سر آغاز
 
شهر نراق زادگاه علامه ملا محمد مهدی نراقی و ملا احمد نراقی (فاضلين نراقي) و بیش از 40 نفر از مشاهیر نامدار دارای جمعیت سه هزار نفره در مقطع 8 سال دفاع مقدس دارای 180 رزمنده بوده و علاوه بر آن 8 آزاده و 100 جانباز(مجروح)و 80 شهید تقدیم آرمان های میهن اسلامی نموده است .

همچنین تعداد 48 راننده اتوبوس، مینی بوس، کامیون، بنز خاور، آمبولانس ، وانت و نیسان در طول جنگ عراق بر علیه ایران فعالیت مخلصانه داشته اند .

از ابتدای تشکیل نهادهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 100 پاسدار و 18 جهادگر در جهاد سازندگی(کشاورزی) و 480 بسیجی تا کنون در شهر نراق فعالیت موثر و سازنده داشته اند .
 
شهر نراق اولین منطقه ای است که اکثر شرایط ایثار و فداکاری و مساعدت را در هشت سال جنگ داشته و اولین شهید دفاع مقدس استان مرکزی به نام محمدعلی قجری مربوط به نراق می باشد . به نسبت جمعیت بالاترین رزمنده ، بالاترین شهید ، بالاترین جانباز ، بالاترین آمار آزادگان و بالاترین کمک های اهدای مردمی به جبهه را در سطح استان به خود اختصاص داده است .

قصد داریم به برکت سی و یکمین سالگرد جنگ تحمیلی و دفاع جانانه غیورمردان و سلحشوران ایران زمین و در راستای رهپویی از شهدا و احترام به آزادگان سرافراز و جانبازان عزیز و بسیجیان گرانقدر شهر نراق ، خاطرات و عکسهای دلاور مردانمان و همچنین اطلاعات عمومی شهر را در معرض دید همگان قرار داده تا با رویت آنها خاطراتشان را زنده کرده و غبار فراموشی را از دلها بزداییم .
 

علاقمندان می توانند برای نمایش دادن عکس و خاطراتشان آنها را به آدرس نویسنده وبلاگ (h_ozaee@yahoo.com ) ایمیل نموده و یا حضورا در شهر نراق تحویل نمایند .

آخرین حلقه رزم یک رزمنده نه تحویل سلاح به واحدتسلیحات ؛ که نوشتن خاطرات نبرد است . یک رزمنده تا زمانیکه خاطراتش را ثبت نکرده ؛ هنوز چیزهایی به تاریخ و آینده و آرمانش بدهکار است .(رهبرفرزانه انقلاب،امام خامنه ای)                                                                                            
در ایام با میمنت عید سعید قربان عکس ها و خاطرات "وبلاگ سلحشوران شهر نراق" از تاریخ 24 مهر 1392 همزمان در شبکه اجتماعی فیس بوک به همین نام نمایش داده می شود . علاقمندان می توانند از مطالب تازه در خصوص شهر تاریخی و زیبای نراق و منطقه بهره برداری فرمایند .     

 در سالروز ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) 22 تیر 1393 نیز اخبار و مطالب وبلاگ سلحشوران شهر نراق از طریق نرم افزار واتس آپ بر روی گوشی های موبایل قابل دریافت می باشد . عزیزانی که مایل به استفاده از این فضا هستند میتوانند شماره 09213726409 را در گوشی خود ذخیره و یک پیام حاوی نام و نام خانوادگی به این شماره ارسال کنند.

+نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390ساعت9:13توسط |
در فتح المبین سفره هفت سین ما رنگین شد

 

در فتح المبین سفره هفت سین ما رنگین شد

ابوالفضل بیابانگرد یکی از اعضای هسته اولیه تشکیل دهندگان بسیج شهر نراق و انجمن اسلامی دبیرستان معصومی وکتابخانه این مرکز آموزشی بود .

31897697903227136027.jpg

از راست : عباس باقری ، شهید ابوالفضل بیابانگرد

بار اول که درس و مشق را رها و به جبهه رفت راه را هموار کرد . دور دوم که به جبهه رفت چشمش را تقدیم آرمانش نمود تا ثابت کند چشمداشتی به دنیا و زرق و برق آن ندارد .

rhso_8.jpg

بار سوم که می رفت به یارِغارش عباس باقری گفتم مواظبش باش اسیر نشود . عباس اسیر عراقی ها شد و ابوالفضل اسیر عشق الهی . 

 yfz_تصویر۱۳۵۲.jpg

آخرین صدایش پشت تلفن از جبهه گفت :
مادرجان :
من خمس پنج فرزند خانواده ات هستم . اگر ماندگار شدم به نزدت باز می گردم وگرنه می روم نزد خدای خالق . دومین روز نوروز 1361 فتح المبین سفره هفت سین ما را رنگین کرد .

58080669634745024106.jpg

حاجیه خانم نیره قاسمی فرزند علی اهل شهر نراق 7/6/1392

 
 

+نوشته شده در شنبه سوم آبان 1393ساعت15:49توسط |
فاطمه حبیبی خودش را وقف خدمت در دفاع مقدس نمود

 

فاطمه حبیبی خودش را وقف خدمت در دفاع مقدس نمود

 

خوشا آن کس که نیکی حاصل اوست    پیاپی عشق یزدان در دل اوست

خوشا آن کس که بعد ترک دنیا             بهشت جاودانی منزل اوست


سال 1359 آقای غلامعلی لطفعلی فرزند قربانعلی از مومنین شاغل در ارتش جمهوری اسلامی طی تصادف در محور نراق دلیجان جان به جانان تسلیم نمود و همسرش فاطمه حبیبی و فرزند کوچکش مرضیه لطفعلی با مصائب روزگار دست و پنجه نرم کرده و از نعمت صبر خداوند بهره مند گردیدند .

         image5558.jpg  dsc_0011.jpg

                             مرحوم غلامعلی لطفعلی                                        مرحومه حاجیه خانم فاطمه حبیبی   

شهریور 1359 که عراق جنگ را بر ایران تحمیل کرد همه خانواده ها دست در دست هم برای دفاع مقدس آماده شدند . یک خانواده بیشتر خود را به زحمت انداختند .خانواده اکبر حبیبی(1310 – 1390) و خانم سکینه ماندنی و دختران و پسرانش جملگی وارد عمل شدند تا برای رضایت خداوند اعمال صواب و ثواب توشه آخرتشان کنند.

2013-02-28 14.17.56.jpg
در طول هشت سال جنگ ؛ مردان این خانواده مرحوم اکبر - اسماعیل – حسن و حسین حبیبی به جبهه ها رفتند و حتی مجروحیت و آسیب جنگ را تحمل کردند .

2013-02-27 17.52.56.jpg
زنان این خانواده سرکار خانم سکینه ماندنی و دخترانش معصومه ؛ فاطمه ؛ رقیه ؛ و زهرا نیز با تمام علاقه پشت جبهه کار و تلاش کردند و زحمت کشیدند .

.jpg

درحسینیه نراق مقابل مسجد جامع به نام ستاد پشتیبانی جنگ فعالیت می کردند . با زنان دیگر :
قالی بافتند و فروختند و پولش را به حساب مخصوص واریز نمودند ؛
ماست کیسه کردند و از آب آن قره قوروت ساختند ؛
انواع آجیل ها را بسته بندی کردند ؛
نان پختند و خشک کردند و داخل گونی کرده و برای استفاده رزمندگان به خطوط مقدم نبرد فرستادند ؛

img_0492.jpg

میوه الگ را چیدند و با آن جوزغند ساختند و به عنوان جیره جنگی وارد عرصه پیکار کردند ؛
طلاجات گران بهای خود را به سلحشوران هدیه کردند ؛
بلوز و کلاه بافتند تا سرما بندن های نازنین مرزداران را نلرزاند ؛
مایحتاج روزمره فرزندان امت را از خانه ها جمع آوری و دپو می کردند تا ماشین آنها را به سرحدات انتقال دهند ؛

2013-03-30 09.24.25.jpg

پتوهای خونی و گِل گرفته جبهه ها را شستند و به جبهه باز گرداندند ؛
شرکت در دعاها – تشییع پیکر شهیدان – ملاقات مجروحین و دهها و دهها اقدام کوچک و بزرگ ستاد پشتیبانی جنگ نراق بود که حاجیه خانم فاطمه حبیبی پیشقراول همه فعالیت ها بود .

2013-03-30 09.24.09-1.jpg

علاقه وافر به رهبر کبیر انقلاب حضرت سید روح الله(ره) داشت و حتی دو سال آخر حکومت دیکتاتوری رژیم محمدرضا پهلوی یکی از زنان مبارز بود که در تمام راهپیمایی ها و جلسات حضور فعال داشت . پس از جنگ هم از پای ننشست و در بسیاری از فعالیت های اجتماعی جامعه زنان همراه با دخترش مرضیه لطفعلی کوشا و فعال بود .
و...
و...


پسر خاله اش مهدی قیومی فرزند سلطانعلی متولد 1349 تاریخ 10 اسفند 1365 طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه به شهادت رسید و شور حسینی در خانواده ماندنی و حبیبی و قیومی به وجود آورد .

0067.jpg
اواسط دفاع مقدس خرداد 1364 رادمردی به نام حسین اکبری فرزند اکبر اهل روستای جاسب از توابع دلیجان به دلیل مجروحیت زیاد با عده ای دیگر با اسیران معلول عراقی مبادله شدند .

                           url.jpg   2013-02-28 11.33.12.jpg

                                           آزاده جانباز حسین اکبری             مرحومه حاجیه خانم فاطمه حبیبی

سال 1365 بسیجی فاطمه خانم حبیبی با وجود شرایط مناسب باز پیشقدم جهادی دیگر شد و داوطلب ازدواج با جانباز 70 % جنگ تحمیلی گردید . حاصل ازدواج با میمنت و زیبای این آزاده دلاور و خانم حبیبی سه فرزند دختر به اسامی زهرا ؛ مریم و عطیه اکبری باعث مباهات خانواده و جامعه هستند .

این خانواده آزاده و جانباز که نشانه هایی از آثار و محبت خداوند در منزلشان هویداست از ولایتمدارانی هستند که به رهبرشان امام خامنه ای عشق می ورزند .

2013-02-26 04.49.30-1.jpg

عصر پنج شنبه 1/8/1393قلب حاجیه فاطمه حبیبی در بیمارستان تهران کلینیک واقع در خیابان قائم مقام فراهانی تهران از تپش ایستاد و جامعه زنان مومنه و فعال شهر نراق را عزادار کرد .مقرر است پیکر این مادر و زن مومنه به نراق منتقل و جمعه 2 آبان 1393 پس از تشییع در وادی السلام خاکسپاری گردد .

سلحشوران شهر نراق با انبوه غم سنگین ؛ مصیبت وارده را خدمت همه سوگواران تسلیت می گوید .

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت23:1توسط |
شلیک نراقی به جای عراقی

 

شلیک نراقی به جای عراقی

متولد 1345 هستم و در سن 16 سالگی برای اولین بار تاریخ 20 آبان 1361 به همراه 23 نفر از سلحشوران شهر نراق عازم جبهه شدم .

14.jpg

 علی قجری

در جبهه پاسگاه شرهانی عراق در تیپ 17 علی بن ابیطالب(ع) – گردان امام هادی(ع) – گروهان 2 شهید قدوسی سازماندهی و در حال پدافند عملیات محرم بودیم .

img_0374.jpg

تاریخ 10/9/1361 داخل سنگر بودیم که حسن عابدینی فرزند رضا(1341 – 1370) مشغول تمیز کردن اسحه اش بود . غلامعباس کمالی که پاسبخش بود به حسن تذکر داد که مواظب باش داخل لوله تفنگت فشنگ نباشد .

ctusdft.jpg

                                                                                                                             مرحوم حسن عابدینی

حسن پوزخندی زد و گفت نترس خالی است . اسلحه که تمیز شد ؛ حسن گلنگدن را کشید تا اسلحه اش را آزمایش کند که در کمال ناباوری تیری که در جان لوله مانده بود شلیک و به پای من اصابت کرد .

13.jpg

شانس با من یار بود که پوتین به پا داشتم و آسیب نسبتا کمتری دیدم .حسن بد جوری ترسیده بود و چیزی نمانده بود که غش کند . فرمانده گردانمان پاسدار مسئله گو و فرمانده گروهانمان نیز پاسدار احمد حیدری فرزند ... (1332 – شهادت 25/12/1363) اهل روستای بهار اردهال بود .

30.jpg

از راست : علی قجری فرزند فرج الله ، شهید محمد علی نوری فرزند حسین


دوستان آمدند و به هر طریقی بود من را روانه اهواز مرکز استان خوزستان نمودند . سه روزی در حال درمان قرار گرفتم که ترخیص و به بیمارستان نیکویی قم معرفی شدم . یک روز هم در این بیمارستان معالجه شدم که برای دوره نقاهت به زادگاهم شهر نراق رفتم .

12.jpg

دو روز هم در درمانگاه شنتیایی نراق به تعویض پانسمان و معالجه گذشت و دیگر حوصله دوری از یاران را نداشتم . بدین جهت تصمیم بازگشت به خط مقدم را کردم و خانواده های رزمندگان همه آمدند و برای فرزندانشان نامه و آجیل و از جمله جوزغند که یک جیره جنگی است را دادند تا به دست عزیزانشان برسانم .

10.jpg

وقتی رسیدم و چهره های دوستان را دیدم شاد شدم و آنان نیز از دریافت نامه و جوزغند خوشحال گردیدند .

                      url.jpg  34.jpg 

لیکن متاسفانه این شادی و شعف دو روز بعد تاریخ 17/9/1361 باعث ناراحتی گردید زیرا دو نفر از بهترین بندگان مخلص خدا به اسامی مندعلی نباتی و علیرضا رزاقی به اتفاق هم در یک سنگر به وسیله ترکش خمپاره بعثیون عراق به درجه رفیع شهادت نایل آمدند . 


img_0370.jpg

علی قجری فرزند فرج الله اهل شهر نراق 13/6/1393

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت23:59توسط |
صندوقچه کتاب های نفیس و خطی فاضلین نراقی و سایر علما و لیست آنها

 

صندوقچه کتاب های نفیس و خطی فاضلین نراقی و سایر علما و لیست آنها

تلاش های موثر و پی گیر سلحشوران شهر نراق و رایزنی های مختلف یکسال و اندی باعث شد به نتایج در خور تحسین در خصوص کتابخانه فاضلین نراق دسترسی پیدا کنیم . منزل پدری ام روبروی ساختمانی بود که به آن خانه آقا می گفتند .

1.jpg

محصل که شدم نام ملا احمد و ملا مهدی و مشاهیر دیگر نراق برایم ملموس شد . سال ها بود موضوع چمدان گران بهای مملو از کتاب های فاضلین نراقی در منزلشان شهر نراق به گوشم می خورد .

یکی دوسالی که مشغول تحقیق میدانی از زندگی عالم ربانی مرحوم حجت الاسلام آقا حسین فاضلی فرزند ملا محمدرضا و خاندان فاضلین نراقی هستم توجه ام معطوف به این مسئله مهم گردید و در کنار اقدام های فرهنگی به موضوع مهم کتاب های با ارزش و کمیاب این خانواده نیز پرداختم .افراد مختلف در نراق و تهران را دیدم و هر کدام سر نخی را ارائه دادند که بعضا رهگشا بود .

سه نمونه اش را بازگو می کنم :

دوست خوبم اکبر قجری گفت : " یار غار من غلامرضا قجری(شهید) در کشاکش انقلاب 1357 در منبت کاری آقای میرزاعلی کمره ای در منزل آقا و یا همان منزل فاضلین نراقی کار می کرد . همیشه یک چمدان بزرگ توی اتاق محل کارشان نظرم را جلب میکرد که قفلی روی آن زده بود . روزی از سر کنجکاوی درب چمدان را باز کردیم که مملو از کتابهای قدیمی ؛ خطی و نفیس بود و درب را بسته و قفل را به حالت اولیه در آوردم ."

2.jpg

                              نمایی از منزل فاضلین نراقی

آقای حاج سید حسین هاشمی گفت : " روزی با آقا حسام نراقی پور صحبت کتاب های گران بهای نیاکانش شد که از فحوای کلامش مشخص بود که اوایل انقلاب قسمتی از کتاب ها را به یکی از کتابخانه ها داده است ."

دوست جدیدم آقای محمد نراقی پور فرزند احمد گفت: " در منزل پدری و پدر بزرگم که از روحانیون طراز اول منطقه بودند کتاب های فاضلین در طاقچه ها و اطراف در حال مطالعه بود و کتاب ها آن روزها نفیس بودند چه برسد به حالا .

خداوند اراده ای در وجودم نهاد که مایوس نباشم و لذا باز ملاقات با افراد در دستور کار قرار گرفت . همگان حوصله شنیدن سختی های پیش رو را ندارند که بیشتر موشکافانه توضیح دهم ولی طعنه ها و تمسخرها و تحقیرهای نیروی خودی هم نتوانست روحیه ام را از بین ببرند تا اینکه به راز و نیاز همیشگی متوسل شدم .

3.jpg

                                                                                   فاضلین نراقی

از مرگ هراسی ندارم و همیشه آماده ام ولی این مدت که نویدی از روشن شدن موضوع تلفنی به من اعلام شد از خدا خواستم اجلم را به تاخیر بیاندازد تا این مطلب حائز اهمیت را به سرانجام برسانم .

خداوند متعال یک جوان خوش خُلق و خوش خَلق و خوش بصیرت و با فرهنگ را سر راهم قرار داد . ابتدا تصورم منفی بود که یک جوان گره از مشکلات بزرگم مرتفع کند و گفتم سن او هم کفاف نمی دهد . از قضا کلید حل مشکل در دستان توانمند ایشان بود .
آقای مهندس کامران نراقی پور فرزند حسام الدین متولد 1354 و کمتر از 40 سال سن دارد . ایشان یکی از دو پسر آقا حسام می باشد که با پشتکاری که دارد هم در حد تخصص کاری و هم در تحصیلات عالی موفق می باشد .

4.jpg

                                                                                                                   کامران نراقی پور

در ملاقات با وی بزرگوارانه اعلام همکاری نمود برای پیشرفت های علمی و فرهنگی نراق همت می گمارم و اسناد کُهن و یا ردِ اسناد پُر رمز و راز و خصوصا قسمتی از لیست کتاب های فاضلین نراقی را در اختیار قرار داد که به مرور به آگاهی همشهریان و طالبان علم و فرهنگ قرار خواهیم داد .

آقا کامران اظهار داشت پدرم آقا حسام الدین دغدغه کتاب های موجود در منزلمان را داشت که از بین می رود و زحمات طاقت فرسای علما از جمله ملا احمد و ملا مهدی نراقی و نوادر دهر هدر می رود . به این منظور برای رایزنی و نحوه استفاده از کتاب ها با علما و روحانیون قم مطرح کرد و حتی استعلامی از آیت الله حسینعلی منتظری نمود و یکی دوبار من را در سنین سیزده سالگی همراه خود به قم برد .

5.jpg

                 مرحوم حسام الدین نراقی پور

سرانجام حجت الاسلام دکتر سید محمود مرعشی نجفی فرزند آیت الله سید شهاب الدین که علاقه وافر به علوم رجال، انساب، کتابشناسی و نسخه شناسی، مطالعات کتب و رسایل قدما و متأخران در این رشته ها دارد با درایت کامل به شهر نراق آمد و به همراه یک کارشناس زبده شروع به لیست برداری کردند تا کتاب های نفیس و کمیاب و ارزشمند داخل چمدان رویایی فاضلین در کتابخانه بزرگ آیت الله سید شهاب الدین مرعشی مورد استفاده قرار بگیرد .

6.jpg

                                                                                 حجت الاسلام دکتر سید محمود مرعشی نجفی

دکتر سید محمود در زمینه کتابشناسی؛فهرست نویسی و جمع آوری نسخ خطی و چاپ آنها ؛ لوح تقدیر کتابشناسی برجسته کشور را در سال 1374 دریافت کرده است .

بعضی از کتاب ها به قدری کهنه و قدیمی بودند که با دست امکان جابجایی نبود و مجبورشدند با پَنس ورق بزنند . آنچه که به یاد دارم قریب 120 جلد کتاب لیست برداری شد که دکتر مرعشی مرتب می گفت این کتاب ها نفیس ؛ کمیاب و نادر هستند و اگر به دادشان نرسیم از بین می روند . او آقا حسام را دعا می کرد که خدمت بزرگ علمی و فرهنگی و تاریخی به جهان اسلام می نماید .

7.jpg
برای اینکه مردم نا آگاه قضاوت های ناعادلانه نکنند به اطلاع می رسانم به ضرس قاطع فروش هر جلد آن کتاب ها بهترین شرایط برای زندگانی آقا حسام را مهیا می کرد ولی  حاضر نشد این نسخ گران بها و خطی که بعضی از آنها فقط همان یک نسخه می باشد از کشور خارج و در موزه های واتیکان در رم ایتالیا ؛ موزه بریتانیا و یا موزه لوور فرانسه در اختیار طالبان تاریخ و تمدن ایرانیان از جمله نراقی ها قرار بگیرد .

سند اول :

تاریخ 5/12/1368 آقای حسام الدین نراقی پور فرزند احمد از شهر نراق نامه ای همراه با لیست کتاب های خطی و نایاب به آیت الله العظمی حسینعلی منتظری فرزند علی (1301 – 1388) در قم نوشتند و نسبت به کتاب های فاضلین و سایر مولفین دینی استعلام و ادای تکلیف نمودند:

حضور مبارک مرجع تقلید حضرت آیت الله العظمی منتظری دامت اقباله

توقیرا (احترام وتعظیم)

با تقدیم فهرست کتب خطی و یک نسخه دست نوشته اجدادی خود به استحضار میرساند ؛
این کتب نفیس حدودا 250 سالست در خانواده ما بدون استفاده باقی مانده است و برخی از آن به مرور زمان از بین رفته و برخی تا کنون چاپ و تکثیر نگردیده است .

8.jpg

از آنجائیکه نه اینجانب استطاعت مالی و توان چاپ و تکثیر آن را دارم و به مرور از بین خواهد رفت که خود خلاف عقل و منطق است و از آنجائیکه منزل اجدادی در نراق که 275 سالست بنا گردیده از حیز انتفاع خارج و ویران گردیده است لذا اینجانب متولی و اولاد ذکور ارشد تصمیم بر این دارم کتب مذکور را به یکی از مراکز معتبر از قبیل کتابخانه آستان قدس رضوی یا کتابخانه ملی بفروشم و از محل آن در ترمیم خانه موروثی حتی کتابخانه ای در خور استفاده اهالی ایجاد نمایم .

گرچه از فروش آن به سایر افراد مانع و رادعی در کار نیست ولی هدف خارج نشدن آن از مملکت و غیره می باشد . حالیه تصمیم گرفتم نظر مبارک را جویا سپس در این مورد قیام و اقدام نمایم .


با تشکر و سپاس فراوان حسام الدین نراقی پور 5/12/1368

===-===

پاسخ آیت الله حسینعلی منتظری به نامه آقا حسام الدین نراقی فرزند احمد در شهر نراق

باسمه تعالی

پس از سلام ؛ اگر واقعا کتب مزبوره مورد استفاده ورثه نیست و در معرض تلف شدن می باشد لازم است به جایی مثل کتابخانه آستان مقدس رضوی علی مشرفها السلام منتقل شود تا محفوظ بماند و خدای ناکرده از کشور خارج نشود و آستانه مقدسه هم از وجوهی که قابل انطباق بر تاسیس کتابخانه عمومی در نراق باشد پولی در اختیار شما که متولی هستید قرار دهد و شما هم در تاسیس کتابخانه مفید عمومی برای ورثه و هم اهالی محل اقدام نمایید .

9.jpg
انشاءالله موفق باشید . مُهر حسینعلی منتظری 6/12/1368

                                                        ===-===

سند دوم :

فهرست کتب خطی در فقه و اصول و منطق و حکمت و تفسیر و عرفان و غیره مابین آقا حسام الدین نراقی پور و کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی لیست گردیده که توسط وبلاگ سلحشوران شهر نراق برای سهولت خوانندگان به روز گردید . یعنی مولف با تاریخ های تولد و فوت و همچنین خلاصه کوتاهی از کتاب ها اشاره می گردد .

لیست کتاب های تحویلی با توضیحات سلحشوران شهر نراق

1- کتاب عواید الایام از مرحوم ملا احمد نراقی قدس سره به خط پسر خواهر نامبرده در سال 1247 قمری مربوط به حدود 161 سال قبل که نسخه ای کمیاب و عالی می باشد .

10.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب عواید الایام مجموعه اي از مسائل و قواعد فقه و اصول است و آن گونه که خود مؤلف در آغاز تذکر مي دهد اين نوشتار جهت حضور ذهن و با هدف يادداشت يافته هاي علامه ملا احمد از فقه و اصول و به مرور زمان نگارش يافته است. کتاب فوق داراي 88 عائده است به همين خاطر نام «عوائد الايام» بر آن نهاده شده . ملا احمد نراقي در يکي از عائده هاي آن به طور مستقل به بحث ولايت فقيه مي پردازد که تا آن وقت هيچ يک از فقيهان عظام به اين سبک از آن بحث نکرده بودند.

2- قباله قرآن و پاسخ به برخی علماء زمان ملا محمد مهدی ابن ابی ذر نراقی(مشهور به فاضل نراقی) در 1201 قمری مربوط به حدود 207 سال قبل ممهور به خط و مُهر ملا محمد مهدی نراقی .

3- رساله مرحوم ملا محمد محسن فیض کاشانی فرزند مرتضی(1007 – 1090 هجری) که تاکنون دو رساله آن چاپ و منتشر نگردیده در 1073 قمری مربوط به حدود 335 سال قبل ممهور به مُهر ملا محمد مهدی ابن ابی ذر نراقی می باشد .

11.jpg

4- کتاب انیس الحکماء در منطق و حکمت از علامه ملا محمد مهدی ابن ابی ذر نراقی . این کتاب نفیس تا کنون چاپ نگردیده است .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

كتاب "انیس الحکما" از آخرین تأليفات علامه محمد مهدی نراقی به شمار مى‏آيد . اين اثر براى اهل معقول و فلاسفه نوشته شده و شامل امور عامه و قسمتى از طبيعيات مى‏باشد كه در كتب فلاسفه عنوان مى‏شود.

5- کتاب مفتاح الاحکام از مرحوم ملا احمد نراقی در 1228 قمری مربوط به حدود 180 سال قبل . این کتاب نسخه اصلی است و به خط برادر بزرگ ملا احمد به نام ملا ابوالحسن نراقی نوشته شده است .

12.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب مفتاح الاحكام آخرين تأليف ملا احمد نراقى است که در بردارنده گزيده نظریات او در زمينه اصول فقه و خلاصه كتاب‌هاى اصولى اوست . اين كتاب به طور خلاصه و كوتاه، قاعده‌های کلی علم اصول را آموزش می‌دهد، از این‌رو شايسته است به عنوان كتاب درسى مرحله سطح در حوزه‌هاى علميه مورد توجه قرار گيرد . چاپ اول کتاب در سال 1388 به زبان فارسی از سوی موسسه بوستان کتاب چاپ و منتشر یافته است .

6- کتاب لوامع در فقه نسخه اصلی از ملا محمد مهدی ابن ابی ذر نراقی که خود مولف با خط خود اصلاحاتی در آن نموده و نسخه منحصر بفرد می باشد در سال 1203 قمری و مربوط به حدود 205 سال قبل است .

http://www.ahl-ul-bayt.org/site/0/multimedia/image/15395_mehdi.naraghi.jpg

                 ملا محمد مهدی نراقی

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب لوامع الاحکام فی فقه شریعه الاسلام اثر علامه ملا محمد مهدی نراقی به زبان عربی توسط مجله حوزه در شهر قم چاپ گردیده است .

7- کتاب الصوم در فقه به فارسی که نام دیگرش زینت العباد و کتاب نفیسی است و تاکنون (مهر 1393) چاپ و توزیع نگردیده اثر از ملا محمد مهدی نراقی مربوط به حدود 250 سال قبل می باشد.

8- کتاب خطی در فقه و عرفان مشتمل از چند رساله که چند رساله آن تاکنون منتشر نشده است . اثر مرحوم سید کاظم رشتی فرزند قاسم(1212 – 1259 قمری) در 1259 قمری و مربوط به حدود 149 سال قبل می باشد .

9- کتاب خطی به نام شرح تجرید که در خصوص اصول و کلام و ممهور به مُهر ملا محمد مهدی ابن ابی ذر نراقی در سال 1115 قمری مربوط به حدود 293 سال قبل می باشد . مولف سرح تجرید مرحوم علاءالدین علی بن محمد سمرقندی معروف به ملا علی قوشچی(782 خورشیدی – 853 خورشیدی) از علمای اهل سنت می باشد و این کتاب نسخه ممتازی است که به خط محمد رضا بن محمد معصوم رضوی حسینی از علماء قرن 12 نوشته شده .

10- کتاب خطی " شفاء " اثر ابو علی حسین بن عبدالله بن سینا مشهور به ابو علی سینا( 370 – 428 قمری) در خصوص فلسفه و منطق مربوط به حدود 400 سال قبل می باشد .

11- کتاب نفیسی به نام ارشاد اثر محمد بن محمد بن نعمان ملقب به شیخ مفید(336 قمری – 413 قمری) در مناقب ائمه از قرن 11 . نسخه ممتازی است و ممهور به مُهر ملا محمد مهدی نراقی است .

13.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق

ترجمه عربی به فارسی کتاب ارشاد شیخ مفید (ره) در مورد سیره ائمه اطهار (ع) است. در این کتاب فضایل و مناقب ائمه معصومین و حوادث مهم زندگی ایشان به تصویر کشیده شده است.

قضاوت‏های حضرت علی (ع)، شجاعت‏های علی در جنگ‏های صدر اسلام، گزیده‏ای از سخنان امیرالمومنین در مورد مسایل اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، جایگاه علی نزد خداوند و برتری آن امام بر دیگران شرح احوال و کرامات و ابعادی از شخصیت علمی و معنوی امام حسن (ع)، امام حسین (ع)، امام سجاد (ع)، امام باقر (ع)، امام صادق (ع)، امام موسی کاظم (ع)، امام رضا (ع)، امام جواد (ع)، امام هادی (ع)، امام حسن عسگری (ع) و امام مهدی (عج) در قالب نقل روایات و حکایاتی از ایشان از دیگر مباحث مطرح شده در این کتاب است . ناشر کتاب سرور و در سال 1390 چاپ گردیده است .

12- کتاب خطی به نام قبسات اثر مرحوم میر محمد باقر بن شمس الدین محمد استرآبادی الاصل ملقب به میر داماد(970 – 1041 قمری) در فلسفه از قرن 11 قمری مربوط به حدود 300 سال قبل است . نسخه ممتاز و ممهور به مُهر ملا محمد مهدی نراقی می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب قبسات به حادث یا قدیم بودن عالم پرداخته است. این کتاب شامل ده قبس و هر قبس مشتمل بر چند ومضه و هر ومضه حاوی چند ومیض می‌باشد. این تقسیم‌بندی را می‌توان چنین تفسیر کرد که قبس به ‌منزله باب و ومضه در حکم فصل و ومیض در حکم بند یا غیر آن است . قبسات جمع قبس، به معنای پارۀ اخگر، برداشتی است از آیۀ لعلّی آتیکم منها بقبس یا آتیکم بشهاب قبس

13- کتاب شرح لمعه اثر زین الدین بن علی بن احمد عاملی جبعی ملقب به شهید ثانی(911 – 966 قمری) در فقه از سال 1123 قمری مربوط به حدود 286 سال قبل می باشد و دارای حواشی عالی و کتاب کم نظیری است .

14.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب شرح لمعه شهید ثانی در خصوص حدود – کفارات – نذر – قضا – شهادتات – وقف – عطیه – زکات – خمس – روزه – حج – جهاد – غصب – لقطه – احیاء موات – صید و ذباحه – اطعمه و اشربه – ارث – وصایا – نکاح و ... به رشته تحریر درآمده است .

14- تفسیر قرآن خطی که اواسط آن بسیار کهنه و قدیمی است و شاید مربوط به قرن هفتم هجری باشد .
15- رساله عملیه به فارسی در طهارت و غسل از سال 1237 قمری مربوط به حدود 171 سال قبل می باشد .

16- شرح هدایه ملاصدرا با حواشی در 1145 قمری مربوط به حدود 263 سال قبل .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

شرح" هدایت الحکمه " به قلم اثیرالدین مفضل بن عمر ابهری(.- 660 قمری) حکیم قرن هفتم هجری کتابی است با موضوع منطق و حکمت اسلامی که شرح‌های زیادی بر آن نوشته شده است.

15.jpg

شرح صدرالدین محمدبن ابراهیم قوام شیرازی (980 – 1045) مشهور به ملاصدرا و صدرالمتالهین بر این کتاب یکی از مهمترین این شروح است. شرحی که ملاصدرا بر الهدایة الأثیریة نوشته یکی از آثار مهم ملاصدرا در زمینه منطق و حکمت و تفسیر به شمار می‌رود .

17- کتاب خطی به نام منازل السائرین در تهذیب اخلاق و عرفان که کتاب نفیس و کمیابی است از انصاری هروی مشهور به خواجه عبدالله انصاری از قرن هشتم در سال 751 قمری مربوط به حدود 657 سال قبل و شرحی از ملا محمد مهدی نراقی بر آن نگارش شده است .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

كتاب " شرح منازل السائرین " شرح سير و سلوك يا عرفان عملي، شیخ الاسلام ابو اسماعیل عبدالله بن ابی منصور محمد ( 396 – 481 قمری) ملقب به خواجه‌ عبدالله انصاري است . چاپ اول کتاب سال 1389 توسط شرکت چاپ و نشر بین الملل عرضه گردیده است . شرحی از علامه ملا محمد مهدی نراقی بر این کتاب وجود دارد .

18- کتاب خطی به نام معالم اثر شیخ محمد بن حسن حُر عاملی ملقب به حُر عاملی فرزند شهید ثانی در اصول از قرن دهم در سال 1094 قمری نوشته شده و مربوط به حدود 314 سال قبل است . این کتاب کمیاب و نفیس می باشد .

                                                        16.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب " معالم " اثری از شیخ حسن فرزند شهید ثانی دربارهٔ اصول فقه است که بیش از 300 سال قبل نگاشته شده و به عنوان اولین کتاب درسی شیعیان در مورد علم اصول فقه به طلاب آموخته می‌شد که بعدا کتاب های دیگر جایگزین شد . معالم از یک مقدمه و دو قسمت مهم اصول و فقه تشکیل شده بود .

19- کتاب خطی در فلسفه و کلام از 1054 قمری مربوط به حدود 354 سال قبل ممهور به مُهر ملا محمد مهدی نراقی اهل نراق . این کتاب به خط سید عبدالله قادر رفائی حسینی که در مکه از نسخه اصلی کتاب اثبات الواجب میر نظام الدین احمد بن ابراهیم دشتکی شیرازی(. – 1015 قمری) از علماء قرن 11 استخراج گردیده و کتاب منحصر بفردی است و کمیاب .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

, خط نسخ,در مكه از روي نسخه شمس الدين حسين بن محمد شيرازي كه در ماه رجب 1048 از نسخه مؤلف نوشته بود،عناوين شنگرف،روي برگ اول تملك مرتضي بن روح الامين مختاري حسيني به تاريخ پنجشنبه 17 ربيع الثاني 1105 و تملك محمد مهدي بن ابي ذر نراقي با مهر بيضوي «المهدي من هدايت» و وقفنامه كتاب به تاريخ 1201 ديده مي شود.

17.jpg
20- کتاب خطی به نام تهذیب در علم و اصول اثری از ابو منصور جمال الدین ؛ حسن بن یوسف بن مطهر حلی(648 – 726 قمری) ملقب به علامه حلی در 1227 با حواشی مربوط به حدود 181 سال قبل می باشد که در سال 1380 توسط موسسه امام علی علیه السلام در لندن چاپ شده است .

 

21- شرح العبادی اثری از ابو منصور جمال الدین ؛ حسن بن یوسف بن مطهر حلی(648 – 726 قمری) ملقب به علامه حلی علامه .

22- کتاب خطی از کتب مبانی بیان حاشیه خطایی در سال 1230 قمری مربوط به 178 قبل ممهور به مُهر و خط ملا محمد مهدی نراقی اهل نراق می باشد .

23- کتاب " مصفاة الاشباح و مجلاة الارواح " از نورالدین پسر برادر مرحوم فیض کاشانی درقرن 11 قمری . این کتاب کمیاب و تاکنون چاپ نشده و بسیار نفیس و با ارزش می باشد و منحصرا یک نسخه آن گویا در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است و ممهور به مُهر ملا محمد مهدی نراقی می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب نفیس و نایاب " مصفاة الاشباح و مجلاة الارواح " سال 1367 از کتابخانه فاضلین نراقی توسط آقا حسام الدین نراقی پور از شهر نراق تحویل کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی شد.

18.jpg

شیخ محمد بن مرتضی معروف به نورالدین کاشانی از علمای قرن دوازدهم هجری ؛ شاگرد و برادر زاده ملا محمد محسن فیض کاشانی فرزند مرتضی ملقب به فیض کاشانی(1007 – 1090 قمری) بوده و نورالدین اخباری هم مشهور است .

با توجه به اهمیت و ضرورت شناخت این بزرگواران و تصحیح کتب خطی و ارائة آن به جامعة فرهنگی به شرح حال مختصر ایشان و معرفی و تحلیل محتوایی نسخة خطی ارزشمند و کم نظیر کتاب مصفاة الاشباح و مجلاة الارواح موسوم به کتاب تفکر از آثار این عالم ربانی توسط آقای حسنعلی آقابابائیان تصحیح کردیده و در دو فصلنامه علمی پژوهی فلسفه و کلام شماره 81 مربوط به پاییز و زمستان سال 1387 به طالبان علم عرضه داشته است .

24- کتاب خطی از ملا محمد محسن فیض کاشانی فرزند مرتضی ملقب به فیض کاشانی(1007 – 1090 قمری) شامل حج به طور کامل با حواشی عالی در سال 1100 قمری مربوط به حدود 318 سال قبل و خط خود مرحوم فیض کاشانی در آخر آن آمده است .

25- کتاب خطی به نام کشف اللثام در قواعد الاحکام " از مرحوم بهاءالدین محمد بن تاج الدین حسن بن محمد اصفهانی( 1062 – 1137 قمری) مشهور به فاضل هندی از سال 1090 قمری و به خط مولف می باشد و مربوط به حدود 318 سال قبل می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

موضوع کتاب " کشف اللثام در قواعد الاحکام " فقهی استدلالی است و شرح کتاب قواعد علامه حلی می باشد. قبل از فاضل هندی، مرحوم علی بن عبدالعالی معروف به محقق کَرَکی یا محقق ثانی(حدود 865 – 940 قمری) کتاب قواعد را تا باب نکاح شرح داده بود؛ ولی به اتمام آن موفق نشده بود. فاضل هندی چون از پیروان مکتب محقق کَرَکی است، لذا کار محقق را ادامه می دهد .

19.jpg
26- کتاب خطی در اصول از حسین بن جمال الدین محمد خوانساری( . – 1098 قمری) ملقب به حاج حسین محقق خوانساری ممهور به مُهر ملا محمد مهدی ابی ذر نراقی اهل نراق مربوط به قرن 11 قمری که کتابت آن در 1099 قمری یعنی حدود 309 سال قبل انجام گرفته و این کتاب رساله ای است عالی و در مقدمه واجب نوشته شده است .

27- کتاب خطی در رویت هلال ماه از محمد بن عبدالفتاح تنکابنی ملقب به فاضل سراب (1040 – 1124 قمری) از علماء مشهور قرن 11 در سال 1106 قمری حدود 302 سال قبل و ممهور به مُهر ملا محمد مهدی نراقی می باشد .

28- کتاب کمیاب و جالب و مهم که تاکنون چاپ نشده از محمد بن محمد یوسف المیمئی جوشقانی از شاگردان ملا احمد فاضل نراقی اهل نراق و به زبان فارسی می باشد . نام کتاب " رسائل و مسائل " هست و سوالات مهمی که از استاد نراقی نموده با پاسخ در آن نوشته شده . تالیف این کتاب در 1201 قمری حدود 207 سال قبل و چند نامه ای در آن است که علامه ملا احمد نراقی به مرحوم میرزای قمی نوشته است . ضمنا فتاواهای خوبی در آن آمده است .

