
33- اسفندیار کریمی فرزند حسین
34- ابوالفضل کریمی نراقی فرزند علی
35- عباس کریمی فرزند شکرالله
36- سلطانعلی پنبه زن فرزند خداداد
37- خانم نصرت مهدوی فرزند حسین
38- یوسف رضایی فرزند یوسف
39- حسین احمدی فرزند احمد
40- سید حسین هاشمی فرزند سید علی
41- اصغر مهدوی فرزند حسن
42- قربانعلی لطفعلی فرزندحسین
43- محمد محمودی فرزند نوروز
44- مهدی جعفری فرزند علی
45- احمد ابوالحسنی فرزند عزت الله
46- حجت الاسلام علی اکبر حیدری فرزند حسین. امام جمعه شهر نراق
47- حجت الاسلام محمد فروغی فرزند حسین. مدیر حوزه علمیه الغدیر شهر نراق
48- محمود مرادی فرزند علی محمد. شهردار نراق
49- کتاب "نراق در آینه تاریخ" تالیف محمد رضا خسروی فرزند قنبر
50- کتاب "تاریخ کاشان"
51- کتاب "انقلاب اسلامی در کاشان"
52- کتاب "نایبیان کاشان" انتشارات سازمان اسناد ملی ایران
53- منابع حوزه علمیه اصفهان از طریق اینترنت
54- کتاب " کاشان نگین انگشتری تاریخ ایران " صفحات 495 و 496 اثر دکتر پرویز رجبی
55- محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله
56- حجت الاسلام علی محمد حیدری فرزند حسین. نویسنده بیش از 50 جلد کتاب
57- علی محمد قجری فرزند احمد 
58- احمد مرادی فرزند علی محمد
59- علی اصغر بیابانگرد فرزند حسینعلی
60- سید مهدی موسوی فرزند سید احمد
61- کتاب " از کاشان تا کاناری " صفحه 343
62- سید مرتضی بابایی فرزند سید رضا
63- عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم
64-کتاب تاریخ نراق اثر علی عظیمی فرزند رمضان

65-سید رضا موسویان فرزند سید غضنفر . رئیس اداره ثبت و احوال شهرستان دلیجان

66- کامران نراقی پور فرزند حسام الدین
67- محمد قجری فرزند میرزاعلی


تا کنون هیچگونه زندگینامه و شناسایی از عالم فرزانه آقا حسین فاضلی مجتهد نراقی فرزند ملا محمد رضا مجتهد و برادرش ملا محمد رضا وجود نداشت . این تحقیق و جمع آوری دو سال به طول انجامید . مطالب در آستانه تاسوعا و عاشورای سال 1436 قمری و پنج شنبه تاریخ 8/8/1393 انتشار و به روح پر فتوح بزرگ مرد تاریخ آقا حسین فاضلی و سربلندی مردم مهربان شهر نراق و روح قدسی شهدا و پدر و مادرمان ابراهیم عضایی و مرحمت خانم اکبری تقدیم می گردد .

 

تهیه كنندگان :  محمد عضایی فرزند ابراهيم ، حسین عضایی فرزند اسماعیل


وبلاگ سلحشوران شهر نراق – آبان 1393

 

 

+نوشته شده در جمعه نهم آبان 1393ساعت11:17توسط |
پیشکسوت بسیجیان و حامی رزمندگان ، سید رضا بابایی به رحمت خدا پیوست

پیشکسوت بسیجیان و حامی رزمندگان ، سید رضا بابایی به رحمت خدا پیوست

مسن ترها باعث خیر و برکت زندگی دیگران هستند و وحدت و همدلی خانواده و طایفه را تضمین می کنند . پدران شمع محفل خانواده می باشند و همگان حول این شمع می چرخند تا پر و بال بگیرند .


                                      image۲۴۰۶.jpg

مرحوم سید رضا بابایی

سید رضا بابایی فرزند سید قاسم مشهور به آقا رضا به سال 1306 در شهر نراق متولد گردید . از پیروان معمار کبیر انقلاب ، امام خمینی (ره) بود. جنگ تحمیلی عراق که بر علیه ایران آغاز شد در خدمت دفاع مقدس قرار گرفت .

image۲۷۲۳.jpg

سال 1361 عضو بسیج شهر نراق گردید و برای حفظ امنیت شهر تلاش نمود و هر چه در توان داشت در طبق اخلاص قرار داد.

            .jpg         .jpg

در ستاد پشتیبانی جنگ جانانه فعالیت کرد . خانواده آنها جملگی دست در دست هم برای حفظ اعتلای ایران اسلامی تلاشی بی شائبه را به منصه ظهور رساندند.

img_5630.jpg

-       پسر ارشدش دکتر سید محمد بابایی  در رشته تخصص اش خدمات عام المنفعه به مردم دارد.
wi3n_url.jpg

-   پسر دیگرش حجت الاسلام سید ابوالفضل بابایی با داشتن همسر و دو دختر طی تصادف رانندگی فوت نمود . ایشان  در زمان دفاع مقدس 31 ماه سابقه حضور فعال در جبهه ها را دارا می باشد .
img_5710.jpg

-    دیگر پسرش ، سید مرتضی بابایی سابقه حضور در سپاه پاسداران و نیز سالهای متمادی را در جبهه های جنوب ، غرب و شرق کشور داراست.

img_5134.jpg

دوشنبه 12/08/1393 مصادف با روز تاسوعای حسینی ، سید رضا بابایی  در بیمارستان شهید بهشتی کاشان فوت نمود و عصر سه شنبه پس از برگزاری آیین های عاشورایی ومراسم نخل گردانی ، با شکوهی مضاعف تشییع و در وادی السلام شهر نراق به خاک سپرده شد .

                            img_5645.jpg

وبلاگ سلحشوران شهر نراق به تمامی فرزندان  و بازماندگان  غم از دست دادن این پدر را تسلیت  عرض می نماید .


                                                                                           

+نوشته شده در جمعه نهم آبان 1393ساعت8:37توسط |
رفتی و پشت من شکست برادر داغ تو بر دلم نشست برادر

 

رفتی و پشت من شکست برادر            داغ تو بر دلم نشست برادر

محسن ! برادرم این رسم رفاقت نیست . من و تو با هم درس خواندیم و با هم بزرگ شدیم . تو فقط یک سال از من بزرگتر بودی . بعد از تو بدنبالت آمدم ولی نیافتمت .

1 (1).jpg

شهید محسن کمره ای

بدن پاک خیلی از شهیدان نیامده ولی پیکر مطهر تو نه سال انتظار صبر زیاد می خواهد . مزارت تسکینی بر غم هایمان شد ولی تو را دیر پیدا کردم . یعنی تو خودت دوست داشتی گمنام باشی ؛ با گمنامان روزگار . شهادتت مرا در راهم قوی ساخت .

camerazoom-20141010131815321.jpg

باقیمانده پیکر شهید محسن کمره ای پس از تفحص در تاریخ 21/03/1373

                     که برای اولین بار نمایش داده می شود

           دوست دارم سايه باشم تا در آغوشم بخوابی
                                                                چشم دوزم بر جمالت زان رُخ گيرا بسوزم


برادرم محسن کمره ای سال 1345 در شهر نراق متولد و من سال 1346 متولد گردیدم . با هم بزرگ شدیم و با هم مدرسه می رفتیم و درس می خواندیم . همیشه محسن یک کلاس جلوتر از من بود .

             127 (13).jpg    img_4121.jpg

                                 شهید محسن کمره ای                                                  مجید کمره ای

از مهر ماه 1359 که وارد مدرسه شدیم ارتش عراق با کمک جهانیان جنگ را بر علیه ایران تحمیل کرد . محسن نیز وارد جهاد شد و ضمن اینکه در شهر قم درس می خواند به جبهه ها نیز نظرمی افکند . در عملیات های خیبر ؛ بدر ؛ عاشورا و ... شرکت داشت .