                                                                                 20.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب " رسائل و مسائل فی حل غوامض المسائل " اثر علامه ملا احمد فاضل نراقی اهل نراق شامل هشتصد و پانزده سوال و جواب و دوازده رساله فقهی و غیره می باشد . مطالب دارای اهمیت حاوی موضوعات مختلف فقهی، اصولی، حدیثی و اعتقادی است که از سوی مردم از ساحت مقدس ملا احمد فاضل نراقی استفاده شده و آن عالم سختکوش نیز به همه آن ها پاسخ داده است.

سپس مجموعه این سوالها و جواب ها توسط یکی از شاگردان علامه نراقی به نام محمد بن محمد یوسف میمه ای جوشقانی در ۲ مجلد جمع آوری و تنظیم شده است. جلد اول آن به مسائل فقهی اختصاص دارد و جلد دوم پیرامون اصول فقه، اعتقادات و متفرقات است. یک نسخه از آن در کتابخانه آیة الله گلپایگانی به شماره های: جلد اول ۹/۲۵، جلد دوم ۱۱۷/۲۶ موجود است که چندان کامل نیست، اما نسخه کامل آن در کتابخه مدرسه سلطانی (امام) کاشان نگهداری می شود و توسط محقق ارجمند حجة الاسلام طیار مراغه ای شناسایی و فهرست شده است.

چنان که قطعات پراکنده ای از آن در کتابخانه مجلس و همچنین یک نسخه از جلد اول آن به شماره ۷۱۴۶ در کتابخانه آیة الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی در قم موجود است.
این کتاب توسط کنگره فاضلین نراقی به کوشش آیة الله رضا استادی تحقیق و تصحیح شده و چاپ گردیده است .

در لیست تحویلی کتاب ها از جمله رسائل و مسایل توسط آقا حسام نراقی پور به کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی در مرداد 1367 نوشته شده این کتاب کمیاب و جالب و مهم که تاکنون چاپ نشده است .
راستش ما متوجه نشدیم کتابی که توسط آقای نراقی پور در شهر نراق تحویل شده و بعد به چاپ رسیده در کدامیک از این مکان ها جایگاه دارد ؟

21.jpg

29- کتابی در عبادات و اصول دارای خطی بسیار عالی و نفیس در سال 1245 قمری مربوط به حدود 163 سال قبل می باشد . دارای رساله هایی از مرحوم سید نعمت الله جزایری فرزند سید عبدالله (1050 – 1112 قمری) از شاگردان ممتاز علامه محمد باقر مجلسی فرزند محمد تقی (1037 – 1110 قمری) که از این قرار است :
+ رساله منبع الحیات
+ آئینه حکمت به خط احمد کرکی از اولاد علی بن عبدالعالی ملقب محقق کَرَکی
+ رساله فوائد حائریه از ملا محمد باقر بهبهانی استاد سید محمد مهدی بحرالعلوم در اوایل قرن 12
+ و چند رساله دیگر

30 – کتابی به نام " تلخیص الاقوال احوال الرجال " یا رجال استر آبادی اثر میرزا محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی با حواشی عالی در 1087 قمری مربوط به حدود 321 سال قبل می باشد .

                                                                                        22.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق

دوم‍ی‍ن‌ ک‍ت‍اب‌ رج‍ال‍ی‌ اس‍ت‌ ک‍ه‌ میرزا محمد بن علی بن ابراهیم استرآبادی( . – 1028 قمری) ‌ ب‍ه‌ رش‍ت‍ه‌ ت‍ح‍ری‍ر در آورده‌ و م‍ع‍روف‌ ب‍ه‌ "رج‍ال‌ وس‍ی‍ط" اس‍ت‌ . ک‍ت‍اب‌ اول‌ ای‍ش‍ان‌ در رج‍ال‌ ه‍م‍ان‌ "م‍ن‍ه‍ج‌ ال‍م‍ق‍ال‌" ای‍ش‍ان‌ ب‍وده ک‍ه‌ ب‍ه‌ آن‌ رج‍ال‌ ک‍ب‍ی‍ر گ‍ف‍ت‍ه‌ م‍ی‌ش‍ود .‌

31- کتاب الوافی جزء اول از مرحوم ملا محمد محسن فیض کاشانی در فقه و حدیث در 1100 قمری و مربوط به حدود 308 سال قبل می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب وافی مهمترین اثر حدیثی ملا محمد محسن فیض کاشانی فرزند مرتضی(1007 – 1090 قمری) از جوامع احادیث امامیه است. در واقع می توان گفت که وافی یکی از بزرگترین، مهمترین و جامع ترین آثار حدیثی شیعه از دوره صفویان است که در آن اخبار و احادیث مربوط به: اصول، فروع، سنن و احکام اسلامی منقول در کتب اربعه متقدم امامیه یعنی: کافی، کتاب من لایحضره الفقیه، تهذیب و استبصار گرد آمده است .

مولف خود بيان مي كند كه اين كتاب را الوافي ناميدم چون مشتمل بر تمامي مطالب مهم مي باشد و از مطالب مبهم پرده برمي دارد. سمّیته بالوافی لوفائه بالمهمّات و کشف المبهمات.

32- قواعد علامه حلی تاریخ تحریر 954 قمری مربوط به حدود 454 سال قبل که نسخه نفیس و عالی می باشد .


توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب " قواعد الاحكام في معرفه الحلال و الحرام" اثری از ابومنصور جمال‌الدین حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی ملقب به حلی(648 – 726 قمری) می باشد . جامعه مدرسین حوزه علمیه قم این کتاب را در 544 صفحه در سال 1385 به چاپ رسانده است .

33- کتاب خطی به نام استبصار از شیخ طوسی در سال 1067 قمری حدود 341 سال قبل که یکی از علماء آن را تصحیح نموده است .

23.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق

اَلاِْسْتِبْصار فیما اختلف من الأخبار ؛ کتابی روایی از محمد بن حسن بن علی بن حسن طوسی ملقب به شیخ طوسی ( 385 – 460 قمری) و چهارمین کتاب از کتب اربعه می باشد . استبصار اولین کتاب فقه‌الحدیثی است که به مبحث تعارض در اخبار پرداخته‌است. این کتاب یکی از کتب اربعه مذهب شیعه بوده و همچنان مورد بحث و مطالعه دانشمندان اسلامی است. شیخ طوسی پس از نقل اخبار متعارض با استفاده از روش‌هایی به جمع و تالیف اخبار متعارض پرداخته‌است .

34- کتاب خطی به نام الصلواه که نام دیگر آن مناهج السویه ( یعنی راه های استوار) می باشد . این کتاب مهم و کمیاب است از فاضل هندی در سال 1088 مربوط به حدود 320 سال قبل می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب " الصلواه یا مناهج السویه فی شرح الروضه البهیه " اثری از بهاءالدین محمد بن تاج الدین حسن بن محمد اصفهانی( 1062 – 1137 قمری) مشهور به فاضل هندی در چهار جلد می باشد . این کتاب را فاضل هندی در ۲۵ سالگی به رشته تحریر درآورده است.

35- کتاب خطی به نام غایت التحقیق یا شرح کافیه از سیف بن نصیر در ادبیات عرب از سال 1091 قمری مربوط به حدود 317 سال قبل . این کتاب هم کمیاب و با ارزش است .

36- کتاب کافیه در ادبیات عرب از جامی در 1091 و مربوط به حدود 315 سال قبل می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد معروف به جامی (۲۳ شعبان ۸۱۷ – ۱۷ محرم ۸۹۸ ‍ قمری) ملقب به خاتم الشعرا ؛ شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفی نام‌دار ایرانی سده ۹ قمری است . احتمالا منظور از این کتاب " الفوائد الضیائیه فی شرح کافیه " باشد .

37- کتاب مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین (یا مجمع النورین و مطلع النیرین) از شیخ بهایی .

24.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق

یکی از برجسته ترین آثار بهاءالدین محمد بن حسین عاملی مشهور به شیخ بهایی (953 – 1030 قمری) در حوزه علوم و معارف اسلامی، کتاب مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین (یا مجمع النورین و مطلع النیرین) می باشد. مؤلف در این کتاب، با بهره گیری از آیات الاحکام و روایات فقهی، به ارائه فقه استدلالی شیعه می پردازد.شیخ بهایی قصد داشته تا مباحث این کتاب را در چهار باب عبادات، عقود، ایقاعات و احکام دنبال نماید، اما از این میان تنها توانست بخشی از مبحث عبادات را به اتمام برساند .

38- کتاب من لا یحضره الفقیه از مرحوم صدوق در 1099 مربوط به حدود 309 سال قبل با حواشی و اصلاحات عالی به خط عبدالغفور خلخالی .

25.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق

ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق و اِبنِ بابُوَیْه ( 306 – 381) از علمای شیعه در قرن ۴ و از بزرگان علم حدیث است .
کتاب " من لا یحضره الفقیه " یک دوره کامل فقه اسلامی است از طهارت تا حدود و دیات با تکیه بر روایات و در چهار مجلد قرار دارد و تا حال بیش از چهار بار به چاپ رسیده است.
کتاب من لا یحضره الفقیه در طول تاریخ فقهی و روائی شیعه از معظم ترین و با ارزش ترین کتابها و یکی از کتب اربعه به حساب می آمد و علماء با دید احترام به او نگریسته و خود را در اخذ احکام از آن بی نیاز نمی دانستند.این کتاب در مجامع و حوزه های علمی و در میان علماء و کارشناسان علوم اسلامی امروز نیز همچنان مورد احترام بوده و بعنوان یکی از مهمترین منابع احکام اسلامی شناخته می شود.

39- الباقی کتاب من لا یحضر الفقیه تالیف در 1113 قمری مربوط به 295 سال قبل به خط محمد حسین بن محمد علی مشهدی .

26.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق

ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق و اِبنِ بابُوَیْه ( 306 – 381) از علمای شیعه در قرن ۴ و از بزرگان علم حدیث است .
کتاب " من لا یحضره الفقیه " یک دوره کامل فقه اسلامی است از طهارت تا حدود و دیات با تکیه بر روایات و در چهار مجلد قرار دارد و تا حال بیش از چهار بار به چاپ رسیده است.

کتاب من لا یحضره الفقیه در طول تاریخ فقهی و روائی شیعه از معظم ترین و با ارزش ترین کتابها و یکی از کتب اربعه به حساب می آمد و علماء با دید احترام به او نگریسته و خود را در اخذ احکام از آن بی نیاز نمی دانستند.این کتاب در مجامع و حوزه های علمی و در میان علماء و کارشناسان علوم اسلامی امروز نیز همچنان مورد احترام بوده و بعنوان یکی از مهمترین منابع احکام اسلامی شناخته می شود .

40- تفسیر کامل قرآن به نام تفسیر صافی از مرحوم فیض کاشانی متعلق به قرن 11 .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب " تفسیر صافی " یکی از تفسیرهای قرآن است که توسط ملا محمد محسن فیض کاشانی فرزند مرتضی ( 1007 – 1090 قمری) نگاشته شده است و بیشتر با جنبه روائی و نقلی به علت اختصار و جامعیت، در زمان‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است .

 27.jpg

 

41- کتاب فارسی خطی رساله نماز جمعه در 1081 قمری مربوط به حدود 327 سال قبل می باشد . کتابت آن در سال 1098 قمری و در رد وجوب عینی نماز گفته شده و تا کنون به چاپ نرسیده است .

42- مدارک الاحکام (شرح شرایع) از عاملی در 1141 قمری مربوط به حدود 267 سال قبل می باشد . در دو فصل با تهذیب آب طلا در هر فصل است .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

سید محمد موسوی عاملی مشهور به صاحب مدارک ملقب به شمس الدّین (۹۴۶ - ۱۰۰۹ قمری) از مراجع عام تقلید شیعه بود. پدرش سید علی از علمای وقت و مادرش دختر شهید ثانی بود.
کتاب " مدارک الاحکام فی شرح شرایع الاسلام از بهترين کتب استدلالي در فقه مي باشد. از جمله ويژگيهاي اين کتاب، استدلال محکم و اعتماد بر روايات معتبر مي باشد. اين کتاب در بردارنده بخش عبادات فقه است که از کتاب طهارت شروع مي شود و به کتاب حج پايان مي يابد .

28.jpg

صاحب مدارک از جمله علمای شیعه است که در مبحث ولایت فقیه در امور اجتماعی اسلام تصدی و ولایت فقیه جامع الشرایط را لازم دانسته و برای او نیابت قائل است .
اين کتاب در 8 جلد به زبان عربي، به وسيله مؤسسة آل البيت عليهم السلام لاحياء التراث، چاپ و منتشر شده است .

43- کتاب اجاره لمعه از شهید ثانی در 1229 قمری با حواشی مربوط به 179 سال قبل .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

شیخ زین‌الدین بن علی بن احمد عاملی جبعی، معروف به شهید ثانی، از بزرگان فقهاء شیعه می باشد . کتاب " الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة معروف به شرح لمعه " اولین کتاب درسی فقه امامیه در حوزه است .

شرح لمعه شهید ثانی یکی از مهمترین کتاب‌های آموزشی فقهی در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها و تنها کتاب درسی مشتمل بر تمام ابواب فقه است که در «دوره سطح» در حوزه‌ها تدریس می‌گردد .
این کتاب مجموعه پنجاه و سه رساله در ابواب مختلف فقه است که به ترتیب زیر از «طهارت» آغاز و به «دیات» پایان می‏پذیرد: طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم، اعتکاف، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، کفارات، نذر و عهد و یمین، قضا، شهادات، وقف، عطیه، متاجر، دین، رهن، حجر، ضمان، حواله، کفالت، صلح، شرکت، مضاربه، ودیعه، عاریه، مزارعه، مساقات، اجاره، وکالت، شفعه، سبق و رمایه، جعاله، وصایا، نکاح، طلاق، خلع و مبارات، ظهار، ایلاء، لعان، عتق، تدبیر، اقرار، غصب، لقطه، احیاءالموات، صید و ذباحه، اطعمه و اشربه، ارث، حدود، قصاص، و دیات .

28-1.jpg

شرح لمعه بر نظام حقوقی ایران نیز بسیار تأثیرگذار بوده‌ است. علاوه بر آن که مهمترین منبع دروس «متون فقه» رشته تحصیلی حقوق در دانشگاه‌های ایران می‌باشد، منبع اصلی تدوین قانون مدنی ایران و یکی از مهمترین منابع در تدوین قانون مجازات اسلامی نیز به شمار می‌رود که علاوه بر محتوای قانون حتی جنبه‌های شکلی آن‌ها را نیز تحت تأثیر قرار داده‌ است .

44- شرایع الاسلام از محقق حلی در 1082 قمری با حواشی عالی مربوط به حدود 326 سال قبل می باشد .

29.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق

ابوالقاسم جعفر بن حسن بن یحیی بن سعید حلی مشهور به محقق حلی و محقق اول(602 – 676 قمری) فقیه، شاعر بزرگ شیعی و نامورترین فقیهان عصر خویش که دارای عظمت و اعتبار خاص در میان مجتهدان بوده است .

شرائع در چهار کتاب عبادات، عقود، ایقاعات و احکام تقسیم می‌شود :
* بخش عبادات شامل ۱۰ کتاب طهارت، صلاة، زکات، خمس، صوم، اعتکاف، حج، عمره، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر است .
* بخش عقود شامل ۱۵ کتاب تجارت، رهن، ضمان، صلح، مضاربه، مزارعه و مساقاة، ودیعه، عاریه، اجاره، وکالت، وقف، صدقات، هبات، سبق و رمایه، وصایا و نکاح است. کتاب‌های مفلس، حجر، شرکت، سکنی و حبس نیز در این بخش آورده شده‌است .
* بخش ایقاعات از ۱۱ کتاب طلاق، خلع و مبارات، ظهار، ایلاء، لعان، عتق، تدبیر و مکاتبه و استیلاء، اقرار، جعاله، أیمان و نذر تشکیل شده است
* بخش احکام شامل ۱۲ کتاب صید، ذباحه، اطعمه و اشربه، غصب، شفعه، احیای موات، فرایض، قضا، شهادات، حدود و تعزیرات، قصاص و دیات است .
محقق حلی خلاصه‌ای از این کتاب را نیز با عنوان " النافع فی مختصر الشرائع یا المختصر النافع فی مختصر الشرائع " نگاشته‌است .

کتاب شرایع الاسلام محقق حلی یکی از کتب مهم فقه استدلالی است و قرن‌هاست که در حوزه‌های علمیه شیعه و چندی است در دانشگاههای کشورهای مختلف تدریس می‌شود. در طی قرون متمادی بیش از یکصد، شرح نوشته شده از جمله: جواهر الکلام، مسالک الافهام و مدارک الاحکام. همچنین ده‌ها حاشیه (حاشیه و تحشیه عبارت است از شرح و توضیح و رفع ابهام از برخی کلمات، بخش‌ها و عبارت‌های یک کتاب) از بزرگان شیعه بر این کتاب نوشته شده است .

45- کتاب شرایع محقق در 1115 قمری مربوط به حدود 293 سال قبل می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

ابوالقاسم جعفر بن حسن بن یحیی بن سعید حلی مشهور به محقق حلی و محقق اول(602 – 676 قمری) فقیه، شاعر بزرگ شیعی و نامورترین فقیهان عصر خویش که دارای عظمت و اعتبار خاص در میان مجتهدان بوده است .

                                                                                                        30.jpg

46- کتاب علم الیقین مرحوم فیض کاشانی ممهور به مُهر و خط ملا محمد مهدی بن ابی ذر نراقی اهل نراق مربوط به حدود 366 سال قبل می باشد .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

کتاب " علم الیقین فی اصول الدین " در دو جلد عربی تاليف ملا محمد محسن فیض کاشانی فرزند مرتضی ( 1007 – 1090 قمری) سال تألیف 1042 قمری و مختصر آن به نام انوار الحکمة و مختصر مختصر آن به نام المعارف در ذریعه مي باشد .

31.jpg

فيض کاشاني در کتاب عين‌اليقين‌ في‌ اصول‌ الدين اصول‌ دين‌ را با دلايل‌ فلسفي‌ و براهين‌ عقلي‌ مورد بحث‌ قرار داده و یکی از کتاب‌های بسیار مشهور فیض کاشانی است که پیش از این ترجمه جلد اول این کتاب وارد بازار کتاب شده و پس از 15 سال انتظار جلد دوم آن سال 1393 به بازار عرضه شد .

47 - کتاب منهج الصادقین به فارسی از ابوالفتوح رازی در تفسیر قرآن در 1130 قمری مربوط به حدود سال 278 سال قبل می باشد .

32.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق

جمال‌الدین حسین بن علی بن محمد مشهور به ابوالفتوح رازی(قبل 480 – پس از 552 قمری) از مفسران و علمای بزرگ شیعه در سدهٔ ششم هجری بود. با محمود زمخشری(467 – 538 قمری) معاصر بود و ابن شهرآشوب و ابن بابویه از شاگردان او بودند. تفسیر مفصل فارسی او به نام روض‌الجنان و روح‌الجنان " معروف به تفسیر ابوالفتوح از تفسیرهای جامع و معتبر قرآن است ."

48- تالیف البرکات عبدالله بن نسفی (از اهالی ماور النهر) از علماء متوفی در سال 701 ولی کتاب در قرن هشتم نوشته شده و بسیار قدیمی است .

توضیحات سلحشوران شهر نراق

عبد الله بن أحمد بن محمود النّسفي ( 710 – 1310 م) ملقب به أبو البركات، حافظ الدين، مفسر،فقیه حنفی ؛ متكلم، أصولي بوده است .
حافظ الدين ابو البركات از متكلمان مشهور ماتريديه است و اهل «نسف» يا همان «نخشب» مي باشد . ايشان متولد روستاي ايذه از توابع نخشب است . اين شخصيت بارز ماتريدي آثار و تأليفات زیاد داشته است.(کتاب تاريخ و عقايد ماتريدي ، صص93- 95 )

33.jpg
          مرحوم حسام الدین نراقی پور

دسته بندی و تعیین ارزش و قدمت کتاب های نفیس و نایاب کتابخانه فاضلین نراقی در اختیار آقای حسام الدین نراقی پور فرزند احمد اهل شهر نراق با کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی قم تاریخ 22/5/1367 برابر با 29 ذی الحجه 1408 و 13 آگوست 1988


توضیحات ضروری :

1- اغلب کتاب های گنجینه فاضلین نراقی پس از تحویل به کتابخانه مرعشی قم از سال 1368 به بعد ترجمه و چاپ شده و خدمت بزرگی به تاریخ و فرهنگ و دین گردیده است .

                                                                              34.jpg

                                                                           منزل مرمت شده فاضلین نراقی توسط شهرداری نراق


2- محاسبه قدمت کتاب ها از سال تحویل به کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی قم در سال 1367 شمسی برابر 1408 قمری محاسبه شده و در حال حاضر که 1393 است باید 27 سال دیگر بر قدمت کتاب ها افزوده شود .


3- به خاطر خدمت بی نظیری که آقا حسام الدین نراقی پور نمود و کتاب های ذی قیمت را به دست عالمان و دانشمندان رساند بر قبرش در بهشت زهرا رفته و صلوات و فاتحه ای قرائت شد .

35.jpg
در پایان لازم می دانیم از مهندس کامران نراقی پور فرزند بزرگوار آقا حسام تشکر بی نهایت داشته باشیم که با صعه صدر لیست و اسناد معتبرترین مطالب تاریخ متعلق به شهر نراق و جهان اسلام را در اختیار سلحشوران شهر نراق قرار داد تا به اطلاع افکار عمومی رسانده شود .

36.jpg

                                                                                                                    مهندس کامران نراقی پور

این اطلاع رسانی باعث رفع نگرانی از بسیاری از تشویشات ذهنی طالبان علم و تاریخ می گردد .

 

  وبلاگ سلحشوران شهر نراق - مهر ماه  1393 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مهر 1393ساعت22:51توسط |
حاج رمضان معصومی نراقی به اعلی علیین پیوست

 

حاج رمضان معصومی نراقی به اعلی علیین پیوست

مؤمنان واقعي و انسان هاي صاحب خرد و انديشه در هر عصر و نسلي، سعي و تلاش نموده اند خود را به صفت و ويژگي احسان و نيكوكاري، آراسته سازند. اين توصيه و سفارش سعدي است كه مي گويد :

ره نيك مردان آزاده گير                    چو ايستاده اي دست افتاده گير

1.jpg

مرحوم حاج رمضان معصومی


حاج رمضان معصومی فرزند حاج علی و حاجیه نرگس خانم سال 1323 در شهر نراق متولد گردید . رمضان دوران کودکی را درنراق سپری نمود و بعد به همراه خانواده به تهران مهاجرت کردند .

ایشان دو برادر پاکسرشت به اسامی حاج عباس معصومی خّیر نیکوکار و حاج غلامعلی معصومی دارد .

                    dsc02407سثف.jpg    dsc02407.jpg

                                      حاج عیاس معصومی                            حاج غلامعلی معصومی

از دوران نوجوانی کار را آغاز کرد و رفته رفته در شغل تجارت موفقیت کسب نمود . حاج رمضان طی مسافرتی که به کشور کانادا داشت به دلیل بیماری در غربت و در سن 70 سالگی بدرود حیات گفت و پیکرش به ایران منتقل و روز سه شنبه تاریخ 29/7/1393 پس از تشییع توسط مردم خدادوست در قطعه 110 بهشت زهرا(س) تهران در خاک آرمیده خواهد شد .

-.jpg

حاج رمضان مانند برادران مومنش فردی خیر بود که به بسیاری از نیازمندان و ایتام کمک می کرد.

سلحشوران شهر نراق مصیبت وارده را به خاندان معصومی از جمله حاج عباس تسلیت گفته و امید است خداوند متوفی را در اعلی علیین و در کنار اولیاء دین منزل و مأوایش دهد .

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393ساعت16:47توسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 19
 

.jpg

 تفرجگاه آصیف آباد (باغ غلامحسین)شهر نراق - سیزده فروردین سال 1343

ایستاده از راست : سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود – غلام مرادی نراقی فرزند یدالله - ... سهرابی فرمانده پاسگاه شهر نراق – سید عباس موسوی فرزند سید حبیب – عبدالکریم جعفری فرزند ... – مرحوم سید جمال موسوی فرزند سید مصطفی
نشسته از راست : مرحوم سید حسن موسوی فرزند سید حبیب - علی اکبر علی اکبری فرزند شکرالله مشهور به علی عشقی

 

 image8936.jpg

مرکز مخابرات شهر نراق - سال 1354

از راست : ذوالفقار قجری فرزند مصطفی -مرتضی لطفعلی فرزند حسین - اصغر صالحی فرزند علی

 

 رضا عابديني (6).jpg

جشن ازدواج محمد رضا عابدینی در منزل پدرش . زمستان 1363

از راست : محمد حسینی فرزند شعبانعلی - محمد رضا عابدینی فرزند علی - مرحوم غلامحسن ایلبیگی فرزند عبدالباب - قنبر طحانی فرزند عزیز - جعفرعلی کمره ای فرزند فتحعلی(شهید)  - مرحوم علی محمد توکلی فرزند رضا

کودک ردیف جلو : مهدی نباتی فرزند مندعلی

 

10423639_1557553484472244_1589526684784228420_n.jpg

شهر نراق - سال....

از راست : سید محسن موسوی فرزند سید احمد - سید عطا موسوی فرزند سید احمد

 

image8844.jpg

عاشورای حسینی - شهر نراق - سال 1383

مرحوم سید محمد حسینی فرزند سید رضا 

 

.jpg

اتوبوس شورلت دماغ دار مورد استفاده در محور نراق – قم – سال 1337

60سال قبل این اتوبوس که در محور نراق به قم و بالعکس مورد استفاده عموم مردم و بین راهیان بود متعلق به مرحوم حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل بود و راننده اش مرحوم حاج حسن بصیری فرزند محمد اهل قم بود .

از راست : بچه های ناشناس - روی کاپوت احتمالا مرحوم غلامرضا رمضانی فرزند محمد تقی - ناشناس - ناشناس - مرحوم حاج حسن بصیری فرزند محمد

 .jpg

جاده زبیده خاتون شهر نراق - سال 1355

از راست : احمد علی عبدالله زاده فرزند عبدالعلی - عبدالعلی عبدالله زاده ممقانی فرزند احمد علی - مرحوم ابوالفضل افتخاری ممقانی فرزند...

image9066.jpg

مشهد مقدس - سال 1366

از راست : مرتضی اصفهانی فرزند قاسم - اکرم جعفری فرزند علی - ....قجری فرزند علی - ولی الله حمیدی فرزند علی - کودک ....حمیدی فرزند ولی الله

نفرات جلو از راست : .....حمیدی فرزند ولی الله - امیرحسین حمیدی فرزند ولی الله

 

 482506_569522869727475_51526411_n.jpg

مزرعه بهشت آباد (آبشتا) شهر نراق - سال 1381

از راست : حسین یمینی فرزند... - محمد رمضانی فرزند عزیزالله - علیرضا فروغی فرزند عزیزالله - محمدرضا بهجتی فرزند محسن - مجید توکلی فرزند جمشید

 

ytyt.jpg

حمل سماور جهت پذیرایی از عزاداران حسینی شهر نراق - سال 1349

مقابل بانک ملی نراق - محل اسکان نخل

از راست : سید قاسم موسوی فرزند سید محمد (آقامیر) - سلطانعلی مسلمی فرزند حسین

 

 image7980.jpg

 مزرعه کله قند شهر نراق - سال 1350

از راست : مرحوم محمد ایزدی فرزند ابوالحسن مشهور به محمد ابوالحسن - علی اکبر جعفری فرزند غلام - ناشناس - ناشناس

dfyufgyc.png

شهر نراق - سال 1364

مرحومه  سیده گلین جلالی فرزند سید تقی به همراه نوه اش مجید نوروزی فرزند محمد

 

.jpg

مدرسه راهنمایی بامداد شهر نراق - سال 1354

از راست : مرحوم کیقباد غلامی(دبیر حرفه و فن) اهل اردجان از توابع شهرستان طالش استان گیلان - عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم

 

 این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت23:5توسط |
واژه و اصطلاحات بین مردم شهر نراق (2)

 

واژه و اصطلاحات بین مردم شهر نراق(2)

شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . زبان مردم شهر نراق فارسی است ولی گویش های متفاوتی بین آنان رایج است.

10313838_556436244472297_5902525976917297584_n.jpg

قسمت دیگری از اصطلاحات که بیشتر در قدیم بین مردم بیان می شد را به دوستاران فرهنگ زادگاه دوست داشتنی و زیبایمان تقدیم می کنیم :



اَلنگاز : معطل کردن                                         اُنوق : اخمو

آرواره : فک و چانه                                           آبخوری : لیوان

سیّد : آقا                                                         قوّه : باطری

یَهو : یک دفعه                                                 سجلت : شناسنامه

تصدیق : گواهینامه                                          سَموَر : سماور

بچه ته طاقاری : بچه لوس ونُنُر                         رَخت : لباس

گرمابه : حمام                                                  مریض خانه : درمانگاه یا بیمارستان

قالبابخانه :محل قالی بافی قدیم                       اوروسی : کفش   

images.jpg

اتولبوس : اتوبوس                                        چیز دیگریه : متفاوت از بقیه

بادیه : کاسه مسی بزرگ                            چَشمت بابا قلی شَه: از حدقه بیرون زدن چشم

رژه : طناب برای آویز لباس                          بِجه : عجله کن

زاله ریز شدن : ترسیدن                               بچه هَله : نوزاد

واشوشیدن : شکوفا شدن                           آلاباش ؛ جَلدی : زود باش

چهار صُفه : خمیده یا طاقدار                        شُله هلوئه : بارش برف و باران با هم

امپسا : اینبار                                              یه لَبَر: یک مرتبه

هَله شور : بیقواره - بزرگ                          روده بُر : زیاد خندیدن

قره مونی بگیری : بمیری                          خُرناس : خُر و پُف

پاخربا : پابرهنه                                          سوندش نده : انگولکش نکن

10435921_1556065854621007_216352786992349473_n.jpg
اوجم برآوردن : سیر نشدن                         مجمع : سینی بزرگ

بار و بُنه : نیازمندی های مسافرت             خیگوله : ظرف چرمی برای نگهداری شیر

راحتی : قیف                                            پیت : ظرف حلبی روغن

گالش : کفش                                          لَچَک : دستمال سه گوش که زنان برسرمیبندن 

چارقد : روسری                                        سِجَن : سوزن بزرگ برای قالیبافی

دره به دره : مکان به مکان                       مُرَه : خربزه نارس

جَمَند : گیج ، نفهم                                   خُرباز : خورشید در هنگام طلوع

گُلوش هم اومده : گلو درد                        گَزَرکچه : زردک

سوکال : انگولک کردن                              دَمَرو : به پشت خوابیدن

بای : ایستادن ، صبر کردن                        یه بُّری : عده ای

کُلاتیکَنه : جوجه تیغی                            دَلَچَه کاری : کثیف کاری

سَرِنگا : محل جمع آوری کود                   پِدسته: پیام

شِلالِش دِه : رها کردن                            بُزمُک : بزمجه

1619425_10201429481840446_702222980_n.jpg

سوقومَت : آرام شدن                            نهال به زمین خورده : جوانمرگ شدن

پِلیز : افتادن روی زمین                         گول : نوعی حصار

جونَبَر : جانور                                        کَلیله : سرچشمه آب

گَلَه سلخ : چوب استخر                       قدو شدن : سوختن

بیرجومه : پیژامه                               پیش کردن درب : نیمه باز کردن درب

دل لیسه : دل ضعفه                         چَک و چیله : چوب ریز

نالی : تشک                                      تورک چشم : مردمک چشم

        140629011475061.jpg           

جوالدوز : سوزن بزرگ                             قَلبه تَنگ : آچار چند منظوره شبیه انبردست  

خَر رنگ کردن : اقدامات موزی گرایانه         خَلا – پیشاب - مستراح : توالت 

قِ : استفراغ                                              تاس : کاسه           

کونهمکَشه : سنجد قرمز                           جونَّمَّرگ شده : جوانمرگ شدن

روئه قبرستون : سر مزار مردگان               خدا دیبونِدا بکنه : نوعی نفرین

کِفگیرک : نوعی بیماری                             آرغوت : مشک چرمی

دَقّالی کردن : کلک زدن در بازی                 پابیرون : اسهال

رودِم : عزیزم                                           هِل بادیون : نوعی غذای محلی

مُزَوَّره : نوعی غذای محلی                      چوچو خطی : لی لی بازی

کاس : رو مخ بودن                                   موغوم : بهانه جویی

سوقولمه : مشت زدن                            پاره پوره : لت و پار

پلان و بیسار :  حرفهای زیادی                 اون مَحَلیه : آن زمان

تَرقیزی : پرتاب چوب دستی                   همباریه : زمین هموار

naragh (16).jpg

زیرِش کشیدن : آواز خواندن                    زیرش زدنی : نوعی ورزش محلی

گوندَلَه : کلاف                                       سازی : خوبی

نون دستی : نوعی نان محلی               لولو : نوعی نان محلی

نَمَدو : نوعی نان محلی                        کوله : نان سوخته در تنور

موسیرک : خال                                   گیسکه مو : مقداری از موی سر

خِشم کردن : قهر کردن                       الگوز : حالت قهر کردن

   1511550_602194213162600_2073560329_o.jpg

 لَمپا : گردسوز                                               کَشه : بغل     

از دستی : عمدا                                         اَزَس سَر : از اول    

رف : طاقچه های بالا                                  گلو بند : گردنبند

جُّبه : لیاس نوزاد                                        پاچین : پیراهن   

سولَند : ناودان                                            سردستونه ای : با عجله

گوتوره : نوعی سوسک                               مُر : تپه های کوچک

مُرِ شک : تپه ابتدای نراق که آرم جمهوری اسلامی بر آن استوار است

کِفت : کتف                                               از کول افتادن : خستگی زیاد

بَرآر : جدا کردن                                        پاییدن : نظاره کردن

لونج : بغض                                              هولولو : انسان منگ

شاغال : شغال                                        گائل : وسیله حمل کود

پک و پوره : تنقلات                                    کِلبوت : کبریت

تیکوندن : تکاندن                                      میلونه : مترسک

سَنده : سرگین الاغ                                 چَشم سفید : لجباز

کونابزَنه : سنجاقک                                  اِبرومِد به سِنگ شَه : لجبازیت تمام شود

بر سوخت : سوزاندن                               پورت : بخار روی غذا

قرا به قرا : نوبت به نوبت                         اَلجَک : دستکش

12-1-24-1539naragh10.jpg

گرت : گرد                                               پاتمرگ : دستور بلند شدن از مکانی با ناراحتی

نظامی : شلوار                                        دَغاله : جمع شدن

قوردابه : لک روی لباس                          پیاله زنگ : نوعی زنگوله

جِرق شدن : سفت شدن چیزی              دیزو : زودپز

دَرّو : فرار کردن                                      گورومباز : پریدن

این چینی : اینجوری                              دومن سبز شدن : کنایه از بچه دار شدن

نَبا آوردن : ادا در آوردن                          دَر گرفت : گر گرفت

دومَنَه : دودکش تنور                            یه تاش : چیز کم

تفره : تقلا                                            لَبَر : دفعه

پیومه : بهانه                                       ریسمون : ریسمان

بددومه : بداخلاق                                کولوزمه : کوتاه قد

دمادون : دهانه تنظیم آتش تنور           بِکَپ : دستور خوابیدن با ناراحتی 

 

 

همشهریان دوست داشتنی : اگر شما هم تمایل داشتید اصطلاحات دیگر را معرفی نمایید تا به این لیست بیافزاییم . مواظب باشیم مطالب عامه پسند و در خور شان و فرهنگ شهرمان باشد .

 

10259740_10201792754002023_7005964682273958172_n.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                   وبلاگ سلحشوران شهر نراق

       

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت17:15توسط |
بُستان نراق عجب صفايي دارد

 

بُستان نراق عجب صفايي دارد


تقديم اثر از آقای غلامعباس عظیمی به 80 شهید شهر نراق و 6 شهید گمنام

 

.jpg

غلامعباس عظیمی


بُستان نراق عجب صفايي دارد*
پر سبزه و گل عجب بهاري دارد
جمعيت باصفاوباذوق و كمال*
درچشمه آن آب زلالي دارد
دروصف نراق و مردم و باهنرش *
هم گفتن و جاي كتابت دارد
بوي خوش لاله ها كه آيد به مشام*
بوي خوشي از خون شهيدان دارد
سرها و بدن هاي به خون غلطيده*
زخمي كه از تركش خمپاره دشمن دارد
از جمع نوادگان واولاد علي*
درتربت خود زبيده خاتون دارد
شاهزاده سليمان كه بسي محترم است *
خوش نقش و نگارو صحن و سرائي دارد
دركسب فضائل علوم ديني *
علامه دين و دهر، چون فاضل دارد
درعرصه دين و دانش و فضل و ادب*
مردان بزرگ و نيك نامي دارد
درحفظ و حراست و حريم انسان*
مردان فداكار و غيوري دارد
درعرصه آبادي و ثابت قدمي *
مردان جهادي و بزرگي دارد

9.jpg
با تشکر از آقاي غلامعباس عظيمي فرزند اميدعلي اهل شهر نراق 12/1/1393

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت21:4توسط |
اهالی شهر نراق به 500 جنگ زده مهاجر در شهرشان مساعدت داشتند

 

اهالی شهر نراق به 500 جنگ زده مهاجر در شهرشان مساعدت داشتند

اینجانب حبیب حبیب زاده سال 1357 در شهرستان بندری آبادان استان خوزستان متولد شدم .

img_0794.jpg

حبیب حبیب زاده نوچی

پدرم محمد رضا حبیب زاده فرزند اسدالله متولد 1327 و استوار ژاندارمری در آبادان بود . 31 شهریور 1359 که عراق جنگ را به ایران تحمیل کرد به همراه مادرم سیده معصومه خدری فرزند سید خلیفه و برادرانم به دلیل بمباران های ارتش متجاوز عراق همراه سایر مردم آواره شدیم .

          8.jpg  .jpg

                         مرحومه معصومه خدری                        مرحوم محمد رضا حبیب زاده


به جز پدرم بقیه اعضای خانواده به شهرستان هشتپر استان گیلان مهاجرت و تا سال 1363 در هشتپر سکونت داشتیم . مادربزرگ مادری ام خانم سَنَمبَر نوذری فرزند علی جزء آمار جنگ زدگان بود ولی ما هنوز مستاجر بودیم .

9.jpg

پدر بزرگم سید خلیفه خدری از مسئولین پتروشیمی آبادان بود که قبل انقلاب فوت ومورد احترام بود بدین جهت بنیاد جنگ زدگان پیشنهاد داد مادرم در منازل 20 دستگاه شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی اسکان یابد و تابستان سال 1363 یک باب منزل در اختیارش قرار گرفت . سه ماه بعد در مهر ماه 1363 جمع خانواده ما هم به نراق مهاجرت و در منزل مادرمان مستقر شدیم .

.jpg

فرد پشت فرمان ماشین : محمدرضا حبیب زاده - بهبهان - سال 1347


بنده و چهار برادرم آقایان شهرام ؛ شهریار ؛ اسدالله ؛ و جواد حبیب زاده به همراه مادرم و یک خواهرم به نام فاطمه که بعدا متولد شد مورد لطف و محبت اهالی مومن و خداجوی شهر نراق قرار گرفتیم .

1488325_193556484168161_2109876616_n.jpg


دو نفر از دایی هایم به اسامی اسماعیل و عباس خدری پاییز 1363 و بعد خاله ام به نام ملیحه خدری به همراه همسرش علی جمالی به نراق وارد و جزء جنگ زدگان محسوب شدند . مادر بزرگ پدری ام خانم نرگس خاتون ولی زاده نیز در آمار خانوادگی ما بود .

یکی از شوهر خاله هایم به نام علی بهمنی پور اهل آبادان کادر ارتش بود که در جبهه های نبرد عراق و ایران به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهیدان اهواز دفن گردید .

10.jpg

هفت ساله بودم که مهر 1363 سال اول ابتدایی را در مدرسه نراق شروع و تا دریافت دیپلم تحصیل کردم . در رشته حقوق دانشگاه آزاد اسلامی نراق قبول شدم که به دلیل مشکلات ادامه تحصیل مقدور نبود و ترک تحصیل کردم .

انس و الفت با نراقی های مهربان و دلسوز باعث شد که برادرانم شهریار و اسدالله به ترتیب با محبوبه السادات و منصوره السادات موسوی فرزندان سید باقر ازدواج نموده ، خواهرم با  سید مجتبی میرسلطانی فرزند سید جعفر و خودم نیز با خانم وجیهه ایزدی فرزند هادی ازدواج و زندگی مشترک تشکیل دهیم .

 picture 028.jpg

                                                                                                                                      یگانه حبیب زاده

نازنین دخترمان یگانه حبیب زاده برای زندگی ما با سعادت و گهربار است که خداوند بر ما منت نهاده است .
پدرم که کادر ناجا بود در اوج دفاع مقدس از سال 1363 بین آبادان و نراق تردد داشت تا اینکه سال 1376 بازنشسته و او هم در نراق سکونت دایم یافت .

.jpg نفر وسط : مرحوم محمدرضا حبیب زاده - جزیره خارک - سال 1361


پدرم یکسالی در امورات دفتری باربری آقای شعبان طالبی اشتغال داشت و مدتی هم راننده دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق بود تا اینکه تاریخ 7/7/1378 در سن 51 سالگی به علت سکته قلبی در شهر نراق فوت نمود و در قبرستان وادی السلام این شهر به خاک سپرده شد .

حدود 500 نفر از جنگ زدگان که بیشتر از اهالی اهواز ؛ آبادان و دزفول بودند مورد مهمان نوازی خونگرم نراقی ها قرار داشتند و تنها شهری که جنگ زدگان داخل حیاط صاحبان آن زندگی با اطمینان داشتند نراق بود .

.jpg


اینگونه که آوارگان جنگ نقل مکرر داشتند دی ماه 1359 در زیر بارش برف و باران ماشین های حامل جنگ زدگان در میدان نراق متوقف و با کمک بی دریغ مردم در حسینیه مقابل مسجد جامع که آنزمان از شکل و ترتیب زیبایی برخوردار بود اسکان یافتند . حجت الاسلام سید محمد باقر موسوی همدانی (1304- 1379) اولین امام جمعه و مردم مهمان نواز نراق مساعدت های شایسته ای مبذول داشتند .

 .jpg

       مرحومه خدری

غم ها و شادی هایشان را با مهاجرین تقسیم کردند . بسیاری از جنگزدگان نیز با شرایطی که برایشان فراهم شد به بازار کار در این شهر رونق دادند .  در اینجا لازم است از مهمان نوازی و زحمات بی دریغ مردم خونگرم نراق تشکر داشته باشم .

img_0464.jpg

حبیب حبیب زاده فرزند محمد رضا اهل آبادان ساکن نراق6/10/1391

 
 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت16:43توسط |
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام

 

حالا که رفته ای
هيچ اتفاق تازه ای نمی افتد
فقط من
ذره ذره
ایوب می شوم

دوشنبه تاریخ 26 آبان 1359 برابر با 9 محرم 1401 متولد شدی . تاسوعا و شب عاشورا بود و چون مناسبت داشت زیباترین نام دنیا یعنی " زینب " برایت انتخاب شد . ولی به جهت اینکه یک سال از تحصیل باز نمانی روز اول مهر 1359 تولدت معرفی شد .

okj.jpg

مرحومه زینب مبینی

زینب در معنی یعنی پاگیزگی . ولی در زبان عمومی مردم زینب یعنی فردی که توان مقاومت در برابر کوهی از مشکلات را دارد . یکی از مقاومت هایت صبر در فراق برادرت مجتبی مبینی رزمنده دفاع مقدس که چند سال در اردوگاه اسیران ایران در عراق به طور مخفی زندانی بود .

همچنین شکیبایی و افتخار در شهادت جوان بسیجی ابوطالب مبینی در مصاف با ارتش متجاوز عراق کار آسانی نبود .

ytyt.jpg
خانواده مانده بودند که برای تولید و پویایی اقتصاد کشور روزی 12 ساعت در ایران خودرو شهرستان کاشان فعالیت می کنی ولی پس اندازی مناسبی برایت باقی نمی ماند ؛ تا اینکه متوجه شدند با حقوقت جهیزیه دو دختر کم توان را مهیا کرده ای تا در شادی های زندگی آنان شریک باشی و اجر معنوی ببری و قطعا پاداشت در روز رستاخیز محفوظ خواهد ماند .

33.jpg

زینب جان تو مهربان بودی ولی زمانی محبوب تر گردیدی که تنها یار و یاور پدربزرگ و مادربزرگت آقا ابراهیم عضایی و مرحمت خانم اکبری بودی و شب و روز خدمت به آنان را پاداش اخروی و تنها سرگرمی زندگی ات قرار دادی .

cimg1279.jpg

زینب جان ؛ شاید بهتر است بگویم خوب شد آنها زودتر از تو رفتند تا این داغ را نبینند که تحملش جانسوز و مشکل بود . حتی پدرت هم دار دنیا را ترک کرد و داغ جوانی ات را ندید . برای مادر صبور و باخدایت و سایر بازماندگان با ایمانت شکیبایی بیشتر از خداوند طلب می کنیم .

dsc01759 (1).jpg

زینب مبینی فرزند حسن سحرگاه دوشنبه  21/7/1393 از نفس افتاد و گریه و فغان و بی تابی را در طایفه عضایی و مبینی به وجود آورد .

تو جوان بودی و در عنفوان جوانی مُردنت حیف بود ولی کُرنش در مقابل عظمت و خواست خداوند یک شگرگزاری است . از خدای قادر خواهانیم هیچ خانواده ای داغ جوان نبیند .

 s6qr_khfssss.jpg

                                                                              وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت5:58توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(29)

 

کتاب " مناجات الصالحین "

کتاب مناجات الصالحین شامل منتخب ادعیه جهت ارتباط با خداوند و یادنامه شهیدان نراق چاپ و منتشر گردیده است .

img_1705.jpg


64 صفحه ابتدایی کتاب مربوط به شهدا و 176 صفحه مجزای دیگر بعضی از سوره های قرآن و ادعیه های مختلف می باشد.


توضیحات سلحشوران شهر نراق :

در ابتدای این کتاب کوچک عکس رهبران معزز شهیدان نمایش شده و جمله ای متبرک از امام سید روح الله خمینی(ره) نوشته :
همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان ؛ عارفان ؛ دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود .

img_1707.jpg


سپس عکس های شهیدان شهر نراق به همراه گزیده ای از وصیتنامه یا زندگینامه آنان اشاره گردیده است . یک صفحه نیز به شش آلاله گمنام و بی نام نشان در نراق اختصاص یافته و این شعر در وصف آنان نوشته شده :


کجایید مستان جام الست              دلیران عاشق ؛ شهیدان مست

همانان که از وادی دیگرند             همانان که گمنام و نام آورند



این کتاب در فروردین سال 1385 توسط ستاد یادواره شهدای شهر نراق در اختیار عاشقان و طالبان قرار گرفت .
پشت جلد کتابچه عکس بقعه متبرکه زبیده خاتون از نسل چهارم امام جواد علیه السلام و همچنین عکس گلزار شهدای نراق به نمایش در آمده است .

img_1709.jpg

صفحه آخر جمله ای از رهبر معظم انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای در خصوص فاضلین نراق مرقوم شده : پدر ایشان (علامه ملا محمد مهدی نراقی) هم از آن کسانی است که قدرش مجهول تر از مرحوم فاضل نراقی است .

                                                                                             img_1708.jpg


آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی فرزند محمد جواد نیز در همین صفحه در ارتباط با شخصیت گهربار فاضلین نراقی فرمودند : من خودم را کمتر از این می دانم که در باره تجلیل از شخصیت این دو بزرگوار و مقامهای علمی و عملی آنها و خصوصا تالیف و آثارشان نکته ای عرض کنم .

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در یکشنبه بیستم مهر 1393ساعت21:8توسط |
هیهات که ضجه و ناله و یا شکوه و شکایتی از بابت اسارت داشته باشیم

 

هیهات که ضجه و ناله و یا شکوه و شکایتی از بابت اسارت داشته باشیم

از جمله دردناکترین برهه های زندگانی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) دوران اسارت آن بزرگواران در شهر شام بود . آنان در دوران اسارت خود در شام سختی ها و مصایب فراوانی متحمل شدند که رنج آن کمتر از رنج میدان نبرد کربلا نبود. هم چنان که آمده است پس از ماجرای کربلا، شخصی از حضرت سجاد (علیه السلام) پرسید که دشوارترین مصیبت شما در کجا رخ داد؟ حضرت سه بار فرمود : الشام! الشام الشام! .

                        13920424110351794836994.jpg  url.jpg

اسیران هشت سال دفاع مقدس ایران در اردوگاه ها یا بهتر بگوییم زندان های عراق آسیب های روحی و روانی زیادی به عده ای از اسیران و خانواده هایشان وارد ساخت . اینک یکی از نامه های اسارت اسیران شهر نراق در عراق را که در آن حماسه مقاومت به چشم می خورد نظاره گر باشیم :


نامه قاسم ابوالحسنی فرزند عزت الله از شهر نراق
به اسیران عباس باقری و قدرت الله ایزدی در اردوگاه موصل عراق
تاریخ نامه 4/3/1363

بسم الله الرحمن ارحیم

خدمت برادر عزیزم عباس باقری و قدرت الله ایزدی سلام . برادرم احمد قریب 4 ماه است یعنی از تاریخ 5/2/1363 آمده در اردوگاه شما ( از اردوگاه عنبر به اردوگاه موصل) . نامه برایم بده و از وضع خود و محل و اینکه چه کسی پیشنماز مسجد است و نماینده کیست بنویس .

.jpg


امیدوارم که سلام گرم و صمیمانه مرا که از اعماق قلبم سرچشمه می گیرد از راه بسیار دور بپذیری .
ای عزیزان اسلام ؛ درود خدا و اولیاءالله بر شما باد . عباس جان دوستان (شهدا) همه رفتند و ما تنها مانده ایم . خوشا به حال شماها که سعادت خوب زیستن و خوب مُردن را داشتید .

75762402907901666678.jpg   

       آزاده جانباز عباس باقری

اما به خدا چند باری خواستم نامه برایت بنویسم اما خجالت می کشم ؛ چطور و چگونه قلم روی کاغذ بگذارم و چی بنویسم ؛ از کجا برای چه کسی بنویسم ؟ دوستان همه این را بدانید که لحظه ای از یاد شما غافل نیستم و نمی توانم باشم . 

32.jpg

فاسم در زمان آزادی برادرش احمد

عباس جان نامه پُر مهر و محبت شما به دست غلام محمد(ابوالحسنی) رسید و بسیار خوشحال شد و من از قول آن برادران که روبروی شهرداری(بسیج شهر نراق) هستند یکی یکی سلام می رسانم .

30929216517273093030.jpg

آزاده جانباز قدرت الله ایزدی

تمام خانواده های شهداء خدمت شما سلام می رسانند . خانواده هایتان خدمت شما سلام می رسانند . مادرم و محمد(ابوالحسنی) خدمت شما سلام می رسانند . همگی الحمدالله سالم هستند و مادرت خدمت شما سلام می رساند .

97.jpg

   مرحوم قاسم ابوالحسنی


عباس جان هر موقع که من زیر شهرداری(گلزار شهدای شهر نراق) می روم شما را دعا می کنم و لحظه ای از حال شما غافل نخواهم بود. 

قربان شما فدائیان اسلام ؛ قاسم ابوالحسنی


=-=-=-=-=-=

پاسخ نامه اسیران عباس باقری و قدرت الله ایزدی به قاسم ابوالحسنی
از اردوگاه موصل عراق به شهر نراق
تاریخ 25/6/1363

بسمه تعالی

خدمت برادر گرامیم یار باوفایم سلام . نامه از قول من و ایزدی خدمت شما و همه سلام می رسانیم . پس از عرض تقدیم سلام ؛ اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید شکر خدا سلامتم و راضی ام به رضای او و شاکر الطاف و عنایات خاصش هستیم .

34-1.jpg

امید است شما عزیزان در سایه نظام حق(جمهوری اسلامی ایران) سلامت و موفق بوده و غم تان درد و غم محرومان باشد و قلبتان به یاد خدای این عزیزان بتپد .

عزیزم و برادرم ما در اینجا (اردوگاه موصل عراق) حرفی برای گفتن نداریم ولی از آنجایی که نیایش و دعا و راز و نیاز تنها آرامش بخش قلب هاست ؛ دوست داشتم از نیایش ها و ناله ها از ضجه ها و دعاهای آن دیار عشق(گلزار شهیدان شهر نراق) بشنوم . آن سرزمین لاله و گل ؛ آن هم از زبانی چون زبان شما . جدا لحظات دعا شیرین است .

.jpg


برادر جان ما در اسارت و در محیط محدود بدون هیچ رابطه با خارج هستیم بجز تکه نامه ؛ ولی همیشه به خداوند متکی و شما عزیزان که جان خود را در گرو گذاشته اید . و حاشا و هیهات که ضجه و ناله ای و یا شکوه و شکایتی از بابت اسارت داشته باشیم .

مطمئن باش تنها ناراحتی فراق یار است . دوری معشوق است و بیگانگی با او آن هم انشاءالله به لطف خود او برطرف گشته و ارتباط با او محکم می گردد .

    34-2.jpg       
منتظرم بنویسی از لحظه های عرفانی عارفان ؛ از نیایشات آخر و از راز و نیازهای رفته گان با دوست ؛ بنویس از هر کجا که دوست داشتی و در پایان سلام گرم مرا خدمت غلام محمد(ابوالحسنی) و تمام اعضای خانواده گرامیت برسان .
سلام خدمت طهماسبی(علی محمد) ؛ مرتضی و حسین محمودی ؛ مرتضی رضایی ؛ حسین نباتی ؛ قاسم جعفری ؛ حسینی نژاد(سید حسن) ؛ فروغی(عزیزالله) ؛ و کلیه دوستان و یاران برسان و از وضع ایشان کاملا مرا با خبر ساز .
حقا که شیرینی سن و تعلم تو روان و پند دهنده است . سعی کن برایم در نامه های موعظه و شیرینی ........... سرود جدید و مطالب جالب برایم بنویسی .
از قول من به غلام(ابوالحسنی) بگو انشاءالله کانون گرم خانواده تان ................... پُر مهر همسرتان ................. پرورش عزیزان برای اسلام باشد .
امیدوارم که ما را فراموش از دعای خودتان نکنید . بگو ببینم نامه هایم برای افراد نامبرده فوق می رسد یا نه ؟ دیگر اینکه برایم نامه بنویسید . والسلام


عباس باقری . شماره کارت اسارت 3096      

                                                                                     56943425942805444906.jpg

                                                                                                                  مرحوم قاسم ابوالحسنی

توضیحات سلحشوران شهر نراق

1- نویسنده و دریافت کننده نامه قاسم ابوالحسنی فرزند عزت الله متولد 1346 تاریخ 28/6/1390 به علت ایست قلبی در سن 44 سالگی به رحمت الهی پیوست . قاسم از اعضای بسیج و همچنین برادر آزاده جانباز حاج احمد ابوالحسنی بود .

 2- از هشت اسیر شهر نراق در مقطع دفاع مقدس سه نفرشان به اسامی قدرت الله ایزدی ، عباس باقری و احمد ابوالحسنی تاریخ 2/1/1361 طی عملیات فتح المبین در منطقه شوش استان خوزستان مجروح و بعد به اسارت نیروهای ارتش متجاوز عراق گرفتار شدند و پس از هشت سال و نیم مقاومت دلیرانه تاریخ 29/5/1369 به ایران و شهر نراق و آغوش خانواده بازگشتند .

 

+نوشته شده در شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت22:47توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(28)


کتاب " مربیان آسمانی "

کتاب مربیان آسمانی در 146 صفحه به زندگینامه و فرازی از وصیت نامه 47 نفر از فرمانده هان و مربیانِ شهید پادگان خاصبان که چند سال است به "آموزشگاه درجه داری سیدالشهداء(ع) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبریز " نام گذاری شده پرداخته است .

1.jpg

یکی از این فرماندهان سردار پاسدار سید حسین میرسلطانی اهل شهر نراق می باشد .
اولین چاپ این کتاب زمستان سال 1388 توسط مرکز تحقیقات و فناوری آموزش سپاه پاسداران چاپ گردید و چند نوبت تجدید چاپ شده است .

0036.jpg

این آموزشگاه از قدیمی ترین و فعال ترین پادگان های سپاه در منطقه شمالغرب کشور می باشد که از سال 1358 به عنوان مرکز آموزش سپاه ؛ وظیفه و ماموریت آموزش و تربیت پاسداران استان های آذربایجان شرقی ؛ آذربایجان غربی ؛ اردبیل و زنجان را بر عهده داشته و به دوکوهه آذربایجان قلمداد می شود . آدرس آن 25 کیلومتری تبریز- جاده آذرشهر – اول جاده ارومیه – آموزشگاه درجه داری سیدالشهداء(ع) سپاه تبریز – تلفن 03123322421

3.jpg


توضیحات سلحشوران شهر نراق:

سید حسین میرسلطانی سال 1340 متولد شد . مادرش حاجیه خانم اقدس دخت طالبی فرزند حسین و پدرش حاج سید آقا نصرت میرسلطانی فرزند سید محمود هر دو اهل شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی هستند .

mexkf0g5dnzunbfkcxd.jpg

 سردار شهید سید حسین میرسلطانی در نوجوانی

 این زوج در زادگاهشان نراق دارای منزل و آب و مِلک هستند و طبیعتا فرزندشان سید حسین به این دیار تردد و علاقمند بود . نیاکان سید حسین از سادات مورد احترام و مشهور نراق می باشند .

                                                                                         12487-45217.jpg 

سید حسین دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف بود که تاریخ 13 آبان 1358 به همراه سایر دانشجویان پیرو خط امام خمینی(ره) سفارتخانه ایالات متحد آمریکا در تهران را به اشغال خود در آورده و کارکنان جاسوس را به گروگان گرفتند . این اقدام دانشجویان انقلاب دوم نام گرفت و بر اساس اسناد معتبری که از این مکان کشف و منعکس گردید به لانه جاسوسی ملقب گردید . 

argo

5 اردیبهشت 1359 واقعه طبس رخ داد و آمریکائی ها در طرح حمله نظامی برای آزادی نیروهایش شکست خوردند . دانشجویان تصمیم گرفتند گروگان های آمریکایی را به شهر های مختلف انتقال دهند تا به طور متمرکز در تهران نباشند .

یک تیم از دانشجویان تعدادی از جاسوسان را به تبریز انتقال می دهند که یکی از آن دانشجوها سید حسین میرسطانی بود .

شهید سیدحسین میرسلطانی جوانترین دانشجوی خط امام و فاتح لانه جاسوسی

                       شهید سیدحسین میرسلطانی جوانترین دانشجوی خط امام و فاتح لانه جاسوسی

سید در این شهر توسط دوستش دکتر عبدالرحمان دادمان(وزیرشهید راه و ترابری تاریخ 27/2/1380) اهل اردبیل که فرمانده سپاه تبریز بود اردیبهشت سال 1359جذب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می شود . عبدالرحمان با سید حسین در لانه جاسوسی آشنا بودند . بر این اساس سید حسین در پادگان خاصبان در حومه تبریز به عنوان مربی تاکتیک و فرمانده آموزشگاه فعالیت می کند .

v9857fqfipejfrnllf56.jpg

31 شهریور 1359 جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران آغاز می شود و سید حسین فعالیت هایش مضاعف می گردد .
سردار در مدت شش ماه حضورش در تبریز و این پایگاه به همراه سایر مربیان نیروهای زیادی را آموزش می دهند . دوستان تبریزی اش علی تجلایی(شهادت 25/12/1363) – حسین یحیوی – ناصر بیرقی(جانباز قطع دو پا ) – خلیل فاتح(شهادت 15/4/1362 اردوگاه موصل عراق) و ... بودند .

qd88fvph9hmwm0q4bpum.jpg
همرزمانش از سپاه تبریز برای آزاد سازی سوسنگرد استان خوزستان در محاصره قرار می گیرد و عده ای به شهادت می رسند تا اینکه رهبر عظیم الشان انقلاب آیت الله سید روح الله خمینی(ع) فرمان می دهد سوسنگرد را از اشغال متجاوزین عراق نجات دهید .
سردار میرسلطانی علی رغم مخالفت فرماندهان مسئولیت یکی از واحدها را بر عهده گرفته و با حدود 45 نیرو در سه گروه با قطار عازم خوزستان می گردند . 

wbnosl6zvuox1ogkbu2z.jpg

حماسه های جاویدان از دو اعزام رزمندگان آذربایجان شرقی (تبریز) در کتاب ها چاپ و یا به عنوان خاطره تعریف می شود . سردار سید حسین تنها ترین نیروی غیر بومی بین آذری های غیور به صورت گمنام فعالیت داشته است .

سرانجام تاریخ 27/8/1359 مصادف با روز تاسوعای اباعبدالحسین(ع) در حماسه مقاومت سوسنگرد داخل ورزشگاه سنگر بندی شده این شهر به وسیله ترکش به آرزویش شهادت می رسد .

ni0prf4kcniwvgf4l6o.jpg

پیکر مطهر سردار شهید سید حسین میرسلطانی


به پاس رشادت های سردار آموزشگاه خاصبان تبریز از اوایل آذر ماه 1359 به نام شهید میرسلطانی نام گذاری می گردد . چند سالی است پادگان میرسلطانی به نام " آموزشگاه درجه داری سیدالشهداء سپاه تبریز" تغییر نام یافته است . دوستان و مسئولین آموزشگاه سالانه از تبریز به تهران می آیند و با خانواده شهید میرسلطانی ملاقات می کنند .

پدر شهید به نام سید آقا نصرت میرسلطانی بازنشسته وزارت پست و تلگراف و تلفن بود که تاریخ 16/2/1390 در زادگاهش شهر نراق فوت نمود و جنازه اش به بهشت زهراء(س) تهران منتقل و در قطعه 45 مربوط به خانواده شهدا در دل خاک آرام گرفت .

b5y7b8puylum7xbfbnm2.jpg

سردار سید حسین میرسلطانی نراقی اولین فرمانده و مربی شهید آموزشگاه خاصبان و همچنین جوانترین فاتح لانه جاسوسی ، اولین شهید دانشجوی خط امام در جبهه ، اولین شهید دانشگاه صنعتی شریف در دفاع مقدس و حماسه مقاومت سوسنگرد در کشور پهناور ایران لقب گرفته است .

5.jpg

مطالب نوشته شده در کتاب مربیان آسمانی در خصوص سردار شهید سید حسین میرسلطانی نراقی اشاره می گردد :

- سید حسین میرسلطانی فرزند سید نصرت الله شماره شناسنامه 965 تاریخ تولد 1340 در تهران
- تاریخ ورود به سپاه پاسداران : اردیبهشت 1359
مسئولیت زمان شهادت : مربی تاکتیک و فرماندهی آموزشگاه خاصبان در سال 1359-
- نام عملیات : حماسه آزاد سازی سوسنگرد
- تاریخ و نحوه شهادت : در تاریخ 27/8/1359 در روز تاسوعای حسینی در حین آزاد سازی سوسنگرد بر اثر ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل گشت
سوابق آموزش و مربیگری : بعد از ورود به سپاه پاسداران در آموزشگاه سیدالشهدا(ع) تبریز (خاصبان) به عنوان مربی تاکتیک شروع به فعالیت نمود و بعد به سمت فرماندهی آموزشگاه انتخاب گردید و پس از شش ماه به جبهه های حق علیه باطل روانه شد .

8.jpg


خلاصه زندگینامه سردار سید حسین میرسلطانی نراقی در کتاب مربیان آسمانی :

سید حسین میرسلطانی تاریخ 21 آذر 1340 متولد شد . تحصیلات ابتدایی را تا کلاس سوم ابتدایی به صورت عادی ادامه داد و در تابستان همان سال کلاس های چهارم ؛ پنجم و ششم را امتحان داده و به صورت جهشی وارد مقطع دبیرستان شد . 

پنج سال اول دبیرستان را در دبیرستان آزادگان و سپس ششم دبیرستان (دیپلم) را در دبیرستان خوارزمی شماره یک گذرانده و در سال 1356 پس از موفقیت در کنکور وارد دانشگاه صنعتی شریف در رشته مهندسی شیمی گردید .

6.jpg

سید حسین در دوران تحصیل در دانشگاه با انجمن اسلامی دانشگاه شریف همکاری می نمود و از فعالان انجمن بود . در دوران پیروزی انقلاب همگام با دانشجویان و مردم انقلابی فعالیت داشته و از سال 1358 به همراه دانشجویان دانشگاه شریف در جهاد سازندگی در لرستان فعالیت داشت . پس از پذیرش شاه مخلوع توسط آمریکا با همکاری دانشجویان پیرو خط امام خمینی(ره) تاریخ 13 آبان 1358 نسبت به اشغال لانه جاسوسی آمریکا در تهران اقدام و تا زمان آزاد سازی گروگان ها با این دانشجویان همکاری فعال داشت .

4.jpg
در این مدت پس از تهدیدات استکبار جهانی برای آزاد سازی گروگان ها به همراه چندین تن از جاسوسان به تبریز اعزام می شود و تا پایان تحویل جاسوسان در تبریز اقامت داشت . در طول مدت اقامت در تبریز وارد سپاه پاسداران شده و فعالیت های خود را در سپاه آغاز نمود .
شهید سید حسین میرسلطانی با توجه به علاقه و استعداد وافر خود به سرعت با گذراندن دوره های ویژه نظامی در مدت کوتاهی به سمت فرماندهی پادگان خاصبان نائل گردید . 

با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و با سخنان امام راحل و تاکید شهید آیت الله سید اسدالله مدنی امام جمعه تبریز به همراه یک گروهان از نیروهای داوطلب تبریز که توسط این شهید آموزش نظامی دیده بودند وارد شهر سوسنگرد شده و به همراه شهید مصطفی چمران و سایر لشکریان دلیر اسلام در آزاد سازی شهر سوسنگرد فعالیت داشت .

9.jpg


تاریخ 27 آبان 1359 در روز تاسوعای حسینی بر اثر ترکش خمپاره در شهر سوسنگرد به درجه رفیع شهادت نائل و به اجداد مطهش سیدالشهداء و یاران با وفایش ملحق می شود . پیکر پاک این شهید به همراه چند شهید دیگر از مقابل لانه جاسوسی به طرز با شکوهی تشییع و سرانجام در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا(س) تهران در کنار سایر شهدا به خاک سپرده شد .


پس از شهادت ایشان پادگان خاصبان به نام شهید میرسلطانی نامگذاری و بعدها به نام آموزشگاه سیدالشهداء(ع) تغییر نام داده شد .

 

7.jpg

 

سفارش های سردار شهید سید حسین میرسلطانی نراقی در کتاب مربیان آسمانی :

حاج حسین یحیوی از دوستان و فرماندهان دوران دفاع مقدس آموزشگاه سیدالشهداء(ع) اظهار داشت :
سید حسین تاکید زیادی بر حمایت از ولایت فقیه داشت و این کار را از امورات اصلی می دانست و آرزویش فدا شدن در راه ولایت بود و همیشه گوش به فرمان ولایت بود و پیام های امام خمینی را تابع و عامل بود .

thumbs_laneh-6.jpg
همیشه تاکید می کرد مشکلات و سختی ها را برای خود آسان بگیرید و خودش نیز عامل به این بود و همیشه سختی ها بر خودش آسان و سهل بود . همیشه حضور در خط مقدم جبهه را دوست داشت و آرزو می کرد که آموزش را ترک کرده و به خط مقدم اعزام شود . همیشه در جنب و جوش بود که در خط مقدم حضور داشته باشد و نمی توانستیم جلوی او را بگیریم . اراده ایشان جهت رفتن به خط مقدم وصف ناشدنی بود .

2.jpg
خاطراتی از سردار شهید سید حسین میرسلطانی نراقی در کتاب مربیان آسمانی :

همیشه لبخند به لب داشت و طبع شوخ و مهربانی داشت . از دوران کودکی نبوغ و استعداد خود را به امور فنی به خصوص برق و مکانیک نشان داد . در مدت حضور در سپاه پاسداران برای ساخت مواد منفجره دست ساز و خشاب 32 تایی کلاشینکف اقدام نمود . در کلاس های قرائت و آموزش قرآن به علت علاقه وافر به همراه برادرش سید حسن و دوستانش شرکت می کرد .

 12431.jpg

در تمام مدت ماه محرم به همراه خانواده در مراسم عزاداری سید و سلار شهیدان شرکت می نمود . در ماه های مبارک رمضان در مراسم ها به قرائت قرآن می پرداخت . حداقل دو روز در هفته روزه می گرفت و در انجام آن همت وافر داشت .

ضمائم :

در صفحه 12 کتاب مربیان آسمانی عکس هایی از سردار میرسلطانی همراه با همرزمان تبریزی اش نمایش داده شده است .

10.jpg


در صفحه 135 این کتاب عکس ملاقات فرماندهان آذربایجانی آموزشگاه سیدالشهداء(خاصبان) با پدر و مادر نراقی الاصل سردار شهید میرسلطانی در منزلشان تهران به نمایش در آمده است .

==

در آستانه سی و چهارمین سالگرد شهادت مظلومانه سردار سید حسین میرسلطانی در حماسه آزاد سازی سوسنگرد و سی و پنجمین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی توسط سید حسین و دانشجویان پیرو خط امام خمینی(ره) کتاب مربیان آسمانی به خانواده شهید و مردم شهید پرور شهر نراق و منطقه دینمدار دلیجان تقدیم می گردد .

img_1662.jpg

یادمان شهید میرسلطانی در گلزار شهدای شهر نراق


جا دارد از جانباز و رزمنده دفاع مقدس سرهنگ سید مهدی موسوی فرزند سید احمد در معرفی بیشتر شهید در نهاد سپاه پاسداران و تهیه تعدادی از کتاب ارزشمند منتسب به این سردار تشکر و قدردانی داشته باشیم .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت18:35توسط |
خمپاره‌ای که سردار کاظم محمودی نراقی را آسمانی کرد

 

خمپاره‌ای که سردار کاظم محمودی نراقی را آسمانی کرد

از آقای محمد(غلام) ابوالحسنی بارها خواهش کردیم تا رازهای سینه اش در خصوص رزمندگان و شهیدان نراق را بازگو کند . زندگی سردار کاظم محمودی دریچه های مختلف الهی دارد که آقا غلام زمان شهادت پسر دایی اش را با احساسات درونی به رشته تحریر در آورد .

img_1054.jpg

محمد(غلام)ابوالحسنی به همراه همسرش سرکار خانم محمودی

هنگام تهیه متن همسر مکرمه اش حاجیه خانم محمودی(دختر عموی چهار نفر ازشهیدان محمودی) نیز همنوا با شوهرش اشک ریختند و به نشان تبرک بر قلب هایشان کشیدند تا از شفاعت این راد مرد بزرگ شفاعت جویند .

===-===

... حسین انصاری فرزند رضا ( محلات 1339 – شهادت 1365 ) فرمانده گردان محمد رسول الله (ص) و کاظم محمودی جانشین فرمانده گردان بین رزمندگان محبوبیت ویژه ای داشتند .

                                        0034ansarihosein.jpg    tumacc9j3jjw51u51tp.jpg

                                                         شهید حسین انصاری            شهید کاظم محمودی


دوشنبه 10 آبان 1361 برابر با 14 محرم 1403 عملیات محرم با رمز یا زینب(س) طی سه مرحله در محور عین خوش موسیان از توابع دهلران استان ایلام و زبیدات عراق آغاز و تا 16 آبان با موفقیت به پایان رسید .

t8xr84jzjkevo35yzt.jpg

از راست : شهید کاظم محمودی ، شهید مظاهر لطفی ، محمد(غلام)ابوالحسنی


سردار پاسدار مظاهر لطفی اهل شهر نراق فرمانده یکی از دسته های گردان وابسته به تیپ 17 علی بن ابیطالب(ع) تاریخ 11/8/1361 آسمانی شد و شهادتش به تایید فرشتگان رسید .

علاوه بر خودم شش رزمنده دیگر نراقی طی عملیات محرم مجروح شدند : مرتضی فروغی ، تقی باقری ، علی کمره ای ، هادی ایزدی ، سید مرتضی میرسلطانی و علی کاظمی .

125 (2).jpg
سردار پاسدار کاظم محمودی اهل شهر نراق شش روز در عملیات محرم حضور داشت و با درایت فرماندهی منطقه عملیاتی را عهده دار بود . سرانجام تاریخ 16 آبان 1361 فرا رسید و حدود ساعت 30/21 بر اثر انفجار خمپاره و اصابت ترکش به سرش در همان لحظات اولیه به شهادت رسید .

image7812.jpg

                                                                                            پیکر مطهر سردار شهید کاظم محمودی

پیکر مطهر او را به ستاد تخلیه شهدای لشکر امام حسین علیه السلام در نزدیکی بیمارستان صحرایی که در بین تپه های عین خوش نزدیکی سه راه دهلران و موسیان قرارداشت انتقال داده بودند .

من نمی دانستم پیکر پاک او را به آنجا برده اند ، تصورم این بود که جنازه مطهرش را به ستاد تخلیه شهدای تیپ علی ابن ابیطالب(ع) انتقال داده باشند .

107.jpg

بنده مسئول تعاون گردان بودم و بعد از راست و ریست کردن کارهایم به ستاد تخلیه شهدای تیپ 17 علی ابن ابی طالب(ع) که بعد ها به لشکر ارتقاء یافت رفتم تا برای آخرین بار او را ببینم و برای همیشه با او خدا حافظی کنم .

                                       59.jpg  scan0111.jpg

شهید کاظم محمودی درزمان خدمت مقدس سربازی

بغضی نفس گیر گلویم را فشار می داد ولی اشکم جاری نمی شد . با سرعت رانندگی می کردم تا خود را به مقر و ستاد تخلیه شهدا ی تیپ علی ابن ابیطالب(ع) رساندم .
سریع از تویوتا پریدم پائین و افتان و خیزان خود را به کامیون های یخچالدارکه روشن و در کنار هم بطور منظم پارک شده بودند رساندم . در همین حین چند نفر از برادران مسئول تخلیه شهدا از چادر صحرایی به استقبالم آمدند .

1 (105).jpg

یکی مرا با اسم صدا زد ولی من او را نشناختم و از احوال رزمندگان سوال و احوالپرسی کرد . با دست دادن و روبوسی با تک تکشان ، گفتم آمدم تا آخرین بار با کاظم خداحافظی کنم ، با تعجب وصف ناپذیری با کمی مکث مگر ... الله اکبر ... مگر سردار کاظم شهید شد ؟ گفتم آره مگر او را اینجا نیاورده اند ؟

28.jpg


با چهره های اشک آلود جملگی گفتند نه . مطمئن شدم پیکر مطهر او را به ستاد تخلیه شهدای لشکر امام حسین(ع) برده اند . عجله داشتم تا به آنجا بروم آبی برایم آوردند و اطلاعاتی پرسیدم که از خطوط مقدم چقدر شهید آورده اند ؟

0017.jpg

آنان نیز سوال هایی از اوضاع خط و موفقیت های عملیات پرسیدند . زود از آنان خداحافظی کردم مرا تا کنار ماشین همراهی و بعد از حرکت هم دست تکان می دادند و از آئینه ماشین آنان را بر انداز می کردم . همه ی این همراهی و بدرقه با حزن و اندوه بخاطر شهادت کاظم بود که با من همدردی می کردند.

1 (102).jpg

با اینکه مقاوم بودم در این زمان بغضم عین گلوله توپ ترکید با صدای بلند اسم پدر و مادر و برادران کاظم بخصوص اسم شهید عبدالله محمودی برادرش به زبانم جاری می شد ؛ مثل ابر بهار اشک می ریختم در غبار حاصل از سرعت ماشین به ستاد تخلیه شهدای لشکر امام حسین(ع) رسیدم .

1 (114).jpg

پیکر شهدا را که از خطوط مقدم درگیری و بیمارستان صحرایی می آوردند بطور منظم و مرتب با احتیاط کامل چینش می کردند به نحوی که لباس و نشانه های شناسائی و مدارک هویتی همراه شهدا محفوظ و مشخص باشد تا در شناسائی و محل اعزام مشکلی بوجود نیاید .


35.jpg                                                        سرداران شهید کاظم محمودی و مظاهر لطفی

با کمال خوشروئی و محبت با من برخورد کردند . وقتی خواسته ام را مطرح کردم آنان زود سردار کاظم را شناختند و گفتند در حدود دو ساعتی است که پیکر مطهرش را در کامیون یخچالدار گذاشته اند .

125 (16).jpg

در مقابل درخواست من گفتند که روی پیکر سردار شهدای دیگری گذاشته اند و امکان جابجائی تابوت ها وجود ندارد و برای اطمینان من درب اطاق کامیون را باز کردند و مایوس از رویت او شدم .

69.jpg

خوب یادم هست پیکر کاظم دو ردیف جلوتر و از کف ردیف چهارم بود . مسئول گفت برادر ابوالحسنی درکت می کنیم ولی می بینی که امکان تکان دادن تابوت ها سخت است .

96.jpg

با دیدن اوضاع و احوال دیگر اصرار نداشتم ولی انگار برای دیگر برادران هم مسبوق به سابقه بوده که برادرانی بخواهند فرزند و یا پدر و یا برادر و یا اقوام و دوستان خود را برای آخرین بار ببینند و چنین مشکلی پیش رو داشته باشند .

125 (11).jpg

از چهره شان مشخص بود که من زود راضی شدم و همینکه درب کامیون را می بست با تمام پیکر شهدا و پیکر کاظم دست تکان دادم و خداحافظی کردم و در وجود خودم یک احساس رضایت داشتم ؛ انگار برای آخرین بار او را دیده ام ؛ آخر خیلی به هم وابسته بودیم و جدائی از دوست و فامیلی که سالیان سال با هم بودیم برایم سخت بود .

                                     scan0099.jpg   image7869.jpg

یاد صحبت های روز قبل از عروجش افتادم که رو کرد به من و گفت پیش برادرم عبدالله می روم و تو باید صبور باشی چون برای همیشه از تو دل می کنم .

125 (10).jpg

آخر الامر با کلی غم و حسرت از پیکر سردار و برادران مستقر در ستاد تخلیه شهدا خداحافظی کردم و رفتم بطرف ماشین تویوتا ، اما اینبار آرام و آهسته همچنانکه نگاهم به عقب کامیون های یخچالدار که بدن های پاک بهترین مردان خدا را درخودشان جا داده بودند و پدر و مادران و خواهران و برادرانشان خبرنداشتند که چند روز آینده باید شنونده چه اخباری وشاهد چه صحنه های باشند .

125 (15).jpg

سوار ماشین شدم و به عقبه جبهه رفتم و مهمات و گونی خالی برای سنگر سازی و دیگر ملزومات را بارگیری و به طرف خطوط مقدم حرکت کردم .

scan0087.jpg

وقتی بطرف خط مقدم باز می گشتم نیروهای ارتش متجاوزعراق منطقه را از زمین و هوا گلوله باران و بمباران می کردند .

129.jpg

درهمین حین پاسدار رضا اسماعیلی فرمانده عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان محلات و پاسدار علی رعیتی راد نراقی از فرماندهان بزرگوار را دیدم که از این اتفاق غمگین بودند .

94401886620938998574.jpg

آنها گفتند آمده بودیم تا سردار کاظم را از جبهه به محلات بازگردانیم زیرا وی را برای فرمانده عملیات سپاه در شرف تشکیل شهرستان دلیجان در نظر گرفته بودند . باید در مقابل معیشت الهی تسلیم بود ...