1 (4).jpg

به نظرم خرداد 1364 بود که در دانشگاه تربیت معلم قبول و نامش در مطبوعات نوشته شد و لیکن دو ماه بعد تاریخ 24/5/1364 طی پدافندی عملیات عاشورای 2 در جبهه چنگوله ایلام شهادت را در آغوش گرفت .

0059.jpg

پیکر مطهرش نه سال در منطقه باقی ماند تا سرانجام به شماره پلاک AK-569-077 تفحص  و شناسایی گردید و تاریخ 21/3/1373 در گلزار شهیدان علی بن جعفر شهر قم در دل خاک آرام گرفت .

                                                                   .jpg

باقیمانده پیکر شهید محسن کمره ای پس از تفحص در تاریخ 21/03/1373

                                                                                که برای اولین بار نمایش داده می شود

عمویم سردارقدرت الله کمره ای فرزند رمضان نیز تاریخ 4/3/1367 در جبهه شلمچه به شهادت رسید و در ایوان عرش منزل گرفت .

image4328.jpg

از راست : شهید محسن کمره ای ، سردار شهید قدرت الله کمره ای

مادرم حاجیه خانم مولود آعلی فرزند اسماعیل و پدرم حاج علی کمره ای فرزند رمضان که هر دو از اهالی شهر مذهبی نراق هستند این شهادت ها را افتخار دانسته و صبر خداوند پیشه کردند .

                   img_2197.jpg   dsc_0276.jpg

              حاج علی کمره ای                                              حاجیه خانم مولود آعلی

تاریخ 27/06/1366 خداوند فرزند جدیدی به خانواده ما داد که به برکت شهیدمان نام " محسن " برایش انتخاب گردید تا این اسم همچنان درخشش داشته باشد و نورانیت این هویت مشعشع بماند .

wp_20140729_002.jpg

                                                                                                                              محسن کمره ای

مسیر شهید نیاز به نیرو و کمک داشت فلذا پدرم وارد عمل شد و من هم پس از اخذ دیپلم در سال 1365 از طریق ستاد پشتیبانی جنگ درمسجد رفعت خیابان صفاییه قم به منطقه کرمانشاه اعزام شدم و دو هفته در ایستگاه صلواتی خدمتگزار رزمندگان بودم .

307331_170747636347542_1524394446_n.jpg

       سعید کمره ای

بسیجیان نوبه ای این مکان را تقویت می کردند تا اینکه این ایستگاه توسط هواپیماهای متجاوز عراق بمباران و آسیب دید .

                                                                                                   img_5900.jpg

                                                                                                                                        وحید کمره ای

دومین اعزام من به جبهه از تاریخ 16 فروردین 1366 لغایت 31 تیر 1366 به مدت سه ماه و نیم انجام گرفت و در این ایام عملیات کربلای 5 به اتمام رسیده بود . ابتدا در پادگاه زین الدین در شهرک بدر حومه اندیمشک مستقر و در لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) سازماندهی گردیدیم .

img_9945.jpg

سومین اعزام من به جبهه از تاریخ 28 فروردین 1367 لغایت 16 اردیبهشت 1367 بود که ابتدا در جبهه جنوب مستقر شدیم ولی چون قسمتی از لشکر 17علی بن ابیطالب(ع) به غرب ماموریت پیدا کرد ما هم به استان کرمانشاه اعزام شدیم .

127 (15).jpg

از طریق مرز شوشمی در نوسود و پاوه وارد کردستان در شمال عراق شدیم . از طُویله ؛ بیاره ؛ دوجیله گذشته و در منطقه خرمال و سید صادق استقرار یافتیم .بعضا در منازل خالی از سکنه اهالی کرد نشین خرمال هم سنگر می گرفتیم و تا شهر حلبچه هم تردد داشتیم . منطقه خرمال و حومه عجیب و ترسناک بود .

 camerazoom-20141009161915230.jpg

 وقتی به طور کامل به منطقه آشنا نباشی زوزه های شبانه جانوران و یا خود عراقی ها بر اضطراب می افزاید . عده ای کمی از کشاورزان مشغول کشاورزی و دامداران مشغول چرای گوسفندان خود بودند .