 

79231267480984377691.jpg

محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق7/7/1393

 

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت17:2توسط |
روزهای خوش دفاع مقدس و خوردن نهار در ایستگاه صلواتی

روزهای خوش دفاع مقدس و خوردن نهار در ایستگاه صلواتی

سال 1367 سال پایان جنگ بود و ما هم توفیق داشتیم در رکاب پیشکسوتان باشیم . محل استقرار ما داخل یک روستایی ما بین کرمانشاه و اسلام آبادغرب بود.

29446425328633060411.jpg

احمد مرادی

یک روز صبح من و آقایان ابوالفضل عابدی فرزند قنبر و غلامرضا حسینی فرزند شعبانعلی از رزمنده های نوجوان شهر نراق تصمیم گرفتیم برای استحمام و خرید مایحتاج به کرمانشاه برویم.

                      1 (32).jpg   02.jpg

                                         غلامرضا حسینی                                      ابوالفضل عابدی

این کار احتیاج به مرخصی ساعتی داشت تا دژبان اجازه خروج دهد . پاسدار محمد رضا عابدینی همشهری ما فرمانده گروهان بود به ما 4 ساعت مرخصی داد یعنی باید ساعت 12 داخل پادگان باشیم .

 رضا عابديني (2).jpg

                                                                                                                             محمد رضا عابدینی

به راه افتادیم و با ماشین های تویوتا به شهر کرمانشاه که آن زمان باختران هم می گفتند رسیدیم .اول رفتیم به میدان اصلی شهر که یک حمام در آن قرار داشت به اسم حمام رضوان. این حمام ساعتی بود و بعد از ساعت مقرر پول اضافی درخواست می کرد .

 4nnf_1_(7).jpg

ما هم مجبور بودیم خودمان را گربه شور کنیم و خارج شویم. بعد از استحمام برای گردش به پاساژهای شهر سر زدیم. غلامرضا حسینی داخل یکی از مغازه های داخل پاساژ رفت و هراسان با رنگ پریده خارج شد .

1 (59).jpg

غلامرضا حسینی

من و ابوالفضل عابدی که این حالت او را دیدیم پرسیدیم چی شده ؟ هیچی نمی گفت. فقط می گفت زود برویم. ما تازه کنجکاو شدیم و فهمیدیم که هر چه هست توی این مغازه اتفاقی رخ داده و داخل آن شدیم .

                                                                                                 13.jpg

                                                                                                                                             ابوالفضل عابدی

تا چشممان به اطراف افتاد حال ماهم دگرگون شد و مثل غلامرضا پا به فرار گذاشتیم چرا که آنجا آرایشگاه زنانه بود و ما با لباس های بسیجی سرمان را پایین انداخته و رفته بودیم داخل . می ترسیدیم که حالا زنان داخل آرایشگاه سر و صدا کنند و از مردان سبیل کلفت آنجا کمک بخواهند و کتک خوبی نوش جان کنیم.

ui1b_img_6143.jpg 

ولی نمی دانم چرا آرایشگاه زنانه در و پیکر درست حسابی نداشت و فقط یک پرده جلوی آن آویزان بود.
گذشت تا اینکه قرار گذاشتیم برای خوردن ناهار به ایستگاه صلواتی که برای رزمندگان در شهر اختصاص داشت برویم ولی برگه مرخصی ما تا ساعت 12 بود و فیش غذا برای افرادی بود که بعد از ساعت 12 مرخصی داشتند. باید ساعت برگه مرخصی را دستکاری می کردیم 4 ساعت را به 14 تبدیل کرده و فیش غذا را گرفتیم و غذا را نوش جان نمودیم .

           hhhh.jpg    9knm_picture_110.jpg

                                   ابوالفضل عابدی                                              غلامرضا حسینی
هنگام خروج به یکباره آقای عابدینی با تعدادی دیگر از کادرهای گردان وارد ایستگاه صلواتی شدند وبه محض دیدن ما سه نفر متعجب شدند و فرمانده گفت چرا شما اینجا هستید؟ اکنون باید در پادگان باشید. چگونه فیش غذا گرفتید؟ برگه مرخصی را بدهید ببینم. یکی گفت دست اون است اون یکی گفت دست من نیست.

                                                                                                            rrree.jpg

دیگر کار از کار گذشته بود و بالاخره برگه مرخصی را از ما گرفت و زمانیکه دید در برگه دست بردیم و ساعت آن را اضافه کرده ایم به آرامی دستش روی گوش غلامرضا نوازش شد .
برگه را به ما داد و گفت چرا اینکار را کردید ما هم گفتیم شما که میدانستی مرخصی های تا 12 را ناهار نمی دهند چرا یک ساعت به ما اضافه ندادی و مجبور شدیم شیطنت کنیم. گفت کار خودتان را کردید حالا بروید تا خدمتتان برسم .

09748278663206532727.jpgبرای برگشت به پادگان خیلی سخت بود و باید تیکه تیکه سوار ماشین ها می شدیم. همان لحظه به فکرمان افتاد که به محمد رضا عابدینی بگوییم ما هم با شما بر می کردیم . شده بودیم مثل گدایی که توی ده راهش نمی دهند سراغ خانه کدخدا را می گرفت.

 آقای عابدینی چاره ای نداشت بعد از کمی نه گفتن و کلمات قلمبه سلمبه ، راضی شد و به خاطر اینکه دیگر نیروهای گروهان از موضوع بو نبرند ما حرفی نزدیم و او هم صدایش را نیاورد.

etdv_img_5857.jpg

جانباز احمد مرادی فرزند علی محمد اهل شهر نراق 31/6/1392

 

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت16:38توسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 18

 

http://upcity.ir/images2/00608087244020894576.jpg

جشن عید غدیر خم در مسجد جامع شهر نراق – سال 1381

ایستاده ها از راست : سید معبود پورشرف هاشمی فرزند... – سید...حسینی فرزند سید محسن – مرحوم سید علی(سید غلامرضا) جوادی فرزند سید ماشاءالله – سید ابوالفضل جوادی فرزند سید ماشاءالله – سید روح الله حسینی فرزند سید محمد – مهدی یوسفی فرزند عباس – غلامحسین حیدری فرزند علی محمد – داود حبیبی فرزند اکبر

نشسته ها از راست : سید احمد موسوی فرزند سید مهدی – سید محمد میرسلطانی فرزند سید ابوالفضل – سید ماشاالله جوادی فرزند سید جواد – سیدجواد جوادی فرزند سید ابوالفضل  – سید نصرت الله باشی فرزند.... – سید احمد باشی(موسویان) فرزند سید کاظم – قدرت الله کمره ای فرزند محمدرضا  – ناشناس – سید جعفر میرسلطانی فرزند سید محمود – سید غضنفر باشی فرزند سید کاظم – سید حسین هاشمی فرزند سید علی – حجت الاسلام علی محمد مهدیزاده نراقی فرزند ابوالفضل – سید غلامرضا باشی فرزند سید کاظم – مرحوم سید جمال موسوی فرزند سید مصطفی

 

87078295494823112933.jpg

برگزاری آیین های عاشورایی در شهر نراق و مراسم علامت گردانی – سال1369

عکس های قابل مشاهده : علی اشرف عضایی فرزند عباس – علیرضا عضایی فرزند عباس – مرحوم ابراهیم عضایی فرزند ماشاءالله

 

77364512434446175245.jpg

مزرعه آقا در شهر نراق - سال 1374

از راست : مرحوم علی عابدینی فرزند محمد - سید ابوالفضل میرسلطانی فرزند سید قاسم

نفر جلو : سید محمد میرسلطانی فرزند سید ابوالفضل

 96537401614249538910.jpg

مهد کودک شهر نراق - سال 1376

  24537399931998573451.jpg

 آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر مذهبی نراق و اجرای مراسم کفن پوشان – ظهر عاشورای سال 1371

عبور هیئت کفن پوشان از مقابل شهرداری نراق

 34309016375430932238.jpg

تشییع پیکر مطهر چهار شهید شهر نراق طی عملیات فتح المبین – تاریخ 13 فروردین 1361

مرحوم غلام محمد عباسی فرزند ماشاءالله شگرگذار خداوند با در دست داشتن شاخه گل به استقبال جنازه دستهِ گلش مهدی می رود .
چهار شهید نراق در فتح المبین : سید غلامرضا باشی – عبدالله محمودی – ابوالفضل بیابانگرد – مهدی عباسی

عکس های قابل مشاهده از سمت راست : مرحوم یوسف قجری فرزند محمود(پدر سردار شهید محمدعلی قجری) – مرحوم شکرالله اکبری فرزند رضا – حمید اشرفی فرزند نادرعلی – مرحوم سید محمد موسوی فرزند سید آقامیر – مرحوم قاسم یوسفی فرزند رضا – علی آقا بیابانگرد فرزند غلامرضا(علی اکبر) – سید علی موسوی فرزند سید حسین

42611572837660423340.jpg

صعود معلمان شهر نراق به کوه اُل -  سال 1351

نفر چهارم از سمت چپ مرحوم ماشااله رحیمی فرزند اسکندر 

نفر نشسته سید مصطفی غفاری فرزند سید محمود

  dr79i.jpg

دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق - سال 1371

از راست : رضا(حمید) قاسمی فرزند حسن - عزیزالله فروغی فرزند ابراهیم - اکبر نوری فرزند ... - مهدی آعلی فرزند ماشاالله - علی اکبر پیشه ور فرزند نعمت الله - حجت الاسلام علی اکبر حیدری نراقی فرزند حسین - مرتضی رادفر فرزند شکرالله - سید محسن حسینی فرزند سید حسین - اسماعیل عضایی فرزند ابراهیم - سعید رمضانی فرزند.... - سید جمال موسوی فرزند سید محمد - علیرضا حیدری فرزند سلطانعلی

 75470289625801190189.jpg

بهشت آباد ( آبشتا) - نراق - سال 1381

ایستاده از راست : علیرضا اشرفی فرزند اکبر - جواد بهجتی فرزند محسن - سید مسعود موسوی فرزند سید هادی - محمدرضا بهجتی فرزند محسن - سید میثم میرقاسمی فرزند سید جواد

نشسته از راست : مرتضی (موسی) خاکی فرزند ابوالفضل - حسن قجری فرزند رمضان - حمید رضی فرزند گل محمد

 33844987477654665147.jpg

طبیعت شهر نراق - سال 1359

از راست : مهدی قجری فرزند یوسف - محمد صادقی نراقی فرزند حسین رحمت - ابوالفضل قجری فرزند رحمت الله - مرحوم محمد قجری فرزند رحمت الله - عباس صادقی نراقی فرزند حسین رحمت - علی قجری فرزند رحمت الله

 89403185690497242786.jpg

مزرعه محمد آباد شهر نراق سال 1356

نفر جلو : ماشاءالله یوسفی فرزند قاسم 

محمد (غلام) ابوالحسنی فرزندعزت الله -سیف الله شریفی فرزند اسماعیل - حسین نباتی فرزند مندعلی

 

 ytyt.jpg

گروه تأتر دبیرستان حاج عباس معصومی شهر نراق تحت عنوان « مردی که مرده بود خود نمی دانست»  - سال 1355

ایستاده از راست : غلام مظفری فرزند عزیز - علی عضایی فرزند ابراهیم - عباس رضایی فرزند غلامرضا - کاظم محمودی فرزند علی (شهید) - حسن طالبی فرزند سلطانعلی - فرهاد خسروی فرزند غلامرضا - مرحوم سید عباس حسینی فرزند سید حسن - کیقباد غلامی اهل شمال (معلم)

نشسته از راست : حسین شریفی فرزند حسن - سید غلامرضا موسوی فرزند سید حسین - سید مهدی میرسلطانی فرزند سید جعفر - سید غلامرضا موسوی فرزند سید محمد - جعفر کریمی فرزند اکبر

 25022984547015745688.jpg

گلزار شهدای شهر نراق - سال 1370

مراسم استقبال از دکتر عبدالله جعفرعلی جاسبی فرزند اسکندر ریاست وقت دانشگاه آزاد اسلامی و هیئت همراه به نراق

 

 این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه یازدهم مهر 1393ساعت10:49توسط |
حسین سعادت و افتخار دلیجان است

 

حسین سعادت و افتخار دلیجان است

سوم فروردین 1347 در شهرستان دلیجان استان مرکزی کودکی متولد شد که نامش را حسین نهادند .

28516699378021616518.jpg

شهید حسین سعادت

پدرش خیرالله سعادت فرزند ماشاءالله متولد 1307 و مادرش ماه منیره مقدم پورآزرانی فرزند علی احمد متولد 1312 هر دو اهل روستای آزران از توابع شهر بَرزک در 72 کیلومتری شهرستان کاشان استان اصفهان می باشند که سال 1342 به شهرستان دلیجان نقل مکان نمودند .

771967754577420912.jpg
دو پسر دیگر این خانواده نورالله و داود سعادت و چهار دختر نیز دارند .
این خانواده اقوام و فامیل هایی نیز در شهر نراق دارند . خانم مقدم پور در تاریخ 26/09/1382 به رحمت خداوند پیوست و در قطعه خانواده های شهدا جنب گلزار شهیدان دلیجان به خاک سپرده شد . 

                                                                               .jpg

آقا خیرالله که قبلا به شغل کشاورزی مشغول بود پس از فوت همسرش با خانم صغری محمدی اهل نخجیروان محلات ازدواج و همچنان در دلیجان به زندگی ادامه می دهند .
حسین سعادت برای کسب دانش سال 1354 به مدرسه رفت و خرداد ماه سال 1361 از دبستان حافظ دلیجان گواهینامه پایان تحصیلات ابتدایی دریافت نمود .

3015748967874381832.jpg

وی آرام و قرار نداشت و با اینکه محصل بود ولی اوقات فراغتش را به کاشی کاری ساختمان می پرداخت . تحصیلات اول راهنمایی را در سال 1362 با موفقیت سپری می کرد که ارتش متجاوز عراق به اشغال گری اش بر علیه ایران ادامه داد و اینجا بود که حسین درس و مدرسه را رها و در سن 15 سالگی وارد عرصه جهاد گردید .

حسین به رهبر کبیر انقلاب آیت الله سید روح الله خمینی(ره) عشق می ورزید و به ندای هل من ناصرا ینصرنی حسین زمان گوش فرا داد و راهی جبهه های حق علیه باطل گردید .

5805271394991643535.jpg

محل اولین جبهه وی منطقه عمومی شهرستان بانه استان کردستان بود که آنجا رزمندگان در دو جبهه یکی مقابله با تهاجم مرزی و هوایی ارتش عراق و دیگری مقابله با تجزیه طلبان گروه های کم خردی مثل دمکرات و کومله فعالیت داشتند .

دو تن از همسنگران ایشان آقایان علی اکبر پیشه ور فرزند نعمت الله اهل شهر نراق و محمد مصلحی اهل روستای ورکان از توابع شهرستان کاشان استان اصفهان می باشند .
پیشه ور می گوید : اواسط سال 1362 در جبهه بانه داخل سنگر بودیم که در اثر سهل انگاری تیری از تفنگ مصلحی به سمت سعادت شلیک شد که لابلای پتوها گیر کرد و آسیبی وارد نساخت و آن روز خداوند نخواست به این شکل مشکلی برای حسین به وجود بیاید .

kjjjjjjjjjjjjjjjj.jpg

حسین با دوستانش دی ماه 1363 از ناحیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دلیجان با لباس بسیجی راهی جبهه شد و اینبار جبهه های جنوب کشور و استان خوزستان به نامش رقم خورد .
حسین سعادت با سلحشورانی از شهرهای دلیجان ؛ محلات و نراق و روستاهای تابع در پدافندی جبهه طلائیه استقرار یافتند .


رزمنده جانباز محمد کمالی فرزند رمضان اهل شهر نراق اظهار می دارد :

در جبهه ویران شده و مرزی طلائیه از توابع هویزه استان خوزستان در لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) با نیروهای ارتش متجاوز عراق نبرد می کردیم . تاریخ 3/12/1363 بیست روز به عملیات بدر مانده بود که خمپاره دشمن در سنگر ما فرود آمد .

                                        img_2241.jpg     70427695367119721849.jpg

   محمد کمالی

ترکش از ناحیه کمر و ستون فقرات به من آسیب زد و همزمان یکی از رزمنده های دلیجانی به نام حسین سعادت فرزند خیرالله نیز به شدت مجروح و از ناحیه شکم و ناف به پایین مجروح شد .
حسین را می شناختم چون اقوامی هم در نراق داشت و خانواده اش اهل آزران کاشان می باشند و پنجاه سال پیش به دلیجان آمده اند . حجم آتش دشمن زیاد و سنگین بود ولی در آن شرایط دشوار دو نفر از رزمنده های شهرستان محلات به سمت حسین سعادت آمدند و بدن مجروحش را با مشکلات عدیده جمع و جور کردند و با برانکارد تا پای قایق ها انتقال دادند .

2913147396763396124.jpg

من هم با اینکه مجروح بودم کمی به حسین کمک کردم و با هزار بدبختی با کمک دوستان و حمل با برانکارد تا قایق ها منتقل شدم . دژی که ما استقرار داشتیم با کمبود دارو و درمان مواجه بود و حتی مُسَکِن و یا آمبولانس به سختی پیدا می شد .

قایقران من و حسین را به اورژانس رساند که در آنجا سردار قدرت الله کمره ای فرزند رمضان اهل شهرنراق (1340 – شهادت1367) را بر حسب اتفاق دیدم و کمی به ما کمک و روحیه داد . ما را با آمبولانس به بیمارستان صحرایی خاتم الانبیاء منتقل کردند که بعد از جزیره مجنون قرار داشت .

5788798607054026964.jpg

اقدامات اولیه درمان روی ما دو نفر انجام گرفت و با آمبولانس به بیمارستان شهید مجید بقایی اهواز مرکز استان خوزستان روانه شدیم . من و حسین تا اینجا با هم بودیم . وضع سعادت به گونه ای بود که سریع او را به اتاق عمل بردند و بعد از تلاش دکترها برای بهبودی بیشتر به بیمارستان دیگری در اهواز منتقل گردید .
حال عمومی حسین وخیم شد و لاجرم جهت اقدامات بیشتر پزشکی با هواپیما به تهران منتقل و در بیمارستان مصطفی خمینی بستری گردید .

total1 copy 170.jpg 

من نسبتا بهبود یافتم و مرخصی استعلاجی گرفتم تا به زادگاهم نراق بازگشته و دوره نقاهت را سپری کنم ولی به جهت نیاز به نیرو در دژ طلائیه و بالا نگه داشتن روحیه همرزمان و احساس مسئولیت به اصرار خودم مجددا به خط مقدم بازگشتم و تاریخ 23 اسفند 1363در عملیات بدر شرکت نمودم .

.jpg

در هر حال نگران وضعیت دوستم حسین بودم تا اینکه پس از 33 روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ سرخ به دلیل عفونت های زیاد پاهایش در بیمارستان مصطفی خمینی تهران تاریخ 7 فروردین 1364 به آرزویش شهادت نایل آمد . پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه توسط مردم مومن و شهید پرور در گلزار شهیدان شهرستان دلیجان آرام گرفت .

پسر عموی شهید به نام عمران(عمرانعلی) سعادت فرزند غلامعلی متولد 1342 تاریخ 25 اسفند 1364 طی عملیات والفجرهشت در اروند رود به شهادت رسید و در گلزار شهدای آزران کاشان خاکسپاری گردید .

99729836657160621006.jpg

                    شهید عمران سعادت
پسر عمه شهید به نام علی رودی فرزند حسن در مرداد 1367 اواخر جنگ عراق بر علیه ایران طی عملیات مرصاد در جبهه اسلام آباد غرب در مصاف با اعضای سازمان مجاهدین خلق(منافقین) شربت شهادت نوشید و در گلزار شهیدان شهرستان دلیجان دفن شد .

81865339858564020250.jpg

                      شهید علی رودی

وصیت نامه شهید حسین سعادت فرزند خیرالله اهل شهرستان دلیجان

بسم الله الرحمن ارحیم

با سلام ودرود بی کران بر امامی( خمینی کبیر) که حسین گونه فرمودند که جبهه ها را خالی نگذارید و کمک به رزمنده ها کنید ودر راه خدا جهاد کنید .ای خالق بی همتا می دانم که به خودم ظلم کردم و بنده خوبی برایت نبوده ام .

احکامت را زیر پاگذاشتم و یا به آنها بی اعتنا بودم یا اینکه سَبُک شمرده ام و شُکر هیچیک از نعمت هایت را به جا نیاورده ام ، خدایا مرا حلال کن و مرا در نزد خود قرارده .

5560424542076111772.jpg

ای مردم مسلمان وغیور پرور انقلاب اسلامی با ضد انقلاب با قاطعیت برخورد کنید .
خداوندا خانواده مرا خشنود بگردان .
خداوندا اگر من شهید شدم با شهدای انقلاب در یک خط قرار ده .
خداوندا اگر من به کسی ظلم کرده ام مرا ببخش .
خداوندا من که قدم در راه حق برداشته ام پس چه خوب است که شهادت نصیبم کنی .
خداوندا کسانی که ضد انقلاب هستند نابودشان کن .
ای مردم با رهبر کبیر انقلاب(امام خمینی) خوب باشید و جبهه ها را خالی نگذارید .رزمنده ها را تنها نگذارید و در نمازتان رهبر وامام را دعا کنید . خداوندا امامی که قلب میلیون ها انسان مستضعف است را تا ظهور حضرت مهدی(عج) نگهدار و به مستضعفان جهان یاری بده .

49207125176922830.jpg

من حالا چند کلمه با پدر ومادر و دوستان صحبت دارم : ای پدر ومادر گرامی ؛ اگر من شهید شدم به هیچ عنوان گریه نکنید، خواهرانم زینب وار رفتار کنید .
پدر ومادر گرامی؛ اگر شما بخواهید گریه کنید باید گریه ای بکنید که مشت محکمی به دهان ابر قدرتها باشد .
مادر جان شیری که به من دادی را حلالم کن ؛ شبها که کنار گهواره من بیدار مانده ای حلالم کن. خواهران وبرادران گرامی : اگر من برای شما برادر بدی بوده ام مرا حلال کنید ؛اگر من به شما بی اعتنا بودم مرا ببخشید .دوستان من شما بروید ودرس بخوانید وآن درس که شما می خوانید مشت محکمی خواهد بود به دهان ابر قدرتها .

2587805021641957773.jpg


مادر جان به خواهرانم بگو اگرمن شهید شدم گریه نکنید و با مردم خوب رفتار کنید

مادر جان من آماده ام که شهید بشوم و شما در هر شب جمعه به گلزار شهدا بروید وروح من ودیگرشهدا را شاد گردانید .
مادرجان ؛ به برادران و خواهران بگو که در نماز جمعه و دعای کمیل ودعای توسل شرکت کنید و شرکت در نماز جماعت مشت محکمی به دهان آمریکاست ؛ پس در این مجلس ها شرکت کنید .
پدر جان آیا می دانید خدا امانتی پیش شما داشت و آن امانت من بودم ؟
آیا می دانید خدا از آن امانت یک امانت خوبی می خواست ؟ مثلا در راه خدا جهاد کنیم ؛ نماز بخوانیم .

2433664440965020210.jpg


پدر جان ؛ می دانی که چه شیرین است در خون خویش غلتیدن و نهال اسلام را آبیاری کردن ؟پدر جان حالا این امانت در راه خدا می خواهد جهاد کند و در راه خدا شهید شود که هم خدا از او راضی باشد و هم شما .اگرمن شهید شدم جنازه ام را به پدر ومادرم نشان دهید که آنها از من راضی شوند .
در آخر هم می گویم سیاه به تن نکنید ؛ گریه نکنید ؛ دعا برای جان امام و رزمندگان و شبهای جمعه گلزار شهدا بیایید .ای مردم شما در راه خدا جهاد کنید و بپا خیزید . 

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما
متن وصیت نامه حسین سعادت 1363/10/17 شمسی

                                                                  996203194458552987.jpg
                                                               شهید حسین سعادت فرزند خیر الله


مدت عمر : 17 سال محل دفن:گلزار شهیدان دلیجان
محل تولد :دلیجان تاریخ تولد :3/1/1347
محل شهادت:طلائیه تاریخ شهادت:7/1/1364

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت14:59توسط |
اولین روزی که عراق جنگ را آغاز کرد

 

اولین روزی که عراق جنگ را آغاز کرد

اقوامم در کرج و تهران سکونت دارند و تابستان ها که از تحصیل در دبیرستان حاج عباس معصومی نراق تعطیل می شدم یک سری به آنان می زدم .

 1 (23).jpg

حاج حسین نباتی

31 شهریور 1359 و آخرین روز تابستان بود و قصد داشتم به زادگاهم نراق برکردم که ارتش رژیم بعث عراق مراکز چندین شهر از جمله فرودگاه مهرآباد تهران را بمباران و جنگ را بر ایران تحمیل نمود .

73591510946797334656.jpg
با پسر دایی اسماعیلم به نام محمود یوسفی قرار شد به شرط اینکه من راننده باشم با ماشین نیسان به سمت محل های مورد اصابت موشک ها برویم . آنقدر هرج و مرج شد که اغلب جاده ها بسته و تردد با مشکل مواجه گردید .

1 (28).jpg

حسین نباتی در سالهای دفاع مقدس

ما به سمت اکبرآباد کرج رفتیم که بین راه هوا تاریک شد و نیروهای گشتی مرتب از رانندگان درخواست می کردند چراغ ماشین هایشان را خاموش کنند تا به اصطلاح دوباره هواپیماهای متجاوز عراق بمباران نکنند .

img_0364.jpg

در همین اثنا یک عابر را زیر ماشین گرفتم و نقش بر زمین کردم . آمدیم پایین و دیدیم مردی غرق در خون است و حسابی ترسیدم . محمود داد زد نگاه کن وانت بار قرمز بود که داره فرار می کنه .

1 (43).jpg
مصدوم را توی ماشین انداختیم و بردیم بیمارستان کسری و 180 تومان خرجش کردیم .
حالش که نسبتا خوب شد به او گفتم ما داشتیم گشت می دادیم که مشاهده کردیم توی جاده افتادی . بگو ببینم چه اتفاقی برایت رخ داد ؟

گفت خدا از تقصیراتش بگذره راننده یک وانت بار قرمز رنگ مرا زیر گرفت و از صحنه فرار کرد تا شما آمدید و به من خدمت کردید .

1 (72).jpg

از راست : حسین نباتی، شهید مندعلی نباتی ؛ سردار شهید مظاهر لطفی

دنیا با همه بزرگی اش باز هم کوچک است چون تابستان دو سال بعد توی میدان کرج نزد دایی ابوالفضلم ایستاده بودم که آن فرد مصدوم را دیدم .

 آثار 13 بخیه روی صورتش نمایان بود . به او گفتم شما دو سال قبل و در اولین روز جنگ تو جاده اکبر آباد تصادف نکردی و همه مشخصات حادثه را گفتم . او متعجب شده بود و گفت مثل فالگیرها حرف می زنی . نهایتا به ایشان گفتم آن فردی که با ماشین به تو زد من بودم و وانت قرمز رنگ یک شیطنت بود .

gcc.jpg

حانباز حسین نباتی فرزند مندعلی اهل شهر نراق18/12/1391

 

+نوشته شده در چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت16:37توسط |
واژه و اصطلاحات بین مردم شهر نراق(1)

 

واژه و اصطلاحات بین مردم شهر نراق(1)

شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی واقع است . زبان مردم شهر نراق فارسی است ولی گویش های متفاوتی بین آنان رایج است.

10313838_556436244472297_5902525976917297584_n.jpg

تعدادی از اصطلاحات که بیشتر در قدیم بین مردم بیان می شد را به دوستاران فرهنگ زادگاه دوست داشتنی و زیبایمان تقدیم می کنیم :

 

عابور بخیر : کجا میخواهی بروی                         آسه : یواش

 آسمون قرمبه : رعد و برق                                آغوندن : فشار دادن

 بِکَپ : بخواب                                                     بیاقون : فشار بده

 بِچَپون : فشار بده                                             تُوجه : سبد بافته شده از ساقه گندم

 تَرکه : باریکه شاخه درخت                       روئه : وسیله ای جهت پایین ریختن بادام و گردو

هرش : دفعه ، مرتبه                                 چَنغَذه : چه مقدار

اَنقَذه : این مقدار                                         سُقُلمه : مُشت

مَزَنه : میزان ، قیمت                                   تُرشباله : آبکِش

جَخدی : تازه ، الان                                      جَخدَم بلا : همین الان

بَرکَش : جابجا کردن                                    چِقوله : اندک

پَرقاشه : کم                                               یَبار : یکبار

پَسّا : دفعه                                                 لیسَغَن : سبک سری کردن

10509517_1476125342626881_7434317052379838789_n.jpg

 تلیده : له شده                                               لَقَت : لگد الاغ

 پابرنه : پابرهنه                                                پَک و پوز : لب و دهان

 پِخ : ترساندن                                                  دَن یابه : خمیازه

 دَرگیرونه : خار و خاشاک جهت روشن کردن آتش      

 دَس به آب : توالت                                            سِرکو : هاون

 سیفال : ساقه گندم و جو                               سُده نار : سرما خوردگی شدید                    

مِس مِس کردن : کاری را با حوصله زیاد انجام دادن

واردی کردن : شوخی کردن                             تَحر و جوش کردن : ایحاد ناراحتی

جِلَغ : بی مزه و سبک                                     کَماشدون : نوعی قابلمه مسی

اجباری : سربازی                                           دُوری : بشقاب

حَرَّمَه ای : هرج و مرج                                   اَلِنگاز : معطل

قاشق پَسا کردن : همکلام شدن                    پخته خوره : تنبل و آماده خور

جَلَب : بدجنس                                              دَرق : صدا

پِِلون پِلون شده : نوعی دشنام                       یتیم غوره : نوعی دشنام

حروم زاده گری : زیرکی بیش از حد                مِجری : صندوقچه

1947955_10201537791148111_781622979_n.jpg

هیشا سقط مرده : فرمان ایست به الاغ

 شَفتر : شبدر                                                    شاپره : پروانه

 دوکونه : لگد الاغ همزمان با دو پا                        چاچَپ : چادر شب

 چراغا کور کن : چراغ یا برق را خاموش کن           چوسونک : سوسک صحرایی

دِشنوم : دشنام                                                    دِشمون : دشنام

حزب اللهی سخت : مذهبی شدید                         پِرَخه جاری : جای فراخ

بِش کَش برویی : سرسری انجام دادن کار             گُنده : غذای سگ

سِمِنت : سیمان                                                 نَرمَ مولَه ای : زیرکی

ایشدی : ایستادن کودک                                     به چَشم کشیدن : اهمیت دادن

گَل : وسط ، میانه                                              قلا : زیر گلو

سوراخ و بِرین : نقاط مخفی داخل منزل               آلّا : زود باش   

 1897803_10201537935231713_1773287265_n.jpg

چُلاغ : دست و پا شکسته                           جونم مرگ شده : جوانمرگ شدن

چوخط : چوب خط برای حسابرسی              بابجیدا : با وجود اینکه

چِمدُنم : نمی دانم                                       ناتالی : شکم

گاس : شاید                                              سنگلخده : سنگلاخ

 چس بارش نکن : لوسش نکن                    کلوپه : متلک

 اسکنو : سکسکه کردن                             خَرتپون: پُر و انباشته

 عَم قِزی : دختر عمه                                 دایی قِضی : دختر دایی

آخاله : پسر خاله                                       آغ عمو  : پسر عمو

سَرِش میشه : درک کردن موضوع              زوک زوک کردن : دل دل زدن

زَغون کردن : خوردن غذا با ناراحتی              پا گرفته : توانایی ایستادن

کِ تا کِ : از زمانی تا زمان دیگر                     اِنجَه اِنجَه شی : تکه تکه بشوی

  1800226_1428235367415879_70504080_n.jpg

خَسرو : مادر زن                                   به کوه جستن : حاشا کردن

 پاشید : پخش شدن                             قوتولو : چاق و فربه

 پاشیدون : بلند شدن                            بو : رتیل

 غاذی : ساندویچ صبحانه                    چٍنگول : نیشگون

 رُنَکی : تسمه ای که به پشت پالان چهارپا بسته میشود

 کَردو : اصطلاحی در تقسیم بندی مزارع کشاورزی به قطعات کوچکتر

  کُنه : پارچه بی ارزش                        شُورَه : پارچه بی ارزش

قورماست : نوعی غذای محلی             قاتق : نوعی غذای محلی(ماست و شیر)

قُلُمبَه : حمع کردن ، متورم شدن                تحفه تیغال : متاع بی ارزش                

                       1508002_622992114416184_270726841_n.jpg

کولومه : پل زیر دیوار روی جوی آب                          کُلُم : قفل درب

 کوئنده : چغاله بادام                                                کودو : کدو تنبل

کوله مال : تکه خمیری که از تنور جدا می شود

 کوناله: استخوان لگن                                             جوال : بافتنی ضخیم جهت حمل علوفه

سوک دادن : انگولک کردن                                       سوند : انگولک

گُله : مکان                                                             هلنجاب : شور

 1383103_1380666428839440_344455808_n.jpg

گر و گر : تند تند                                                 هلشه : حمله کردن

 شتر کردن : تقسیم خربزه                                 قره مونی بگیری : بمیری   

 مرقونی گرفتن : شلوغ کردن                            طناف : طناب

 باربند : طویله                                                   مورچونه : مورچه

 قناره : نوعی گونی بزرگ                                 خاک و خل : گرد و خاک 

مَجمع : سینی مسی بزرگ                              تُک : نوک هر چیزی

 شید و بِل : رها شدن بر روی زمین                  بِلون و بَلامون : آواره و سرگردان

بی همه کس شده : نوعی دشنام                   یَبارَگیشا کَرده : پررو شدن

حرف کَترَه : سخن بیهوده                               پشم و بُغار : مو

 

1011056_1428236097415806_570173283_n.jpg

میخ طبوله : میخ آهنی بزرگ که به انتهای افسار الاغ بسته میشود جهت کوبیدن به زمین

 طاقاره : ظرف سفالی بزرگ که قدیم بیشتر در آن خمیر درست می کردند

 وگ : آب دهان                                                   لیباس : ریواس

 نمدُنم : نمی دانم                                               شُله : تنبل و بی خاصیت

 شُوره بَستَنَه : بُقچه لباس                                 بَرغَلتید : غلتیدن

آلَه افتادن : دراز کشیدن                                    پیش اُفتادَه گری : فضولی

آدم همه جا حساب : فرد مورد احترام                  گَلونَه کردن : به نخ کشیدن

بوخواب به جَعدَه : آماده حرکت شو                      نَگیری : انگار

148714_375657915824468_1498748420_a.jpg

هَر دم بیل : همینطوری ، الکی                                   ورزو : گاو نر

 یاده : جاری ، زن برادر شوهر                                     دَن : دهان

یخته : میزان کم                                                         خِرِش گیره : تیغ     

 بِشتَم : به او گفتم                                                         ترشاله : برگه زردآلو

 هَم بَر نَرو : معطل نکن                                             بانکَه : دبه

پَت و پَن : توپول                                                      هَلَه پَرتویی : حرکت های مارپیچ

شَق و رَق : اتو کشیده و مرتب                                دَقَّه ای یَه بار : دقیقه ای یکبار

گربه کوره : بی چشم و رو                                     هَمِش گیرید : اورا احاطه کنید

کُ : که                                                                شَلم بَزاز : دغل کار

253114_335363409908867_676718468_n.jpg

پِرَخ : گشاد                                                  پِرَخَه جاری : جای وسیع و بزرگ

 آله : نصف ، نیم                                           آلشی : اشتباهی

 بوبوئه چشم : مردمک چشم                        بِتَپون : بخور

بِلَّه : گروه                                                    دَلّار : دلال

سَرزیری : سرازیری                                     این دور و پَرا : این اطراف

بِشِش گفت : به او گفت                               یَه پارا : عده ای

بِشِم گفت : به من گفت                               بِلومبون : بخور

امنیه : سرباز                                              تومّون : تنبان ، شلوار

چراغ را فوت کن : برق را خاموش کن           باچِقا : صبر و حوصله

تِرک افتادن : پرخوری زیاد                           مِثِّ : مانند

 

همشهریان دوست داشتنی : اگر شما هم تمایل داشتید اصطلاحات دیگر را معرفی نمایید تا به این لیست بیافزاییم . مواظب باشیم مطالب عامه پسند و در خور شان و فرهنگ شهرمان باشد .

10259740_10201792754002023_7005964682273958172_n.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت22:49توسط |
برگزاری اولین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهرستان دلیجان

 

برگزاری اولین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهرستان دلیجان

جمعه 4 مهر 1393 سالن ورزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دلیجان شاهد اجتماع به هم پیوسته بسیجیان و رزمندگان دفاع مقدس و عده ای از خانواده شهیدان این شهرستان بود .

img_2243.jpg

باور کردنی و قابل توصیف نیست آنچه که مشاهده شد . انکار شب عملیات هست و دوستان ابتدا و انتهای مراسم در آغوش هم سینه هایشان مملو از حرارت دوستی بود . 26 سال از جنگ گذشته و خیلی ها سر و رویشان سفید گشته و عده ای از لحاظ جسمی ناتوان شده اند ؛ ولی عشاق بودن و انسانیتشان پابرجاست .


اگر منتقدترین فرد نسبت به این گردهمایی ها باشیم بی انصافی نمی کنیم و بزرگترین دستاورد این نشست ها را تحلیف قلوب قلمداد نموده و ده ها امتیاز دیگر را بر می شمریم . زیباترین صحنه های خلق شده در این مجلس ارتباط بسیار شکوهمند از رزمندگان نراق و دلیجان بود که دست در دست هم به افق روشن تر اندیشه کردند .
قرآن چراغ هدایت آغازگر مراسم بود و نواختن سرود جاویدان جمهوری اسلامی آنان را در جایگاهشان میخ کوب کرد .

img_2241.jpg

فرمانده سپاه سرمست از سلامتی رهبر عظیم الشان آقا سید علی ضمن بیان خیر مَقدم گفت من در این مسئولیت خدمتگزار شما عاشق پیشه گان هستم .
عشق زبانه کشید و رزمندگان شروع به بیان خاطرات نمودند . خیلی از صحنه ها و واگویه ها فراموش شده بودند ولی نگاه کردن به چهره همدیگر خاطرات را به ذهن متبادر می کرد . انصافا زیبا و دلنشین تلخی ها و شیرینی ها بازگو شد .


بغض در گلوی رزمنده دلاور دلیجانی شکسته شد که فریاد برآورد " تا زنده ام رزمنده ام" .

آن آزاده جانباز با لحن شیوایش اظهار نمود دیروز در رکاب امام خمینی بودیم و اکنون در رکاب امام خامنه ای آماده جانفشانی در راه ارزش ها هستیم .
img_3636.jpg

رزمندگان مومن و قهرمان دلیجان وقتی نگاه به مجری توانمند همایش می کردند یاد پدر نراقی اش غیاث افتادند که چگونه در کربلای 5 پس از نبرد جاوان با داشتن شش فرزند سَرَش را به مولا و آرمانش هدیه کرد .
لحظاتی برق سالن اجتماع رفت ولی فرمانده گردان امام صادق(ع) که در نبردهای کربلای 5 حضور داشته در تاریکی مجلس را اداره کرد و به یاد شب های عملیات در دل تیره شب به بیان خاطرات جذابش پرداخت .
نویسنده کتاب آماده چاپ آب و آتش به نحوه شهادت عده ای از دوستان غیور دلیجانی اش پرداخت . 

img_2232.jpg

همایش اول دلیجانی ها ذوق و شوق و بالندگی را به همراه داشت .
آنان هشت وادي خون و آتش را در نورديده اند . آمدند تا جملگي بسوزند به ياد قطعه قطعه شدن بدن هاي همرزمانشان , به ياد چشمان از حلقه درآمده , بياد مويه هاي شبانه دوكوهه و ساختمان های بلوکی خرمشهر , در دل سرزمين تفتيده خوزستان و به ياد ناله هاي « الهي العفو » زميني هاي افلاكي , بياد لباس هاي غرق در خون در اثر ضربات تير و تركش , بياد لب هايي كه تا آخرين لحظه مي گفتند : « هيهات من الذله » بياد آرپي جي زنها , جنازه هاي سوخته , دست هاي از پيكر جدا , پاهاي منقطع , بياد ضرب المثل ناب جبهه كه « هر كس زخمش بيشتر , عشقش بيشتر » , بياد ضجه هايي كه آدمي را بياد ظهر عاشوراي 61 هجري مي انداخت , بياد كساني كه با سنگر انس داشتند , بياد شب هايي كه هرگاه بيدار مي شديم نه كسي در سنگر بود و نه كسي در بستر خفته , ظرفها همه شسته , پوتين ها همه واكس زده , بياد عمليات « فاو » , « خيبر » كه بسيجيان كمربندهاي غيرت را محكم مي بستند و در آن شب هاي سرد با توان بالا كار مي كردند , بياد شهيدي كه مي گفت , « سنگ قبر برايم نگذاريد چون مي خواهم مثل مادرم فاطمه (س ) قبرم بي چراغ و مظلوم باشد .

 img_2235.jpg

 دوستان در اولین همایش خود از شلمچه گفتند و آه کشیدند .
شلمچه ! تو يك بيابان خاك نيستي , تو كربلايي هستي كه گنبد و صحن و رواق ندارد , تو آيينه ظهر خونين عاشورايي .
رزمنده گفت آيا يكبار شده تير قناسه از بيخ گوشتان بگذرد یا دست بريده اي را هنگام عبور از ميدان مين در زير پاي خود حس کنید ؛ يا در « هورالعظيم » براي جلوگيري از لو رفتن عمليات شاهد خفه شدن دوستتان باشيد ؟
آيا شده جسدي را بعد از 10 سال در زير رمل و ماسه پيدا كنيد كه انکار به رويتان همچنان میخندد؟ آيا تا به حال جانبازي را ديده ايد كه در رگ دستش صدها و بلکه هزاران آمپول مرفين تزريق كرده باشند .

img_2237.jpg

قواره سرگرد مهدی کوچک است ولی خون فوران یافته شهید مندعلی از وجود ایشان می درخشد و برپایی این همایش ها او را بزرگ و توانمند نموده است .
دلاور مردان دیروز از فرماندهان امروز درخواست کردند همایش ها ادامه داشته باشد تا غبار فراموشی از رویمان برداشته شود .
از همه دست اندرکاران اولین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس دلیجان متشکریم .

 download-new-music-1.gif

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه ششم مهر 1393ساعت20:50توسط |
همایش پیاده روی خانوادگی شهر نراق در هفته دفاع مقدس

 

همایش پیاده روی خانوادگی شهر نراق در هفته دفاع مقدس

به همت حوزه 2 ثارالله شهر نراق در سی و چهارمین سالگرد دفاع مقدس همایش پیاده روی عده ای از مردم شهر نراق برگزار گردید .

img_3674.jpg
پس از پایان دعای ندبه صبح جمعه 4 مهر 1393 علاقمندان در همایش پیاده روی تحت نام از نشان تا بی نشان از گلزار شهیدان تا گلزار شهدای گمنام در دانشگاه آزاد نراق شرکت داشتند .
سرگرد مهدی نباتی ضمن تشکر از فرمانده پایگاه بسیج جناب سروان محمد شریفی سخنرانی کوتاهی ایراد کردند .

img_3778.jpg
در پایان مراسم طبق شماره هایی که در اختیار افراد قرار داشت قرعه کشی انجام گرفت و به عده ای جوایزی به رسم یادبود تعلق گرفت .

img_3786.jpg
از دست اندرکاران از جمله حجت الاسلام موسوی ، کارکنان درمانگاه حاج شنتیایی و آقای سید حسین حسینی و همچنین از فرماندهی محترم نیروی انتظامی شهرستان دلیجان و پرسنل محترم کلانتری13 شهر نراق که در تمامی مراسم ها به ایجاد نظم و مساعدت در رفت و برگشت ماشین های عبوری زحمت می کشند تقدیر می گردد .

download-new-music-1.gif

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه ششم مهر 1393ساعت0:14توسط |
دلنوشته محمد عابدی نوه شهید غیاثعلی عابدی در ششمین همایش رزمندگان نراق

 

دلنوشته محمد عابدی نوه شهید غیاثعلی عابدی در ششمین همایش رزمندگان نراق 

پنج شنبه 3 مهر 1393 در آیین های با شکوه هفته دفاع و در ششمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق " کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نراق " فعالیت هایی در خور توجه داشتند که از مربیان آنان علی الخصوص خانم مریم میرسلطانی تقدیر و تشکر می شود .

دلنوشته ای از نوجوان محمد عابدی فرزند مجتبی در بیان پدر بزرگش شهید غیاثعلی عابدی در ششمین همایش قرائت گردید و مورد توجه رزمنده ها و مردم قرار گرفت که اشاره می گردد :

 

img_1224.jpg

 محمد عابدی

در لحظه های بغض ،اشک و دلتنگی با تو درد دل می کنم و می دانم که حرف هایم را می شنوی چرا که شنیده ام شهیدان زنده اند. پدر بزرگ مهربانم سلام چقدر دل تنگت شده ام هر وقت عکس تورا می بینم چیزی جز صفا و صمیمیت ،اخلاص و مهربانی و صبر را نمی بینم .

پدر بزرگ عزیزم تو در کنار ما نیستی اما بودنت را احساس می کنم . وقتی پدرم از تو و خاطراتت تعریف می کند دلم برای عمو مهدی و عمه هایم که کمتر با تو خاطره داشتند می سوزد . خیلی سخت است که فرزندی کمتر روی پدر خودرا به یاد بیاورد .

kfww_0028.jpg

راستی پدر بزرگ عمو مهدی خود پدر است اما آرزوی گفتن کلمه ی بابا بر دلش مانده است و سنگینی می کند و جای تو خالیست که مثل تمام پدر بزرگها من و محمد امین را روی زانوهای خود بنشانی و نوازش کنی .

img_1227.jpg

وقتی پدرم از زمانی حرف می زند که پیکر گلگون شما را به نراق آوردند جگرم می سوزد .پدرم می گوید وقتی شنیدم بابا غیاثعلی شهید شده بود نفهمیدم خودرا چگونه به بسیج رساندم تا اورا ببینم وهنگامی که به بسیج رسیدم با کلی خواهش و التماس داخل بسیج شدم ولی وقتی با پیکر غرق به خون پدرم روبرو شدم خشکم زد .

.jpg

بابایم سر به تن نداشت که بتوانم لبهای او را غرق بوسه کنم. او سر به تن نداشت تا بتوانم بار دیگر چهره ی خندان و مهربانش را به قاب ذهنم بسپارم .پدر بزرگ مهربانم بابا می گوید با رفتن تو همه چیز تغییر کرد همه چیز از بین رفت همه چیز .زنِ قهرمانی به نام حاجیه صنعت باقری ماند با شش فرزند قد و نیم قد که هم برای بچه ها پدر بود و هم مادر .

img_1229.jpg

آخ که گفتن این حرفها چقدر سخت است . پدر بزرگ عزیزم خیلی دوست داشتم که تو بودی و ما از تجربیات و محبتهای تو در زندگی الگو می گرفتیم و آنها را سر مشق قرار می دادیم چه قهرمانانه و شجاعانه دل از این دنیا کندی ؟و جوانیت را نثار آزادی خاک این سرزمین کردی .چه عهدی با خدای خویش بستی که این گونه شجاعانه در برابر دشمن ایستادی ؟

izf69gzuzp7wfpyf11t3.jpg

 شهید بی سر غیاثعلی عابدی

 یاد شما در این دنیا آرام بخش است .اما حالا که به ظاهر نیستی و از آرمانها و ارزشهای کشورت دفاع کرده ای و پر کشیده ای ما نیز می کوشیم چون تو هدف والایی داشته باشیم و راهت را ادامه دهیم و با اقتدار و شجاعت درراه حفظ استقلال کشورمان قدم برداریم تا باعث افتخار تو و کشورمان شویم .

پدر بزرگ مهربانم دوستت دارم .خداحافظ

img_3607.jpg 

محمد عابدی فرزند مجتبی اهل شهر نراق 93/07/03

 

 یادآور می شود غیاثعلی عابدی فرزند کمال متولد 1329 تاریخ 3/11/1365 طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان به شهادت رسید و سرش را به مولایش هدیه نمود و پیکر مطهرش در گلزار شهیدان شهر نراق آرام گرفت .

 

+نوشته شده در شنبه پنجم مهر 1393ساعت19:41توسط |
برگزاری ششمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق

 

برگزاری ششمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق

به همت بسیج شهر نراق پنج شنبه 3 مهر 1393 ششمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس نراق در گلزار شهیدان این شهر برگزار گردید . گلباران قبور مطهر شهیدان و روح معنوی حاکم در کنار شهدا به زیبایی این مراسم افزود .

img_1161.jpg
روز 31 شهريور 1359 با حمله هوايي عراق به چند فرودگاه ايران و تعرض زميني همزمان ارتش بعث به شهرهاي غرب و جنوب ايران، جنگ 8 ساله حكومت صدام حسين عليه ايران آغاز شد. اين جنگ 19 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و چند روز پس از آن اتفاق افتاد كه صدام پيمان الجزاير را در برابر دوربين‌هاي تلويزيون بغداد پاره كرد.

صدام در نطقي با تأكيد بر مالكيت مطلق كشورش بر اروند رود كه وي آن را شط‌العرب ناميد و ادعاي تعلق جزاير ايران به «اعراب» جنگ را در زمين، هوا و دريا عليه ايران آغاز كرد .

img_1166.jpg
حماسه دفاع مقدسي که برکات و دستاوردهاي بي نهايتي را براي ملت ايران به ارمغان آورد و جهاد و شهادت مردمان با ايمان و مخلص اين سرزمين، ستون هاي نظام اسلا مي را تا مدت ها مستحکم نمود. به مناسبت بزرگداشت اين همه مجاهدت و ايثار هر سال
سی و یک شهريور تا ششم مهرماه به عنوان هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است .

img_2183.jpg


قسمتي از پيام امام خميني(ره) راجع به قطعنامه 598 و شرايط سياسي آن روز چنين است :

من با توجه به نظر تمام كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور كه به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي‌دانم و خدا مي‌داند كه اگر نبود انگيزه‌اي كه همه‌ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي‌بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود . 

img_1325.jpg

خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده‌هاي معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده‌ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سركشيده‌ام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري مي‌كنم، و بدا به حال آنان كه در اين قافله نبودند، بدا به حال آنهائي كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساكت، بي تفاوت و يا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند .

 

download-new-music-1.gif

 

 


ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه پنجم مهر 1393ساعت17:48توسط |
گلزار شهدای نراق, دلتنگي هایمان را درياب

گلزار شهدای نراق, دلتنگي هایمان را درياب

گلزار شهدا : اي پر از نواي ثناگویان , اي مثنوي معنويت بسيجيان , آمده ام كنار تو , كنار شانه هاي سِتَبر تو و بر زخمهايت بوسه مي زنم .

img_3789.jpg
گلزار شهیدان : اي ديوان خاطرات سرخ , آمده ام تا با تو از دلتنگي بسيجيان بگويم .
آمده ام بگويم تنها تو نيستي كه تنهايي , ما نيز تنها شده ايم و دلخوشي مان مُشتي خاطرات است . گلزارعزيز : آمده ام بگويم تو از همه به خدا نزديكتري و بهتر از هر كس ديگر از دل بسيجيان خبر داري . 

img_3791.jpg
آري , اكنون بسيجيان از هر زماني تنهاترند و دلشان انبوه درد است . درد نامهرباني , بي توجهي , فراق دوستان , زير سئوال رفتن ارزشها و... آري آنان كه خود نام آور بيشه هاي خوف و خطر بودند و فرياد رسايشان كمر دشمن را مي شكست , گمنامتر از هميشه اند.

img_3800.jpg
تو تنها يادگار زمزمه بسيجياني . خوشا به حالت گلزار , تو ميزبان هشت ساله بهترين لاله هاي اين سرزمين بودي , لاله هايي كه در دامان سبز تو پرورش يافتند و آگاهانه به خدا رسيدند.
گلزار شهدا : با تو باید سخن گفت .

img_3792.jpg

با سنندج و محمدعلی قجری اولین شهید دفاع مقدس استان مرکزی-
- با سرپل ذهاب و شهید احمد ابراهیمی
- با بستان و شهید محمدرضا پورصادقی در عملیات شهید مدنی
- با شیاکوه و شهید غریب و بی مزار علی اصغر مهدوی طی عملیات مطلع الفجر
با بستان و اسدالله خسروی اولین شهید پایگاه بسیج نراق در عملیات طریق القدس-

img_3795.jpg
- با شلش شوش و عملیات فتح المبین و شهادت گلچین شده چهار نفر از هسته تشکیل دهندگان بسیج ؛ شهیدان سیدغلامرضا باشی- عبدالله محمودی – ابوالفضل بیابانگرد و مهدی عباسی
- با خرمشهر و عملیات بیت المقدس و شهادت غلامرضا قجری – علیرضا قجری و محمدرضا رمضانی
- با پاسگاه زید و عملیات رمضان و شهادت محمدرضا بخشی و عباس رمضانی

img_3797.jpg

- با سومار و عملیات مسلم بن عقیل و شهادت غلامعباس علی آقایی
- با عین خوش و عملیات محرم و شهادت سرداران مظاهر لطفی و کاظم محمودی
- با پاسگاه شرهانی و پدافندی عملیات محرم و شهادت مندعلی نباتی و علیرضا رزاقی
- با زبیدات و عملیات والفجر 1 و شهادت مصطفی طالبی
- با فاو و انرژی و عملیات والفجر 8 و شهادت محمدعلی نوری ؛ حسین قجری و حسن کرباسی
- با شهر اهواز مرکز استان خوزستان و شهادت سید حسن جوادی
- با شلمچه و عملیات کربلای 5 و شهادت غلامرضا یوسفی ها ؛ قاسم جعفری و غیاث عابدی
- با سومار و شهادت غلامرضا حسینی
- با کوره شیر سردشت و شهادت جعفرعلی کمره ای
- با حلبچه و عملیات والفجر 10 و شهادت حجت الله ایزدی
- با شلمچه و شهادت آخرین شهید سردار قدرت الله کمره ای

img_3794.jpg
ای گلزار به خون خفته شهیدان با تو سخن خواهم گفت :

از سنندج – سرپل ذهاب – بستان – شیاکوه – شلش شوش – خرمشهر – پاسگاه زید – سومار – عین خوش – پاسگاه شرهانی – زبیدات – بندر فاو عراق – انرژی اتمی – اهواز – شلمچه – کوره شیر سردشت – حلبچه عراق و باز شلمچه .

جور ديگري بايد سخن گفت . بايد با واژه هاي آسماني از شما سرود.
گلزار شهدا : تو ناب و بهترين جايگاه و پناهگاه براي گريه هاي دلتنگي ام هستي .
گلزار مظلومان : تو هنوز قیام مانده اي . كنار تو تمام زمزمه هايم را براي يافتن آرامش گمشده هایم مي آورم , ما همهِ خويش را در تو پيدا مي كنيم . نمي توان بسيجي بود و تو را نشناخت , نمي توان دل بسيجي داشت و تو را فراموش كرد.

img_3802.jpg
گلزار شهیدان : اي مَحرم راز بسيجيان , دلتنگي هايم را فقط در فضاي تو پرواز مي دهم و مي دانم تو براي زخمهايم التيام خوبي هستي .
اي يادگار رزمندگان, اي صبور غريب , اي میعادگاه ياران زهرا(س ) , در آن دوران , علي (ع ) با چاه درد دل مي كرد و اكنون در اين دوران ما با تو دردمان را بازگو مي کنیم .
اي ميقات وارستگان خاك ؛ دلتنگي هايمان را درياب .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت18:3توسط |
هفته دفاع مقدس بر نراقی های عزیز مبارک باد
 

image6988.jpg

image7266.jpg

image7267.jpg

image6976.jpg

image7331.jpg

image7351.jpg

 

download-new-music-1.gif


ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت16:56توسط |
همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس دلیجان و نراق

 

در سی و چهارمین سالگرد هفته دفاع جانانه مردم ایران و به همت حوزه مقاومت ثارالله شهر نراق ؛ ششمین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس در گلزار شهدای شهر نراق برگزار می گردد .

image4900.jpg
به درخواست امت شهید پرور مراسم باشکوه خاطره گویی ایثارگران برای اولین بار در حضور آنان و در فضای معنوی قبور مطهر شهیدان منعقد خواهد شد .

محل تجمع اولیه مردم در بسیج و با حرکت دست جمعی به سمت گلزار ؛ قبور پاک شهدا گلباران و با سرود مقدس جمهوری اسلامی مراسم آغاز می شود .

1 (11).jpg

                           پنجشنبه : 1393/7/3                شروع مراسم : 16/30


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-


به مناسبت سی و چهارمین سالگرد هفته دفاع غیورمندانه مردم ایران ؛ اولین همایش خاطره گویی رزمندگان دفاع مقدس شهرستان دلیجان برگزار می گردد .

gjkc.jpg

زمان :جمعه 1393/7/4                   مکان : محوطه سپاه پاسداران ناحیه دلیجان
ساعت شروع : 17

hgf.jpg


حضور رزمندگان دفاع مقدس شهر نراق در این مراسم را قدردان هستیم .

 

حوزه مقاومت ثارالله شهر نراق                                   وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت1:15توسط |
شلیک آخرین موشک رزمنده نراق به مواضع نیروهای عراق

 

شلیک آخرین موشک رزمنده نراق به مواضع نیروهای عراق

بهمن 1361 طی عملیات والفجر مقدماتی پس از خلق حماسه های جاودان ، فرماندهان دستور عقب نشینی دادند . اغلب رزمندگان بند حمایل خود را باز و تجهیزات و حتی اسلحه انفرادی را برای سهولت انداختند و به مقرهای قبل عقب نشستند .

on9fkejzn8lwfg9mkqp.jpg

علی اکبر باقری نراقی

حسین کرباسی اهل شهر نراق یک قبضه خمپاره 60 میلیمتری داشت که با خود به عقب حمل نمود و اجازه نداد در اختیار نیروهای عراقی قرار گیرد .

                                 image3329.jpg  image3276.jpg

مرحوم حسین کرباسی

در بین راه که بودیم یک موشک خمپاره داشت که گفت حیف است این موشک را به سمت متجاوزین عراق شلیک نکنم . حسین کرباسی انصافا در واحد ادوات و خمپاره انداز مسلط و مهارت داشت .

img_6223.jpg

علی اکبر باقری نراقی فرزند حبیب اهل شهر نراق2/9/1393

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت17:11توسط |
آخاله حسن بیا کمک کن تا این پوتین ها را وَر کشم

 

آخاله حسن بیا کمک کن تا این پوتین ها را وَر کشم

زمستان سال 1366 با عده ای از رزمندگان دلیجان و نراق در خط پدافندی شلمچه خرمشهر استان خوزستان حضور داشتیم .

7iszcbmdastv1qyq7ps.jpg

حسن نباتی

یکی از نیروهای متدین دلیجان هادی فدایی بود که ضعیف الجثه بود . باران که می بارید رَمل ها به کَف پوتین هایش می چسبید و به سختی می توانست آنها را پا کند .

sau6_image2461.gif

    هادی فدایی

با هم دوست بودیم و اغلب که می خواست پوتین هایش را به پا کند صدا می زد آخاله حسن بیا کمک کن تا این پوتین ها را پا کنم . لبه های پوتین هایش را بالا کشیده و با کمک خودش کار را به سرانجام می رساندیم .

g.jpg

فرماندار شهرستان دلیجان، برادر هادی فدایی

فدایی جوانی بود که جانش را برای آرمانش فدا می کرد . ما بعد از شلمچه در جنوب به غرب در استان مرزی کرمانشاه ماموریت یافتیم و در پدافندی عملیات والفجر 10 در حلبچه در شمال عراق حضور داشتیم و همراه عده ای از رزمنده های منطقه روز 13 فروردین 1367 مجروح شیمیایی شدم .

img_2724.jpg

جانباز شیمیایی حسن نباتی فرزند شهید مندعلی اهل شهر نراق14/6/1392

 

 

+نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور 1393ساعت18:39توسط |
تسبیح شهید اصغر رئیسی راهمچنان به یادگاری دارم

 

تسبیح شهید اصغر رئیسی راهمچنان به یادگاری دارم

دی ماه 1365 مقطع عملیات کربلای پنج با عده ای از سلحشوران شهر نراق و منطقه دلیجان در سنگرهای جبهه شلمچه مستقر بودیم .

edtu.jpg

عبدالله لطفی

شب که خواستیم بخوابیم یکی از رزمندگان روستای مشهد اردهال به نام اصغر رئیسی شوخی اش گرفت و اجازه نمی داد بخوابم .

img_0174.jpg

تا خوابم می برد پشم شیشه توی یقه ام می انداخت و اصرار داشت امشب را نخواب و فردا شب هر چه دلت خواست استراحت کن و تلاش داشت تا صبح بیدار بمانیم .

دم دمای صبح که دیگر طاقتم از بی خوابی سر آمد گفت عبدالله اگر مقاومت کنی و نخوابی یک تسبیح نسبتا بزرگ سفید رنگ به تو هدیه می دهم تا همیشه از من یادگاری داشته باشی .

.jpg

شهید اصغر رئیسی

شب بعد خمپاره 60 میلی متری روی سنگرمان فرود آمد و اصغر رئیسی مثل مولایش اباعبدالله قطعه قطعه گردید و به آرزویش شهادت نایل آمد . دیگر رزمنده مشهد اردهال به نام ماشاءالله عظیمی فرزند احمد مجروح گردید .

sptmpxe73f0nje2ztxkm.jpg

وقتی به جنازه مثله اصغر نگاه می کردم با خودم گفتم واقعا رمز و راز نخوابیدن شب قبل و این تسبیح چه بود ؟

.jpg
راستش برادر شهید به نام احمد که لباس سبز سپاه بر تن دارد روزی سراغ آن تسبیح را گرفت که گفتم نگاه به آن تسبیح خاطرات تلخ و شیرینی را در ذهن من زنده میکند و اجازه بده آنچنان که شهید درخواست کرد به یادگار داشته باشم .

.jpg

اصغر رئیسی فرزند اکبر متولد 1350 تاریخ 27/11/1365 طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان به شهادت رسید و پیکر مطهرش در مضجع منور علی بن باقر(ع) در مشهد اردهال استان کاشان در کنار سایر شهدای دفاع مقدس آرام گرفت .

img_0173.jpg

عبدالله لطفی فرزند محمد اهل شهر نراق7/6/1392

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت20:35توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(27)

کتاب " تاریخ اجتماعی کاشان "

مولف حسن نراقي (تولّد 1273 ـ وفات دي 1368 شمسي) فرزند ميرزا محمّدحسين بن حاج ملاّ محمّدعلي بن ملاّ مهدي آقا بزرگ چاپ اول آن سال 1345 و چاپ دوم آن سال 1365 توسط انتشارات علمی و فرهنگی منتشر گردیده است .

img_2001.jpg
توضیحات سلحشوران شهر نراق :

تاریخ اجتماعی کاشان در 387 صفحه در هفت بخش تنظیم گردیده است .
بخش اول کلیات و اوضاع طبیعی و اجتماعی کاشان - بخش دوم دورنمای تاریخی – بخش سوم هزاره دوم هجری – بخش چهارم صنایع محلی کاشان و تحولات تاریخی آن – بخش پنجم اوضاع و احوال کاشان و مردم آن در عهد قاجاریه – بخشش ششم دوره مشروطیت و غائله نایب حسین کاشی – بخش هفتم دوره جدید را شامل می شود .

img_2006.jpg

گزینه هایی از کتاب تاریخ اجتماعی کاشان در خصوص نراق و نراقی ها به شرح ذیل می باشد :
+ مولف در صفحه نوزده در خصوص مهدی نراقی نوشته : از نظریه های صائب برادر ارجمند و دانشمندم آقای مهدی نراقی چنانچه در حاشیه صفحه 141 همین کتاب یادآوری شده در بسیاری از موارد برخوردار بوده ام .

img_2009.jpg

+ در صفحه 141 باز در خصوص مهدی نراقی نوشته :
نسخه عکسی از مجله تحقیقات در باره یهود را بدست آورده به کمک و همکاری برادر معظم و دانشمند خود آقای مهدی نراقی (رئیس پیشین کمیسیون ارز) که علاوه بر تسلط کامل به زبان های فرانسه ؛ انگلیسی ؛ عربی و ترکی به خط و زبان عبری هم آشنا هستند مورد استفاده قرار دادم .

+ در صفحه 156 علامه ملا محمد مهدی نراقی سال 1192 در خصوص زلزله کاشان و حومه و کُشته شدن بالغ بر هشت هزار نفر که در خاتمه جلد دوم کتاب جامع الافکارش یادآوری نموده و نگارنده نوشته :
همچنانکه دانشمند یگانه و حکیم ربانی ملا محمد مهدی ابن ابی ذر نراقی نیز در پایان یکی از آثار علمی خود که همزمان با آن حادثه بوده شمه ای از گرفتاری و پریشان حالی خویش را اشعار داشته . وخلاصه ترجمه فارسی آن از این قرار است :

img_2012.jpg

از جمله مصائب و محنت های بیشمار این ایام زلزله سهمگین و بنیاد کن بود که جمیع ابنیه و مساکن مردم کاشان را منهدم ساخت بطوریکه ناچار بقراء و مزارع خارج شهر پناهنده گشته ایم در حالیکه بسیاری از اقربا و دوستان خود را از دست داده و داغ جانسوزی از فقدان یکی از فرزندان دلبندم که بر اثر شیوع بیماری مهلک وبا جان سپرده در دل دارم . و بدتر از همه وحشت و اظطراب عمومی است که اخیرا به واسطه مُردن پادشاه وقت سرتاسر کشور را فرا گرفته امنیت و آسایش را از ملک و ملت سلب کرده است .

+ در صفحات 159 و 160 نقش رهبری ملا محمد مهدی نراقی در جهت جلوگیری از تعدی به مردم کاشان و ملاقاتش با آقا محمد خان نوشته :

img_2020.jpg

پس از مرگ کریم خان زند نیز عبدالرزاق خان از راه وفاداری به خاندان او به دشمنانش تسلیم نشده و سپاهیان آقا محمد خان را به کاشان راه نداد . تا سال 1198 به روزگار پادشاهی جعفرخان برادرزاده کریم خان که آقا محمد خان پس از تسخیر سایر بلاد با اردوی بزرگ و مجهزی بسوی جنوب ایران عزیمت نمود . نخستین برخورد او در قم با نجف خان زند بود که چهار هزار تن مردان جنگی او را شکست داده و متواری ساخت ؛ و خود بسوی کاشان پیشروی می نمود تا حدود نصر آباد و علی آباد کاشان که با نیروهای دوازده هزار نفری احمد خان افغان روبرو شد .

در نبرد سختی که میان آنها در گرفت لشکریان آقا محمد خان قلب سپاه احمد خان را شکافته اردوی او را بطوری پراکنده ساختند که اثاث و اسباب جنگی خود را به کاشان ریخته از راه قهرود بسوی اصفهان گریختند . آقا محمد خان که از عقب آنها به کاشان رسید در خارج شهر فرود آمد و غنائم فراریان را تاراج و تصرف نمود .

img_2018.jpg

عبدالرزاق خان حاکم و مدافعین شهر تا این هنگام در پناه برج و باره مستحکم آنجا پایداری می کردند ؛ اینک که با حریف زورمندی روبرو شده و از پشت سر هم امیدواری و تکیه گاهی نداشتند ناگریز از راه صلح و آشتی درآمده پیشوایان روحانی شهر به رهبری ملا محمد مهدی نراقی به ملاقات آقا محمد خان در اردوگاه خارج شهر رفته تقاضای تامین جانی و مالی برای عبدالرزاق خان و مردم کاشان نمودند ؛ و او هم بنا به مصلحت خویش پذیرفته به اصفهان عزیمت نمود .

+ در صفحات 161 و 162 تعدادی از مشاهیر فرهنگ و دانش سده دهم تا دوازدهم هجری کاشان و نراق نوشته شده و در خصوص فاضلین نراقی و خاندانش آورده است : همچنانکه در آغاز دوران صفویه گفته شد ؛ کاشان بر اثر سوابق تاریخی در مذهب شیعه که هماهنگی کاملی با سیاست مذهبی و اجتماعی پادشاهان آن سلسله داشت ؛ مورد نهایت توجه و بلکه بهره برداری سیاسی آنان قرار گرفت .

img_2022.jpg

در عهد شاه طهماسب این شهر مرکز علمی و مرجع امور دینی و نظارت کلی بر محافل و مشاغل شرعی کشور گردید ؛ و بدنبال آن نیز نهضت بزرگ علمی در آنجا پدید آمد ؛ که تا اوایل سده چهاردهم همچنان توسعه و ادامه یافت .

دانشمندانی نامدار و گرانمایه در علوم و فنون عصری بوجود آورد ؛ که نه تنها مظهر کامل معارف سه قرن متوالی آن دیار بشمار رفته ؛ بلکه هر یک در فن خود سرآمد همکنان و شاخص فرهنگ و دانش ایران در زمان خود شناخته شده اند .

مانند ملا محمد محسن فیض در حکمت الهی و حدیث و کثرت تالیفات سودمند ؛ و ملا محمد مهدی نراقی حکیم اخلاقی و محققی جامع ذوفنون و فرزند وی ملا احمد نراقی فقیهی مسله و بی نظیر و مجتهدی جامع و ادیب ؛ و همچنین اولاد و بازماندگان با دانش و بینش آنان و برخی دیگر از ستارگان فروزان دانش و ادب این دیار (نراق کاشان) که از سده دهم تا دوازدهم تجلی نموده اند .

img_2030.jpg

+ صفحه 166 در معرفی پیشوایان نامی و جامع علوم دینی نراق و کاشان نام علامه ملا محمد مهدی بن ابی ذر نراقی می درخشد :
ملا محمد مهدی بن ابی ذر نراقی (در گذشت 1209) معروف به محقق نراقی که برخی از مترجمین احوالات رجال او را خاتم الحکماء والمجتهدین خوانده اند(1) . آثار علمی و تالیفات او علاوه بر معارف اسلامی در همه اقسام حکمت و فلسفه از الیات و طبیعیات و انواع علوم ریاضی از هیئت و هندسه مسطحه و فضائی و اخلاق و غیره بالغ بر سی مجلد مشروح و مفصل می گردد که اغلب آنها گمنام و شاید منحصر به همان نسخه اصل باشد بطوریکه حتی مترجمین احوالات او هم از نام و نشان فهرست مولفات وی بی اطلاع بوده اند(2) . و از مصنفات مشروح و علمی او فقط دو کتاب چاپ و منتشر گشته ؛ یکی کتاب مشکلات العلوم که نمونه ای ایست از احاطه وی به علوم و فنون گوناگون و دیگر کتاب جامع السعادات در علم اخلاق(3) .
در پاورقی صفحات 166 و 167 کتاب تاریخ کاشان در خصوص دانشمند نامی دنیا ملا محمد مهدی نراقی افزوده شده :

img_2023.jpg

1- صفحه 186 جلد سوم کتاب ریحانه الادب و صفحه 23 و 92 لباب الالقاب و مقدمه کتاب نخبه البیان به قلم حسن نراقی " خاتم الحکماء والمجتهدین " وی تاکید شده است . و نیز داستان مفاضات علمی ملا محمد مهدی نراقی و قاضی بزرگ بغداد( در صفحه 242 کتاب خزائن) نمونه ایست از جامعیت و نبوغ علمی نراقی که در عصر خویش منحصر به فرد و بی نظیر بوده است .
2- از کلیه این قبیل نویسندگان رجالی فقط دو تن از دانشمندان معاصر علامه محمد مهدی نراقی که حضور وی را هم درک کرده اند مصنفات او را در شرح حالی که نوشته اند تمام و کمال ذکر کرده اند . یکی از آنها سید حسن زنوزی در کتاب گرانبهای ریاض الجنه و دیگری ابوالحسن مستوفی غفاری در تاریخ گلشن مراد و هیچ یک از این دو کتاب سودمند تا کنون بچاپ نرسیده است . ولی اکنون مجموعه ای از مصنفات عالم ربانی ملا محمد مهدی نراقی شامل چندین نسخه اصل بخط مصنف و نسخ معتبر خطی و عکسی و همچنین برخی از آثار علمی سایر اعلام خاندان نراقی در اختیار نگارنده(حسن نراقی) می باشد؛ که در یکی از کتابخانه های عمومی در دسترس ارباب دانش و پژوهش گذارده خواهد شد .

img_2025.jpg

3- کتاب جامع السعادات علامه ملا محمد مهدی نراقی که بارها چاپ آن در ایران و نجف تجدید شده مورد توجه دانشمندان دنیای اسلامی قرار گرفته چنانچه یکی از محققین علمای کشور لبنان به نام شیخ حبیب آل ابراهیم در کتاب نفیس خود موسوم به الیتمه(فی بیان البعض من منتخبات الکتب الحدیثه والمقدمه)قدر و منزلت جامع السعادات را تا عالی ترین مرتبه شاهکارهای معدود اسلامی بالا برده .

زیرا که او در نتیجه تتبع و تحقیقات خود از جمیع کتابهای علمای سنی و شیعه عرب و عجم که در کلیه علوم و معارف قدیمه تالیف نموده اند هیجده کتاب ممتاز را به منزله شاهکارهای علمی درجه اول از همه علوم و فنون برگزیده( البته پس از قرآن و نهج البلاغه و صحیفه سجادیه) آنگاه به تعریف و توصیف کتاب و شرح احوالات مولفین آنها پرداخته است. از آن جمله در علم اخلاق جامع السعادت ملا محمد مهدی نراقی را بهترین کتاب این فن شناخته و سپس احیاءالعلوم غزالی را نام برده و بر آن خورده گیریها کرده است .

img_2026.jpg

+ در صفحات 245 و 246 نوشته : در سال 1225 فتحعلی شاه برای بازدید ساختمان های مدرسه و باغ شاه که به انجام رسیده بود به کاشان آمد و رقباتی از املاک خالصه دولتی را هم وقف بر مدرسه کرد و تولیت آنها را به حاجی ملا احمد نراقی واگذار نمود .

+ در صفحه 247 در خصوص حکم جهاد ملا احمد نراقی در جنگ روس نوشته :

سال 1241 قمری(194 سال قبل) هنگام جنگ ایران و روس که پیشوایان روحانی حکم جهاد دادند ؛ از کاشان نیز به گفته نویسندگان آن عصر حاجی ملا احمد نراقی که از تمام علمای اثنی عشری فضیلتش زیادتر بود به اتفاق حاجی ملا محمد نراقی فرزند وی که او نیز از قدوه(پیشوا – مقتدا) مجتهدین بود به تهران آمدند و سپس به آذربایجان عزیمت کرده و در چمن سلطانیه به اردوگاه ایران پیوستند . در آن ایام اسماعیل خان حاکم کاشان نسبت به مخالفین محلی خود با نهایت سختی و شدن عمل رفتار می کرد .

img_2055.jpg
+ در صفحه 248 در خصوص فوت علامه حاج ملا احمد نراقی آورده : سال 1244 قمری(191 سال قبل)بر اثر بیماری وبا که در این سال شیوع پیدا کرد و عده تلفات آن در تهران بالغ بر ده هزار نفر گردید در کاشان هم با آنکه اغلب اهالی پراکنده و متواری شدند معهذا بسیاری تلف شدند از جمله حاجی ملا احمد نراقی نیز بر اثر بیماری وبا جان سپرد .
+ در صفحه 251 در ارتباط با ملاقات محمدشاه قاجار (۱۴ دی ۱۱۸۶ تبریز - ۱۴ شهریور ۱۲۲۷ تجریش) فرزند عباس‌میرزا با حاج ملا مهدی نراقی نوشته :

وقتی محمد شاه به کاشان رسید برای دلجویی مردم به خانه حاجی ملا مهدی بن ملا مهدی فاضل نراقی رفته و بر حسب خواهش وی مالیات نانوایی و قصابی و دباغی کاشان را که مبلغ گزافی بود بخشید و میزبان خود را که تا آن ایام مشهور به آقا کوچک بود به آقا بزرگ ملقب نمود .

img_2032.jpg

متن فرمان محمد شاه که در سنگ نوشته بالای سر درب مسجد و مدرسه آقا بزرگ در کاشان آمده " بحکم محکم شاهنشاه عادل باذل محمد شاه قاجار خلداله ملکه و احسانه ؛ حسب الخواهش جناب شریعت آداب حجت الاسلام ملا محمد مهدی نراقی منال دیوان قصابی و دباغی کاشان بموجب فرمان مبارک و تحفیف مقرر آمده از تکالیف دیوانی معاف خلاف کننده به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار شوند . محرم الحرام 1256 (179 سال قبل) .
+ در صفحات 262 و 263 در خصوص ممانعت عالم شیعه حاجی ملا محمد نراقی از بابی گری مردم کاشان نوشته:
در آغاز دعوت بابیه به پیشوایی سید علی محمد شیرازی معروف به باب نخستین مبشر و پیک مذهبی او به نام ملا حسین بشرویه به کاشان آمده ادعای باب را نزد حاجی ملا محمد نراقی رئیس علمای شهر اظهار و مدارک او را ارائه نمود .

img_2039.jpg

ملا محمد نراقی پس از ملاحظه آنها ؛ بطلان دعاوی و سخافت مستندات وی را اثبات و به او اخطار کرد که در کاشان توقف نکند . ملا حسین چند تن از مردم بازاری را به سخنان خود فریفته عازم تهران شد .
+ در صفحه 268 عکسی از نمای گنبد مسجد و مدرسه آقا بزرگ مربوط به خاندان نراقی از بناهای دوره قاجاریه را نمایش داده است .
+ در صفحه 281 اشعاری اثر طبع شاعر کاشانی حسینعلی منشی فرزند محمد صادق(1256 ش – 1349 شمسی )در خصوص گاهواره علم و هنر منطقه کاشان و نقش و اهمیت فاضلین نراقی قید گردیده است :

img_2040.jpg

شهر کاشانست آن شهری که در ایام پیش
داشت در علم و هنر هر جا به عالم اشتهار
اطلس گلدار آن میرفت تا روم و فرنگ
مخمل زرتار آن می بود در چین و تتار
نقش کاشی های زیبایش به چندین آب و تاب
داده زینت بر در و دیوار هر شهر و دیار
این همان شهر است کز آن مردمی برخاستند
کز همه در صفحه تاریخ باشد یادگار
فاضل فحل (بسیار دانا) نراق داشت در بومش مکان
فیض و بابا افضل الدین داشت در خاکش مزار
گه بدامانش صباحی بود گاهی محتشم
گه سپهر و گه صبا را بود مهد و گاهوار
گاه شیبانی نمودی تربیت گاهی کلیم
گه غیاث الدین جمشید آن شهیر نامدار
هم صنیع الملک ها آورد است اندر وجود

هم کمال الملک ها پرورده است اندر کنار


+ در صفحه 282 در خصوص مشاهیر دانشمندان و اساتید بزرگ حوزه های علمی دو قرن اخیر به فاضلین نراقی و خاندانش اشاره کرده و نوشته :

از جمله ضایعات مهم و جبران ناپذیر فتنه افغان پراکندگی محافل بزرگ فرهنگی ایران بود بطوریکه دانشمندان و طلاب علوم عالیه ناگزیر به حوزه های علمی کشور عراق روآور شدند ؛ تا آنکه اواخر سده دوازدهم هجری شهر کاشان در پرتو شخصیت علمی و جامعیت ملا محمد مهدی نراقی مرکز پر مایه ترین حوزه فرهنگی ایران گردید . چنانکه طلاب حوزه های درس عتبات نیز در پایان تحصیلات خود به کاشان آمده علوم و فنون عقلی و نقلی را در محضر وی تکمیل می نمودند .

img_2041.jpg

پس از درگذشت نراقی اول نیز مرکزیت علمی آنجا در پیرامون حاجی ملا احمد نراقی و برادران وی و فرزندان آنها که هر یک مسلم عصر خویش بودند همچنان دایر و پایدار ماند ؛ تا آنکه از محیط علمی آن دیار دانشمندان بزرگ و نامور در علوم و فنون گوناگون پدید آمدند که ترجمه احوالات آنها در مآخذ و منبع عصری آورده شده ( از آن جمله کتاب های : مرآت قاسان ؛ المآثرو الاآثار ؛ لغت نامه دهخدا جلد قاجاریه ناسخ التوایخ و صفحه 89 تا 91 جلد یک زندگانی امام موسی کاظم ؛ مکارم الاآثار و مردان بزرگ کاشان . لباب الاالقاب ؛ مجلدات اعلام الشیعه و الذریعه الی تصانیف الشیعه ؛ العندییل – الحقایق الناصعه و غیره)
+ در صفحه 283 در خصوص مشاهیر دانشمندان و اساتید بزرگ حوزه های علمی دو قرن اخیر به چند تن از علمای شهر نراق اشاره کرده :

img_2047.jpg

- میرزا ابوالقاسم نجل علامه نراقی اول(درگذشت 1256) بعد از حاج ملا احمد مدرس حوزه علمیه آنجا بوده است . و بعد از او نیز حاج ملا مهدی نراقی دوم معروف به آقای بزرگ .
- حاجی ملا محمد نراقی(درگذشت 1297)
- حاجی میرزا فخرالدین نراقی( 1325) مجتهد جامع و مدرس علم فقه

- میرزا محمد حسین نراقی(1319) مجتهد اصولی
+ در صفحه 286 شجره اعلام و مشاهر خاندان نراقی با تاریخ درگذشت آنان را به زیبایی هر چه تمامتر نوشته است .
+ در صفحه 287 در خصوص تجدید رونق شعر و ادب ؛موسیقی و هنر در منطقه کاشان به معرفی تعدادی پرداخته که از جمله آنان حاج ملا احمد نراقی متخلص به صفایی می باشد .
+ در صفحه 292 شجره هنرمندان خاندان غفاری کاشانی و ابوالحسن مستوفی مرقوم شده که در پا ورقی به کتاب "نخبه البیان (تشبیه، استعاره و محسنات بدیعه) اثر علامه ملا محمد مهدی نراقی اشاره شده است .

img_2048.jpg

+ در صفحه 296 آثار و ابنیه مهم دوره قاجاریه در کاشان مرقوم و در خصوص مدرسه آقا بزرگ متعلق ه نراقی ها نوشته : مدرسه و مسجد آقا بزرگ که از ابنیه مجلل و با شکوه کاشان می باشد و بانی آن حاجی محمد تقی خانبان پدر زن آقای بزرگ( نراقی) در سال 1268 بوده است .
+ در صفحه 297 عکس قسمت های بالا و پایین محراب گنبد مسجد و مدرسه آقا بزرگ( متعلق به نراقی ها) یا مجموعه ای از صنایع : کاشی سازی ؛ گچ بری ؛ کتیبه نویسی ؛مقرنس کاری و نقاشی نیمه دوم سده سیزدهم را اشاره کرده است .
+ صفحه 300 در بخش ششم کتاب تاریخ اجتماعی کاشان طی دوره مشروطیت و نقش موثر علمای نراق در مقابله با غائله نایب حسین کاشی نوشته شده :
در آغاز این نهضت هنگامیکه پیشوایان روحانی مرکز به قم مهاجرت کردند از کاشان نیز حاجی میرزا فخرالدین رئیس خاندان نراقی به یاری آنها برخاسته با گروهی از همراهانش رهسپار قم گردیدند . پس از صدور فرمان مشروطیت نخستین اثر آن در کاشان افتتاح مدرسه علمیه بود .

img_2030.jpg

در پاورقی مدرسه علمیه افزوده شده : استاد نظام وفا در صفحه 20 کتاب "یادگار اروپا" می نویسد : سال اول مشروطه مدرسه ای به نام مدرسه علمیه به طرز مدارس امروزه به وسیله دانشمند شهید آقا علی نراقی و چند نفر دیگر تاسیس و غلامرضا معارفی که از آزادیخواهان روشنفکر بود نظامت آن را به عهده گرفت .