عملیات والفجر 10 با رمز یا رسول الله(ص) در محور حلبچه – سلیمانیه طی پنج مرحله از تاریخ 24/12/1366 الی 29/12/1366 انجام گرفته بود و تاریخ 25 اسفند 1366 هواپیماهای عراق وحشیانه شهر حلبچه را شیمیایی و باعث شهادت پنچ هزار نفر کردهای بی دفاع و هزاران نفر مجروح گردید . در این عملیات رذیلانه ارتش عراق همچنین به نیروهای ایرانی مستقر در این مناطق آسیب های اساسی وارد شد .

camerazoom-20141009162004188.jpg

 سنگ قبر شهید محسن کمره ای در گلزار شهیدان علی بن جعفر قم

اردیبهشت 1367 در جبهه پدافندی خرمال استقرار داشتیم و نوبت شهردار شدن من بود . در چادر انفرادی مشغول درست کردن چایی برای پیکارجویان بودم که صدای غرش هواپیماهای عراقی به گوش رسید . از قبل شایع بمباران های شیمیایی وحشیانه پخش شده بود فلذا نیروها با سرعت وارد چادر شدند و ماسک های ضد شیمیایی خود را به صورت زده و به سمت ارتفاع فرار کردند .

1 (57).jpg

پدافند ضد هوایی با رگبارهای پی در پی مشغول دور کردن هواپیماها و یا شکار آن ها بودند . هواپیماها دور اولیه و شناسایی خود را زدند و بعد بمب های کشتار جمعی و شیمیایی خود را رها کردند و انکار دنیا کُن فَیکون شد .

از بد حادثه موقع رفتن به ارتفاع در جوی آب کشاورزان گیر کردم و بر زمین افتادم . یکی از هواپیماها محل استقرار رزمندگان را بمباران و دیگری ارتفاع و دره را شیمیایی زد . در حالت دراز کِش پراکندگی ترکش ها را می دیدم . چندین ترکش به چادرهای انفرادی اصابت و آنها را به آتش کشید .

image4320.jpg

از راست : شهید محسن کمره ای ، سردار شهید قدرت الله کمره ای

حیف از آن همه زیبایی و طبیعت خوشگل خداوندی که در آتش خصم دون از بین می رفت . مزارع جو کشاورزان و علف های خشک و نیزه ای شکل بیابان در هم می سوخت و دود می کرد و به دشمن گرا می داد . صورت هایمان همه سیاه شده بود .

1 (2).jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نشست مواد شیمیایی در اکثر رزمندگان اثر گذاشته بود . عده ای زیاد و وحشتناک تا ما که کمی مجروح شیمیایی شدیم . در آن اثنا حالگیری هم جای خود را داشت چون از خستگی و گلوی خشن خواستیم شیر میل کنیم که پس از باز کردن پاکت سه گوش متوجه شدم ماست است .
آمبولانس ها فعال شدند و مجروحین از جمله شیمیایی ها را به عقبه خط انتقال می داد . من تاول زدم و در ناحیه دست و سینه آسیب دیدم ولی تلاش می کردم اعتنایی نداشته باشم تا شرایط رسیدگی برای نیروهایی که مجروحیت زیادی داشتند مهیا گردد .
و ...

img_9943.jpg

مجید کمره ای فرزند علی اهل شهر نراق11/12/1392

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت18:52توسط |
ملائک شهادت احمد صفری در جزیره مجنون را امضا کردند

 

ملائک شهادت احمد صفری در جزیره مجنون را امضا کردند

احمد صفری فرزند محمد حسن در سال 1338 در شهرستان محلات استان مرکزی متولد شد . پاسدار بود که با حاجیه خانم اکرم قجری فرزند سلطانعلی اهل شهر نراق ازدواج نمود .

phoca_thumb_l_0496.jpg

شهید احمد صفری

برادر همسرش علیرضا قجری و اقوامش غلامرضا قجری طی عملیات بیت المقدس به شهادت رسیدند و وی را سخت منقلب نمود .