+ صفحات 302 و 303 در خصوص گرفتاری آزادیخواهان در استبداد صغیر و دستگیری آقا علی نراقی نوشته شده : پس از توپ بستن به مجلس شورای ملی ؛ محمدعلی میرزا دوباره مدیر السلطنه را با اختیارات تامه برای سرکوبی مشروطه خواهان حاکم کاشان نمود . واو از بدو ورود به منظور ایجاد ترس و وحشت در میان مردم و دست اندازی به آزادیخواهان و پر کردن جیب های خالی خود و دستیارانش با شدت عمل تمام شروع به زدن و بستن و حتی گوش و بینی بریدن نمود . ... آنگاه به کسان و نزدیکان آقا علی نراقی رهبر آزادیخواهان پرداخته ؛ گرفتاری های گوناگون برای آنها فراهم ساختند و حتی گروهی فراش و اوباش به مدرسه علمیه که از آثار مشروطه و از مراکز تجمع آزادیخواهان بود ریخته ؛ اسباب و اثاث آن را شکسته و غارت کرده مدرسه را تعطیل نمودند(شماره 1 سال سوم روزنامه مجلس).

img_2058.jpg

مدیرالسلطنه با گزارش های متعدد خود به مرکز دستور مخصوصی برای دستگیر کردن و تبعید آقا علی نراقی به دست آورده و مترصد وقت بود ؛ تا آنکه پس از فراهم ساختن مقدمات نقشه کار خود یک روز که نراقی عازم رفتن به تلگرافخانه بود قریب یکصد نفر فراش ها و مامورین مسلح حاکم ناگهان به وی و همراهانش هجوم آور شدند و پس از متفرق ساختن اطرافیان آقا علی نراقی را به دارالحکومه کاشان جلب نمودند و بر حسب دستوراتی که داده شده بود در بین راه نیز از ضرب و جرح وی کوتاهی نکردند . اما انعکاس این واقعه در شهر کاشان هیجان بزرگی پدید آورد ؛ به طوری که بلافاصله جمعیت انبوهی از زن و مرد به دارالحکومه هجوم آوردند ؛ مدیر السلطنه وحشت زده به خانه شیخ الاسلام (رئیس انجمن ولایتی سابق) پناه برد و شبانه رهسپار تهران گردید .

دولت که در آن ایام به واسطه استیلای بختیاری ها به اصفهان از خطه جنوب به شدت نگرانی داشت اهالی کاشان را با جواب های مساعد امیدوار ساخته و سید باقر خان مکرم الدوله را که مرد شریف و نیک نفسی بود به حکومت آنجا فرستادند . پس از فتح تهران به درخواست آقا علی نراقی و پیشوایان بزرگ روحانی نجف مدیرالسلطنه در عدلیه مورد تعقیب قرار گرفته و محکمه جزا او را به هفتاد ضربه تازیانه محکوم نمود .

img_2065.jpg

در پاورقی نوشته روزنامه مجلس در شماره 25 سال سوم پس از درج اعلامیه تلگرافی ذل گزارش محاکمه تا صدور و مقدمات اجرای حکم را نگاشته است .
تلگراف از نجف به تهران بعد از عنوان . جناب شرعمدار آقا علی نواده خلد مقام فاضل نراقی طاب ثراه را که مدیرالسلطنه چند ماه قبل به جرم مشروطه خواهی هتک حرمت شنیع نموده بعد از شورش کاشان مجازات نشده به تهران آمده به مرکز عدالت اعلان نمائید که در استنطاق و مجازات مدیرالسلطنه کوتاهی و مسامحه ننمائید و رفع اشرار کاشان نیز بشود . الاحقر عبدالله مازندرانی .

+ در صفحه 305 عکسی از اجتماع سران آزادیخواهان و بزرگان شهر در انجمن ولایتی کاشان نمایش داده که شماره 4 آن به آقا علی شهید نراقی ؛ شماره 19 حاجی میرزا محمد نراقی ؛ شماره 21 آقا میرزا حسن مجتهد نراقی تعلق دارد .
+ صفحه 310 به کشته شدن آقا علی شهید نراقی اشاره و عینا نوشته : کسروی در تاریخ مشروطه ایران می نویسد : " عین الدوله وزیر کشور پیوستگی با آنان را بیشتر گردانید تا آنجا که صد تن از سواران نایب را با یک سرکرده به تهران خواست و نزد خود نگهداشت ؛ بدین سان دزدان بی آنکه بیمی دارند دست ستم به جان و دارایی مردم باز کردند و از تاراج خانه ها و گرفتن پول و زمین و کشتن مردم خودداری ننمودند . از کسانیکه کُشتند آقا علی نراقی پیشنماز کاشان بود . این از خاندان بنام نراقی و خود جوان پارسایی بود . و چون بیدادگری نایب و کسانش را می دید دلش به حال مردم می سوخت و نامه ای بنام دادخواهی نوشت و آن را به نزد سید حسن مدرس فرستاد و این نامه ه دست عین الدوله افتاد . او نامه را به کاشان به نزد نایب حسین فرستاد ؛ نایب حسین آقا علی نراقی را به خانه خود خواند ولی کسی دیگر او را ندید و آگاهی از او نیافت .

 img_2047.jpg

 بیچاره مادرش ( فاطمه علویه متوفی به سال 1353 قمری) به دادخواهی برخاست و نامه های پیاپی به تهران فرستاد ولی نتیجه ای به دست نیامد . خود نهانی به تهران آمد و در اینجا نامه و دادخواهی از سرگرفت و یک دسته از کاشانیان تهران همدست شده به یاوری او برخاستند و در روزنامه گفتارهای بسیار نوشتند و... .

در پاورقی متن فوق در صفحه 311 تاریخ اجتماعی کاشان در خصوص شهادت مظومانه آقا علی نراقی فرزند میرزا محمد حسین به دست نایبیان کاشان افزوده : صفحه 570 جلد 2 تاریخ مشروطه ایران نوشته : توضیح آنکه آقا علی نراقی در خانه نایب علی معروف به شجاع لشکر پسر نایب حسین کُشته شد و جسد او را برای نایب حسین به مزرعه دوک بردند که همانجا به چاهی افکندند و پس از پایان غائله اشرار ؛ جنازه را از چاه بیرون آورده در آرامگاه خاندان نراقی(مدرسه آقا بزرگ) به خاک سپرده شد .


قصیده مفصل استاد نظام وفا فرزند میرزا محمود(1267 ش – 1343ش) اهل آران و بیدگل کاشان در مدح و ثنای روحانی شجاع و مبارز شهید آقا علی نراقی :

هزار و سیصد و سی و یک از جفای فلک مَهی فتاد و بناگاه در محاق زوال

علی سرآمد افراد عصر آزادی که در شهامت و آزادگی نداشت هَمال

در آنزمان که بکاشان و شهر شادی و مهر نبود هیچ جز از محنت و بَلا و وَبال

در آنزمان که ز طغیان مردمی خونخوار بهر طرف همه کشتار بود و جنگ و جدال

قیام کرد یکی نهضتی پدید آورد ز جان گذشته جوانان بر گزیده حَصال

بدان گروه جفاکار تاخت از هر سوی چنان برگ خزان صَََر صََر جنوب و شمال

ز بیم جان همه بر تافتند روی از شهر نهان شدند به پیرامُن قلاع و جبال

دوباره شهر شد آرام و خَلق شد راحت نشست مِهر و سلامت بجای قهر و مَلال

و لیک دَرهَم و آشفته کار کشور بود سراسر ایران بودی سراچه اهوال

بِسان آن رَمه ای بود ملت غافل که گرگ جای شبانش فتاده در دنبال

گذشت چندی و باز آن گروه گرگ صفت بشهر حمله نمودند آخته چنگال

شهید حضرت آقا علی شد از ره کمین بدست شعوذه و کید جادویی محتال

به تیغ غدر و خیانت شهید گَشت کسی که غیر حق و حقیقت نداشت نقش خیال

دریغ سینه ای آکنده شد ز آتش و خون که از حرارت و از عشق بود مالامال

+ در صفحه 311 کتاب اشعار آیت الله آقا سید محمد علوی بروجردی(1272 ق – 1362 ق) فرزند حاج سید ابراهیم در خصوص شهید آقا علی نراقی اشاره شده :
علی آن را خردمند چو گردید شهید
آخر ماه رجب بود ز سال غفران
جسدش را بنهفتند بچاهی در دوک
بعد شش سال عیان کرد حق این راز نهان

img_2025.jpg

در آن ایام حوادث ناگوار پی در پی در کاشان روی می داد مانند قتل و غارت دستجمعی در قراء بزرگ ؛ نشلج ؛ مزوش ؛ ورکان ؛ جوشقان و غیره چنانکه تنها در قریه نشلج 36 تن از دهقانان به دست مهاجمین کشته شدند و همچنین رشید دیوان رئیس نظمیه را که به خانه نایب علی دعوت نموده او را کشتند .
پس از سقوط کابینه عین الدوله مستوفی الممالک رئیس الوزراء جدید چراغعلی خان بختیاری را که جوانی دلیر و داوطلب رفع غائله کاشان بود مامور نمود . و او پس از خلع سلاح کردن سوارهای ماشاءالله خان را در حدود نطنز و کاشان که اسلحه کافی بدست آورد به اتفاق 250 ژاندارم به شهر کاشان هجوم آوردند . نایب حسین شهر را تخلیه نموده و به قلعه مستحکم کره شاهی پناه برد . قوای دولتی آنجا را نیز با نبرد خونینی تسخیر کرده در کوه و بیابان بدنبال فراریان شتافتند تا در نبرد شدیدی که در حوالی جوشقان قالی در گرفت نایب علی معروف به شجاع لشکر قاتل آقا علی شهید نراقی کشته شد و سر او را بریده به تهران فرستادند . بعد از این شکست قطعی که اتباع نایب دسته دسته تسلیم سردار صولت شدند . چون راه گریزگاه های همیشگی آنها هم بسته شده بود ؛ نایب حسین و ماشاءالله خان از راه ناچاری رهسپار قم شدند تا در آستانه آنجا پناهنده گردند .

img_2006.jpg

+ در پاورقی صفحه 312 کتاب تاریخ اجتماعی کاشان در خصوص معرفی چراغعلی خان و واقعه شهید آقا علی نراقی فرزند میرزا محمد حسین نوشته :
چراغعلی خان که بعدها از طرف دولت ملقب به سردار صولت شد و از فرماندهان دلیر مجاهدین فتح تهران و نبرد با ارشدالدوله بود در نخستین اعلامیه تلگرافی خود که در شماره 82 روزنامه شهاب ثاقب تاریخ 1333 درج شده پس از شرح تدارکاتی که برای دستگیری اشرار فراهم ساخته و اینکه از دولت به جز دو عراده توپ قلعه کوب تقاضایی ندارد در باره موجبات قیام و اقدام خود می گوید :

"بعد از واقعه مرحوم آقا علی نراقی به شرف و ناموسم سوگند یاد کرده ام که یا به کلی از اینها باقی نگذارم و یا جان خود را در این راه فدا کنم ؛ چراغعلی بختیاری"
و اینک یکی از موارد ناتوانی دولت و بی سر و سامانی امور کشور : هنگامی که به امر رئیس دولت توپ هایی را که چراغعلی خان خواسته بود از انبارها بیرون آورده و آماده شد ؛ دو اشکال بزرگ پیش آمد . اول آنکه برای حرکت دادن آنها اداره توپخانه مبارکه؟ هیچگونه وسیله نقلیه ای نداشت و در ثانی نفرات توپچیان که مامور شدند به علت نرسیدن حقوق یک ساله آنها از حرکت خودداری نمودند .
آنگاه هیئت کاشانیان به پایمردی " میرزا احمد مدیر نراقی" ناگزیر وجهی فراهم کرده و مستوفی الممالک هم حقوق یک ماه خود را حواله داد تا حقوق چهار ماهه توپچیان داده شد و بقیه را هم تعهد کردند که در کاشان پرداخت شود . و برای حرکت توپخانه نیز عاقبت سه عدد کامیونهای متعلق به ضرابخانه که به واسطه گرانی و کمیابی بنزین در ایران بیکار افتاده بود کاشانیان کرایه کرده مبلغ گزافی هم مخارج آن را پرداختند . از این جهت موقع حرکت آنها از تهران جشن گرفته با پنجاه درشگه کرایه به اتفاق رئیس کل توپخانه تا کهریزک آنها را بدرقه نمودند .

img_2032.jpg

+ صفحه 317 در خصوص جنایت و خیانت های بیشمار نایبیان کاشان اشاره شده و در ارتباط با ترور و شهادت دو نراقی اصیل به اسامی نایب حسین نراقی و آقاعلی نراقی نوشته :
باری روزگاری گذشت که نمی توان وصف کرد ؛ گمان نمی برم در هیچ زمانی و در هیچ محلی این وضع پیش آمد شده باشد . از گرد آوردن لوازم ریاست و شریک کردن تجار و کسبه و خواص در امور نامشروع و افنای(نابودی) اشخاصی که گمان مغایرت و از عهده مقاومت بر آیند مانند کُشتن محمد آقا بیک و عربها و دوام دیوان و نایب حسین خان نراقی و آقای آقاعلی نراقی فرزند آقا میرزا محمد حسین مجتهد نراقی که بعد از کُشتن او کسان او درصدد بر آمدند و در طهران تظلم می کردند ولی ماشاءالله خان تا چند سال پول خون او را از رعایا می گرفت و با اولیا امور قسمت می کردند(وضع محکی است).
+ صفحه 319 در ارتباط با روزنامه شهاب ثاقب و نقش یک نراقی نوشته :

روزنامه شهاب ثاقب که به سرپرستی و مدیریت میرزا احمد مدیر نراقی در سال 1333 قمری( 102 سال قبل) منتشر می شد در رفع غائله اشرار کاشان نقش اساسی و بسیار موثری را انجام داد .
+ نویسنده کتاب در صفحات 324 و 325 و 326 پس از نابودی نایبیان کاشان و دوره جدید نوشته :
در سال 1312 فرماندار وظیفه شناس کاشان(اعتمادالدوله احمد صدری) با کوتاه کردن دست اخلاگران فرصت مناسبی جهت اصلاحات عمومی به دست آورد . مانند طرح نقشه اساسی شهر و احداث خیابان های پهلوی و صبا و پیشرفت های مهم فرهنگی به خصوص تعلیم و تربیت دختران که علی رغم تبلیغات مخالف با موفقیت پیشرفت نمود . نخستین آموزشگاه دختران کاشان به نام دبستان و دبیرستان دانش دوشیزگان از تاسیسات نویسنده این سطور(حسن نراقی فرزند میرزا محمد حسین) به سرپرستی و مدیریت بانو رخشنده گوهر نراقی( رخشنده گوهر مشیری فرزند میرسعیدخان مشیرالسلطان) همسرم از سال 1309 تا 1321 شمسی در شرایط بسیار دشوار و با تحمل زحمت و زیان های فراوان خدمات فرهنگی اثر بخشی را انجام داد .

img_2001.jpg

+ صفحه 326 نقش میرزا ابوالقاسم نراقی جهت جلوگیری از قحطی و مجاعه مردم کاشان نوشته : اما دیری نپایید که بر اثر پیش آمدهای جنگ جهانی دوم یکباره همه برنامه های عمرانی در سرتاسر کشور متوقف گردید . به خصوص پس از حوادث ناگهانی شهریور 1320 و مشکلات فراوان آن مانند کنترل شدید نیروهای اشغالگر بر مراکز غله خیز و وسایل نقلیه و راه های ارتباطی که کاشان را گرفتار تنگی و سختی آذوقه و کمبود خواربار ساخت . تا آنکه به وسیله چند تن افراد بلند همت شرکت خیریه خواربار که سرمایه آن از اعانه های ملی تامین گشته بود تشکیل یافته و با فراهم ساختن وسایل و وارد کردن خواربار و غله و توزیع آن بین مستمندان اقدامات موثری به عمل آمد . چنانچه از اهتمام و جدیت حاجی سید شکرالله بروجردی مدیر عامل آن شرکت و تلاش و کوشش میرزا ابوالقاسم نراقی نماینده کاشان در مجلس ملی خطر قحطی و مجاعه بر طرف گردید .

+ در صفحه 330 و پیشرفت های مختلف کاشان باز نام نراق و نراقی می درخشد : توسعه فرهنگ از راه آموزش و پرورش و ایجاد ساختمان های نوبنیاد فرهنگی در شهر و روستا ها و تاسیس دوره آموزش حرفه ای به وسیله هنرستان صنعتی محمد نراقی و مخصوصا با افتتاح هنرستان نساجی علی شهید نراقی که هو اکنون ساختمان مخصوصو و وسایل فنی آن آماده به کار گردیده آینده بس درخشانی را در فرهنگ و صنایع آن شهرستان می توان پیش بینی نمود .
+ در صفحه 332 نوشته : سال 1337 انجمن حفاظت آثار تاریخی کاشان و نطنز رسما تشکیل شد و احمد مدیر نراقی رئیس هیئت عامله انجمن انتخاب گردید . سال 1341 پس از درگذشت آقای احمد مدیر نراقی به جای او حاجی سید محمود لاجوردی به ریاست و مهندس عطاءالله نراقی به عضویت انجمن حفاظت آثار تاریخی کاشان انتخاب شدند . در بین سایر اعضای انجمن نیز نام مهدی نراقی وجود دارد .
+ صفحات 333 و 334 و 335 از میان 17 مورد فعالیت خیرخواهانه کاشاانی ها نقش نراقی ها در 5 ردیف در ارتباط با بنیانگذاران آثار و ابنیه کاشان در عصر پهلوی به چشم می خورد :
1- نخستین بنای نوبنیاد این دوره ساختمان دبیرستان پهلوی بود که اعتبار ساختمانی آن از محل عطایای ملوکانه بر حسب استدعای ابوالقاسم نراقی نماینده کاشان تامین گردید . و زمین آن نیز به اهتمام نگارنده( حسن نراقی فرزند میرزا محمد حسین) این سطور از طرف شرکت سهامی ریسندگی کاشان خریداری و اهدا شده است .
2- هنرستان صنعتی محمد نراقی : بنای آن را آقای محمد نراقی از دانشمندان نامی علوم ریاضی طبق نقشه مصوبه وزارت فرهنگ به منظور ایجاد هنرستان ساخته و به آموزش حرفه ای کاشان اهدا نموده است .
3- هنرستان نساجی علی شهید نراقی را نیز آقای محمد نراقی با تصویب وزارت فرهنگ ساخته و به اتمام رسیده است . همچنانکه ایشان مبلغی هم اختصاص به مرمت مدرسه آقا بزرگ(متعلق به خاندان نراقی ها) که از آثار تاریخی مهم کاشان است داده اند .

4- زایشگاه شیر خورشید سرخ در خیابان پنجه شاه بر حسب وصایای بانو منور فقیه نراقی و از اموال او ساخته شده است .
5- ساختمان نوبنیاد و موزه آثار تاریخی کاشان در باغ شاه فین از محل اعانه های جمع آوری شده به اهتمام شادروان احمد مدیر نراقی رئیس انجمن حفاضت آثار تاریخی کاشان انجام گرفته است .

img_2073.jpg

احمد مدیر نراقی مبلغ یک میلیون ریال از دارایی خود را نیز جهت تعمیرات اساسی مسجد آقای بزرگ اختصاص داده است .
همچنین نگارنده این سطور( حسن نراقی فرزند میرزا محمد حسین) نیز قسمتی از تعمیرات ضروری مدرسه آقای بزرگ و آب مدرسه را با نصب الکتروپمپ و لوله کشی از چاه تامین نموده ام .
+ صفحه 337 نقش نراقی ها در نمایندگی مردم کاشان در دوره های قانونگذاری مجلس شورای ملی . از دوره اول به سال 1324 قمری تا پس از سال 1340 بیست و یک دوره نوشته شده که شش دوره آن نراقی ها موفق بوده اند :
1- بهمن 1302 میرزا احمد مدیر نراقی و میرزا سید حسن کاشانی
اعتبارنامه احمد مدیر نراقی مورد کشمکش اکثریت و اقلیت مجلس قرار گرفته و به تصویب نرسید .
2- شهریور 1316 میرزا ابوالقاسم نراقی و سلیم ایزدی
3- آبان 1318 ابوالقاسم نراقی و سلیم ایزدی
4- آبان 1320 ابوالقاسم نراقی و سید یعقوب شیرازی(انوار)
5- اسفند 1322 ابوالقاسم نراقی و احمد اخوان
6- تیر 1326 عباس نراقی فرزند علی و احمد اخوان

 

 وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت15:35توسط |
در نم خانه های نراق چگونه نخود به نخودچی تبدیل می شد

 

در نم خانه های نراق چگونه نخود به نخودچی تبدیل می شد

65 سال قبل در سنه 1330 شمسی 7 ساله بودم که مادرم مرحومه نصرت مداحی مرا به آقامیر موسوی فرزند سید صادق معرفی نمود تا در بازار شمس السلطنه داخل مغازه ایشان کارگری کنم .

 img_3229.jpg

 این مغازه کوچک در چارسوی بازار و مقابل درب ورودی مغازه حلواپزی آقای ماشاءالله عضایی واقع بود . بازار نراق شور و اشتیاقی داشت و همه مغازه ها باز و به کسب و کار حلال مشغول و صاحبان آن به همدیگر احترام ویژه ای قایل بودند .

img_3236.jpg

داخل مغازه دیگ مسی بزرگی بود که به آن تیون می گفتند و بعدها به پاتیل مشهور گشت . داخل تیون چندین کیلوگرم ماسه بادی بود که مخصوص بودادن نخود و ذرت و ... بود . زیر تیون با هیزم و هیمه داغ می شد و گرمای نسبتا زیادی تولید می کرد .

img_3665.jpg

نمایی از نم خانه های قدیمی شهر نراق

90 % زنان نراق ذرت و علی الخصوص نخود های خانگی و محلی خودشان را به مرد متدین آقامیر موسوی می دادند تا برایشان بو دهد . آقامیر یک طناب به من می بست و من را داخل نم خانه می فرستاد .

mi8i9khm.jpg

   مرحوم ماشاالله عضایی

نم خانه از کف مغازه چاله ای به عمق یک تا یک متر و نیم بود و پایین آن به طرفین نیز حفره یا دهلیزی داشت که کیسه های رنگ با رنگ در مدل های مختلف نخودهای مردم چیده می شد . فضای نم خانه تاریک و ترسناک بود فلذا آقامیر یک چراغ موشی (پی سوز یا بادی) دستم می داد تا در جاهای خالی کیسه های نخود را جایگزین نمایم .

img_3258.jpg

سه یا چهار روز کیسه های مردم در رطوبت نم خانه می ماند تا به اصطلاح به خود نم بگیرد . بعد نخودها را به بالا انتقال می دادیم و داخل پاتیل با حرارت بو داده می شد . سپس با وسیله غربیل کوچک نخودچی از ماسه های بادی جدا می گردید .

url.jpg

مرحوم بشیر شفیعی

چند روز بعد مشتری ها می آمدند و به آقامیر می گفتند آقا سید نخودهای من آماده شد ؟
سید کیسه را روی ترازو وزن کرده و مثلا به نرگس خانم نصیری می گفت زن آقا ماشاءالله نخودهای شما نیم مَن و یک چارک است و 30 شاهی بده .

و یا به خانم فاطمه سلطان کریمی(سیاره) می گفت وزن کیسه شما یک مَن و صد دِرَم است و یک قرون (10 تا ده شاهی) بده .

img_3294.jpg

       مرحوم شیخ محمد جعفری
از نمونه های این شغل شریف که یک نوع خدمت صادقانه به مردم بود در مغازه های دیگر بازار از جمله مغازه آقایان شیخ شکرالله(شکری) جعفری و برادرش شیخ غلام فرزندان احمد - بشیر شفیعی فرزند علی – مرحوم محمد جعفری فرزند صادق و... نیز وجود داشت .

 از خشکبارهای نیم قرن قبل در نراق نخودچی ؛ ذرت ؛ تخمه هندوانه ؛ تنده ؛ و کشمش تنقلات غاطبه مردم غنی این دیار را تشکیل می داد .
نوروز باستانی در اکثر منازل این اقلام به اضافه جوزغند یافت می شد که در کمال صفا و صمیمیت مورد استفاده قرار می گرفت .

1 (15).jpgمرحوم سید محمد موسوی فرزند آقامیر

قبل از غروب یکی از روزها که آقامیر موسوی قصد رفتن به مسجد جهت اقامه فریضه نماز جماعت مغرب و عشا را داشت در دَخلَش متوجه شد ده شاهی اضافی است و رو کرد به من و گفت بچه جان حسین ؛ این ده شاهی را لای دَرز آجر مغازه گذاشتم هر وقت صنعت خانم ترابی زن نعمت اوستا از این جا رد شد بهش برگردان تا مدیونش نباشم .

                                                                           img_3265.jpg

حاج حسین قنایی فرزند میرزا اهل شهر نراق 19/6/1393

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعت8:29توسط |
شهید جمشید سامری در جمع یاوران امام خمینی بود

 

شهید جمشید سامری در جمع یاوران امام خمینی بود

جمشید سامری فرزند حسین تاریخ 20 خرداد 1327 بدنیا آمد. در سايه پدر و مادري فرزانه تربيت يافت و در هفتمين پائيز زندگي به مدرسه رفت . شوق آموختن علم باعث شد بعد از اخذ مدرک ديپلم تحصيلاتش را در دانشگاه ادامه دهد .

sameri11.jpg

شهید جمشید سامری

ایشان در کارخانه کشتي سازي مشغول به کار شد. انقلاب اسلامی و حادثه عظيم تحول يکپارچه ايران او را نيز به اين موج خروشان کشاند تا آنجا که به ياري رهبر کبیر نهضت حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) شتافت.

 img_3655.jpg

سال چهارم دانشگاه و دو هفته از پیروزی شکوهمند مردم بر علیه رژیم منحوس محمد رضا شاه پهلوی گذشته بود که تاريخ 7/12/1357 در سن 30 سالگی در ميدان ونک تهران داخل ماشین فیات شخصی اش به شهادت رسيد.

پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه در قطعه 21 ردیف 40 شماره 4 بهشت زهرا (س) تهران خاکسپاری گردید .

23430.jpg

خانم خدیجه ونکی فرزند حسن متولد 1333 ساکن تهران همسر جمشید و تنها فرزندشان به نام سارا سامری متولد 22 مرداد 1357 در کشور کانادا به سر می برد .


کتاب یادنامه صفحه 916 در خصوص زندگینامه جمشید سامری توضیحاتی ارائه نموده است . روی سنگ قبر شهید نوشته :

بسم رب الشهداوالصدیقین
شهید جمشید سامری فرزند حسین ولادت 1327 شهادت 8/12/1357
ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد
بیا بابا تماشاکن که فرزندت شده داماد
به حجله سپردم شادان ولی زخمی بتن دارم
به جای رخت دامادی لباس خون بتن دارم

===-===

آقای حسین سامری فرزند حبیب الله سال 1296 در روستای شهابیه از توابع خمین استان مرکزی متولد و در طول زندگی دو همسر انتخاب نمود . همسر اولش خانم سکینه لطفی اهل روستای خوگان از توابع شهابیه خمین و فرزندان آنان جمشید ، مجید ، پروین و بتول می باشند .

img_3656.jpg

                        مرحوم حسین سامری
جمشید سامری تاریخ 7/12/1357 شهید و در قطعه 21 ردیف 40 شماره 4 خاکسپاری گردید
پروین سامری تاریخ 19/12/1380 فوت و در قطعه 226 ردیف 13 شماره 49 دفن گردید .
مجید سامری تاریخ 4/4/1382 فوت و در قطعه 227 ردیف 119 شماره 40 دفن شده است .
بتول سامری

خانم سکینه لطفی که همراه با همسرش در شهر نراق نیز تردد داشت احتمالا تاریخ 27/2/1358 فوت و احتمالا در قطعه 22 ردیف 8 شماره 47 بهشت زهرا(س) تهران به خاک سپرده شد .
img_3661.jpg

همسر دومش خانم شهربانو میرمحمدی فرزند حسین سال 1311 در روستای قیدو از توابع شهرستان خمین استان مرکزی به دنیا آمد . دو شهید از هفت شهید روستای قیدو به اسامی داود میرمحمدی فرزند علی و ابراهیم میرمحمدی فرزند محمدعلی از اقوام خانم شهربانو هستند . 

img_3662.jpg

                                                                                                              سعید سامری
حاصل ازدواج خانم میرمحمدی و آقای سامری چهار فرزند به اسامی زینت ، حمید ، افسرالملوک و سعید سامری می باشند .
این زوج کمی قبل از انقلاب اسلامی در شهر نراق سکونت یافته و زندگی آرام و بی دغدغه ای را در خانه باغی که از حاج حسن رزاقی خریداری کردند ادامه دادند . اهالی هم احترام ویژه ای برای آنان قایل بودند .

img_3658.jpg
آقای سامری با اینکه پدر شهید محسوب می شد ولی کمتر کسی شنید که او فخری بفروشد .

ایشان که یک مرد ساکت و زحمتکش بود تاریخ 22/12/1369 فوت و امت با عزت و احترام وی را در وادی السلام نراق به خاک سپردند .همسرش خانم شهربانو میرمحمدی نیز تاریخ 23 شهریور 1393 فوت و در قبرستان نراق خاکسپاری گردید .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت17:0توسط |
زمانی ایران روی دوش اسدالله محمدی ها بود

 

زمانی ایران روی دوش اسدالله محمدی ها بود

مردی که روزی شانه های ستبرش ایران را به دوش می کشید اکنون بعد از دفاع مقدس نیاز به کمک تیم پزشکی دارد . سرفه هایی که انگار شکم را پاره پاره می کند و جگر را بیرون می ریزد .

2423765492975213971.jpg

جانباز شیمیایی حاج اسدالله محمدی

تحمل این رنج ها برای این است که چند صباح قبل خاک میهن اسلامی را به دشمن ندهد .

اسدالله ها علاقه دارند وقتی معلم جغرافیا برای دختران و پسران دانش آموز نقشه ایران را ترسیم و توضیح می دهد با قدرت و حشمت بگوید از سال 1359 الی 1367 رژیم بعث عراق با کمک کشورهای قدرتمند جهان تصمیم داشتند ایران را تصاحب و اجازه ندهند نام امام خمینی(ره) و سربازانش درخشش داشته باشد ؛ لیکن دلاور مردانی ایستادگی کردند تا خصم دون از تجاوز پشیمان شود .

97132296995784188166.jpg

اسدالله محمدی ها علاقه دارند معلم تاریخ به دانش آموزان بگوید بر خلاف تاریخ کهن ایران جوانانی بودند که برای حفظ دین و مملکت به دشمن متجاوز تاختند و شیمیایی شدند . خس خس گلویشان و سرفه های ممتد آنان شب روز خود و خانواده را گرفته و تحمل درد می کنند تا ایران سربلند باقی بماند .

.jpg
رزمنده دفاع مقدس و جانباز 70 % جنگ تحمیلی حاج اسدالله محمدی سه شنبه 25 شهریور 1393 برای سومین بار از فرودگاه امام خمینی به آلمان اعزام گردید تا مداوایش ادامه یابد .

15-2_44464_.jpg

ایشان اهل روستای مهدی آباد از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی است که طی عملیات کربلای 5 در جبهه شلمچه خرمشهر استان خوزستان به شدت مجروح شیمیایی شد و تا کنون این عارضه همراه وی به یادگار باقی مانده است .

                                                                          71350672824088490926.jpg

برادرش حاج غلامرضا محمدی از شهدای نامی نبرد حق علیه باطل می باشد .به نظر می رسد در استان مرکزی کسی آسیب پذیر تر از ایشان در بعد مجروحیت شیمیایی وجود نداشته باشد .

8786832671382109753.jpg

دوست داشتیم سوم مهر 1393 در ششمین مراسم خاطره گویی رزمندگان شهر نراق به مناسبت هفته دفاع مقدس از خاطرات تلخ و شیرین روزهای فتوت مردی اش سخن بگوید که مشکلات نای و تنفسی این فرصت را از ما گرفت .

38802723232507802074.jpg

حاج اسدالله محمدی ضمن خداحافظی اعلام نمود سلام من را به همه افرادی که می شناسند برسان و دعا کنند .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق25/6/1393

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت16:11توسط |
استحصال کتیرا از گیاه گوَن در بیابان های شهر نراق

 

استحصال کتیرا از گیاه گوَن در بیابان های شهر نراق

شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان در استان مرکزی یکی از مراکز مهم خواستگاه رویش گیاه گوَن و بهره برداری کتیرا از بیابان های طبیعی و 40 مزرعه ی آن به شمار می رفت .

 10378063_1459666890939393_4452496582035850718_n.jpg

 کاربرد کتیرا را بیشتر از پنج هزار سال تخمین می زنند .بر اساس سندی که پیش رو می باشد سالانه افرادی از نقاط ایران از جمله استان اصفهان و لرستان به شهر کهن و تاریخی نراق آمده و طی قرار دادی با معتمدین و مالکین شروع به استحصال کتیرا می نمودند که اصطلاحا به آن کتیرا زنی می گفتند.

                           katiraaaaaa.jpg   a02617302854102a.jpg

کتیرا محصول اصلی نوعی گیاه به نام گوَن است . کتیرا عبارت است از ترشحات صمغی خشک شده حاصل از گیاه آستراگالوس گومی فرا که آن را تحت عنوان گوم تراگاکانت یا گوَن می شناسند .

7150623573427087594.jpg

آن روز که از مواد پاک کننده امروزی خبری نبود، سدر و کتیرا، در حیات بهداشتی جامعه، نقش عمده‌ای داشتند. در طب گذشته کتیرا جهت مداوای سرفه، برطرف کردن گرفتگی و خشونت صدا توصیه شده است.افزون بر آن مالیدن آن بر روی مو مانع شقه شدن آن می‌دانستند . کتیرا کمی ملین و مسهل نیز هست .

n00069648-b.jpg

از کتیرا در فرآورده های سرماخوردگی به عنوان نرم کننده و ضدسرفه استفاده می شود .
استفاده ی دیگر آن در کنترل اسهال است؛ چون می تواند مقدار زیادی آب را جذب کند و از خروج آن از بدن جلوگیری کند .هم چنین برای افزایش وزن مدفوع و کنترل حداقل زمان توقف مواد در سیستم روده ای – معده ای مورد استفاده قرار می گیرد .

                                                      10322742_649509838431078_1764645161790272342_n.jpg

گزارش هایی مبنی بر جلوگیری از رشد سلول های سرطانی در داخل و خارج از بدن توسط کتیرا، وجود دارد . استفاده ی دیگر از آن به علت خاصیت چسبندگی کتیرا در محصولات چسب دندان می باشد .

کتیرا به عنوان یک ماده ی مطمئن، در آمریکا در محصولات غذایی مصرف می شود. هم چنین به عنوان پر کننده قرص ها، امولسیون ها و سوسپانسیون ها در سطح صنعتی دارای استفاده ی فراوانی است .

n00071161-b.jpg

شروع بهره برداری معمولاً از اواخر فصل بهار و شصت روز تا اوایل شهریور ماه ادامه دارد. بهره برداران ابتدا اطراف ساقه گوَن را خالی می‌کنند و سپس با تیغ‌های مخصوصی برش موازی با ساقه ایجاد می‌کنند.

 

شیرگون (کتیرا) پس از چند روز به مرور بر اثر برشی که به ساقه وارد شده به بیرون تراوش می‌کند و شیره در معرض نور آفتاب، آب خود را از دست می‌دهد و سفت می‌شود.

 url.jpg

 بهره برداران بیست روز پس از برش به جمع آوری کتیرا می‌پردازند و این عمل را مجدداً تکرار می‌کنند. کتیرا 10 تا 15 درصد آب، 3 تا 4 درصد مواد معدنی و 3 درصد نشاسته دارد .در حال حاضر در بازار ایران هر کیلو گرم کتیرا 2800000 ریال معادل دویست و هشتاد هزار تومان قیمت دارد .


===-===


توضیحات سلحشوران شهر نراق

نیم قرن پیش اعتماد مردم به معتمدین و نمایندگان خود در اوج قرار داشته و نظم و انضباط خاصی حکفرما بوده است . زمان کتیرا زنی در نراق چند نفر از معتمدین به طور قربه الی الله کار همه مالکین و خرده مالکین را انجام می دادند . در نوشتن قرارداد 40 مزرعه با کتیرا زنان نظم و انضباط خاصی وجود داشته و نقطه و مکانی از قلم نیافتاده است . 