phoca_thumb_l_0004.jpg                                                                                 
بهار سال 1362 روزی حاج احمد صفری به نراق آمد و از من خواست به منزل مادر شهید غلامرضا قجری برویم .

phoca_thumb_l_0103.jpg

 پیکر مطهر شهید حاج احمد صفری

به خواهرم حاجیه خانم زهرا قجری گفت در بیت المقدس با شهیدان قجری و رزمندگان نراق با هم بودیم ولی من با همه آرزوهایم از قافله جاماندم ؛ برایم توضیح بده که در فرزندت چه سجایای اخلاقی وجود داشت که خداوند او را پذیرفت ؟

43283.jpg

شما بگو تا من سبب جاماندگی ام را کشف کنم . 12 اسفند 1362 خیبر فرا رسید و در جزیره مجنون آن راز کشف شد و شهد شیرین شهادت را چشید و خدا او را پذیرفت .

img_4083.jpg

حاج سلطانعلی قجری فرزند غلامعلی اهل شهر نراق13/10/1391

 
 

+نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت11:24توسط |
همیشه دارای چهره ای بشاش و صابر باشید

 

همیشه دارای چهره ای بشاش و صابر باشید

به حرمت اسرای کربلا در سال 61 هجری قمری و مصائبی که بر آنان توسط خصم دون روا شد یکی از نامه های اسیران شهر نراق در اردوگاه موصل عراق در سال 1365 شمسی را ورق می زنیم .

                     68193578214231115901851211861263511519421.jpg    2424925017525056235232100333425214211265.gif

تاریخ گذشته ولی نظاره گر هستیم که هر دو اسرا رنج و مشقات را تحمل کردند و بر دشمن فائق آمدند . اکنون نام مبارک حضرت زینب(س) بر تارک تاریخ می درخشد و نام اسرای ایران نیز در کتاب های متعدد تابناک می باشد . اسامی یزید و معاویه و صدام منفور تاریخ شده اند .

نامه اسیر قدرت الله ایزدی از اردوگاه موصل عراق به خانواده اسیر احمد ابوالحسنی و خانواده شهیدان محمودی در شهر نراق

تاریخ نامه 12/1/1365

حضور محترم خانواده ابوالحسنی و محمودی(خانواده های دو شهید) سلام علیکم جمیعا و رحمه الله و برکاته
خدمت مادر گرامیم طلعت خانم(خانم طلعت محمودی عمه چهار شهید) سلام می رسانم . امید است که سلام گرممان را از فرسنگ ها راه دور که از عمق قلب به پا می خیزد و از کوه ها و دشت ها گذر می کند تا به مقصد می رسد پذیرا باشید .

73-2.jpg


اینجانب قدرت الله ایزدی ؛ احمد ابوالحسنی و عباس باقری حالمان خوب است . گرچه سال هاست که از آغوش گرم خانواده به دور می باشیم لیکن با قلبی پر از محبت و سرشار این دو روز زندگانی را می گذرانیم و روز به روز انتظار این را می بریم که با پایان جنگ باز به آغوش گرم خانواده بازگشته و زندگی را از نوع شروع کنیم و دست فرزندهایمان را بگیریم و به تفریح کوچه و باغ و دشت ببریم .

url.jpg

اردوگاه موصل در استان نینوا عراق - سال 1365
نشسته از راست : قدرت الله ایزدی - احمد ابوالحسنی - ناشناس - عباس باقری


عقده های چند ساله فرزندان را بیرون بریزیم ؛ چقدر بچه ها بابا ؛ بابا بکنند ؛ چقدر مادرها دروغ به فرزندان گفتند که بابایت خواهد آمد ولی بابا در خاک اجنبی آن جسم مطهرش به زیر خاک آمده است(اسیران ایرانی که در اردوگاه های عراق به شهادت رسیدند) .

sba4_1_(81).jpg

                    قدرت الله ایزدی

خواهش ما از همگی شما این است که در مورد ما هیچ نگرانی و تشویش خاطری به خود راه ندهید و به فکر پیشبرد اهداف زندگانی خودتان باشید . اینطور نباشد که دوری ماها باعث رکود فکری و رنج و عذاب شما شود و از امور واجب تر بازتان دارد .

1eo_picture_753.jpg

آزرده خاطری را از خود بزدایید و همیشه دارای چهره ای بشاش و صابر باشید ؛ چون صبر تنها عامل موثری است در حرکت انسان ؛ به قول شاعر گرچه صبر تلخ است و لیکن عاقبت میوه ای شیرین دهد و پُر منفعت .
حوادث زندگی گرچه تلخ باشد موجب پختگی روح انسان و اجر بزرگی در نزد خداوند است و صبر بر ناراحتی خود بزرگترین عبادت است که خدا صابرین را دوست دارد .

73-1.jpg

امید آن داریم که خداوند فرجی حاصل کند و از نزدیک چهره های نورانی شما عزیزان را زیارت کنیم . در پایان سلامتی روز افزون همگی شما را از درگاه الهی خواهانیم .
التماس دعا داریم
کلیه برادران اسیر خدمت ملت ایران سلام می رسانند .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در یکشنبه چهارم آبان 1393ساعت19:46توسط |
در فتح المبین سفره هفت سین ما رنگین شد

 

در فتح المبین سفره هفت سین ما رنگین شد

ابوالفضل بیابانگرد یکی از اعضای هسته اولیه تشکیل دهندگان بسیج شهر نراق و انجمن اسلامی دبیرستان معصومی وکتابخانه این مرکز آموزشی بود .

31897697903227136027.jpg

از راست : عباس باقری ، شهید ابوالفضل بیابانگرد

بار اول که درس و مشق را رها و به جبهه رفت راه را هموار کرد . دور دوم که به جبهه رفت چشمش را تقدیم آرمانش نمود تا ثابت کند چشمداشتی به دنیا و زرق و برق آن ندارد .

rhso_8.jpg

بار سوم که می رفت به یارِغارش عباس باقری گفتم مواظبش باش اسیر نشود . عباس اسیر عراقی ها شد و ابوالفضل اسیر عشق الهی . 

 yfz_تصویر۱۳۵۲.jpg

آخرین صدایش پشت تلفن از جبهه گفت :
مادرجان :
من خمس پنج فرزند خانواده ات هستم . اگر ماندگار شدم به نزدت باز می گردم وگرنه می روم نزد خدای خالق . دومین روز نوروز 1361 فتح المبین سفره هفت سین ما را رنگین کرد .

58080669634745024106.jpg

حاجیه خانم نیره قاسمی فرزند علی اهل شهر نراق 7/6/1392

 
 

+نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت15:49توسط |
فاطمه حبیبی خودش را وقف خدمت در دفاع مقدس نمود

 

فاطمه حبیبی خودش را وقف خدمت در دفاع مقدس نمود

 

خوشا آن کس که نیکی حاصل اوست    پیاپی عشق یزدان در دل اوست

خوشا آن کس که بعد ترک دنیا             بهشت جاودانی منزل اوست


سال 1359 آقای غلامعلی لطفعلی فرزند قربانعلی از مومنین شاغل در ارتش جمهوری اسلامی طی تصادف در محور نراق دلیجان جان به جانان تسلیم نمود و همسرش فاطمه حبیبی و فرزند کوچکش مرضیه لطفعلی با مصائب روزگار دست و پنجه نرم کرده و از نعمت صبر خداوند بهره مند گردیدند .

         image5558.jpg  dsc_0011.jpg

                             مرحوم غلامعلی لطفعلی                                        مرحومه حاجیه خانم فاطمه حبیبی   

شهریور 1359 که عراق جنگ را بر ایران تحمیل کرد همه خانواده ها دست در دست هم برای دفاع مقدس آماده شدند . یک خانواده بیشتر خود را به زحمت انداختند .خانواده اکبر حبیبی(1310 – 1390) و خانم سکینه ماندنی و دختران و پسرانش جملگی وارد عمل شدند تا برای رضایت خداوند اعمال صواب و ثواب توشه آخرتشان کنند.