1510769_1422487064704331_2009840341541932598_n.jpg

هماهنگی و توزیع مبلغ دریافتی بین شرکا در یک مزرعه آنقدر با دقت و حلال وار تقسیم می شده که انگار مثقال جنس نیز مد نظر قرار داشته است .
نویسنده قرارداد با کتیرا زنان اهل اصفهان مرحوم سید محمود غفاری فرزند سید جعفر(1292 – 1364) بوده که با مساعدت نمایندگان دیگر به اسامی :

احمد قطبی فرزند نصرالله(1276 – 1368) – رحمت الله قجری فرزند غلامحسین(1298 – 1388) – امرالله عزیزی فرزندخیرالله(. - .) – علی قاسمی فرزند عبدالرحیم خدمتگزار خلق بوده اند . دو نفر به اسامی احمد احمدی فرزند محمد حسین(1288 – 1367) و سلطانعلی کاظمی فرزند عباس(. - .) نظارت بر حسن انجام کار داشته اند .

 13.jpg

رعایت حقوق حقه مردم بر اساس آموزه های دینی در تمام شئونات این قرارداد که آقای غفاری تنظیم کرده به چشم میخورد . درآمد قسمتی از سود حاصله برای فعالیت عام المنفعه از جمله لوله کشی آب ؛ سیمان کردن مسیر جوی آب برای جلوگیری از هدر رفتن آب ؛ کاشی کاری بقعه شاه سلیمان و غیره مد نظر قاطبه مردم بوده است .

اعتماد بین مردم آنقدر زیاد بود که پول حاصله از محصول کتیرا در اختیار حاج سید محمود غفاری بود و ریالی از آن حیف و میل نمی شد .


اسناد 50 ساله استحصال کتیرا از گیاه گوَن در شهر نراق

بسم الله الرحمن ارحیم

نظر به اینکه بعضی مخارجات محلی جهت عمران و آبادی قصبه نراق با توجه به خشکسالی و کم آبی مورد لزوم فوری می باشد و از طرفی لوله کشی یا احداث جوی سیمانی مسیر آب علیا و سفلای نراق از مبدا الی مقصد برای رفع کم آبی در درجه اول قرار دارد ؛ لذا اکثریت خرده مالکین قصبه نراق و مزارع مربوطه هر یک نسبت به سهم خود بهره برداری از منافع کتیرای صحاری متعلق به نراق و مزارع مربوطه را در سال هزار و سیصد و چهل و چهار(1344 شمسی یعنی نیم قرن قبل) که طبق پرونده ثبتی و حدود مشخصه آن به موجب ماده 10 قانون ثبت اسناد به ثبت رسیده است به آقای سید عبدالله میرعلایی دارای شناسنامه شماره 622 صادره از میرآباد اصفهان ساکن میرآباد به مبلغ یکصد و نود هزار ریال(نوزده هزار تومان) وجه نقد واگذار می نمایند .

 15.jpg

 بنابراین خریدار متعهد می باشد به محض تنظیم قباله و قبل از ورود به صحرا مبلغ 190000 ریال را نقدا پرداخت نماید .
چون طبق مقررات قبلی و رسوم محلی دو سهم از مبلغ کل متعلق به آب علیا و سفلی می باشد و یک سهم متعلق به مزارع توابع نراق با در نظر گرفتن اینکه در سال جاری کلیه مزارع دچار بی آبی می باشد و زارعین آن که اغلب مالک هم می باشند دچار فقر و مسکنت گردیده قرار شد مبلغ شصت هزار ریال که متعلق به مزارع تابعه نراق می باشد طبق سوابق موجود و صورت ریز تنظیمی سال قبل در کمال عدالت بین مالکین مزارع (به منظور تنقیه قنوات" بیرون آوردن گل ولای از مجاری قنات" مربوطه خود) که شخصا آنجام خواهند داد تقسیم گردید .

14-14.jpg

مبلغ سهمیه آب بالا طبق تصمیم متخذه باید منحصرا به مصرف جوی سیمانی یا لوله کشی آب علیا و سفلا از ابتدا تا انتها برسد . لذا اکثریت خورده مالکین پنج نفر به شرح ذیر :

1- آقای محمود غفاری 2- احمد قطبی 3- حاج رحمت الله قجری 4- آقای امرالله عزیزی 5- آقای علی قاسمی

تعیین می گردند که با نظارت دو نفر ناظر آقای احمد احمدی و آقای سلطانعلی کاظمی پس از اینکه مالکین آب علیا و سفلا قباله فروش منافع کتیرا را امضاء نمودند هر یک نسبت به سهم خود از قرار هر سراجه هفتاد ریال دریافت و عینا تحویل معتمدین نامبرده نموده رسید دریافت دارند .
14.jpg
معتمدین مربوطه باید پس از دریافت کلیه وجوه نسبت به انجام و متصرفات امر لوله کشی یا احداث جوی اقدام نماید . بقیه چهار هزار ریال مازاد سیزده هزار ریال باید به مصرف کاشی شاه سلیمان واقع در قصبه نراق منظور شود که طبق نظر معتمدین نامبرده به مصرف برسد .

توضیح اینکه مبلغ شصت هزار ریال سهم مزارع را نقدا تحویل آقای محمود غفاری بنمایند که با نظارت دو نفر از مالکین مزارع طبق صورت ریز قبلی در اختیار صاحبان مزارع گذاشته شود که شخصا به لای روبی قنوات خود اقدام نمایند .


7-7.jpg
خریدار فوق با تمام شرایط متن توافق نمود و مدت اعتبار برای بهره برداری از منافع کتیرا تا آخر شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و چهار خواهد بود . این قرارداد در چهار نسخه تنظیم گردید که یک نسخه آن تسلیم خریدار و نسخه دیگر به آقایان معتمدین مذکور داده شد و دو نسخه اضافی با صورت ریز مالکین آب علیا و سفلا و صورت ریز تقسیم سهمیه مزارع در شهرداری سپرده می شود که نگهداری و همیشه در دسترس باشد .

به تاریخ دوم خرداد ماه سال هزار و سیصد و چهل و چهار خورشیدی(2/3/1344)

===-===


چون درآمد وجه بهره برداری از فروش کتیرا منحصرا به نفع امور عمرانی عامه ساکنین و مالکین جزء نراق و مزارع مصرف می شود در صورت موافقت اکثریت مالکین نسبت به سهم خود امضا داریم :

9-9.jpg


احمد امینیان – تقی رئوفی – عبدالقدیر محمدی از طرف دکتر حسینعلی صفایی – احمد احمدی – نظرعلی رضایی – محمد طالبی از طرف عامری به سهم خود – علی قاسمی از طرف علی معصومی – محمد رئوفی – رضا عابدینی - علی حمیدی - سید محمود غفاری نسبت به سهم آقای حسین دستمالچی – سلطانعلی حیدری – سلیمان قجری – استاد یوسف رضایی – احمد قاسمی - سید مهدی موسوی – علی حیدری – سلطانعلی قجری – رحمت الله قجری – قاسم ایزدی – حاجی خیرالله(عزیزی) – حاج غلامرضا(قاسمی) – حسن یوسفی از طرف حاج غلام قاسمی – حبیب الله قجری – سلطانعلی کاظمی – حاج رضا آعلی از طرف خود و ورثه مرحوم محمد رضا خان – سید عباس موسوی – رمضان نوروزی – محمد جعفری – از طرف نعمت الله محمدی و علی محمدی و نصرالله فروغی – حاج محمد رجبی – علیرضا جعفری – اسماعیل صالحی – از طرف سرهنگ ابوالحسنی – علی اکبر رزاقی – عبدالکریم جعفری نسبت به سهم آب بالا و مزارع – عباس قجری - حسن مهدوی از طرف خودم و پدرم و اخوی حاج عباس و عیال حاج اسدالله یوسفی – سلطانعلی پنبه زن – مزارع احمد آباد و عباس آباد – استاد محمد اوضایی – نادعلی حیدری از طرف میرزا عبدالحسین مهدوی و عزیزالله خان – محمد رضایی – یوسف غفاری – غلامحسین رحمانی – علیرضا ابراهیمی – از طرف عباس شاه حمزه – از طرف حاج علی غفاری و ورثه حاج غلامرضا و سلطانعلی کاظمی و حاج رضا آعلی – حاج حسن انصاری

2.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه پاسنجده نراق شصت ریال هر دانک یکصد ریال

سید حسن سید جلال حسینی یکدانک 150 ریال
--------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شازده بالا نراق هر دانگ 4650 ریال

مشهدی حسن رزاقی پنج سهم 140 ریال
علی اصغر رزاقی 9 سهم 260 ریال
-------------------------------------------------------

9.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه اوفرزی نراق هر دانگ سال 1344

استاد حسن شریفی ششدانک 50 ریال
-------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شازده پایین نراق هر دانگ 200 ریال


عباس حاج ابوالقاسم ششدانک 200 ریال نصرالله یوسفی دریافت نمود

-------------------------------------------

04_0002.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه زین الدین(زعین)هر دانگ 146 ریال جمعا یکصد تومان

مشهدی علی آقا و مشهدی حسن کریمی یک دانک 146 ریال
حاج غلامرضا قاسمی نیم دانک
ولدان کربلایی یوسف نیم دانک 83 ریال
مشهدی حسن رزاقی دو دانک و سه ربع ریال
شهباز خسروی ربع دانک
عباس حاجی ابوالقاسم یک دانکی 146 ریال
--------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه نصرت آباد نراق هر دانگ 200 ریال

اسدالله احمد خان ابوالحسنی یک دانک و نیم 300 ریال
رضا خان امینیان دو دانک و ربع 450 ریال
احمد خان امینیان دو دانک و ربع 450 ریال
-------------------------------------------------

6-6.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه منظریه نراق هر دانگ 250 ریال سال 1344

مشهدی مصطفی قجری یک دانک 250 ریال
مشهدی قاسم (طهماسبی) دو دانک 500 ریال
کربلایی حسین لطفعلی یک دانک و نیم 375 ریال
محمد شاه حمزه ای و پسر کربلایی حسین یک دانک و نیم 375 ریال
---------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه حسین آباد قاشمیان نراق هر دانگ 300 ریال

حسین عبدالله رحیمی شش دانک 300 ریال
-------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه چاله کوشکه نراق هر دانگ 200 ریال

حاج محمود رزاقی یک دانک 200 ریال
حاج علی غفاری پنج دانک 1000 ریال
------------------------------------------------------------------

6.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شریف آباد نراق 200 ریال

سید قاسم بابایی شش دانک 200 ریال
----------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه یوسف آباد نراق 420 ریال

آمنصور رضی شش دانک 420 ریال
------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه صادق آباد نراق 1200 ریال

حاج رضا آعلی یک دانک 200 ریال
روح الله میرشکاری یک دانک و نیم 300 ریال
محمودخان صدقی سه دانک و نیم 700 ریال
----------------------------------------------------------------- 

5-5.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه رضاییه نراق 1500 ریال سال 1344

آقای علی اشرف خان توکلی سه دانک 750 ریال به وسیله حسین خان یوسفی پرداخت شد
ابراهیم خداداد پنبه زن یک دانک 250 ریال
مشهدی عباس شاه حمزه ای یک دانک 250 ریال
-------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه گنداب نراق نهصد ریال(90 تومان)

آقای عبدالکریم جعفری و اخوی سه دانک و ربع 48750 ریال
حسین ماه بانو(جعفری) یک دانک و ربع 18750 ریال
رضا کمره یک دانک و نیم 225 ریال
-----------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کُدار نراق جمعا 400 ریال

اسماعیل رجبی فرزند عبدالله سه دانک 200 ریال
حاج احمد خان امینیان دو دانک 133 ریال
-----------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کریم آباد نراق سال 1344

آقای عبدالکریم جعفری شش دانک 600 ریال
-------------------------------------------------------------

7.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا مزرعه بیدشک پایین نراق 26 طاق هر طاق 34 ریال

کمال عابدینی سه طاق و سه ربع 127 ریال
عبدالکریم جعفری یک طاق 34 ریال
رضا حسینی دو طاق و سه ربع 93 ریال
زوجه آقا محمد عبدالکریم سه ربع به وسیله پسرش علی پرداخت شد
فتحعلی کمره ای سه طاق و نیم 119 ریال
آ منصور قاسمی 2 طاق
میرزا عبدالحسین فروغی چهار طاق و نیم 153 ریال به وسیله میرزا غلامحسین پرداخت شد
میرزا محمود فروغی هفت طاق و ربع 246 ریال
------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه لانه نراق 720 ریال سال 1344

آقای رضا حسینی یک ربع 30 ریال
فتحعلی کمره ای یک دانک و نیم 180 ریال
حاج اسماعیل عباسی یک دانک 120 ریال
رمضان جعفر قلی کمره ای نیم دانک 60 ریال
آمنصور قاسمی دو دانک
سلطانعلی ماه جهان نیم دانک
-----------------------------------------------------------------------

3.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه بهشت آباد نراق در 20 طاق هر طاق 40 ریال

آسید کاظم باشی نه و نیم طاق 380 ریال
علی اکبر رزاقی چهار طاق 160 ریال
سید حسین نقیبیان(سید عباس) سه طاق 120 ریال
مشهدی حسین ولدان سه طاق و نیم 140 ریال
------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه آقا نراق 9000 ریال هر دانگ 1500 ریال

آقای غلامحسین خان نراقی سه دانک 4500 ریال
حاج احمدخان امینیان سه دانک و .. 4310 ریال
آقای حسینعلی خان صفایی دو ...
--------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه عباس آباد نراق چهارصد ریال سال 1344

آقای غلامحسین خان نراقی شش دانک 400 ریال
-------------------------------------------------------------------

5.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه احمد آباد نراق دویست و هفتاد تومان

آقای غلامحسین خان نراقی شش دانک 2700 ریال
----------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه بیدشگ بالا نراق در 28 طاق هر طاق 107 ریال

عبدالرحمن رضایی پنج طاق و سه ربع 720 ریال
عبدالرحمن رضایی از موقوفه یک طاق
آحبیب الله فروغی به وسیله سلطانعلی حیدری پنج طاق 1070 ریال
آفتح الله فروغی به وسیله سلطانعلی حیدری
حسین فروغی دو و نیم طاق 26750 ریال
آمیرزا محمود فروغی هشت طاق و سه ربع 936 ریال
----------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کندقه نراق 26 طاق از قرار هر طاق 176 ریال

سلطانعلی حیدری بابت آحبیب الله فروغی شش طاق 1056 ریال
آقای غلامرضا(احتمالا حبیبی) سه طاق 528 ریال
ورثه محمود آقا معتقدی دو طاق و نیم 440 ریال(محمود معتقدی بهایی بود)
حاج عبدالکریم احمدی چهار طاق و نیم 792 ریال
آقای حسین خان یوسفی پنج طاق 880 ریال
آقای میرزا ابوالقاسم خان نراقی یک طاق 176 ریال
غلامرضا حسینی و عباس رمضانی دو طاق 352 ریال
ولدان اسدالله معتقدی دو طاق 352 ریال به وسیله شکرالله یزدانی پرداخت گردید
------------------------------------------------------------------------------------

11-11.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه گلیجه پایین نراق شش دانگ 200 ریال

حسین قجری و نعمت الله سه دانک 100 ریال
آقا حسین آقا محمد ایزدی سه دانگ 100 ریال
---------------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کالدر بالا نراق از قرار هر دانگی 50 ریال

آقای استاد شکرالله ترابی سه دانک و نیم 175 ریال
رمضان محترم(نوروزی) دو دانک و نیم 125 ریال به وسیله علیمحمد چارپاداران دریافت شد
------------------------------------------------------------------------------

11.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه کالدر پایین نراق سیصد ریال

آقای سید محمد موسوی سه دانک 150 ریال
آقای حاج غلامرضا رحمانی سه دانک 150 ریال
----------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه لطف آباد نراق ششدانک هر دانک 57 ریال

حسینعلی لطفی دو دانک 114 ریال
---------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه پودنا نراق 350 ریال سال 1344

آقای غلامحسین خان نراقی دو دانگ 700 ریال
ولدان کربلایی یوسف 1050 ریال
------------------------------------------------------------------

1.jpg
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه دره بالیجان نراق هر دانگ 133 ریال

آقای غلامحسین خان نراقی یک دانک و سه ربع 224 ریال
حاج محمود رزاقی یک دانک 133 ریال
مشهدی حسین رزاقی دو دانک 266 ریال
مشهدی حسن رزاقی یک دانک و ربع 166 ریال
----------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه قاشمیان نراق از قرار هر دانگ 500 ریال

آقای حاج محمد رجبی سه دانک و نیم 1750 ریال
حاجی رضا رمضانی یک دانک و نیم 750 ریال
حسین عبدالله رجبی یک دانک 500 ریال
------------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه خندان آباد بالا نراق هر دانگ 330 ریال

آقای حاج محمد رجبی دو دانک 660 ریال
حاجی رضا رمضانی چهار دانک 1320 ریال
-------------------------------------------------------------------------------

10.jpg


صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه خندان آباد پایین نراق هر دانگ 165 ریال

حسین قجری دو دانک 330 ریال
آقای حاجی رضا رمضانی چهار دانک 660 ریال
---------------------------------------------------------------------------------
صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه شورکان نراق هر دانگی 50 ریال

حسین قجری یک دانک و نیم 75 ریال
عبدالرحمن قجری سه دانک 150 ریال
علی قجری یک دانک ونیم 75 ریال
----------------------------------------------------------------------

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه حسین آباد نراق 24 طاق هر طاق 50 ریال

1- آقای غلامحسین مهدوی توسط حسن مهدوی دو طاق 100 ریال
2- حاج محمود رزاقی نیم طاق 25 ریال
3- هدایت الله محمدی نیم طاق 25 ریال
4- آقای نعمت الله تیموری یک طاق 50 ریال توسط امرالله تیموری
5- آقای محمد رضایی نیم طاق 25 ریال
6- آقای سلطانعلی کاظمی از آقای یوسف ... و احمد رضایی دو طاق و نیم
7- آقای اسماعیل صالحی نیم طاق 25 ریال
8- سید مصطفی موسوی دو طاق 100 ریال
9- سید قاسم بابایی یک طاق 50 ریال
10- علیرضا قجری یک طاق 50 ریال
11- حاج علی غفاری دو طاق 100 ریال
12- ورثه آقای علی رضایی نیم طاق 25 ریال
13- حسین شکرالله خسروی دو طاق و نیم 125 ریال
14- مهدی حسن رزاقی از طرف طبیب زاده یک طاق 50 ریال
15- نظرعلی رضایی یک طاق 50 ریال
16- حاج آقا هادی اردهالی یک طاق 50 ریال
-------------------------------------------------------------------

12.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه روکیه نراق از قرار هر سراچه یک ریال سال 1344

1- عبدالکریم صفری وافری 165 سراچه 165 ریال
2- آقای حاجی غلامرضا رحمانی 5/108 سراچه 50/108 ریال توسط علیمحمد چارپاداران
3- شاطر عبدالله نوروزی 50/51 سراچه 50/51 ریال
4- شیخ عباس جعفری 16 سراچه 16 ریال
5- استاد محمد اوضایی 43 سراچه 43 ریال
6- حبیب الله خان یوسفی 68 سراچه 68 ریال توسط استاد محمد اوضایی پرداخت شد
7- حاج محمود رزاقی 78 سراچه 78 ریال
8- ورثه مرحوم آقا محمد فاضلی چهار طاق 300 ریال حسن مهدوی پرداخت شد
9- محمد رضا رزاقی 30 سراچه 30 ریال
10- سید مهدی و صدیف شجاع 162 سراچه 162 ریال
11- سید قاسم بابایی و میرزاعلی 33 سراچه 33 ریال
12- ... زوجه تقی جمال 55 سراچه 55 ریال
13- حاج رضا آعلی 85 سراچه 85 ریال
14- زوجه شکرالله آقا حسین 18 سراچه 18 ریال
15- اسدالله خان یوسفی 68 سراچه 68 ریال به وسیله استاد محمد اوضایی پرداخت شد
16- سید ماشاءالله موسوی 58 سراچه 58 ریال
17- عیال آقا علی یوسفی 75 سراچه 75 ریال
18- رمضان شاطری 10 سراچه 10 ریال
19- مشهدی حسین رزاقی 5 سراچه 5 ریال
20- مشهدی حسن رزاقی 36 سراچه 36 ریال
21- سید عباس نقیبیان 70 سراجه 75 ریال به وسیله سید خلیل نقیبیان پرداخت شد
22- استاد رحمن شریفی 14 سراچه 14 ریال
23- علی اصغر رزاقی 37 سراچه 37 ریال
24- سید رضا بابایی 50/61 سراچه 50/61 ریال
25- محمد علی توکلی 40 سراچه 40 ریال
26- ورثه استاد علی استاد قاسم 37 سراچه 37 ریال به وسیله سید علی میرکریمی پرداخت شد
27- حیدر علی کربلایی مهدی صادقی 71 سراچه 71 ریال توسط سید محمود پسر سید مهدی
28- عزیزالله استاد علی اصغر 5 سراچه 5 ریال توسط سید محمود پسر سید مهدی پرداخت شد
----------------------------------------------------------------------

12-12.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه لاستان نراق سال 1344

1- استاد ماشاءالله رضایی دو طاق 150 ریال
2- غلام حبیبی 10 سراچه 10 ریال
3- حاجی رضا رمضانی 35 سراچه 35 ریال
4- آقای غلامحسین مهدوی 45 سراچه 45 ریال
5- یدالله حیدری 12 سراچه 12 ریال
6- اسماعیل صالحی 12 سراچه 12 ریال
7- زوجه حسین شهباز 12 سراچه 12 ریال
8- رضا صالحی 12 سراچه 12 ریال
9- آقای حسین خان یوسفی 48 سراچه 48 ریال
10- آقای احمد قطبی 37 سراچه 37 ریال
11- حاج محمود رزاقی 50/18 سراچه 50/18 ریال
12- ورثه مرحوم آقا احمد نراقی پور 50/40 سراچه 50/40 ریال
13- احمد قاسمی مال عیالش 50/37 سراچه 50/37 ریال
14- حاج علی غفاری 130 سراچه 130 ریال
15- ورثه علی کمره ای 135 سراچه 135 ریال
16- علی ملا فروغی 50/38 سراچه 50/38 ریال
17- همشیره آقای غلامحسین خان 48 سراچه 48 ریال
18- آمیرزا محمود فروغی 15 سراچه 15 ریال
19- محمد صفر اسماعیل 14 سراچه 14 ریال
20- آمحمد استاد غلام حمزه ای 61 سراچه 61 ریال
21- استاد علی آمیرزا آقا یوسفی و محمدعلی 25 سراچه 25 ریال
22- محمود استاد غلام حمزه ای 50 سراچه 50 ریال
23- خانم تیمسار سالم 37 سراچه 37 ریال
24- آقای حاج آقا احمد دستمالچی 111 سراچه 111 ریال توسط حشمت الملوک صفایی پرداخت شد
25- مشهدی غلامعلی آباقر قجری 109 سراچه 109 ریال
----------------------------------------------------------------------

8-8.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا ششدانگ مزرعه قنات نو نراق از قرار هر طاق یکصد ریال سال1344

1- آیوسف استاد نصرالله غفاری یک طاق 100 ریال
2- آقای سلطانعلی حیدری فرزند یدالله یک طاق و ربع 125 ریال
3- غلامحسین مهدوی توسط آقا حسن مهدوی یک طاق 100 ریال
4- استاد شکرالله ترابی یک ربع 25 ریال
5- هدایت الله محمدی نیم طاق 50 ریال
6- آیوسف صالحی سه ربع 75 ریال
7- غلام حبیبی یک طاق و نیم 150 ریال
8- حسین کمالی نیم طاق 50 ریال
9- غلامعلی یوسفی نیم طاق 50 ریال
10- اسماعیل صالحی یک طاق و نیم و شش سراچه 156 ریال
11- مشهدی علی حمیدی نیم طاق 50 ریال
12- حاج آقا هادی اردهالی یک طاق 100 ریال توسط حیدرعلی پسر مشهدی علی حمیدی داده شد
13- بانو خاور خانم ابوالحسنی نیم طاق 50 ریال توسط قنبر ولد علی حمیدی پرداخت شد
14- ورثه مرحوم نراقی پور و فاضلی دو طاق 200 ریال توسط حسن مهدوی پرداخت شد
15- خانم حاج رضا آعلی نیم طاق 50 ریال
16- رضا کربلایی صادق صالحی یک طاق 100 ریال
17- اقدس حمیدی نیم طاق 50 ریال
18- مشهدی نعمت الله کربلایی قاسم قجری نیم طاق 50 ریال
19- آسید حسین میرسلطانی نیم طاق 50 ریال
20- مشهدی علی قجری نیم طاق 50 ریال
21- آحبیب الله آکاظم قجری یک طاق و نیم 150 ریال به وسیله رمضان پسرش پرداخت شد
22- حسین کربلایی قاسم قجری نیم طاق 50 ریال
23- آمیرزا غلامحسین فروغی نیم طاق 50 ریال
24- آمیرزا محمود فروغی نیم طاق 50 ریال
25- عیال مرحوم حاج محمد علی یک طاق 100 ریال
26- آقای مهدوی یک طاق 100 ریال
----------------------------------------------------------------------

8.jpg

صورت پرداختی وجه کتیرا مزارع نراق طی رسید جداگانه در سال 1344

1- سید محمد موسوی قنات بیچاره 600 ریال
2- سید محمد سید حبیب موسوی موسی آباد 200 ریال
3- سید رضا نقیبیان جنت آباد 100 ریال
4- استاد محمد اوضایی جنت آباد 150 ریال
5- آقا حسن مهدوی کدورا 800 ریال
6- سلطانعلی پنبه زن مزرعه عباس 1400 ریال
7- سید مصطفی باقری کشه مجید 100 ریال
8- علی یدالله مرادی ... 150 ریال
9- عباس مجید مجیدی محمود آباد 500 ریال
-----------------------------------------------------------------------------------

           img_2914.jpg  dryiryi.jpg

سید مجتبی غفاری                                            مرحوم سید مهدی غفاری


از آقای سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود در ارائه اسناد نیم قرن استحصال کتیرا در شهر نراق تشکر وافر داریم .

انشاءالله روح بلند حاج محمود غفاری و همسر مکرمه اش حاجیه خانم کوکب غفاری فرزند میرزا جواد و فرزند بزرگوارش سید مهدی غفاری قرین رحمت الهی باشد .


وبلاگ سلحشوران شهر نراق23/6/1393

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت16:34توسط |
رزمنده نراقی شکارچی تانک های عراقی

 

رزمنده نراقی شکارچی تانک های عراقی

اوایل زمستان 1364 برای چهارمین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدم . دو ماهی در پادگان الغدیر اصفهان دوره آموزش شکار تانک را فرا گرفتم .

scan10021.jpg

سید تقی باشی(سعیدی نیا) در سالهای دفاع مقدس

بهمن ماه 1364 طی عملیات سرنوشت ساز والفجر 8 و فتح شهر بندری فاو عراق با رمز یا زهرا(س) شبانه به قلب دشمن بعثی یورش بردیم .

img_8935.jpg
مسئولیت من آر . پی . چی زن و شکار تانک های دشمن بود . منطقه فاو نمک زار و انکار رزمنده ها در آب نمک راه می رفتند و لباس هایمان به رنگ سفید شده بود . شب عملیات تا ساعت 3 بامداد در حال خاموش کردن تیربارهای عراقی ها بودیم .

                                        scan10035.jpg   scan10006.jpg

سمت چپ کارخانه نمک من باموشک آر پی جی و حسین کرباسی یکی از رزمندگان دلاور شهر نراق با خمپاره 60 میلی متری خط را پوشش می دادیم . شجاعت و شهامت حسین و پایمردی اش در صحنه کارزار مثال زدنی بود .

scan10010.jpg

به سمت دشمن متجاوز پیشروی را ادامه دادیم و آنقدر موشک شلیک کردم تا اینکه لوله قبضه ام ترکید و مجبور شدم برای نبرد از اسلحه کلاشینکف استفاده کنم . کمی از سلحشوران جلو افتادم و بر این اساس کنار خاکریز به استراحت پرداختم .

scan10034.jpg

از فرط خستگی خوابم برد تا اینکه ساعتی بعد متوجه شدم زیر سرم را یکی تکان می دهد . بیدار شدم و مشاهده کردم چند عراقی اطرافم کشته شده اند و بر حسب اتفاق موقع استراحت سرم را روی پای مجروح عراقی گذاشته بودم که آن موقع بی هوش افتاده بود .

scan10028.jpg

تا خواستم بلند شوم ترسید و گفت ماء ماء و آب درخواست نمود . پایم را محکم گرفت و باز التماس آب کرد که به او آب دادم .
در همان لحظه دیدم صدای یکی از رزمندگان به نام احمد صالحی  می آید که اسیر عراقی ها شد . آنجا بود که منوجه شدم بین عراقی ها گرفتار شده ام و چیزی نمانده تا اسیر شوم .

scan10016.jpg

با شتاب رفتم پشت خاکریز و مخفی شدم و نیروهای دشمن احمد را اسیر و با خود بردند . بعد هم نیروهای ایرانی سر رسیدند و من به آنان ملحق شدم .

اجازه می خواهم قطعه ای از دلنوشته هایم را تقدیم شهیدان شهر نراق کنم :

مادر از بهر من شیون مکن من یک شهیدم
بلبلی آزاده بودم که از زندان این دنیا پریدم

سالها مشتاق دیدار وصال یار بودم
گر که جان دادم ولی اینک به معبودم رسیدم

گرمی جسمم در خاک و روحم در جنان است
ناظرم من شاهدم اما ز چشمان ناپدیدم

نقشه هایی را که دشمن می کشید از بهر اسلام
من همی با خون سرخ خود خط بطلان کشیدم

من به فرمان خمینی رهبرم پا در این سنگر نهادم
من چه خوش بختم که نزد رهبر خود رو سپیدم

img_7887.jpg

سید تقی باشی(سعیدی نیا) فرزند سید رضا اهل شهر نراق3/10/1392

 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت18:18توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(26)

 

کتاب " گزیده معراج السعاده ملا احمد نراقی "

 بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی به اهتمام آقای احمد احمدی بیرجندی چاپ پنجم این کتاب را سال 1392 منتشر نموده است .

 img_1656.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

 مرحوم احمدی توانسته به زیبایی کتاب ارزشمند معراج السعاده را 234 صفحه خلاصه نویسی و به رشته تحریر در آورد .

 

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت17:59توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(25)

 

کتاب دو جلدی " انقلاب اسلامی در کاشان "

 مولف سید اصغر ابن الرسول در سال 1383 طی دو جلد توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر گردیده است .

img_1645.jpg

توضیحات سلحشوران شهر نراق :

 در دو مجلد این کتاب از نراق و نراقی بحث به میان آمده است . در یکی از اقدامات روز قالی شویان سال 1357 که انقلابیون نراق همزمان با فینی ها اولین شعار مرگ بر شاه را فریاد برآوردند نیز توسط ساواک گزارش گردیده و سند آن منتشر شده است .

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت17:51توسط |
آزاده حسین اکبری مرد مقاوم و مورد احترام مردم خونگرم نراق

 

آزاده حسین اکبری مرد مقاوم و مورد احترام مردم خونگرم نراق

سال 1345 در دهستان جاسب از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد شدم . تاریخ 17/11/1361 طی عملیات ناموفق والفجر مقدماتی پس از مجروحیت شدید به اسارت نیروهای ارتش بعث عراق درآمدم .

dfdf.jpg

حسین اکبری

سه ماه به صورت بیهوش در بیمارستان کمپ الرشید بغداد بودم . به هوش هم که آمدم تا پنج ماه مثل یک مرده روی تخت افتاده بودم و در این هشت ماه فاقد هر نوع حرکتی بودم و عراقی ها توجه لازم به حالم نداشتند .

dsc00149.jpg

اواسط سال 1362 به اردوگاه عنبر در شهر انبار در استان الانبار منتقل و توسط اسرای ایرانی که از طبابت سررشته داشتند و سایر اسرا درمان شدم . دکتر مجید جلالوند که درجه دار ارتش و خودش اسیر بود زحمت زیادی برایم کشید .

30ny_ssf.jpg

اکبری در اردوگاه عنبر

در همین موقعیت با یکی از اسرای شهر نراق به نام احمد ابوالحسنی آشنا شدم که جوان زیرک و چالاکی بود و مرتب سر به سر نگهبانان عراقی می گذاشت .

2.jpg

شماره کارت اسارت من در عراق 6795 بود و بیشتر از 40 نامه در زمان اسارت برای خانواده ام ارسال نمودم که متاسفانه یک فقره آن پیدا نشد و آن موقع کسی نسبت به جمع آوری آن اقدام نکرد و به مرور زمان از بین رفت .

4.jpg

20 تا 25 نفر اسیر معلول در عنبر بودیم و متاسفانه فقط دو ویلچر در اختیارمان بود که کفاف نمی داد . عدم رسیدگی کادر پزشکی عراق به حدی ضعیف بود که موش ها به آسایشگاه ما وارد شده و زخم های چهار نفر از اسرا از جمله زخم پای حسینعلی صبوری صابونی را جویده بودند و او متوجه نشده بود . new image.jpg

 حسینعلی متولد 1320 و اصالتا اهل شهرستان فریمان استان خراسان رضوی بود که سال ها در تهران و خوزستان در کارگاه ریخته گری مشغول بود . دهه 1340 به اصفهان مهاجرت و سال 1351 در کارخانه ذوب آهن استخدام می گردد . طی عملیات بیت المقدس مجروح و آسیب جدی می بیند به گونه ای که قطع نخاع می شود .

56513_496.jpg

شهید حسینعلی صبوری اسوه مقاومت و ایستادگی

حسینعلی 19 ماه اسیر بود تا اینکه زودتر از ما در اسفند 1362 با اسرای معلول عراق مبادله شدند . با خبر شدم که ایشان پس از 30 سال زجر و ناراحتی از زخم جنگ تاریخ 13 فروردین 1393 به شهادت رسید .

2011-09-11 (10).jpg
اسیر معلول دیگر از دوستانم غلامعلی محمدی اهل فاریاب از توابع شهرستان کهنوج استان کرمان می باشد که فروردین 1362 طی عملیات والفجر1 قطع نخاع و اسیر عراقی ها شد . شماره کارت اسارتش 7139 بود و با همدیگر در خرداد 1364 مصادف با ماه مبارک رمضان 1405 با 28 نفر دیگر از معلولین ایرانی با اسرای عراقی مبادله شدیم .

2011-09-11 (13).jpg

 حسین اکبری در سالهای دفاع مقدس

با نظارت صلیب سرخ جهانی از بغداد به فرودگاه ترکیه و از آنجا به مرز هوایی مهرآباد ایران آمدیم .سه روز در خانه کودک تهران قرنطینه بودم تا اینکه برادرم ابوالفضل اکبری به دنبالم آمد . با آمبولانس به شهرستان دلیجان عزیمت و مورد استقبال مردم عزیز و مسئولین این شهرستان قرار گرفتم و روز بعد در نماز جمعه دلیجان شرکت کردم .

     dum_vh.jpg    hhr.jpg

سپس به زادگاهم روستای بیجیگان جاسب رفتم و مردم دوست داشتنی هفت پارچه این خطه سرسبز از من به شایستگی استقبال نمودند . در مدت یک هفته خانواده های زیادی از سراسر کشور به ملاقاتم آمدند و عکس فرزندان مفقود یا اسیر خود را نشانم می دادند تا اثری از جوانشان را بیابند .

                                          كاظمي.jpg   06082012023.jpg

مرحوم اکبر اکبری پدر آزاده جانباز حسین اکبری

کمی که استراحت کردم به دعوت حاج مسلم مرادی(1328 – 1381) به نمایندگی از مردم مهربان شهر نراق وارد اجتماع کم نظیر آنها شدم و حلقه گل به گردنم آویختند و من را شرمنده محبت های خود نمودند .

 27072012016.jpg

 سال 1365 نیز در شهر مذهبی نراق با حاجیه خانم فاطمه حبیبی ازدواج و ساکن گردیدم . اکنون جانباز 70 % می باشم و حاصل ازدواجمان سه فرزند می باشد .


img_1593.jpg

آزاده جانباز حاج حسین اکبری فرزند اکبر اهل جاسب ساکن شهر نراق 1/6/1392

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت6:5توسط |
معرفی کتاب در خصوص شهر نراق(24)

 

کتاب " خاطرات حاج سیاح یا دوره خوف و وحشت "

چاپ اول سفرنامه حاج سیاح محلاتی سال 1346 چاپ دوم 1356 و چاپ سوم آن سال 1359 به کوشش حمید سیاح و به تصحیح سیف الله گلکار منتشر گردیده است .


img_1670.jpg
توضیحات سلحشوران نراق :

حاج محمد علی فرزند حاج محمد رضا معروف به حاج سیاح سال 1215 شمسی ( 178 سال قبل ) در شهرستان محلات استان مرکزی متولد گردید . در سال 1238 در سن 23 سالگی دختر عمویش که در مهاجران اراک سکونت داشتند را به عقد ایشان در می آورند .عمویش فردی متمول و مقرر بوده زندگی دخترش و برادر زاده اش محمد علی را تامین کند .
این موضوع سازگار محمد علی قرار نمی گیرد و از ایران به سوی قفقاز متواری می گردد .

img_1669.jpg

دور دنیا گردیده و به زبان های ترکی ؛ ارمنی ؛ روسی ؛ انگلیسی ؛ فرانسه و آلمانی مسلط می شود . 18 سال بعد سال 1256 شمسی به ایران باز گشته و از طریق بندرعباس ؛ بوشهر ؛ شیراز ؛ اصفهان ؛ کاشان ؛ نراق به زادگاهش محلات می رسد و در آغوش مادر و اقوام قرار می گیرد .