2013-02-28 14.17.56.jpg
در طول هشت سال جنگ ؛ مردان این خانواده مرحوم اکبر - اسماعیل – حسن و حسین حبیبی به جبهه ها رفتند و حتی مجروحیت و آسیب جنگ را تحمل کردند .

2013-02-27 17.52.56.jpg
زنان این خانواده سرکار خانم سکینه ماندنی و دخترانش معصومه ؛ فاطمه ؛ رقیه ؛ و زهرا نیز با تمام علاقه پشت جبهه کار و تلاش کردند و زحمت کشیدند .

.jpg

درحسینیه نراق مقابل مسجد جامع به نام ستاد پشتیبانی جنگ فعالیت می کردند . با زنان دیگر :
قالی بافتند و فروختند و پولش را به حساب مخصوص واریز نمودند ؛
ماست کیسه کردند و از آب آن قره قوروت ساختند ؛
انواع آجیل ها را بسته بندی کردند ؛
نان پختند و خشک کردند و داخل گونی کرده و برای استفاده رزمندگان به خطوط مقدم نبرد فرستادند ؛

img_0492.jpg

میوه الگ را چیدند و با آن جوزغند ساختند و به عنوان جیره جنگی وارد عرصه پیکار کردند ؛
طلاجات گران بهای خود را به سلحشوران هدیه کردند ؛
بلوز و کلاه بافتند تا سرما بندن های نازنین مرزداران را نلرزاند ؛
مایحتاج روزمره فرزندان امت را از خانه ها جمع آوری و دپو می کردند تا ماشین آنها را به سرحدات انتقال دهند ؛

2013-03-30 09.24.25.jpg

پتوهای خونی و گِل گرفته جبهه ها را شستند و به جبهه باز گرداندند ؛
شرکت در دعاها – تشییع پیکر شهیدان – ملاقات مجروحین و دهها و دهها اقدام کوچک و بزرگ ستاد پشتیبانی جنگ نراق بود که حاجیه خانم فاطمه حبیبی پیشقراول همه فعالیت ها بود .

2013-03-30 09.24.09-1.jpg

علاقه وافر به رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله(ره) داشت و حتی دو سال آخر حکومت دیکتاتوری رژیم محمدرضا پهلوی یکی از زنان مبارز بود که در تمام راهپیمایی ها و جلسات حضور فعال داشت . پس از جنگ هم از پای ننشست و در بسیاری از فعالیت های اجتماعی جامعه زنان همراه با دخترش مرضیه لطفعلی کوشا و فعال بود .
و...
و...


پسر خاله اش مهدی قیومی فرزند سلطانعلی متولد 1349 تاریخ 10 اسفند 1365 طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه به شهادت رسید و شور حسینی در خانواده ماندنی و حبیبی و قیومی به وجود آورد .

0067.jpg
اواسط دفاع مقدس خرداد 1364 رادمردی به نام حسین اکبری فرزند اکبر اهل روستای جاسب از توابع دلیجان به دلیل مجروحیت زیاد با عده ای دیگر با اسیران معلول عراقی مبادله شدند .

                           url.jpg   2013-02-28 11.33.12.jpg

                                           آزاده جانباز حسین اکبری             مرحومه حاجیه خانم فاطمه حبیبی

سال 1365 بسیجی فاطمه خانم حبیبی با وجود شرایط مناسب باز پیشقدم جهادی دیگر شد و داوطلب ازدواج با جانباز 70 % جنگ تحمیلی گردید . حاصل ازدواج با میمنت و زیبای این آزاده دلاور و خانم حبیبی سه فرزند دختر به اسامی زهرا ؛ مریم و عطیه اکبری باعث مباهات خانواده و جامعه هستند .

این خانواده آزاده و جانباز که نشانه هایی از آثار و محبت خداوند در منزلشان هویداست از ولایتمدارانی هستند که به رهبرشان امام خامنه ای عشق می ورزند .