آنچه که مورد نظر است روز پنج شنبه تاریخ دهم شوال 1294 هجری قمری برابر با 26 مهر 1256 شمسی(137 سال قبل) و مصادف با 18 اکتبر 1877 میلادی حاج سیاح در آخرین روزهای بازگشتش وارد نراق می گردد و آنچه در سفرنامه اش مرقوم شده عینا اشاره می گردد :

img_1660.jpg


فردا حمل اثقال کرده به راه افتادیم و تا ابودردا (ابودردا از اصحاب حضرت محمد(ص) پیامبر اسلام در سال ۳۲ هجری در مدینه درگذشت و نقل است که محل دفن ایشان در شهر کاشان می باشد )رفته در آنجا نزول کردیم .

img_1664.jpg

بعد از صرف غذای شام ؛ باز به راه افتاده اول طلیعه صبح وارد قریه حسن رود(حسنارود) شدیم . مسجد فوقانی خوبی در کنار نهری جاری داشت به آنجا نزول کردیم . ذبیح الله در آنجا آشنایان متعدد داشت مکرر آمده خواهش کردند بمنزل ایشان نرفتیم . از ماکولات(خوردنی ها) و نان خوب به منزل ما آوردند ؛ انعامی در حق آنان نمودم .

img_1661.jpg

روز را در همان مسجد استراحت کردم و سه ساعت از شب گذشته بار کرده به قصد نراق به راه افتادیم . در بین راه ؛ مشهد قالی شویان معروف را دیده اهل آن مزار ( علی بن باقرعلیه السلام و سایر شهدا)را به فاتحه یاد کرده بلا توقف عبور کردیم و صبح بسیار زود از گردنه نراق سرازیر شدیم . این گردنه غالبا محل توقف قطاع الطریق(راه زنان) و جای مخوفی است لیکن ما به سلامت گذشته ؛ یک ساعت از آفتاب رفته وارد نراق شدیم .

img_1663.jpg

در کاروانسرای حاجی مهدی که نظیر کاروانسراهای خوب کاشان بود منزل کردیم لیکن تمام حجرات را خالی دیدم ؛ تعجب کردم . بعد بیرون آمدم دیدم نراق آن نیست که در جوانی دیده بودم بالکلیه خراب و ویران شده ؛ از دَه خانه یکی باقی نمانده ؛ مردم کمی که هستند فقیر و پریشان و اوضاع تمام عوض شده . نراق بسیار جای آباد ؛ پُر منفعت با صفایی بود که آن را هند کوچک نام داده بودند .از یک نفر پرسیدم : کو آن نراق که من قبل از سفر دیده بودم ؟

img_1662.jpg

گفت : دو بلای بزرگ نراق را به این حال افکنده . اول اینکه می دانید اسم بابی در ایران برای دولتیان و مردم مغرض بی دیانت ؛ بی انصاف یک وسیله و بهانه برای تمام کردن مردم بی تقصیر شده و می دانید اینجا امام زاده ایست(امامزاده سلیمان) یک نفر خبیث که با چند نفر عداوت و غرض داشت روزی در آنجا چند ورق از قرآن نیم سوخته بیرون آورد که از قرار معلوم خودش سوزانده و فریاد زد بابیان قرآن را سوزانده اند .

img_1667.jpg

بابیان کیستند ؟ فلان و فلان و جمعیت دیگر و جمعی را به این متهم ساختند . پس به دولت اطلاع دادند که در اینجا بابیان طلوع کرده اند قدرت و قوت دارند . دولت ؛ مصطفی قلی خان عرب را مامور تحقیق کرد . او هم محض اینکه مال مردم را غارت کند حاجی میرزا محمد را که ملای اینجا بود با خود شریک و همدست کرد . آن ناپاک اغلب اهالی را خصوصا آنهائیکه مال دار بودند متهم کرده ؛ مردم بیچاره را به اسم تحقیق به یک جا جمع کردند .

img_1666.jpg

به محض اجتماع بدون سوال و جواب همه را دستگیر کرده بسیاری را قتل نمودند و تمام خانه ها را غارت کردند ؛ زن و مرد و صغیر و کبیر ؛ آواره به اطراف متفرق شده به جاهای دیگر و بسیاری به همدان رفتند . بعد از آن بقیه السیف(کسانی که از دَم تیغ دشمن جان به در برده اند) باز مشغول کار شدند قحط عمومی هجوم کرده ، باقیمانده هم تلف و با مال متفرق شدند و باینحال افتاده .

img_1665.jpg

واقعا متاثر و منقلب شدم نظیر تاثیری که در کاشان از دیدن خرابه حمامی که امیر کبیر اتابیک را به تهمت و عداوت درباریان ؛ در آنجا کُشته بودند . چه می توان کرد با استبداد و فساد اخلاق ؛ نه قانون در ایران هست نه عدلیه و نه محاکمه و نه استنطاق و نه تحقیق ؛ مردم به یک بهانه و یک حرف سُست ؛ چنان مرد بزرگی را از دست ایران گرفتند که تا حال دیگر ایران مثل او ندیده ؛ اگر مجال می دادند مایه نجات ایران بود .

img_1668.jpg

مثل نراق جایی را به یک تهمت بیجا ویران کردند . بسیار بی گناهان را عمدا و بعضی را اشتباها به تهمت بابی بودن نابود کرده اند . ناصرالدین شاه به این بهانه بسیاری اغراض خود را پیش برد .
دو ساعت به غروب مانده به مکاری گفتم : خواهش دارم مرا پیش از صبح ؛ بی خبر وارد محلات کنی . قبول کرده فورا حمل اثقال کرده به راه افتادیم . و...

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت23:58توسط |
مروری بر خاطره های مردم شهر نراق 17
 

ffssaehg.jpg

 دبیرستان امینیان شهر نراق - سال 1342

از راست : سید کاظم میرسلطانی فرزند سید حسن - محمد علی ترابی فرزند حبیب الله - سید مجتبی غفاری فرزند سید محمود - محسن خانعلی زاده فرزند قاسم

نشسته : مرحوم سید محمود موسوی فرزند سید حسن

 

image5143.jpg

مراسم تاسوعای حسینی عزاداران شهر نراق در مضجع علی بن باقر(ع) در مشهد اردهال - سال 1375

ذاکر اهل بیت حاج سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله

مرحومین قابل شناسایی : حسین حیدری فرزند محمدعلی - نعمت الله پیشه ور فرزند فتح الله - رحمت الله قجری فرزند غلامحسین - علی نصیری فرزند ...

 

ftguouo.jpg

 اتوبوس شهر نراق در مسیر قم - سال 1341

از راست : مرحوم حاج حسن بصیری فرزند محمد اهل قم - ناشناس - ناشناس - علیرضا علی اکبری فرزند شکرالله مشهور به رضا عشقی

اتوبوس شورلت به شماره شهربانی 6252  به صورت شراکتی متعلق به مرحوم حاج رضا آعلی فرزند اسماعیل و مرحوم حاج حسن بصیری فرزند محمد راننده این اتوبوس بوده است .

 

2.jpg

 

1.jpg

 جوانمردان قدیم شهر نراق – سال حدود 1356

از راست : ... اسماعیلی فرزند...(برادر مرحوم حسن آقا) – علیرضا عضایی فرزند عباس – علی اکبر عضایی فرزند عباس – ناشناس – حسین کاظمی فرزند احمد

 

4.jpg

آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر نراق و مراسم علامت گردانی – شهریور ماه 1366

از راست : رضا عابدی فرزند عابدین - احمد عابدی فرزند ماشاالله - اصغر اشرفی فرزند حسین - ناصر خسروی فرزند غلامرضا - قاسم علی اکبری فرزند علی اکبر

 

1625518_1418012425117901_460538127_n.jpg

شهر نراق - سال....

 مرحومه کوکب لطفعلی فرزند .... به همراه همسرش مرحوم عباس شاه حمزه ای فرزند رضا

image6696.jpg

 آزادی و بازگشت اسرا از عراق به ایران و حضور در جمع با صفای خانواده – مرداد 1369

آزاده جانباز حاج عباس باقری در جمع خانواده و پدرش حاج حسینعلی و مادر مرحومه اش حاجیه خانم بتول رزاقی

 

img_7516.jpg

 مدارس آموزشی و فراگیری سوادآموزی دهه 1340 و نظارت آقای مرتضی یوسفی(رادفر) فرزند شکرالله از زحمتکشان و دوستداران فرهنگ شهر نراق

 

sdutsdt.jpg

آیین عاشورایی عزاداری محرم در شهر مذهبی نراق و اجرای مراسم کفن پوشان – ظهر عاشورای سال 1366

 

untitled-20.jpg

 مراسم .... در شهر نراق – سال ...

از راست : ناشناس – مرحوم دکتر داریوش نراقی فرزند عباس – ناشناس – مرحوم عبدالقدیر محمدی فرزند عبد الله – مرحوم علیرضا فروغی فرزند نصرالله – رمضان معصومی فرزند علی – دکتر قاسمی فرزند علی – مرحوم حاج علی قاسمی نراقی فرزند عبدالرحیم – حاج عباس معصومی فرزند علی – مرحوم اصغر حاج حمزه ای – سرهنگ مسعود یوسفی فرزند حسین

img_7545.jpg

 مرحوم غلامرضا مبینی فرزند محمد – علی اکبر جعفری فرزند غلام – سال حدود1352 

 

3.jpg

کاروان راهیان نور بسیج شهر نراق - فروردین 1381

ایستاده از راست : حمید رضی فرزند گل محمد - سید محمد باشی فرزند سید نصرت الله - سید قاسم حسینی نژاد فرزند سید حسن - غلامحسین قجری فرزند عباس

نشسته از راست : مرحوم ماشاالله نوروزی فرزند عبدالله - محمد مهدی ایزدی فرزند حسن

 

این عکسها گویای خاطرات قشنگ زندگی است .خاطراتی که هنوز با وجود گذشت سالها از آن  بوی تازگی و عطر خوش مهربانی می دهد . هنوز هم که هنوز است وقتی  آلبوم خاطرات آن روزگار را مرور می کنیم اشک شوق و لبخند دلنشین  دوستی با هم در می امیزند و ساعت ها وقتمان صرف مرور این خاطرات می شود.

 

خاطرات خوش گذشته را با هم ورق می زنیم تا.............

 

وبلاگ سلحشوران شهر نراق

 

 

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت19:16توسط |
شاهدان نراقی واقعه جمعه سیاه 17 شهریور 1357

 

شاهدان نراقی واقعه جمعه سیاه 17 شهریور 1357

پدرم سید شکرالله مهرزاد فرزند سید باقر یکی از روحانیون شهرستان محلات و ذاکر اهل بیت عصمت و طهارت بود . ایشان سال 1386 در سن 100 سالگی بدرود حیات گفت و در قبرستان وادی السلام محلات خاکسپاری گردید .

img_3256.jpg

مرحوم حجت الاسلام سید شکرالله مهرزاد

در مقطع مبارزه مردم به رهبری آیت الله سید روح الله خمینی(ره) با رژیم ستم شاهی محمد رضا پهلوی و واقعه 17 شهریور 1357 که به جمعه سیاه مشهور گشت ما در تهران خیابان خراسان کوچه محتشم حومه مسجد لرزاده سکونت داشتیم .

img_3248.jpg

                       سید علی مهرزاد
دیوار به دیوار منزل ما حاج غفار آلادپوش (فرزند غلامحسین متوفی 1377) و همسرش بتول خانم زندگی می کردند که صاحب شش دختر و شش پسر بودند .

چهار فرزند این خانواده و دو عروسشان در دهه 1350 به دلیل فعالیت سازمانی توسط ساواک شاه کشته شدند(حسن آلاد پوش و همسرش محبوبه متحدین – سُرُور آلاد پوش و همسرش محمد حسین اکبری آهنگران – مجتبی و مرتضی(حسین) آلادپوش) .

1504978_120.jpg

پنج شنبه شب کاظم محمودی فرزند علی(1338 – شهادت 1361) و محمد(غلام) ابوالحسنی فرزند عزت الله و نصرالله محمودی فرزند حسین در منزل ما جمع شدند تا صبح 17 شهریور در میدان ژاله که به شهدا تغییر نام یافت در راهپیمایی اعلام شده شرکت کنیم .

 

                     img_3284.jpg     94401886620938998574.jpg     img_3281.jpg 

      نصرالله محمودی       سردار شهید کاظم محمودی        محمد(غلام)ابوالحسنی

صبح اول وقت ساعت شش که نیمی از جمعیت انقلابی در میدان حضور یافته بودند ارتشبد غلامعلی اویسی( فرزند غلامرضا متولد1297 فردو قم – 1362 پاریس) فرماندار نظامی تهران و حومه حکومت نظامی صادر و مقررات منع عبور و مرور اعلام کرد .

 1_8706161418_l600.jpg

 انقلابیون پُر شور گوششان بدهکار دربار شاه نبود و پُشت در پُشت هم به میدان ژاله و خیابان های اطراف که توسط نظامیان مسدود شده بود سرازیر شدند .
غلام محمد با یک دستگاه موتور سیکلت یاماها 100 سی سی همراه با کاظم از منزل خارج و به سمت میدان حرکت کردند . آقا نصرالله هم که یک نظامی ضد رژیم بود از آبیک قزوین به تهران آمده بود و با لباس شخصی به میان موج خروشان امت رفت .

img_3282.jpg

نصرالله محمودی

ما دو نفر هم مثل سابق وارد جریان تظاهرات شدیم . تظاهرکنندگان بدون توجه به مقررات حکومت نظامی، با شهامت و از جان گذشتگی و ایثار، شعارهای خود را که علیه نظام و شاه بود با صدای رسا، بیان می کردند و کوچک ترین توجهی به سربازان که به حالت آماده باش در خیابان ها و پشت بام ها سنگر گرفته بودند نداشتند.

96154.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

به یکباره از زمین و هوا تیراندازی شروع شد و در آن شلوغی غوغایی به پا بود . جمعیت زیادی به شهادت رسید و عده ای بیشتر مجروح شدند . فریاد «اللّه اکبر» و «لا اله الا اللّه» همه جا را پُر کرد، جمعیت وحشت زده و هراسان به سوی عقب هجوم بردند و گروهی روی زمین دراز کشیدند. دژخیمان با شقاوتِ هرچه بیشتر، شلیک می کردند.

 img_3260.jpg

           سرکار خانم زهره ابوالحسنی

ما به سمت منزلمان فرار کردیم و همسرم رفت پشت بام و تا نفس داشت شیون سَر داد . زنان دیگر در لابلای صدای تیراندازی مامورین شاه همنوا با هم شیون می کردند و یا حسین و یا حسین می گفتند .

شیون یکنواخت زنان به نشانه اعتراض واهمه ای در مامورین ایجاد می کرد . مشخص بود که رژیم شاه گور خود را کَند و نمی بایست به روی شهروندان آتش می گشود .

 .jpg

سردار شهید کاظم محمودی

برای نگهداری شهدا و بعد دفن آنان نیاز به یخ بود تا در گرما بو نگیرند که ما یخ تهیه کردیم . از طرفی به درب منازل مراجعه کردند تا برای کفن و دفن شهیدان ملحفه جمع آوری کنند که ما ملحفه های داخل منزلمان را تحویل دادیم .

ما با همدیگر روز شنبه 18 شهریور 1357 برای مساعدت به سایر انقلابیون به بهشت زهرا(س) تهران رفتیم. لباس های شهیدان را سوزاندیم تا میکرب زدایی شود و آسیبی به محیط و افراد نشود .17 شهریور زمینه سقوط اهریمن پهلوی در بهمن 1357 شد .


                   img_3258.jpg  img_3246.jpg
سید علی مهرزاد فرزند سید شکرالله اهل شهرستان محلات و همسرش خانم کبری(زهره) ابوالحسنی فرزند عزت الله اهل شهر نراق 22/6/1392

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت18:41توسط |
عملیات کربلای 5 و شکستن دیوار صوتی هواپیماهای عراق در نراق

 

عملیات کربلای 5 و شکستن دیوار صوتی هواپیماهای عراق در نراق

پیروزی های اولیه رزمندگان ایران طی عملیات کربلای 5 در شلمچه خرمشهر استان خوزستان به جهت دستیابی به شهر بصره عراق باعث شد نیرو هوایی عراق قسمتی از شکست خود را با بمباران شهرهای ایران جبران کند .

59149168120231233157895124017121110816853250.jpg

هواپیماهای متجاوز بعث عراق تاریخ 26 دی 1365 چند شهر ایران از جمله اراک ؛ اصفهان و کاشان را مورد حمله ناجوانمردانه قرار دادند . هواپیماهای عراق هنگام عبور از آسمان شهر نراق دیوار صوتی شکستند که موجب اضطراب و آسیب روحی به همشهریان شد .

98599_161.jpg

آن روز من و حمید یوسفی فرزند سلطانعلی از مقابل کاروانسرای بازار شمس السلطنه در حال عبور به سمت میدان نراق بودیم که دو فروند میگ عراقی در ارتفاع پایین دیوار صوتی شکستند که صدای غرش آن دست کمی از بمباران نداشت .

l6u6_img_2766.jpg

ابوالفضل (رضا)صالحی

آنقدر وحشتناک بود که ما سریع خودمان را داخل جدول آب کنار خیابان انداختیم . شیشه های اکثر مراکز و منازل مردم شکسته شد .

دو نفر از شیشه بُران زحمتکش آقایان مسلم و علی محمد مرادی فرزندان نصرالله دست به کار شدند و شبانه روز کوشش کردند تا مردم در سرمای زمستان اذیت نشوند .

 vua_scan.jpg

 دولت تامین هزینه را بر عهده داشت و به جهت گستردگی کار و کمبود شیشه و نوبت بندی ؛ مردم با نایلون پنجره ها را پوشش دادند تا از سرماخوردگی نجات یابند .

 

2fdr_img_2765.jpg 

ابوالفضل(رضا) صالحی فرزند سلطانعلی اهل شهر نراق 6/12/1392

 

+نوشته شده در شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت21:59توسط |
مادران اسرای نراق صبور در مقابل مشکلات و اسطوره های مقاومت

 

مادران اسرای نراق صبور در مقابل مشکلات و اسطوره های مقاومت

سه شنبه تاریخ 11/6/1393 روز صنعت چاپ می باشد . بهانه ای شد این روز را به دوستداران این صنعت علی الخصوص حاج احمد ابوالحسنی نراقی یکی از فعالین این رشته مهم تبریک و تهنیت عرض کنیم .

img_2856.jpgآزاده جانباز حاج احمد ابوالحسنی

شایسته است از این فرصت استفاده کرده و هدف و استراتژی احمد ابوالحسنی رزمنده دفاع مقدس شهر نراق که در دومین بار اعزام به جبهه اش در عملیات سرنوشت ساز فتح المبین مجروح و به اسارت ارتش عراق درآمد را از روی یکی از نامه های اسارتش به اطلاع افکار عمومی برسانیم :

نامه احمد ابوالحسنی از اردوگاه موصل عراق به مادرش خانم طلعت محمودی در شهر نراق


                          شماره کارت اسارت 3050           تاریخ نامه 3/11/1363

                                                       بسم الله الرحمن ارحیم

ای مادرعزیزم و ای صبر کننده در مقابل مشکلات زمانه و ای اسطوره مقاومت سلام علیکم و به ما صبرتم .

ait0qoirycqlbarz0e3.jpg
سلام و صد سلام بر روی ماهت . امید است که این سلام فرزند کوچک خود را که از راه دور و دراز و با ماجرای تلخ و شیرین از سرزمینی که در آن حسین ها و علی ها و ... جان دادند پذیرا باشی .

41-1.jpg

هر چند که من کوچکتر از آنم ولی ... (کوچکتر از آنم که بتوانم قلب شما را شاد کنم) . خلاصه روزگار را می گذرانیم در کنار برادران عزیز و ارجمند خود . (اسرای نراق و محلات و بلاد ایران)

3.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

همینطور که ماها شاد هستیم انشاءالله که شما هم شاد باشید و من اکنون که دارم نامه می نویسم قدرت الله ایزدی(اسیر اهل شهر نراق) نیز در کنار من نشسته است و دارد برای برادرش ماشاءالله نامه می نویسد . نامه ای را که برای عباس باقری(اسیر اهل شهر نراق) داده بودید به دستش رسید و بسیار خوشحال شد .

 4.jpg

 مادرجان من را از دعاهای خیرت فراموش مکن و دعا کن که من نیز به درجه فرزندان برادرانت برسم (چهار تن از پسر دایی های اسیر به اسامی نصرت الله و احمدرضا محمودی فرزندان یوسف ؛ عبدالله و کاظم محمودی فرزندان علی در جبهه های مختلف دفاع مقدس به شهادت رسیده و احمد آرزوی شهادت شبیه آنان را نموده است) هر چند که لیاقتش را ندارم ولی خیلی دوست دارم که همچون آنها چند روز زودتر از این دنیا رفته و با باری سبک تر .

 1.jpg

 چون اگر نظر به گذشتگان کنیم می بینیم که همه رفته اند از آدم تا محمد(ص) و علی(ع) و حسین(ع) و ... پس راهی است که باید رفت هر چه زودتر بهتر ؛ پس چه نیکوست که مثل حسین ها ؛ حسین وار بمیریم و همچون زینب وار صبر کنیم .

41-2.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مادر جان حالت چطور است ؟ چرا ناراحت شدی ؟ نه ناراحت نباش ؛ بگذر ؛ ببین ؛ نگاه کن ؛ گوش بده مادر ؛ مادر ؛ مادر خوبی الحمدالله .

2.jpg

خوشحالم ؛ آری شما هم همینطور ؛ خُب من چون دیدم شما خوشحالی من هم خوشحال هستم ؛ و اِلاّ من نیز ناراحت خواهم شد .

 5.jpg

 راستی من خیال می کردم که شما ناراحت هستی ؛ الحمدالله که شاد زیارتت کردم(خوشحال و راضی شدی از من) . قدرت الله و عباس سلام می رسانند .

خداحافظ . قربانت احمد ابوالحسنی

img_2858.jpg

بازخوانی و تفهیم گذاری از وبلاگ سلحشوران شهر نراق 10/06/1393

 

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت19:57توسط |
زیباترین عکس جبهه و قویترین رزمنده نراقی

 

زیباترین عکس جبهه و قویترین رزمنده نراقی

دی ماه 1365 مقطع عملیات کربلای پنج بیش از 75 نفر از بسیجیان و پاسداران شهر نراق در جبهه جنوب در استان خوزستان حضور داشتیم .

 (13).jpg

علیرضا اسماعیلی

عملیات مهمی در پیش بود و همه در حالت آمادگی دفاعی به سر برده و روزانه آموزش می دیدیم . برای ایجاد تنوع بین رزمندگان شرط بندی شد و من گفتم سه نفرتان را می توانم همزمان بلند کنم .

 شهدای نراق.jpg

 اسماعیلی در سالهای دفاع مقدس

هیچکس باور نمی کرد . ابتدا موفق شدم سه نفر را بلند کنم . کف پا و دستانم را روی زمین اهرم کرده و دو رزمنده نراقی به اسامی موسی عابدینی فرزند علی و کاظم جعفری فرزند ابراهیم را روی پاها و شانه هایم بلند کردم . برای مرحله بعد مثل شرایط سابق سه نفر به وزن تقریبی 180 کیلوگرم را بلند کرده و دوستان ضمن تشویق من عکس یادگاری گرفتند .

1 (3).jpg

البته من عکس بلند کردن سه نفر را در نمایشگاه های عکس دفاع مقدس مشاهده کرده ام و علی الظاهر دسترسی به این عکس هنوز میسر نشده است .

1 (28).jpg
بنده در شهرداری شهر نراق شاغل هستم و در شرایط سخت مسئولیت های دشواری که بر عهده ام سپرده می شود را انجام وظیفه می کنم .

img_2229.jpg

علیرضا اسماعیلی فرزند عباس اهل شهر نراق 17/5/1392

 

+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت18:38توسط |
نقش آفرینی نعمت الله ابراهیمی راننده دفاع مقدس شهر نراق

 

نقش آفرینی نعمت الله ابراهیمی راننده دفاع مقدس شهر نراق

همه آحاد امت در پیروزی انقلاب و دفاع مقدس نقش آفرینی داشتند . بنده نیز از پیروان رهبر کبیر انقلاب آیت الله سید روح الله خمینی(ره) بودم و در توزیع اعلامیه و عکس های ایشان در تهران فعالیت داشتم .

image4913.jpg

نعمت الله ابراهیمی

قبل از انقلاب در بیمارستان رضا شاه کبیر که بعدا به نام هفت تیر تغییر نام یافت اشتغال داشتم که اواخر عمر ننگین حکومت پهلوی به زادگاهم نراق بازگشتم .
22 بهمن 1357 مردم و رهبر بر رژیم ظالم محمد رضا شاه پیروز و خوشحال و جشن شادی گرفتیم .

img_1431.jpg
یکسال و نیم پس از پیروزی دشمنان ایران تاب تحمل نیاوردند و توسط رژیم متجاوز عراق جنگ هشت ساله را بر ایران تحمیل کردند . همه موظف بودیم از آب و خاک و دین و مملکتمان دفاع کنیم و این اقدام را وظیفه می دانستیم .

image4912.jpg

نعمت الله ابراهیمی در مقطع سربازی

بنده منهای پشتیبانی هایی که از رزمندگان و رهبر عزیزمان امام خمینی داشتم دو نوبت نیز در غالب نیروهای مردمی بسیج به جبهه های حق علیه باطل ماموریت داشتم .

سال 1360 به مدت یک ماه از طریق جهاد سازندگی شهرستان دلیجان با دو نفر از رانندگان دفاع مقدس شهر نراق به اسامی قدرت الله سلیمانی فرزند احمد و علی اکبر علی اکبری فرزند شکرالله به عنوان راننده و تعمیرکار ماشین به منطقه اهواز استان خوزستان ماموریت یافتیم .

 image4800.jpg

حمید رضا ابراهیمی فرزند علی متولد 1341 که تاریخ 1/9/1362 در جبهه پنجوین عراق طی عملیات والفجر 4 به شهادت رسید برادر زاده من است و برای طایفه ما باعث موهبت و افتخار می باشد . شهرداری محترم نراق نیز به پاس احترام سنگ یادبودی در گلزار شهدای نراق مدّ نطر قرار داده است که از زحمات آنها تشکر می کنیم .

0055.jpg
باید راه و مسیر شهدا و شهید حمید رضا ابراهیمی حفظ می شد بر این اساس دومین ماموریت بنده از ناحیه " ستاد پشتیبانی مناطق جنگی (حمزه) استان مرکزی از تاریخ 1/12/1362 الی 30/12/1362 جهت انجام امورات محوله صورت پذیرفت .

 .jpg

در این ماموریت رانندگانی از شهرستان دلیجان نیز همراه بودند و اینجانب با گواهینامه 399028 راننده آمبولانس شماره شهربانی 22047 بودم .

zgzsa2hq7qc25jgvu0.jpg
مقطع عملیات مهم خیبر در محورهای طلائیه و جزیره مجنون بنده و سایر راننده های آمبولانس زیر آتش پُر حجم دشمن بعثی تلاش مضاعف نمودیم تا مجروحین را از خط مقدم درگیری به اورژانس پشت جبهه منتقل تا مورد مداوای اولیه قرار بگیرند .

 image4914.jpg

یادم می آید حاج اسماعیل حبیبی یکی از رزمنده های نراق که در واحد تعاون فعالیت می کرد را در جبهه ملاقات کردم .
گرچه 70 ساله می باشم ولی همچنان برای هر گونه دفاع از میهن اسلامی ایران آماده جانفشانی هستم .


img_1443.jpg

راننده دفاع مقدس نعمت الله ابراهیمی فرزند علی اکبر اهل شهر نراق1/2/1391

 

 

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت18:24توسط |
جا ماندن نخ بخیه داخل شکم رزمنده نراقی در بیمارستان شریعتی اصفهان

 

جا ماندن نخ بخیه داخل شکم رزمنده نراقی در بیمارستان شریعتی اصفهان

تاریخ 27 دی 1365 طی عملیات غرور آفرین کربلای 5 خمپاره 60 میلی متری ارتش عراق فی ما بین سه رزمنده شهر نراق فرود آمد .

image5138.jpg

 سید حسین جوادی

غلامرضا یوسفی فرزند نوروز در دم به آرزویش شهادت نایل آمد . سید مرتضی بابایی کمی موج انفجار گرفت و من از ناحیه شکم به شدت آسیب دیدم .
در بیمارستان شریعتی اصفهان بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفتم تا بهبودی نسبی حاصل گردید .

image5146.jpg

درمانم در بهداری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان ادامه یافت و پاسدار صُدیف جوشقانی (مرحوم)اهل روستای جوشق از توابع مشهد اردهال هفته ای دو یا سه نوبت با دقت و حوصله پانسمان های شکمم را تعویض می کرد . دل دردهایم آرام و قرار را از من ربوده بود .

image5161.jpg
روزی مرحوم صُدیف مشاهده کرد که از محل بخیه خونابه بیرون آمده و نگران شد و نوک نخ بخیه را به آرامی کشید و دید همینطور نخ بیرون می آید .

image5176.jpg  

نخ را کشید و کشید تا بیش از یکی دو متر را از شکم من بیرون آورد و کاشف به عمل آمد که دکتر اتاق عمل نخ بخیه را داخل شکمم جا گذاشته بود .

img_6749.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ذاکر اهل بیت جانباز سید حسین جوادی فرزند سید ماشاءالله اهل شهر نراق 25/5/1392

 

 

+نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت18:21توسط |
قدرت نراقی آویزان بر پنکه آسایشگاه موصل عراق

 

قدرت نراقی آویزان بر پنکه آسایشگاه موصل عراق

قدرت الله ایزدی سال 1339 در شهر مذهبی و تاریخی نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی متولد شد .

image4442.jpg

 قدرت الله ایزدی

22 بهمن 1360 ازدواج و 28 روز بعد تاریخ 20/12/1360 عازم جبهه های نور علیه ظلمت گردید . تاریخ 2/1/1361 طی عملیات غرور آفرین فتح المبین در روستای زعن در منطقه شلش شهرستان شوش استان خوزستان به شدت مجروح و به اسارت نیروهای ارتش عراق گرفتار گردید .

jjhh.jpg

اولین تصویر پخش شده از حاج قدرت بعد از اسارت از تلویزیون عراق

 

وی در بیان خاطراتش در اسارت اینگونه روایت می کند :


تاریخ 18 آذر 1361 در اردوگاه موصل 3 عراق مطلع شدم که خداوند در شهر نراق مرا صاحب دختری کرده که نامش را مرضیه گذاشته اند .

 86841495500754533483.jpg

اولین دیدار مرضیه ایزدی 9 ساله با پدرش 29/5/1369


در اردوگاه موصل 4 محل نگهداری اسرای ایرانی همچنان مقاومت و مبارزه می کردیم . اغلب مسئول کارهای برقی آسایشگاه موصل بودم . با کمترین وسایل در حلب های روغن نباتی و ساخت المنت برای اسرا آب جوش می ساختم تا مورد استفاده قرار دهند .

image4433.jpg

سرباز عراقی به نام نذیر عبید عباس که به دلیل بد رفتاری و بد اخلاقی و توهین های ناروا نسبت به اسرای ایرانی به خنزیر مشهور بود از راه رسید . سریع مقابل پیت آب جوش ایستادم ولی بخار آب باعث شد که به شکنجه گاه بروم .

40871618845484755055.jpg
یک بار هم برای وصل کردن سیم برق به پنکه سقفی آسایشگاه در موصل روی شانه دو نفر از اسرا بودم که نگهبان خودی وضعیت را قرمز اعلام کرد . ثانیه ای صبر کردم تا کارم تمام شود ولی دو اسیر از ناچاری و مشاهده صحنه زیر پایم را خالی کردند .

79936797832909803337.jpg

برای اینکه سقوط نکنم به پنکه آویزان شدم و سرباز عراقی در کمال خونسردی از زیر پایم گذشت و متوجه موضوع نشد .
این موضوع باعث انبساط خاطر اسرا در آسایشگاه شد و تا ساعاتی خنده بر لبانمان بود .


image4417.jpg

آزاده جانباز قدرت الله ایزدی فرزند عباس اهل شهر نراق 2/7/1390

 

 

+نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت17:41توسط |
چهل دختران شهر نراق

چهل دختران شهر نراق

داخل بقعه متبرک شاه سلیمان شهر نراق زیر زمینی وجود دارد که در افکار عمومی مردم قدیم به " چهل دختران " مشهور است .

img_0210.jpg

 نمایی از چهل دختران

دریچه ای باز می شود که با پا چیدن اطراف حفره وارد زیر زمینی می شوی . قبل انقلاب که توجه کمتری به این نمونه مکان های متبرک و مذهبی می شد ؛ این ناحیه نیز به دلیل تاریک بودنش و تعریف های عجیب و غریب مخوف جلوه می کرد و اغلب کسی جرات نمی کرد داخل آنجا شود .

img_0211.jpg

مردم نراق همزمان با سراسر کشور مشغول فعالیت بر علیه رژیم دیکتاتور و وابسته محمد رضا شاه پهلوی بودند . اواخر بهار 1357 روز پنج شنبه چند نفر از دوستان شلوغ و کنجکاو تصمیم گرفتیم شمع خریداری و داخل چهل دختران شویم .

img_0191.jpg

دریچه را بلند کردیم و از طریق جای پایی که درست کرده بودند وارد زیرزمین شدیم . شمع ها روشن بود ولی ترس سراپای وجودمان را فرا گرفته بود ولی هر کدام تلاش می کرد خود را نترس و با شجاعت نشان دهد .

img_0212.jpg

مشاهده کردیم که کف این مکان چهار دیواری زیلویی پهن است و جانماز و چند کتاب ادعیه و قرآن وجود دارد .

متوجه شدیم که چند نفر از مومنین در این فضا خلوت کرده تا با خدای عز و وجل به راز و نیاز می پردازند . کمی گفتیم و خندیدیم و کم کم ترس از ما فاصله گرفت . چون صدا می پیچید چند نوبت هم آواز کودکانه خواندیم .

img_4383.jpg

سالیان طولانی است که اهالی نراق عصرهای پنج شنبه برای ادای احترام به بقاع متبرک شاه یحیی و شاه سلیمان و همچنین فاتحه خوانی برای متوفیان به گورستان های شهر می روند و با توزیع نذریات مختلف از جمله حلوا ؛ میوه ؛ آش ؛ شربت و ... صوابی برای آخرت خویش تحصیل می کنند . بر این اساس خروج از چهل دختران برای ما مشکل بود . چاره ای نبود باید به هر صورت بیرون می آمدیم .

img_0209.jpg

شمع ها داشت به انتها می رسید و تصمیم گرفتیم از زیر زمین چهل دختران خارج شویم . دریچه را که بلند کردیم دیدیم چندین زن و دختر در حال عبادت و زیارت کردن شاه سلیمان مشغول هستند و تا دیدند که درب باز شد شیون کنان فرار کردند .

         img_0218.jpg

 

 

 

 

 

 

 

                                                 

                                                                                             امامزاده سلیمان (ع) شهر نراق

آقای عباس کریمی در شبستان در حال قرائت قرآن بود و به ایشان مراجعه می کنند و آقای کریمی به آنها می گوید چهل دختران خرافاتی بیش نیست نترسید . زنان می گویند خودت بیا ببین و متوجه می شوی که ما اشتباه نمی کنیم .

img_0211.jpg

 آقای کریمی آمد و تا دریچه را بلند کرد گفت این که عباس پسر آقا ماشاءالله ست ؛ اینم که علی پسر اصغر برقییه و اینم احمد پسر غلامعلییه و همیطور که بیرون می آمدیم اسامی افراد را می گفت . هر فردی هم بیرون می آمد از خجالت پا به فرار می گذاشت .

image۲۹۲۷.jpg

احمد رمضانی فرزند غلامعلی اهل شهر نراق 15/12/1392

 

+نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت15:50توسط |
شهیدی از شهر نراق که زنده از اسارت عراقی ها بازگشت

 

شهیدی از شهر نراق که زنده از اسارت عراقی ها بازگشت

سال 1347 در شهر کُهن و مذهبی نراق متولد گردیدم . تیر ماه 1365 به خدمت مقدس سربازی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان دلیجان معرفی شدم .

.jpg

علی اکبر حیدری

در اوج جنگ عراق بر علیه ایران به اهواز اعزام و در لشکر مهندسی رزمی 42 قدر در قسمت تعمیرگاه وسایط نقلیه راه سازی سازماندهی گردیدم .
مدت بیست و چهار ماه که اکثرا در جبهه فعالیت داشتم بر این منوال گذشت و به دلیل پایان خدمت ، تسویه حسابم را دریافت نمودم .

image5907.jpg

فرمانده درخواست کرد به عنوان آخرین ماموریت به جبهه شلمچه اعزام و مشکل وسیله ای که به گِل نشسته است را حل و فصل کن .

تاریخ 5/4/1367 یعنی بیست و چهار روز قبل از پذیرش آتش بس ایران در جنگ تحمیلی عراق اینجانب علی اکبر حیدری به همراه دو بسیجی به اسامی احمد ... و ابراهیم لربهاری فرزند محمود از اهالی شهرستان دزفول که از مکانیک های با تجربه بودند به سمت خطوط جبهه حرکت کردیم .

scan0007.jpg

در بیست کیلومتری محور خرمشهر و محدوده جبهه های کوشک و طلائیه ، مورد تهاجم نیروهای ارتش بعث عراق قرار گرفته و به شدت مجروح و نهایتا به اسارت نیروهای ارتش بعث عراق قرار گرفتم .

احمد در لحظات ابتدایی مغزش متلاشی و به شهادت رسید و ابراهیم هم به نظرم آمد که به شهادت رسیده و لیکن پس از آزادی متوجه شدم مجروح گردیده و زنده است .

sryufy.jpg

ابتدا به شهر بندری بصره در استان بصره هدایت و ساعاتی بعد بدون مداوا و دادن آب و غذا ، به همراه اسیران دیگر با اتوبوس های تخت دار به راه آهن بصره منتقل و از آنجا با قطار به بغداد پایتخت عراق روانه گردیدیم .

2.jpg

کفن پوش حسینی ، علی اکبر حیدری

به همراه عده ای مجروح در یکی از بیمارستان های بغداد مورد پذیرش ابتدایی قرار گرفته ولیکن آنجا نیز با کمبود جا و کادر پزشکی مواجه بودیم و در نهایت به پادگان تموز متعلق به نیروی هوایی ارتش بعث هدایت شدم .

scan0008.jpg

در سوله های بزرگ که از قبل آماده شده ، استقرار یافتم و بعد به همراه تعدادی از اسرا برای اسکان ثابت به اردوگاه شماره سیزده شهر رمادیه در استان الانبارانتقال داده شدم .

تا حدود چهار ماه روی باسن حرکت می کردم تا به مرور مکان هفت گلوله ای که به بدنم خورده بود بهبود یابند . در این مقطع جنگ ، فشار عراقی ها زیاد بود و باعث اذیت و رنج بیشتری بر اسرای ایران می گردید .

1سلیمانی124.jpg
ده روز پس از ورودم به اردوگاه 13 رمادیه عراق نیروهای صلیب سرخ جهانی از این اردوگاه بازدید و نام علی اکبر حیدری در لیست اسرا ثبت و کارت اسارت به شماره 17104 دریافت و امکان مکاتبه در شرایط محدود با خانواده ام در شهر نراق مهیا گردید .

untitled-17.jpg

نفر سوم نشسته از چپ : آزاده جانباز علی اکبر حیدری


آن سوی صحنه خانواده ام پس از بیست روز اضطراب و دلهره سرانجام با آدرس موجود جنازه ی شهیدی به نام من تاریخ 25/4/1367 به نراق انتقال و پس از تشیع جنازه با شکوه در جوار دیگر قدسیان در گلزار شهدای نراق به خاک سپرده می شوم .
اربعین شهادتم ( علی اکبر حیدری) پنج شنبه مورخ 7/5/1367 از ساعت 17 الی 19 در مسجد جامع شهر نراق برگزار می شود .

image6690.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ده روز بعد تاریخ 17/5/1367 هلال احمر جمهوری اسلامی نامه بنده از عراق را به خانواده ام تحویل می دهند که همه را در بهت و حیرت فرو می برد . باور کردنش مشکل ،و بیان لحظاتش غیر توصیف است .

خانواده و دوستان و مسئولین هلال احمر در عالم شوک و ناباوری متن نامه نوشته شده من را می خوانند که نوشته ام : اینجانب علی اکبر حیدری سالم هستم و در اردوگاه رومادیه 13 عراق به سر می برم .

68.jpg


نوشته های روی سنگ قبرم را را تعویض و شهید به عنوان گمنام به جامعه معرفی می شود .
قطعنامه 598 مورد پذیرش قرار گرفت و پایان جنگ در مرداد 1369 اعلام گردید و رژیم بعث عراق از سوی سازمان ملل به عنوان متجاوز شناخته شد که باید غرامت های سنگین جنگ را بپردازد . اسرای دو کشور مبادله شدند .

image3310.jpg

تاریخ 5/6/1369 است و روز سرنوشت سازی برایم بود . به همراه سایر اسرا از مرز خسروی وارد کرمانشاه شدیم و بر خاک وطن اسلامی بوسه زده و نماز شکر به جای آوردم .
بعد از طریق هواپیما به فرودگاه مهرآباد تهران انتقال یافتم . به مدت سه روز در پادگان لشکرک در منطقه لویزان ، قرنطینه صورت گرفته و به جمع اقوامم پیوستم . ابتدا از ماجرای شهادتم هیچ خبری نداشتم تا اینکه یکی از پسر عموهایم اعلامیه ترحیمم مربوط به دو سال قبل را نشانم داد و شرح ماوقع را برایم نقل کرد .
اولین قدمگاه مورد نظرم زیارت مرقد پاک و نورانی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت آیت الله سید روح الله خمینی (ره) در بهشت زهرای تهران بود .

78214726333476309935.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 



بعد وارد زادگاهم شهر عشق و شور و نشاط یعنی نراق شدم . جمعیت انبوهی ساعت ها چشم انتظار بودند . دسته های گل بر روی شانه هایم انداختند و وارد گلزار شهدای شهر نراق شدم . به روح طیبه شهدا فاتحه ای قرائت کردم آنگاه بر مزار قبری که تا چندی پیش خودم در آن دفن بودم و اکنون شهید گمنامی در آن آرمیده است فاتحه ای قرائت کردم .


بنده اکنون با 30 درصد جانبازی به همراه همسرم سرکار خانم حسینی و فرزندم عارف حیدری از پیروان راستین مکتب اسلام هستیم و برای پیشبرد اهداف مقدس جمهوری اسلامی فعالیت داریم .

 

picture 662.jpg

آزاده جانباز علی اکبر حیدری فرزند رضا اهل شهر نراق 4/3/1391

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت21:14توسط |