2013-02-26 04.49.30-1.jpg

عصر پنج شنبه 1/8/1393قلب حاجیه فاطمه حبیبی در بیمارستان تهران کلینیک واقع در خیابان قائم مقام فراهانی تهران از تپش ایستاد و جامعه زنان مومنه و فعال شهر نراق را عزادار کرد .مقرر است پیکر این مادر و زن مومنه به نراق منتقل و جمعه 2 آبان 1393 پس از تشییع در وادی السلام خاکسپاری گردد .

سلحشوران شهر نراق با انبوه غم سنگین ؛ مصیبت وارده را خدمت همه سوگواران تسلیت می گوید .

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت23:1توسط |
شلیک نراقی به جای عراقی

 

شلیک نراقی به جای عراقی

متولد 1345 هستم و در سن 16 سالگی برای اولین بار تاریخ 20 آبان 1361 به همراه 23 نفر از سلحشوران شهر نراق عازم جبهه شدم .

14.jpg

 علی قجری

در جبهه پاسگاه شرهانی عراق در تیپ 17 علی بن ابیطالب(ع) – گردان امام هادی(ع) – گروهان 2 شهید قدوسی سازماندهی و در حال پدافند عملیات محرم بودیم .

img_0374.jpg

تاریخ 10/9/1361 داخل سنگر بودیم که حسن عابدینی فرزند رضا(1341 – 1370) مشغول تمیز کردن اسحه اش بود . غلامعباس کمالی که پاسبخش بود به حسن تذکر داد که مواظب باش داخل لوله تفنگت فشنگ نباشد .

ctusdft.jpg

                                                                                                                             مرحوم حسن عابدینی

حسن پوزخندی زد و گفت نترس خالی است . اسلحه که تمیز شد ؛ حسن گلنگدن را کشید تا اسلحه اش را آزمایش کند که در کمال ناباوری تیری که در جان لوله مانده بود شلیک و به پای من اصابت کرد .

13.jpg

شانس با من یار بود که پوتین به پا داشتم و آسیب نسبتا کمتری دیدم .حسن بد جوری ترسیده بود و چیزی نمانده بود که غش کند . فرمانده گردانمان پاسدار مسئله گو و فرمانده گروهانمان نیز پاسدار احمد حیدری فرزند ... (1332 – شهادت 25/12/1363) اهل روستای بهار اردهال بود .

30.jpg

از راست : علی قجری فرزند فرج الله ، شهید محمد علی نوری فرزند حسین


دوستان آمدند و به هر طریقی بود من را روانه اهواز مرکز استان خوزستان نمودند . سه روزی در حال درمان قرار گرفتم که ترخیص و به بیمارستان نیکویی قم معرفی شدم . یک روز هم در این بیمارستان معالجه شدم که برای دوره نقاهت به زادگاهم شهر نراق رفتم .

12.jpg

دو روز هم در درمانگاه شنتیایی نراق به تعویض پانسمان و معالجه گذشت و دیگر حوصله دوری از یاران را نداشتم . بدین جهت تصمیم بازگشت به خط مقدم را کردم و خانواده های رزمندگان همه آمدند و برای فرزندانشان نامه و آجیل و از جمله جوزغند که یک جیره جنگی است را دادند تا به دست عزیزانشان برسانم .

10.jpg

وقتی رسیدم و چهره های دوستان را دیدم شاد شدم و آنان نیز از دریافت نامه و جوزغند خوشحال گردیدند .

                      url.jpg  34.jpg 

لیکن متاسفانه این شادی و شعف دو روز بعد تاریخ 17/9/1361 باعث ناراحتی گردید زیرا دو نفر از بهترین بندگان مخلص خدا به اسامی مندعلی نباتی و علیرضا رزاقی به اتفاق هم در یک سنگر به وسیله ترکش خمپاره بعثیون عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمدند . 


img_0370.jpg

علی قجری فرزند فرج الله اهل شهر نراق 13/6/1393

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت23:59توسط |